شهرنشینی در فرهنگ اجتماعی قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

شهرنشینی، نماد اجتماع متمدن و پیشرفته با شاخص ها و معیارهای مکتوب و قانونمندی است که در ساختار فرهنگ، نظم اجتماعی را جهت تحقق فلسفه وجودی اجتماع مد نظر قرار داده است. بر این اساس، فرهنگ و قانون مکتوب نه شفاهی، مهم ترین مولفه های شهرنشینی است، به طوری که فقدان آن ها به معنای فقدان شهرنشینی است هر چند که از نظر شمار کمیتی جمعیت از کلان شهرها نیز بیش تر باشد؛ چرا که در این صورت تنها جمعیتی ناهمگون، ناهمساز، ناهمسو و فاقد ویژگی های اجتماعی در کنار هم زیست می کند بی آن که تعاملات و تبادلات و همکاری های آنان در راستای اهداف غایی اجتماع باشد.

آموزه های وحیانی قرآن، نه تنها به مدنیت و شهرنشینی در اصطلاح خاص توجه دارد، بلکه بنیاد اصول زندگی را بر اجتماع در قالب زوجیتی نهاده است که قوام آن ساماندهی به زیست اجتماعی و برآورد نیازهای متقابل مادی و معنوی و دنیوی و اخروی است. از این روست که نخستین اجتماع امت را در قالب «مدینه النبی» در یثرب تشکیل می دهد تا بر اساس قانون مکتوب و فرهنگ اسلامی، اجتماع اسلامی را ایجاد و به عنوان سرمشق و شاهد و نمونه به جهانیان ارایه دهد.

مفهوم اصطلاحی شهرنشینی

شهرنشینی به معنای زندگی یک جمعیت در شهرها به‌کار می‌رود. البته این واژه به افزایش شمار ساکنان شهرها نسبت به ساکنان روستایی یک کشور یا منطقه اشاره دارد.

این تعریف از شهرنشینی نارسا و ناقص است؛ زیرا مهم ترین مولفه و شاخصه های شهرنشینی دارای شاخصه هایی است که از جمله مهم ترین آن ها، فلسفه مشترک، روش یکسان، قوانین مکتوب و مدون، همکاری و تعاون متقابل برای برآورد نیازهای متنوع و متعدد زندگی و مانند آن ها است.

پس شهرنشینی، عبارت از جمعیتی است که با فلسفه و سبک خاصی از زندگی در قالب اجتماع و در چارچوب قوانین و مقررات مدون و مکتوب در یک منطقه جغرافیایی با هم زندگی می کنند. بنابراین، تنها حضور جمعیتی نیست که نقش تعیین کننده در تحقق شهر و شهرنشینی دارد، بلکه آن چه نقش اساسی دارد، تعاملات اجتماعی آنان در شکل خاص آن است. از این رو، می توان شهرنشینی را معادل معنای تمدن و مدنیت دانست.

بر اساس این تعریف، شهرنشینی و شهروندی یک مفهوم حقوقی ـ جامعه‌شناختی است و هرگز با تراکم جمعیت همانند اردوگاه های زندانیان یا مسافران در یک فرودگاه بزرگ و پرجمعیت بین المللی شهرنشینی و شهروندی تحقق نمی یابد. در شهروندی و شهرنشینی آن چه مهم است، فلسفه و سبک زندگی است که مردمانی را در یک نقطه جغرافیایی گرد آورده است. بنابراین، شهروندی و شهرنشینی با واژه امت در مفهوم قرآنی آن یکسان است. بر این پایه ممکن است یک شهر به تنهایی مفهوم اصطلاحی شهرنشینی و شهروندی را به شکل مصداقی برتاباند و ممکن است چند شهر این معنا و مفهوم را تحقق بخشد.

در اسلام نخستین ، شاکله شهرنشینی و شهروندی به معنای اصطلاحی در شهر یثرب حجاز شکل گرفت و پیامبر(ص) آن را مدینه النبی(ص) نامید که امروزه به نام مدینه در السنه و زبان مردم جاری است. مدینه، نماد دولت شهری از امت اسلام است که همه بار معنایی و مفهومی واژه امت و شهرنشینی را با خود همراه دارد.

