شوخى، محبوب خداوند

مزاح و مداعبه در زبان عربی و شوخی در زبان فارسی نوعی رفتار اجتماعی است که موجب سرور و شادی انسان می شود. از آن جایی که شادی و سرور برای انسان مطلوب است و آثار و برکات بسیاری بر آن بار می شود، توجه به اسباب سرور و شادی از جمله شوخی نیز مطلوب است، هر چند که در اسلام، آن چه پسندیده است حفظ تعادل و اعتدال به ویژه در رفتار است تا به دور از هر گونه افراط و تفریطی، شرایط به گونه ای در آید که ضمن بهره مندی از هر گونه ظلم و ستم جلوگیری شود؛‌ زیرا افراط در شادی به شکل فرح و خوشحالی مستانه و سبکساری افزون بر آسیب روحی و روانی به شخص به دیگران نیز آسیب وارد سازد.
نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام  بر آن است تا الگوهای رفتاری اسلامی را در مساله شادی و شوخی تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

سرور و شادی سعادتمندان
سعادت و خوشبختی همه مطلوب انسان است و رسیدن به آن را فوز عظیم و رستگاری و فلاح بزرگ بر می شمارد. از این روست که هر کسی بر آن است تا خوشبختی را به عنوان نه تنها یک فضلیت بلکه یک هدف غایی و متعالی به دست آورد. مولفه های سعادت را در آسایش و آرامش پایدار و ماندگار می بیند و با آن که می داند در دنیا چنین امکان و ظرفیتی نیست تا به خوشبختی پایدار و ماندگار برسد، اما همان پایداری و ماندگاری نسبی اش را نیز غنمیت می داند. تمام تلاش های انسان ها در زندگی به هدف رسیدن به آن سامان می یابد.
در این میان مومنان به سبب فلسفه ویژه و هستی شناختی خاص خود، هر چند که سعادت در سایه عدالت را در دنیا مطلوب می دانند(حدید، آیه ۲۵ و آیات دیگر)، اما سعادت مانا و پایا را در آخرت می جویند و بر آن هستند تا به هر وسیله و ابزاری آن را به دست آورد و برای آخرت خویش تامین نمایند. از این روست که در شرایطی که امکان رسیدن به سعادت اخروی جز با ایثار و گذشت از سعادت دنیوی شدنی نیست، سعادت ابدی را بر سعادت ناپایدار دنیوی ترجیح می دهند. پس برای کسب سعادت اخروی که در آن خوفی از آینده و حزنی بر گذشته نیست و همه چیز در آن فراهم است و در آسایش و آرامش مطلق به سر خواهند برد، جان و مال را در طبق اخلاص می گذارند و آن را به پیشگاه سعادت اخروی و ابدی تقدیم می دارند.(بقره، آیات ۶۲، ۱۱۲، ۲۶۲، ۲۷۴ و ۲۷۷؛ آل عمران، آیه ۱۷۰ و آیات دیگر)
انسان سعادتمند به سبب آسایش و آرامشی که در اختیار دارد، درون خود شاد و مسرور است. از این روست که از مهم ترین ویژگی های اهل بهشت – این سعادتمندان ابدی- سرور و شادی است، به گونه ای که سرور و شادی باطنی و قلبی آنان در چهره های بشاش و شاد ایشان به خوبی نمایان می شود.(توبه، آیه ۱۱۱؛ آل عمران، ‌آیات ۱۶۹ تا ۱۷۱؛ انسان، آیات ۱۰ و ۱۱ و آیات دیگر)
اینان در روز قیامت پیش از ورود به بهشت هنگامی که کارنامه قبولی را در دست راست می گیرند، چنان خوشحال و مسرور هستند که گویی می خواهند بال در آورند و پرواز کنند. حالت خوش ایشان چنان است که وقتی به سوی خویشان باز می گردند نور چهره های بشاش آنان بهشت را روشن می کند و منافقون در تاریکی به خواهش و گدایی انوارشان می آیند.(انشقاق، آیات ۷ تا ۹؛ حدید، آیه ۱۳)
بنابراین، اهل سعادت،‌ اهل سرور و شادی هستند؛ چون هیچ غم و غصه ای ندارند و همه چیز از وسایل سعادت یعنی آسایش و آرامش فراهم است و در امنیت کامل و پایدار و ماندگار روزگار خوش خویش را می گذرانند.
