شاخص های قرآنی پیشرفت و توسعه

بسم الله الرحمن الرحیم

گفتمان حاکم بر جهان معاصر، گفتمان اومانیستی است که یا خدا در آن نیست، یا اگر خدایی است،‌ از پروردگاری و ربوبیت او خبری نیست، بلکه همانند معتزله قایل به تفویض امور به بشر هستند و با تکیه بر عقل و عقلانیت بشری و ابزاری می خواهند جهانی آرمانی بسازند که پایان تاریخ آن با لیبرال دمکراسی رقم خورده است. در چنین جهانی شاخص هایی که برای فلسفه زندگی و سبک زندگی آرمانی و مطلوب ارایه می شود، بر اساس فلسفه اومانیسم و عقلانیت ابزاری با محوریت دنیاگرایی و مادیگرایی است که معنویت و فرهنگ در حاشیه تنها برای بزک و آراستن دنیا به کار می آید.

در حالی که گفتمان اسلامی، بر پایه اصولی اساسی چون مالکیت و ربوبیت و حکمت خدا و در چارچوب قوانین شریعت الهی، سبک زندگی خاصی را تعریف می کند که شاخص های آن با گفتمان اومانیستی و غیر اسلامی تفاوت فاحش دارد. مشکل اساسی این است که جامعه اسلامی چون ایران همان شاخص های غیراسلامی به عنوان شاخص های بین المللی پیشرفت و توسعه از سوی دستگاه و نهادهای جمهوری اسلامی پذیرفته و سبک زندگی مردم هدایت، مدیریت و مهار می شود. در حقیقت مهندسی غربی است که سبک مردم را مدیریت می کند و اسلام تنها درحاشیه برای توجیه و آراستن مورد استفاده قرار می گیرد. این گونه است که تضاد در رفتار مسلمانان به طور کامل مشهود است و آن چه در حکمت نظری و عقلی باور دارند،‌ در مقام عمل خلاف آن را انجام می دهند و هیچ عزم و ارای جدی و قوی برای اسلامی کردن شاخص ها وجود ندارد. نویسنده با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا بخشی از مهم ترین مبانی و شاخص های قرآنی پیشرفت و توسعه را بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مفهوم و اصطلاح شناسی پیشرفت و توسعه

پیشرفت در این جا براساس آموزه های قرآنی ناظر به کیفیت است که از آن به رشد تعبیر می شود. توسعه به معنای وسعت بخشی ناظر به کمیت و فراگیری است.

در فرهنگ غربی،‌ واژه توسعه (development) جایگزین واژه رشد (growth) شده است. ”توسعه و پیشرفت“ در لغت غربی به معنای رشد تدریجی در جهت پیشرفته‌ترشدن، قدرتمندترشدن و حتی بزرگ‌ترشدن است. (فرهنگ لغات آکسفورد، ۲۰۰۱).

البته واژه رشد در فرهنگ قرآنی به معناى هدایت یافتن به خیر و صلاح، و ضدّ غىّ است.( التّحقیق، ج ۴، ص ۱۲۳، «رشد») و در امور دنیوى و اخروى استعمال مى شود(مفردات، ص ۳۵۴، «رشد»)، و در اصطلاح فقهى، داشتن عقل و توانایى بر اصلاح مال است.( التّبیان، ج ۳، ص ۱۱۷)

انسان رشید از نظر قرآن کسی است که از نظر کمالات به چنان جایی رسیده است که از نظر حکمت نظری و عملی یعنی در حوزه دانشی و ارادی به کمال است. از این روست که خداوند رشید را دارای تسلیم در برابر خدا(احقاف، آیه ۱۵)، تقوا(هود، آیه ۷۸) رعایت کننده حریم و حقوق دیگران(انبیاء، آیه ۵۱) و مانند آن می داند. پس شخص به جایی می رسد که از نظر عقلی درک درستی از حقایق هستی به ویژه حقانیت خداوند داشته و از سوی دیگر بر نفس خود مسلط شده و حقوق همه قوای نفسانی را ادا کرده و حقوق دیگران را به عدالت و انصاف مراعات می کند.

بر این مبنا اگر این رشد و پیشرفت نسبت به جامعه باشد،‌ باید گفت که همین شاخص ها را نیز می توان در آن یافت. به این معنا جامعه رشید و رشد یافته، جامعه ای تسلیم در برابر شریعت الهی و قوانین،‌ حافظ ارزش ها، عامل به خوبی ها، برپاکننده عدالت و انصاف و مراعات کننده حقوق دیگران است.

مبانی قرآنی پیشرفت و توسعه

تبیین و تعیین شاخص های پیشرفت و توسعه اسلامی نیازمند آن است که مبانی قرآنی پیشرفت و توسعه شناخته و دانسته شود. بنابراین لازم است که با مراجعه به آیات قرآنی که اهداف آفرینش و فلسفه خلقت انسان را بیان کرده است، مبانی پیشرفت و توسعه به دست آید.

