شایستگان لعن و نفرین

کفار

بسم الله الرحمن الرحیم

لعن و نفرین، دعای علیه فرد یا جریان فکری و رفتاری در فرهنگ اسلامی و قرآنی مورد توجه قرار گرفته است؛ زیرا یکی از افعال مکلفین است که باید حکم آن در چارچوب احکام پنج گانه تبیین شود. از نظر آموزه های وحیانی خدا و پیامبر(ص) و مومنان در شرایطی لعن می کنند و این گونه نیست که لعن کردن حرام و امری نابهنجار و ضد اخلاقی باشد؛ چرا که در برخی از موارد حتی واجب است تا انسان لعن کند و این گونه از اموری تبری جوید تا با انکار زبانی در کنار انکار قلبی، بیزاری خود را از فکر و رفتاری بیان کند و در برابر آن موضع گیری کرده تا این گونه از ساکتان و بی طرفان بیرون رود و از خشم و غضب الهی در امان ماند. نویسنده در این مطلب بر آن است تا شایستگان لعن را بر اساس آموزه های وحیانی مشخص کند تا مسلمان مکلف بداند سکوت و بی خیالی نسبت به این امور، نه تنها جایز نیست، بلکه بر اساس فرضیه تولی و تبری باید از آن ها تبری و بیزاری جوید و واکنش نشان دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

لعن و نفرین به معنای دعای بد، ضد آفرین است. نفرین بیانگر نفرت و بیزاری شدید انسان از کس یا چیزی است و از آن جایی که توانایی دفع آن را ندارد، به دعا متوسل می شود تا ضمن اعلان بیزاری از کمک الهی برای از میان بردن و یا رهایی یا دوری از آن بهره مند شود.

نفرین در شرایطی انجام می گیرد که انسان به عجز و ناتوانی خود پی برده و از خداوند رب العالمین یاری و استعانت می جوید تا از شر آن در امان ماند.البته لعن به معنای راندن و دور کردن از روی خشم و غضب نیز گاه در همین معنا به کار می رود؛ چرا که لعن انسان به معنای دعا و نفرین بر ضد دیگری است؛ هر چند که این واژه و اصطلاح وقتی در خداوند به کار می رود معنایی دیگر دارد؛ چرا که لعن خداوند در دنیا به معنای قطع رحمت الهی و عدم توفیق یابی شخص و در آخرت به معنای کیفر و مجازات است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی،‌ص ۷۴۱، ذیل واژه لعن)

بنابراین، نفرین و لعن در انسان ها به همان معنای دعای بد در حق دیگری است؛ چنان که آفرین به معنای دعای خیر است.(لغت نامه دهخدا، ج ۱۳، ص ۲۰۰۰۷)

در آیات قرآنی واژه های چندی برای نفرین مورد استفاده قرار گرفته است که از آن جمله می توان به قتل،‌ قاتل، تبت،‌ تعسا، ویل،‌ بعدا، اطمس، اشدد و مانند آن اشاره کرد. البته برخی از سیاق جملات نیز همین معنای نفرین و دعای بد را می رساند.

از نظر آموزه های قرآنی لعن انسان در حق دیگری و نفرین وی در مواردی جایز دانسته شده است. البته خداوند خود اقدام به لعن و نفرین کرده است ولی باید دانست که لعن و نفرین خداوند یک تفاوت ماهوی دارد، زیرا جملات انشایی خداوند مانند کن، در حقیقت معنای اخباری می دهد و بیانگر تحقق آن است.

به سخن دیگر، لعن خداوند در دنیا به معنای قطع شدن رحمت از شخصی و عدم توفیق یابی او در زندگی دنیوی و در آخرت به معنای مجازات و کیفر شدید است. خداوند ابلیس را لعن کرده و او را از خود رانده و دور کرده است، از این روست که از رحمت الهی و توفیق خداوندی محروم شده است. هم چنین نفرین خداوند به معنای دعای بد در حق او نیست، بلکه معنای دوری از رحمت الهی است و شخصی که خداوند او را نفرین می کند از رحمت خداوند محروم می شود و توفیقی در زندگی نمی یابد.

شایستگان لعن و شرایط آن

بر اساس آموزه های قرآنی، لعن دیگری جایز نیست، اما با توجه به اموری نه تنها جایز بلکه واجب است تا انسان با لعن و نفرین کردن موضع گیری و واکنشی از خود نشان دهد تا از گرایش خود و دیگران به این امور باز دارد.

واکنش زبانی لعن و نفرین در قالب دعا و نیایش، به هدف واکنش به شخص نیست بلکه واکنش به شخصیتی است که فکر و یا رفتار خاصی را تقویت و گسترش می دهد.

اگر در مواردی از نهی باز داشته شده ، مراد لعن نسبت به اشخاص است، نه لعن نسبت به شخصیت؛ زیرا وقتی ما از شخصیت سخن می گوییم مراد شاکله وجودی است که بینش ها و نگرش های وی را ساخته و مقوم هویتی اوست، به طوری که هر کاری می کند بر اساس آن شاکله و شخصیت وجودی و هویتی اوست. خداوند در این باره می فرماید: کل یعمل علی شاکلته؛ هر کسی بر اساس شاکله و شخصیت و هویت وجودی خود عمل می کند.(اسراء، آیه ۸۴)

پس وقتی ما نسبت به شخصیتی واکنش نشان می دهیم و او را لعن می کنیم، بیزاری جویی نسبت به شخصیت و شاکله وجودی او یعنی افکار کفرآمیز و رفتار فجور آمیز اوست. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، نه تنها هر انسانی باید افکار توحیدی داشته باشد، بلکه باید رفتار تقوایی نیز داشته باشد؛ و کسی که فاقد ایمان توحیدی و اعمال صالح تقوایی است، در حقیقت شاکله وجودی او بر خلاف حکمت آفرینش انسان است و از نظر خدا و قرآن معلون؛ زیرا در خلاف جریان حکمت الهی حرکت می کند. پس بیزاری جویی از ایشان و لعن و دورباد و مرده باد نسبت به این اشخاص در حقیقت بیزاری نسبت به شخصیت و شاکله وجودی آنان است. در همین راستا اگر نسبت به ابلیس لعنی از سوی خدا و خلق انجام می گیرد، به سبب شیطنت اوست.