شادی به دور از افراط
بر اساس آموزه های اسلامی شادی خوب و پسندیده است؛ اما شادی همواره می بایست مانند هر عمل و رفتار اجتماعی به دور از افراط و تفریط باشد؛ چرا که افراط در رفتارهای اجتماعی تاثیرات زیانبار و منفی بر شخص و جامعه به
جا می گذارد. از این روست که خداوند در آیه ۷۵ سوره غافر(مومن) سرور به حق و به دور از افراط را امرى مقبول و پسندیده معرفی می کند. خداوند در این آیه با مقیّد کردن «فرح» به «بغیر الحقّ» بر آن شد تا شکل افراطی شادی و سرور را نقد کرده و آن را مطلوب نشمارد؛ چرا که «فرح» و شادمانى گاهى به حق است و مورد ستایش و گاهى باطل است و مورد سرزنش. (مجمع البیان، ج ۷ ـ ۸ ، ص ۸۲۸)
به سخن دیگر، واژه فرح نوع رفتاری است که شخص هنگام سرور بروز می دهد که می تواند به حق و یا ناحق یعنی همراه اعتدال و به دور از افراط و باطل یا همراه با باطل و افراطی باشد. خداوند رفتارهای افراطی را به عنوان باطل شناسایی و آن را ناپسند و مذموم دانسته است.
شادی و اندوه در انسان ها تحت تاثیر عوامل بیرونی و درونی رخ می دهد. در این میان آسایش و رفاه یا فقدان آن نقش تعیین کننده ای در ایجاد شادی و اندوه در انسان ایفا می کند. بسیاری از مردم تحت تاثیر وضعیت آسایشی خود، به آرامش می رسند یا آرامش خود را از دست می دهند. خداوند در آیات ۹ و ۱۰ سوره هود و نیز آیه ۴۸ سوره شوری به تغییرپذیرى احوال روحى و روانى انسان از جهت نومیدى وشادمانى، با کمترین سختى و رفاه توجه می دهد و ضمن بیان این حالت انسانی به نقد آن می پردازد.
از این آیات به دست می آید که انسان ها خواسته و ناخواسته تحت تاثیر وضعیت آسایشی و رفاهی خود قرار می گیرند و شادی و اندوه متاثر از آن وضعیت در آدمی ایجاد می شود. هر چند که انسان ها نمی بایست ارتباط این چنین قوی و استواری میان آسایش و آرامش بر قرار کنند؛ چرا که آسایش و رفاه در دنیا مساله ای است که نمی بایست آن را با آرامش پیوند زد.
به سخن دیگر، از نظر قرآن آرامش تنها در سایه سار آسایش و رفاه پدید نمی آید که انسان ها پیوند استواری میان آرامش و اسایش زده اند و هر گاه وضعیت آسایشی ایشان تغییر کرده وضعیت آرامشی آنان تغییر یابد؛ چرا که می توان آرامش را در نداری و فقدان آسایش و رفاه نیز به دست آورد؛ چنان که آسایش همیشه به معنای تحقق ارامش نیست؛ چه بسا انسان های مرفهی را می توان که از آرامشی برخوردار نیستند یا انسان های فقیری که در آرامش کامل زندگی می کنند. پس نمی بایست در تحلیل مساله آرامش به متغیر آسایش توجه بسیار کرد و آن را از عوامل کلیدی آرامش بر شمرد که مساله ای نادرست است.
جالب این است که این افراد با چنین تحلیل نادرست و ارتباط استوار میان آسایش و آرامش،‌ توصیه ها و سفارش هایی را مطرح می کنند و به جامعه و انسان ها می قبولانند که برای رسیدن به ارامش می بایست به رفاه رسید که در حقیقت نشانی غلط دادن است.
