شاخص های مدیریت اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

مدیریت به معنای اداره کسی یا نهادی برای دست یابی به اهداف مورد نظر با کم ترین هزینه و بهترین روش، یک مهارت است که علم و هنر را به هم آمیخته است. مدیریت اسلامی، به معنای مدیریتی که جامعه اسلامی و امت اسلام را در مسیری اداره می کند تا به این شکل، اهداف متعالی اسلام در جامعه تحقق یابد. البته گاه سخن از مدیریت در اسلام و بیان شاخص های مدیریت یا مدیر بر اساس آموزه های اسلامی است؛ و گاه دیگر، سخن از مدیریت اسلامی به معنای تامین اهداف اسلام با مدیریتی مبتنی بر آن است. آن چه مد نظر نویسنده در این مطلب است، مدیریت اسلامی است نه مدیریت در اسلام و آموزه های آن؛ هر چند که به طور طبیعی وقتی شاخص های مدیریت اسلامی، مطرح می شود، شاخص های مدیریت در اسلام نیز مطرح خواهد شد؛ چرا که شاخص های مدیریت در اسلام ناظر به تامین شاخص های مدیریت اسلامی است؛ زیرا بر اساس شاخص های مدیریت در اسلام است که اسلام می تواند به شاخص های مدیریت اسلامی دست یابد و اهداف یک امت اسلام از طریق چنین مدیریتی تامین شود. نویسنده بر آن است تا شاخص های مدیریت اسلامی را بر اساس آموزه های اسلامی بیان کند تا معلوم شود که مدیریت امت اسلام می بایست بر اساس چه شاخص هایی امت اسلام را مدیریت کرده و به وسیله آن چه اهدافی را تحقق بخشد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ضرورت مدیریت اسلامی

واژه مدیریت از واژه «دور» گرفته شده است. این واژه در قرآن به معنای اصطلاحی مورد نظر به کار نرفته است، بلکه به همان معنای دور و دایره به کار رفته است. به عنوان نمونه خدا می فرماید: وَیُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِکِینَ وَالْمُشْرِکَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ دَائِرَهُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِیرًا؛ و تا مردان و زنان نفاق‏پیشه و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد برده‏ اند، عذاب کند. دایره بدی و بد زمانه بر آنان باد و خدا بر ایشان خشم نموده و لعتشان کرده و جهنم را براى آنان آماده گردانیده و چه بد سرانجامى است. (فتح، آیه ۶)

در جایی دیگر می فرماید: وَمِنَ الْأَعْرَابِ مَنْ یَتَّخِذُ مَا یُنْفِقُ مَغْرَمًا وَیَتَرَبَّصُ بِکُمُ الدَّوَائِرَ عَلَیْهِمْ دَائِرَهُ السَّوْءِ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ؛ و برخى از آن بادیه‏ نشینان کسانى هستند که آنچه را در راه خدا هزینه مى کنند خسارتى براى خود مى‏ دانند و براى شما گردش و دایره ای از پیشامدهاى بد انتظار مى ‏برند. دایره ای از پیشامد بد براى آنان خواهد بود و خدا شنواى داناست.(توبه ، آیه ۹۸)

و نیز می فرماید: فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسَارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِیبَنَا دَائِرَهٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نَادِمِینَ؛ مى ‏بینى کسانى که در دلهایشان بیمارى است در دوستى با آنان شتاب مى ‏ورزند مى‏ گویند مى‏ ترسیم به ما دایره ای از حادثه ناگوارى برسد. امید است‏ خدا از جانب خود فتح منظور یا امر دیگرى را پیش آورد تا در نتیجه آنان از آنچه در دل خود نهفته داشته‏ اند پشیمان گردند. (مائده، آیه ۵۲)

از این آیات به دست می آید که دایره در اصطلاح فرهنگ عربی – قرآنی، بیش تر به معنای پیشامدها و حوادثی است که دوره ای بر شخص یا جامعه وارد می شود و او را محاصره کرده و اجازه رهایی نمی دهد.

البته در فرهنگ قرآنی، واژگانی دیگر برای بیان معنای اصطلاحی پیش گفته مدیریت به کار رفته است که می توان به «قوامین»، «امام»، «ملک» و مانند آن ها اشاره کرد.