پس از بیان این امر کلی در باره جواز و بلکه وجوب لعن درباره شخصیت ها باید گفت، هر کسی را که خداوند لعن کند، مجاز است که انسان نیز در حق او دعای بد و نفرین و لعن زبانی نماید؛ چرا که هدف خداوند از لعن درباره این شایستگان لعن، گوشزد کردن به خلق است تا گرایشی به ایشان نداشته و از شخصیت و افکار و رفتار ایشان تبری و بیزاری جویند و در مسیری گام بر دارند که بر خلاف افکار و رفتار این گروه های معلون است.

پس افرادی چون ابلیس شیطان(نساء، آیات ۱۱۷ و ۱۱۸، حجر، آیات ۳۲ و ۳۵)، ظالمان و ستمگران(آل عمران، آیات ۸۶ و ۸۷؛ اعراف، آیه ۴۲)، کافران(بقره، آیات ۸۸ و ۸۹)، قاطعان رحم و ترک کنندگان صله رحم(رعد، آیه ۲۵؛ محمد،‌آیات ۲۲ و ۲۳)، پیمان شکنان(مائده، آیات ۱۲ و ۱۳؛ رعد، آیه ۲۵)،‌ دروغگویان(آل عمران، ایه ۶۱)، شایعه پراکنان علیه نظام و جامعه اسلامی(احزاب، آیات ۶۰ و ۶۱)، مومنان به جبت و طاغوت(نساء، آیات ۵۱ و ۵۲) ، بت پرستان(مائده، ایه ۶۰) بیماردلان متعرض به زنان مسلمان(احزاب، آیات ۶۰ و ۶۱) ، اذیت کنندگان پیامبر(احزاب، آیه ۵۷) ، قاطبه بنی امیه (اسراء، آیه ۶۰؛ مجمع البیان، ج ۵ و ۶،‌ص ۴۴۳)، فرعون و فرعونیان (هود، آیات ۹۷ تا ۹۹)،‌ مشرکان(فتح،‌ آیه ۶)، مرتدان(آل عمران، ‌آیات ۸۶ و ۸۷)، منافقان(توبه، آیه ۶۸؛ احزاب، آیات ۶۰ و ۶۱)، عالمان کتمان کننده حق و احکام و معارف الهی(بقره، آیه ۱۵۹) و گروه ها و افراد و اشخاص حقیقی و غیر حقیقی از سوی خداوند لعن و نفرین شده و مجاز است که مومنان نیز به تبعیت از خدا و پیامبر(ص) این جریان های فکری و رفتاری و اشخاص و شخصیت های این جریان ها را لعن و نفرین کنند.(همان)

در آیات و روایات گروه ها و جریان های فکری و رفتاری از سوی خدا و پیامبر(ص) و معصومان(ع) لعن شده اند. در این جا به این افراد که از آنان به مستحقان و شایستگان لعن و نفرین یاد شده، اشاره می شود، تا این گونه موضع گیری مکلفان نسبت به این افکار و رفتارها و اشخاص دانسته و نسبت به آنان ابراز تبری و بیزاری نمایند و از گرایش به این افکار و رفتار خود را دور نگه داشته و از نزدیک شدن به آنان حفظ نمایند.

کسی که از سوی خداوند لعن می شود، راهی گریزی از آن نمی یابد. خداوند می فرماید: أُولَئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَمَنْ یَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِیرًا ؛ اینانند که خدا لعنتشان کرده و هر که را خدا لعنت کند هرگز براى او یاورى نخواهى یافت.(نساء، آیه ۵۲) پس نباید به یاری ملعونان رفت و ایشان را یاری رساند، همان طوری که خداوند آنان را دور ساخته و اجازه نزدیکی نمی دهد.

۱ . لعن بر کافران : بی گمان خطرناک ترین جریان در تاریخ جریان فکری کفر به توحید است. از این رو، کافران مستحق و شایسته لعن هستند. خداوند متعالى در آیاتی از قرآن از جمله ۸۸ سوره بقره و مانند آن کفر را جریان خلاف توحید بر شمرده و کافران را مستحق لعن. هم چنین در باره شرایط لعن عمومی کافران در قرآن کریم مى فرماید: إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ کُفَّارٌ أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ لَعْنَهُ اللَّهِ وَالْمَلَائِکَهِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ؛ همانا کسانى که کافر شدند و با عقیده کفر مردند، لعنت‏ خدا و فرشتگان و تمام مردم بر آنان باد !(بقره ، آیه ۱۶۱.) در این آیه به صراحت از نه تنها از جواز لعن بر کفار سخن به میان آمده ، بلکه به یک معنا با این جمله که خداوند و فرشتگان و مردم بر آن ها لعنت مى فرستند، از مردم می خواهد تا این گونه عمل کند و وظیفه و تکلیف شرعی آنان لعن فرستادن بر جریان کفر است؛ زیرا جریانی است که در تقابل علنی و آشکار با جریان فکری توحید است. با این موضع گیری از سوی مردم است که جریان کفر در جامعه از سوی مردم طرد می شود و جایگاهی برای ابراز وجود و اندام نخواهد داشت. هم چنین خداوند می فرماید: وَلَمَّا جَاءَهُمْ کِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَکَانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَهُ اللَّهِ عَلَى الْکَافِرِینَ؛ و هنگامى که از جانب خداوند کتابى که مؤید آنچه نزد آنان است برایشان آمد و از دیرباز در انتظارش بر کسانى که کافر شده بودند پیروزى مى ‏جستند ولى همین که آنچه که اوصافش را مى ‏شناختند برایشان آمد انکارش کردند پس لعنت‏ خدا بر کافران باد.(بقره، آیه ۸۹) البته این آیه بیان می کند، اهل کتابی که نسبت به حقانیت پیامبر(ص) شناخت دارند و با شناخت و معرفت جزیی به شخص پیامبر(ص) و حقانیت وی، باز کفر می ورزند، به عنوان کافر معلون هستند؛ زیرا تفاوتی میان این دسته از اهل کتاب از یهود و نصاری با کافران دیگر نیست.

