شیوه بندگی و آداب آن

بسم الله الرحمن الرحیم

همان گونه که در سخنوری و سخندانی دو مولفه و عنصر محتوایی و شکلی می بایست مورد توجه قرار گیرد تا سخن به تمامیت کمالی در بلاغت و فصاحت ادا شود و سخندان و سخنور می بایست واژگان و کلماتی را برگزیند که در بلاغت و محتوا ، رسا باشد و محتوا را به تمام کمال برساند و در فصاحت و شکل نیز، شیوا و زیبا باشد؛ هم چنین در بندگی می بایست افزون بر بلاغت و محتوای بندگی، به آداب و شیوه بندگی توجه داشت تا در ساختاری زیبا آن محتوای ارایه شود. از همین روست که در آموزه های وحیانی قرآن، افزون بر انجام اعمال مهم و اساسی بندگی چون نماز، روزه، حج، اعمال نیک احسانی و اکرامی، از بندگان خواسته شده است تا به گونه ای آن را به جا آورند که برخوردار از آداب و شیوه زیبا باشد و از نظر شکلی نیز از تمامیت کمالی برخوردار شود. در آموزه های وحیانی قرآن، اگر هدف و غایت قصوای هر عمل عبادی، تقرب الی الله قرار داده شده است، ولی از بندگان خواسته شده تا آن عمل را به شیوه و آدابی به جا آورند که از نظر شکلی نیز زیبا و پسندیده باشد و نشانه های بندگی از همه ابعاد و زوایا آن به چشم آید. بنابراین، بندگان خدا می بایست همانند گدایان که شیوه گدایی می دانند، شیوه بندگی را بیاموزند و به آن عمل کنند تا جنبه زیباشناختی آن نیز ظهور و بروز کند. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن، بر آن است تا شیوه و آداب بندگی را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

دو نگاه متناقض در شیوه بندگی

اگر به ادبیات عرفانی شاعران ایرانی نگاهی گذرا داشته باشید، دو نگاه متضاد و متناقض را می توان شناسایی و ردگیری کنید که یکی اصولا جز محتوای عبادی و بندگی به هیچ شکلی اعتقادی ندارد و بر این باور است که خدای کریم به سبب مقام کرامت خویش که بی درخواست و پرسشی و نیز هیچ انتظار و توقع شکری نیازهای بندگان را برآورده می سازد ، نیازی نیست تا جز اصل بندگی چیزی را همراه سازیم؛ بنابراین، حتی بندگی قلبی کفایت کند و خدا به دل و قلب بندگان توجه دارد نه رفتار آنان؛ زیرا آن چه مهم و اساسی است نیت است نه چیز دیگر. پس اگر قلبی خالص و با صفا باشد، دیگر نیازی نیست که مثلا حجاب را رعایت کند یا نمازگزارد و روزه ای بگیرد؛ زیرا این دل و قلب بنده است و در بندگی کم نمی گذارد. بسیاری حتی به شعر مولوی و داستان موسی(ع) و شبان استناد می کنند که گویی وحی منزل است و می بایست بر اساس عمل و رفتار بندگی را سامان داد و نیازی نیست که به سخنان عالمان اسلامی و فقیهان شریعت مراجعه کرد تا آداب و شیوه بندگی را آموخت و بدان عمل کرد.

مولوی می سراید:

هر کسی را سیرتی بنهاده‌ام / هر کسی را اصطلاحی داده‌ام

در حق او مدح و در حق تو ذم/ در حق او شهد و در حق تو سم

ما بری از پاک و ناپاکی همه/ از گرانجانی و چالاکی همه

من نکردم امر تا سودی کنم/ بلک تا بر بندگان جودی کنم

هندوان را اصطلاح هند مدح/ سندیان را اصطلاح سند مدح

من نگردم پاک از تسبیحشان/ پاک هم ایشان شوند و درفشان

ما زبان را ننگریم و قال را/ ما روان را بنگریم و حال را

ناظر قلبیم اگر خاشع بود/ گرچه گفت لفظ ناخاضع رود

زانک دل جوهر بود گفتن عرض/ پس طفیل آمد عرض جوهر غرض

چند ازین الفاظ و اضمار و مجاز/ سوز خواهم سوز با آن سوز ساز

آتشی از عشق در جان بر فروز/ سر بسر فکر و عبارت را بسوز

موسیا آداب‌دانان دیگرند/ سوخته جان و روانان دیگرند

حافظ می سراید:

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن/ که دوست خود روش بنده پروری داند

گروهی بر این باورند که همان گونه که محتوا می بایست سدید چون سدی استوار باشد و از نظر برهان و منطق و عقلانیت کم نداشته باشد(نساء، آیه ۹؛ احزاب، آیه ۷۰) هم چنین باید از نظر شکلی ، از زیباشناختی بی بهره نباشد و آداب و شیوه های آن مراعات شود؛ زیرا عدم توجه به آداب و شیوه گاه حتی به محتوا ضربه و زیان اساسی می رساند و مطلوب را برآورده نمی سازد؛ چنان که حافظ می سراید: هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد. از این روست که به شکل ضرب المثل گفته می شود: هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد.

اهمیت شیوایی و زیبایی در بندگی

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن می توان دریافت که نمی توان به سبب محتوا از شکل درگذشت و آن را نادیده گرفت؛ زیرا حفظ ظاهر برای حفظ باطن لازم و ضروری است و حتی در همین سازه های انسانی همچون اتومبیل و خانه، افزون بر استواری بر زیبایی نیز توجه می شود تا ظاهری زیبا و شکیل داشته باشد.

اصولا همه اعمال عبادی که در قرآن بیان شده نه تنها به حوزه محتوا توجه دارد، بلکه به شکل و ظاهر آن نیز توجه داده شده است. بسیاری از شرایط و جزئیاتی که برای نماز و روزه و حج بیان شده است، ناظر به جنبه زیباشناختی افزون بر محتوا است. از این روست که در روایات نیز توجه خاص به شیوه عبادت و اعمال عبادی شده و مجموعه ای آداب نماز و روزه و حج و مانند آن ها بیان شده است.

از نظر قرآن، زینت ها و آرایه ها نقش مهم و اساسی در کارها دارد و نمی توان آن را نادیده گرفت؛ توجه به جمال و زیبایی هر چیزی به سبب چشم نوازی آن می بایست برای انسان مهم و ارزشمند باشد و تنها به محتوا بسنده نکنند. به نمونه خداوند در باره بهره گیری از زینت ها در زندگی از جمله هنگام رفتن به مسجد برای عبادت می فرماید: یَا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ؛ … قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا خَالِصَهً یَوْمَ الْقِیَامَهِ کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ؛ ای فرزندان آدم زینت ها و آرایه ها خود را در مسجد و هر عبادی از جمله نماز برگیرد… اى پیامبر بگو: زینت ها و زیورهایى را که خدا براى بندگانش پدید آورده و نیز روزیهاى پاکیزه را چه کسى حرام گردانیده است؟ بگو: این آرایه ها و نعمتها در زندگى دنیا براى کسانى است که ایمان آورده‏ اند؛ و روز قیامت نیز و خالص و خاص آنان است و دوزخیان از آن بهره ای ندارند؛ ما این گونه آیات خود را براى گروهى که مى‏ دانند به روشنى بیان مى ‏کنیم. (اعراف، آیات ۳۱ و ۳۲)

از نظر قرآن، حتی در قربانی کردن یا هر عمل عبادی که خدا فرمان می دهد می بایست به جنبه زیباشناختی آن توجه شود و گاوی ذبح شود که نگاه به آن موجب شادی و سرور انسان می شود؛ از همین روست که در ذبح گاو می فرماید: قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَهٌ صَفْرَاءُ فَاقِعٌ لَوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِینَ ؛ گفتند: از پروردگارت بخواه تا بر ما روشن کند که رنگش چگونه است؟ گفت: وى مى‏ فرماید: آن ماده گاوى است زرد یکدست و خالص که رنگش بینندگان را شاد و مسرور مى ‏کند. (بقره، آیه ۶۹)

اصولا خداوندی که جمیل است در هر کاری، جمال و زیبایی را دوست می دارد، و خود نیز این گونه آفریده ها را در کمال استواری محتوایی و زیبایی شکلی آفریده است.(نحل، آیه ۶؛ صافات، آیه ۶ و آیات دیگر)

بر همین اساس، که خدا از بندگان می خواهد در هر کاری از سخن گفتن تا عمل رفتاری و سازه ها نه تنها به استواری و استحکام بلکه به حوزه زیباشناختی آن توجه داشته باشند و آداب و شیوه مناسب هر چیزی را بیاموزند و بر اساس آن عمل و رفتار کنند.