بر اساس تعریفی که از مدیریت بیان شد، مدیریت اسلامی، یک ضرورت بایسته است؛ زیرا اگر امت و اجتماع اسلامی، یک ضرورت است، به طور طبیعی نیاز به مدیریتی که بتواند اهداف امت اسلامی را تامین کند، لازم و ضروری است. از همین روست که خدا بر خلاف تصور برخی از اهل اسلام، نه تنها برای امت اسلام از همان آغاز مدیری قرار داد، بلکه استمرار مدیریت را از طریق خلفای معصوم الهی تامین کرده است. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، پیامبر(ص) تنها پیام رسان الهی نیست، بلکه دارای مقامات و مناصبی است که تامین کننده همان مفهوم مدیریت اسلامی است. آن حضرت(ص) در ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی و مانند آن ها مدیریت امت اسلام را به عهده داشت، به طوری که مراجعه به دیگران برای مدیریت این امور، مراجعه به طاغوت و خروج از ولایت الله دانسته شده است.(نساء، آیات ۵۹ و ۶۰؛ احزاب، آیه ۳۶ ؛ توبه، آیه ۸۱؛ و آیات دیگر)

خدا در آیات قرآنی به اشکال گوناگون بر ضرورت مدیریت اسلامی در راستای تحقق اهداف اسلام و امت اسلام تاکید کرده است. به نظر می رسد که دایره مدیریتی اسلامی محدود به مسلمانان نیست، بلکه باید به گونه ای مدیریت اسلامی سامان داده شود که شامل همه بشریت شود، هر چند تا مسلمانان به شکل مستقیم از این مدیریت بهره مند می شوند، اما دیگران نیز به اشکال گوناگون از این مدیریت اسلامی و فواید و آثار آن بهره مند خواهند شد. به عنوان نمونه بهره مندی همه بشریت از مدیریت اسلامی در آیه ۲۵ سوره حدید به روشنی بیان شده است؛ چنان که خدا می فرماید: لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ؛ به راستى ما پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم از مسلمان و غیر مسلمان به عدالت قسطی و انصاف برخیزند و آهن را که در آن براى مردم خطرى سخت و سودهایى است پدید آوردیم تا خدا معلوم بدارد چه کسى در نهان او و پیامبرانش را یارى مى ‏کند آرى خدا نیرومند شکست ناپذیر است.

پس از نظر قرآن، کتاب های الهی و رهبری پیامبران که مدیریت جوامع را به عهده داشتند، در راستای هدایت بشر به سوی عدالت قسطی و خیزش همگانی نسبت به سهم خواهی و مطالبه گری از حقوق خودشان است.

البته گاه لازم است تا مدیریت اسلامی در راستای اجرای عدالت قسطی و قیام به این هدف اساسی و مهم، به مقابله با ظالمان و مستکبرانی اقدام کنند که با ظلم و استکبار خویش، حقوق دیگر جوامع بشری غیر از امت اسلام را تضیع می کنند؛ چنان که خدا درباره مدیریت اسلامی نسبت به دیگر جوامع و امت های بشری می فرماید: وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیرًا ؛ و چرا شما در راه خدا و در راه نجات مردان و زنان و کودکان مستضعف نمى ‏جنگید همانان که مى‏ گویند پروردگارا ما را از این شهرى که مردمش ستم‏پیشه‏ اند بیرون ببر و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده و از نزد خویش یاورى براى ما تعیین فرما. (نساء، آیه ۷۵)

بنابراین، نه تنها از منظر آموزه های وحیانی قرآن، مدیریت اسلامی در محدوده امت اسلام و جغرافیایی سیاسی آن لازم و ضروری است، بلکه مدیریت اسلامی می بایست در فرامحدوده جغرافیایی اسلامی و سیاسی، نیز وارد شود تا دیگران از غیر مسلمانان نیز از این مدیریت اسلامی سود برند؛ زیرا این وظیفه الهی مدیریت اسلامی در قبال بشریت است. البته مدیریت اسلامی می بایست فراتر از این دایره عمل کنند؛ زیرا مدیریت اسلامی، در مقام خلافت الهی عمل می کند و می بایست خلیفه الله نه تنها از قرارگاه زمین به اوضاع و مسایل محیط زیستی توجه و اهتمام ورزد و به عمران و آبادانی زمین اهتمام ورزد(هود، آیه ۶۱)، بلکه باید دایره مدیریت اسلامی وی شامل غیر انسان ها از جنیان و حتی فرشتگان شود.(جن، آیات ۱ تا آخر ؛ بقره، آیات ۳۰ تا ۳۸)