دولت شهر مدینه النبی تجلی و مظهر نظام سیاسی ولایی است هم چنان که نمادی روشن و نمونه ای برتر از امت اسلام و معنا و مفهوم شهروندی اسلامی است. در حقیقت هر بلد و شهری از بلاد و شهرها مصداق و خروجی فلسفه و نظام سیاسی است که فرهنگ و تمدن آن جامعه را شکل می بخشد؛ قوانین و مقررات و سبک زندگی اجتماعی شهروندان تجلی فلسفه وجودی آن اجتماع است. از این رو، نمی توان از نظام سیاسی – اجتماعی سخن گفت در حالی که مصداق عینی و خارجی آن در شهرنشینی تجلی نکرده باشد. بلاد و شهرهایی که از یک نظام سیاسی – اجتماعی پیروی می کنند هر چند از نظر جغرافیایی دور هستند ولی در هنجارها، قوانین، مقررات و آداب همانند هستند و حتی سبک معماری آنها به شکلی نوعی همانندی و همگرایی را بازتاب می دهد.

فلسفه و سبک زندگی نظام اسلامی در شهرنشینی و شهروندی مدینه النبی (ص) تجلی یافت و خداوند از آن به عنوان اجتماع برتر و نمونه یاد کرد که دیگر شهرها و اجتماعات باید از آن سرمشق گیرند.(بقره، آیه ۱۴۳) در مدتی که پیامبر(ص) و فلسفه و سبک زندگی اش بر حجاز حاکمیت داشت، شهرهایی بر اساس این نظام سیاسی اجتماعی شکل گرفت که البته هیچ کدام به پایه مدینه النبی(ص) نرسید، ولی همانندی با آن داشت. این فلسفه و سبک زندگی نه تنها بر افکار و اندیشه های دینی اثر گذاشت بلکه بر اقتصاد و محیط زیست آن منطقه تأثیر زیادی داشت؛ چرا که احکام و قوانین اسلامی نه تنها به ساماندهی رابطه انسان با خدا و انسان به انسان توجه داشت؛ بلکه به رابطه انسان با محیط زیست از حیوان و گیاه و خاک نیز توجه داشته است(مائده، آیات ۱ و ۲ و ۹۴ تا ۹۶؛ و آیات دیگر) به طوری که فلسفه و سبک زندگی اسلامی بر روحیات و شیوه زندگی مردم شهرنشین چنان تاثیر شگرف و ژرفی گذاشت که با گسترش شهرنشینی در بقیه مراکز جمعیتی حجاز و نجد و حتی بیرون آن، سبک زندگی دستخوش دگرگونی‌های نسبتاً زیادی شد.

آثار شهرنشینی در فرهنگ قرآنی

از نظر قرآن، انسان باید زندگی اجتماعی داشته باشد؛ چرا که حتی رسیدن به کمالات فردی جز از راه رفتار اجتماعی و پذیرش نقش و مسئولیت های اجتماعی شدنی نیست. از این روست که خداوند اصل حضور انسان در دنیا را به عنوان خسران و زیان بر شمرده است به طوری که تنها راه رهایی از خسران و زیان از دست رفتن سرمایه های وجودی و زندگی در دنیا، توجه همزمان به چهار اصل خودسازی و دیگر سازی در قالب ایمان، عمل صالح، توصیه دیگران به حق و ایمان و توصیه به صبر در هنگام عمل صالح است.(عصر، آیات ۱ تا ۳)

از نظر قرآن، وظیفه انسان از حضور در اسفل سافلین زمین پس از کسب مقام احسن مخلوقین ایمان و عمل صالح است (تین، آیات ۳ تا ۶) که تنها به حوزه فردی و شخصی خلاصه نمی شود؛ زیرا انسان به عنوان خلیفه الله باید نه تنها خود را نجات دهد، بلکه در همان زمان باید در اندیشه نقش خلافتی خود باشد و هم چنین به عنوان مظهر ربوبیت الهی، دیگران از آفریده های الهی از جمله زمین را با آبادسازی و عمران به کمال شایسته و بایسته خودشان برساند.(بقره، آیات ۳۰ و ۳۱ و ۱۳۸؛ هود، آیه ۶۱؛ آل عمران، آیه ۷۹)