خداوند در بیان علت پرهیز از هر گونه شادی و سرور افراطی یعنی فرح باطل به آثار خروج از اعتدال و گرایش به افراط اشاره می کند و می فرماید که این گونه رفتارهای نامناسب موجب غفلت از خدا(غافر، ایات ۷۳ تا ۷۵)،
گمراهی(همان)، شرک(همان) و هلاکت در دنیا و آخرت(قصص، ایه ۲۸) می شود. از این روست که ضمن ناپسند شمردن افراط در شادی و فرح باطل(لقمان، آیه ۱۸؛ اسراء، آیات ۳۷ و ۳۸) از این گونه رفتارهای سرخوش و مستانه  نهی می کند(انفال، آیات ۴۷ و ۴۸؛ لقمان، آیات ۱۷ و ۱۸) و برای افراط بدکاران در شادى و خوشحالى، کیفر دوزخ را وعده می دهد.(غافر، آیات ۷۲ تا ۷۶؛ انشقاق، ایات ۱۰ تا ۱۳)
شادی و شوخی در سنت و سیره معصومان(ع)
انسان ها هنگام شادی شوخی می کنند و هم چنین برای این که سرور و شادی را در دیگران و جمع ایجاد کنند یا بیافزایند از شوخی بهره می گیرند.
در فرهنگ معین برای شوخی معانی چندی بیان شده که از جمله می توان به معنای ۱. گستاخی ، بی شرمی . ۲ – خوشی ، عشرت . ۳ – مزاح ، هزل در مقابل جدی اشاره کرد. در فرهنگ عامیانه شوخی خرکی کنایه از: شوخی دور از ادب و نزاکت است. وقتی می گوییم که با کسی شوخی داشتیم به معنای این است که الف – با او صمیمی هستیم ، ب – یا این که سر به سر او گذاشتیم.
البته در ادبیات کهن فارسی، شوخ به معنای چرک نیز آمده است. شوخ به رخ کشیدن، یعنی دلاک چرک را از تن در گرمابه بیرون کشد و به رخ طرف بکشد که هم نشانه آن است که کاربلد است و هم این که طرف مدتی است که تن به آب گرمابه نسپرده و از حمام و شست و شو و گرمابه گریزان است. در فرهنگ دهخدا آمده است: شوخ: چرک (فرهنگ جهانگیری ). شوخ : چرک جامه که به تازی آن را وسخ گویند. … گاه شوخ در معنی مطلق چرک و پلیدی بکار می رود.
مداعبه و مزاح کردن در زبان عربی، همان به معنای زبان شوخی کردن است. هزل نوع افراطی شوخی و مزاح است که در بسیاری از موارد همراه بی ادبی است؛ چنان که مداعبه نیز بیش تر رفتاری است تا کلامی؛ هم چنین مزاح بیش تر با کلام انجام می گیرد تا با رفتار.
شوخی در اسلام جایز دانسته شده و حتی بابی در کتب روایی ما به آن اختصاص یافته است(شیخ حر عاملی، ج ۱۲، وسائل الشیعه، ص ۱۱۲، باب استحباب مزاح و ضحک)؛ زیرا شوخی یا ریشه در سرور باطنی فرد دارد که می خواهد به جمع منتقل کند یا این که برای تغییر ذائقه جمع صورت می گیرد تا از حالت جدی خارج شده یا از اندوه و غمی رهایی یابند. بنابراین، شوخی را نمی توان از مصادیق لهو و لعب باطل بر شمرد، مگر این که از حالت اعتدال خارج شود و از هدف حکمیانه ای چون ایجاد شادی و سرور در جمع به ابتذال و غیبت و تمسخر کشیده شود. در این صورت است که به عنوان لهو مذموم و ناپسند خواهد بود.
