شکست و خفت برآیند خیانت اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

خیانت نقیض امانت، رفتاری زشت، مخفی و نهان و عملی ضد حقوقی و اخلاقی است. خائن بر خلاف رفتار ظاهری در امانت ها تصرفاتی را می کند که بر خلاف تعهدات حقوقی و اخلاقی است. چنین رویه نابهنجار نه تنها موجب سلب اعتماد اجتماعی است، بلکه آثار و تبعاتی بسیاری بر فرد و جامعه دارد که نویسنده در این مطلب بر اساس آموزه های وحیانی قرآن به آن پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

خیانت، مخالفت نهانی در امانت

خیانت، مخالفت مخفی در امانت و نقض نهانی پیمان و تعهداتی است که شخص ملتزم و متعهد به پای بندی آن شده است. خائن بر خلاف «ناکث» علنی به پیمان شکنی و مخالفت در تعهدات و عهود خویش نمی پردازد، بلکه در نهان و مخفی این عمل را انجام می دهد. از این روست که خیانت زشت ترین رفتار اجتماعی است که بنیادهای اعتماد اجتماعی را سست و نابود می کند؛ زیرا امانت داری به معنای محافظت نسبت به امانت های دیگران نه تنها موجب جلب اعتماد دیگران و ایجاد انسجام و وحدت اجتماعی(یوسف، آیات ۵۴ و ۵۵؛ قصص، آیه ۲۶) بلکه نمایشی از نیکوکاری و احسان نسبت به یک دیگر است.(همان) این گونه است که جامعه امین به رستگاری و سعادت (مومنون، آیات ۱ و ۸)، محل عنایت و رحمت و محبت خدا می شوند.(آل عمران، آیات ۷۵ و ۷۶؛ حج، آیه ۳۸؛ یوسف، آیات ۵۴ و ۵۵)

در فرهنگ نامه های عربی، خیانت نقیض امانت دانسته شده است. واژه امانت از «امن» به معنای حفاظت و پناه دادن است. در آیات قرآنی از انواع امانت ها چون امانت خلافت و ولایت(احزاب، آیه ۷۲)، امانت کاری(قصص، آیه ۲۶)، امانت مالی و اختیارات(یوسف، آیه ۵۵) و مانند آن ها سخن به میان آمده است. البته از آن جایی که امانت به معنای حفظ ونگه داری چیزی چنان که تعهد سپرده است؛ خیانت نوعی تخلف از تعهدات در امانت به شکل مخفی و نهان است؛ زیرا انسان همان طوری که باید در حفظ و نگه داری چیزی آشکارا بکوشد در نهان و مخفی نیز باید از هر گونه تصرفاتی که بر خلاف تعهدات است اجتناب ورزد.

در آیات قرآنی غیر از واژه «امن» و متشقات آن از واژگانی دیگر چون «حفظ» و مشتقات آن برای بیان امانت داری استفاده شده است. از همین روست که در قرآن، حفیظ به معنای امانت دار بر ودایع (یوسف، آیه ۵۵) و حافظات للغیب به معنای زنان امانت داری به دور از خیانت جنسی و مالی نسبت به همسران خویش (نساء، آیه ۳۴ ) به کار رفته است.

از نظر قرآن، خیانت عملی حرام است و باید از آن اجتناب کرد.(انفال، آیه ۲۷) این خیانت ممکن است نسبت به خویشتن یا خدا یا دیگران باشد. خیانت به خویشتن مانند خیانت نسبت به تعهداتی است که انسان با خود برای اجرای احکام الهی بسته است. هر کسی متعهد است تا نهان و آشکار به شرایع اسلامی عمل کند. کسی که نهان روزه خواری می کند تا اعمالی مخالف روزه خواری انجام می دهد، در حقیقت به خودش خیانت کرده است. عمل جنسی با همسران در ماه رمضان حرام است و انجام آن خیانت به شمار می آید. در آغاز اسلام، روزه داری به گونه ای بود که شخص نمی توانست در مدت ماه رمضان عملی جنسی حتی در شب داشته باشد، اما به سبب آن که بسیاری از مردم روزه دار به خودشان خیانت می کردند این حکم تغییر کرد و خداوند فرمان داد: أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَهَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِکُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّکُمْ کُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ وَعَفَا عَنْکُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ؛ در شبهاى روزه همخوابگى با زنانتان بر شما حلال گردیده است آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستید خدا مى‏ دانست که شما با خودتان خیانت می کردید. پس توبه شما را پذیرفت و از شما درگذشت. پس اکنون در شبهاى ماه رمضان مى‏ توانید با آنان همخوابگى کنید و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته طلب کنید.(بقره، آیه ۱۸۷)

