شرایط و احکام افشای اسرار

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان و جامعه دارای رازها و اسراری است که گاه افشا و آشکارکردن آن و گاه کتمان آن به شخص و جامعه ضرر می رساند. این رازها و اسرار مگو، در چه شرایطی جایز و بلکه لازم است افشا و در چه شرایطی حرام است افشا شود؟ نویسنده در این مطلب بر آن است تا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، شرایط و احکام آن را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

رازهای شخصی و اجتماعی

انسان دارای رازها و اسراری است که دوست نمی دارد کسی دیگر از آن آگاه و مطلع شود. البته این دلیل بر نفاق شخص نیست، بلکه نیازی نیست تا هر کسی از هر چیز آدمی آگاه باشد؛ چرا که آگاه یابی آنان مثلا از نقص شخص موجب سوء استفاده آنان از آن می شود. امروز خرید و فروش اسرار و رازها، در کنار خرید و فروش اطلاعات یک منبع درآمد برای بسیاری شده است. برخی از افراد، گروه ها، جناح ها و احزاب برای دست یابی به قدرت و ثروت و یا از میدان به در کردن دیگران، تلاش می کنند تا به اسرار و رازهای آنان از جمله وضعیت حقوقی و درآمدی، مشکلات حقوقی و کیفری، برنامه و طرح های در حال اجرا و مانند آن ها دست یافته و از آن برای مقاصد خود بهره گیری کنند.

البته همان طوری که هر شخصی دارای اسرار و رازهایی است، هر جامعه ای نیز دارای رازهایی است که تلاش می کند تا آن را از دیگران به ویژه رقیبان و دشمنان خود نهان دارد؛ زیرا آگاهی آنان موجب می شود تا نقاط ضعف جامعه دانسته و شناخته شود و راه های نفوذ و رخنه و اختلال در امنیت و آسایش آن جامعه فراهم آید و جامعه آسیب پذیر شود.

بنابراین، آگاهی دیگران نسبت به رازهای هر فرد و جامعه موجب آسیب پذیری آن فرد و جامعه می شود و شخص و جامعه تمام تلاش خود را مصروف این معنا می کنند تا اسرار و رازهای خود را حفظ و صیانت کنند و اجازه افشای آن را نمی دهند.

افشای عیوب اشخاص

از نظر قرآن، هر کسی عیب و نقصی دارد و کسی نباید دنبال کشف عیوب دیگری باشد؛ چه رسد که آن را افشا کرده و برملا سازد. خداوند در آیه ۱۴۸ سوره نساء افشاگری نسبت به عیب و نقص دیگری را حرام و گناه دانسته و فرموده است: لایحبّ اللَّه الجهر بالسّوء من القول إلاّ من ظلم؛ خداوند دوست نمی دارد آشکار کردن بدی از سخن و گفتار را مگر نسبت به کسی که مظلوم باشد.

در این آیه به صراحت از حرمت و گناه بودن، افشای بدی ها دیگران سخن به میان آمده است. به این معنا که اگر کسی عیبی دارد نباید آشکار کرد و او را به سخنانی بلند رسوا نمود؛ چرا که ناخشنودى خداوند در عبارت «لایحبّ اللّه‌« کنایه از نهى الهى و جعل حرمت نسبت به این امور است. پس وقتی خداوند از عدم علاقه مندی و محبت خویش به این شخص یا امور سخن می گوید به معنای نهی از آن کار و رفتاری است که شخص انجام می دهد.

هم چنین در آیه به افشاکنندگان عیوب مردم و هتک‌کنندگان حرمت آنان هشداری سخت می دهد؛ زیرا در این آیه خداوند به «سمیع» و «علیم» وصف شده است و این وصف پس از اعلام عدم علاقه‌مندى خدا به جهر و آشکارسازی به سوء و بدی دیگری است و این خود مى‌تواند بیانگر تهدید الهی به کیفر باشد. این که خداوند همه این امور را می شنود و می داند و می بیند به معنای علمی است که بر اساس آن مواخذه و مجازات انجام می شود.

از آن جایی که از نظر قرآن همسران لباس یک دیگر هستند، باید نه تنها عیوب یک دیگر را بپوشانند، بلکه باید زینت و زیبایی برای یک دیگر باشند.(بقره، آیه ۱۸۷) این در حالی که برخی از همسران حتی همسران پیامبران(ع) چنین نبوده و به افشاگری می پرداختند و اسرار و رازهای همسران را آشکار می کردند؛ چنان که همسران لوط(ع) و نوح(ع) این گونه بودند(تحریم، آیه ۱۰) و به جای امانت داری به خیانت رو آوردند.(مجمع البیان، ذیل آیه)

خداوند در قرآن بیان می کند که حتی برخی از زنان و همسران پیامبر(ص) این گونه بودند و رازهای ایشان را برملا و آشکار می کردند و خداوند ایشان را از این جهت گناهکار دانسته است.(تحریم، آیات ۳ و ۴) در این آیات افشاى راز پیامبر(صلى الله علیه وآله) از سوى برخى همسرانش با نوعى توطئه و همدستى بر ضدّ حضرت ایشان تعبیر شده است. از این رو، از همسران ایشان خواسته شده تا توبه کنند و از گناهی که کردند با توبه و استغفار خود را از تبعات و پیامدهای آن رها سازنند.(همان)

البته در این آیه تنها یک مورد از افشاگری عیب و بدی دیگران مجاز دانسته شده و آن موردی است که شخص مظلوم واقع شده باشد. در این صورت می تواند تنها در باره همان موردی که ظالم در حق مظلوم ظلم و ستمی روا داشته افشاگری صورت گیرد نه نسبت به همه عیوب و بدی ظالم که هیچ ارتباطی با ظلم به مظلوم ندارد.

