شبهه علمی و شهوت عملی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

تحلیل قرآن از چرایی رفتار فجورآمیز و گناهکاری انسان، نشان می دهد که دو عامل اصلی در چنین روحیه و رویه نقش اساسی را ایفا می کند که عبارتند از شبهات علمی و شهوت عملی است. به این معنا که ریشه رفتارهای نابهنجار و شقاوت ساز بشر را می بایست در دو حوزه حکمت نظری و حکمت عملی انسان جست و جو کرد. پس شبهات و عدم جزم یقینی از سویی موجب می شود تا شک هایی در ذهن و قلب بشر پدید آید که اجازه نمی دهد تا مبتنی بر عقلانیت و احکام آن زندگی خود را سامان دهد؛ چنان که هواهای نفسانی و شهوت ها نیز عزم انسانی را دچار تردید می سازد و امکان رفتارهنجاری را از سوی سلب می کند.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا این دو عامل اصلی را بر اساس آن چه که قرآن بیان داشته، تبیین کند و تحلیل و توصیه های قرآنی را برای رهایی از آن روشن سازد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

شک و شبهه در حوزه معرفت شناسی

هستی شناسی و جهان بینی انسان فلسفه زندگی و سبک زندگی انسانی را مشخص و معین می کند؛ زیرا هر گونه گرایش، رویکرد و نگرش انسانی در مسایل زندگی مبتنی بر چارچوب های فلسفی است که بر هستی شناسی شکل گرفته است. انسان ها آن گونه زندگی می کنند که جهان را تفسیر و تبیین و توصیف می کنند. پس اگر مثلا خدا و معاد و آخرتی باشد،‌ دنیا را به عنوان مقدمه آخرت و مانند مزرعه و کشتزاری برای آن می ببیند و اصالت را به جهان دیگر می دهند و می کوشند چنان در دنیا زندگی و رفتار کنند که رضای خدا و آخرتشان تامین شود و در حساب و کتاب روز جزا با مشکلی یا مشکل جدی مواجه نشوند؛ اما اگر به هر یک از اصول پنج گانه دین و مذهب اعتقادی نداشته باشد یا منکر همه و یا برخی ازاین اصول باشد، زندگی او به همان میزان دستخوش تغییر و دگرگونی خواهد شد به گونه ای که تفاوت محسوسی را میان دو شیوه و سبک زندگی مومن و کافر می توان شناسایی و ردگیری کرد.

پس حوزه معرفت شناسی، حوزه بسیار مهم واساسی است و شناختی که انسان در این حوزه نسبت به خدا و خود و جهان به دست می آورد و قطع و یقینی که در این حوزه می رسد، به همان میزان در سبک زندگی او تاثیر خواهد گذاشت و منش و رویه و روحیه او را تحت تاثیر قرار می دهد.

البته در حوزه معرفت شناسی، مساله منابع و ابزارهای شناختی خود یک مساله جدی است که دایره شناخت آدمی را بسته و باز می کند. به عنوان نمونه اگر شخصی ابزارها و منابع شناختی خود را محدود به حس و یا عقل تجربی نماید و اعتقادی به سلامت یا صلاحیت عقل تجریدی و یا شهودی نداشته باشد، در این صورت حوزه معرفتی او بسیار محدود خواهد شد و تنها به اموری قطع و جزم یقینی پیدا می کند که در محدوده تجربیات و یا عقل تجربی باشد؛ اما اگر به ابزارها ومنابع شناختی شهودی یا وحیانی اعتقاد داشته و آن را همانند ابزارهای حسی، عامل شناخت و دریافت حقایق درونی یا بیرونی بداند، در آن صورت محدوده و گستره معرفت شناختی او بسیار گسترده خواهد و داده های شهودی نیز همانند داده های حسی ارزش علمی خواهد یافت و گاه حتی از نظر ارزشی بر علم حسی برتری داده می شود.

