شیعه در مکتب فاطمی(س)

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

هر کسی اگر ادعای داشته باشد باید آن را اثبات کند. کسی که مدعی محبت و مودت اهل بیت عصمت و طهارت(ع) و شیعه و پیرو آنان است، باید این ادعا را با عملش به اثبات برساند. فاطمه(س) خود را شیعه امیرمومنان امام علی(ع) می داند، از همین روست که در قول و فعلش نشان می دهد تا چه اندازه پیرو است و در همین را نیز به شهادت می رسد و نخستین شهید راه ولایت می شود. نویسنده با مراجعه به سنت و سیره حضرت فاطمه(س) بر آن است تا حقیقت شیعه بودن از منظر و نگرش فاطمی(س) را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

فاطمه(س) قرآن مجسم

قرآن کتاب هدایت و راهنمای بشر است. قرآن دارای آموزه های معرفتی و دستوری است. این کتاب الهی و وحیانی بر آن است تا فلسفه زندگی را برای انسان تبیین کرده و سبک زندگی را بر اساس آن فلسفه سامان دهد. از همین روست که در این مقام تبیان کل شی است و هر چیزی را به تمام و کمال روشن نموده است.(نحل، آیه ۸۹)

از آن جایی که برای بیش تری مردم دریافت فلسفه و سبک زندگی قرآنی دشوار است، خداوند پیشوایان و اسوه های حسنی را انتخاب نموده است تا مردم با نگاه به سبک زندگی آنان بتوانند به همان مقاصدی برسند که مطلوب و مقصود از بعثت پیامبران و ارسال رسولان و انزال کتب آسمانی است؛ زیرا بخش معرفتی و فلسفی آموزه های وحیانی برای بسیاری سخت یاب یا دریاب است؛ اما مردم می توانند با بهره گیری از سبک زندگی پیشوایان به شکل عملی به همان معارف دست یابند. از همین روست که خداوند در آیات قرآنی اسوه هایی را برای مردمان معرفی می کند که پیامبر(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) در اوج قرار می گیرند و به دلیل عصمت و طهارتی که فهم و عمل و انگیزه دارند می توانند بی هیچ اما و اگری سرمشق قرار گیرند.(احزاب، آیات ۲۱ و ۳۳)

خداوند در آیات قرآنی از جمله ۵۵ سوره مائده، ۵۹ سوره نساء و نیز آیات سوره انسان و مانند آنها بر است تا بیان کند که اینان به عنوان مومنان به تمام و کمال می توانند سرمشقی برای همگان به ویژه آنانی باشند توانای ادراکی و فهم آنان نسبت به معارف بلند وحی بسیار اندک و ضعیف است و نمی توانند تلقی و فهم درستی از آن ها داشته و فلسفه زندگی خود را ترسیم و تصویر کنند و بر اساس آن سبک زندگی خویش را سامان دهند. پس توده های مردم می توانند با مراجعه به سبک زندگی قرآنی این پیشوایان که اولیای معصوم هستند سبک زندگی قرآنی را به دست آورند و به کمالات و سعادت در دنیا و آخرت دست یابند.

بر اساس همین آیات پیش گفته این اولیای الهی از جمله حضرت فاطمه زهرا(س) بهترین سرمشق برای بشریت هستند؛ چرا که آنان تجسم قرآن هستند. خداوند و پیامبر(ص) بارها حضرت فاطمه زهرا(س) را به کمالات ستوده و پیامبر(ص) ایشان را به عنوان سرور زنان و سیده النساء در عالمین و جهانیان معرفی می کند. پس آن حضرت(س) هم در دنیا و هم در آخرت بر همه هستی سروری دارد و در مقام مظهر اتم و اکمل الهی قرار می گیرد.

