شاخص های شناخت محبت و مودت

بسم الله الرحمن الرحیم
فطرت انسان دارای عواطف و احساسات پاک و رقیق و لطیفی است که او را در مقام ربوبیت و پروردگاری نسبت به همه موجودات قرار می دهد و زمینه را برای تصرف مثبت و سازنده در جهان فراهم می آورد. این گونه  است که عواطف انسانی فراتر از حوزه هم نوع شامل حیوانات و گیاهان و حتی جمادات می شود و نسبت به آنان از خود احساسات و عواطفی همدلانه نشان می دهد. انسان همان طوری که دوست دارد محبت کند، دوست دارد محبت ببیند؛ اما بسیاری از مردم نمی دانند چگونه می توانند محبت و مودت دیگران را به دست آورند چنان که نمی دانند آیا کسی یا چیزی را دوست می دارند دیگری نیز این گونه است یا دروغ می گوید که محبت و مودتی دارد. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام بر آن است تا برخی از راه و شاخص های صداقت دیگران در  محبت و مودت را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
معنا شناسی و مفهوم شناسی
در فرهنگ اسلامی، واژگانی چون صداقت، عشق، محبت، مودت، رفاقت، الفت، حمیم، خلیل و مانند آن ها برای بیان نوعی از حالات احساسی و عاطفی انسان نسبت به دیگران به کار رفته است که به ظاهر مترادف و هم معنا به نظر می رسد در حالی که هر یک از این واژگان به مرتبه و سطح یا عامل و سببی اشاره دارد که موجب فرق میان آن ها می شود.
به عنوان نمونه محبت با مودت در این مساله فرق دارد که محبت تنها به امری تعلق می گیرد که در آینده تحقق می یابد، در حالی که مودت همانند تمنا به حال و گذشته و آینده تعلق می گیرد.(الفروق اللغویه، ابی هلال عسکری، ص ۱۴۳) هم چنین ولایت محبت با اخلاص در مودت حاصل می شود و وقتی در چیزی ولایت تحقق یافت دیگر جایی برای نصرت نیست؛ زیرا ولی چنان همه چیز را پر می کند و قیم مآبانه سرپرستی می کند که دیگر جایی برای تعاون و تقویت نمی ماند؛ از این روست که خداوند در قرآن ولایت قسیم نصرت قرار داده و می فرماید: وَمَا لَکُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِىٍّۢ وَلَا نَصِیرٍ ؛ و جز خدا، ولی و ناصری برای شما نیست. (بقره، آیه ۱۰۷؛ و نیز بقره، آیه ۱۲۰؛ توبه، آیات ۷۴ و ۱۱۶)
بنابراین، ولایت چنان از قیمومیت برخوردار است که دیگر جایی برای چیزی حتی نصرت باقی نمی ماند. همانند کودک تازه متولد شده که مادر ولی اوست و مسئولیت همه کارهایش را به تنهایی به عهده می گیرد؛ در حالی که کودکی که از شیرگرفته شده به حدی می رسد که تنها نیازمند ناصر است تا در کارها به او معاونت رسانده و تقویت کننده باشد و وقتی کودک قاشق را برداشته به او نصرت می رساند تا خودش قاشق را در دهان بگذارد.(نگاه کنید: الفروق اللغویه، ص ۵۷۸)
صدیق به کسی گفته می شود که راستی در باطن و ظاهر او نسبت به دیگری موج می زند. صدیق بیانگر شدت مودت میان دو نفری است که با هم  در همه چیز اتفاق دارند.
خلیل کسی است که قلبش را برای دوستش خالی کرده و تنها اوست که در جانش نشسته است. خلیل را به عنوان تکریم به کسی نسبت می دهند.(همان، ص ۳۱۱)
الفت به معنای جمع کردن و اتفاق اهواء و خواسته های انسانی در یک جمع و جمعیت است. از این رو، الفت به معنای اتفاق و موافقت به کار می رود. تالیف قلوب به معنای نزدیک کردن دل ها برای مودت و محبت و مصافات است. البته تالیف با جمع این فرق را دارد که جمع در اجسام و غیر اجسام به کار می رود، در حالی که تالیف تنها در اجسام به کار می رود.(همان، ص ۱۶۷)
پس از این جا دانسته می شود که با همه اشتراکی که میان الفاظ در معانی دوستی است، ولی فرق هایی میان این الفاظ و واژگان است که نمی توان هر یک را به جای دیگری به کار برد و لازم است در فهم معارف و مفاهیم قرآنی به این نکات کلیدی توجه کرد تا تفسیری درست از معانی و مقاصد و اهداف قرآن از آیه به دست آورد.