خدا نسبت به خیانت به خدا و پیامبر(ص) نیز می فرماید: أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِکُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید به خدا و پیامبر او خیانت مکنید؛ و نیز در امانتهاى خود خیانت مورزید و خود می دانید که نباید خیانت کرد. (انفال، آیه ۲۷)

خداوند از خیانت چشم ها نیز سخن به میان آورده و گفته است: یَعْلَمُ خَائِنَهَ الْأَعْیُنِ وَمَا تُخْفِی الصُّدُورُ؛ خدا مى‏ داند خیانت دیدگان و نگاههاى دزدانه و آنچه را که دلها نهان مى دارند.(غافر، آیه ۱۹) راوی حدیث از امام صادق (علیه السّلام) معنی «خائنه الاعین» را سوال کرد. حضرت(ع) در جواب فرمودند: آیا ندیده ای که گاهی آدمی چیزی را به طوری نگاه می کند که گویی آن را نگاه می کند. این خائنه اعین است. ( معانی الاخبار، ص ۱۴۷)

بی گمان خیانت عامل از میان رفتن بی اعتمادی اجتماعی است. این در حالی است که اعتماد اجتماعی مهم ترین سرمایه هر کسی یا گروه یا جامعه ای است. اگر اعتماد اجتماعی سست و یا از میان رود، جامعه از درون دچار بحران و فروپاشی می شود.

جامعه ای سالم ، جامعه ای امین است که مردم با اعتماد به یک دیگر در قالب امانت نسبت به خود و دیگران عمل می کنند و تعهدات و التزامات را در آشکار و نهان انجام می دهند و در آن خیانت نمی ورزند. در حالی که خیانت عبارت است از سوء استفاده از اعتماد شخص یا یک گروه و انجام عملی که آن ها را از لحاظ مادی یا معنوی متضرر سازد. چنین رفتاری پایه های اعتماد اجتماعی را سست می کند و پیامدهای زیانباری را در روابط اجتماعی و تعاملات مردم ایجاد می کند.

از نظر قرآن اجتناب از خیانت، به ویژه در نهان و به دور از چشم مردم، امرى لازم و ارزشمند است و مومنان این گونه باید باشند و جامعه ایمانی این گونه عمل و رفتار می کند.(یوسف، آیه ۵۲؛ انفال، آیه ۲۷) خداوند در راستای تقویت اصول ارزشی و هنجاری امانت داری، اجتناب از خیانت آگاهانه در امانت را درپى دارنده پاداش بزرگ الهى دانسته و این گونه از مردم می خواهد تا به جای خیانت ، امانت دار باشند.(انفال، آیات ۲۷ و ۲۸)

«پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم» به مومنان سفارش می کند تا امانت را به صاحبان آن بازگردانند و در امانت خیانت مورزند: أَدِّ الأَمانَهَ اِلی مَنِ ائْتمَنَکَ وَ لا تَخُن مَن خانَکَ؛ اگر کسی تو را امین دانست و امانتی به تو سپرد آن را به او برگردان و اگر کسی به تو خیانت و دغلکاری کرد تو به او خیانت مکن. (شهاب‌الاخبار، ص ۳۲۶) امیرمومنان امام علی (ع) نیز می فرماید: رَأسُ الاِسلامِ اَلأمانَهُ؛ امانت‌داری، سر و اساس اسلام است. (فهرست غرر، ص ۲۶)