فاطمه(س) مفسر قرآن

آن حضرت(س) همان گونه که تجسم آیات قرآنی و همان قرآن ناطق است چنان که امیرمومنان علی(ع) و دیگر پیشوایان معصوم از اهل بیت عصمت و طهارت(ع) هستند، هم چنین مفسر و مبین قرآن نیز است. با آن که قرآن مبین و تبیان و روشن است(نحل، آیه ۸۹)، ولی شکی نیست که قرآن قول ثقیل (مزمل، آیه ۵) نیز است؛ از همین روست که درک و فهم آنان مردم سخت و دشوار خواهد بود. از همین روست که نیازمند تعلیم پیامبر (ص) است تا مفاهیم بلند آن را به مردمان آموزش دهد.(بقره، آیات ۱۲۹ و ۱۵۱؛ جمعه، آیه ۲)

خداوند به صراحت پیامبر(ص) را مسئول تبیین و تفسیر قرآن معرفی می کند و می فرماید: بِالْبَیِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ ؛ با دلایل و حجت هاى روشن و کتاب ها و نوشته های پندآموز فرستادیم‏، و این ذکر- یاد و پند قرآن- را به تو فروفرستادیم تا براى مردم آنچه را که به سوى آنان فروفرستاده شده است روشن بیان کنى و توضیح دهی و تا شاید بیندیشند.(نحل، آیه ۴۴ و نیز نگاه کنید: آیه ۶۴)

پس یکی از مهم ترین مسئولیت های پیامبر(ص) تعلیم و آموزش مفاهیم قرآنی و تفسیر و توضیح آن است تا بستری برای فهم و تفکر مردم فراهم آید.

این مسئولیت نمی تواند به عصر حضور پیامبر(ص) محدود شود؛ زیرا نسل های دیگر نیز می آیند و شرایط به گونه ای نیست که در یک دوره کوتاه بتوان همه معارف قرآنی را بیان کرد. از همین روست که اوصیا و اولیای الهی دارای عصمت و طهارت(ع) معرفی می شوند تا این مسئولیت را به عهده گیرند و به عنوان استمرار رسالت در قالب امامت و ولایت آن را ادامه دهند. این گونه است که پیامبر(ص) قرآن در کنار عترت و نه سنت قرار می دهد تا دانسته شود قرآن هماره نیازمند مفسرانی است تا آن را تبیین نمایند؛ چنان که جامعه نیازمند رهبرانی است تا در امور زندگی به ویژه سیاست و جامعه و اجتماع به آنان مراجعه کرده در فتنه ها و شبهات و آشوب ها راهنما و منجی آنان باشند و از گمراهی و ضلالت حفظ کنند.(نساء، آیه ۵۹ و آیات دیگر)

از همین روست که پیامبر(ص) به صراحت رابطه تنگاتنگ میان قرآن و عترت را بیان می کند و می فرماید: من دو چیز گران بها و ارزشمند در بین شما به ارث مى‏گذارم و اگر بعد از من به آن دو متمسک شوید، هرگز گمراه نخواهید شد و آن دو عبارتند از: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم. (محمد قمى، حدیث ثقلین ، مصر دارالتقریب، ۱۳۷۱ ق، ص ۹)

هم چنین پیامبر(ص) می فرماید: ما اهل بیت را خدا پاک ساخته است و اهل بیت، درخت نبوّت، جایگاه رسالت ، محل رفت و آمد ملائکه‌ ، خانه رحمت و معدن و کانون علم هستند.( تفسیر القرآن العظیم، ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تحقیق:الطیب، اسعد محمد، مکتبه نزار مصطفی الباز، عربستان سعودی، ج ۹، ص ۳۱۳۳؛ الدر المنثور فی تفسیر المأثور، سیوطی، جلال الدین، کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی، قم، ج ۵، ص ۱۹۹؛ اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ابن اثیر، أبو الحسن علی بن محمد، دار الفکر، بیروت، ج ۳، ص ۱۸۷)

هم چنین پیامبر(ص) فرمود: من شهر دانشم‌ و علی دروازه آن است. (شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، حسکانی، عبید الله بن احمد، تحقیق:محمودی‌، محمد باقر، سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامی، تهران، ج ۱، ص ۱۰۴)

و یا در جایی دیگر آن حضرت(ص) فرمود: امام علی علیه‌السلام عالم‌ترین مردم نسبت به خداست و شدیدترین مردم از حیث محبت و بزرگداشت برای اهل لا اله الا الله محمد رسول الله است.( الطبقات الکبری ؛ لوافح الأنوار فی طبقات الأخیار، شعرانی، عبد الوهاب بن أحمد، مکتبه محمد الملیجی الکتبی و أخیه، مصر، ج ۱، ص ۱۷)