خداوند در آیات قرآنی چندین فلسفه و هدف و حکمت برای خلقت و آفرینش انسان بیان کرده است که عبارتند از:

  1. عبودیت: خداوند در آیه ۵۶ سوره ذاریات هدف خلقت و آفرینش انسان و جنیان را بندگی و عبودیت انسان در برابر خداوند دانسته است.
  2. تقوا: از آیه ۲۱ سوره بقره و آیات دیگر به دست می آید که یکی از اهداف خلقت انسان،‌دست یابی به تقوای الهی است. البته از آیاتی دیگر چون ۱۲۹ و ۱۵۱ سوره بقره و ۱۶۴ سوره آل عمران و ۲ سوره جمعه به دست می آید که این تقوا در ساختاری تحصیل می شود که از آن به نظام تربیتی و تزکیه یاد شده است.
  3. علم: آیه ۱۲ سوره طلاق می فرماید که هدف خلقت و آفرینش انسان، دست یابی انسان به دانشی درباره قدرت خداوند است. از آیات قرآنی این معنا به دست می آید که این علم در ساختار تعلیم الهی که از سوی پیامبران صورت می گیرد به دست خواهد آمد. از این روست که مساله تعلیم خدا و پیامبران در کسب این دانش نقش اساسی دارد.(بقره، آیات ۱۲۹ و ۱۵۱؛ آل عمران ، آیه ۱۶۴؛ جمعه، آیه ۲)
  4. امتحان و ابتلاء: از دیگر اهدافی که برای خلقت انسان بیان شده است، علم فعلی خداوند به انسان بر اساس آزمون و ابتلاء است. (ملک، آیه ۲) به این معنا که انسان در دنیا مورد آزمون قرار می گیرد تا وضعیت هر کسی برای ابدیت معلوم خداوند شود. این علم چون از مقام فعل الهی است،‌ متوقف بر عملکرد معلوم یعنی انسان است. از این رو،‌ با علم ذاتی خداوند که ضد و نقیض ندارد،‌ تفاوت دارد.
  5. عدالت: از آیه ۲۵ سوره حدید این معنا به دست می آید که عدالت فراگیر و توسعه یافته به همه انسان ها در همه ابعاد آن به ویژه عدالت قسطی به عنوان هدف خلقت و آفرینش معرفی شده است. به این معنا که مردم به جایگاهی از علم و عمل برسند که هر کسی سهم خواهانه مطالبه گر حق و حقوق خود از نعمت الهی باشد و سهم خود را از زندگی بطلبد و برای تحقق آن قیام کند و مبارزه نماید.
  6. رحمت الهی: از دیگر اهدافی که در آیات قرآنی برای خلقت انسان بیان شده است رحمت خداوند به انسان است.(هود، آیات ۱۱۸ و ۱۱۹)
  7. خلافت الهی: خداوند در آیه ۳۰ سوره بقره هدف خلقت انسان و جعل او را به عهده گرفتن مسئولیت خلافت در زمین دانسته است.
  8. آبادانی زمین: از آیه ۶۱ سوره هود به دست می آید که یکی از اهداف خلقت انسان، آبادانی و استعمار زمین توسط انسان است.

از این آیات به خوبی روشن شده است که هدف و حکمت خلقت انسان، اهداف مشخص و معینی است که انسان می بایست در زندگی دنیا آن را فلسفه زیست خود قرار داده و سبک زندگی خود را نیز به گونه ای سامان دهد که این اهداف تامین و تحقق یابد.

البته برخی از این اهداف به عنوان اهداف مقدمی و بستر ساز هستند و برخی دیگر اهداف میانی و برخی دیگر نیز اهداف غایی هستند. بنابراین همه این اهداف در یک سطح و مرتبه نیستند، بلکه تفاوت هایی از نظر رتبه و سطح دارند. به عنوان نمونه عبادت هم می تواند مقدمه ای معرفت و علم انسان باشد و هم می تواند غایت نهایی و تمام باشد؛ زیرا عبادت و بندگی یعنی پذیرش ربوبیت الهی و عمل بر اساس فرمان های خداوندی زمینه ساز تزکیه و تقوا و کسب علم تقوایی(بقره، آیه ۲۸۲)، و خدایی شدن(بقره، آیه ۱۳۸) و دست یابی به مقام ربانی و مظهریت در ربوبیت الهی(آل عمران، آیه ۷۹) به عنوان خلیفه خداوندی (بقره، آیه ۳۰) و جواز تصرف کامل در جهان برای استعمار و رسانیدن هر چیزی به کمال بایسته وشایسته آن ها(هود، آیه ۶۱) در چارچوب عدالت فراگیر یعنی وضع هر چیزی در جای مناسب آن هاست.(حدید، آیه ۲۵)

پس بر اساس آموزه های قرآنی، انسان می بایست با چنین فلسفه ای زندگی خود را سامان دهد و رشد و پیشرفت و توسعه را در چنین چارچوبی سیاست گذاری و برنامه ریزی کند. این گونه است که شاخص های خاصی را می بایست انتخاب کند تا بر اساس آن بداند که در هر حوزه ای چه اندازه از نظر فردی و جمعی و اجتماعی رشد و پیشرفت کرده و چه میزان توانسته است دامنه آن را توسعه داده و دیگران را تحت این شاخص ها در آورد و به سمت این فلسفه زندگی هدایت و رهنمون سازد.

شاخص های انسانی و غیرانسانی رشد و توسعه

با نگاهی به آموزه های قرآنی می توان در چارچوب فلسفه زیستی که تعیین و تعریف کرده، شاخص هایی را برای همه ابعاد زندگی بشر پیدا کرد. این شاخص ها و معیارها به انسان نشان می دهد تا راه خود را یافته و میزان رشد کیفی و کمی خود را در تحقق آن ارزیابی و آسیب شناسی کند.