انواع و اقسام خیانت

خیانت دارای انواع و اقسام بسیاری است که شناخت آن می تواند برای مبارزه و جلوگیری از تاثیرات آن مفید و سازنده باشد. از جمله مهم ترین انواع خیانت ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. خیانت در مال: از جمله خیانت ها، خیانت در اموالی است که به عنوان عاریه و امانت و مانند آن در اختیار شخص گذاشته شده است.(آل عمران، آیات ۷۵ و ۱۶۱؛ انفال، آیه ۲۷) امام علی(ع) می فرماید: مِنْ أفحَشِ الخِیانَهِ خِیانَهُ الودایع؛ یکی از بزرگترین خیانَتها، خیانت در ودیعه و امانت‌های مردم است. (فهرست غرر، ص ۱۰۰)
  2. خیانت در مسئولیت: خیانت به معنای عمل خلاف نهانی در تعهدات و التزامات است. بنابراین، کسی که مسئولیتی امری بر او گذاشته شده باید به تعهدات خود وفا کرده و مخالفت آن عملی را انجام ندهد.(انفال، آیات ۵۶ و ۵۸)
  3. خیانت جنسی: خیانت جنسی ، رابطه جنسی با غیر از همسری است که به او تعهد سپرده تا به او وفا دار باشد و در رابطه جنسی امین باشد و خیانت نورزد. البته مراد از آن خیانت زن نسبت به شوهر است؛ زیرا رابطه جنسی زن منحصر در شوهر است. البته مردان نیز نباید با ایجاد رابطه جنسی با زنان شوهر دار به ناموس دیگران خیانت کنند.(ممتحنه، آیه ۱۲؛ یوسف، آیات ۵۱ و ۵۲) البته خیانت جنسی ممکن است از راه چشم با چشم چرانی انجام شود.(غافر، آیه ۱۹)
  4. خیانت اجتماعی: خیانتی است که شخص به تعهدات اجتماعی خود نسبت به جامعه انجام نمی دهد و نقش و مسئولیتی خود را به درستی ادا نمی کند. به عنوان نمونه مخالفت با قانون و اجرای تعهدات خود نسبت به آن مثلا عبور از چراغ قرمز در هنگام نبود دروبین یا پاسبان.(مائده، آیات ۱۲ و ۱۳) از خیانت های اجتماعی می توان به بیان اسرار دیگران اشاره کرد. «پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم» می فرماید: المَجالِسُ بِالأَمانَهِ وَ إفشاءُ سِرِّ أخیکَ خیانهٌ؛ محفل و مجالس (خصوصی) مردم برای افراد آن یک امانت است (و تا مجاز نباشند نباید از آن بازگو نمایند) فاش کردن راز برادر دینی خود یک خیانت به شمار می‌آید. (بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۸۹)
  5. خیانت عاطفی: خیانتی است که در آن یکی از زوجین از نظر احساسی به شخص دیگری غیر از همسر خود علاقه‌مند می‌شود. فرد از صحبت‌کردن با شخص دوم لذت می‌برد و تمایل دارد که اوقات فراغت خود را هم با او بگذراند. اغلب افرادی که دچار خیانت‌های عاطفی شده‌اند بهانه‌های برای فرار از خانه و خانواده می آورند که شامل علت کمبود محبت‌های عاطفی، نق‌زدن‌های دائمی یا نزاع و مجادله‌ها است. اما در تبیین علل و عوامل گرایش به خیانت باید به اموری چون دستیابی به موقعیت‌های اجتماعی بالاتر، تنوع در به دست آوردن جذابیت‌های جنسی، ضعف مبانی اخلاقی، ازدواج‌های ناهمگون و اجباری، ارضانشدن سالم نیازهای جنسی در نهاد خانواده و مانند آن ها که برخی از عوامل خیانت محسوب می‌شوند. خیانت به دوستان نیز از مصادیق خیانت های عاطفی است. امام علی(ع) می فرماید: غایهُ الخِیانَهِ خِیانَهُ الخِلِّ الوَدودِ وَ نَقضِ العُهود! سرانجام کار خیانت، منتهی به پیمان‌شکنی و خیانت (حتّی)‌به دوستان بسیار صمیمی خواهد شد. (فهرست غرر، ص ۱۰۰) و نیز می فرماید: لاتَجتَمِعُ الخیانهُ و الأُخُوَّهُ؛ خیانت با اُخوّت و برادری در یک جا جمع نمی‌شوند. (فهرست غرر، ص ۱۰۰)
  6. خیانت سیاسی : خیانت سیاسی مانند جاسوسی و مانند آن ها، جرم‌هایی است که علیه حاکمیت یا ملتی رخ می‌دهد. خیانت به کشور عبارت است از سوء قصد بر ضد امنیت کشور به وسیلهٔ ایجاد ارتباط با کشور دیگری که دارای سلطه و استقلال است. باید توجه داشت که مبنای جرم بودن این عمل در حقیقت پیمان‌شکنی، بی‌وفایی، و زیر پا گذاشتن حقی است که یک کشور و دولت به عهده شهروندان خود دارد.(انفال، آیه ۲۷) باید توجه داشت که خیانت به رسول الله (ص) به عنوان رهبر نظام سیاسی ولایی خیانت سیاسی تلقی می شود. هم چنین از نظر قرآن، اقدام به جهاد و پیکار با طرف مقابل معاهَد، بدون آگاه ساختن آنان به نقض معاهده، از مصادیق خیانت است که باید از آن اجتناب کرد.(انفال، آیات ۵۶ و ۵۸) خداوند به رهبران ولایی دستور می دهد تا هوشیار باشند. از این رو در آیات قرآنی بر لزوم هوشیارى و اقدام رهبرى جامعه اسلامى علیه خیانتکاران، به مجرّد احتمال وقوع خیانت تاکید می کند.(همان)
  7. خیانت امنیتی: افشاى اخبار امنیّتى و اسرار جامعه اسلامى، از موارد خیانت است که در آیات قرآنی بیان شده است.(انفال، آیه ۲۸) از نظر قرآن، خیانت در اخبار امنیّتى، در پى دلبستگى به مال و فرزند است.(همان)