امام علی علیه‌السلام نیز فرمود: پیامبر خدا (صلوات‌الله‌علیه) کلید هزار باب از علم را پنهانی به من آموخت که از هر بابی هزار باب باز می‌شود. (غرائب القرآن و رغائب الفرقان، قمی نیشابوری، نظام الدین حسن بن محمد، محقق:عمیرات، شیخ زکریا، دار الکتب العلمیه، بیروت، ج ۲، ص ۱۴۴)

با توجه به این که در آیات و روایات جایگاه علمی و عملی فاطمه(ص) به عنوان اهل عصمت و طهارت(احزاب، آیه ۳۳؛ انسان، آیات ۸ تا ۱۰) ستوده شده و به عنوان اهل الذکر است(نحل، آیه ۴۳؛ انبیاء، آیه ۷) برای تبیین قرآن می بایست به آن حضرت(س) مراجعه شود تا حقایق و مفاهیم بلند قرآنی را تفسیر کند. البته از روایات به دست می آید که آن حضرت (س) در همان مدت اندک و کوتاه عمرش که بیش از ۱۸ بهار به درازا نیانجامید، به خوبی از این مهم بر آمده است و در قول و فعل به تفسیر قرآن پرداخته است.

بیان فلسفه احکام

به عنوان نمونه حضرت فاطمه زهرا(س) در یک خطبه و سخنرانی خویش به تبیین مفاهیم بلندی از قرآن می پردازد که دور از دسترس غیر معصوم است. ایشان خطبه خویش به فلسفه احکام و علل الشرایع اشاره می کند تا نشان دهد که تا چه اندازه از نظر معرفت و فهم و ادراک مفاهیم قرآنی از همگان برتر است. فضلیت آن حضرت(س) که به تعبیر پیامبر(ص) حوراء انسیه است و از جنس بشر عادی به شمار نمی آید، چنان در خطبه هایش آشکار می شود که گویی پیامبر(ص) سخن می گوید. این مطلبی است که حتی دشمنان و مخالفان آن حضرت(س) بدان اقرار کرده و بارها به آن اشاره داشته اند.

با نگاهی به خطبه آن حضرت(س) برای زنان مهاجر می توان میزان و سطح معرفتی آن حضرت(س) را دریافت که از سطح معرفتی اصحاب پیامبر(ص) به جز امیرمومنان علی(ع) و ابناء الرسول حسنین(ع) بالاتر و برتر است.

ایشان به عنوان نمونه در آن خطبه غرای خویش می فرماید: جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیرا لَکُمْ مِنَ الشِّرْکِ، وَ الصَّلاهَ تَنْزیها لَکُمْ مِنَ الْکِبْرِ، وَالزَّکاهَ تَزْکِیَهً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَالصِّیامَ تَثْبیتا لِلاْ خْلاصِ، وَالْحَّجَ تَشْییدا لِلدّینِ؛ خداوند سبحان، ایمان و اعتقاد را براى طهارت از شرک و نجات از گمراهى ها و شقاوت ها قرار داد؛ و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاکى از هر نوع تکّبر، مقرّر نمود؛ و زکات (و خمس ) را براى تزکیه نفس و توسعه روزى تعیین نمود؛ و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده، لازم دانست؛ و حجّ را براى استحکام اساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.( ریاحین الشّریعه : ج ۱، ص ۳۱۲، فاطمه الزّهراء علیها السلام : ص ۳۶۰، قطعه اى از خطبه طولانى در جمع مهاجرین و انصار)

در همان خطبه هم چنین می فرماید: وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیها عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجابا عَنِ اللَّعْنَهِ، وَ تَرْکَ السِّرْقَهِ ایجابا لِلْعِّفَهِ؛ خداوند متعال منع و نهى از شرابخوارى را جهت پاکى جامعه از زشتى‌ها و جنایت ها؛ و دورى از تهمت ها و نسبت هاى ناروا را مانع از غضب و نفرین قرار داد؛ و دزدى نکردن، موجب پاکى جامعه و پاکدامنى افراد مى گردد..(ریاحین الشّریعه : ج ۱، ص ۳۱۲، فاطمه الزهراء علیها السلام : ص ۳۶۰)