شاخص هایی که قرآنی برای رشد و توسعه بیان می کند شامل حوزه های انسانی و غیر انسانی است. به این معنا که هم به شاخص های رشد و توسعه انسانی توجه شده و هم به شاخص های رشد و توسعه غیر انسانی که مرتبط با حوزه خلافت و ربوبیت انسان در جهان به عنوان خلیفه و عمران گر و آباد کننده است.

شاخص ها و معیارهای انسانی شامل حوزه های فردی و اجتماعی از یک سو و هم چنین حوزه های فکری،‌ فرهنگی، بهداشتی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، قضایی و مانند آن از سوی دیگر بوده و علم و عمل آدمی را در همه ابعاد زندگی بر می گیرد.

نکته کلیدی و اساسی در این شاخص ها این است که دنیا در آن تنها به عنوان مقدمه برای یک زندگی جاودانه ابدی ملاحظه شده است و هرگز اهمیت آن در حدی نیست که اصالت اخروی فدا شود؛ چرا که دنیا به عنوان مزرعه و کشتزاری است که در آخرت محصول آن درو و جمع آوری می شود.

از نظر آموزه های قرآنی رشد و پیشرفت هر چند که از خود فرد و امری درونی و شخصی است،‌ ولی هماره ناظر به بیرون و جامعه خواهد بود. بنابراین هماره رشد و پیشرفت در فرد می بایست با رشد و پیشرفت در جامعه مورد سنجش قرار گیرد و توسعه کمی آن نیز مورد ملاحظه باشد.(هود، آیه ۱۶، سوره عصر و آیات دیگر) چرا که در نظام قرآنی، راه نجات از خسران و زیان ابدی تنها به رشد و پیشرفت درونی با ایمان و عمل صالح و توسعه این رشد و پیشرفت در جامعه از طریق امر به معروف و نهی از منکر و تعلیم و تزکیه دیگران است.(همان آیات و نیز حدید، آیه ۲۵؛ آل عمران، آیه ۱۱۴؛‌توبه، آیه ۷۱)

از این روست که خداوند در آیاتی از جمله آیه ۶ سوره تحریم می فرماید که همزمان با تقوا پیشه گری شخصی و فردی، در اندیشه آن باشید که خانواده خود را نیز از آتش دوزخ و خسران ابدی دور نگه دارید. این دایره هر زمانی که تقوای فردی افزایش می یابد توسعه و گسترده تر می شود و دامنه آن خویشاوندان و سپس قوم و در نهایت جهان را در بر می گیرد. البته این فرایند را در پیشرفت و توسعه خود اسلام از طریق دعوت به آن نیز می توان رد گیری کرد که پیامبر(ص) نخست مامور می شود خویشان و سپس قوم و آن گاه بشریت را در طول و عرض تاریخ تا قیامت دعوت نماید. پس دعوت ایشان نخست از اهل و خویش سپس عشیره و آن گاه همه بشریت از حال تا آینده از کسانی است که اسلام به آنان می رسد.(شعراء، آیه ۲۱۴؛ فرقان،‌آیه ۱؛ انعام، آیه ۱۹؛‌توبه ، آیه ۲۸؛ اعراف، آیه ۱۵۸)

شاخص های انسانی رشد و توسعه

شاخص توسعهٔ انسانی (در زبان انگلیسی: Human Development Index به صورت خلاصه شده: HDI)، شاخصی ترکیبی است برای سنجیدن موفقیت در هر کشور، در سه معیار پایه از توسعه انسانی: زندگی طولانی و سالم، دسترسی به دانش و معرفت و سطح زندگی مناسب. این شاخص هر چند به شکل عقلانی و زیبا و جذاب سامان داده شده است، ولی به یک معنا تنها بر اساس فلسفه اومانیستی و دنیاگرایانه و مادیگرایانه سامان یافته است و نمی تواند اهداف و فلسفه آفرینش انسان بر اساس آموزه های اسلامی و قرآنی را تامین کند. بنابراین سبک غربی که برای زندگی تعریف می شود نارسا و ناتمام و محدود به زندگی مادی دنیوی است. آنان در شیوه های مختلف بر آن هستند تا شاخص هایی را معرفی نمایند که جنبه حیوانی و مادی و دنیوی زندگی انسانی را تامین می کند.

اما شاخص های انسانی رشد و توسعه که قرآن بر اساس فلسفه خلقت و آفرینش انسان در نظر گرفته است، سبک خاصی از زندگی را ارایه می دهد که سبک اسلامی نامیده می شود.

شاخص های انسانی در حوزه فردی و اجتماعی بیان شده است. بنابراین می بایست این دو حوزه را شناخت و معیارها آن را دانست و بر اساس آن آموزش و پرورش و سنجش و آسیب شناسی صورت گیرد.