بنابراین، از نظر قرآن روان شناسی و جامعه شناسی آمیخته است و نمی توان جز از نظر ذهنی و مفهوم میان حقیقت بسیط نفس آدمی جدایی افکند و رفتار فردی و اجتماعی اش را در خارج و مصداق بیرونی از هم جدا کرد. از این روست که خداوند می فرماید: قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَهٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا مَا بِصَاحِبِکُمْ مِنْ جِنَّهٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِیرٌ لَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذَابٍ شَدِیدٍ ؛ بگو من فقط به شما یک اندرز مى‏ دهم که دو دو و به تنهایى براى خدا به پا خیزید. سپس بیاندیشید که رفیق شما هیچ گونه دیوانگى ندارد. او شما را از عذاب سختى که در پیش است جز هشداردهنده‏ اى بیش نیست. (سبا، آیه ۴۶)

پس قیام برای خدا در گام اول به همراهی اجتماعی بستگی دارد؛ زیرا بدون اجتماع اصولا نمی توان به کمالی رسید؛ از این روست که اجتماع زوجین از زن و مرد به عنوان کانون اصلی هر اجتماعی جزو ویژگی های بشری است. به سخن دیگر، حتی اگر خلافت انسانی یعنی توجه به دیگران به عنوان اجتماع و برآورد نیازهای متقابل نباشد، ساختار انسانی به گونه ای است که بدون زوج و جفت نمی تواند باقی و برقرار باشد و به کمالی دست یابد؛ پس اجتماعی زیستن جز ساختار هویتی و ذاتی انسان است و انسان چاره ای از اجتماعی زیستن ندارد.

چنان که گفته شد شهرنشینی به مفهوم زیست مدنی و اجتماعی است. در این زیست مدنی و اجتماعی، فلسفه و سبک زندگی خاصی مطرح است که به شکل قوانین و مقررات مکتوب و مدون از سوی شهروندان در قالب نقش ها و مسئولیت های اجتماعی نسبت به یک دیگر اعمال می شود. پس هر شهروندی جزیی از یک نظام بزرگ تر و جامع تر عمل و رفتار می کند و قطعه ای از یک سازه بزرگ را می سازد.

  1. سعادت و آرامش و آسایش: از آن جایی که مهم ترین فلسفه وجودی ایجاد و تشکیل اجتماعات انسانی، کسب سعادت و خوشبختی به عنوان فضلیت برتر است، به طور طبیعی به مولفه های آن یعنی آرامش و آسایش توجه ویژه ای می شود. بر این اساس، مهم ترین آثاری که برای شهرنشینی باید مد نظر قرار داد، تحقق آرامش و آسایش برای شهروندان آن است.(نحل، آیه ۱۱۲) در شهرنشینی باید این هدف تحقق یابد وگرنه فلسفه وجودی خود را از دست می دهد و نمی تواند توجیهی برای ایجاد و بقای شهروندی غیر از سعادت در قالب آرامش و آسایش پیدا کرد.

در فرهنگ شهرنشینی قرآن، نه تنها به این دو مولفه سعادت در جهان مادی و دنیا توجه شده ، بلکه بر اساس فلسفه اسلامی زیست و زندگی در دنیا، شهرنشینی اسلامی باید به گونه ای طراحی شود که سعادت ابدی و اخروی را نیز تضمین کند. از این روست که خداوند پس از بیان اثر شهروندی اسلامی در قالب تحقق سعادت و آرامش و آسایش دنیوی، به سعادت اخروی بشر نیز توجه می دهد و هدف و فلسفه شهرنشینی و شهروندی اسلامی را کسب شرایطی می داند که تضمین کننده سعادت دو سرا باشد. خداوند می فرماید: الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَهُ الْأُمُورِ؛ همان کسانى که چون در زمین به آنان توانایى دهیم و امکانات را فراهم آوریم، نماز برپا مى دارند و زکات مى‏ دهند و به کارهاى پسندیده وامى دارند و از کارهاى ناپسند باز مى دارند و فرجام همه کارها از آن خداست. (حج، آیه ۴۱)

در حقیقت توانایی در ایجاد اجتماعات شهری قانونمند و مقتدر برای تحقق بخشی به سعادت دنیا و آخرت است. از این روست ، دولتمردان اسلامی باید شهرها را به گونه ای مدیریت کنند که نه تنها انسان ها بتوانند رابطه خود با خدا را در قالب نماز جماعت به نمایش گذارند، بلکه بتوانند به فکر آسایش دیگران در قالب تامین نیازهای مالی و مادی آنان باشند و به عنوان ولایت متقابل از هنجارها و قوانین و ارزش های پاسداری کرده و از نابهنجاری ها و ضد ارزش ها پرهیز دهند.

