شدیدترین عذاب برای قدرتمندان ظالم

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان قدرتمندترین آفریده در زمین است. همین امر موجب می شود تا او خدایش را بنده نباشد و حتی به دروغ ادعای خدایی کند و به دیگران ظلم و ستم روا دارد. البته دامنه و گستره این ظلم و ستم تا جایی است که هم نوعان را نیز در بر می گیرد، و مستکبران ظالم به عنوان ابَرقدرت، ابَرستم را نسبت به هم نوعان انجام می دهند.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان با همه برتری هایش به سبب فقر وجودی در برابر خدای قوی و قدیر، چیزی نیست؛ و خدا در دنیا و آخرت ظالمان مستکبر را به شدیدترین عذاب مجازات می کند. بنابراین، انسان نمی بایست به مهلت چند روزه، غُرّه شود و مغرورانه بر ظلم و ستم خویش بیافزاید.

البته از نظر قرآن، آفریده های الهی از جمله انسان، در زندگی دنیوی از نظر مادی شرایط متضادی را تجربه می کند؛ زیرا اگر روزی در ضعف باشد، روزی دیگر در قوت و شدت است؛ و روزی دیگر نیز دوباره ضعف و ناتوانی را تجربه خواهد کرد؛ اما بیش تر افراد در زمان قوت و شدت، گرفتار غرور شده و توجهی به آینده ضعیف و ناتوان خویش نمی کنند. خدا در قرآن به انسان ها نسبت به این حقیقت نیز هشدار می دهد و مردمان و اقوام دیگر را عبرت دیگران می داند که چگونه از اوج قدرت و عزت به حضیض ذلت افتادند.

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن، بر آن است تا گوشه ای از عبرت های قرآنی را بازخوانی و تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

سقوط اخلاقی در غرور جوانی

جوانی اوج قوت و قدرت انسان است؛ زیرا در این دوره زمانی، هر فرد انسانی به اوج قوت و قدرت بدنی خود می رسد و بلوغ کامل را تجربه می کند. این بلوغ کامل در بدن پیش از بلوغ کامل عقلی خودنمایی می کند که از آن به «رشد» تعبیر می شود. در حقیقت «اشدّ قوه» در بدن زودتر از «رشد» خودنمایی می کند. این گونه است که جوانان به سبب اوج قوت و قدرت، در دام چیزی می افتند که از آن به غرور جوانی یاد می شود؛ زیرا غرور به معنای فریب است؛ و از همین روست که به شیطان صفت «غرور» را داده اند.(لقمان، آیه ۳۳؛ فاطر، آیه ۵)

در این شرایط جوانان بدون تعقل و تفکر براساس هواهای نفسانی تحت تاثیر شهوت و غضب، عمل و رفتار کرده و به دیگران ظلم و ستم روا می دارند. این ستم حتی نسبت به اولیای خویش از والدین نیز گسترش می یابد و جوانان رفتاری ستمگرانه نسبت به آنان در پیش می گیرند؛ زیرا شدت قوت و قدرت، موجبات هیجان زدگی را فراهم آورده و به دامن افراط در شهوت و غضب افتاده تا جایی که در راستای خواسته های نفسانی خویش، هر چه را که صلاح می دانند، انجام می دهند و هیچ کس را بنده نیستند. این گونه است که در شرایط غرور جوانی، اکثریت جوانان گرفتار سقوط اخلاقی می شوند. آنان در فسق و فجور و فحشاء و منکرات پیشتاز هستند و می خواهند هرچیزی را به هر شکلی شده به دست آورند.

البته از نظر قرآن، زمانی بلوغ عقلی برسد، و انسان رشد عقلی را تجربه کند، به مهار هواهای نفسانی پرداخته و دست از بسیاری از رفتارها می کشد؛ اما بسیاری از مردم  این بلوغ عقلی و رشدی را تجربه نمی کنند؛ زیرا هواهای نفسانی درونی و وسوسه های شیطانی بیرونی اجازه نمی دهد تا شخص به بلوغ کامل برسد و «أشده» خود را در کمال قوت بدنی و عقلی تجربه کند.