الف : شاخص های فردی

  1. تزکیه و تقوا و خودسازی: نخستین شاخص رشد و پیشرفت در جامعه اسلامی کسب تقوا و خودسازی و تزکیه نفس است. بنابراین،‌ جامعه اسلامی می بایست از نظر شاخص های فضایل باطنی و اخلاقی در حدی از کمال باشد که فضایل عقلانی و شرعی و عرفی در افراد آن به روشنی نموار باشد. عدالت و اعتدال در شخصیت فرد و تعادل به گونه ای باشد که هر یک از قوای نفسانی او به کمال برسد و از سوی برخی از قوای به ویژه شهوت و غضب ظلمی به نفس امانی انسان که خداوند مالک آن است نرسد.(شعراء، آیه ۲۱۴، جمعه ، آیه ۲ ، بقره، آیه ۵۷؛ و آیات بسیار دیگر) تزکیه نفس ناظر به تخلیه نفس از رذایل و پستی های درونی و زشتی هاست. از این شاخص در آموزه های اسلامی به جهاد اکبر تعبیر شده است.
  2. علم و دانش و معرفت: دومین شاخص رشد و توسعه در جامعه اسلامی، دانش و علم است. انسان ها می بایست به علمی دست یابند که حقایق هستی برای آنان آشکار شود و فلسفه زندگی و هدف خلقت و آفرینش را بدانند و وظایف و تکالیف خود را نسبت به آن دانسته و شناخت کامل و تمامی داشته باشند. از آموزه های قرآنی به دست می آید که هر انسانی از طریق الهامات درونی و فطری چنین شناخت و دانشی را داشته و می تواند به شکل تفصیلی کسب کند.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) هم چنین در این راه تقوا و تزکیه نفس می تواند بسیار نقش داشته باشد؛‌ زیرا علوم الهی را در این باره برای او شدنی می کند.(بقره، آیه ۲۸۲؛ انفال، آیه ۲۹ و آیات دیگر)
  3. محاسن و مکارم اخلاقی: هر انسانی در چارچوب فلسفه اسلامی زندگی می بایست در کسب محاسن و مکارم اخلاقی بکوشد و اسمای الهی سرشته در ذات خویش را با عبادت فعلیت و ظهور بخشد. هر چه انسان در مسیر خلقت باشد و از آن انحراف و کژی پیدا نکند و در صراط مستقیم انسانیت گام بردارد، از نظر حسن خلق به تمامیت نزدیک تر می شود. این گونه است که از حسن به احسن و از محاسن به مکارم می رسد. پس در ذات خویش خود صورت انسانی از خدا را به نمایش می گذارد و همه فضایل اخلاقی در کمال و تمام خود دارا می شود. پیامبر(ص) در کلامی گویا و رسا درباره فلسفه بعثت خود می فرماید: انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛‌ من برای اتمام مکارم اخلاقی فرستاده شده ام. پس ماموریت یک مسلمان این است که مکارم اخلاقی از آموزه های اسلامی بگیرد و بدان عمل کند و خود را در اوج مکارم اخلاقی قرار دهد. این بخش از رفتار ناظر به تجلیه است ، به این معنا که شخص پس از تزکیه و تخلیه خود از پستی ها و رذایل اخلاقی ، گام تجلیه را بردارد و خود را متخلق به اخلاق نیک کند و هنجارها و ارزش ها را در خود زنده و تقویت کند. شاخص هایی که می توان بر اساس آن این امور را شناسایی و ردگیری کرد عبارتند از اموری چون خوش خویی، خوش رویی،‌ ایثار، احسان،‌ کرامت و مانند آن است.

ب: شاخص های اجتماعی

  1. تزکیه : از مسئولیت هر انسانی آن است که وقتی خود را از زشتی ها و پلیدی ها پاک کرد و تقوا به دست آورد،‌ دیگران را تزکیه کرده و آنان را نیز به سمت تقوا برد.(شعراء، آیه ۲۱۴ و آیات دیگر) پس اگر در جامعه ای امر به معروف و نهی از منکر رواج داده باشد و هر کسی مسئولیت تربیت و پرورش دیگران را به عهده گیرد،‌آن جامعه در مسیر رشد و توسعه اسلامی گام بر می دارد. از نظر قرآنی کسانی که سکوت می کنند و به مسئولیت اجتماعی خود در این زمینه اقدام نمی کنند از مسیر توسعه و رشد بازمانده اند و حتی خود در معرض خطر عذاب هستند.(اعراف، آیات ۱۶۳ تا ۱۶۶) پیامبر(ص) بر اساس قرآن ماموریت داشت که به تزکیه مردم بپردازد و آنان را تزکیه نماید.(بقره، آیه ۱۵۱) این مسئولیت بر عهده هر اهل ایمانی است که پیامبر(ص) را اسوه حسنه خود قرار داده است.(احزاب، آیه ۲۱) تزکیه ناظر به نابهنجارزدایی از جامعه است. به این که رفتارها و کردارهای زشت را از جامعه و افراد آن بزداید تا زمینه برای جایگزینی آن با معروف و هنجارها و اخلاقیات فراهم آید.
  2. تعلیم: از دیگر مسئولیت های هر انسانی آن است که مردم را نسبت به حقایق هستی و احکام شریعت و قوانین آن آگاه سازد و تعلیم دهد. همان طوری که پیامبران (ع) و پیامبر(ص) ماموریت تعلیم بشر را به عهده داشت،‌این ماموریت برای هر انسانی نیز تعریف شده است. بنابراین یکی از شاخص های جامعه اسلامی این است که مردم آن همان طوری که به تزکیه دیگران اهتمام می ورزند به تعلیم دیگران نیز اهتمام و توجه داشته باشند. پس هر کسی می بایست خود را در جایگاه معلم قرار دهد و به عنوان یک وظیفه انسانی و اسلامی دانسته ها خود را به دیگران تعلیم دهد و آن را انفاق نماید و زکات علم خویش را ادا کند.(همان آیات پیشین)
  3. تربیت: همان گونه که شخص می بایست خود را پس از تزکیه ، متخلق به اخلاق نیک و پسندیده و فضایل و محاسن و مکارم اخلاقی نماید، می بایست مسئولیت افراد جامعه را به عهده گیرد و محاسن و مکارم اخلاقی را در دیگران ایجاد کند و به تربیت آنان بپردازد.