و در همان جا نیز فرموده است: حرم [الله] الشِّرْکَ إخْلاصا لَهُ بِالرُّبُوبِیَّهِ، فَاتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُّنَ إلاّ وَ انْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ اطیعُوا اللّه فیما امَرَکُمْ بِهِ، وَ نَهاکُمْ عَنْهُ، فَاِنّهُ، إ نَّما یَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءِ؛ و خداوند سبحان شرک را (در امور مختلف ) حرام گرداند تا آن که همگان تن به ربوبیّت او در دهند و به سعادت نائل آیند؛ پس آن طورى که شایسته است باید تقواى الهى داشته باشید و کارى کنید تا با اعتقاد به دین اسلام از دنیا بروید. بنابر این باید اطاعت و پیروى کنید از خداوند متعال در آنچه شما را به آن دستور داده یا از آن نهى کرده است، زیرا که تنها علماء و دانشمندان (اهل معرفت ) از خداى سبحان خوف و وحشت خواهند داشت .(ریاحین الشّریعه : ج ۱، ص ۳۱۲، فاطمه الزهراء علیها السلام : ص ۳۶۰)

در مقام حمایت از ولایت

حضرت فاطمه(س) به حکم وظیفه و تکلیف الهی خود را موظف می دانست تا در کنار ولایتی بماند که آن را استمرار رسالت پیامبران و از جمله رسول الله (ص) می دانست. حمایت آن حضرت(س) از امیرمومنان علی(ع) تنها به عنوان حمایت از شوهر نبود، بلکه حمایت از ولایت و امامت بود.

آن حضرت(س) برای حمایت از ولایت و امامت امیرمومنان علی(ع) که به صراحت از سوی خداوند (مائده، آیات ۳ و ۵۵ و ۶۷ ؛ نساء، آیه ۵۹ و آیات دیگر) نصب شده و از سوی پیامبر(ص) در غدیر خم پس از حجه الوداع معرفی شده بودند، مدت ها به خانه انصار و مهاجران می رفت و آنان را به حمایت از پیمانی که با پیامبر(ص) و خدا در غدیر خم بسته بودند، دعوت می کرد.

آن حضرت(س) مدت چهل شبانه روز برای اتمام حجت به در خانه های مردم مدینه و به ویژه سران رفت و در مسجد خطبه ها خواند و در مراسم عزاداری پیامبر(ص) ضمن گریه به خداوند از مردم مدینه و غضب خلافت شکایت برد و نفرین و لعن نمود و عدم رضایت خویش را از غاضبان خلافت به طور رسمی و علنی اعلام کرد.

حضرت فاطمه(س) پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت، خطاب به ابوبکر کرد و فرمود: وَاللّهِ، لاکَلَّمْتُکَ ابَدا، وَاللّهِ لاَ دْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْکَ فى کُلِّ صَلوهٍ؛ به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرین خواهم کرد.(صحیح مسلم : ج ۲، ص ۷۲، صحیح بخارى : ج ۶، ص ۱۷۶)

حضرت(س) به عمر بن خطّاب نیز فرمود: وَاللّهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا إنّى اکْرَهُ انْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لاذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ انّى سَاُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ اجِدُهُ سَریعَ الاْ جابَهِ. سوگند به خداوند، اگر نمى ترسیدم که عذاب الهى بر بى گناهى، نازل گردد؛ متوجّه مى شدى که خدا را قسم مى دادم و نفرین مى کردم . و مى دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى گردید.( اصول کافى: ج ۱، ص ۴۶۰، بیت الأحزان: ص ۱۰۴، بحارالأنوار: ج ۲۸، ص ۲۵۰، ح ۳۰٫ )

هنگامى که ابوبکر و عمر به ملاقات حضرت آمدند نیز فرمود: إنّى اُشْهِدُاللّهَ وَ مَلائِکَتَهُ، انَّکُما اَسْخَطْتُمانى، وَ ما رَضیتُمانى، وَ لَئِنْ لَقیتُ النَبِیَّ لا شْکُوَنَّکُما إلَیْهِ؛ خدا و ملائکه را گواه مى گیرم که شما مرا خشمناک کرده و آزرده‌اید، و مرا راضى نکردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات کنم شکایت شما دو نفر را خواهم کرد.( بحارالا نوار: ج ۲۸، ص ۳۰۳، صحیح مسلم : ج ۲، ص ۷۲، صحیح بخارى : ج ۵، ص ۵)