خدا به صراحت به امت اسلام هشدار می دهد تا در امور خویش تحت مدیریت اسلامی منصوب از سوی خدا عمل و رفتار کنند تا به نتایج مطلوب در زندگی و اهداف امت دست یابند. به سخن دیگر، اصل رهبرى و مدیریّت اجتماعى و نیاز جامعه به آن، امرى پذیرفته شده و مسلّم، در نگاه وحى و قرآن است؛ از همین روست که خدا به صراحت می فرماید: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا کَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا حَتَّى یَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ أُولَئِکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوکَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ؛ جز این نیست که مؤمنان کسانى‏ اند که به خدا و پیامبرش گرویده‏ اند و هنگامى که با او بر سر کارى اجتماع کردند تا از وى کسب اجازه نکنند نمى ‏روند در حقیقت کسانى که از تو کسب اجازه مى کنند آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند پس چون براى برخى از کارهایشان از تو اجازه خواستند به هر کس از آنان که خواستى اجازه ده و برایشان آمرزش بخواه که خدا آمرزنده مهربان است. (نور، آیه ۶۲)

از نظر قرآن، امت اسلام باید در امور خویش به مدیریت اسلامی مراجعه کنند و بر اساس آن عمل و رفتار کنند و احکام مدیریت اسلامی در حقیقت فصل الخطاب در زندگی امت اسلام است؛ چنان که خدا می فرماید: وَشَدَدْنَا مُلْکَهُ وَآتَیْنَاهُ الْحِکْمَهَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ؛ و پادشاهیش را استوار کردیم و او را حکمت و کلام فیصله‏ دهنده عطا کردیم. (ص، آیه ۲۰) بنابراین، مدیریت اسلامی، نه تنها ضروری است، بلکه لازم است تا امت اسلام برای هر امری از امور خویش بر اساس آن مدیریت عمل و رفتار کنند و هر گونه تخطی از آن گناه و بلکه به عنوان بغی(مائده، آیه ۵۰) و تخلف جرم قانونی و پیامدهای حقوقی به دنبال دارد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مدیریت از مصادیق ولایت الهی است که تنها خاص خدا و مظاهر ایشان به عنوان خلفای الهی و منصوبان از سوی ایشان است. خدا می فرماید: إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ؛ وَمَنْ یَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ؛ ولى شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آورده‏ اند همان کسانى که نماز برپا مى دارند و در حال رکوع زکات مى‏ دهند؛ و هر کس خدا و پیامبر او و کسانى را که ایمان آورده‏ اند ولى خود بداند پیروز است چرا که حزب خدا همان پیروزمندانند. (مائده، آیات ۵۵ و ۵۶)

براساس این آیات و آیات دیگر قرآن، غیر از ایشان، دیگران حتی از مسلمانان و مومنان براى ولایت و مدیریّت جامعه ایمانى، شایستگی ندارند و نمی توانند در مناصب مدیریتی قرار گیرند(آل عمران، آیات ۲۸ و ۱۴۹ و ۱۵۰)؛ زیرا مدیریت، ولایت است که خدا برای غیر مسلمان ولایتی قرار نداده است ؛ چه رسد که کافران و غیر مسلمان بر امت اسلام، مدیریت پیدا کنند؛ چرا که خدا می فرماید: وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا؛ خداوند هرگز بر زیان مؤمنان براى کافران راه تسلطى قرار نداده است. (نساء، آیه ۱۴۱)

شاخص های مدیریت اسلامی

با نگاهی به آن چه گذشت می توان برخی از شاخص های اساسی و مهم مدیریت اسلامی را دریافت. در این شاخص ها که بر گرفته از اهداف متعالی اسلام تعریف شده، هدف آن است تا مدیر یا مدیران اسلامی به گونه ای عمل کنند که اهداف متعالی اسلام برآورده و تامین شود. چنان که گفته شد این اهداف در قالب خلافت الهی انسان برای مدیریت اسلامی تعریف و تبیین شده که به طور طبیعی دایره آن فراتر از امت اسلام شامل همه انسان ها و بشریت و حتی جنیان و فرشتگان بلکه حتی محیط زیستی گیاهی و جانوری و مانند آن ها می شود؛ زیرا از آن جایی که طبیعت جهان مادی به سوی فساد و تباهی گرایش دارد، نیازمند اصلاحات دایمی است که با مدیریت اسلامی در چارچوب شریعت اسلام تامین شدنی است؛ در غیر این صورت حتی محیط زیست زمینی گرفتار فساد و تباهی می شود و امکان بهره مندی از چیزها به شکل صحیح و درست و مناسب از دست می رود؛ چنان که خدا به صراحت بیان کرده به سبب مدیریت غیراسلامی، فساد و تباهی در محیط زیست بشری در زمین پدیدار شده است.(روم، آیه ۴۱)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مهم ترین و اصلی ترین اهداف که شاخص های یک مدیریت اسلامی است، اموری است که شامل موارد زیر می شود:

  1. امامت: از مهم ترین شاخص های مدیریت اسلامی آن است که جامعه را امامت کند و به سوی اهداف متعالی اسلام و امت اسلام هدایت و رهنمون کند. از نظر قرآن، امت اسلام باید خواهان چنین مدیریتی باشند و از خدا نیز بخواهند زمینه چنین مدیریتی در جامعه فراهم آید حتی اگر این مدیریت برای خود شخص باشد، چنین درخواستی هیچ مشکلی ندارد؛ زیرا آن چه اصل است، شایسته سالاری است و اگر کسی شایسته این مقام باشد، باید خود را برای چنین مدیریتی به امت اسلام معرفی کند. این که شخص بخواهد امام المتقین باشد چیزی جز درخواست شایستگی و صلاحیت از خدا برای مدیریت امت اسلام نیست؛ زیرا در سایه چنین مدیریتی است که اهداف متعالی امت تحقق می یابد.(فرقان، آیه ۷۴) جالب این است که حضرت یوسف(ع) با توجه به شایستگی های الهی خویش، درخواست امامت و مدیریت اسلامی جامعه مصر را می کند و از شاه می خواهد تا او را به عنوان مدیریت انتخاب و در این منصب قرار دهد.(یوسف، آیه ۵۵)
  2. قوامیت اجتماع: از دیگر شاخص های مهم مدیریت اسلامی، قوامیت مدیریت اسلامی برای امت اسلام است. به این معنا که مدیر می بایست خود دارای قوامیت باشد تا امت بتواند به او تکیه کند و در مسیر کمالی و اهداف متعالی حرکت و رشد کند. به سخن دیگر، همان طوری که گفته شد، بیان شاخص های مدیریت اسلامی به گونه بیان شاخص های مدیر در اسلام نیز است؛ زیرا اگر مدیریت اسلامی در راستای تحقق اهداف متعالی اسلام از جمله عدالت قسطی، تعلیم و تزکیه، اقامه نماز، ایتاء زکات(حج، آیات ۴۰ و ۴۱)، آبادانی و استعمار زمین(هود، آیه ۶۱)، تامین امنیت و آرامش، تامین آسایش و رفاه، دفاع از مظلوم، دفاع از مستضعف، جنگ و دفع ظالم و مستکبر(نساء، آیه ۷۵) و مانند آن ها است، به طور طبیعی باید خود مدیر چنین مدیریتی از چنین شاخص های در تن و روان و فکر وعمل برخوردار باشد تا بتواند این اهداف مدیریت اسلامی را برآورده سازد. بر همین اساس وقتی از شاخص امامت یا قوامیت سخن به میان می آید، مراد آن است که مدیر باید خود امام یا قوام باشد تا بتواند این شاخص ها را در مدیریت تحقق بخشد. از نظر قرآن، مدیریتی می تواند اهداف متعالی مدیریت اسلامی را برآورده سازد که خود دارای قوامیت بخشد و دیگران به او تکیه کنند؛ چنان که در مدیریت خانواده، این مردان به عنوان «قوامون» مطرح شده اند که زن و فرزند بر آن تکیه می کند و اهداف آرامشی و آسایشی خانواده این گونه تامین می شود. (نساء، آیه ۳۴) پس از شاخص های مدیریت اسلامی آن است که تامین کننده قوامیت به این معنا باشد و اگر مدیریت اسلامی نتواند جامعه را به قوامیت برساند تا بر سر پا خود بیایستد و دیگر جوامع به آن تکیه کنند، چنین مدیریتی خلاف مدیریت اسلامی حرکت و سامان یافته است. اقتصاد مقاومتی و استقلال سیاسی و فرهنگی و مانند آن ها همه مرهون فراهم آمدن قوامیت در مدیریت اسلامی است که بی آن شاخص مدیریت اسلامی تحقق نمی یابد. از همین روست که خدا بارها در آیات قرآنی از قوامیت در مدیریت اسلامی در اشکال گوناگون سخن گفته است. (نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸)