کسانی که به دنیای مادی و حسی تنها بها می دهند و معلومات را در همین دایره، حق و ارزش می دانند و بیرون از آن را باطل و بی معنا و بی ارزش می شمارند، به دنیا اصالت داده و هیچ متافیزیک و ماورای طبیعتی را نمی پذیرند. پس اگر روانی را می پذیرند همان ماده لطیف است که هیچ گونه ارتباط به روح و متافیزیک ندارد. پس در زندگی خود سبکی را انتخاب می کنند که تامین کننده خوشبختی یعنی آرامش روان و آسایش تن باشد. از آن جایی که جهان دیگر و حساب و کتاب آخرت را نمی پذیرند و آن را از موهومات و خرافات می شمارند، به قوانین احترام نمی گذارند مگر آن که تامین کننده، خوشبختی مادی و دنیوی آنان باشد. پس مفاهیم چون گناه و احساس گناه در زندگی آنان معنایی نخواهد یافت و اگر تخطی یا تخلف از قانونی انجام می گیرد به عنوان یک جرم با آن تعامل می کنند.

پرسش ها و شبهاتی که در حوزه معرفت شناسی پیش می آید با توجه به موضوع ابزارها و منابع معرفت شناسی متفاوت خواهد بود. از این رو با کسی که ابزارها ومنابع شناختی را حس و آزمایشگاه و در یک گام بالاتر تنها عقل تجربی می داند، نمی توان از قوانین کلی ثابت سخن گفت و مساله نسبیت اصل حاکم در اندیشه و عقاید و رفتارهای اوست. با چنین اشخاصی نمی توان جز در چارچوب مجادله احسن وارد شد. از این روست که در آیات قرآنی فرمان داده شده تا با توجه به میزان و سطح ادراکی و فهم و نیز پذیرش ابزارها و منابع شناختی و مانند آن، گفت و گو و سخن گفت و تبیین و توصیف مسائل و سپس توصیه پرداخت: ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ؛ با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به شیوه‏اى که نیکوتر است مجادله نماى. در حقیقت، پروردگار تو به حال‏ کسى که از راه او منحرف شده داناتر، و او به حال راه‏یافتگان نیز داناتر است.(نحل،‌آیه ۱۲۵)

خدا در ایت آیه به سه چیز امر کرد: دعوت به حکمت، موعظه حَسنه، و جدال احسن. حکمت همان برهان است که عقل بدان حکم می کند و منطق بشر را شکل می دهد. اما غیر از این با توجه به سطوح ادراکی بشر باید از روش های دیگر نیز سود جست که از جمله آن ها موعظه نیک و مجادله نیکو است.

مجادله به دو شکل خوب و بد یعنی حق و باطل انجام می گیرد. مجادله احسن آن جدالی است که در مقدمات قیاس آن امری یقینی و معقول و هم چنین مقبول از نظر مخالف اخذ شود. به این معنا که هم مقدمات معقول و یقینی باشد و هم از نظر خصم و مخالف پذیرفته شده باشد تا رقیب تسلیم شود؛ زیرا مقدماتی که از نظر دو طرف معقول و مقبول است موجب تسلیم طرف خواهد شد؛ اما اگر در قیاس مقدمات باطل اخذ شود حتی اگر خصم به سبب جهلش آن را قبول داشته باشد این جدال باطل و غیر احسن است. جدال باطل اصلاً در حریم قرآن کریم و روایات راه ندارد و آن چه وجود دارد و مجوز آن به پیامبران و مومنان داده شده همین جدال احسن است.

البته مجادله نیک با برخی آسان تر و با برخی سخت تر است؛ زیرا اگر کسی ابزار و منابع معرفتی را تنها حس یا عقل تجربی بداند با او مجادله سخت خواهد بود. منشأ معرفت‌شناسی بیش تر کافران فقط حس و عقل تجربی است و از همین روست که می توان گفت اینان اصولا معرفتی ندارند تا بتوان بر اساس آن مجادله ای نیک کرد و رفع شبهه ای نمود؛ زیرا حق آن است که منشأ اصلی معرفت، علوم متعارف و عقل تجریدی است، نه عقل تجربی؛ زیرا حتی در مسائل عقل تجربی اگر آن علوم متعارف بر گرفته از عقل تجریدی نباشد هیچ قطعی در حوزه حس و تجربه پدید نمی‌آید.

