شهدای امر به معروف در قرآن

کربلا

بسم الله الرحمن الرحیم

امر به معروف و نهی از منکر یکی از بزرگ ترین فرائض و واجبات اسلام در کنار فروعات دهگانه ای قرار می گیرد که شامل نماز، روزه، زکات، خمس، حج، جهاد، امر به معروف، نهی از منکر، تولّی و تبرّی است. در حقیقت این مهم ترین واجبات اسلامی، همانند اصول دین مومن را از کافر جدا می سازد.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، آمران و ناهیان به سبب انجام واجب و فریضه دینی مورد تهدید از سوی کافران، مشرکان، فاسقان، فاجران و هنجارشکنان قرار می گیرند و حتی به شهادت می رسند. آنان به سبب آن که دلسوزانه و مشفقانه برای هدایت دیگران گام بر می دارند و اخلاص ناصحانه و هدایت گری آنان ایشان را به خطر کردن سوق می دهد، از جایگاهی بس بلند برخوردار هستند.

اوصاف آمران از نظر قرآن

آمران دارای صفاتی هستند که آنان را از دیگر افراد اجتماع و امت متمایز می کند. از جمله این اوصاف می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. خیر امت: از نظر قرآن، در میان امت اسلام، گروهی بهتر و برتر از دیگران هستند(آل عمران، آیه ۱۱۰)؛ یعنی از نظر درجه کرامتی بالاتر از سطح عموم افراد امت قرار می گیرند؛ از همین روست که آنان خودشان به نوعی سرمشق دیگران می شوند؛ زیرا کسی که در سطح امر به معروف وارد میدان عمل اجتماعی می شود، خود باید صفاتی فراتر از اهل تقوای عام را داشته باشد و حتی از سطح تقوای خاص نیز که احسان به شکل عفو و گذشت نیز بگذرد(بقره، آیه ۲۳۷) و به سطح اهل احسان کرامتی برسد، به طوری که نه تنها اهل گذشت و عفو باشد، بلکه در مقام ایثار با کرامت از خود بگذرد و به دیگران چیزی را ببخشد که خودش بدان نیازمند و محتاج است؛ یعنی از محبوب ترین ها و اختصاصی ترین چیزهای مورد نیاز ضروری خویش برای دیگران بگذرد و از خود گذشتگی داشته باشد.(انسان، آیات ۸ و ۹؛ حشر، آیه ۹) چنین شخصی در جامعه، به عنوان امام المتقین با رفتار و کردار خویش مردم را به کار نیک و خیر می خواند هر چند که این منافاتی با دعوت و توصیه زبانی دیگران به کار خیر و معروف ندارد؛ ولی چون برترین مردم از میان امت اسلام است، هرگز بر خلاف خلقت و خلق الهی – انسانی رفتار نمی کند. این افراد، وقتی با گروهی نادان و جاهل علمی و عقلی مواجه می شوند، با کرامت از کنار آنان می گذرند و با سلام عبور می کنند.(فرقان، آیات ۶۵ و ۷۲)
  2. اهل ایمان واقعی: از نظر قرآن، آمران به معروف از مومنانی هستند که هیچ گونه نفاق و دورویی در آنان نیست؛ یعنی به هر چه می گویند و انجام می دهند، معتقد و باور دارند؛ پس چیزی را نمی گویند که اعتقاد ندارند، یا به کاری توصیه نمی کنند، که خود انجام نمی دهند، بلکه هر کاری توصیه می کنند که خود عامل آن هستند.(توبه، آیات ۶۷ و ۷۱) در منابع تاریخی مشهور است که در زمان پیغمبر اکرم(ص)، طفلی، بسیار خرمای تازه می خورد. هر چه او را نصیحت می کردند که زیاد خوردن خرما ضرر دارد، فایده نداشت. مادرش تصمیم گرفت او را به نزد پیغمبر(ص) بیاورد تا او را نصیحت کند. وقتی او را به حضور پیغمبر آورد، از پیغمبر خواست تا به طفل بفرماید که خرما نخورد، اما آن حضرت فرمود: امروز بروید و او را فردا دوباره بیاورید. روز دیگر زن به همراه فرزندش خدمت پیغمبر(ص) حاضر شد. حضرت به کودک فرمود که خرما نخورد. در این هنگام زن که نتوانست کنجکاوی و تعجب خود را مخفی کند، از ایشان سؤال کرد: یا رسول الله! چرا دیروز به او نفرمودید خرما نخورد؟ حضرت فرمود: دیروز وقتی این کودک را حاضر کردید، خودم خرما خورده بودم و اگر او را نصیحت می کردم، تأثیری نداشت.( نگاه کنید: حسن ذوالفقاری، داستان‌های امثال، تهران، مازیار، چ ۲، ۱۳۸۵، ص ۵۳۹) در ضرب المثل فارسی براساس این روایت آمده است: رطب خورده منع رطب کی (چون) کند؟ امام صادق(ع) فرمود: اِنَّ العَالِمَ اِذَا لَم یَعمَل بِعِلمِهِ زَلَّت مَوعِظَتُهُ عَنِ القُلُوبِ کَمَا یَزِلُّ المَطَرُ عَنِ الصَّفَا؛ به راستی هنگامی که عالم به علم خود عمل نکرد، موعظه او در دل های مردم اثر نمی کند، همان طور که باران از روی سنگ صاف می لغزد و در آن نفوذ نمی کند.( الکافی، کلینی، ج ۱ ، ص ۴۴؛ مقدمه معالم الاصول، کلینی) خدا در قرآن نیز می فرماید: «أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ؛ آیا مردم را به نیکی دعوت می‌کنید، اما خودتان را فراموش می‌نمایید، با اینکه کتاب (آسمانی) را می‌خوانید؟! آیا نمی‌اندیشید؟‌» (بقره، آیه  ۴۴)  یا می فرماید: ا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ کَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید چرا چیزى مى‏ گویید که انجام نمى‏ دهید. نزد خدا سخت ناپسند است که چیزى را بگویید و انجام ندهید. (صف، آیات ۲ و ۳)  حضرت امیرمومنان امام علی(علیه السلام) نیز می فرماید: «مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنّاسِ اِماماً فَلْیَبْدَأْ بِتَعلیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلیمِ غَیْرِهِ؛ آن‌که خود را پیشوای مردم سازد، پیش از تعلیم دیگران باید به ادب کردن خویش بپردازد».( نهج‌البلاغه سید رضی، ترجمه: کاظم محمدی و محمد دشتی، قم، انتشارات امام علی(علیه السلام)، چ ۲، ۱۳۶۹، حکمت ۷۳.) امام باقر(علیه السلام) می فرماید: «فی حِکْمَهِ آلِ داوُدَ: یَا بْنَ آدَمَ! کَیْفَ تَتَکلَّمُ بِالْهُدی وَ اَنْتَ لا تُفیقُ عَنِ الرَّدی؟!، در حکمت آل داوود آمده است: ای فرزند آدم! چگونه از هدایت سخن می‌گویی، حال آنکه خودت از هلاکت به خود نمی‌آیی؟» (امالی طوسی، قم، مؤسسه بعثت، چ ۱، ۱۴۱۴ هـ.ق،‌ ص ۲۰۳.) امام صادق(علیه السلام) نیز می فرماید: «کُونُوا دُعاهُ لِلنّاسِ بِغَیْرِ اَلْسِنَتِکُمْ؛ مردم را با غیر زبان خود [به نیکی‌ها] دعوت کنید».( شیخ کلینی، کافی، ج ۲، ص ۷۸)
  3. متحد و همدل: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر چند که هر کسی مسئول است تا در مقام خیرخواهی دیگران را به حق و صبر توصیه کند تا این گونه از خسران و زیان ابدی رهایی یابد(عصر، آیات ۱ تا ۳)، اما بهتر آن است که برخی از امور از جمله امر به معروف به شکلی گروهی و در قالب امت متحد و واحد انجام گیرد تا تاثیرگذار باشد؛ زیرا وقتی گروهی متحد به حق و صبر امر می کنند و مردم را به کارهای معروف دعوت و توصیه و سفارش می کنند، احتمال تاثیر آن بیش تر خواهد بود. از همین روست که خدا در آیات ۱۰۴ و ۱۱۰ سوره آل عمران و از امت اسلام خواسته تا گروهی خاص برای امر به معروف قیام کنند.