مهم ترین شیوه و آداب بندگی و عبادت

از همین روست که در اسلام برای هر عمل عبادی شیوه و آدابی بیان شده است که باید مراعات شود. کسی که شیوه بندگی را بداند و بر اساس آن عمل کند، به نتایج بهتری می رسد. بنابراین در اسلام برای انجام بهتر و زیباتر هر عمل عبادی شیوه و آداب خاصی قرار داده شده است که از جمله می‌توان به ابتهال، تضرع، تبتل، در کنار شرایطی چون خلوص، اعتدال، عالمانه بودن عبادت، صبر بر عبادت، خشوع، طهارت و زمان و مکان عبادت اشاره کرد.

  1. ابتهال: یکی از مهم ترین آداب و شیوه عبادت و بندگی آن است که بنده در نزد خداوند با حالت ابتهال برود. خدا به پیامبرش فرمان می دهد و می فرماید: فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ؛ پس هر که در این باره پس از دانشى که تو را حاصل آمده با تو محاجه کند بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم سپس ابتهال و مباهله کنیم و لعنت‏ خدا را بر دروغگویان قرار دهیم. (آل عمران، آیه ۶۱)

واژه « ابتهال» از «بهل» به معنای تضرع و زاری کردن است؛ و در قول خداوند گفته می‌شود: «ثم نبتهل» یعنی: خالصانه دعا کنیم. (اسماعیل جوهری، الصحاح، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۹۸۷ م، ماده «ب ه ل».) ابن فارس (م ۳۹۵ ه) می‌گوید: «بهل» به سه معنا آمده است: اول: به معنای تخلیه و آزادکردن؛ دوم: نوعی دعاست؛ سوم: کمبود آب را گویند. معنای دوم، تضرع و ملتمسانه و عاجزانه دعا کردن است. واژه «مباهله» نیز به همین معنا است؛ زیرا دو نفر که مباهله می‌کنند، هر کدام به طرف مقابل نفرین می‌کند و درخواست عذاب و بلا می‌نماید. در قرآن «ثم نبتهل…» به همین معنا آمده است. (احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، بیروت، دارالکتاب العربیه، ماده «ب ه ل».)