تفصیل شاخص های عمومی

برای تبیین بهتر مطلب بهتر است که در چارچوب شاخص های عمومی و تفصیلی به شاخص کلی که اشاره شده بیش تر پرداخته شود. بنابراین در ادامه مطلب در حوزه های گوناگون به ویژه در عرصه اجتماعی شاخص قرآنی ارایه می شود:

  1. شاخص های علمی: شاخص های علمی جامعه اسلامی را می توان در پیشرفت و رشد و توسعه در امور زیر جست و جو کرد: ب: علم اخلاق و اخلاقیات؛ از آن جایی که جامعه اسلامی بر اصول اخلاقی قرار دارد، انسان های عالم و عاملی می خواهد که به آموزش اخلاقی پرداخته و مردم را بدان تربیت کنند؛ زیرا اخلاق رکن رکین اسلام و جامعه اسلامی است و تزکیه و خودسازی و تقوا از مهم ترین اهداف آن به شمار می آید.پیامبر(ص) در این باره می فرماید: انّما العلم ثلاثه : آیهٌ محکمه أو فریضهٌ عادلهٌ او سنّهٌ قائمه و ما خلاهنّ فهو فضل؛ علم تنها سه قسم است که مفید و سودمند است و مابقی آن چیزی جز فضل نیست که دانستن و ندانستن در فلسفه زندگی و سبک آن تاثیری ندارد یا تاثیر اندکی دارد. (اصول کافی، ج ۱، ص ۳۷ ، انتشارات علمیه اسلامیه – با ترجمه و شرح سید جواد مصطفوی).د: علم پزشکی و طبابت: از دیگر علوم لازم و مفید در یک جامعه علم پزشکی است که در روایات اسلامی بر آن تاکید شده است. یک جامعه اسلامی می بایست به میزان کفایت دارای عالمان طب و پزشکان خبره و حاذق باشند. از پیامبر(ص) هم چنین روایت است که ایشان علم را به دو دسته : علم الادیان و علم الابدان (بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۲۰، ح ۵۲) دسته بندی کرده است.البته در روایات اسلامی آمده است که این علوم از دو راه تحصیل می شود، چنان که امام علی(ع) می فرماید «العلم علمان: ۱) مطبوعٌ و ۲) مسموعٌ، لا ینفع المسموع اذالم یکن المطبوع.( بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۱۸، ح ۴۲.) شهید مطهری در توضیح این دو قسم می‎فرمایند: مراد از علم مسموع، علم شنیده شده و فرا گرفته شده از خارج است اما علم مطبوع علمی است که از طبیعت و سرشت انسان سرچشمه می‎گیرد، علمی که انسان از دیگری یاد نگرفته و معلوم است که همان قوه ابتکار شخص است.( تعلیم و تربیت در اسلام، شهید مطهری، ص ۱۹، انتشارات صدرا، ج سی و دوم). به هر حال، علوم مفید را انسان می بایست یاد بگیرد و اگر این شاخص علم باشد می بایست دید که در جامعه اسلامی تا چه اندازه به این علوم مفید و اصلی توجه و اهتمام می شود.
  2. بنابراین، علم ابدان یعنی پزشکی در کنار علم الادیان به سه شاخه پیش گفته از مهم ترین علومی است که باید در جامعه اسلامی رشد و توسعه یابد.
  3. البته امام صادق(ع) شاخص های علمی را در چهار امر دانسته است: همه علم مردم را در چهار قسم یافتم: ۱) اول اینکه پروردگار خود را بشناسی. ۲) دوم اینکه بدانی با تو چه کرده است. ۳) سوم اینکه بدانی از تو چه خواسته است. و ۴) چهارم اینکه بدانی چه چیز ترا از دینت خارج می‎کند.»( اصول کافی، ج ۱، ص ۶۳)
  4. ج: علم به حلال و حرام و شریعت؛ دانش علم حقوق و شریعت نیز برای این که سبک زیست مردم را سامان دهد و عدالت را در میان آنان تحقق بخشد لازم است. از این روست که تربیت عالمان شریعت و فقیه از لوازم اصلی یک جامعه اسلامی است. مردم نیز می بایست این سه گانه را بیاموزند.
  5. الف : علم اعتقادی ؛ بر اساس آموزه های قرآنی،‌ این نوع علم از برترین علوم است که هر انسانی می بایست آن را بیاموزد. خداوند در آیه ۵۲ سوره فرقان از آن به جهاد کبیر تعبیر کرده است؛ به ویژه زمانی که عالم بخواهد در راستای پاسخ گویی به شبهات از علم قرآنی و اعتقادی بهره گیرد. بر همین اساس لازم است که جامعه اسلامی از عالمانی برخوردار باشد که علم اعتقادات را به مردم بیاموزاند و آنان را نسبت به شبهات واکنسه سازند و پاسخ گویی پرسش ها و شبهات بوده و با رد متشابهات به محکمات قرآنی پاسخ گویی مردم باشند.(آل عمران، آیه ۷؛ حجر، آیه ۸۷؛ زمر، آیه ۲۳) این که خداوند تعبیر به مثانی می کند به این معناست که آیات قرآنی همانند طاق متناظر به هم است و یک دیگر را نگه داشته و کامل می کنند. پس یکی از مهم ترین شاخص های این است که طبیب عالم و روحانی با طب خود در جامعه بگردد و مردم را علم اعتقادات بیاموزد و به شبهات و پرسش های آنان پاسخ دهد. از این روست که خداوند نفر و کوچ گروهی را برای این کار ضروری دانسته است.(توبه، آیه ۱۲۲) شاخص یک جامعه اسلامی شمار به میزان کفایت عالمان اسلامی به عنوان پزشک و طیب اعتقادات است.
  6. شاخص های فرهنگی: فرهنگ و در عربی ثقافه بخش بزرگی از زندگی و سبک آن را در بر می گیرد. از مؤلفه‌های مهم فرهنگی در جامعه اسلامی، می توان علم گرایی، عدالت خواهی، تعبد عقلانی، خرافه زدایی و مقابله با تقلیدهای کورکورانه،‌ همکاری، همدلی، تعاون،‌ امر به معروف و نهی از منکر، هنجارگرایی، نابهنجارزدایی ،‌ارزش گرایی،‌ اصول گرایی ، اصلاح در چارچوب مبانی و اصول، و مانند آن ها اشاره کرد. در این حوزه هم چنین بر نقش رسانه ها برای تقویت مبانی اخلاقی و هنجاری تاکید شده است. رسانه ها و فن آوری تبلیغ و ترویج فرهنگی می بایست در راستای کمال آدمی باشد. بخش فرهنگی به سبب همپوشانی با بخش های دیگر می تواند در حوزه های دیگر نیز ردگیری و رهگیری شود.
