شیوه های آموزشی و تبلیغ از نظر قرآن

و بشر الصابرین

بسم الله الرحمن الرحیم

آموزش و تبلیغ پیام به دیگران نیازمند مهارت های است که دانستن و به کارگیری هر یک از آنها در کامیابی و موفقیت در عرصه آموزش و تبلیغ می تواند بسیار کارآیی داشته باشد. از آن جایی که مسئولیت اصلی پیامبران پیام رسانی و تبلیغ است، به طور طبیعی توجه به شیوه های تبلیغ برای دست یابی به این موفقیت بسیار مهم و اساسی است. از همین روست که پیامبران در عرصه تبلیغ دارای مهارت های خاص و ویژه ای بودند که از آموزه های وحیانی سرچشمه می گرفت.

هم چنین پیامبران مسئولیت داشتند تا افزون بر تبلیغ پیام های الهی، به آموزش و پرورش امتها بپردازند و آنان را بر اساس فلسفه و سبک زندگی وحیانی آموزش و پرورش دهند و امتی بر اساس آن بسازند. این گونه است که مهارت هایی را نیز در این حوزه کسب کردند که می تواند سرمشق و اسوه حسنه ای برای کسانی باشد که در عرصه امت سازی گام بر می دارند و بر آن هستند ضمن تبلیغ آموزه های وحیانی در سطح جهان، با ارایه عینی تمدن نوین اسلامی این تبلیغ را از حوزه نظری به حوزه عملی و تطبیقی بکشانند. بنابراین، بهره گیری از شیوه های آموزشی و تبلیغی پیامبران بر اساس آموزه های وحیانی برای مبلغان و مسئولان نظام سیاسی ولایی بسیار مهم و سازنده است.

مهم ترین شیوه های آموزشی و تبلیغی از نظر قرآن

در آیات قرآنی ضمن بیان فلسفه زندگی، شیوه ها و روش هایی بیان شده که یا پیامبران آن را عملیاتی کرده اند، یا آن که خدا از پیامبران خواسته بود تا آن را به عنوان یک دستورالعمل درحوزه آموزش و تبلیغ به کار گیرند. برخی از مهم ترین شیوه ها و روش های آموزشی و تبلیغی که در قرآن مطرح شده است، عبارتند از :

  1. آسان گیری: اصولا برای پیشرفت هر کاری لازم است تا از ساده و آسان به پیچیده و سخت اقدام شود؛ از قدیم برای آموزش قرآن، از جزء سیم آن آموزش انجام می شود؛ چرا که کوتاه و ساده تر برای یادگیری و حفظ است. هم چنین در تبلیغ دین اسلام، تمام تلاش آن بود تا فلسفه زندگی به شکل ساده تبیین شود. از این روست که اصول سه گانه توحید و نبوت و معاد تعلیم داده می شد. این گونه است که همه پیامبران ضمن معرفی خود به عنوان پیامبران الهی آنان را به توحید دعوت و نسبت به زندگی پس از مرگ در عالم دیگر آگاه سازی می کردند. افزون بر این که همه آموزه های شریعت اسلام، آسان است؛ زیرا به طوری برنامه ریزی شده است که نوع بشر با استطاعت و توانایی های خود بتواند آن را اجرایی کند، هم چنین در آموزش و تبلیغ شریعت و احکام تلاش می شود تا با ساده و آسان آغاز و به سخت و پیچیده انتقال انجام شود؛ زیرا این گونه است که اشخاص می توانند مسایل و احکام را بیاموزند و آن را با تمرین و تکرار عادی سازی کنند و به سادگی و آسانی از انجام آن بر آیند. با نگاهی به مجموعه احکام و تکالیف و نیز شیوه ها و روش های تبلیغ و آموزش و پرورش امت می توان این حقیقت را به آسانی به دست آورد. بارها در آیات قرآنی از واژگانی چون «یسر»، «تخفیف»، «استطاعت» و مانند آن ها استفاده شده است؛ هم چنین اگر شخص در شرایط خاصی چون بیماری یا ناتوانی و مانندآنها قرار داشت، برخی از تکالیف از وی برداشته می شود و هیچ سختی یا مجازاتی نیز در میان نیست.(بقره، آیات ۱۷۸ و ۲۸۶؛ حج، آیات ۷۷ و ۷۸؛ مزمل، آیه ۲۰)