یکی از آداب نماز ، ابتهال و گردن حالت ابتهال است. گفته اند مراد از آن بلند کردن دستها به سوی آسمان هنگام دعا است . به سخن دیگر، شیوه و آدابی برای نماز گزار بیان شده که یکی از آن ها ابتهال است؛ زیرا دعا کننده حالات مختلفی همچون حالت شوق، حالت خوف و غیر آن دارد. در روایات برای هر حالت از حالات دعا کننده در نحوه قرار گرفتن دستهای وی شکلی خاص بیان شده‌است. در روایات حالت ابتهال هنگام جاری شدن اشک مورد توصیه قرار گرفته است و آن بدین گونه است که دعا کننده دستهای خود را تا حدّی که از سر بگذرد به سوی آسمان بلند و دعا می‌کند. از همین رو، ابتهال هنگام جاری شدن اشک مستحب است.(نگاه کنید: وسائل الشیعه ج۷،‌ ص۴۸؛ جواهر الکلام ج۱۰، ص۳۶۹-۳۷۱؛ کشف الغطاء ج۳، ص۴۹۸؛ فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۱،‌ص۲۲۸-۲۲۹) در روایات است که ائمه (ع) در نماز نه تنها زرد رو می شدند بلکه گریان بودند. از امام رضا (ع) روایت شده است: کان فیما ناجی الله به موسی علیه السلام انه ما تقرب الی المتقربون بمثل البکاء من خشیتی؛ در آن چیزهایی که خداوند با موسی (ع) مناجات کرد آمده است: تقرب جویندگان به سوی من به چیزی مانند گریه از خوف من، به من نزدیکی پیدا نمی کنند.( بحار الانوار، ج ۱۳، ص ۳۴۹.) امام علی (ع) در این باره می فرماید: و لو ان عبداً بکی فی امهٍ لرحم الله تعالی ذکره تلک الامه لبکاء ذلک العبد؛ اگر یک بنده در میان امتی گریه کند، خدای متعال همه آنها را برای گریه آن یک نفر مورد رحمت قرار می دهد.( بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۳۳۶.) همچنین امام صادق (ع) می فرماید: و لو ان باکیا بکی فی امه لرحموا؛ اگر در میان مردم یک نفر گریان باشد، همه آنها مورد رحمت قرار می گیرند.( وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۱۷۸.) امام باقر (ع) می فرماید: ما من قطره احب الی الله عز و جل من قطره دموع فی سواد اللیل مخافه من الله لایراد بها غیره؛ هیچ قطره ای نزد خداوند متعال محبوب تر از قطره اشکی که در تاریکی شب از ترس خدا بریزد و جز خداوند چیز دیگری در آن منظور نباشد، نیست.( کلینی، کافی، ج ۲، ص ۴۸۲) امام علی (ع) فرمود: البکاء من خشیه الله ینیر القلب؛ گریه از ترس خداوند، قلب را روشن می گرداند.( آمدی تمیمی، عبدالواحد، غررالحکم، ج ۲، ص ۱۹۲) امام (ع) می فرماید: بکاء العیون و خشیه القلوب من رحمه الله تعالی…”؛ گریه چشم ها و خشیت قلب ها ناشی از رحمت الهی است.( بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۳۳۶) در حالات امام موسی بن جعفر (ع) آمده است: آن حضرت همیشه از خشیت خداوند گریه می کرد، تا ریش آن حضرت از اشکش تر شود.( بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۳۳۶) در روایت آمده است خدای تعالی به حضرت عیسی (ع) فرمود: یا عیسی! ابک علی نفسک فی الصلاه”؛ ای عیسی! هنگام نماز بر نفست گریه کن.( بحار الانوار، ج ۱۴، ص ۲۹۰) راوی می گوید: از امام صادق (ع) در باره گریه کردن در نماز سؤال کردم، آیا گریه نماز را باطل می کند؟ فرمود: اگر گریه برای یاد بهشت یا جهنم باشد، از بهترین اعمال در نماز است.( وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۱۲۵۱.)

  1. تبتل : تبتل حالت انقطاع از غیر خدا است. البته در رفتار تبتل به شیوه ای خاص به نمایش گذاشته می شود. از این رو، آن را به عنوان حالتی در بندگی دانسته اند. به سخن دیگر، تبتل حالتی در شیوه بندگی است. خدا می فرماید: وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا ؛ و نام پروردگار خود را یاد کن و تنها به او بپرداز. (مزمل، آیه ۸) این واژه مصدر باب تَفعُّل و از مادّه «ب ت ل» به معنای قطع کردن، جدا کردن و ممتاز ساختن است. احتمالاً اصل این واژه سُریانی، و به معنای خود را وقف خدا کردن به شیوه رهبانی است. (فیروزآبادی، ترتیب القاموس المحیط، ذیل «ب ت ل »؛جوهری، الصحاح:تاج اللغه و صحاح العربیه؛ ذیل «بتل ». )

البته در فرهنگ اسلامی، بَتول، لقب حضرت فاطمه و مریم علیهماالسلام ، به معنای زنی است که شهوت و نکاح را ترک کرده یا از امور دنیوی کناره گرفته است. هم چنین به نخلی که قلمه ای را از آن جدا کرده باشند، بتول یا مُبْتِل و قلمه آن نخل را که دیگر نیازی به نخل مادر ندارد، بَتیل می نامند. بر همین اساس در فرهنگ عرفانی اسلامی، زاهد عابد را نیز مُتَبَتِّل گویند، زیرا از غیر خدا بریده و کار خود را برای خدا خالص کرده است. از همین رو، در تفاسیر عرفانی نیز تبتّل به معنای «انقطاع تام از هرچه غیر حق » آمده است.( ازهری، تهذیب اللغه، ذیل «بتل »؛ فراهیدی، کتاب العین، ذیل «بتل »؛ زمخشری، اساس البلاغه، ذیل «ب ت ل»)

