شفاعت در نظام مشیت الهی از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از امیدبخش ترین و امیدآفرین ترین ها بلکه برترین همه آنها در امید بخشی، مساله شفاعت است؛ زیرا این وعده الهی فراتر از وعده پذیرش توبه و غفران، انسان را از نومیدی بخشیده و به او امید مضاعفی می دهد تا به سوی خدا بازگردد؛ و حتی در قیامت در جایی که دیگر عملی نیست، به شفاعت شفاعت کنندگان از فرشتگان، انبیاء، اولیاء، علماء و مانند آنها امیدوار به این باشد که از رحمت واسعه الهی بهره مند شده و حتی از دوزخ به بهشت در آید و از عیب به کمال و از نقص به تمام بر آید.

به نظر می رسد که آموزه وحیانی قرآن، به نوعی به مردم وعده می دهد که اگر اهل ایمان باشند، می توانند امیدوار باشند که به شفاعت شفاعت کنندگان بلکه شفاعت خدا از خدا به بهشت در آیند.

مشیت حکمیانه الهی بر اساس رحمانیت

از آموزه های وحیانی قرآن بر می اید که خدا هستی را بر اساس مشیت حکیمانه خویش تدبیر می کند که ریشه آن در رحمانیت مطلق الهی است که برابری جز الله برای آن نیست؛ یعنی همان الله که هستی به نورانیت آن، ظهور یافته(نور، آیه ۳۵) صفتی در ذات دارد که فراتر از مساوق بودن، عین همان ذات الله است؛ به این معنا که می توان به جای «الله»، همان «الرحمن» را به کار برد؛ زیرا اگر در دو امر مساوی، هر امری مفهوم و مصداق متمایز و جداگانه دارند، یا در دو امر مساوق، هر دو از نظر مفهومی جدا ولی از نظر مصداقی، یکی هستند؛ اما در عینیت دیگر هیچ جدایی از نظر مفهومی و مصداقی نیست.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اگر بگوییم که اسماء و صفاتی الهی مساوق هستند، یعنی از نظر مفهومی متفاوت و از نظر مصداقی یکی هستند؛ باید بگوییم که نسبت الله و الرحمن به گونه ای است که نسبت آنها عینیت حقیقی است و ما به توهم و خیال آن ها را دو مفهوم می دانیم و مساوق می یابیم؛ زیرا در خارج از ذهن انسان و در نفس الامر حقیقی، نسبت الرحمن و الله همان نسبت عینیت است. از همین روست که خدا می فرماید: قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَنَ؛ بگو: الله را بخوانید یا رحمن را بخوانید.(اسراء، آیه ۱۱۰)

بنابراین ، این الرحمن و الله یکی است و عینیت دارند. این بدان معنا خواهد بود که الرحمن همان الله است که نور هستی است و همه چیز را ظهور داده است. پس هستی حتی شیاطین و شروری که انسان می یابد؛ ظهور الرحمن هستند؛ چنان که همه خیرات از همان الرحمن ظهور یافته است.

بر اساس آیات قرآنی، خلقت هستی مبتنی بر رحمانیت الهی است؛ چرا که جز از الله که عین الرحمن است، چیزی جز رحمانیت ظهور نمی یابد. از همین روست که خدا به صراحت در مردم خلق و خلقت می فرماید: إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّکَ وَلِذَلِکَ خَلَقَهُمْ؛ مگر آن کسی که پروردگار تو بر او رحمت کند؛ و برای همین آنان را خلق کرده است.(هود، آیه ۱۱۹) پس از نظر آموزه های وحیانی قرآن، خلقت خلق از سوی پروردگار جز برای رحمت نیست، به طوری که همه هستی مظهر نور رحمانیت الله و الرحمن است.

این بدان معنا خواهد بود که مشیت های الهی که قوانین حاکم بر هستی در تکوین و تشریع است، بر اساس همین حکمت الهی یعنی رحمانیت ساماندهی شده است. پس اصل اولی در هر چیزی آن است که ظهورش به نور رحمانیت الرحمن است که الرحمن عین همان الله است.