در این آیه چند نکته مورد تاکید است: ۱. حرمت افشای بدی های دیگری؛ ۲. جواز افشای بدی ظالم، نه وجوب آن؛ ۳. جواز افشای بدی تنها نسبت به مورد خاص نه همه بدی های شخص؛ زیرا شخص ممکن است بدی ها و عیوبی دیگری داشته باشد که هیچ ارتباطی با ظلم ظالم نسبت به مظلوم ندارد. پس وقتی مظلوم دادخواهی می کند نباید رازها و اسرار و عیوب ظالم نسبت به مسایل دیگر را بیان کند؛ زیرا چنین جوازی به او داده نشده تا متعرض سایر عیوب شخص ظالم شود که هیچ ارتباطی با مساله ظلم و مظلومیت مظلوم ندارد. پس اگر ظالم ظلمی کرده، متعرض عیوب زن و بچه او شدن، خود گناهی نابخشودنی و حرام است.

بر اساس همین اصل کلی جواز افشای ظلم ظالم است که حضرت یوسف(ع) به افشای راز همسر عزیز مصر پرداخت و از از تمنّاى نامشروع زلیخا از او خبر داد و افشاگری کرد.(یوسف، آیات ۲۴ تا ۲۶) پس افشاى تصمیم زلیخا مبنى بر کامجویى و مراوده با یوسف(علیه السلام) از سوى حضرت از باب مواردی است که خداوند مجاز دانسته شخص مظلوم به افشای ظلم بپردازد و شخص ظالم را در آن مورد رسوا سازد.

از نظر قرآن، تنها زمانی افشاى گناه دیگرى براى دفع اتّهام از خود جایز و روا است؛ چنان که حضرت یوسف(ع) این گونه عمل کرد.

افشای رازها و اسرار جامعه

همان گونه که افشای رازها و اسرار شخصی جایز نیست، بلکه حرام و گناه است؛ هم چنین افشاگری نسبت به رازهای جامعه حرام و گناهی نابخشودنی است؛ بلکه باید گفت به سبب زیان فراگیر و تاثیرپذیری گروه بسیاری از افراد بشر، افشای رازهای جامعه بدتر و عقاب و عذاب آن بیش تر و شدیدتر خواهد بود.

خدا به صراحت در آیه ۱۱۸ سوره آل عمران و آیه ۱۶ سوره توبه، افشا و بازگویى رازهاى مسلمانان به بیگانگان را حرام دانسته است. بنابراین، حتی اگر افشای رازهای مسلمانان هیچ ارتباطی به حوزه نظامی و امنیتی نداشته باشد، باز به دلیل این که بیان اسرار شهروندان امت اسلام است، حرام و گناه است.

پس با این احوال، باید گفت افشای رازهای نظامی و امنیتی جامعه از سوی شهروندان به بیگانگان به هر عنوانی چه جاسوسی و چه غیر آن مجاز نیست، بلکه حرام و گناهی بزرگ است. خدا در قرآن فاش ساختن اطّلاعات نظامى و امینتی مسلمین را امرى حرام و ممنوع دانسته و افشاکنندگان را مورد سرزنش قرار داده است.(ممتحنه، آیه ۱؛ نساء، آیه ۸۳)

کسانی که به افشای اخبار نظامی و امنیتی از جامعه و امت اسلامی برای دشمنان رو می آورند، شامل منافقان و سست ایمان ها می شود. از این رو، به امت اسلام هشدار داده می شود تا مراقب این دو گروه باشند که در قالب جاسوسی یا ایجاد دوستی و مودت با دشمنان، به افشاى اخبار امنیّتى مسلمانان می پردازند.(نساء، آیه ۸۳)

از نظر قرآن، افشاى اسرار جامعه اسلامى پیش از ارجاع به پیامبر(صلى الله علیه وآله) و اولواالامر و رهبران امت اسلام، کارى شیطانى است.(همان) بنابراین هر کسی به هر انگیزه ای به افشاى اسرار نظامى و امنیتی مسلمانان و جامعه اسلامی مبادرت ورزد، در زمره گمراهان قرار می گیرد و از اسلام و هدایت الهی دور می شود.(ممتحنه، آیه ۱)

هم چنین از نظر قرآن، افشاى اسرار نظامى و امنیتی جامعه اسلامی و مسلمانان، خیانت به خدا، رسول(صلى الله علیه وآله) و مؤمنان است.(همان) کسانی که آگاهانه به این کار اقدم می کنند، از نظر شرعی و عرفی باید پاسخ گو باشند و بدانند که در دنیا در برابر دادگاه صالحه و آخرت در برابر خداوند باید کیفر رفتار خویش را ببیند.