امیرمومنان على علیه‏السلام شوخی کردن را عامل برای ایجاد سرور در برادر ایمانی می داند که دچار اندوهی است که می توان با شوخی او را از آن حالت خارج کرد. آن حضرت(ص)‌در این باره به سیره عملی پیامبر(ص)‌اشاره  می کند
و می فرماید:  کانَ رَسولُ اللّه‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله لَیَسُرُّ الرَّجُلَ مِنْ اَصحابِهِ اِذا رَآهُ مَغْموما بِالْمُداعَبَهِ وَ کانَ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله یَقولُ: اِنَّ اللّه‏َ یُبْغِضُ الْمُعَبِّسَ فى وَجْهِ اِخْوانِهِ؛ هرگاه رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله یکى از اصحاب خود را غمگین مى‏دیدند، با شوخى او را خوشحال مى‏کردند و مى‏فرمودند: خداوند، کسى را که با برادران (دینى) اش با ترشرویى و چهره عبوس روبرو شود، دشمن مى‏دارد. (رسائل شهید ثانى، ص ۳۲۶)
از آن جایی که سرور امری مطلوب و پسندیده و از صفات بهشتیان است و هم چنین سرور بیانگر آرامش روحی و روانی است، از نظر اسلام عواملی که در ایجاد آن نقش داشته باشد نیز مطلوب دانسته شده است. ازاین روست که در روایات شوخی در جمع به دور از هر گونه افراط و دشنام و ناسزا و تمسخری به عنوان امری محبوب الهی دانسته و شوخی کننده به عنوان محبوب خداوند معرفی می شود. امام باقر علیه السلام می فرماید: إِنَّ اللّه  عَزَّوَجَلَّ یُحِبُّ المُداعِبَ فِى الجَماعَهِ بِلا رَفَثٍ؛ خداوند عزوجل دوست دارد کسى را که در میان جمع شوخى کند به شرط آن که ناسزا نگوید.(کافى، ج۲، ص۶۶۳، ح۴)
از آن جایی که هر چیزی که محبوب خداوند است، محبوب حبیب خداوند یعنی حضرت محمد مصطفی (ص) است، آن حضرت (ص)  اهل شوخی و مزاح بود. رسول اکرم صلى الله علیه و آله می فرماید: إِنّى أَمزَحُ وَلا أَقولُ إِلاّ حَقّا؛ من شوخى مى کنم، اما جز حق نمى گویم.(شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۳۳۰)
در سیره رسول اکرم صلى الله علیه و آله است که ایشان با دیگران شوخی می کرد از جمله آمده است که: أَتَتِ امرَأَهٌ عَجوزٌ إِلَى النَّبِىِّ صلى الله علیه و آله فَقالَ لاتَدخُلُ الجَنَّهَ عَجوزٌ، فَبَکَت، فَقالَ: إِنَّکَ لَستَ یَومَئِذٍ بَعَجوزٍ، قالَ اللّه  تَعالى: (إِنّا
أَنشَناهُنَّ إِنشاءً فَجَعَلناهُنَّ أَبکارا)؛ پیر زنى نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمد. حضرت به او فرمودند: پیر به بهشت نمى رود. پیرزن گریست. حضرت فرمودند: تو در آن روز پیر نخواهى بود. خداى متعال مى فرماید: «ما آنان را آفرینش نوینى بخشیدیم و همه را دوشیزه قرار دادیم».(تنبیه الخواطر، ج۱، ص۱۱۲)

امام کاظم علیه السلام نیز در بیان سیره عملی پیامبر(ص) نمونه ای شوخی آن حضرت (ص) را گزارش می کند و می فرماید: إِنَّ رَسولَ اللّه  صلى الله علیه و آله کانَ یَتیهِ العرابىُّ فَیُهدى لَهُ الهَدیَّهَ، ثُمَّ یَقولُ مَکانَهُ: أَعطِنا ثَمَنَ هَدیَّتِنا فَیَضحَکُ رَسولُ اللّه  صلى الله علیه و آله وَکانَ إِذَا اغتَمَّ یَقولُ: ما فَعَلَ العرابىُّ؟! لَیتَهُ أَتانا؛ بادیه نشینى بود که نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله مى آمد و براى آن حضرت هدیه مى آورد و همان جا مى گفت: پول هدیه ما را بده و رسول خدا صلى الله علیه و آله مى خندیدند. آن حضرت هرگاه اندوهگین مى شدند، مى فرمودند: آن بادیه نشین چه شد؟ کاش نزد ما مى آمد.( کافى، ج۲، ص۶۶۳، ح۱)
چنان که گفته شد سرور از صفات بهشتی ها و مومنان است. اهل ایمان نیز سرور خویش را در اشکال گوناگون به نمایش می گذارند که از جمله آن ها شوخی است.