از آیات قرآنی به دست می آید که حتی اگر دوزخ و عذاب های الهی در دنیا و آخرت است، همه آنها در سایه همان رحمانیت ظهور می یابد(هود، آیه ۱۱۹ و آیات سوره الرحمن)؛ زیرا مشیت الهی مبتنی بر حکمتی است که آن بر اساس رحمانیت مطلق سامان یافته و تدبیر و مدیریت می شود؛ چرا که بر اساس آن چه بیان می شود، رحمانیت الهی مقتضیات، لوازم، ملزومات و مقارناتی دارد که بخشی از آنها در در اسماء جلالی ظهور می یابد که دوزخ ظهور همان نور رحمانیت جلالی الرحمن یا همان الله است.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، وقتی مشیتی الهی به چیزی بر اساس حکمت رحمانی تعلق گرفت، اراده الهی به آن تعلق گرفته و خدای رحمان آن را امضا و با قول «کن فیکون» آن را در خارج از کُنه علم حضوری خویش قضا می کند.(بقره، آیه ۱۱۳؛ غافر، آیه ۶۸؛  یس، آیه ۸۲)

مصادیقی از رحمت واسعه الهی در دنیا

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، رحمانیت الهی در دنیا جلوه های دارد که برخی از آنها عبارتند از :