از نظر قرآن، تا زمانی که شخص به «أشدّ» کمالی خویش نرسیده باشد، نمی تواند مسئولیت های مهم در زندگی فردی و اجتماعی را بپذیرد؛ و به عنوان مثال، مسئولیت اموال خویش را به دست گیرد؛ اما پس از آن که به این شدت در قوای بدنی و عقلی رسید و رشد را تجربه کرد می تواند این مسئولیت ها را به دست گیرد؛ زیرا اموال، مایه قوام اجتماع است(نساء، آیه ۵) و می بایست در اختیار اهل آن قرار گیرد که در قوت بدنی و عقلی به رشد کامل رسیده باشد؛ چرا که دراین زمان است که به تعهدات خویش به عنوان متعهد و مسئول عمل می کند.(انعام، آیه ۱۵۲؛ اسراء، آیه ۳۴)

از نظر قرآن دوره بلوغ کمال بدنی و عقلی در چهل سالگی اتفاق می افتد و انسان در این دوره به سطحی از رشد می رسند که می توانند مسئولیت های کمال در همه امور را به عهده گیرند و پاسخگوی همه رفتارهایش خویش باشند.(احقاف، آیه ۱۵)

به هر حال، کمال بلوغ انسانی با اجتماع قوت بدنی و عقلی تحقق می یابد که از آن «أشدّه» در قرآن تعبیر شده است. در این حالت، شخص در کمال قوت بدنی و عقلی بوده و رفتارهایش بر اساس حکمت و علم خواهد بود و هرگز بدون هدف و دانایی عمل نمی کند.(یوسف، آیه ۲۲؛ قصص، آیه ۱۴) این گونه است که اهل رشد، به حکمت های الهی باور داشته و تحت ربوبیت و پروردگاری الهی عمل و رفتار می کند و در ذکر الله دایم است(بقره، آیه ۲۰۰) استوارتر از هر زمانی گام بر می دارد(نساء، آیه ۶۶) و تحت نور ایمان و اسلام، راه رشد را می پیماید(حجرات، آیه ۷) و عالمانه از خدا می ترسد نه از خلق خدا(نساء، آیه ۷۷) و قوی ترین و شدیدترین محبت را به خدا می ورزند.(بقره، آیه ۱۶۵)

سقوط اخلاقی جوامع قدرتمند

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، همان طوری که افراد انسانی تحولات و تغییرات دوره های گوناگون سنی را تجربه می کنند، جوامع بشری نیز این گونه است؛ به این معنا که جوامع بشری را تولد، ضعف کودکی و نوجوانی، قوت و شدت جوانی، سپس ضعف دوباره پیری و کهنسالی را تجربه می کنند تا در زمان اجلش بمیرد.(انعام، آیات ۲ و ۶۰؛ حج، آیه ۵؛ غافر، آیه ۶۷) بنابراین، همان طوری که برای افراد انسانی اجلی است که در آن زمان معین به پایان راه خویش می رسند، جوامع بشری و امت ها نیز این گونه دارای اجل مشخص و معین است که زمان سقوط و نابودی آنها را شکل می دهد.(اعراف، آیه ۳۴؛ یونس، آیه ۴۹)

از نظر قرآن، امت ها و جوامع بشری در زمان اوج قوت و قدرت خویش، همانند دوره جوانی عمل می کنند؛ زیرا بلوغ مادی زودتر بروز و ظهور می کند تا بلوغ عقلی تا بر اساس علم و حکمت عمل کنند. این گونه است که جوامع قدرتمند و ابرقدرت ها گرفتار سقوط اخلاقی شده و به استکبار و ظلم می پردازند و حقوق ملت خویش و دیگر ملت ها را تضییع می کنند.

همان طوری که بسیاری از مردم به شرایط آرمانی بلوغ کامل نمی رسند و تنها بلوغ بدنی و مادی را تجربه می کنند، امت ها و جوامع بشری نیز این گونه است. از همین روست که آنان در دام غرور جوانی قوت و قدرت قرار گرفته با ظلم و استکبارورزی، راه افراط در شهوت و غضب را می پیمایند و با جنگ با کشورهای دیگر و فسق و فجور درونی و در پیش گرفتن راه «اتراف» و «اسراف» نابودی درونی امت و سقوط ملت خویش را رقم می زنند.(انعام، آیه ۱۲۳) آنان به مخالفت با هر دعوت رشدی بر آن هستند تا راه اتراف را ادامه دهند و حاضر نیستند تا تحت قوانین فطری الهامی (طه، آیه ۵۰) یا وحیانی تشریعی موافق آن(روم، آیه ۳۰) به اصلاح عمل خویش پرداخته و از افساد و اسراف پرهیز کنند؛ چرا که خود را از قدرت و ثروت برتر می یابند.(اسراء، آیه ۱۶؛ سباء، آیات ۳۴ و ۳۵؛ زخرف، آیات ۲۳ تا ۲۵؛ واقعه، آیات ۴۵ و ۴۶)

از نظر قرآن، سقوط اخلاقی امت ها در زمان اوج قدرت و قوت مالی و ظاهری موجب می شود تا با رفتارهای ظالمانه خویش خشم و غضب الهی را به جان بخرند و این گونه عذاب الهی را در دنیا تجربه کنند و تمدن ایشان سقوط کرده و نیست و نابود شود.(توبه، آیات ۶۸ و ۶۹؛ روم، آیه ۹؛ فاطر، آیه ۴۴؛ غافر، آیه ۲۱)