  4. سازمان یافته: از نظر آموزه های وحیانی قرآن همان گونه که بهتر آن است که آمران به معروف گروهی و به شکل امت به این امر قیام کنند، هم چنین از آنان خواسته شده تا سازمان یافته باشند؛ بنابراین، لازم است تا به شکل یک نهاد اجتماعی در ذیل نهاد نظام سیاسی ولایی به این امر قیام کند تا بتوانند بر اساس همه اصول و قواعد امر به معروف مسئولیت هنجارسازی جامعه را به عهده گیرند.(آل عمران، آیه ۱۰۴)
  5. اخلاص: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، خلوص نیت و اخلاص از مهم ترین ویژگی های آمران به معروف و نهی از منکر است.(نساء ، آیه ۱۱۴)
  6. رضایت الهی: از مهم ترین صفات آمران به معروف، آن است که تنها برای رضایت خدا به این امر قیام می کنند و هیچ چیزی دیگری در نیت آنان راه نمی یابد.(نساء، آیه ۱۱۴) آنان از همه امکانات و قوت و قدرتی که در اختیار دارند، برای امر به معروف به کار می گیرند و بر آن هستند تا حدود الهی در اجتماع جاری شود.(حج، آیه ۴۱)
  7. پنهان کاری: آمران به معروف برای آن که آبروی کسی برده نشود و امر به معروف تاثیر داشته باشد، به شکل نجوا و نهانی به این کار اقدام می کنند؛ بنابراین، مسائل دیگران را مطرح نمی کنند و حفظ آبرو می کنند.(همان)
  8. بهره مند از نور ایمان: از صفات آمران به معروف، بهره مندی آنان از نور ایمان است که تجلی آن در آخرت به شکل سفید رویی به نمایش در می آید.(آل عمران، آیات ۱۰۴ و ۱۰۷)
  9. متعهد به عهد الهی: از دیگر صفات آمران به عهدی که با خدا در روز الست بسته وفا دار هستند و هرگز از عمل به آن استنکاف نمی ورزند.(توبه، آیات ۱۱۱ و۱۱۲)
  10. صبر: از آن جایی که امر به معروف کاری سخت و دشوار است، لازم است تا آمران دارای صبر و شکیبایی باشند و از کوره در نروند و با استقامت و مقاومت تا رسیدن به هدف از پا ننشینند(لقمان، آیه ۱۷)؛ زیرا على(علیه السلام) فرمود: مقصود از «واصبر على ما أصابک»، صبر بر مشقّات امر به معروف است. (مجمع‌البیان، ذیل‌آیه)
  11. عزم: امر به معروف از امور مهم اجتماعی است که سلامت اجتماع و روان امت را تامین می کند. بنابراین، داشتن عزم جدی در مقام عمل نسبت به آن بسیار مهم است. از همین روست که آمران به معروف صاحبان عزم الامور هستند.(لقمان، آیه ۱۷) آنان بر همه مشکلات و پیامدهایی کار اجتماعی خویش واقف و آگاه بوده و بر آن صبر می کنند ؛ زیرا صبر در طاعت را از امور مهم می دانند حتی اگر این امر موجب شهادت و قتل آنان در دفاع از وظیفه شود.(همان؛ آل عمران، آیه ۲۱)
  12. رها از خسران و آتش دوزخ: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، کسانی که به فریضه عمل می کنند از خسران ابدی رهایی می یابند(عصر، آیات ۱ تا ۳)؛ چنان که عمل به فریضه موجب رهایی از آتش دوزخ است (تحریم، آیه ۶)؛ زیرا از حضرت سؤال شد: چگونه اهل خود را از آتش نگهدارى کنیم؟ فرمود: به آنان امر و نهى کنید. (کافى، ج‌۵، ص‌۶۲‌، ح‌۳)