  1. توبه انسان: توبه از مصادیق رحمانیت الهی برای انسان است؛ زیرا توبه فرصتی برای بازگشت به سوی خدا و اصلاح امر فاسد شده به دست انسان است. البته توبه انسان همراه با دو توبه قبلی و بعدی الهی است؛ به این معنا که خدا نخست به سوی فرد خاطی و گناهکار می آید و دل او را برای توبه آماده می سازد؛ آن گاه شخص توبه می کند و به سوی خدا باز می گردد؛ و آن خدا دوباره به رحمت خویش به نظر کرده و به سویش باز می گردد. پس هر توبه انسانی محفوف و پیچیده به دو توبه قبل و بعد الهی است که همه ریشه در ظهور الرحمن و رحمت رحیمی الهی دارد؛ چنان که خدا می فرماید: ثُمَّ تَابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ؛ سپس خدا بر آنان بازگشت تا آنان به سوی خدا باز گردند؛ زیرا خدا همو بسیار تواب رحیم است.(توبه، آیه ۱۱۸؛ نیز : نساء، آیات ۱۷ و۱۸؛ تفسیر المیزان ذیل آیات)
  2. مغفرت الهی: وعده بخشش گناهان بلکه دفع پیامدهای هر عملی یا رفع آن از دیگر مصادیق رحمت رحمانی الهی است؛ زیرا مغفرت از واژه غفر به معنای پوشش است. غفران موجب می شود تا انسان تحت پوششی چون زره قرار گیرد که مانع اثبات ضربات دشمن می شود؛ البته غفران الهی فراتر از این عمل می کند هر گونه پیامدهای فعلی و احتمالی بالقوه را نیز دفع و رفع می کند، بلکه حتی موجب جلب رحمت می شود.(فتح، آیات ۱ و ۲)
  3. عفو الهی: از دیگر مصادیق رحمت الهی نسبت به انسان، عفو از خطا و گناه است؛ زیرا خدای خود را به این صفت ستوده تا انسان را امیدوار سازد که از گناه و خطایش گذشت می شود: فَأُولَئِکَ عَسَى اللَّهُ أَنْ یَعْفُوَ عَنْهُمْ وَکَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا؛ پس شاید که خدا از آنان بگذرد و خدا بسیار عفو کننده و آمرزنده است.(نساء، آیات ۹۹ و ۱۴۹؛ حج، آیه ۶۰)
  4. ازیاد کمال و اتمام آن: وعده الهی در دنیا به این است که هر کسی کار خیر کند آن را افزایش کمّی و کیفی می دهد؛ یعنی همان طوری که تقوا و ایمان را افزایش بخشیده و از نظر کمّی و کیفیت تشدید می کند(مائده، آیه ۹۳؛ ، هم چنین کاری می کند تا آن چیزی به تمامیت کمال خود برسد و هیچ نقصی نداشته باشد. این افزایش به عنوان برکت تا جایی است که خدا از آن به اضعاف مضاعف یاد کرده است.(بقره، آیه ۲۶۱؛ حدید، آیه ۱۸)
  5. ایجاد کمال و اتمام اکمال: از رحمت الرحمن نسبت به انسان این است که کمالی را در انسان ظهور می بخشد و آن کمال را اکمال کرده و سپس به اتمام می رساند تا هیچ نقصی نداشته باشد؛ چنان که در باره دین اسلام این گونه عمل کرد و آن را از عیب رهایی بخشیده و هر آن چه نیاز بود در آن قرار داده و سپس با عنصر ولایت آن را به تمامیت رسانید.(مائده، آیه ۳) و انسان را از اسلام در تمامیت کمالی آن بهره مند ساخت.(همان)
  6. وقایه از سیئات: وقایه به معنای نگه داشت توفیقی الهی است که به انسان داده می شود تا از بدی و زشتی در امان بماند و تقوای یابد. این نیز از مصادیق رحمت الرحمن نسبت به انسان است: وَقِهِمُ السَّیِّئَاتِ وَمَنْ تَقِ السَّیِّئَاتِ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ؛ و آنان را از بدیها نگاه دار و هر که را در آن روز از بدیها حفظ کنى البته رحمتش کرده‏ اى و این همان کامیابى بزرگ است. (غافر، آیه ۹)
  7. تکفیر سیئات : خدا در قرآن وعده داده که افزون بر حفظ و نگه داشت انسان از بدی ها و زشتی ها، کارهای زشت آنان را نیز می پوشاند؛ زیرا واژه کفر به معنای پوشاندن چیزی است؛ از همین روست که کشاورز را به یک لفظ کافر می گویند؛ زیرا دانه را در زیر خاک می پوشاند تا بروید. به زره نیز که تن را می پوشاند کافر می گویند؛ کافر اعتقادی نیز کسی است که حقی را می پوشاند که همان نور الله است که همه هستی را روشن کرده است. پس وقتی خدا به انسان وعده می دهد که زشتی ها و بدی هایش را بپوشاند، این جز همان رحمت الهی نیست که از الرحمن ساطع شده است: لَأُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ؛ زشتی ها و بدیهایشان را به تحقیق می پوشانم.(آل عمران، آیه ۱۹۵) یا می فرماید: لَأُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ.(مائده، آیه ۱۲) هم چنین نیز می فرماید: لِیُکَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی عَمِلُوا وَیَجْزِیَهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ الَّذِی کَانُوا یَعْمَلُونَ ؛ تا خدا زشت ترین و بدترین عملى را که کرده‏ اند از ایشان بزداید و آنان را به بهترین کارى که می کرده‏ اند، پاداش دهد. (زمر، آیه ۳۵)
  8. اذهاب سیئات: رحمت رحمانی خدا موجب می شود که بدی ها نه تنها تکفیر و پوشانده شود، بلکه از میان برود و چیزی از بدی و زشتی نماند؛ چنان که درباره اهل نماز می فرماید: وَأَقِمِ الصَّلَاهَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ ذَلِکَ ذِکْرَى لِلذَّاکِرِینَ ؛ و در دو طرف روز(اول و آخر آن و نخستین ساعات شب، نماز را برپا دار؛ زیرا خوبیها بدیها و زشتی ها را از میان مى ‏برد. این براى پندگیرندگان پندى است. (هود، آیه ۱۱۴)
  9. تبدیل سیئات: از مهم ترین وعده های الهی که از رحمانیت مطلق ظهور می یابد، نه جایگزین کردن بدی و زشتی به نیکی و خوبی است؛ چنان که خدا می فرماید: ثُمَّ بَدَّلْنَا مَکَانَ السَّیِّئَهِ الْحَسَنَهَ؛ سپس به جای بدی نیکی را جایگزین کردیم.(اعراف، آیه ۹۵) یا می فرماید: یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا؛ خدا نیکی ها را جایگزین بدی هایشان می کند؛ و خدا همواره آمرزنده رحیم است.(فرقان، آیه ۷۰) باید توجه داشت که رحیم بودن خدا توجه خاص الرحمن به شخصی است که اوج توجه را نشان می دهد.