شکی نیست که پرداخت زکات و انفاقات مالی تنها زمانی شدنی است که انسان تولیداتی بیش تر از نیازها و مایحتاج زندگی خود داشته باشد. پس نه تنها باید هر شهروندی برای تامین معاش خود تلاش کند، بلکه بخشی را برای نیازهای دیگران فراهم آورده و در اختیار اجتماع بگذارد.

به هر حال، مهم ترین مولفه در شهرنشینی و شهروندی اسلامی، تامین آرامش و آسایش خود و دیگران است. شرایط شهرنشینی اسلامی به سبب هنجارگرایی و ارزش گرایی شهروندان آن به گونه ای است که تقوای الهی در میان آنان نمودار می شود و به تبع آن نه تنها رشد اقتصادى و فراوانى رزق و رفاه، در پرتو امنیّت و آرامش شهری پدید می آید(نحل، آیه ۱۱۲)، بلکه عنایت خاصی از سوی خداوند برای این بندگان خواهد بود و خداوند برکات خویش را بر آنان جاری می سازد و اقتصاد آنان از پیشرفت و رشد خاصی برخوردار خواهد شد.(اعراف، آیه ۹۶)

  1. آزادی عمل برای شهروندان و محدودیت برای دشمنان: شهرنشینی به سبب آن که یک نظام اجتماعی قوی و مقتدر با قوانین و مقررات و نیز مجموعه ای از کارگزاران در بخش های گونان نظامی و انتظامی و خدماتی است، به طور طبیعی فرصتی برای شهروندان ایجاد می کند که به دور از هر گونه اما و اگر بتوانند زندگی کنند و در چارچوب احکام اسلامی و مقررات آن از تغذیه حلال و مناسب و اقتصاد سالم برخوردار باشند. پس شهروندان در چارچوب فلسفه و سبک زندگی اسلامی نه تنها از آزادی عمل برخوردار هستند و خرید و فروش آنان نیاز به تفحص و تجسس در مورد اجناس و اشیاء ندارد؛ زیرا به عنوان بازار مسلمانان از اباحه گری خاصی برخوردار است، در مقابل محدودیت هایی را می تواند به سادگی نسبت به دشمنان و کافران ایجاد کند و اجازه ندهد تا دشمنان و کافران در بلاد اسلامی به فعالیت بپردازند و کسب و کار مسلمانان را مخدوش یا بر زیست سالم آنان تاثیر منفی بگذارند. البته ممکن است دشمنان و کافران با کالاها و خدمات فریبنده بخواهند در شهرها و بلاد اسلامی فعالیت کنند، ولی ساختار سیاسی و اجتماعی شهرها و بلاد اسلامی اجازه نمی دهد تا این فعالیت ها ایجاد یا ادامه یابد و رهبران و شهروندان در دام توطئه کالاها و خدمات فریبنده آنان گرفتار شود.(آل عمران، آیات ۱۹۶ و ۱۹۷؛ غافر، آیه ۴)
  2. امکانات برتر و سازه های بزرگ و استوار: از خصوصیات شهرنشینی بهره گیری آسان از همه امکانات علمی و منابع مادی و انسانی شهروندان برای افزایش عزت و اقتدار اجتماعی است. از همین روست که شرایط شهرنشینی فرصتی بی بدیل برای همه شهروندان ایجاد می کند تا از فرصت های بی مانندی سود برند و از سازه های بزرگ واستواری برای زیست برخوردار شوند. معماری و سازه های شهری هماره برتر و بهتر از اماکن زیستی دیگر از جمله روستاها است. هر چند که در روستاها نیز مدنیت و قوانین نظام سیاسی و اجتماعی اسلام جاری است و نوعی حاکمیت خرد و کوچک تر و نظام نامه آن در این اماکن و مناطق وجود دارد، ولی به میزان خردتری اجتماعات انسانی از امکانات و منابع کم تری برخوردار بوده و سازه های تمدنی آن نیز خردتر و کم استوارتر است. بنابراین، شهرنشینی فرصتی برای شهروندان ایجاد می کند که در دیگر سازه های اجتماعی انسانی فراهم نیست. بوستان های شهری همانند سازه های دیگر از ساختمان های مجلل و شکوهمند و مدیریت شهری و مانند آن ها از برتری و بهتری بیش تری برخوردار است؛ زیرا صنعت گران و هنرمندان و استادان فنون گوناگون در شهرها هم دسترسی آسان تری به اطلاعات و تبادل آن داشته و هم بهتر می توانند به خدمات رسانی اقدام کنند.(نگاه کنید: اعراف، آیات ۷۳ و ۷۴؛ توبه، آیات ۶۹ و ۷۰؛ شعراء، آیات ۱۴۱ تا ۱۴۹)