۲ – لعن بر مشرکان : از نظر قرآن، شرک یک جریان فکری است که باید مردم از آن تبری و بیزاری جویند و در همین راستا مشرکان مستحق و شایسته لعن هستند. خدا می فرماید: وَیُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِکِینَ وَالْمُشْرِکَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ دَائِرَهُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِیرًا؛ و خدا مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد مى برند، کیفر مى دهد. حوادث بدى که براى مۆمنان انتظار مى کشند، بر خودشان نازل شود و خداوند بر آن ها خشم گرفته و آنان را از رحمت خود دور ساخته و دوزخ را برایشان آماده کرده است ، و چه بدسرانجامى است.» (فتح ، آیه ۶)

  1. لعن مرتدان: از نظر قرآن ارتداد و کفر بعد ایمان از موجبات خسران و لعن است. خداوند می فرماید: کَیْفَ یَهْدِی اللَّهُ قَوْمًا کَفَرُوا بَعْدَ إِیمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ . أُولَئِکَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَهَ اللَّهِ وَالْمَلَائِکَهِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ؛ چگونه خداوند قومى را که بعد از ایمانشان کافر شدند هدایت مى ‏کند با آنکه شهادت دادند که این رسول بر حق است و برایشان دلایل روشن آمد و خداوند قوم بیدادگر را هدایت نمى ‏کند. آنان سزایشان این است که لعنت‏ خدا و فرشتگان و مردم همگى برایشان است (آل عمران، آیات ۸۶ و ۸۷) پس کسانی که اسلام را پذیرفته ، سپس از آن بازگردند، مورد لعن پروردگار فرشتگان و توده های مردم قرار مى گیرند.

۴ . لعن بر منافقان : پس از جریان کفر ، جریان نفاق ، جریان فکری بسیار خطرناکی است که علیه توحید عمل می کند. حتی در آیات قرآنی نفاق خطرناک تر از کفر قرار داده شده است. خداوند سبحان در چند آیه از قرآن کریم ، منافقان را لعن کرده است ؛ از جمله مى فرماید: وَعَدَ اللَّهُ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْکُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا هِیَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللَّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُقِیمٌ؛ خدا به مردان و زنان دو چهره و کافران آتش جهنم را وعده داده است در آن جاودانه‏ اند آن آتش براى ایشان کافى است و خدا لعنتشان کرده و براى آنان عذابى پایدار است.(توبه، آیه ۶۸) خداوند هم چنین در آیات ۲۲ و ۲۳ سوره محمد (ص) منافقان را لعن کرده و سزاوار لعن دانسته است: أُولَئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ؛ اینان همان کسانند که خدا آنان را لعنت نموده و گوش دل ایشان را ناشنوا و چشمهایشان را نابینا کرده است.

  1. لعن بر ستمگران و ظالمان : جریان ظلم و بی عدالتی در هر شکلی از جمله ظلم به خود در قالب کفر و شرک و نفاق، یا ظلم به دیگری در قالب بی عدالتی و قسط خوری عامل لعن الهی است. پس این افراد شایسته و مستحق لعن خواهند بود تا مردم از ایشان تبری جویند و افکار و رفتار ایشان را در پیش نگیرند. خداوند می فرماید : وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ کَذِبًا أُولَئِکَ یُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَیَقُولُ الْأَشْهَادُ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ کَذَبُوا عَلَى رَبِّهِمْ أَلَا لَعْنَهُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ؛ و چه کسى ستمکارتر از آن کس است که بر خدا دروغ بندد آنان بر پروردگارشان دروغ عرضه مى ‏شوند و گواهان خواهند گفت اینان بودند که بر پروردگارشان دروغ بستند هان لعنت‏ خدا بر ستمگران باد.(هود، آیه ۱۸)

۶ . لعن بر پیمان شکنان و مفسدان : رفتارهایی ضد اخلاقی و شرعی از جمله پیمان شکنی و فساد در زمین از جمله رفتارهایی است که موجب لعن است. خداوند می فرماید: وَالَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولَئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَهُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ ؛ و کسانى که پیمان خدا را پس از بستن آن مى ‏شکنند و آنچه را خدا به پیوستن آن فرمان داده مى‏ گسلند و در زمین فساد مى کنند بر ایشان لعنت است و بد فرجامى آن سراى ایشان راست. ( رعد، آیه ۲۵)

  1. لعن بر شیطان : ابلیس به سبب سرکشى در برابر فرمان حق، شیطنت، استکبارورزی، از درگاه رحمت خدا رانده و لعنت شد. خداوند در بسیارى از آیات کتاب قرآن او را به سبب شیطنت لعن کرده است : إِلَّا إِبْلِیسَ اسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ.. قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی … قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّکَ رَجِیمٌ وَإِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلَى یَوْمِ الدِّینِ؛مگر ابلیس که استکبار ورزید و از کافران بود یا گردید.. و گفت: من بهتر از او هستم مرا از آتش آفریدی.. خدا فرمود پس از آن مقام بیرون شو که تو رانده‏ اى و تا روز جزا لعنت من بر تو باد.(ص، آیات ۷۴ تا ۷۸) و نیز می فرماید: إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَى أَنْ یَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ… وَإِنَّ عَلَیْکَ اللَّعْنَهَ إِلَى یَوْمِ الدِّینِ؛ جز ابلیس که خوددارى کرد از اینکه با سجده‏ کنندگان باشد … و تا روز جزا بر تو لعنت باشد. (حجر، آیات ۳۱ تا ۳۵)

۸ . لعن بر آزار دهندگان خدا و پیامبر: آزار دهندگان خدا و پیامبر او، لعنت شده اند؛ آن جا که خداوند مى فرماید: إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِینًا؛ آن ها که خدا و پیامبرش را آزار مى دهند، خداوند ایشان را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته و براى آنان عذاب خوار کننده اى آماده کرده است . (احزاب ، آیه ۵۷.) البته اذیت اهل بیت(ع) و امامان معصوم(ع) به سبب این که اذیت و آزار رسول الله(ص) است، موجب می شود تا این اشخاص موذی و آزار دهنده نیز مستحق و شایسته لعن شوند. بر همین اساس است که در روایات پیامبر(ص) و معصومان(ع) اذیت و آزار معصومان و اهل بیت(ع) از مصادیق جواز لعن دانسته شده است.

۹ . لعن بر دروغگویان : دروغگویان نیز در برخى از آیات و روایات از افرادى شمرده شده اند که خداوند آنان را لعنت میکند. خداوند بزرگ به پیامبرش دستور مى دهد که گروهى از اهل کتاب را به مباهله بخواند و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهد: ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ ؛ سپس مباهله کنیم و لعنت‏ خدا را بر دروغگویان قرار دهیم .(آل عمران، آیه ۶۱)

پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: فلعنه الله على الکاذب و ان کان مازحا؛ خداوند دروغگو را لعنت کند؛ اگر چه شوخى کرده باشد. (مستدرک الوسایل، محدث نوری، ج ۱۱، ص ۳۷۲، ح ۱۳۲۹۴.) هم چنین می فرماید: المومن اذا کذب بغیر عذر لعنه سبعون الف ملک و خرج من قلبه نتن حتى یبلغ العرش فیلعنه حمله العرش؛ آن گاه که شخص مومن، بدون عذر دروغ گوید، هفتاد هزار فرشته او را لعنت مى‏کنند و از قلب او بوى گندى بیرون مى‏آید که به عرش مى‏رسد؛ آن گاه حاملان عرش الهى نیز او را لعن مى‏کنند. (همان، ج ۹، ص ۸۶، ح ۱۰۲۹۱.)