شفاعت در قیامت از مشیت های الرحمن

خدای رحمان رحیم در قیامت، رحمانیت خویش را به اتمام می رساند. این اتمام به اشکال گوناگون خودنمایی می کند، به عنوان نمونه در موضوع شفاعت اوج این رحمانیت را می توانیم مشاهده و تجربه کنیم.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مشیت الهی که بر اساس حکمت رحمانی است؛ چرا که خلقت بر مدار رحمانیت می چرخد و می گردد، گروه های خاصی را حتی از فزع اکبر در قیامت استنثا می کند و آنان دچار صعق و مدهوشی و بیهوشی نمی شوند؛ چنان که خدا می فرماید: وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخْرَى فَإِذَا هُمْ قِیَامٌ یَنْظُرُونَ ؛ و در صور دمیده مى ‏شود؛ پس هر که در آسمانها و هر که در زمین است بیهوش درمى‏ افتد، مگر کسى که خدا بخواهد. سپس بار دیگر در آن دمیده مى ‏شود و بناگاه آنان بر پاى ایستاده مى ‏نگرند. (زمر، آیه ۶۸)

از روایت تفسیری به دست می آید که برخی از انسان ها از جمله مقربان کسانی هستند که تنها یک مرگ و آن هم مرگ از دنیا به آخرت را تجربه می کنند و تجربیات دیگری از مرگ در عالم برزخ رها هستند: لَا یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَهَ الْأُولَى وَوَقَاهُمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ ؛ در آنجا جز مرگ نخستین مرگ نخواهند چشید و خدا آنها را از عذاب دوزخ نگاه مى دارد(دخان، آیه ۵۶)، در حالی که دوزخیان دو اماته و دو احیاء را تجربه می کنند: قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَأَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِنْ سَبِیلٍ ؛ مى‏ گویند: پروردگارا! دو بار ما را به مرگ رسانیدى و دو بار ما را زنده گردانیدى. به گناهانمان اعتراف کردیم. پس آیا راه بیرون‏شدنى از آتش هست.(غافر، آیه ۱۱)

بنابراین، مشیت الهی برای افراد خاص آن است که حتی تجربه دیگری غیر از یک مرگ و انتقال به آخرت را نداشته باشند. البته این تنها گوشه ای از رحمانیت الهی است؛ بلکه آن چه اوج این رحمانیت و تمامیت را می رساند، شفاعت خدا از خدا است یعنی شفاعت خدا از خود است تا رحمانیت الهی تجلی کامل و تمام یابد.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، شفاعت که از رحمانیت رحیمی الهی در قیامت بروز می کند، موجب می شود تا کسانی که کمبود و نقصی دارند برطرف شده و به تمامیت در کمالی برسند. البته از برخی از آیات به دست می آید که رحمانیت الهی تا جایی است که نه تنها نقص را به تمام می رساند، بلکه عیبی را بر می دارد و کمالی را ایجاد می کند؛ زیرا مشیت الهی که بر اساس رحمانیت ساماندهی شده بر این نیست تا عذاب دایم جز برای کافران باشد؛ بنابراین، اگر منافقان در درک اسفل قرار می گیرند؛ زیرا آنان بدتر از کافران هستند و اصلا از ایمانی بهره نبرده اند؛ در حالی که شرط خروج از دوزخ و رهایی از آن داشتن ایمان است؛ یعنی همان طوری که ایمان موجب می شود که دوزخ از شخصی دفع شود؛ هم چنین دوزخ با ایمان از اشخاص رفع می شود و شخص از دوزخ بیرون آمده و به بهشت می رود.

خدا در قرآن می فرماید که مشیت الهی بر این نیست که حتما همه در دوزخ جاودانه بمانند، بلکه رحمت رحمانی الهی بلکه رحیمی حتی شامل اهل دوزخ می شود تا جایی که حضرت عیسی بن مریم (ع) درباره پیروان خویش که به شرک آلوده شده اند به مشیت الهی توجه داشته و می فرماید: إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُکَ وَإِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ؛ اگر عذابشان کنى آنان بندگان تواند؛ و اگر بر ایشان ببخشایى تو خود عزیز و حکیمى. (مائده، آیه ۱۱۸)

