شهوت شهرت در شبکه های اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، شهوت که ریشه در قوه جاذبه انسان دارد، تنها محدود به شهوت جنسی یا غذایی نیست، بلکه انواع و اقسام شهوت را می توان یافت که «نفس انسانی» طالب آن است. از جمله آن ها می توان به شهوت قدرت، شهوت ثروت، شهوت شهرت ومانند آن ها اشاره کرد که بخش اعظمی از سرمایه های عمر آدمی را به خود اختصاص می دهد و انسان وقتی در نهایت سیر و صیرورت در زندگی اش به منزل مرگ می رسد، در می یابد که گرفتار «خسران» و زیان شده و سرمایه های زندگی خویش را در دنیا از دست داده و ره توشه ای برای ابدیت در سرای آخرت فراهم نیاورده است.

یکی از پدیده های گسترده در جوامع امروزی، گسترش شهوت شهرت است که بر اساس «اصالت لذت» ساماندهی شده است؛ زیرا در فلسفه مادیگرایانه امروز زندگی بشر، اندیشمندان و بزرگان علم و سیاست دنیوی بر آن هستند تا مردم را به «لذت» تشویق کنند و سبک زندگی آنان را به همین سمت و سو هدایت کنند. از این روست که «لذت شهوت شهرت» در دل ها زنده می کند تا این گونه «فلسفه زندگی» و اهداف و حکمت آن از نظر دنیاگرایان و مادیگرایان تامین شود؛ زیرا وقتی «لذت» ها تامین شود، مردم هیچ خواسته دیگری نداشته و اعتراضی ندارند.

سیاست های راهبردی دولت های غربی، بر این است تا «لذت» برای توده های مردم فراهم آید. در این راستا همگان از آزادی در استفاده از ابزارهای لذت آفرین بهره مند هستند؛ بی آن که هیچ محدودی در استفاده از آن ها جز در صورت تزاحم با منافع دیگران وجود داشته باشد؛ یعنی همه نوع لذائذ دنیوی از حلال و حرام حتی شهوات جنسی و شراب و مواد مخدر برای آنان فراهم می شود تا «فلسفه زندگی» بر اساس نگره غربی تامین شود.

به سخن دیگر، سبک زندگی غربی بر اساس «فلسفه اصالت لذت» شکل گرفته است و برای تامین آن همه گونه ابزار و فعالیتی فراهم می آید تا همگان به آن برسند.

بی گمان یکی از مهم ترین لذائذ انسانی، لذائذ روانی و عاطفی است که گاه حتی از مال و ثروت نیز برای خیلی ها لذیذتر و ارزشمندتر است؛ از همین روست که گروه بسیاری از مردم، ثروت خویش را فدای «شهرت» می کنند و برای رسیدن به «شهرت» به هر کاری دست می زنند.

شهوت شهرت بیماری روانی

از نظر قرآن، قوه جاذبه در بسر در کنار قوای دافعه و عاقله بستری برای دست یابی انسان به کمال است؛ قوه جاذبه در قالب شهوت برای آن است تا هر چه نیاز انسان است را به خود «جذب» کند؛ چنان که قوه دافعه در قالب غضب بر آن است تا هر مانعی بر سر راه بشر را بردارد و امنیت او را تامین کند.

البته قوای جاذبه و دافعه، گرایش بی حد و حصری در تحقق اهداف خود داشته و هیچ محدودیتی را بر نمی تابد؛ از این روست که قوه عاقله برای ایجاد «تعادل و اعتدال» در خواسته های دو قوه وارد عمل می شود و اجازه نمی دهد تا در خواسته های شهوانی و غضبانی، افراط و تفریطی صورت گیرد. پس اگر قوه عاقله بر اساس کشفیات خود نباشد، انسان ممکن است از دایره عدالت خارج شده و به ظلم و تعدی رو آورده به طوری که به خود و