به هر حال، یکی از مهم ترین عوامل گناه و فجور در آدمی، مشکل معرفتی و شبهات علمی است که به دلایل گوناگونی از جمله محدودیت ابزارهای شناختی و منابع آن پدید می آید. این ها در حقیقت به جزم در حوزه معارف وحقایق بلند نمی رسند و چون محدود به ابزارها و منابع شناختی حسی و عقل تجربی هستند، نمی توان شبهات آن را از این طریق حل کرد.

البته چنان که نویسنده مقاله اباحه گری نوشته، گاهی شبهه نظری ناشی از این جهت است که معانی و مبانی دستورالعمل های دینی و اخلاقی، متناسب با فهم مخاطب، در قالب زبان روز و با روش های نافذتر، تبلیغ و تبیین عقلانی نمی شود. باید کوشید که افق فکر و استوای فهم عمومی، از افق مادیات و حواس ظاهری فراتر رود و قلمرو هستی را شهوداً گسترده تر از ماده و مادی ببینند. عموم مردم باید از صمیم ذات معتقد و متقاعد باشند که کمال انسان به لذت پرستی نیست، سعادت را با لذت و تمتعات دنیوی و جسمی مساوی ندانند و یا حداقل این که لذت را محدود به لذت حسی و لذت غریزی ندانند. باید میان محدودیت و محرومیت تمایز آشکار قایل شوند و هر محدودیتی را لزوماً به معنای محرومیت ندانند. باید مصالح جمعی و جاری را بر منافع فردی و راکد خود ترجیح دهند، باید یقین پیدا کنند که دین نه عقل ستیز است نه عقل گریز، بلکه تمامی اخلاق و احکام اسلامی مبتنی بر دریافت های فطری و حکم مسلم است، باید یقین پیدا کنند که غرض از تشریع و تقنین احکام شرعی و ضوابط قانونی، غرضی است که به عامل بر می گردد نه به شارع. باید به آنان آموخت که تکلیف شرعی، از مقدمات و مقومات نیل به کمال است. باید بدانند که تکلیف به معنای تضییق وایجاد کلفت نیست، بلکه برعکس موازین و مضامین شرعی قفل و زنجیر اسارت نفس را از دست و پای انسان باز می کنند و برمی گیرند: «و یضع عنهم اصرهم و الاغلال اللتی کانت علیهم.» باید دین را در بیان، شیوا و در عمل، شیرین بیابند.

آنان که حقیقت را دست نایافتنی می دانند و با تشکیک های پی در پی، در پی تبدیل یقین دیگران به شک اند و برای یقین سابق از دست رفته هیچ یقین لاحق و بدیلی را قرار نمی دهند و می کوشند که یقین را مباین واقعیت جلوه دهند و برای مبانی منطقی و واقع نمایانه یقین، هیچ اعتباری قایل نیستند ونزدیک شدن(نه نایل شدن) به حقیقت را صرفاً در گرو آزمون تجربی می دانند اگرچه مورد آزمون از اموری باشد که اولین تجربه مساوی با آخرین تجربه است، آنان که می کوشند عدالت و اخلاق را از بزرگ ترین ضمانت اجرای آن، یعنی دین، جدا و مجزا سازند و تعالیم دینی را نسبت به مسایل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، ناکارآمد و یا بی طرف جلوه دهند، دانسته یا ندانسته به اباحی گری دامن می زنند. اندیشه و اخلاق را نسبی دانستن و پشتوانه های بینشی ارزش ها را نادیده گرفتن(عدم ارتباط منطقی میان جهان بینی و ایدئولوژی) سلاحی سمی و مهلک است و راه را برای توجیه اباحی گری هموار می سازد.