شاخص ها و نشانه های راستی مودت و محبت
پیش از آن که وارد راه های کسب مودت و محبت شویم، لازم است بدانیم چگونه می توانیم راستی و درستی محبت و مودت کسی را بدانیم تا هنگام به کارگیری این روش ها دریابیم در کار کسب مودت و محبت موفق بوده ایم یا نه؟
در روایات راه هایی برای شناخت و شناسایی درستی و راستی مودت و محبت دیگران به خود بیان شده است تا با قرار دادن آن شاخص ها و علایم و نشانه ها بتوانیم به درک تاثیر راه و روش خود در کسب مودت و محبت برسیم.
در مجموع می توان چهار شاخص را برای این امر شناسایی و مطرح کرد که شامل : شهادت قلب، همدلی وهمدردی در هنگام خوشی و ناخوشی، یاد و ذکر محبوب و ترک تملق و چاپلوسی می شود.
نخستین شاخص در شناخت و شناسایی صداقت و عدم صداقت مودت و محبت در افرادی که با آنان ارتباط داریم، مراجعه به قلب خویش است؛ زیرا قلب هر کسی همانند آینه بازتاب دهنده کنش های دیگری است. انرژی مثبت یا منفی که از دیگری به انسان ارسال می شود از طریق قلب دریافت و تحلیل و ارزیابی می شود و شخص براساس آن واکنش های مثبت و منفی نشان می دهد. بنابراین، برای درک محبت و مودت دیگری نسبت به خود می توانیم از شاخص قلب خویش به عنوان معیار شناخت صداقت و عدم صداقت بهره بریم.
امیرمومنان إمام علیّ علیه السّلام می فرماید: سَلُوا القُلوبَ عَنِ المَوَدّاتِ ؛ فَإِنَّها شَواهِدُ لا تَقبَلُ الرُّشا؛ درباره مودت ها از قلوب بپرسید؛ زیرا دلها شاهدانی هستند که رشوه نمی پذیرند.(غرر الحکم : حدیث ۵۶۴۱ ؛ شرح نهج البلاغه : ج ۲۰ ،ص ۳۳۲ ، حدیث ۸۰۵.)
هم چنین در حکمتی منسوب به ایشان آمده است: إذا شَکَکتَ فی مَوَدَّهِ إنسانٍ فَاسأَل قَلبَکَ عَنهُ؛ هر گاه در مودت انسانی شک کردی از قلبت درباره او بپرس!( شرح نهج البلاغه : ج ۲۰ ،ص ۳۲۳ ، حدیث ۷۰۱.)
امام باقر علیه السّلام نیز می فرماید: اِعرِفِ المَوَدَّهَ فی قَلبِ أخیکَ بِما لَهُ فی قَلبِکَ؛ مودت در قلب برادرت را به آن چیزی که در قلبت نسبت به او داری بشناس!( تحف العقول : ۲۹۵ ، کشف الغمّه : ۲ ، ۳۳۱ ، بحار الأنوار : ۴۶ ، ۲۹۱ ، ۱۵ ؛ الإخوان : ۱۴۶ ، ۸۰ ، حلیه الأولیاء : ۳ ، ۱۸۷ کلاهما عن القاسم بن الفضل.)
صالح بن الحکم می گوید: سَمِعتُ رَجُلاً یَسأَلُ أبا عَبدِاللهِ علیه السّلام ، فَقالَ : الرَّجُلُ یَقولُ أوَدُّکَ ، فَکَیفَ أعلَمُ أَنَّهُ یَوَدُّنی ؟ فَقالَ : اِمتَحِن قَلبَکَ ، فَإِن کُنتَ تَوَدُّهُ فَإِنَّهُ یَوَدُّکَ؛ شنیدم مردی از امام صادق(ع) می پرسید و می گفت: مردی می گوید تو را دوست می دارم، پس چگونه بدانم که او دوستم می دارد؟ پس حضرت(ع) در پاسخ فرمود: با قلبت امتحان کن؛ پس اگر دوستش می داشتی پس او نیز حتما دوستت می دارد.( الکافی : ۲ ، ۶۵۲ ، ۲ ، المحاسن : ۱ ، ۴۱۵ ، ۹۵۴ ، مشکاه الأنوار : ۱۲۲ من دون إسناد إلى الراوی ، بحار الأنوار : ۷۴ ، ۱۸۲ ، ۴.)