  2. معرفی سرمشق های عینی مثبت و منفی: انسان در چیزهای ناشناخته یا اصلا وارد نمی شود یا با احتیاط وارد می شود. بیش تر مردم از ورود به محیط ها و کارهای ناشناخته سرباز می زنند و کم تر خطر می کنند؛ کسانی که اهل خطر هستند نیز با احتیاط وارد می شوند که گاه همین احتیاط موجب ناکامی می شود تا جایی که مسیر برای دیگران نیز به سبب شکست آنان بسته تر و ترس نیز بیش تر می شود. اما اگر کسی یا کسانی مسیر ناشناخته را رفته و بلد راه باشند، دیگران با بهره گیری از رویه و روش آنان اقدام می کنند. یکی از شیوه های تبلیغی و آموزشی قرآنی، ارایه سرمشق های عینی از جنس بشر است تا این گونه مردم با بهره گیری از رویه و روش آنان گام در ناشناخته ها بگذارند. البته لازم است تا در این امر سرمشق های عینی مثبت و منفی معرفی شوند؛ زیرا اگر لازم است تا هدف خاصی مد نظر قرار گیرد و روش خاصی نیز ارایه شود، لازم است تا آن هدف و آثار وفواید آن بیان شود و اهداف مخالف و ضد آن نیز تبیین شود. سپس با بیان کسانی که در هدف گذاری های خویش مسیر سازنده و مفید را پیموده اند و نیز کسانی که شکست خورده اند و هدف گذاری آنان موجب آسیب شده است، در عمل مردم تشویق به حرکت در مسیری شوند که هدف مثبت با آثار مثبت مواجه بوده است؛ زیرا اگر تنها به یک هدف و روش اشاره شود، کسانی هستند که خواهان تغییر در هدف و روش هستند و حتی ضد آن را مفید و سازنده می دانند. با تبیین و معرفی سرمشق های خوب و بد و آثار رفتار و روش های هر یک می توان عمل تبلیغ و آموزش به شکل صحیح انجام داد؛ زیرا این گونه است که می توان امید داشت تا دیگران نسبت به حق گرایش یابند و از باطل گریزش؛ زیرا سرمشق های عینی مثبت و منفی به خوبی نشان می دهد که کدام یک از راه ها و اهداف می تواند دستاورد مثبت داشته باشد و کدام یک انسان را به ناکجاآباد بلکه خطر و تباهی می اندازد. از همین روست که خدا در آیات قرآنی سرمشق های عینی مثبت و منفی را معرفی کرده و نشان داده است که چگونه برخی موفق و برخی ناموفق عمل کردند. (احزاب، آیه ۲۱؛ آل عمران، آیات ۱۴۶ و ۱۴۷؛ تحریم، آیات ۱۰ و ۱۱؛ ممتحنه، آیات ۴ و ۶)
  3. استمرار رهنمودها : موفقیت در تبلیغ و آموزش مرهون استمرار و تداوم است؛ زیرا یک بار گفتن یا عمل کردن نمی تواند بسیاری را در مسیر نگه دارد، به ویژه اگر لازم باشد تا تغییراتی در فلسفه و رفتار افراد ایجاد شود، لازم است تا فعالیت های آموزشی و تبلیغی استمرار و تداوم داشته باشد. اصولا تکرار در این امور مفید و سازنده است؛ چنان که لازم است تا برای حفظ افراد در مسیر درست و ثابت، مبلغان و آموزگاران با آنان همراهی کنند تا دلسردی و زدگی پدید نیاید و افراد انگیزه حرکت و استمرار را این گونه حفظ کنند. در آیات قرآنی بیان می شود که برای ساخت فلسفه و سبک زندگی وحیانی، پیامبران نه تنها خود بارها چیزی را تکرار کرده و تذکر داده اند، بلکه پیامبران به شکل متواتری در عرصه اجتماعات حضور فعال و سازنده داشتند تا بتوانند سه گانه اصول دین اسلام را به گوش مردمان برسانند و آنان را برای آخرت و زندگی اخروی تربیت کنند.(قصص، آیه ۵۱؛ مومنون، آیه ۴۴؛ یس، آیه ۱۴؛ طه، آیه ۳) در حقیقت تواتر سازی از طریق افراد متعدد می تواند یک فلسفه و سبکی را در اذهان و اعمال مردم نهادینه کند.(همان) به هر حال، بسیاری از آیات در قرآن به مساله تذکر توجه داشته و این گونه خواهان استمرار و تداوم در عرصه تبلیغ و تعلیم هستند تا بتوانند تاثیرات مثبت را در یک دوره و بازه زمانی تحقق بخشند؛ زیرا تغییرات در نفوس هماره فرآیندی و آهسته و خزنده صورت می گیرد و امید به تغییر ناگهانی در اصل بی اساس است.