این جوامع همانند جوامع فرعونی به هر نیرنگ و مکری متوسل می شوند تا مردم را به بردگی و بندگی بکشند و خود را نیز از مکر الهی در امان نگه دارند، ولی هرگز موفق به آن نخواهند شد.(غافر، آیه ۴۶)

اصولا انسان ها و امت هایی که در دام غرور هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی گرفتار می شوند، سنگدل و بلکه سخت تر از آن می شوند و این گونه اصولا نسبت به حق و حقیقت واکنش مثبت ندارند.(بقره، آیه ۷۴) این افراد و امت ها فتنه جو هستند و هر جا فتنه ای بیابند به سوی آن کشیده می شوند؛ زیرا حیات و ممات ایشان در فتنه و فتنه جویی است. پس به قتل و غارت و خیانت و جاسوسی و نسل کشی و مانند آنها گرایش داشته و دنبال آن می روند.(بقره، آیه ۱۹۱)

از نظر قرآن، امت ها و مردمانی که گرفتار غرور قدرت و ثروت می شوند، در کفر و نفاق سرآمد دیگران هستند و هرگز به هیچ قانون فطری و تشریعی پای بند نیستند.(توبه، آیه ۹۷)

خدا شرایط را به گونه ای فراهم می کند تا هر کسی آن چه در دل دارد بی هیچ مزاحمتی آشکار کند و خود را رسوا نماید. این گونه است که عاصی ترین و سرکش ترین مردمان خودشان را نشان می دهند. خدا همان طوری که ایشان را در دنیا رسوا می کند، در آخرت نیز آنان را از درون همه اهل محشر بیرون می کشد و برایشان عذابی سخت در نظر می گیرد.(مریم، آیات ۶۸ و ۶۹)

آنان به عنوان مسرفان در آخرت به عذابی اشد و ابقی مبتلا خواهند شد که از آن رهایی نخواهند داشت.(طه، آیه ۱۲۷) آنان علم ظاهری که در اختیار دارند، برای مقاصدی استفاده می کنند که تامین کننده سعادت دنیوی و اخروی مردمان بلکه حتی خودشان نیست؛ زیرا آنان با کفر و کفران به خودشان آسیب می رسانند. آنان هماره بر خلاف قوانین عمل کرده و از نظر قانونی و شرعی نیز مجرم هستند؛ اینان همانند قارون ها و فرعون ها و اقوام هلاک شده گذشته، این  گونه عمل کرده و می کنند.(قصص، آیه ۷۸؛ فصلت، آیه ۱۵؛ محمد، آیه ۱۳؛ ق، آیه ۳۶)

شدیدترین عذاب برای بدترین مردمان

از نظر قرآن، مردم یا ملت هایی که از قوت و قدرت خویش سوء استفاده کرده و به جای شکر نعمت و استفاده درست از آن، از قدرت و قوت علیه دیگران استفاده می کنند، خدا آنان را به شدیدترین و سخت ترین حالت می گیرد و عذابی سخت در دنیا و آخرت برایشان مقرر می کند.(نساء، آیه ۸۴)

خداوند بدترین و شدیدترین و سخت ترین عذاب های دنیوی و اخروی را برای مردمان و ملت هایی رقم زد که آنان در اوج قدرت و قوت و ثروت بودند؛ زیرا آنان از این امکانات به جای آن که آن را در مسیر کمالات خویش و دیگران بهره گیرند و به بندگی خدا بپردازند و شکر عملی نعمت را به جا آورند و به بندگی در چارچوب هدایت فطری الهامی و تشریعی وحیانی بپردازند، به استکبار و  طغیان رو آورده و از روی «علوّ و ظلم»، یعنی برترجویی و ستمگری، حقایقی صد در صد یقینی را کنار می گذارند.(نمل، آیه ۱۴)

خدا این مردمان و ملت ها را به اشکال گوناگون به سادگی ترین شیوه و آسان ترین کار مجازات می کند؛ چنان که برخی از آنان غرق شده، و برخی دیگر در زمین  فرو رفتند، و برخی دیگر به صیحه آسمانی مردند و هیچ اثری از آنان باقی نماند، مگر برخی از آثار تاریخی برای عبرت آیندگان. البته از نظر قرآن، این عذاب ها تنها در دنیا دامن گیر آنان شد، و در آخرت عذاب های سخت تر و دایمی بلکه جاودانه برای آنان رقم می خورد که از آن هیچ رهایی ندارند.(عنکبوت، آیات ۳۶ تا ۴۰؛ طه، آیات ۱۲۷ و ۱۲۸)