در قرآن کریم تبتّل یک بار به کار رفته است و بسیاری از مفسران آن را اخلاص در دعا یا در عبادت معنا کرده اند. برخی مفسران نیز معانی دیگری ذکر کرده اند، از جمله توکل، رها کردن دنیا، جلب کردن رضای خدا و انقطاع از غیر حق برای طاعت و عبادت. ( زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل ج۴، ص۶۳۹؛ ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجنان و روح الجنان ج۵، ص۴۱۸ـ۴۱۹؛ سیوطی، ج۶، ص ۲۷۸؛ طبرسی، ج۱۰، ص۵۶۸؛ قشیری، لطائف الاشارات ج۳، ص۶۴۳.)

فخررازی ضمن آوردن همه این معانی، تنها معنای اخیر را درست می داند و می گوید که بریدن از همه چیز، جز در مقام محبت به پروردگار حاصل نمی شود. (فخر رازی، التفسیر الکبیر ج۳، ص۱۷۸ـ ۱۷۹.)

حالت تبتل در فرهنگ اسلامی، یکی از شیوه های بندگی و عبادت است که مستحب دانسته شده است. از ائمه علیهم السلام نقل شده که تبتّل به معنای «دست تضرع و زاری به درگاه خدا برآوردن » است. در روایتی آمده است که مراد از تبتّل بلند کردن و حرکت دادن انگشت نشان دست چپ و یا انگشتان به آرامی به طرف بالا و پایین در هنگام دعاست. این حرکت انگشتان که به معنای بریدن از همه جا و تنها روی آوردن به سوی خداست، شاید از مظاهر ظاهری تبتّل و انقطاع باطنی و قلبی باشد. از همین روست در آداب و شیوه نمازگزاری از تبتل به این معنا در باب صلات سخن گفته شده است. (کلینی، اصول کافی ج۲، جزء۴، ص۲۳۰ـ ۲۳۲؛ وسایل الشیعه، ج۷، ص۴۹؛ بحارالانوار، مجلسی، ج۹، ص۳۳۷ـ ۳۳۸.)

در روایات براى دعا کننده برحسب حالات وى کیفیتهاى گوناگونى ذکر شده است که حالت تبتل و انقطاع از جمله آنها است. دعاکننده در این حالت با یک انگشت- که در برخى روایات، انگشت سبابه دست چپ ذکر شده به- بالا و پایین اشاره مى‌ کند. (جواهر الکلام ج۱۰، ص۳۶۹)

البته در برخی احادیث تبتّل به معنای ترک ازدواج به منظور عبادت به کار رفته که اسلام آن را نهی کرده است، چنانکه پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم فرموده اند: «لارَهبانیه ولا تبتّلَ فی الاسلام ». (ابن ماجه، سنن ابن ماجه ج۱، ص۵۹۳؛ ابن حنبل، مسند احمدبن حنبل ج۶، ص۱۲۵؛قرطبی، الجامع لاحکام القرآن ج۱۰، جزء۱۹، ص۴۴.)

همچنین بنا بر روایتی، زنی نزد امام محمدباقر علیه السلام گفت که مُتَبَتِّله است یعنی ازدواج را ترک کرده است. امام علیه السلام او را از این کار نهی کردند و گفتند که اگر ترک ازدواج فضیلت بود فاطمه علیهاالسلام بر این کار سزاوارتر بودند. (بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۱۹؛ وسایل الشیعه، ج۲۰، ص۱۶۵.)