  7. شاخص های اجتماعی: بر اساس آموزه های قرآنی جامعه اسلامی می بایست در حوزه اجتماعی نیز رشد و توسعه یابد. شاخص های مهمی که قرآن در این حوزه بیان می کند اموری چون تعاون و همکاری در امور اجتماعی و تقویت نیکوکاری و احسان به یک دیگر(مائده، آیه ۲)، افزایش ازدواج و موالید، ازدواج آسان و تامین مخارج و هزینه های آن از سوی اولیای شخص یا اولیای امور جامعه (نساء،‌آیه ۳؛ نور، آیه ۳۲)، اشتغال برای همه، تامین غذا و مسکن و حداقل های زندگی(مفهوم مخالف، آیه ۳۴ سوره حاقه و آیات دیگر)، تکافل اجتماعی و بیمه و تامین نیازمندان (ذاریات، آیه ۱۹؛ معارج، آیات ۲۴ و ۲۵)، و مانند آن است. هدف از شاخص هایی که در حوزه اجتماعی بیان می شود آن است که شرایط بهتری برای زیست توده های مردم فراهم آید. البته از آن جایی که عدالت در اسلام فراگیر و توسعه یافته و حتی دشمن را در بر می گیرد(توبه، آیه ۱۰۰ و آیات دیگر)،‌ رعایت حقوق اجتماعی همه مردم لازم است.(حدید، آیه ۲۵) براین اساس، تنها کسانی که توطئه می کنند و جاسوسی و خیانت می ورزند،‌ از برخی از حقوق اجتماعی خود سلب می شوند و به شکل طرد اجتماعی صورت می گیرد. به هر حال،‌ بهبود زندگی مردم حتی فقیران و بینوایان و مساکین و مشارکت دهی فعال در همه عرصه های اجتماعی و رهایی از فشار استکباری و سلطه قاسطین وقانونگریزان و عدالت ستیزان در ایات قرآنی به عنوان مهم ترین شاخص ها بیان شده است. این امور موجب افزایش نرخ باوری و جمعیت، کاهش بیکاری، فقر فرهنگی و اجتماعی، پوشش بیمه ای و مانند آن می شود. هم چنین قانونگرایی و هنجارگرایی در برابر قانون ستیزی و هنجارشکنی از دیگر شاخص های مهم اجتماعی در یک جامعه اسلامی رشد و توسعه یافته است.
  8. شاخص های سیاسی: از مهم ترین شاخص های اسلامی رشد و پیشرفت مشارکت مردم در چارچوب نظام ولایی است. در این نظام ولایی که مانند دیگر اصول در چارچوب عدالت سامان یافته است، هر کسی همان طوری که حقوقی دارد دارای مسئولیت هایی است که باید در قبال دیگران انجام دهد ؛‌زیرا هر کسی به عنوان ولی یعنی سرپرست بر پایه عواطف الهی و انسانی می بایست دیگری را تعلیم و تربیت کند. بر این اساس در نظام سیاسی کشور همان طوری که حق مشارکت دارد وظیفه وتکلیف مشارکت بر عهده اوست. در این نظام عادلانه اسلام است که جهاد به معنای دفاع از عقیده و جامعه اسلامی در برابر هر گونه تجاوز علمی و عملی و نظامی و اقتصادی و مانند آن لازم می شود و به عنوان جهاد اصغر در دستور کار قرار می گیرد و فرهنگ شهادت طلبی در راستای تامین حقوق عمومی و دفاع از آن گسترش می یابد. بنابراین ،‌از شاخص های مهم در این حوزه می بایست به افزایش مجاهدان و مدافعان از مرزهای فرهنگی و جغرافیایی و عقیدتی و مانند آن اشاره کرد. مشارکت در همه عرصه های سیاسی خود گواه صادقی بر پیشرفت و رشد و توسعه جامعه سیاسی اسلامی خواهد بود. از آیات ۷۵ و ۹۸ سوره نساء ‌این معنا به دست می آید که حمایت از مستضعفان عالم در برابر مستکبران و مظلوم در برابر ظالم بی توجه به مذهب و دین و رنگ و جنس و مهین و نژاد و قوم ،‌از جمله شاخص های رشد و توسعه سیاسی در یک جامعه است.(هم چنین آیه ۲۵ سوره حدید) باید گفت که اموری چون اطاعت کامل از رسول خدا (آل عمران، آیات۳۲-۳۱)، پذیرش ولایت آن حضرت (ص) (احزاب، آیه ۳۶)، پذیرش ولایت ائمه معصومین(ع) و اطاعت از ایشان (مائده، آیه ۵۵) و پذیرش ولایت فقیه (کمال‌الدین صدوق، ج ۲، ص/۴۸۴) و رد موارد اختلاف به فقهای جامع‌الشرایط و قانون‌گرایی و عدالتخواهی، از جمله شاخص های رشد و توسعه در یک جامعه اسلامی در حوزه سیاسی است. البته شاخص های دیگری را می توان شناسایی و بیان کرد که بیرون از حوصله این مقال است.
  9. شاخص های قضایی و حقوقی: هم چنین همه مردم در برابر قانون یکسان هستند و جایگاه و موقعیت اجتماعی و اقتصادی و مانند آن موجب خروج از دایره حکم قانون و عدل نمی شود. از این روست که همگان حتی پیامبر(ص) در برابر قوانین شریعت و احکام الهی مسئول هستند و در صورت خروج از قوانین حقوقی و کیفری مواخذه و مجازات می شوند. پس عدالت بالسویه نسبت به همگان اجرا می شود. چنان که حقوق افراد و جامعه از طریق دستگاه قضا و عوامل اجرایی آن محافظت شده و تامین می گردد.(اعراف، آیه ۲۶؛‌مائده، آیات ۴۸ و ۴۹؛‌شوری، آیه ۱۵)