  4. اعتدال: اعتدال از ریشه عدل است. از آن جایی که عدل به معنای قرار دادن هر چیزی در جای حق خودش است که «تقدیر الهی» در لوح محفوظ برای آن رقم زده است، اعتدال به معنای مراعات کامل این حق برای هر چیزی است، به گونه ای که هیچ گونه افراط و تفریطی در آن رخ ندهد. در آموزش و تبلیغ لازم است تا با آموزگار و مبلغ در قول و فعل به این نکته توجه کند و از گفتارها و رفتارهایی که بیانگر خروج از دایره عدالت و اعتدال است اجتناب و پرهیز کند. فضایلی چون شجاعت، عفو و انفاق به دور از افراط و تفریط ، گفتار شیوا و رسا یعنی حفظ فصاحت و بلاغت و پبرهیز از درشت گویی و تندگویی و فریاد زدن، مراعات ادب نسبت به دیگران و مانند آن ها از جمله شیوه هایی است که می بایست در تبلیغ وآموزش مراعات شود.(لقمان، آیه ۱۹؛ فرقان، آیه ۶۳)
  5. تشویق و امیدآفرینی: از دیگر شیوه های موفق در این عرصه می توان به تشویق رهروان و امیدآفرینی اشاره کرد؛ زیرا بدون امیدآفرینی نمی توان افراد را در مسیرهای دور و دراز که نتیجه آن گاه در آخرت خودنمایی می کند، کاری کرد؛ زیرا بسیاری از مردم انتظار و توقع دارند تا نتایج آموزش و اعمال و رفتار خویش را به سرعت مشاهده کرده و ببینند. در حالی که بسیاری از نتایج و آثار اعمال انسان درحوزه معنوی و فرایض و تکالیف در آخرت دیده و مشاهده خواهد شد. این جا است که می بایست با تشویق و امیدآفرینی آنان را در مسیر نگه داشت و قلوب آنان را در عمل به این دسته از فعالیت ها تثبیت کرد.(کهف، آیه ۴۶) بشارت هایی که قرآن نسبت به فعالیت های معنوی و کارهای نیک و صالح بیان کرده است، همگی در همین راستا امیدآفرینی و بیان مشوق ها تا مومنان در مسیر سخت و سنگلاخ تکالیف ثابت قدم باقی و برقرار بمانند و دلسرد نشوند.(بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۷؛ توبه، آیات ۲۰ و ۲۱؛ شوری، آیه ۲۳؛ فرقان، آیات ۶۳ و ۷۵؛ آل عمران، آیه ۱۳۳)
  6. بیان تدریجی: واژه تنزیل در قرآن به معنای نزول تدریجی است که در برابر انزال دفعی و یکباره قرار دارد. هر چند که خدا قرآن را بر قلب پیامبر(ص) به شکل انزالی و یکباره نازل کرده است، ولی در مدت بیست و سه سال تبلیغ آن حضرت(ص) دوباره قرآن به شکل تدریجی نازل می شود؛ یعنی پیامبر(ص) ماموریت می یابد تا زمانی که فرمانی از سوی خدا نیامده است، آیاتی که در قلب خود دارد، بر زبان جاری کرده و تبلیغ کند. هر گونه عجله و تعجیل در این امر می تواند زیانبار باشد، از همین روست که پیامبر(ص) هماره در برخی از مسایل مهم چشم به انتظار بود و به آسمان می نگریست تا خدا فرمان دهد که آیاتی خاص را تبلیغ کند که از پیش نسبت به آن آگاهی داشته است. این روش آثار و برکاتی داشته است که از جمله آنها، تثبیت قلب پیامبر(ص) و از سوی دیگر قابلیت اجرایی هر یک از آیات با شرایط خاص نزول دوباره آن است.