وی حتی اجازه نمی دهد تا کسی در مراسم خاکسپاری او شرکت کند؛ زیرا اهل مدینه بر خلاف عهدی که با خدا و پیابمر(ص) بسته بودند، به حمایت از امام و ولی الله (ع) نیامدند و حتی کمک به غضب خلافت کردند. ایشان یم فرماید: لاتُصَلّى عَلَیَّ اُمَّهٌ نَقَضَتْ عَهْدَاللّهِ وَ عَهْدَ ابى رَسُولِ اللّهِ فى امیرالْمُؤمنینَ عَلیّ، وَ ظَلَمُوا لى حَقىّ، وَاءخَذُوا إ رْثى، وَخَرقُوا صَحیفَتى اللّتى کَتَبها لى ابى بِمُلْکِ فَدَک ؛ افرادى که عهد خدا و پیامبر خدا را درباره امیرالمؤمنین علىّ علیه السلام شکستند، و در حقّ من ظلم کرده و ارثیّه‌ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدک پاره کردند، نباید بر جنازه من نماز بگذارند.( بیت الا حزان : ص ۱۱۳، کشف الغمّه : ج ۲، ص ۴۹۴)

این سبک و سیره فاطمی(س) به شیعیان او می آموزد که دفاع از ولایت تا مرز شهادت امری ضروری و لازم است و کسی نمی تواند مدعی شیعه گری باشد در حالی که نسبت به ولایت کوتاهی می کند.

حضرت فاطمه(س) در بیان تولی و تبری به عنوان یک اصل اساسی در دین اسلام خطاب به مردم ویژگی شیعه بودن را روشن می کند و سپس به آنان بشارت بهشت را می دهد و می فرماید: شیعَتُنا مِنْ خِیارِ اهْلِ الْجَنَّهِ وَکُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالى اَوْلیائِنا وَ مُعادى اعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا ؛ شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیای ما و آنان که دشمن دشمنان ما باشند، نیز آنهایى که با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.(بحارالا نوار: ج ۶۸، ص ۱۵۵، س ۲۰، ح ۱۱)

در حقیقت شیعه فاطمه بودن منوط و مشروط به تولی و تبری است؛ چنان که اهل توحید بودن منوط به آن است؛ زیرا انسان می بایست نخست از هر گونه معبودان تبری جوید و سپس به اثبات و تولی الله بپردازد؛ اگر در قلب کسی غیر خدا جا گرفته باشد، جایی برای خدا باقی نمی ماند. از همین روست که خداوند فلاح و رستگاری را به تبری از غیر خدا و تولی به خدا دانسته و از زبان پیامبر(ص) می فرماید: قولوا لا اله الا الله تفحلوا. پس شرط شیعه فاطمی بودن آن است که نخست از دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) تبری جسته و سپس تولی و ولایت آنان را به گردن گیریم.

حفاظت از منزلت زن

شاید حضرت فاطمه(س) تنها شخصی از اهل عصمت و طهارت(ع) باشد که از جنس زنان است؛ زیرا بقیه چهارده معصوم(ع) همه از مردان هستند. از این رو، مسئولیت آن حضرت(س) در تبیین منزلت و مقام زن بسیار سخت تر و دشوارتر است. همان طوری که خداوند در آیات ۱۱ و ۱۲ سوره تحریم حضرت مریم(س) و آسیه همسر فرعون (س) را به عنوان دو سرمشق و الگو برای همه مومنان معرفی می کند؛ زیرا آنان در مقام دفاع از ولایت و حمایت از عفت و حیا شرایط سختی را گذرانیده و حتی آسیه در دفاع از ولایت و رسالت به شهادت رسید، حضرت فاطمه(س) نیز الگو و سرمشق همه مومنان از جنس مرد و زن است؛ اما با توجه به ویژگی زنانگی اش مسئولیت او مضاعف و دو چندان بوده است؛ چنان که مسئولیت ایشان به اعتبار انتساب به بیت نبوت و رسالت(ص) بسیار سخت و مضاعف بوده و خداوند به صراحت آن را در آیاتی از جمله ۳۰ و ۳۱ سوره احزاب بیان کرده است.