  3. ارتباطات و ترابری آسان: از دیگر ویژگی های شهرنشینی بهره مندی آسان از ارتباطات و اطلاعات و نیز ترابری و حمل و نقل آسان در میان شهروندان است. این امر موجب گسترش دانش و تجربه افراد شهرنشینی می شود و درجه هوشی و رفتاری را افزایش می دهد. کسانی که در روستاها و دهات زندگی می کنند به سبب ارتباط کم تر و مشکلات و مسایل ساده تر، از درجه هوشی و واکنش سریع کم تری برخوردار هستند و در شناخت قوانین و مقررات و نیز اجرای آن نیز با تساهل و تسامح بیش تری برخورد می کنند؛ این در حالی است که شهرنشینی مقتضی حل مشکلات پیچیده، دانش بیش تر، آگاهی به قوانین و مقررات ، اعمال سخت تر قوانین و مقررات برای ساماندهی به نظم و انتظام اجتماعی و مانند آن ها است.(نگاه کنید: نحل، آیات ۵ و ۷؛ سباء، آیات ۱۵ و ۱۸)
  4. فرهنگ برتر: از ویژگی های شهرنشینی آن است که از فرهنگ برتری برخوردار است. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: علیکم بالمدن و لو جارت و علیکم بالطرق ولو دارت علیکم بالسواد الاعظم؛ بر شماست که ساکن شهرها شوید حتی اگر بر شما جور و ظلم شود؛ بر شماست که در راه اصلی باشید حتی اگر شهرهای بزرگ شما را احاطه کرده باشد.(نهج البلاغه) از پیامبر(ص) روایت است: لا تَسکُنِ الکُفُورَ فَإنَّ ساکِنَ الکُفورِ کَساکِنِ القُبُور؛ در روستاهای پرت و دور ساکن مشو ؛ زیرا ساکنان آنان همانند ساکنان گورها هستند. واژه کَفَر از واژه «کپر» به معنای خانه های چوبی با پوشش نخل و مانند آن است در منطقه شام، روستاهای بسیاری به نام کفرقاسم و کفر فلان معروف است. کفور سرزمین دور افتاده از مردم است که بدان گذر نمى‏کنند.» هم چنین از حضرت رسول(ص) روایت است که مى‏فرماید: «علیکم بالمدن و لو جارت و علیکم بالبکر و لو بارت؛ در شهرها سکونت کنید اگر چه جور و ظلم بینید و دختر باکره بگیرید، اگر چه در پرده نباشد.(احادیث مثنوی مولوی) و مردمِ شام ده را کفر گویند.(نهایه ، ابن اثیر) مجلسى (ره) از جامع الاخبار از رسول خدا (ص) آرد که به على (ع) وصیت کرد: «لا تَسکُنِ الرُّستاقَ فَإنَّ شُیُوخَهُم جَهَلَهٌ وَ شُبّانِهُم عَرَمَهٌ وَ نِسوانَهُم کَشَفَهٌ وَ العالِمُ بَینَهُم کَالجِیفَهِ بَینَ الکِلابِ؛ در روستاها ساکن مشو؛ زیرا پیرانشان جاهل و بی خرد و جوانانشان خودخواه و متکبر و زنانشان بی حجاب و مکشوف و دانشمند در میانشان همانند مردار در میان سگان است.»( بحار الانوار، ج ۷۳، ص ۱۵۶، و نگاه کنید به: نهج البلاغه، نامه ۶۹) و نیز آمده است که پیامبر(ص) فرمود: « مَن سَکَنَ فِى القُرَى یَوماً تَحَمَّقَ شَهراً وَ مَن سَکَن فِى القُرَى شَهراً تَحَمَّقَ دَهرا ؛ کسی که روزی در روستا ساکن شود یک ماه گرفتار حماقت است و کسی که در روستا ماهی زندگی کند یک عمر گرفتار حماقت است.»