  1. تضرع: از دیگر آداب و شیوه های مهم بندگی تضرع است. خداوند از انسانها خواسته و دعوت کرده که در هنگام دعا و عبادت حالت تضرع داشته باشید. خدا می فرماید: ادعوا ربکم تضرعـا و خفیه؛ پروردگار خود را (آشکارا) از روی تضرّع، و در پنهانی، بخوانید!(اعراف، آیه ۵۵) برخی گفته اند که تضرع که به معنای خضوع و خشوع است که زمینه هایی دارد که موجب تضرع به درگاه الهی می شود. البته باید گفت که تضرع غیر از خشوع و خضوع است؛ هر چند که از نظر معنایی و مفهومی به هم نزدیک هستند. از نظر قرآن، کسانی که در سختی و مشکلاتی قرار می گیرند و هیچ گونه اسباب و وسیله ای برای رهایی نمی یابند، در حالتی قرار می گیرند که ناچار می شوند ذلیلانه در حالی که گریان هستند و راه گریزی ندارند، به کسی هم چون خدا متوسل می شوند، چنین حالتی را تضرع می گویند که به طوری طبیعی خضوع و خشوع قلبی و جوارحی و جوانحی با گریه و زاری و انابه همراه است. پس تضرع چنین حالتی را می گویند. در شیوه بندگی و عبادت باید این حالت مد نظر قرار گیرد و انسان خود را در برابر خدا این گونه فقیر و عاجز و ناتوان و ذلیل احساس کند تا بتواند در دعا و نیایش به مقصود و مقصد برسد و اجابت از خدا را داشته باشد.
  2. خلوص: قبولی عبادت به میزان خلوص بنده در عبادت مرتبط دانسته شده است. علامه طباطبایی خلوص را به معنای اینکه درانجام عمل به غیر خدا مشغول نشود و در عملش کسی را شریک خدا نداند، تعریف کرده است و معتقد است زمانی عبادت خالصانه خواهد شد که نه به امید دریافت پاداش و نه از ترس عقوبت انجام گیرد.( طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۲۶) انجام خالصانه عبادت موضوعی است که در بیش از ۵۰ آیه قرآن مورد تأکید قرار گرفته شده است. در جوامع روایی نیز خلوص را به عنوان یکی از شرایط قبولی عبادت قرار داده و از ارتباط با شخصی که قصد کسب شهرت با عبادت را دارد، حذر داده‌اند.[( مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۶۷، ۲۵۶)
  3. اعتدال: از جمله آداب وشیوه های بندگی و عبادت مورد تأکید در انجام اعمال عبادی، رعایت اعتدال و میانه‌روی است. مفسران با استناد به این فراز آیه ۱۱۰ سوره اسراء «وَابْتَغِ بَینَ ذَٰلِک سَبِیلًا» که تأکید بر خواندن نماز در میان دو حالت جهر و اخفات است، آن را الگویی برای همه اعمال و رفتار آدمی به ویژه در عبادات قرار داده‌اند.( طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۳، ص۲۲۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۲، ص۳۲۹؛ سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۲۰۶-۲۰۸؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰، ج۲۱، ص۴۱۹-۴۲۰.) رعایت اعتدال در عبادت در ضمن داستان‌هایی در روایات نیز مورد تأکید قرار گرفته است؛( الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۳. ) در این روایات، دین اسلام دین اعتدال و میانه روی معرفی شده که باید تمام رفتار و کردار یک مسلمان نیز طبق این روش صورت گیرد. بر طبق روایات یکی ثمرات اعتدال در عبادت، ایجاد شوق و عدم کسالت در عبادت خواهد بود؛( بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۶۸، ص۲۱۳. )موضوعی که در آیه ۱۴۲ سوره نسا به آن اشاره شده است. پیامبر اسلام(ص) ضمن روایتی از تحمیل عبادت به بندگان خدا در حالی که کراهت دارند نهی می‌کند و آن را مانند سوار درمانده‌ای می‌بیند که نه مسافتی پیموده و نه مرکبی به جا گذاشته است.( الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۸۶. ) امام علی(ع) نیز در حکمت ۲۸۵ نهج‌البلاغه بر ترک انجام مستحبات در صورتی که به واجبات ضرر می‌زند، تأکید می‌کند.