شیعه فاطمه(س) می بایست سبک زندگی فاطمه را سرمشق قرار دهد و در این میان زنان می بایست از سبک زندگی فاطمه(س) به تمام کمال سرمشق گیرند و او را اسوه حسنه خویش قرار دهند؛ زیرا میان فاطمه(س) و زنان در این مساله جنسیت تناسب و اشتراکی است که هم سنخیت را موجب می شود و زنان به آسانی می توانند از این زن معصوم(احزاب، ایه ۳۳) سرمشق گیرند بی آن که احتمال خطا و اشتباه در فکر و قول وعمل آن حضرت(س) را بدهند؛ چرا که عصمت ایشان موجب می شود که همه اعمال وافکار ایشان قرآنی باشد.

ایشان در بیان برترین زنان می فرماید: خَیْرٌ لِلِنّساءِ انْ لایَرَیْنَ الرِّجالَ وَلایَراهُنَّ الرِّجالُ؛ بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است که مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد. (بحارالا نوار: ج ۴۳، ص ۵۴، ح ۴۸)

این سخن حضرت فاطمه(س) برگرفته از آیات قرآنی است؛ چنان که خداوند در آیاتی از جمله آیه ۵۹ سوره احزاب است. به سخن دیگر ندیدن و دیده نشدن زنان موجب می شود تا زن ناشناخته بماند و با غض بصر و چشم فروهشتن خود را از شهوت و شهوت رانی دور نگه داشت و عفت و حیای خویش را حفظ کند و کرامت زن بودن خویش را مخدوش نسازد.

در روایات است که خود آن حضرت(س) این گونه عمل می کرد. روزی مرد نابینائى وارد منزل شد و حضرت زهراء علیها السلام پنهان گشت، وقتى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله علّت آن را جویا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت :إنْ لَمْ یَکُنْ یَرانى فَإنّى اراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ الریح ؛ اگر آن نابینا مرا نمى بیند، من او را مى بینم، دیگر آن که مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى کند.( بحارالا نوار: ج ۴۳، ص ۹۱، ح ۱۶، إ حقاق الحقّ: ج ۱۰، ص ۲۵۸)

حضرت فاطمه(س) در آخرین روزهاى عمر پر برکتش ضمن سفارش و وصیّتى به اسماء بنت عمیس فرمود: إنّى قَدِ اسْتَقْبَحْتُ ما یُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ یُطْرَحُ عَلىَ الْمَرْئَهِ الثَّوبَ فَیَصِفُها لِمَنْ رَاءى، فَلا تَحْمِلینى عَلى سَریرٍ ظاهِرٍ، اُسْتُرینى، سَتَرَکِ اللّهُ مِنَ النّارِ ؛ من بسیار زشت و زننده مى‌دانم که جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه‌اى روى بدنش تشییع مى‌کنند. و افرادى اندام و حجم بدن او را مشاهده کرده و براى دیگران تعریف مى نمایند. مرا بر تخت که اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده بلکه مرا با پوشش کامل تشییع کن، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید. (تهذیب الا حکام : ج ۱، ص ۴۲۹، کشف الغمّه : ج ۲، ص ۶۷، بحار:ج ۴۳، ص ۱۸۹،ح ۱۹)

آن حضرت(س) چنان مقام زن به ویژه مادران را متعالی می دانست که همگان را به ویژه مردان را به مراعات و خدمت مادر می خواند و می فرمود: الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّهَ تَحْتَ اقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّهَ؛ همیشه در خدمت مادر و پاى بند او باش، چون بهشت زیر پاى مادران است ؛ و نتیجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود. (کنز العمّال : ج ۱۶، ص ۴۶۲، ح ۴۵۴۴۳)

در حقیقت توصیه و سفارش ایشان به مادر بر اساس آموزه های قرآنی از جمله آیات احسان و اکرام به والدین(بقره، ایه ۸۳؛ نسآء، آیه ۳۶؛ انعام، آیه ۱۵۱؛ اسراء، آیه ۲۳) و به ویژه آیه ۱۸۵ سوره اعراف و آیه ۱۴ سوره لقمان و ۱۵ سوره احقاف است که از سختی بارداری و آبستنی مادر و زحماتی سخن به میان می آورد که حمل و زایمان بر مادران تحمیل می کند.