آثار خیانت در دنیا و آخرت

از نظر قرآن، خیانت رفتاری نابهنجار، حرام و گناهی بزرگ است. از این روست که آثار زیانباری برای خیانت در امانت مطرح است که از جمله آن ها عبارتند از:

  1. خشم خدا: خیانتکارى، زمینه ساز خشم و غضب الهى است. سخط الهی به سبب آن که شخص به نهان در امانت غل و غش انجام دهد و خیانت ورزد یکی از مهم ترین آثار زیانبار خیانت ورزی است که خداوند نسبت به آن هشدار داده است.(آل عمران، آیات ۱۶۱ و ۱۶۲)
  2. محرومیت از آیین پیامبر(ص): امانت به عنوان فضلیت انسانی از آیین اسلام و اصول آن است، به طوری که اگر کسی خلاف آن عمل کند به عنوان خروج از اسلام و مسلمانی معرفی شده است. حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلّم) می فرمایند: کسی که به مؤمنی خیانت کند از ما نیست.( وسائل الشیعه٬ ج۶، ص، ۲۶۶، حدیث ۳) هم چنین «پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم» می فرماید: منَ خانَ أمانهً فی ‌الدُّنیا و لَم یَرُدَّها اِلی اَهلِها ثُمَّ اَدْرَکَهُ المَوتُ ماتَ علی غَیرِ مِلّتی؛ کسی که در دنیا در یک امانت خیانت ورزد و به صاحبانش رد نکند تا اینکه مرگ او فرا برسد، او بر آئین من (اسلام) نمرده است! (بحار، ج ۷۵، ص ۱۷۱) «امام رضا(علیه‌السلام)» می فرماید: لَیسَ مِنّا مَن خانَ مُسلماً؛ کسی که به یک مسلمانی خیانت کند پیرو ما نیست. (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۸۴) امام علی(ع) نیز می فرماید: اَلخیانَهُ دَلیلٌ علی قِلَّهِ الوَرَعِ وَ عَدَمِ الدِّیانَه؛ خیانت کردن نشانه کمبود تقوا و عدم پایبندی به دین و دیانت اسلام است. (مستدرک، ج ۱۴، ص ۱۴)
  3. تجاوز از حق و حدود الهی: از نظر قرآن، حدود و قوانین الهی از مصادیق امانت های الهی است که در اختیار بشر است و باید با مراعات آن در حفظ آن بکوشد و در آن خیانت نورزد. از نظر قرآن کسی که این حدود و قوانین را نادیده می گیرد و بر خلاف فرمان نافرمانی می کند، در حقیقت نه تنها به خدا خیانت کرده بلکه به خویشتن خیانت کرده است. (بقره، آیه ۱۸۷)
  4. خیانت به خویشتن: از نظر قرآن، خیانت در امانت های الهی و قوانین خداوندی(همان) و هم چنین خیانت در امانت های مردم از مالی و مسئولیت و جنسی و غیر جنسی، از مصادیق خیانت به خویشتن است.(انفال، آیه ۲۷) پس شخص گمان نکند با این گونه رفتارهای نابهنجار نسبت به خود حفیظ و حافظ بوده است، بلکه با این رویه به خودش خیانت کرده است. خداوند در قرآن بیان می کند که خیانت به دیگران پیش از آن که خیانت به دیگری باشد، خیانت به خویشتن است.(نساء، آیه ۱۰۷)
  5. رسوایى: خیانتکارى، عامل شرم و رسوایى انسان است. کسی که خیانت می کند رسوا و خوار و خفیف می شود و این خواری هم در دنیا و هم در آخرت و هم چنین در نزد مردم و هم پیشگاه خداوند خواهد بود. (نساء ، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸)
  6. شکست: خیانت به خدا و پیامبر(ص) و مخالفت نهان نسبت به قوانین و احکام الهی، موجبات شکست فرد و جامعه را فراهم می آورد و از پیروزی در امور محروم می شوند. (انفال، آیه ۷۱) از نظر قرآن شکست خیانتکاران، برخاسته از علم و حکمت خداوند(همان) و ناکامی و شکست آنان از سنت های الهی حاکم بر جهان و جان و جامعه است.(همان، آیات ۵۸ و۵۹؛ یوسف، آیه ۵۲)
  7. محرومیت از هدایت: از نظر قرآن، خیانتکار هرگز نمی تواند در مسیر درست گام بردارد و به حق و حقیقت برسد؛ زیرا کید و مکری که خیانتکار می زند به جای آن که وی را به مطلوب برساند از آن دور می سازد و خداوند هرگز خیانت کار و مکر او را موفق نمی دارد بلکه کید او را به خودش باز گردانده و موجبات ضلالت پاداشی و کیفری او را فراهم می آورد.(یوسف، آیه ۵۲)