شهادت آمران به معروف و ناهیان منکر

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، بسیاری از پیامبران که خود آمران به معروف و ناهیان از منکر بودند، به شهادت رسیدند؛ و در این میان غیر از آنان گروهی از مومنان نیز به تبعیت از پیامبران در قالب توصیه به حق و توصیه به صبر و انجام فریضه امر به معروف به شهادت رسیده اند که از آن جمله می توان به شهادت مومن انطاکیه اشاره کرد که تا پای جان برای بیان حقیقت و توصیه مردم خویش به پذیرش ایمان و همراهی با پیامبران ایستادگی کرد و به شهادت رسید.(یس، آیات ۲۰ تا ۲۷)

از پیامبر(ص) در ذیل آیه ۲۱ سوره آل عمران آمده است که یهودیان پیامبران و آمران به معروف از قوم خویش را به شهادت رساندند.(مجمع البیان، ذیل آیه)

از آیات قرآنی به دست می آید که افرادی چون مومن آل فرعون برای امر به معروف به شهادت رسیدند؛ زیرا حاضر نشدند به کفر بمیرند و تابع حضرت موسی(ع) نباشند، بلکه نه تنها این گونه بودند، بلکه امت و حتی فرعون و فرعونیان را به حق و حقیقت توصیه و دعوت می کردند.(غافر، آیات ۳۸ تا ۴۵) در روایتى از امام صادق علیه‌السلام در تفسیر آیه آمده است: فرعونیان، مؤمن آل فرعون را قطعه قطعه کردند.(بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۱۶۳؛ نور الثقلین، حویزی، ج ۴، ص ۵۲۱، ح ۵۴)

یهودیان در یک روز ۴۳ پیامبر از صبح تا ظهر و ۱۱۲ آمر به معروف را از ظهر تا شام به شهادت رساندند؛(مجمع البیان، ج ۲، ص ۲۶۲) این خود گواه روشنی بر قساوت یهودیان نسبت به مساله دعوت به حق و امر به معروف است.(آل عمران، آیه ۲۱)

ابوعبیده جراح مى‌گوید: از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) پرسیدم کدامیک از مردم عذابش در روز قیامت از همه شدیدتر است؟  فرمود: «کسى که پیامبرى را به قتل برساند یا مردى را که امر به معروف و نهى از منکر مى‌کند، سپس این آیه را تلاوت فرمود: و یقتلون النبیین بغیر حق و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس». سپس افزود: اى ابا عبیده! بنى اسرائیل ۴۳ پیامبر را در آغاز روز در یک ساعت کشتند، در این حال ۱۱۲ نفر از عابدان بنى‌اسرائیل قیام کردند و قاتلین را امر به معروف و نهى از منکر کردند، آن‌ها نیز در همان روز کشته شدند، و این همان است که خداوند مى‌فرماید: فبشرهم بعذاب الیم.

در تفسیر کبیر و مجمع‏‌البیان و قرطبى نیز آمده است: بنى‏‌اسرائیل در اول روز آن هم در یک ساعت، چهل و سه نفر از پیامبران الهى و یکصد و دوازده نفر از آمران به معروف را به شهادت رساندند.

امام حسین‏ علیه‌السلام براى امر به معروف و نهى از منکر به کربلا مى‏‌رود و در این راه و انجام فریضه به شهادت می رسد؛ چنان که خود ایشان در وصیت نامه اش مى‏‌فرماید: اِنّى ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً، اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ فى اُمَّهِ جَدّى، اُریدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهى عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرَ بِسیرهِ جَدّى وَ اَبى عَلىَّ بن اَبى طالبٍ (ع) ؛ خروج و قیـام من از روى سرکشى و خوشگذرانى و فساد و ظلم نیست، تنها براى اصلاح در امت جدم(ص) قیام کردم و می خواهم به معروف امر کنم و از منکر بازدارم و به سیره جدم(ص) و پدرم على بن ابیطالب عمـل کنم. (بحارالانوار، ج ۴۴، ص۳۲۹)