حضرت فاطمه(س) در راستای حفاظت کرامت و منزلت زنان سفارش هایی را به زنان دارد که از جمله آن ها در چارچوب حسن تعبل و شوهر داری نیک که جهاد زن به شمار می آید، در قالب نکته ای از زندگی خویش، خطاب به همسرش امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام می فرماید : یا ابَا الحَسَن! إنّى لاسْتَحى مِنْ إلهى انْ اکَلِّفَ نَفْسَکَ مالاتَقْدِرُ عَلَیْهِ؛ من از خداى خود شرم دارم که از تو چیزى را در خواست نمایم و تو توان تهیه آن را نداشته باشى . (امالى شیخ طوسى ، ج ۲، ص ۲۲۸)

پس شیعه فاطمه (س) این گونه عمل می کند و شوهر خویش را به امری وادار نمی کند که توان آن را ندارد یا موجب می شود تا به رنج و کلفت افتد تا نیاز همسرش را تامین نماید.

آموزه های عبادی

آن حضرت(س) به همه ابعاد زندگی بشر توجه داشته است. از جمله در مسایل عبادی آن چه را خود انجام می داد به دیگران سفارش می کرد و مردم را به تقوا و عمل صالح و اخلص در عمل دعوت می نمود. فاطمه(س) در سخنی می فرماید: مَنْ اصْعَدَ إلىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ افْضَلَ مَصْلَحَتِهِ ؛ هر کس عبادات و کارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و برکات خود را براى او تقدیر مى نماید.(بحار: ج ۶۷، ص ۲۴۹، ح ۲۵)

فاطمه(س) با اشاره به محبوب های خود در دنیا به ما می آموزد که نمی بایست اموری چون تفاخر و تکاثر و پول و ثروت و قدرت محبوب ما شود(آل عمران، آیه ۱۴؛ حدید، آیه ۲۰)، بلکه باید محبوب های دنیوی خود را اموری قرار دهیم که آخرت ما را آباد می کند. ایشان می فرماید: حُبِّبَ إلَیَّ مِنْ دُنْیاکُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَهُ کِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْنْفاقُ فى سَبیلِ اللّهِ؛ سه چیز از دنیا براى من دوست داشتنى است : تلاوت قرآن، نگاه به صورت رسول خدا، انفاق و کمک به نیازمندان در راه خدا.(وقایع الایام- ص ۲۹۵)

این محبت به رسول الله (ص) امروز نیز می تواند در قالب صلوات و سلام بر پیامبر(ص) تحقق یابد؛ زیرا حضرت فاطمه(س) می فرماید: مَنْ سَلَّمَ عَلَیْهِ اَوْ عَلَیَّ ثَلاثَهَ ایّامٍ اوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّهَ، قُلْتُ لَها: فى حَیاتِهِ وَ حَیاتِکِ؟ قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا؛ هر که بر پدرم رسول خدا و بر من به مدّت سه روز سلام کند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند، چه در زمان حیات و یا پس از مرگ ما باشد.( بحارالا نوار: ج ۴۳، ص ۱۸۵، ح ۱۷)

بسیاری از مردم عبادت را به درستی انجام نمی دهند؛ زیرا فاقد شرایط قبولی است؛ هر چند که دارای شرائط صحت است؛ مثلا اخلاص و تقوا در عمل وجود دارد ولی شخص عامل مخلص و متقی نیست؛ در حالی که شرط قبولی مخلص و متقی بودن است.(مائده، آیه ۲۷)

یا شخص جلوی شکم خویش را در روزه می گیرد و نمی خورد و نمی آشامد ولی جلوی اعضای دیگر را نمی گیرد و امساک زبانی و نگاهی و مانند آن ندارد و دروغ می گوید و غیبت می کند و گناه و زنای چشم انجام می دهد. آن حضرت (س) در این باره می فرماید: ما یَصَنَعُ الصّائِمُ بِصِیامِهِ إذا لَمْ یَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ ؛روزه دارى که زبان و گوش و چشم و دیگر اعضاء و جوارح خود را کنترل ننماید هیچ سودى از روزه خود نمى برد.( مستدرک الوسائل : ج ۷، ص ۳۳۶، ح ۲، بحارالا نوار: ج ۹۳، ص ۲۹۴، ح ۲۵)