  10. شاخص های اقتصادی: از نظر آموزه های اسلامی و قرآنی، اقتصاد قوام جامعه و ستون اصلی آن است به گونه ای که فروپاشی آن موجب گسست اجتماعی و فرار مردم از آن جامعه و الحاق به جوامع دیگر می شود(نساء، آیه۵) اما زمانی اقتصاد اسلامی خواهد بود که به هدف تامین شرایط مناسب زیست اجتماعی برای کمال یابی انسان و عبودیت و خلافت انسانی باشد. این شرایط زمانی تحقق می یابد که عدالت قسطی در تمام مراحل از تولید و توزیع و مصرف در نظر گرفته و اجرا شود. ا زاین روست که خداوند از انباشت ثروت و منابع تولید در دست یک عده با روشهای چون انفال و خمس و زکات و مانند آن جلوگیری می آورد(حشر، آیه ۷ و انفال، ایه ۱ و ایات دیگر) و هم در مقام توزیع خواستار عدالت توزیعی ثروت و جلوگیری از رباخواری، گران فروشی، کم فروشی(مطففین، آیه ۱) و احتکار و ویژه خواری و مانند آن می شود و هم در حوزه مصرف دستور به قناعت در مصرف و پرهیز از اسراف و تبذیر می دهد. همه این دستورها براین است که جامعه اسلامی در چارچوب رضایت فروشنده و مشتری، نظارت بر بازار، شفافیت بازار، مناسب بودن مکان مبادله، آگاهی و پایبندی به احکام مبادله‌ها، آگاهی و پایبندی به آداب و اخلاق اسلامی، آگاهی و پایبندی به شیوه‌های فنی و اقتصادی مبادله، بازاریابی مناسب، تقلیل واسطه‌ها، سازوکارهای جدید پرداخت و انجام مبادله، ثبات قوانین، مقررات و سیاست‌های اقتصادی، تراز تجارت، رعایت منافع ملی، حجم نقدینگی موردنیاز برای مبادله، تأمین مطلوب و به موقع نیازهای نقدینه مردم و بانک‌ها و مانند سامان یابد و از هر گونه بی عدالتی در حوزه اقتصاد جلوگیری به عمل آید. از نظر اسلام آن چه شاخص یک جامعه اسلامی است برکت است. به این معنا که عنایت الهی موجب افزایش و زیاده در بهره مندی انسان می شود.(اعراف، آیه ۹۶؛‌هود، آیه ۴۸)
  11. شاخص های بهداشتی جسمی و روانی: همان طوری که گفته شد یکی از مهم ترین علوم مفید علم پزشکی است که از آن به علم الابدان تعبیر شده است. در جامعه اسلامی یکی از شاخص های مهم بهداشت جسم و روان است. از این روست که بر طهارت و پاکی جسم از پلیدی و خباثت و بر پاکی و طهارت روح از گناه و زشتی و پلشتی تاکید شده است. در جامعه اسلامی می بایست افراد از هر گونه بیماری به ویژه غم و اندوه و افسردگی و ترس در امان باشند. خداوند در آیاتی از جمله آیه ۱۱۲ سوره نحل از جمله نشانه ها و شاخص های جامعه ایمانی و توحیدی را امنیت جانی و روحی و روانی می داند. در جامعه اسلامی مردم در کمال اطمینان و امنیت هستند. این امنیت شامل امنیت مالی ، جانی، اقتصادی، بدنی و روانی و روحی است. اصولا انسان مومن و جامعه ایمانی گرفتار اندوه در زمان مصیبت و از دست دادن و ترس از آینده برای از دست رفتن نیست.(بقره، آیات ۳۸ و ۶۲ و ۱۱۲ و آیات دیگر) بنابراین،‌همان طوری که جامعه اسلامی از مشکلات روانی رهاست از مشکلات روحی در امان است و در اطمینان و امنیت و آرامش روحی و روانی افراد آن زندگی می کنند. البته شاخص اسلامی از شادی این نیست که شخص گرفتار فرح و هیجانات غیر قابل کنترل باشد و از حالت تعادل رفتاری و گفتاری خارج شود،‌ بلکه هماره از سروری برخوردار است که نشانه و شاخص آن تبسم و گشاده رویی است(انشقاق، آیه ۹)؛ زیرا از نظر اسلام فرح نشانه و شاخصی از آرامش روانی و روحی نیست.(آل عمران، آیه ۱۸۸؛‌غافر، آیه ۷۵) از نظر قرآن می بایست بین بهداشت روانی صادق و کاذب تفاوت قایل شد؛ زیرا بسیاری گرفتار سلامت روانی کاذب هستند.(آل عمران، آیه ۱۸۸) از این روست که با کوچک ترین ابتلاء و آزمونی خود را می بازند و گرفتار اندوه و افسردگی و حتی خودکشی می شوند. روان شناسان غربی که تنها به حوزه روان از منظر مادی می نگرد، دستورهایی را برای بهبود و سلامت روانی می دهند که نه تنها در بلند مدت درمان کننده نیست بلکه آسیب زاست. در حالی شاخص هایی که اسلام برای بهداشت روانی می دهد با توجه به اصولی چون مالکیت و ربوبیت و علم و حکمت الهی یک آرامش دایمی و پایدار است. تکیه بر توکل و اعتماد به خدا و صبر انسان را در جایگاهی از اطمینان و آرامش قرار می دهد که هیچ دارو و روش درمانی دیگر نمی تواند جایگزین آن باشد.
  12. هم چنین براساس شاخص های بهداشت اسلامی جمعیت می بایست با یک روند رو به رشدی همراه باشد و هیچ عاملی موجب کاهش جمعیتی انسان نشود؛‌ پس سقط جنین از ترس احتمال بحران غذایی در جهان، یا وجود آن امری خلاف اندیشه های اسلامی قرانی است و تنظیم جمعیت به معنای محدودسازی و کاهش آن خلاف اسلام و قرآن است و گناهی نابخشودنی است؛ زیرا خداوند می فرماید که مسئولیت تغذیه و اقتصاد انسان و موجودات را خود به عنوان رب العالمین به عهده دارد و کسی از انسان نخواسته است تا مسئولیت رزق و اطعام دیگری را به عهده گیرد بلکه مسئولیت او تنها عبودیت است .(ذاریات، آیات ۵۶ تا ۵۸) پس کسانی که به دلیل گرسنگی و مساله اقتصادی سقط جنین می کند (انعام، آیه ۱۵۱) یا تنها به احتمال بحران اقتصادی و مشکلات آن این عمل زشت و حرام را مرتکب می شوند(اسراء، ایه ۳۱) برخلاف انسانیت و اصول اسلامی رفتار و عمل می کنند و می بایست خود را برای مجازات دنیوی و اخروی آماده سازند.