از امام صادق (ع) در بیان صفات مومن می فرمایند: هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه در او "دعابه" باشد. راوی سؤال کرد دعابه چیست؟ حضرت فرمودند:" مزاح"( کلینی، اصول کافی، ج ۲، ص ۶۶۴)
از صفات مومن بلکه از مهم ترین و اصلی ترین صفات اهل ایمان، خوشرفتاری و حسن خلق است که جلوه های بسیاری دارد که از آن جمله شوخی با دوستان است.
یونس شیبانی از امام صادق (ع) نقل کرده است که آن حضرت(ع) از او پرسید: چگونه است شوخی و مزاح کردن شما با دیگران؟
گفتم : اندک است.
حضرت(ع) با لحنی عتاب آمیز فرمود : چرا با دیگران مزاح و شوخی ندارید؟! شوخی و مزاح بخشی از خوشرفتاری و حسن خلق است.  آن حضرت (ع) در ادامه به سیره عملی پیامبر(ص) اشاره کرده و فرمودند: پیامبر (ص) هم با افراد شوخی می کرد و می خواست که آنها را شادمان کند.(وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۱۴، حدیث ۱۵۷۹۴ و سنن النبی، علامه طباطبایی، ص۶۰)
با نگاهی به نمونه هایی که از مزاح ها و رفتارهای لطیفه آمیز حضرت رسول (ص) روایت شده،‌ می توان به روشنی دریافت  که حضرت(ص) در عین حالی که خوش اخلاق و گشاده رو و بذله گو بودند،‌ هرگز از مرز حق فراتر نمی رفتند و
شوخی های حضرت باطل و لغو و ناروا نبود. چنانکه فرمودند: من مزاح می کنم ولی جز حق نمی گویم.( علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۱۱۷)
رسول اکرم صلى الله علیه و آله نیز در بیان صفات مومن به دو ویژگی شوخی و شنگی (بازیگوشی) ایشان اشاره می کند و می فرماید: اَلمُؤمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ وَالمُنافِقٌ قَطِبٌ غَضِبٌ؛ مؤمن شوخ و شنگ است و منافق اخمو و عصبانى.( تحف العقول، ص ۴۹)
رسول اکرم صلى الله علیه و آله هم چنین در بیان صفات مومن واقعی می فرماید : لا یَبلُغُ العَبدُ صَریحَ الایمانِ حَتّى یَدَعَ المِزاحَ وَالکَذِبَ وَیَدَعَ المِراءَ وَإِن کانَ مُحِقّا؛ بنده به ایمان ناب نرسد، مگر آن که شوخى و دروغ را ترک گوید و مجادله (بگومگو) را رها کند، هر چند حق با او باشد.( الترغیب و الترهیب، ج۳، ص۵۹۴، ح۲۰)
آداب ، شرایط و آثار شوخی
اعتدال در اسلام بسیار سفارش شده است؛ چرا که نظام هستی و جامعه بر اعتدال نهاده شده و هر گونه افراط و تفریط به معنای خروج از اعتدال و ظلم دانسته و معرفی شده است. از این روست که نمی بایست انسان همیشه در کارهای حتی خوب و سرورانگیزی چون شوخی افراط کند. شوخی هم اندازه ای دارد که اگر از حد بگذرد دل را می میراند و خستگی و دلمردگی را به دنبال می آورد.