  3. قسط: دیگر شاخص مدیریت اسلامی، تقحق قسط در ساختار مدیریت اسلامی است. قسط به معنای دادن سهم هر کسی است. از نظر قرآن، مدیریت اسلامی نه تنها باید قیام به قسط داشته باشد، بلکه چنان که در قرآن آمده، باید قوامین بالقسط باشد؛ به این معنا که هویت ذاتی مدیریت اسلامی را قیام به قسط تشکیل دهد و به هیچ وجه خلاف قسط عمل نکند. خدا می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید قوامین به قسط باشید(نساء، آیه ۱۳۵) و هم چنین می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ای کسانی که ایمان آوردید برای خدا قوامین باشد و بر قسط گواه باشید.(مائده، آیه ۸) پس اگر جامعه و امت اسلام باید این گونه باشد، به طریق اولویت باید گفت که مدیریت اسلامی می بایست بر اساس این شاخص عمل و رفتار کند؛ زیرا اگر چنین رفتاری نداشته باشد، از اسلام خارج و داخل در کفر می شوند؛ زیرا بر اساس آیات قرآنی، انسان یا مسلمان مقسط است یا کافر قاسط. خدا می فرماید: وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَئِکَ تَحَرَّوْا رَشَدًا ؛ و از میان ما برخى مسلمان و برخى از ما قاسط و سهم خوار هستند. پس کسانى که به مسلمان و فرمانبردار هستند آنان در جستجوى راه درستند. (جن، آیه ۱۴) براساس صنعت احتباک خدا می فرماید که قاسط و سهم خوار مسلمان نیست، بنابراین، مقسط یعنی سهم دهندگان مسلمان هستند. پس باید گفت مدیریتی که به قسط قیام بلکه قوامین بالقسط نیست، اصلا مدیریت اسلامی نیست.
  4. عدالت: شاخص دیگر مدیریت اسلامی، عدالت محوری است؛ زیرا قسط از زیر مجموعه های عدالت است؛ چرا که عدالت به معنای اعطای حق هر صاحب حق و قراردادن هرچیزی در جای مناسب حق آن است که خدا تعیین می کند. بر این اساس، قسط یعنی دادن سهم هر کسی که خدا تعیین کرده از مصادیق عدالت است. از نظر قرآن، هر گونه پیروی از هواهای نفسانی به معنای خروج از عدالت است؛ زیرا به جای آن که حق هر چیزی داده شود، تنها به خواهش های نفسانی توجه می شود.(نساء، آیه ۱۳۵) هم چنین از نظر قرآن، اگر شاخص کرامت اکتسابی انسان، تقوای الهی است(حجرات، آیه ۱۳) از مهم ترین مصادیق تقوای الهی، عدالت است؛ زیرا عدالت به معنای اعطای صاحب هر حقی و قراردادن چیزها در جای حق الهی آن است. به طور طبیعی عدالت اقرب مصادیق به تقوا خواهد بود. خدا می فرماید: أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید براى خدا به عدالت قسطی برخیزید و به عدالت‏ قسطی شهادت دهید و البته نباید دشمنى گروهى شما را بر آن دارد که عدالت نکنید. عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است و از خدا پروا دارید که خدا به آنچه انجام مى‏ دهید آگاه است. (مائده ، آیه ۸)
  5. وسطیت: وسطیت از دیگر شاخص های مدیریت اسلامی است. خدا می فرماید: وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا؛ و بدین گونه شما را امتى میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد.(بقره، آیه ۱۴۳) بنابراین، همان طوری که امت اسلام با وسطیت و میانه روی شاخصی برای امت های دیگر است، مدیریت اسلامی با چنین شیوه ای از دیگر مدیریت های غیر اسلامی تمایز داده می شود. بنابراین، رهبری و امام امت باید با چنین محوریت و شاخصی مدیریت اسلامی را به نمایش گذارد.