۱۰ . لعن بر بهتان زنندگان به زنان پاکدامن : از مستحقان لعن گروه بهتان زنان نسبت به زنان پاک دامن است؛ زیرا این بهتان ها برای جامعه و امنیت اخلاقی جامعه بسیار خطرناک است. خداوند در این باره مى فرماید: « إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ؛ همانا کسانى که به زنان شوهردار ناآگاه مۆمن بهتان مى زنند، در دنیا و آخرت لعنت مى شوند و براى ایشان عذابى بزرگ است . (نور ، آیه ۲۳.)

۱۱ . لعن بر قاتل عمدی مۆمن : از نظر اسلام، جان و مال و عرض مومن در امان است و هر گونه تعرضی موجب خشم و غضب الهی است. بر همین اساس خداوند نسبت به جریان قتل عمدی مومنان هشدار می دهد و می فرماید: وَمَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِیمًا؛ و هر کس فرد مۆ منى را از روى عمد به قتل برساند، جزاى او دوزخ است . در آن جاودان مى ماند و خدا بر او خشمگین مى شود و او را لعن کرده ، برایش عذابى بزرگ فراهم مى سازد. (نساء، آیه ۹۳)

  1. لعن بر شیاطین: إِنْ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا وَإِنْ یَدْعُونَ إِلَّا شَیْطَانًا مَرِیدًا لَعَنَهُ اللَّهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِکَ نَصِیبًا مَفْرُوضًا ؛ مشرکان به جاى او جز بتهاى مادینه را به دعا نمى‏ خوانند و جز شیطان سرکش را نمى‏ خوانند. خدا شیطان سرکش را لعنت کرد؛ چرا که گفت بى‏ گمان از میان بندگانت نصیبى معین براى خود برخواهم گرفت.﴿نساء، آیات ۱۱۷ و ۱۱۸﴾ در این آیه ابلیس به دلیل شیطان سرکش بودن ملعون دانسته شده و سرکشی وی با جمله بعدی تبیین می شود که گفت من از بندگان خدا نصیب معین برای خود بر می دارم. پس هر کسی این فکر و رفتار ابلیس شیطانی را بر گیرد، همان حکم را خواهد داشت.
  2. تفرعن: از نظر قرآنی افکار و رفتار فرعونی، موجب لعن است. خداوند می فرماید: وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا …. إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاتَّبَعُوا … وَأُتْبِعُوا فِی هَذِهِ لَعْنَهً وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ؛ و به راستى موسى را با آیات خود و حجتى آشکار. به سوى فرعون و سران قوم وى فرستادیم ولى سران از فرمان فرعون پیروى کردند و فرمان فرعون صواب و رشید نبود. روز قیامت پیشاپیش قومش مى ‏رود و آنان را به آتش درمى ‏آورد و دوزخ چه ورودگاه بدى براى واردان است و در این دنیا و روز قیامت به لعنت بدرقه شدند و چه بد عطایى نصیب آنان مى ‏شود.(هود، آیات ۹۶ تا ۹۹) پس کسانی که راه و روش فرعونی را در پیش می گیرند، از نظر قرآن معلون هستند و مومنان و مسلمانان مکلف هستند تا نسبت به این جریان موضع گیری داشته و واکنش نشان دهند. این واکنش در قالب زبانی با لعن و نفرین و دورباد انجام می شود.
  3. انکار آیات، عصیان رسولان و اتباع جباران عنود: وَتِلْکَ عَادٌ جَحَدُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْا رُسُلَهُ وَاتَّبَعُوا أَمْرَ کُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ وَأُتْبِعُوا فِی هَذِهِ الدُّنْیَا لَعْنَهً وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ أَلَا إِنَّ عَادًا کَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلَا بُعْدًا لِعَادٍ قَوْمِ هُودٍ؛ و این قوم عاد بود که آیات پروردگارشان را انکار کردند و فرستادگانش را نافرمانى نمودند و به دنبال فرمان هر زورگوى ستیزه ‏جوى رفتند؛ و سرانجام در این دنیا و روز قیامت لعنت بدرقه [راه] آنان گردید آگاه باشید که عادیان به پروردگارشان کفر ورزیدند هان مرگ بر عادیان قوم هود. ﴿هود، آیات ۵۹ و ۶۰﴾

۱۵ . لعن بر تحریف کنندگان کتاب خدا: رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: انى لعنت سبعا لعنهم الله و کل نبى مجاب ، قیل و من هم یا رسول الله ؟ قال (صلى الله علیه و آله و سلم ) : الزائد فى کتاب الله …؛ همانا من هفت کس را لعنت مى کنم که خداوند و هر پیامبر اجابت شده اى آن ها را لعنت کرده اند. عرض شد: اى پیامبر خدا! آن ها چه کسانى اند؟ پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: کسى که بر کتاب خدا چیزى بیفزاید… (محدث نورى : مستدرک الوسائل ، ج ۱۱، ص ۳۷۲، ح ۱۳۲۹۴.)

۱۶ . لعن بر منکران قضا و قدر الهى : پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) در ادامه شمارش افراد ملعون مى فرماید:… والمکذب بقدر الله ؛ و کسى که قدر الاهى را تکذیب کند. (همان)

۱۷ . لعن بر مخالفان سنت رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) : رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در ادامه شمارش افراد ملعون فرمود: والمخالف لسنتى؛ و مخالف با سنت من (همان)

۱۸ . لعن بر حلال کنندگان حرام خدا: رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) در ادامه شمارش افراد ملعون فرمود: والمستحل من عترتى ما حرم الله ؛ و آن کس از خاندانم که آن چه را خداى عزوجل حرام کرده است ، حلال کند.( حر عاملى : وسائل الشیعه ، ج ۱۶، ص ۵۱، ح ۲۰۹۵۶.) نام بردن از شخص خاص و لعنت کردن او، فقط زمانى صحیح است که آن شخص صفت کفر یا ظلم یا… را داشته باشد و گرنه لعن او حتى به صورت نامعین هم ، چه به صورت اخبار و چه به صورت انشا، جایز نیست ؛ اما از آن جا ممکن است شخص داراى یکى از این صفات تا زمان مرگش توبه کند و به راه خدا باز گردد، بهتر است نام اشخاص در لعن برده نشود و فقط به صورت کلى و نامعین لعن شوند