  4. عالمانه‌بودن عبادت: انجام اعمال عبادی از روی علم و آگاهی همراه با تفکر یکی از شرایط کمال عبادت و قبولی آن قرار داده شده است.( فیض کاشانی، محجه البیضاء، ۱۳۸۳ق، ج۱، ص۳۶۶. ) در قرآن از انجام عبادت و نماز در حالی که هوشیاری و آگاهی وجود ندارد نهی کرده است.(نساء، یه ۴۳) در روایات عبادت انسان جاهل را مانند حرکت حیوان آسیاب توصیف کرده و دو رکعت نماز عالم را از هفتاد رکعت نماز جاهل برتر دانسته است؛(مفید، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ۲۴۵. ) در این متون نتیجه دادن عبادت را که از جمله آن آمرزش گناهان است، مشروط به انجام آن از روی علم و تفکر می‌دانند.( الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۲۶۶.) در حدیث دیگری است:« عابدی که از روی فهم و درک عبادت نکند.همچون الاغ آسیاب حرکت می کند، ولی درجا می زند و پیش نمی رود.»
  5. صبر بر عبادت: یکی از شرایط انجام اعمال عبادی داشتن صبر و تحمل در راه طاعت خداوند است. در آیه ۶۵ سوره مریم خطاب به پیامبر اسلام(ص) دعوت به خویشتن‌داری بر عبادت خداوند می‌کند. در روایات نیز یکی از انواع صبر را صبر بر طاعت و بندگی خداوند دانسته‌اند.( الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۹۱)
  6. خشوع و خضوع: از دیگر آداب و شرایط عبادت، داشتن حالت باطنی خضوع و خشوع در هنگام انجام اعمال عبادی است. خشوع در عبادت را به نهایت افتادگی و کوچکی نسبت به عظمت خداوند تعبیر کرده و ارزش یک عمل عبادی را به خاضعانه و خاشعانه بودن آن مرتبط دانسته‌اند.( خمینی، آداب الصلاه، ۱۳۷۸ش، ص۱۷) قرآن کریم یکی از صفات مؤمنین را خواندن نماز در حالت خشوع بیان کرده(مؤمنون، آیه ۲) و بر طبق روایات اعمال بنده زمانی عنوان عبادت به خود می‌گیرد که با خشوع و خضوع انجام شود.( بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۸۱، ص۲۳۰.) در قرآن کریم قساوت قلب را به عنوان یکی از موانع خشوع و خضوع انسان در مقابل ذکر خداوند بیان کرده است.( حدید، آیه ۱۶) به هر حال، از شیوه بندگی آن است که ظاهر و باطن از خشوع و خضوع برخوردار باشد و نشانه تذلل در بنده دیده شود. این شیوه بندگی در نظر قرآن است.
  7. طهارت: از نظر قرآن همان طوری که طهارت باطنی نیاز بنده است، ولی نمی توان از طهارت ظاهری غافل شد. اصولا کسی که به ظاهر نمی رسد باطن وی ممکن است متاثر از ظاهر آلوده شود. بر همین اساس، هر چند دست یابی به بطون معارف قرآنی نیازمند طهارت باطنی است ولی لازم است که این طهارت باطنی با طهارت ظاهری همراه شود. (واقعه، آیات ۷۸ و ۷۹) در آموزه های وحیانی قرآن، انجام بسیاری از اعمال عبادی را مستلزم داشتن طهارت کرده‌اند. آیه ۴۳ سوره نساء خواندن نماز را به شرط داشتن طهارت جایز می‌داند و در دیگر آیات طهارت مکان عبادت و مساجد را از وظایف متولیان امور مذهبی دانسته است.( بقره، آیه ۱۲۵؛ حج، آیه ۲۶. ) مکان و زمان عبادت نیز از عوامل مهم تأثیر عبادت محسوب شده است. در روایات و سیره اهل بیت(ع) آمده است برای عبادت خود مکانی را در خانه مهیا کرده بودند و در زمان‌های خاصی از شبانه روز وقت خود را برای عبادت و نیایش قرار می‌دادند.( برقی، محاسن، ۱۳۷۱ق، ج۲، ص۶۱۲)