  8. محرومیّت از دفاع: حمایت و دفاع از خیانت و خیانتکار روا نیست و مومنان باید از آن پرهیز کنند؛ این بدان معنا است که خیانتکار از هر گونه حمایت و دفاع محروم است و محرومیّت از حمایت و دفاع، پیامد خیانت به شمار می رود.(نساء، آیات ۱۰۵ و ۱۰۷) خداند در آیه ۳۸ سوره حج نیز می فرماید خداوند نه تنها خیانت و ناسپاس را دوست نمی دارد بلکه به دفاع از مظلوم می پردازد تا خیانت او تاثیری در زندگی مظلوم نداشته باشد؛ چرا خود خدا به دفاع از خیانت شده پرداخته و به حمایت و دفاع از می پردازد تا خیانت خیانتکار تاثیری منفی به جا نگذارد.
  9. محرومیّت از محبّت خدا: خیانت، موجب محرومیّت از محبّت خداوند می شود و شخص خیانتکار نمی تواند از محبت خداوند بهره ای ببرد و در مسیر کمالی گام بردارد و به اهداف خود برسد.(نساء، آیه ۱۰۷؛ انفال، آیه ۵۸؛ حج، آیه ۳۸)
  10. مخفی کاری: از تبعات خیانت آن است که شخص برای جلوگیری از تاثیرات منفی خیانت، آن را نهان و مخفی می کند و در صدد است تا کسی متوجه خیانت او نشود. از نظر قرآن، پنهان کردن خیانت از مردم از روحیات خیانتکاران است. (نساء، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸) به طور طبیعی تلاش برای مخفی سازی موجب می شود تا انسان به گناهان دیگری چون دروغ و تهمت و مانند آن متوسل شود. به هر حال، از پیامدهای خیانتکاری ، پنهان کارى و تلاش براى مخفى نگهداشتن خیانت خود از دیگران است تا این گونه هم چنان اعتماد اجتماعی را برای خود حفظ کرده و بتوانند به خیانت خود ادامه دهند.
  11. بی حیایی نسبت به خدا: خیانتکاران برای رهایی از آشکار شدن خیانت، نوعی حیا را در پیش می گیرند که نسبت به مردم است؛ این در حالی است که آنان با تمام بی حیایی در محضر خدا خیانت کرده و می کنند. از این روست که خداوند این افراد را سرزنش و تهدید می کند که حیاورزی آنان از مردم در حالی که نسبت به خدا بی حیایی دارند، از روحیّات خیانت پیشگان گناهکار است.(همان)
  12. دوزخ: آتش دوزخ و رسوایی در صحنه قیامت عاقبت شوم خیانتکاران است.(آل عمران، آیات ۱۶۱ و ۱۶۲) امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: ایّاکَ والخیانَهَ فَاِنّها شَرُّ مَعصِیَهٍ، و اِنَّ الخائِنَ لَمُعذَّبٌ بِالنّارِ عَلی خِیانَتِه؛ برحذر باش و از خیانت کردن بپرهیز که خیانت بدترین گناهان است. آدم خیانکار به خاطر نامردی و خیانتش کیفر و عذاب او بدون تردید آتش جهنم خواهد بود. (فهرست غرر، ص ۱۰۰)
  13. مکر و نیرنگ: خیانتکاران برای این که بتوانند نهان به خیانت خویش بپردازند و رسوا نشوند، به مکر و نیرنگ متوسل می شوند. بنابراین، مکر و نیرنگ از صفات خائن و نیز آثار رفتار خیانت آمیز است.(یوسف، آیه ۵۲) البته از نظر قرآن مکر آنان به فرجام نمی رسد.(همان)
  14. کفر و بی دینی : چنان که گفته شد، خیانت از دین اسلام نیست و کسی که خیانت می ورزد از مسلمانی دور می شود. امام علی(ع) می فرماید: اَلمَکْرُ بمَنِ ائْتَمَنَکَ، کفرٌ! مکر و نیرنگ به کسی که تو را امین دانسته و امانت به تو سپرده، کفر و بی دینی است! (فهرست غرر، ص ۳۶۵)
  15. کفران نعمت: از نظر قرآن، خیانت کار اهل کفران نعمت و ناسپاس نسبت به آن است.(حج، آیه ۳۸)
  16. فقر: خیانت موجب فقر و نداری انسان می شود. امام محمدباقر(علیه‌السلام)» می فرماید: الأمانَهُ تَجلِبُ الغَناءَ والخِیانَهُ تَجلِبُ الفَقرَ؛ امانت‌داری باعث غنی و بی‌نیازی انسان می‌شود در صورتی که خیانت، فقر و بینوائی را به دنبال خواهد داشت. (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۱۴)