  1. لعن بر زورگوى سلطه گر: حضرت رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در ادامه فرمود:«…والمسلط بالجبروت لیعز من اذل الله و یذل من اعزالله ؛ و کسى که به زور چیره شده تا آن که را خدا ذلیل کرده ، عزیز کند و آن که را خدا عزیز کرده ، ذلیل کند. (همان)
  2. لعن بر تاراج کننده بیت المال : رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) در ادامه فرمود: والمستاثر على المسلمین بفیئهم منتحلا له ؛ کسی خود را بر مسلمانان مقدم داشته و انحصارطلبی می کند و اموال بیت المال را برای خود مصرف می کند و بر خود حلالش می شمارد.(همان)
  3. لعن بر حرام کنندگان حلال خدا: پیامبر مکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) در پایان شمارش افراد ملعون فرمود: والمحرم ما احل الله عزوجل ؛ و کسى که آن چه را خداى عزوجل حلال کرده است ، حرام کند. (همان)
  4. لعن بر یارى کنندگان ستمگر: امام صادق (علیه السلام ) به نقل از رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى فرماید: هر کس مخاصمه از سوى ستمگرى را به عهده گیرد یا بر آن مخاصمه او را یارى رساند، سپس فرشته مرگ بر او فرود آید، به او مى گوید: به تو لعنت خدا و آتش دوزخ و سرانجامى بد را بشارت مى دهم . (همان)
  5. همسایه آزاری: از نظر اسلام همسایه حقوقی دارد که از مهم ترین آن ها امنیت و آرامش است. امام صادق(ع) می فرماید: مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ آذَى جَارَهُ؛ هر کسی همسایه اش را آزار رساند معلون معلون است.(وسایل الشیعه، ج ۱۸، ص ۲۸۰)
  6. ترک مصالحه با اظهار آن: کسی که طوری نشان دهد که می خواهد مصالحه کند و اختلاف را حل نماید ولی در عمل چنین نکند، معلون است. امام صادق(ع) می فرماید: مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ رَجُلٌ یَبْدَؤُهُ أَخُوهُ بِالصُّلْحِ فَلَمْ یُصَالِحْهُ.(همان)
  7. قاری شراب خوار: قاری قرآن که اصرار بر شرابخواری دارد، ملعون است: امام صادق(ع) می فرماید: مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ حَامِلُ الْقُرْآنِ مُصِرٌّ عَلَى شُرْبِ الْخَمْرِ.(همان)
  8. عالم مطیع سلطان جائر: دانشمند و عالمی که سلطان جائری را امام خویش قرار دهد و او را بر جور و ستم یاری رساند، معلون است. امام صادق(ع) می فرماید: مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ عَالِمٌ یَؤُمُّ سُلْطَاناً جَائِراً مُعِیناً لَهُ عَلَى جَوْرٍ.(همان)
  9. دشمن ولایت امیرمومنان (ع) : امام صادق(ع) می فرماید : مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مُبْغِضُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ( علیه السَّلام )، فَإِنَّهُ مَا أَبْغَضَهُ حَتَّى أَبْغَضَ رَسُولَ اللَّهِ ( صلى الله علیه و آله )، وَ مَنْ أَبْغَضَ رَسُولَ اللَّهِ ( صلى الله علیه و آله ) لَعَنَهُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ؛ کسی که نسبت به علی بن ابی طالب (ع) بغض و کینه می ورزد ، ملعون ملعون است؛ زیرا کینه و بغض به ایشان در حقیقت بغض نسبت به پیامبر(ص) است وهر کسی نسبت به ایشان بغض ورزد خداوند او را در دنیا و آخرت لعنت کرده است.(همان)
  10. اتهام کفر به مومن: امام صادق(ع) می فرماید: مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ رَمَى مُؤْمِناً بِکُفْرٍ، وَ مَنْ رَمَى مُؤْمِناً بِکُفْرٍ فَهُوَ کَقَاتِلِهِ؛ هر کسی مومن را متهم به کفر کند ملعون ملعون است و کسی که مومنی را به کفر نسبت دهد در حقیقت همانند قاتلش است.(همان)

۲۹.زن شوهر آزار: امام صادق(ع) در این باره می فرماید: مَلْعُونَهٌ مَلْعُونَهٌ امْرَأَهٌ تُؤْذِی زَوْجَهَا أَوْ تَغُمُّهُ، وَ سَعِیدَهٌ سَعِیدَهٌ امْرَأَهٌ تُکْرِمُ زَوْجَهَا وَ لَا تُؤْذِیهِ وَ تُطِیعُهُ فِی جَمِیعِ أَحْوَالِهِ ؛ زنی که همسرش را اذیت و آزار رساند یا موجبات غم و غصه اش را فراه آورد ملعون معلون است و زنی خوشبخت خوشبخت است که همسرش را کریم دارد و او را نیازارد و در همه احوال مطیع او باشد.(همان)