شهوت علمی عامل اصلی گناه و فجور

اما حق آن است که اکثریت مردم گرفتار شبهه علمی نیستند بلکه گرفتار شهوت عملی هستند و حتی آن شبهات علمی که مطرح می کنند برای آن است تا شهوت عملی خود را در زر ورقی از حق بپیچیند و شهوت رانی خود را در پشت شبهه علمی مخفی و نهان سازند. خداوند در آیات نخست سوره قیامت پس از آن که برخی از شبهات علمی کافران و مشرکان و مانند آن ها در مساله معاد و چگونگی احیای مردگان پوسیده را مطرح می کند، به صراحت به ریشه یابی شبهات علمی آنان می پردازد و می فرماید: «بَلْ یُرِیدُ الْإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ؛ بلکه انسان می خواهد تا جلویش فجور کند.» یعنی ریشه شبهات علمی اینان را باید در شهوت عملی آنان جست.

در حقیقت این افراد مشکلِ علمی ندارد، بلکه اینها نمی‌خواهند خطّ قرمزی باشد و جلویش برای هر گونه رفتار زشت و پست باز باشد و به هیچ قانون و حکم و هنجاری پای بند نباشد.

شهوت، کشش نفس به خواسته خود را گویند.( مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۴۶۸، «شها») در اصطلاح روانشناسى میلى است که شدّتش از حدّ معمول تجاوز کرده، امیال دیگر را تحت الشّعاع قرار دهد و تمام توجّه شخص را منحصراً به موضوع خود جلب نماید.( روانشناسى تربیتى، دکتر سیاسى، ص ۳۹۶)

خواسته های نفسانی انسان دارای اقسامی چند است که از جمله آن ها شهوت جنسی(آل عمران، آیه ۱۴)، امیال و عواطف فرزندی(همان)، شهوت مالی(همان)، شهوت ثروت و قدرت(همان و آیات دیگر) و مانند آن است. این شهوت جزو غرایز بشری است ولی مشکل از آن جا آغاز می شود که این غرایز مدیریت و مهار نشود و در گرایش به آن اسراف و زیاده روی و یا انحراف رخ نماید.

مثلا در حوزه شهوت جنسی، انحراف به آمیزش با حیوانات(مومنون، آیات ۶ و ۷؛ معارج، ایات ۲۹ و ۳۱؛ نگاه کنید: روح المعانى، ج ۱۰، جزء ۱۸، ص ۱۱)، استمناء و خودارضایی( همان آیات و روایت تفسیری: وسائل الشّیعه، ج ۲۸، ص ۳۶۴، ح ۴)، زنا و ارضای شهوت جنسی از طریق حرام (نساء، ایات ۱۵ و ۲۳و ۲۴)، لواط و هم جنس بازی(اعراف، ایات ۸۰ و ۸۱) و مانند آن موجب می شود تا آدمی به ظاهر شبهات علمی مطرح کند و مثلا بگوید که خودارضایی چه زیانی به دیگران وارد می کند؟ یا این که برطرف کردن شهوت جنسی با رضایت طرفین در قالب زنا و یا هم جنس بازی چه مشکلی دارد؟ این شبهات را به گونه ای مطرح می کنند که مثلا عقلانی باشد و با معیارهای عقل تجربی سازواری داشته باشد. بسیاری از شبهاتی که مطرح می شود مانند عدل الهی و وجود آخرت و مانند آن برای آن است که خود را از هرگونه انتقاد رهایی بخشند و زمینه برای فجور و فحشاء خود فراهم آورند.

ریشه بسیاری از اباحه گری ها در جامعه بشری حتی میان مسلمانان سست ایمان را می بایست در همان شهوت طلبی و فجور آنان جست. اگر می بینیم که برخی از مسلمانان به طرح شبهاتی در باره قصاص یا مسائل اخلاقی و هنجاری می پردازند و مثلا به مساله حجاب و پوشش مردان و زنان اعتراض دارند و آن را عقلانی یا عقلایی نمی دانند و یا اشکالات دیگری را مطرح می کنند، همه این ها برای این است که احساس گناه را از خود دور کنند.