امام حسین (ع) نیز در کربلا در سخنانى خطاب به یاران خویش اهمیت این مطلب را چنین بیان فرمود «إِنَّهُ قَدْ نَزَلَ‏ بِنَا مِنَ‏ الْأَمْرِ مَا قَدْ تَرَوْنَ وَ إِنَّ الدُّنْیَا قَدْ تَغَیَّرَتْ وَ تَنَکَّرَتْ وَ أَدْبَرَ مَعْرُوفُهَا وَ اسْتَمَرَّتْ حِذَاءً وَ لَمْ تَبْقَ مِنْهَا إِلَّا صُبَابَهٌ کَصُبَابَهِ الْإِنَاءِ وَ خَسِیسُ عَیْشٍ کَالْمَرْعَی الْوَبِیلِ أَ لَا تَرَوْنَ إِلَی الْحَقِّ لَا یُعْمَلُ بِهِ وَ إِلَی الْبَاطِلِ لَا یُتَنَاهَی عَنْهُ لِیَرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فِی لِقَاءِ رَبِّهِ مُحِقّاً فَإِنِّی لَا أَرَی الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَهً وَ الْحَیَاهَ مَعَ الظَّالِمِینَ إِلَّا بَرَما؛ همانا آنچه را بر ما وارد شده است شما مشاهده می‎‏کنید، دنیا تغییر چهره داده و ناشناخته و نیکویی از آن رویگردان شده است و این روند با سرعت ادامه دارد و چیزی از آن جز ته‎‏مانده‏ای همانند ته‏‎مانده آب در میان ظرف و جز یک زندگی پست مانند چراگاه بد (مانند شوره‎‏زار) نمانده است. آیا نمی‎‏نگرید که به حق عمل نمی‎شود و از باطل جلوگیری نمی‎‏شود؟ با این وضع مؤمن باید به لقای پروردگارش (شهادت) اشتیاق یابد، همانا من مرگ را جز سعادت، و زندگی با ستمگران را جز ملامت و ناراحتی نمی‎‏نگرم».( مثیر الأحزان، ج۱، ص۴۴ ؛ تحف العقول، ص ۲۴۵)

آمران به معروف و ناهیان از منکر با انحرافات جامعه مبارزه کردند؛ زیرا امیرالمؤمنین در خطبه‌ی شقشقیّه، در بیان دلایل پذیرش حکومت به همین مساله امر به معروف به شکلی اشاره کرده و می فرماید: وَ ما اَخَذَ اللهُ عَلَی العُلَماءِ اَلّا یُقارّوا عَلیٰ کِظَّهِ ظالِمٍ وَ لا سَغَبِ مَظلوم ..؛ و اگر نبود عهدى که خداوند از دانشمندان گرفته که در برابر شکمبارگى هیچ ستمگر و گرسنگى هیچ مظلومى سکوت ننمایند، دهنه شتر حکومت را بر کوهانش مى‏انداختم.(نهج البلاغه، خطبه ۳ معروف به شقشقیه)

امام باقر (ع) نیز مى فرماید: انَّ الاَمْرَ بِالْمَعرُوفِ وَ النَّهْىَ عَنِ الْمُنْکَرِ سَبیل الاَنْبِیاءِ وَ مِنْهاجُ الصُّلَحاءِ، فَریضَهٌ عَظیمَهٌ، بِها تُقامُ الْفَرائِضُ وَ تَأمَنُ الْمَذاهِبُ وَ تَحِلُّ الْمَکاسِبُ وَ تَرُدُّ الْمَظالِمُ و تُعمَرُ الاْرْضُ وَ یُنْتَصَفُ مِنَ الاْعْداءِ وَ یَسْتَقیمُ الاَمْرُ…؛ : امر به معروف و نهى از منکر راه و روش پیامبران و شیوه صالحان است و واجب بزرگى‌است که واجبات دیگر با آن بر پا مى‌شوند، راه‌ها امن مى گردد و درآمدها حلال مى‌شود وحقوق پایمال شده، به صاحبانش برمى‌گردد، زمین آباد مى‌شود و (بدون ظلم) حق از دشمنان گرفته مى‌شود و کارها سامان مى‌پذیرد.( الکافی، شیخ کلینی، ج ‏۵، ص ۵۵.)