عوامل و موانع خیانت و راهکارهای درمان آن

در راستای درمان خیانت و از میان بردن این روحیه باید عوامل ایجادی و بقایی آن را شناخت. قرآن برای خیانت عوامل و زمینه هایی را بیان کرده که از جمله آن ها عبارتند از:

  1. دلبستگی و تعلقات دنیوی: تعلقات انسان به متعلقات دنیوی مهم ترین عامل در خیانت انسان است. این تعلقات می تواند اموری چون فرزند یا مال یا حتی آرزوهایی باشد که در دل دارد.(انفال، آیات ۲۷ و ۲۸؛ یوسف، آیات ۵۲ و ۵۳)
  2. دلبستگى به فرزند: از مصادیق تعلقات دنیوی است؛ ولی در میان تعلقات دنیوی نقش دلبستگى به فرزند بیش تر از دیگر عوامل است؛ زیرا فرزند دوستی زمینه خیانت و انحراف انسان از دین و حتی مخالفت صریح با پیامبر(ص) و رهبران دینی می شود.(همان)
  3. دلبستگى به مال: در میان تعلقات دنیوی پس از فرزند نقش مال قوی تر و روشن تر است. خداوند دلبستگى به مال را زمینه ابتلاى انسان به انحراف از دین و خیانت به آن می داند.(همان)
  4. نژادپرستى: نژادپرستى و خودبرتربینی قومی از دیگر زمینه هاى خیانت از سوی انسان است؛ چنان که یهودیان گرفتار چنین خودبرتربینی بوده و در اموال امانی خیانت می کردند.(آل عمران، آیه ۷۵)
  5. نفس امّاره: نفس امّاره، زمینه ساز خیانت به دیگران است ؛ چنان که هواهای نفسانی موجب شد تا زلیخا بخواهد نسبت به همسرش خیانت جنسی داشته باشد.(یوسف، آیات ۵۲ و ۵۳)
  6. شیطان: امام صادق(ع) درباره نقش ابلیس و شیاطین در خیانت ورزی می فرماید: مَنِ اؤْتُمِنَ عَلی اَمانَهٍ وَکَّلَ ابلیسُ بِه مأَهَ شیطانٍ مِن مَرَدَهِ اَعوانِهِ لِیُضِلّوهُ و یُوَسوِسوا و یُهلِکوه، الاّ مَن عَصَمَهُ اللهُ؛ هر گاه کسی امانتی را به عهده گرفت، ابلیس صد شیطان سرکش خود را بر او می‌گمارد تا آنچنان وی را اغوا و وسوسه کنند تا به شقاوت و نگون‌بختی‌اش منتهی گردد، مگر آن کس که خدا او را حفظ و مصونیت بخشد. (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۱۶)