این که شخص بد حجاب یا بی حجابی نخستین پرسش او این است که کجای قرآن حکم حجاب گفته شده یا این که اصولا وقتی دل پاک است دیگر چه مشکلی در دست دادن زن و مرد نامحرم است؟ همه این پرسش ها و شبهات از آن روست که احساس گناه اینان را می آزارد. برخی برای این که از این احساس گناه رهایی یابند دنبال توجیهات علمی هستند و شبهاتی را مطرح می کنند و یا می خواهند از برخی از علمای اسلام مجوزی برای بدحجابی و بدهنجاری خود بیابند.

جالب این که برخی با آن که یقین به حکم دارند و حکم قطعی مثلا قصاص یا حجاب یا ارتباط نامحرم و محرم را می دانند با این همه با طرح شبهاتی می کوشند تا این احساس گناه را از خود برانند و مجوزی برای بدرفتاری و هنجارشکنی خود بیابند. این ها دارای شهوت عملی هستند و برای آن شبهه علمی می سازنند. منظور از شهوت عملی این است که شخص مباحی، با علم به حرمت و با آگاهی از ممنوعیت قانونی و شرعی و حتی با توجه به عواقب نامطلوب و آثار منفی اعمال ناشایست، ارزش ها و روش های متعارف اخلاقی را رعایت نمی نماید. دنیاطلبی، لذت طلبی، تنوع طلبی، تن آسایی، حرص، استعلاء و استکبار و استغناء، عجول بودن و تنها در پی منافع آنی و عاجل گشتن، منافع مقطعی و موقت را که به حسب ظاهر آسان، ارزان و نزدیک می آید و نیازی به صبر و سعی و ثبات و استقامت و صلابت ندارد بر مصالح مستمر و پایدار ترجیح دادن، همه از مظاهر شهوت عملی و تبعیت از هوای نفس هستند.

این افراد با آن که در حوزه معرفتی گاه به یقین و قطع چیزی رسیده اند ولی شهوت عملی و ظلم و برترجویی آنان نمی گذارد تا مسیر حق را بپیمایند.(نمل، آیه ۱۴) خداوند در آیه ۱۴ و ۱۵ سوره قیامت می فرماید که انسان ها با آن که بر خودشان بصیرت دارند و نسبت به آن بینای حقیقی هستند ، ولی دنبال عذرتراشی و بهانه جویی هستند؛ و یا در آیه ۲۱۳سوره بقره و ۱۹ سوره آل عمران می فرماید که به سبب بغی و روحیه تجاوزگری بر خلاف علم و دانش خود عمل می کنند و در آیات دیگر می فرماید که مجادله گری آنان در مسایل حق پس از معرفت و علم از آن روست که می خواهند بغی نمایند.

جالب این که بسیاری از مردم درباره مسایل دینی و معرفتی و مطالبی که می گویند معرفت و شناخت قطعی ندارند و از روی گمان و ظن سخن می گویند یا از روی استبعاد سخن می گویند و همان را اصل گفتار و رفتار و اعتقاد خود قرار می دهند؛ یعنی به چیزی یقین ندارند و تنها استبعاد می ورزند(جاثیه ، آیه ۳۲) ولی همان را اصل قرار می دهند و می خواهند رفتار زشت و گناه خود را توجیه کنند و احساس گناه را از خود دور نمایند؛ زیرا این احساس گناه است که آنان را سخت می آزارد و لذت کام جویی و شهوت را بر آنان تلخ می کند و شیرینی گناه را می زداید.(نجم، ایه ۲۳ و آیات دیگر)

به هرحال، بسیاری از شبهاتی که درحوزه عقاید و یا احکام بیان می شوند برخاسته از درد دانستن نیست و در حقیقت پرسش و مساله ای نیست که با طرح آن بخواهند معرفتی کسب کنند و خود را به یقین و قطع برسانند و در چارچوب آن فلسفه زندگی و سبک زندگی خود را ترسیم و سامان دهند، بلکه این شبهات برای تقویت و تحکیم پایه شهوت است تا بتوانند بدون هیچ خط قرمزی و به دور از احساس گناه، به فجور و فحشاء بپردازند و احکام دین را زیرپا گذاشته و به شهوت خود دامن زنند. پس ریشه این شبهات علمی را می بایست در همان شهوات عملی آنان جست و کرد.