احکام اسلامی نیز شوخی بردار نیست؛ به این معنا که می بایست همه آن ها را مراعات کرد و از حد اعتدال خارج شد. اگر شوخی از حد بگذرد همانند هر امر لهو و لغو و لعبی می شود که ستوده و پسندیده عقل و خرد نیست و شریعت نیز آن را بر نمی تابد و مجوزی برای آن صادر نمی کند. همان طوری که استراحت و کار و عبادت به میزان خوب است،‌افراط در هر کاری حتی عبادت خاص مانند نماز می تواند دلسرد کننده روح و روان آدمی باشد؛ از این روست که در آیات قرآنی بر ذکر به داوم تاکید شده که بازدارنده غفلت است نه بر نماز دایمی که خود شکلی از اشکال عبادت و ذکر است.
از این روست که حضرت علی (ع)  به فرزندش می فرماید: فرد با ایمان کسی است که این سه وقت را در زندگی خودقرار داده باشد، بخشی از آن را به معنویات بپردازد و با پروردگارش مناجات کند، قسمتی در فکر معاش و امورات دنیا می گذرد و قسمتی را به این تخصیص می دهد که از لذت های حلال و مشروع بهره مند شود.( نجفی خمینی، تفسیر آسان، ج ۸، ص ۷۰، چاپ انتشارات اسلامی؛ میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۳۷۶ – ۳۸۰)
جالب این که در حدیث دیگری این جمله اضافه شده که این سرگرمی و تفریح سالم کمکی است برای سایر برنامه ها. اما مهم این است که این تفریح و سرگرمی باید  سالم باشد و گر نه مشکلاتی را ایجاد خواهد کرد. چه بسیار تفریحات ناسالمی که روح و اعصاب انسان را چنان می کوبد که قدرت کار و فعالیت را تا مدتی از او می گیرد.
امام على علیه السلام  در بیان زیاده روی و افراط در شوخی کردن به تاثیرات اجتماعی آن اشاره می کند و می فرماید: کَثرَهُ المِزاحِ تَذهَبُ البَهاءَ وَتوجِبُ الشَّحناءَ؛ شوخى زیاد، ارج و احترام را مى برد و موجب دشمنى مى شود.(غررالحکم، ج۴، ص۵۹۷، ح۷۱۲۶)
امیرمومنان على علیه السلام هم چنین در سخنی دیگر از تاثیرات زیاده روی و افراط در شوخی به ایجاد جهالت و نادانی توجه می دهد و می فرماید : مَن کَثُرَ مِزاحُهُ استُجهِلَ؛ هر کس زیاد شوخى کند، نادان شمرده مى شود.(غررالحکم، ج۵، ص۱۸۳، ح۷۸۸۳)
در شوخی کردن می بایست مواظب باشیم که دیگر تفسیر نادرستی از آن نداشته باشد و موجبات دردسر را فراهم نیاورد. امام على علیه السلام به شوخی کنندگان هشدار می دهد که مراقب این مساله باشند؛‌چرا که به سادگی ممکن است از شوخی به جدی افتد و محیط از حالت عادی خارج شود. آن حضرت(ع) می فرماید : رُبَّ هَزلٍ عاد جِدّا؛ چه بسا شوخى اى که جدّى مى شود.( تحف العقول، ص۸۵)
امام صادق علیه السلام با توجه به شخصیت مخاطب و موقعیت اجتماعی و مکانی سفارش می کند که گاه می بایست از مزاح پرهیز کرد؛ در حقیقت هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد. آن حضرت می فرماید: إِذا أَحبَبتَ رَجُلاً فَلا
تُمازِحهُ وَلاتُمارِهِ؛ هر گاه کسى را دوست داشتى، با او نه شوخى کن نه مجادله. (کافى، ج۲، ص۶۶، ح۹)