از آن جایی که الله همان عین الرحمن است، امید بندگان خدا حتی در دوزخ به این است که خدا از صولت جلال خویش بیرون آمده و در شوکت الاکرام ظهور کند و با کرامت از آنان بگذرد و حتی بدی ها و زشتی ها ایشان را تبدیل به حسنات و نیکی کند؛ یعنی همان طوری که خدا اهل غفران و عفو و توبه و تکفیر است، هم چنین خدای الرحمن اهل تبدیل است و می تواند خطا را نه تنها بگذرد بلکه آن را به نیکی تبدیل کرده و ظرفیت رفتن به بهشت را فراهم آورد، البته به شرطی که اهل ایمان باشند؛ زیرا بدون ایمان حتی در پایین ترین سطح هیچ امیدی برای رهایی نیست؛ زیرا خدا می فرماید: إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا ؛ مگر کسى که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند، پس خداوند بدیهایشان را به نیکیها تبدیل مى ‏کند؛ و خدا همواره آمرزنده رحیم است. (فرقان، آیه ۷۰)

انسان ها وقتی رحمانیت رحیمی خدا را در آخرت می بینند به رحمتش امیدوار شده و خواهان رهایی از دوزخ و رفتن به بهشت می شوند.  کسی که به خدای رحمان پناه می برد، می بایست از خدا جلالی به خدای جمالی یعنی به سوی اکرام الهی برود و از او کرامت بخواهد و بگوید: اعوذ بک منک، از خودت به خودت پناه می برم.

باید توجه داشت که شرور خلق را جز خدای رحمان نمی تواند دفع کند(مریم، آیه ۱۸)؛ زیرا شرور خلق برآیند مشیت رحمانی الهی است چنان که دوزخ نیز برآیند همان مشیت رحمانی الهی است؛ پس اگر بخواهیم از شرور خلق از جمله شرور دوزخ در امان بمانیم می بایست از جلال به اکرام پناه بریم و در طلب استعاذه به معاذالله پناه بریم که تجلی رحمانیت اکرامی است.(رحمن، آیه ۷۸)

از امام صادق(ع) نقل شده که حضرت پیامبر(ص) در سجده خویش در شب نیمه شعبان می فرمود: أَعُوذُ بِعَفْوِکَ مِنْ عِقابِکَ، وَ أَعُوذُ بِرِضاکَ مِنْ سَخَطِکَ، وَ أَعُوذُ بِمُعافاتِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ، وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْکَ،؛ از عقابت به عفو تو و از سخط و خشمت به رضایت و از عقوبت تو به معافات و عفو تو و از خودت به خودت پناه می برم.( بحارالانور، ج ۹۸،ص ۴۱۸؛ مصباح المتهجد، ج ۲، ص ۸۴۱؛ الإقبال بالأعمال الحسنه ، ج‌۳، ص، ۳۲۵ تا ۳۲۷)

این بدان معناست که نه تنها شفاعت موجب می شود تا نقصی به تمامیتی برسد، بلکه عیبی به کمالی تبدیل شود ، به شرط که اولین سنخیت و آخرین سنخیت یعنی ایمان در شخص باشد؛ همین امر موجب می شود تا اهل دوزخ از مومنان گناهکار به امید رهایی از دوزخ در انتظار شفاعت شفاعت کنندگان بلکه مشیت الهی باشند تا از مشیت رحمانی حاکم بر ظهور همه هستی بهره مند شوند.

از آن جایی که پیامبر(ص) مظهر اتم اکمل الرحمن است، خدا او را به « رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ» ستوده است(انبیاء، آیه ۱۰۷) و به او مقام شفاعت داده تا جایی که همگان حتی دوزخیان امید به شفاعت ایشان دارند که در مقام «محمود»(اسراء، ۷۹) قرار دارد و خدا تا جایی که او رضایت دهد به وی امکان شفاعت را می دهد تا جایی گفته شد که اولی و دومی که جزو هفت تن از دوزخیان در قعر دوزخ جا دارند، وقتی خواهان شفاعت می شوند و حضرت(ص) از ایشان می خواهد تا ولایت امام علی(ع) را بپذیرند و از آن جا خارج شوند، ولی آنان نمی پذیرند؛ و به آن ایمان نمی آورند؛ زیرا شرط خروج از دوزخ ایمان کامل و تمام است که به ولایت تحقق می یابد.(مائده، آیات ۳ و ۵۵)