  7. تبیین هدف و آثار: از مهم ترین شیوه های تبلیغی و آموزشی، بیان اهداف، حکمت ها و آثار قول و فعلی است؛ زیرا مخاطب وقتی نسبت به آثار و فواید و فلسفه چیزی آگاهی نداشته باشد، نه تنها انگیزه ای برای شنیدن ندارد، هرگز عزم عمل نخواهد داشت و اگر هم به علل وارد در کار شود، صبر و استقامت نمی ورزد و از میانه کار بر می گردد یا آن را رها می کند. از همین روست که خدا در آیات قرآنی به فلسفه احکام و اهداف و آثار آن توجه می دهد تا انگیزه و شوق برای دست یابی به هدف و آثار موجب عمل و عزم در کار شود. به عنوان نمونه لقمان می فرماید که شرک کار بدی است؛ زیرا از مصادیق ظلم عظیم و خروج از دایره عدالت است؛ انسان عاقل عالم هر چیزی را در جای حق آن قرار می دهد؛ در حالی که شرک بیانگر بی خردی و نادانی است و انسان عاقل عالم چنین نمی کند(لقمان، آیه ۱۳) یا ایشان می فرماید در رفتار و گفتار میانه روی داشته باشید؛ زیرا با فریاد زدن هم چون خران انسان نمی تواند حقانیت خود را ثابت کند، بلکه این منطق است که می تواند بیانگر حقانیت فردی باشد نه فریاد زدن.(لقمان، آیه ۱۹) وقتی حکمت های عملی لقمان مطرح می شود، همگی دارای فلسفه ای است که تبیین گر اهداف و آثار آن است. در آیات قرآنی هماره این رویه و روش و شیوه برای تبلیغ و آموزش به کار گرفته شده است.
  8. عقلانی علمی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اساسی ترین چیز در قول و فعل آن است که بر بنیاد عقلانیت و علمیت باشد؛ یعنی به دور هواهای نفسانی و ظنون علمی؛ یعنی در علم و عمل می بایست این دو عنصر عقل و علم مد نظر قرار گیرد؛ زیرا از بی خردی است که کسی در کارش بر هواهای نفسانی وارد شود و از خرد و عقلانیت استفاده نکند؛ هم چنین انسان عاقل و خردمند تا به چیزی یقین علمی نداشته باشد، وارد در کاری نمی شود. پس مبلغ و آموزگار می بایست عاقلانه وعالمانه سخن بگوید و رفتار کند تا تاثیر مثبت را بگذارد. از نظر قرآن امت جاهلی امتی است که به دور از خرد و دانش کار می کند، و امت اسلام بر مدار و محور عقل و علم عمل می کند و از هواهای نفسانی و ظنون پیروی نمی کند.(نجم، آیه ۲۳؛ اسراء، آیات ۳۶ و ۳۸) حکمت های قرآنی که در آیات گوناگون از جمله آیات سوره لقمان و سوره اسراء بیان شده است، همگی دارای ویژگی عقلانیت و علمیت است.
