شهادت و مسئولیت اعضا و جوارح انسان

samamosاز آیات قرآنی به دست می آید که نه تنها انسان مسئول است، بلکه جوارح هم مسئول هستند، با این تفاوت که آنها در مقام مسئول، شهادت می دهند، نه اینکه مسئولیتی دارند که باید پاسخگوی آن مسئولیت باشند. خداوند در آیات قرآنی فرموده است که اعضا و جوارح انسان هم مسئول هستند و هم مسئول عنه؛ یعنی هم باید پاسخگو باشند و هم درباره آنها از انسان سوال می شود. به این معنا که گاه از انسان سوال می شود که با اعضا و جوارح چه کردید؟ آیا به درستی از آنها برای رسیدن به کمال بهره برده اید یا اینکه در ضد کمالات از آنها استفاده کردید. پس در اینجا درباره اعضا از انسان سوال می شود.

اما گاهی نیز دهان و زبان انسان بسته می شود و از اعضا و جوارح انسان می خواهند تا درباره انسان و عملکردش جواب دهند. در حقیقت اینجا آنان به عنوان شاهد در محکمه عدل الهی می آیند تا به کارهای انسانی که از طریق آنان انجام شده شهادت دهند در آیات قرآنی که گاه از اعضا و جوارح انسان در قیامت سوال می کنند تا علیه رفتار انسان شهادت بدهند؛ هر چند که گاه دیگر چنانکه در برخی دیگر از آیات آمده از انسان درباره اعضا و جوارح سوال می شود که با آنها چه کار کردید؟

پس اعضا و جوارح انسانی گاه در مقام شهادت مسئول هستند و گاه در مقام رفتار انسانبا آنها، مسئول عنه هستند. در این مرتبه دوم، پاسخگو دیگر خود انسان و نفس اوست نه اعضا و جوارح. خداوند گاه می فرماید: یوم تشهد علیهم السنتهم و ایدیهم و ارجلهم بما کانوا یعملون؛ روزی که زبانها و دستان و پاهایشان به آنچه آن انسانها کردند، شهادت می دهند.

اعضای بدن انسان، شاهدان قیامت

در اینجا، شاهدان دادگاه عدل الهی خود اعضای انسان است. اینان مسئول هستند و از آنان سوال می شود که انسانها به وسیله شما چه کردند؟ طاعت خدا کردند یا معصیت خدا؟ در اینجا زبان و دست و پا شهادت می دهد که آنان با دست رشوه گرفتند، با پا به مکان خلاف و معصیت رفتند و با زبان دروغ گفتند و تهمت زدند. یعنی زبان می گوید با من این سخن را گفت و دست می گوید با ما پولی داد.

البته شاید آنان تنها عین عمل را گواهی دهند و نگویند که معصیت بوده یا طاعت؟ همان طوری که گواهان در دادگاه دنیا این گونه شهادت می دهند که پولی رد و بدل شد ولی نیت طرفین را نمی دانیم. پس آنان به یقین عین عمل را گزارش و شهادت می دهند هر چند که در بیان اینکه معصیت کرده یا طاعت، سخنی نمی گویند چون شاید علمی به نیت نداشته باشند که البته شاید داشته باشند چون خداوند به آنان شعور را داده است.

این شهادت اعضا و جوارح اعتراف نیست بلکه شهادت است؛ زیرا آنان ابزار انسان و نفس بودند نه اینکه خود اختیاری داشته باشند. از این رو گفته نمی شود که اعتراف به کاری می کنند چنان که درباره نفس گفته می شود: فاعترفوا بذنبهم فسحقا لاصحاب السعیر؛ آنان به گناهان خود اعتراف کردند پس نابودی برای اصح اب دوزخ باد.(ملک ، آیه ۱۱ ) خداوند درباره اعضا می فرماید که آنان شهادت می دهند نه اعتراف؛ چرا که آنها تنها ابزار نفس هستند.

البته درباره شهادت زبان مساله ای است که باید توجه شود؛ چرا که گاهی دهان بسته نیست و زبان در همانجا علیه شخص شهادت می دهد و گاهی دیگر دهان بس ته می شود و اعضای دیگر به نطق در می آیند و شهادت می دهند: «الیوم نختم علی افواههم و تکلمنا ایدیهم و تشهد ارجلهم بما کانوا یکسبون.(یس، آیه ۶۵ )

انسان علیه انسان

درباره شهادت اعضا و جوارح با یک مشکلی مواجه هستیم؛ چرا که خداوند در آیه ۳۶ سوره اسراء می فرماید: ان السمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسؤولا. پرسش این است که فواد که همان حقیقت انسان است چگونه این فواد یعنی نفس انسانی هم مسئول و هم مسئول عنه است؟

آیت الله جوادی آملی در پاسخ به این پرسش بر این اعتقاد است که انسان دو خود و دو وجه حیوانی و الهی دارد. یعنی نفس انسانی به دو نفس الهی و حیوانی تقسیم می شود. پس انسان دو وجه دارد و هر انسانی دو تا خود دارد که یک خود حیوانی است که با او داریم زندگی می کنیم و دیگری خود الهی است که خداوند در آیه ۱۲ سوره اعراف از آن با عنوان روحی یاد می کند و می فرماید: نفخت فیه من روحی؛ از روح خوم در او دمیدم. این ضمیر متکلم وحده (روحی) برای خداست و این روح به آنجا برمی گردد. خداوند درباره نفس حیوانی انسان می فرماید: أهمتهم أنفسهم؛ همه همت فرارکنندگان از جهاد، خودشان است.

این خود همان خود حیوانی است. از این رو خداوند می فرماید: کسانیکه آن روح الهی و جنبه خدایی خودش ان را فراموش کردند خودش ان را فراموش کردند: لاتکونوا کالذین نسوا الله فأنساهم أنفسهم. از دو دسته آیات قرآنی این مطلب معلوم می شود که هر انسانی دوتا خود و نفس دارد که یک خود الهی است که امانت خداست و خداوند آن را به ما تملیک نکرده است و تنها ما از آن باید به عنوان چراغ استفاده کنیم و یک خود حیوانی است که به ما به شکلی تملیک شده و ما نسبت به آن مکلف هستیم. پس اینکه انسان به خودش ظلم می کند، یعنی خود حیوانی در خود الهی تصرف مالکانه می کند و از حدود تجاوز می کند. پس ظالم، خود حیوانی و مظلوم، خود الهی انسان است.

پس اینکه در آیه آمده است که حقیقت انسان(فواد) هم مسئول و هم مسئول عنه است. آن جایی مسئول عنه است که از انسان می پرسند که با خود الهی خود چه کردید؟ چرا که گاهی انسان به فواد و خود الهی خود ظلم می کند و مصداق «ولکن أنفسهم یظلمون » می ش ود؛ چرا که خداوند روح الله را به ما تملیک نکرده بلکه آن را به ما امانت داده است. خداوند این چراغ را روشن کرد که ما با این چراغ راه را ببینیم و طی کنیم. پس هر گاه به آن ظلمی روا شود به ما می گویند: چرا این فتیله را پایین کشیدی: قد خاب من دساها. از آنچه گذشت معلوم می شود که انسان، مسئول از روح الله (فواد) است و در قیامت از انسان سوال می شود که با او چه کار کردید؟