  1. قطع صله رحم: امام صادق(ع) می فرماید: مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ قَاطِعُ رَحِمٍ؛ قطع کننده صله رحم و پیوند خویشاوندی ملعون معلون است.(همان)
  2. تصدیق کننده سحر و جادو: امام صادق(ع) می فرماید: مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ صَدَّقَ بِسِحْرٍ؛ کسی که با سحر و جادو بخواهد امری را تصدیق و به کرسی بنشاند، معلون معلون است.(همان) در حقیقت این شخص همانند ساحران فرعونی می خواهد حق می خواهد هر طوری شده حتی با سحر و جادو حرفش را تصدیق کند و آن را درست و صادق جلوه دهد. راست نمایی از طریق سحر و جادو کار درستی نیست.
  3. تبلیغ ایمان بی عمل: امام صادق (ع) می فرماید: مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ قَالَ: الْإِیمَانُ قَوْلٌ بِلَا عَمَلٍ. هر کسی بگوید و اعتقاد داشته باشد که ایمان تنها قول بدون عمل است، ملعون معلون است.(همان) در حقیقت از نظر اسلام، ایمان قول و اعتقاد باطنی همراه با عمل ظاهری است و این گونه نیست که تنها ایمان را باور و اعتقاد بدانیم . از نظر امام(ع) تبلیغ چنین فکری در جامعه بسیار خطرناک است و مردم را از انجام تکالیف و وظایف باز می دارد.
  4. ترک صدقه از مال: امام صادق(ع) می فرماید: مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ وَهَبَ اللَّهُ لَهُ مَالًا فَلَمْ یَتَصَدَّقْ مِنْهُ بِشَیْ‏ءٍ، أَمَا سَمِعْتَ أَنَّ النَّبِیَّ ( صلى الله علیه و آله ) قَالَ: صَدَقَهُ دِرْهَمٍ أَفْضَلُ مِنْ صَلَاهِ عَشْرِ لَیَالٍ؛ کسی که خداوند به او مالی داده و از آن چیزی را صدقه نمی دهد معلون است؛ مگر نشنیده ای که پیامبر(ص) می فرماید: یک درهم صدقه برتر از ده شب نماز شب است.(همان) در آیات قرآنی آمده که در هر مالی حقی برای سایل و محروم است و آنان شریک هر مالی هستند که اگر داده نشود، شبهه ناک می شود. پس باید دست کم حق سایل و محروم را از هر مالی داد تا آن مال خالص شود.(ذاریات، آیه ۱۹؛ معارج، آیات ۲۱ و ۲۲)
  5. زدن والدین: در اسلام اف گفتن به والدین حرام دانسته شده و واجب است تا به ایشان احسان شود؛ حال اگر کسی به ایشان تعرضی داشته باشد معلون خواهد بود. امام صادق(ع) می فرماید: مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَرَبَ وَالِدَهُ أَوْ وَالِدَتَهُ؛ هر کسی پدر و مادرش را بزند ملعون معلون است.(همان)
  6. عاق والدین: هر کسی کاری کند که والدین بر وی خشم گیرند و عاق کنند، ملعون است. امام صادق(ع) می فرماید: مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ عَقَّ وَالِدَیْهِ؛ کسی که عاق والدین شده ملعون معلون است.(همان)
  7. عدم حضور در مسجد: بر هر همسایه مسجد است که با حضور خود در مساجد و اقامه نماز و تلاوت قرآن و دعا، آن جا را آباد کند و تعمیر مساجد (توبه، آیه ۱۸) به حضور آدمی است که آبادی واقعی است؛ پس کسی که حق مسجد را ادا نکند و وقار و وزانت آن را در نظر ندارد، معلون است. امام صادق(ع) می فرماید: مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ لَمْ یُوَقِّرِ الْمَسْجِدَ.(همان)
  8. فریب نابینا: پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: لَعَنَ اللّهُ مَن کَمَّهَ الأعمى عَنِ السَّبیلِ ؛ لعنت خدا بر کسى که نابینا را از راه منحرف کند.( مسند ابن حنبل : ۱/۶۶۲/۲۸۱۷.)
  9. هم جنس بازی: لواط و مساحقه و هم جنس گرایی وهم جنس بازی حرام و گناه بزرگی است که لعن خدا را به دنبال دارد. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرماید: لَعَنَ اللّهُ مَن عَمِلَ عَمَلَ قَومِ لُوطٍ ؛ لعنت خدا بر کسى که عمل قوم لوط را انجام دهد.(مسند ابن حنبل : ۱/۶۶۲/۲۸۱۷.)
  10. ذبح حیوان بدون بسم الله: کسی که حیوانی را بدون بسم الله ذبح می کند در حقیقت برای غیر خدا ذبح کرده و ملعون است. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرماید: لَعَنَ اللّهُ مَن ذَبَحَ لغَیرِ اللّهِ ؛ لعنت خدا بر کسى که براى غیر خدا ذبح کند.( مسند ابن حنبل : ۱/۶۶۲/۲۸۱۷.)
  11. نسبت به غیر پدر دادن: پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرماید : لَعَنَ اللّهُ مَنِ ادَّعى إلى غَیرِ أبیهِ ؛ لعنت خدا بر کسى که خود را به غیر پدرش نسبت دهد.( مسند ابن حنبل : ۶/۲۰۶/۱۷۶۷۹.)
  12. رشوه دهنده و گیرنده و میانجی: یکی از مهم ترین عوامل در تضییع حقوق اجتماعی افراد رشوه است. این نابهنجاری جامعه را به سمت و سوی بی عدالتی و قسط خوری سوق می دهد. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرماید : لَعَنَ اللّهُ الرّاشی ، و المُرتَشی ، و الماشی بَینَهُما ؛ لعنت خدا بر رشوه دهنده و رشوه ستان و واسطه میان آن دو.( بحار الأنوار : ۱۰۴/۲۷۴/۱۱.)
  13. تارک امر به معروف و نهی از منکر: پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرماید : إنّ الأحبارَ مِن الیَهودِ و الرُّهبانَ مِن النَّصارى لَمّا تَرَکوا الأمرَ بالمَعروفِ و النَّهیَ عَنِ المُنکَرِ لَعنَهُمُ اللّهُ على لِسانِ أنبیائهِم ، ثُمّ عُمُّوا بالبَلاءِ ؛هنگامى که عالمان یهودى و راهبان مسیحى امر به معروف و نهى از منکر را فرو گذاشتند، خداوند به زبان پیامبرانشان همه آنان را لعنت کرد و آنگاه بلا همه آنها را فرا گرفت.( الترغیب و الترهیب : ۳/۲۳۱/۲۲.)
  1. بی اعتنا به والدین، سعایت کننده و سخن چین: پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرماید: ثلاثهٌ لَعَنَهُمُ اللّهُ تعالى : رجُلٌ رَغِبَ عَن والِدَیهِ ، و رجُلٌ سعى بَینَ رجُلٍ و امرأهٍ یُفَرِّقُ بَینَهُما ثُمّ یَخلُفُ علَیها مِن بَعدِهِ، و رجُلٌ سعى بَینَ المؤمنینَ بالأحادیثِ لِیَتَباغَضُوا و یَتَحاسَدُوا ؛ سه نفرند، که خدا آنها را لعنت کرده است: کسى که به پدر و مادر خود بى اعتنایى کند. کسى که میان مرد و زنى سعایت کند، تا میان آنها جدایى افکند و سپس خودش با زن او ازدواج کند و کسى که میان مؤمنان سخن چینى کند، تا آنان نسبت به یکدیگر دشمنى و حسادت ورزند.( کنز العمّال : ۴۳۹۳۰.)
  2. حادثه آفرین خطرناک: پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: مَن أحدَثَ حَدَثا أو آوى مُحْدِثا فعَلَیهِ لَعنَهُ اللّهِ و المَلائکَهِ و النّاسِ أجمَعینَ . قیلَ : یا رسولَ اللّهِ ، ما الحَدَثُ؟ قالَ : مَن جَلَدَ بغَیرِ حَدٍّ أو قَتَلَ بغَیرِ حَقٍّ ؛ هر کس حادثه اى بیافریند یا حادثه آفرینى را پناه دهد، لعنت خدا و فرشتگان و مردم، همه، بر او باد. عرض شد: اى رسول خدا! مقصود از حادثه چیست؟ فرمود: کسى که بى آن که پاى حدّى در میان باشد تازیانه بزند، یا کسى را به ناحق بکُشَد.( کنز العمّال : ۴۴۳۳۶.)
  3. مدفوع کننده در آب و راه بند و آب بند: پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرماید: ثلاثٌ ، مَلعونٌ مَلعونٌ مَن فَعَلَهُنَّ ، المُتَغوِّطُ فی ظِلِّ النُّزّالِ ، و المانِعُ الماءَ المُنْتابَ ، و السّادُّ الطّریقَ المَسلوکَ ؛ سه چیز است که هر کس آنها را انجام دهد، ملعون است ملعون: کسى که در سایه گاه ها که مردم مى نشینند مدفوع کند. کسى که جلوى نوبت آب [دیگران] را بگیرد و کسى که راه عبور و مرور مردم را ببندد.( بحار الأنوار : ۱۰۴/۲۵۵/۱۰.)
  4. بنده زر و سیم: مال دوست و بنده و برده زر و سیم ملعون است. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرموده: مَلعونٌ مَلعونٌ مَن عَبَدَ الدِّینارَ و الدِّرهَمَ؛ ملعون است ملعون ، کسى که بنده درهم و دینار باشد.( الخصال : ۱۲۹/۱۳۲.) و نیز می فرماید: لُعِنَ عَبدُ الدِّینارِ ، لُعِنَ عَبدُ الدِّرهَمِ ؛ بنده دینار لعنت شده است، بنده درهم لعنت شده است.( سنن الترمذی : ۴/۵۸۷/۲۳۷۵.)
  5. جامه زن پوشان: در روایت است: لَعَنَ رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله الرّجُلَ یَلبَسُ لِبسَهَ المَرأهِ ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ، مردى را که پوشش زنانه بپوشد، لعنت فرمود.( سنن أبی داوود : ۴/۶۰/۴۰۹۸.)
  6. مردنمایان: در روایت است: لَعَنَ رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله الرَّجْلَهَ مِن النِّساءِ ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ، زنان مردنما (مرد صفت) را لعنت کرد.( سنن أبی داوود : ۴/۶۰/۴۰۹۹.)
  7. جداکننده مادر و فرزند: در روایت است: لَعَنَ رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله مَن فَرَّقَ بَینَ الوالِدَهِ و وَلَدِها ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ، کسى را که میان مادر و فرزندش جدایى افکند، لعنت نمود.( سنن ابن ماجه: ۲/۷۵۶/۲۲۵۰.)
  8. قطع کننده درخت سدر: درخت سدر خاصیت زیادی دارد و باید محافظت شود. از این رو، برای حفظ درخت بریدن آن نادرست و برنده آن ملعون دانسته شده است: لَعَنَ رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله مَن قَطَعَ السِّدْرَ ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ، کسى را که درخت سدر را قطع کند، لعنت کرد.( سنن أبی داوود : ۴/۳۶۱/۵۲۴۱.)