هم چنین امام صادق علیه السّلام فرموده است: اُنظُر قَلبَکَ ، فَإِذا أنکَرَ صاحِبَکَ فَإِنَّ أحَدَکُما قَد أحدَثَ؛ به قلبت بنگر، پس هنگامی که به انکار مصاحبت پرداخت بدان که میان شما چیزی رخ داده که موجب نارضایتی در دل تو شده است.( الکافی : ۲ ، ۶۵۲ ، ۱ عن العلاء بن الفضیل وحمّاد بن عثمان و ص ۶۵۳ ، ۵ عن جرّاح المدائنی ، الأمالی للمفید : ۱۱ ، ۹ عن ربعی بن عبدالله والفضیل بن یسار ، الاُصول الستّه عشر أصل جعفر بن محمّدالحضرمی : ۷۰ عن جابر، مشکاه الأنوار: ۱۰۵ عن الفضل بن سنان، بحارالأنوار: ۷۴،۱۸۲،۶.)
پس می توان در زمانی که میان شما کدورتی رخ داد دریافت که از جانب تو یا دیگری عملی ناپسند انجام گرفته که دلت دیگر با او صاف نیست.
هم چنین مسعده بن الیسع می گوید: قُلتُ لِأَبی عَبدِاللهِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ علیهما السّلام : إنّی وَاللهِ لَاُحِبُّکَ ، فَأَطرَقَ ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ ، فَقالَ : صَدَقتَ یا أبا بِشرٍ ، سَل قَلبَکَ عَمّا لَکَ فی قَلبی مِن حُبِّکَ ، فَقَد أعلَمَنی قَلبی عَمّا لی فی قَلبِکَ؛ به امام جعفر صادق(ع) گفتم: به خدا من خیلی شما را دوست دارم. پس امام صادق(ع) لختی سر خود را به زیر افکند و با چشمان خود بزمین نگاه کرد و دمی خاموش ماند و سپس سرش را بلند کرد و گفت: ای ابابِشر راست گفتی. از دلت بپرس از میزان محبتی که در دلم من نسبت به توست؛ چرا که قلبم به من از آن چه در دلت است آگاهم نموده است.( الکافی : ۲ ، ۶۵۲ ، ۳.)
عبیدالله بن إسحاق المدائنیّ نیز می گوید: قُلتُ لِأَبِی الحَسَنِ موسَى بنِ جَعفَرٍ علیهما السّلام : إنَّ الرَّجُلَ مِن عُرضِ النّاسِ یَلقانی ، فَیَحلِفُ بِاللهِ أنَّهُ یُحِبُّنی، أفَأَحلِفُ بِاللهِ أنَّهُ لَصادِقٌ ؟ فَقالَ: اِمتَحِن قَلبَکَ ، فَإِن کُنتَ تُحِبُّهُ فَاحلِف وإلّا فَلا؛ به امام موسی کاظم عرض کردم: مردی از همین توده مردم به دیدارم آمد و به خدا سوگند می خورد که دوستم می دارد، آیا به خدا سوگند خورم که او راست می گوید؟ پس امام(ع) فرمود: با دلت امتحان کن! پس اگر دیدی که دوستش می داری سوگند بخور و گرنه سوگند مخور!( المحاسن: ۱،۴۱۶،۹۵۵، مشکاه الأنوار: ۱۲۲ من دون إسناد إلى الراوی، بحارالأنوار: ۷۴،۱۸۲،۵.)