چنان که از امیرمومنان علی(ع) روایت کردیم، شوخی گاه به اعتبار اجتماعی اشخاص لطمه می زند و ارزش و بهای شخص را می کاهد.( غرر الحکم، ح ۷۱۲۶)
این که امام موسی کاظم علیه السلام بر خلاف روایاتی که می گوید شوخی کردن از صفات مومن است،‌از شوخی پرهیز می دهد به سبب این است شخص گرفتار عادت زیاده روی در شوخی شود و به باطل گرایش یابد. از این روست که می فرماید: اِیاک وَ المِزاحَ فَاِنَّهُ یذهَبُ بِنُورِ ایمانِک؛  از شوخی (بی مورد) بپرهیز، زیرا که شوخی نور ایمان تو را می برد.(بحارالانوار، ج۷۸، ص۳۲۱)
در حقیقت شوخی های بی مورد و نسنجیدن موقعیت مکانی و مقامی و یا زیاده روی در این امر یا گرایش به شوخی های باطل و نارواست که شوخی کردن امری مذموم شمرده می شود. بر همین اساس است که امام حسن عسکری علیه السلام نیز می فرماید: لا تُمار فَیذهَبَ بَهاوُک وَ لا تمازح فَیجتَرَاُ عَلَیک؛ جدال مکن که ارزشت می رود و شوخی مکن که بر تو دلیر شوند.( تحف العقول، ص ۴۸۶)
برخی از رفتارها حتی به شکل سخن موجب می شود تا آدمی از مسیر درست زندگی خارج شود. از آن جایی که راستی و صداقت کلید هر خیر و دروغ کلید هر شری است ؛‌پیامبر(ص) از دورغ حتی به شوخی پرهیز می دهد و می فرماید : اَنا زَعیمٌ بِبَیتٍ فى رَبَضِ الجَنَّهِ وَ بَیتٍ فى وَسَطِ الجَنَّهِ وَ بَیتٍ فَى اَعلَى الجَنَّهِ، لِمَن تَرَکَ المِراءَ وَ اِن کانَ مُحِقّـا وَ لِمَن تَرَکَ الکِذبَ وَ اِن کانَ هازِلاً وَ لِمَن حَسَّنَ خُلقَهُ؛ من براى کسى که بگومگو را رها کند، هر چند حق با او باشد و براى کسى که دروغ گفتن را اگر چه به شوخى باشد، ترک گوید و براى کسى که اخلاقش را نیکو گرداند، خانه اى در حومه بهشت و خانه اى در مرکز بهشت و خانه اى در بالاى بهشت ضمانت مى کنم.( خصال، ص ۱۴۴، ح۱۷۰)
در شوخی کردن می بایست از اموری چون استهزا و تمسخر دیگران ،‌ افتادن با سخنان یاوه و غیبت و جدال و افترا پرهیز کرد. در بیان شرایط یک شوخی پسندیده و خوب می فرماید تمسخر دیگران همانند دروغ به هر دلیلی جایز نیست حتی اگر به قصد شوخی و ادخال سرور در دل برادران ایمانی باشد. امام سجاد علیه‏السلام در بیان تاثیرات سوء و بد تمسخر می فرماید: وَ الذُّنُوبُ الّتى تُنزِلُ النِّقَمَ عِصیانُ العارِفِ بِالبَغىِ وَ التَطاوُلُ عَلَى النّاسِ وَ الاِستِهزاءُ بِهِم وَ السُّخریَّهُ مِنهُم ؛ گناهانى که باعث نزول عذاب مى‏شوند، عبارت‏اند از: ستم کردن شخص از روى آگاهى، تجاوز به حقوق مردم، و دست انداختن و مسخره کردن آنان.(معانى الاخبار ،ص ۲۷۰)
جوک و لطیفه گویی یا لطیفه سازی درباره اقوام و قبایل مسلمان جایز نیست و از گناهان است. بنابراین نمی توان به صرف ادخال سرور یا شادکردن دیگران، مجوزی برای گناه درست کرد.
اگر همه شرایط و آداب شوخی کردن مراعات شود می توان امید داشت که شوخی به عنوان یک امر مثبت و سازنده اجتماعی دارای کارکردهای هنجاری در جامعه باشد و زمینه را برای ایجاد یا بروز آرامش روحی و روانی فراهم سازد.