۵۱ تا ۶۱: گروه های دهگانه: امام على علیه السلام می فرماید: لَعَنَ رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله عَشرَهً: آکِلَ الرِّبا ، و مُوکِلَهُ ، و شاهِدَیهِ ، و کاتِبَهُ ، و الواشِمَهَ، و المُستَوشِمَهَ لِلحُسنِ ، و مانِعَ الصَّدقَهِ ، و المُحَلِّلَ ، و المُحَلَّلَ لَهُ، و کانَ یَنهى عَنِ النَّوحِ و لَم یَقُلْ: لَعَنَ ؛ رسول خدا صلى الله علیه و آله ده نفر را لعنت فرمود: ربا خوار، ربا دهنده، گواهان بر [دادن و ستاندن ]ربا، ثبت کننده آن، زن خالکوب، و زنى که براى آرایش خود به خالکوب مراجعه کند، کسى که از دادن زکات خوددارى ورزد و محلّل .حدیث و کسى که محلّل گیرد. رسول خدا از نوحه گرى نهى مى فرمود، ولى تعبیر لعنت را درباره آن به کار نبرد.( کنز العمّال : ۱۴۵۶۰.) در روایت دیگر امام علی (ع) فرموده است: لَعَنَ رسولُ اللّهِ المُحَلِّلَ و المُحَلَّلَ لَهُ ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ، مُحلّل و محلّل گیرنده را لعنت کرد.( سنن ابن ماجه: ۱/۶۲۲/۱۹۳۵.) امام باقر علیه السلام می فرماید: پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود : لَعَنَ اللّهُ المُحَلِّلَ و المُحَلَّلَ لَهُ ، و مَن یُوالی غَیرَ مَوالِیهِ ، و مَنِ ادَّعى نَسَبا لا یُعرَفُ ، و المُتَشبِّهینَ مِن الرِّجالِ بالنِّساءِ ، و المُتَشبِّهاتِ مِن النِّساءِ بالرِّجالِ ، و مَن أحدَثَ حَدَثا فی الإسلامِ أو آوى مُحْدِثا ، و مَن قَتَلَ غَیرَ قاتِلِهِ أو ضَرَبَ غَیرَ ضاربِهِ ، و مَن لَعَنَ أبَوَیهِ فقالَ رجُلٌ : یا رسولَ اللّهِ ، أ یوجَدُ رجُلٌ یَلعَنُ أبَوَیهِ ؟! فقالَ : نَعَم ، یَلعَنُ آباءَ الرِّجالِ و اُمَّهاتِهِم ، فیَلعَنونَ أبَوَیهِ ؛ لعنت خدا بر مُحلّل و کسى که محلّل مى گیرد و بر کسى که خود را به غیر مولایش نسبت دهد و بر کسى که براى خود نسب نامعلومى مدّعى شود و بر مردان زن نما و زنان مردنما و بر کسى که در اسلام حادثه اى [قتل نفس ]یا بدعت پدید آورد یا حادثه آفرینى [قاتل یا بدعت گذار] را پناه دهد و بر کسى که غیر قاتل خود را بکشد یا کسى را بزند که او را نزده است و بر کسى که پدر و مادر خود را لعنت کند. عرض شد: اى رسول خدا! آیا کسى پیدا مى شود که والدین خود را لعنت کند؟ فرمود: آرى، پدر و مادر مردم را لعنت مى کند و آنها متقابلاً والدین او را لعنت مى کنند.( الکافی : ۸/۷۱/۲۷.)