خدا در آیه ۲۷ سوره انفال بیان می کند که برخى مسلمانان، به‌رغم آگاهى به خیانت بودن، افشاگری اسرار، دست به افشاگری می زنند که بسیار خطرناک و زیانبار برای خود ایشان و جامعه است.

بنابراین، از نظر قرآن، افشای رازهای مسلمانان و جامعه اسلامی، از مصادیق گمراهی، خیانت و گناه است و شخص و یا اشخاص باید پاسخ گوی خیانت خویش در دنیا و آخرت باشند. کیفر خائن بر اساس احکام شرعی انجام می گیرد.

از نظر قرآن خط نفاق در امت اسلام، حرکت هایی را انجام می دهد تا اسرار و رازهای جامعه اسلامی در اختیار دشمنان اسلام قرار گیرد.(محمد، آیه ۱۶؛ توبه، آیه ۱۰۱) این خط و جریان خزنده اجتماعی، بر آن است تا با استفاده از حضور خویش در جامعه و کسب اطلاعات از جامعه و امت اسلام، زمینه نفوذ و تاثیرگذاری خود را فراهم کرده و بسترهای تفرقه را شناسایی و با به کارگیری از نقاط ضعف مسلمانان، آنان را دچار تفرقه کرده و از وحدت و آثار آن دور دارد.(توبه، آیه ۱۰۷)

بسیاری از حرکت های منافقان در تظاهر به اسلام و مسلمانی و همکاری با امت و رهبران، حرکت هایی است که آنان برای رهایی از اتهام و قرار گرفتن در محیطی آرام و بی دغدغه برای کسب اطلاعات و جاسوسی و استفاده از فرصت هایی مناسب برای ضربه زدن است. پس حضور و نیز رخصت‌خواهى منافقان براى عدم شرکت در جهاد با استفاده از دروغ و بهانه جویی، تنها برای اهداف شوم و خیانت بار آنان است.(توبه، آیات ۴۵ و ۴۶)

خدا در آیات ۴۷ و ۴۸ سوره توبه بیان می کند که منافقان بر آن هستند تا با حضور در میان شما و مشارکت در جهاد و رزم، اطلاعات نظامی کسب کرده و در میان شما فتنه و آشوب ایجاد کنند تا به مقاصد خویش برسند. بنابراین نباید به حضور و سوگند دروغ ایشان دل بست و آن را باور کرد.(توبه، آیه ۵۶)

آنان تلاش می کنند تا در نشست های شبانه و محافل و انجمن های خویش برنامه هایی را برای ضربه زدن به وحدت اجتماعی امت اسلام تدوین کرده و راهکارهای همکاری با دشمن و انجام ماموریت ها را بررسی و اجرایی کنند.(توبه، آیات ۴۴ تا ۵۶ و آیه ۸۳؛ نساء، آیه ۸۱)

منافقان نمازی را که به پا می دارند و می گزارند، نمازی صحیح و مقبول نیست و حتی در مسایل عبادی ریا می ورزند و نباید به عبادت آنان توجه کرده و آن را مبنایی برای درستی اعمال و رفتار ایشان در دیگر حوزه ها و عرصه های فکری و عملی دانست.(نساء، آیه ۱۴۲)

غیر از منافقان ، امت اسلام باید مراقب و مواظب اهل کتابی باشند که به عنوان شهروندان امت اسلام پذیرفته شده اند و در جامعه اسلامی زندگی می کنند؛ زیرا آنان نیز به نوبه خود بر آن هستند تا نظام اسلامی و امت اسلام از مسیر بالندگی و رشد دور شده و از وحدت و آثار آن بی بهره شوند. از این روست که جاسوسانی را به کار می گیرند تا اهداف ایشان را برآورده سازد.(بقره، آیات ۷۵ و ۷۹؛ مائده، آیات ۱۱ و ۱۳ و ۴۱ و ۸۲)

به هر حال، از نظر قرآن، جاسوسی و افشای اسرار مسلمانان و جامعه اسلامی گناهی نابخشودنی و دارای کیفر و مجازات دنیوی و اخروی و از مصادیق خیانت است؛ زیرا هر یک از شهروند امت اسلام از مومنان واقعی گرفته تا سست ایمان ها، و منافقان و اهل کتاب، باید خود را امانت دارانی بدانند که اسرار جامعه و مسلمانان در اختیار آنان است. پس اگر کسی آن را در اختیار دشمن قرار دهد، خیانت ورزیده و باید مجازات شود.

البته امت اسلام و رهبران دینی باید مواظب سست ایمان ها، منافقان و اهل کتاب باشند تا خدای نکرده با ارتباط گری با دشمن و بیان اسرار نظامی و امنیتی، بحران امنیتی برای جامعه ایجاد نکنند و جامعه را با خطر مواجه نسازند.