  9. تحریک عواطف انسانی: اصولا آموزش و تبلیغ یک ارتباط دو سویه است که بر اساس اعتماد ایجاد می شود و تاثیرگذار خواهد بود. بر این اساس ، ایجاد انس و الفت میان گوینده و شنونده بسیار مهم و اساسی است. تحریک عواطف و احساسات انسانی زمانی خواهد بود که این اعتماد وجود داشته باشد؛ از همین روست که پیامبران از همان قوم و فرهنگ بودند تا احساس برادری موجب شود تا مخاطب پذیرا آموزش و تعلیم و تبلیغ محتوای پیام باشد. بیان سخنان یا انجام رفتارهایی که عواطف را تحریک و بر می انگیزاند در شیوه آموزش و تبلیغ بسیار مهم و اساسی است.(آل عمران، آیه ۱۵۱؛ نساء، آیه ۹؛ نور، آیه ۲۲ ؛ شعراء، آیات ۱۰۶ و ۱۰۹ و ۱۴۲ و ۱۴۵ و و آیات دیگر)
  10. تمثیل و مشاهده: بسیاری از علوم و مطالب و مسایلی که در تبلیغ و تعلیم بیان می شود، ممکن است در سطح عموم مردم نباشد؛ زیرا محتوای فلسفی و عقلانی آن با عموم مردم که در سطح تفقه و پایین تر در سطح امور حسی ادراک می کنند، جز از طریق تمثیل شدنی نیست. بنابراین، بهره گیری از مثال هر چند که ممکن است رهزن باشد، ولی یکی از روش هایی است که می تواند مخاطب در سطح عام را با محتوای بلند و معارف و علوم عقلانی آشنا و نزدیک سازد. از همین روست که بخشی از معارفی که در قرآن بیان شده از طریق تمثیل و بیان امثال است.(بقره، آیه ۲۶؛ عنکبوت، آیه ۴۳؛ روم، آیه ۵۸؛ زمر، آیه ۲۷) در همین راستا گاه لازم است تا اشکال و اموری که قابل مشاهده است در اختیار مخاطب قرار گیرد تا بتواند مطالب را بفهمد و به عمق و ژرفای آن نزدیک شود هر چند که ممکن است هرگز به بطون و ملکوت آن دسترسی پیدا نکند.(بقره، آیات ۷۳ و ۷۴ و ۲۵۸ و ۲۵۹)
  11. طرح پرسش: یکی از راه های ایجاد تفکر و تدبر و تعقل و تفقه در افراد ایجاد پرسش و طرح سوال است؛ زیرا تا زمانی که پرسشی مطرح نشود، شخص دنبال پاسخ نخواهد بود. از آن جایی که اکثریت مردم دغدغه معیشت دارند کم تر دنبال مباحث فلسفی هستند و از خود درباره این که هدف از آمدن و آفرینش چیست و چرا و چگونه می بایست زندگی کنند؟ نمی پرسند. ایجاد درگیری و دغدغه ذهنی در میان این افراد تنها از طریق طرح سئوال و پرسش است تا برای پاسخ جویی به سراغ عالمان عاقل بروند. به سخن دیگر، بر عالم عاقل است تا با طرح سوال در باره اموری که برای اکثریت مردم اصلا سوال نیست، آنان را گرفتار پاسخ خواهی کنند.(بقره، آیه ۲۸؛ انعام، آیات ۱۴ و۱۹ و ۳۲ و آیات دیگر)
  12. مقایسه عقلی: هر انسانی حقایق ساده را به سبب دارای فطری خویش می فهمد. در فطرت هر انسانی نوعی نرم افزار هدایتی است که قابلیت تشخیص حق و باطل و گرایش به حق و گریزش از باطل را دارد.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ طه ، آیه ۵۰) این نرم افزار می تواند به عنوان یک شاخص شناسی مورد استفاده برای مبلغان و معلمان باشد، به این گونه که آنان را به امور ساده عقلی که تناقض و تضاد در آن ها به سادگی قابل مشاهده است، ارجاع دهند. به عنوان نمونه ارجاع مقایسه ای میان علم و جهل، خوب و بد، زشت و زیبا ، شب و روز، بالا و پست و مانند آن ها تا خود به اندیشه و قضاوت بپردازند و حقایق علمی برایشان روش شود و روش و رفتار خویش را بر اساس چنین معادلات مقایسه ای تغییر دهند یا تعیین کنند.(نساء، آیه ۹۵؛ غافر، آیه ۵۸؛ فصلت، آیه ۳۴، حشر، آیه ۲۰؛ مائده، آیه ۱۰۰)
  13. وجدان و فطرت: یکی دیگر از روش های الهی برای انتقال پیام به مخاطب و شنونده، بهره گیری از فطرت و بیدار کردن آن است؛ زیرا حتی اگر کسانی آن را دفن و دسیسه کرده باشند(شمس، آیات ۷ تا۱۰) می توان آن را بیدار کرد و از زیر خاک سیاه گناه بیرون آورد و فطرت را دوباره فروزان کرد تا بتواند به عنوان نور الهی عمل کند. ارجاع به فطرت و بیدار کردن وجدان از راه هایی است که خدا و پیامبران به کار گرفته اند.(بقره، آیه ۲۶۷) البته مقایسه های که در آیات قرآن میان خوب و بد و زشت و زیبا و مانند آنها صورت گرفته همگی در همین راستا بهره گیری از فطرت و وجدان یا بیدار کردن آن است.(نساء، آیه ۹۵ ؛ غافر، ایه ۵۸ و آیات دیگر)