در رفتار اجتماعی مردم می بایست بیشتر مراعات کنند؛ زیرا عمل اجتماعی در اسلام به عنوان عبادت موجب عروج و صعود انسان و ورود به بهشت می شود. آن حضرت(س) می فرماید: اَلْبُشْرى فى وَجْهِ الْمُؤْمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّهَ، وَ بُشْرى فى وَجْهِ الْمُعانِدِ یَقى صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ؛ تبسّم و شادمانى در برابر مؤمن موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتیجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ایمنى ازعذاب خواهد بود. (تفسیر الا مام العسکرى علیه السلام : ص ۳۵۴، ح ۲۴۳، مستدرک الوسائل : ج ۱۲، ص ۲۶۲، بحارالا نوار: ج ۷۲، ص ۴۰۱، ح ۴۳)

وی در حق همسایه و حقوق همسایگی نیز می فرماید: الْجارُ ثُمَّ الدّارُ؛ اوّل باید در فکر مشکلات و آسایش همسایه و نزدیکان و سپس در فکر خویشتن بود.( علل الشّرایع ، ج ۱، ص ۱۸۳؛ بحارالا نوار، ج ۴۳، ص ۸۲، ح ۴)

انسان نمی بایست تنها در هنگام زندگی به فکر یک دیگر باشد، بلکه انسان پس از مرگ نیازهایی دارد که باید به آن توجه داشت. حضرت فاطمه(س) ضمن سفارش و وصیّتى به امام علىّ علیه السلام اظهار نمود: فَاکْثِرْ مِنْ تِلاوَهِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَهٌ یَحْتاجُ الْمَیِّتُ فیها إلى اُنْسِ الاْحْیاءِ؛ پس از آن که مرا دفن کردى، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا کن، چون که میّت در چنان موقعیّتى بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان مى باشد.( بحارالا نوار، ج ۷۹، ص ۲۷، ضمن ح ۱۳)

بهره مندی شیعه فاطمه(س) از شفاعت

اگر کسی این گونه در چارچوب های ترسیمی آن حضرت(س) که اصول قرآنی و وحیانی است زندگی کند، به فلسفه زندگی قرآنی دست می یابد و در قیامت نیز از شفاعت آن حضرت(س) بهره مند خواهد شد.

پس اگر بخواهیم شیعه فاطمه(س) باشیم باید به دستورهای آن حضرت(س) گوش داده و پای بند باشیم. آن حضرت(س) خودش می فرماید: إنْ کُنْتَ تَعْمَلُ بِما امَرْناکَ وَ تَنْتَهى عَمّا زَجَرْناکَ عَنْهُ، قَانْتَ مِنْ شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا؛ اگر آنچه را که ما اهل بیت دستور داده ایم عمل کنى و از آنچه نهى کرده ایم خوددارى نمائى، تو از شیعیان ما هستى وگرنه، خیر.( تفسیر الا مام العسکرى علیه السلام : ص ۳۲۰، ح ۱۹۱)

در این صورت است که در دنیا و آخرت از شفاعت آن حضرت(س) سود خواهیم برد. ایشان در دعاهای خویش برای شیعیان دعا می کند و می فرماید: إلهى وَ سَیِّدى، اسْئَلُکَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُکاءِ وَلَدَیَّ فى مُفارِقَتى اَنْ تَغْفِرَ لِعُصاهِ شیعَتى، وَشیعَهِ ذُرّیتَى؛ خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانى که آنها را برگزیده‌اى، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان، از تو مى خواهم گناه خطاکاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى .(کوکب الدّرىّ: ج ۱، ص ۲۵۴)

در آخرت نیز خود می فرماید که به کمک شیعیان آمده و شفاعت آن را می کند. ایشان دراین باره نیز فرموده است: إذا حُشِرْتُ یَوْمَ الْقِیامَهِ، اشْفَعُ عُصاهَ اُمَّهِ النَّبىَّ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ؛ هنگامى که در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم، خطاکاران امّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله، را شفاعت مى نمایم .( خصال: ج ۱، ص ۱۷۳؛ احتجاج: ج ۱، ص ۱۴۶)