  1. گوینده بی عمل: امام على علیه السلام می فرماید: لَعَنَ اللّهُ الآمِرینَ بالمَعروفِ التّارِکینَ لَهُ ، و النّاهِینَ عَنِ المُنکَرِ العامِلینَ بِهِ ؛ لعنت خدا بر کسانى که به خوبى ها فرا مى خوانند و خود به آنها عمل نمى کنند و بر کسانى که از زشتى ها باز مى دارند و خود آنها را به کار مى بندند.( نهج البلاغه : الخطبه ۱۲۹.)
  2. نگاه به فرج، خیانت : امام باقر علیه السلام فرموده است : لَعَنَ رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله مَن نَظَرَ إلى فَرجِ امرأهٍ لا تَحِلُّ لَهُ ، و رجُلاً خانَ أخاهُ فی امرأتِهِ ، و رجُلاً احْتاجَ النّاسُ إلَیهِ لِیُفَقِّهَهُم فسألَهُم الرِّشوَهَ ؛ رسول خدا صلى الله علیه و آله لعنت نمود کسى را که به شرمگاه زن نا محرم بنگرد و مردى را که به زنِ برادرِ[دینى ]خود خیانت ورزد و مردى را که مردم براى فهم دین خود به او نیاز پیدا کنند و او از آنان رشوه [و مزد ]طلب کند.( بحار الأنوار : ۱۰۳/۵۴/۲۸.)
  3. ستاره بین و کاه و ساحر و مغنی : امام صادق علیه السلام می فرماید: المُنَجِّمُ مَلعونٌ، و الکاهِنُ مَلعونٌ، و السّاحِرُ مَلعونٌ ، و المُغَنِّیَهُ مَلعونَهٌ ، و مَن آواها و آکِلُ کَسبِها مَلعونٌ ؛ منجّم و ستاره بینی، ملعون است. پیشگو، ملعون است. جادوگر، ملعون است. زن آوازه خوان، ملعون است و کسى که او را سر پناه دهد و از درآمد او امرار معاش کند ملعون است.( الخصال : ۲۹۷/۶۷.)

امام صادق علیه السلام فرموده است: قال رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله : إنّی لَعَنتُ سَبعَهً لَعَنَهُمُ اللّهُ و کُلُّ نَبیٍّ مُجابٍ قَبلی ، فقیلَ : و مَن هُم یا رسولَ اللّهِ ؟ فقالَ : الزّائدُ فی کِتابِ اللّهِ ، و المُکَذِّبُ بقَدَرِ اللّهِ ، و المُخالِفُ لِسُنَّتی ، و المُستَحِلُّ مِن عِترَتی ما حَرَّمَ اللّه ، و المُتَسلِّطُ بالجَبریَّهِ لیُعِزَّ مَن أذَلَّ اللّهُ و یُذِلَّ مَن أعَزَّ اللّهُ ، و المُستَأثِرُ علَى المُسلمینَ بفَیئهِم مُستَحِلاًّ لَهُ ، و المُحَرِّمُ ما أحَلَّ اللّهُ عَزَّ و جلَّ ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: من هفت گروه را لعنت کرده ام، که خدا و هر پیامبر مستجاب الدعوه اى پیش از من نیز آنها را لعنت کرده اند. عرض شد: آنها کیستند اى رسول خدا؟ فرمود: کسى که به کتاب خدا بیفزاید. کسى که تقدیر خدا را دروغ بداند. کسى که با سنّت و روش من مخالفت ورزد. کسى که از عترت و خاندان من آنچه را که خداوند حرام کرده است حلال شمارد. کسى که با توسّل به زور حکومت را به دست گیرد، تا کسى را که خدا خوارش گردانیده است عزیز گرداند و کسى را که خدا عزّت بخشیده است به ضعف و زبونى کشاند، و کسى که بیت المال مسلمانان را به انحصار خویش در آورد و آن را براى خود حلال شمرد و کسى که آنچه را خداوند عزّ و جلّ حلال کرده است، حرام گرداند.( بحار الأنوار : ۷۵/۳۳۹/۱۷.)

امام صادق علیه السلام می فرماید: مَلعونٌ مَلعونٌ مَن ضَرَبَ والِدَهُ أو والِدَتَهُ ، مَلعونٌ مَلعونٌ مَن عَقَّ والِدَیهِ ، مَلعونٌ مَلعونٌ مَن لَم یُوَقِّرِ المَسجِدَ ؛ ملعون است، ملعون کسى که پدر یا مادر خود را بزند، ملعون است، ملعون کسى که پدر و مادر خود را نافرمانى کند و آزارشان رساند، ملعون است، ملعون کسى که احترام مسجد را نگه ندارد.( کنز الفوائد : ۱/۱۵۰.)

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرماید : سَبعَهٌ لَعَنتُهُم و کُلُّ نَبیٍّ مُجابٍ : الزّائدُ فی کِتابِ اللّهِ، و المُکذِّبُ بقَدَرِ اللّهِ، و المُستَحِلُّ حُرمَهَ اللّهِ ، و المُستَحِلُّ مِن عِترَتی ما حَرَّمَ اللّهُ ، و التّارِکُ لِسُنَّتی ، و المُستَأثِرُ بالفَیءِ ، و المُتَجبِّرُ بِسُلطانِهِ لیُعِزَّ مَن أذَلَّ اللّهُ و یُذِلَّ مَن أعَزَّ اللّهُ ؛ هفت نفرند که من و هر پیامبر مستجاب الدعوه اى آنها را لعنت کرده ایم: کسى که به کتاب خدا بیفزاید. کسى که تقدیر خدا را تکذیب کند. کسى که حرام خدا را حلال شمارد. کسى که درباره عترت من آنچه را خدا حرام و محترم شمرده است حلال شمارد. کسى که سنّت مرا فرو گذارد. کسى که فیئ را به انحصار خود درآورد و کسى که در حکومت و قدرت خود گردنکشى کند، تا کسى را که خدا ذلیلش کرده عزیز گرداند و کسى را که خدا عزّتش بخشیده خوار سازد.( کنز العمّال : ۴۴۰۳۸.)