شاخص های غیر انسانی

چنان که گفته شد جامعه اسلامی می بایست در چارچوب سامان یابد که بتواند نقش خلافت الهی خود را انجام دهد. این گونه است که افزون بر رشد و پیشرفت در جان و جامعه اسلامی باید این رشد توسعه یافته و به عنوان خلیفه الهی بر زمین دیگر موجودات را نیز در بر گیرد.

تصرفات انسانی می بایست به گونه ای باشد که ضمن حفظ خلقت مبتنی بر حکمت آفرینش موجب اصلاح جهان و بهره وری بهتر و بیش تر شود. پس نمی بایست هیچ گونه فساد و تباهی در زمین و موجودات آن پدید آید. مسئولیت انسان در برابر جهان این است که آن را آباد کرده و به خوبی رشد و توسعه دهد تا به کمال بایسته و شایسته برسد و قابلیت استفاده برای انسان را نیز بیابد بی آن که فسادی در خشکی و دریا و دیگر موجودات آن رخ دهد.(هود، آیه ۶۱)

در حالی که بر اساس فرهنگ های دیگر این رفتار موجب فساد و تباهی در زمین شده است و دستاوردی جز فساد نداشته است.(روم، آیه ۴۱)

بنابراین در چارچوب شاخص های اسلامی و قرآنی،‌ رفتار آدمی می بایست محیط زیست را سبز و نیکو نگه دارد و در ارتقای آن از طریق مهندسی ژنتیک و دیگر فن آوری ها و روش های بهبود و اصلاح بکوشد. تلاش ها می بایست معطوف این معنا باشد که نه تنها از میزان آلودگی محیط زیستی کاسته شود بلکه اصلاح و بهبود یابد. پس در تولیدات و تصرفاتی که انسان در جهان بیرون و آفاق انجام می دهد می بایست از هر گونه آلودگی محیط زیستی شامل آلودگی هوا در نتیجه حرکت وسایط نقلیه موتوری دودزا و کارخانه های دودزا، آلودگی آبهای جاری توسط تولیدکنندگان و افراد جامعه، دفع نامطلوب زباله و تولید صداهای نامطلوب میباشد که آثار روانی- اجتماعی آن بر جمعیت موجب ایجاد انواع بیماریهای جسمی و روانی می گردد؛ جلوگیری شود و اصلاحاتی در بهبود محیط صورت گیرد.

آن چه بیان شده تنها گوشه ای از گفته های قرآنی در حوزه پیشرفت،‌رشد و توسعه اسلامی و قرآنی است و بیان همه وقت و حوصله دیگری می خواهد.