  6. گواهان الهی برای خدا و قسط: شهادت برای خدا و شهادت برای عدالت قسطی از دیگر شاخص های مدیریت اسلامی است؛ زیرا بدون این اصول، نمی توان از مدیریت اسلامی سخن گفت. مدیریت اسلامی با چنین شاخص هایی تحقق می یابد و خودنمایی می کند. از نظر قران، همان طوری که امت اسلام می بایست برای خدا به قسط قیام کند و قوامین بالقسط باشد، هم چنین باید شاهدان وگواهانی برای خدا علیه امت های دیگر باشند. این امر در مدیریت اسلامی می بایست به شکل روشنی خودنمایی کند.(نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸) به سخن دیگر، با چنین شاخص هایی در مدیریت اسلامی است که اهداف متعالی اسلام از جمله امر به معروف و نهی از منکر و اقامه زکات و نماز و امنیت و مانند آن ها تحقق می یابد وانسان متاله در مقام خلافت ربوبی قرار می گیرد و به اصلاح امور هستی از جمله محیط زیست می پردازد.
  7. تزکیه و تقوای الهی: محوریت تزکیه و تقوای الهی در همه امور از مهم ترین شاخص های مدیریت اسلامی است که در کنار تعلیم بارها در آیات قرآنی بیان شده است. اصولا از نظر قرآن، امام باید خود امام المتقین باشد چنان که گفته شد. هم چنین مدیر و رهبر می بایست از جایگاه و تعلیم و تزکیه برخوردار باشد.(بقره، آیات۱۲۹ و ۱۵۱؛ جمعه، آیه ۲؛ آل عمران، آیه ۱۶۴؛ توبه، آیه ۱۰۳)
  8. شوری و مشورت: از دیگر شاخص های مدیریت اسلامی ، شوری و مشورت است که در آیات قرآنی بر آن تاکید شده تا این گونه از هر گونه استبداد جلوگیری شده وامکان بهره مندی از عقول دیگران فراهم آید.(شوری، آیات ۳۶ و ۳۸)
  9. تقویت مدیریت با وزارت: از دیگر شاخص های مدیریت اسلامی آن است که مدیریت با استفاده از ظرفیت های دیگران و بهره گیری از شایسته سالاری تلاش می کند نه تنها نقاط ضعف مدیریت را جبران، بلکه در تقویت مدیریت بهره گیرد؛ چنان که حضرت موسی(ع) با بهره گیری از وزارت هارون(ع) به این مقاصد دست یافت.(طه، آیات ۲۴ تا ۳۲)
  10. نظارت و مدیریت مستقیم: از دیگر شاخص های مدیریت اسلامی، نظارت و مدیریت مستقیم است.(کهف، آیات ۹۴ تا ۹۷؛ نمل، آیات ۱۷ تا ۲۰)
  11. مدیریت مردمی: در مدیریت اسلامی، واگذاری امور به مردم همراه با نظارت دقیق یک شاخص مهم و اساسی است که بارها از سوی قرآن و اعمال پیامبران مورد تاکید قرار گرفته است.(کهف، آیات ۸۳ تا ۸۶)
  12. خویشتن داری و صبر: از دیگر شاخص های مدیریت اسلامی، خویشتن داری و صبر همراه با احتیاط در تصمیم گیری و دیگر امور مهم است.(نمل، آیات ۱۷ تا ۲۰)
  13. قوت و قدرت درست: از دیگر شاخص های مدیریت اسلامی، بهره گیری از قوت برای اجرای مقتدرانه برنامه ها و سیاست ها در راستای تحقق اهداف است.(بقره، آیه ۲۴۷؛ نمل، آیات ۱۷ تا ۴۰؛ کهف، آیات ۸۲ تا ۸۶ و آیات دیگر)
  14. جلوگیری از مدیریت ناسالم و ضعیف: از دیگر شاخص های مدیریت اسلامی، مدیریت سالم و قوی و جلوگیری و اجتناب از هر گونه مدیریت ناسالم و ضعیف است که همراه با ظلم و تردید و به دور از دقت و نظارت دقیق باشد.(نمل، آیات ۱۷ تا ۲۰؛ انعام، آیه ۱۲۹ و آیات دیگر)
  15. دانایی و توانایی: محورهای دانایی و توانایی از دیگر شاخص های اساسی و اصلی در مدیریت اسلامی است که بارها در آیات قرآن مورد تاکید قرار گرفته است.(بقره، آیه ۲۴۷؛ یوسف، آیه ۵۵ و آیات دیگر)

در آیات قرآنی شاخص های دیگری نیز بیان شده است اما از ان جایی که بیان همه از حوصله این مقال بیرون است به همین میزان بسنده می شود.