پس اگر این ها بسترها و زمینه های ایجادی خیانت هستند، باید کاری کرد تا این امور از ذهن و فکر افراد جامعه زدوده شود تا به جای خیانت، امانت داری به عنوان روحیه فردی و اجتماعی جایگزین شود. البته در آیات قرآنی اموری به عنوان موانع ایجادی خیانت بیان شده است. توجه به این موانع خود عاملی برای جلوگیری و نیز درمان روحیه خیانت ورزی اجتماعی است. از جمله مهم ترین موانع ایجادی خیانت می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اعتقاد به احاطه علمى خدا: ایمان واقعی و اعتقاد به احاطه علمى خداوند بر اعمال انسانها، بازدارنده آنان از هرگونه خیانت نسبت به خود و دیگری است.(نساء، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸؛ غافر، آیه ۱۹)
  2. اعتقاد به ناکامى: اعتقاد به ناکامى و شکست هرگونه تدبیر در خیانت، از موانع خیانت می شود؛ زیرا چنین کسی تن به خیانتی نمی دهد که می داند فرجامی برای آن نیست.(یوسف، آیه ۵۲)
  3. اعمال قدرت: لازم است تا برای جلوگیری از خیانت و بازپس دادن امر امانی و عمل به تعهدات ، اعمال زور قانونی شود و از طریق تهدید یا ابزارهای دیگر، نه تنها اجازه خیانت داده نشود، بلکه ترس از رسوایی و مجازات موجب شود تا مال را به صاحبان آن بازگرداند. از نظر قرآن اعمال قدرت، بازدارنده انسان از خیانت است و نباید در این باره سستی کرد و به جای خشونت نرمی را به کار گرفت. پافشاری و اصرار برای بازگرداندن مال امانی کاری است که در گذشته جلوی خیانت را گرفته و می تواند این گونه در آینده نیز مفید و سازنده باشد.( آل عمران، آیه ۷۵)
  4. برهان الهى: بهره مندى از برهان الهى و داشتن عصمت اکتسابی و غیر اکتسابی، از موانع خیانت است. کسی که خود را در محضر خدا می داند و از تقوای الهی برخوردار است، هرگز گرفتار خیانت و امور زشت دیگر نمی شود.(یوسف، آیه ۲۴) امام صادق(ع) می فرماید: اذا کانَ العَرْضُ علی اللهِ عزَّوجلَّ حَقّاً فَالمَکرُ لِماذا؟! اگر حضور در محضر خدای متعال (فردا) مسلّم و حق است پس این همه مکر و نیرنگ چرا؟! (بحار، ج ۷۵، ص ۲۸۴)
  5. بندگى خالصانه: بندگى خالصانه به درگاه الهى، از موانع خیانت است؛ زیرا این بندگی برهان عصمتی و نیز بصیرت نسبت به آثار و عملکردها را به دنبال خواهد داشت و انسان را از خیانت حفظ و مصون می دارد.(همان)

۶ . تقوا: بی گمان تقوای الهی که میوه عبادت ها است، عامل بازدارنده انسان از خیانت به امانتهاى دیگران است. از این روست که کسب مقام متقین به عنوان مهم ترین عامل بازدارنده در این امور مطرح است.(ال عمران، آیات ۷۵ و ۷۶)

  1. توجّه به پاداش خدا: توجّه به پاداش بزرگ الهى، مانع خیانت به دین و رفتارهای خیانت آمیز دیگر است.( انفال، ایات ۲۷ و ۲۸)

۸ . حیاى از خدا: حیاى از خدا، از موانع خیانت است. کسانی که بی حیایی می کنند گاه ممکن است نسبت به مردم حیا داشته باشند ولی از خدا حیا نداشته باشند. این افراد در جایی که خدا حضور دارد و مردم حضور ندارند خیانت می ورزند و حق مردم را تضییع می کنند.(نساء، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸)

  1. رحمت خدا: بهره مندى از رحمت الهى، مانع خیانت ورزى آدمی است. انسان باید به گونه ای رفتار کند تا تحت رحمت الهی قرار گیرد و این گونه در حفاظ الهی از هر گونه گناه از جمله خیانت در امان ماند. (یوسف، آیات ۵۲ و ۵۳)