الحسن بن الجهم نیز می گوید: سَأَلتُ الرِّضا علیه السّلام فَقُلتُ لَهُ :. .. جُعِلتُ فِداکَ ، أشتَهی أن أعلَمَ کَیفَ أنَا عِندَکَ ؟ قالَ : اُنظُر کَیفَ أنَا عِندَکَ؛ از امام رضا(ع) پرسیدم که :… فدایت شوم! دوست می دارم بدانم من نزدت چگونه آدمی هستم؟ امام (ع) فرمود: بنگر ما در دلت چگونه ام؟( عیون أخبار الرضا علیه السّلام : ۲ ، ۵۰ ، ۱۹۲ ، الأمالی للصدوق : ۳۱۲ ، ۳۶۰ ، تنبیه الخواطر : ۲ ، ۱۶۵ ، روضه الواعظین : ۴۱۸ ، إرشاد القلوب : ۱۳۵ وفیه «اُحبّ أن أعرف» بدل «أشتهی أن أعلم» ، بحار الأنوار : ۷۰ ، ۵۴ ، ۲۰.)
الحسن بن الجهم هم چنین می گوید : قُلتُ لأَبِی الحَسَنِ علیه السّلام : لا تَنسَنی مِنَ الدُّعاءِ ، قالَ : (أ)وَتَعلَمُ أنّی أنساکَ ؟ فَتَفَکَّرتُ فی نَفسی وقُلتُ : هُوَ یَدعو لِشیعَتِهِ وأنَا مِن شیعَتِهِ ، قُلتُ : لا ، لا تَنسانی.  قالَ : وکَیفَ عَلِمتَ ذلِکَ ؟ قُلتُ : إنّی مِن شیعَتِکَ ، وإنَّکَ لَتَدعو لَهُم.  فَقالَ : هَل عَلِمتَ بِشَی ءٍ غَیرِ هذا ؟ قُلتُ : لا.  قالَ : إذا أرَدتَ أن تَعلَمَ ما لَکَ عِندی فَانظُر (إلى) ما لی عِندَکَ؛ به امام رضا(ع) عرض کردم: مرا از دعا فراموش مکنید! حضرت (ع) فرمود: و آیا می دانی من تو را فراموش کردم؟ با خودم اندیشیدم و گفتم: او برای شیعه اش دعا می کند و من هم از شیعه او هستم. بر این اساس گفتم: نه! مرا فراموش نمی کنی. آن حضرت (ع) فرمود: از کجا این را دانستی؟ گفتم: من شیعه شما هستم و شما برای شیعیانت دعا می کنید. پس حضرت(ع) فرمود: آیا به چیزی غیر از این هم دانستی که من برایت دعا می کنم؟ عرض کردم: نه! حضرت (ع) فرمود: اگر می خواهی بدانی در نزدم چگونه ای بنگر من در نزدت چگونه ام؟( الکافی :ج ۲ ،ص ۶۵۲ ، حدیث ۴.)
امام هادی علیه السّلام ـ به مُتَوَکِّلِ می فرماید: لا تَطلُبِ الصَّفاءَ مِمَّن کَدَرتَ عَلَیهِ ، ولَا الوَفاءَ مِمَّن غَدَرتَ بِهِ ، ولَا النُّصحَ مِمَّن صَرَفتَ سوءَ ظَنِّکَ إلَیهِ ؛ فَإِنَّما قَلبُ غَیرِکَ (لَکَ) کَقَلبِکَ لَهُ؛ صفا و صمیمت از کسی مخواه که نسبت به او کدورت داری و نه وفاداری از کسی که نسبت به او کینه داری و نه نصیحت از کسی که نسبت به او سوء ظن و بدگمانی؛ زیرا قلب دیگری نسبت به تو همانند قلب خودت نسبت به دیگری است.(أعلام الدین : ۳۱۲ ، الدرّه الباهره «طبعه النجف» : ۴۲ ، بحار الأنوار : ۷۴ ، ۱۸۱ )
پس یکی از مهم ترین شاخص ها در شناخت صداقت و عدم صداقت دیگران در مودت و محبت آن است که بنگری خودت نسبت به آنان چگونه ای؟ آیا قلب و دلت با آنان صاف است یا نه؟ آیا دوستشان می داری یا نه؟
از دیگر شاخص های مهم در شناخت محبت و مودت دیگری ، شاخص مواسات و همدلی و همدردی در خوشی و ناخوشی است.إمام علیّ علیه السّلام می فرماید: أصدَقُ الإِخوانِ مَوَدَّهً أفضَلُهُم لِإِخوانِهِ فِی السَّرّاءِ وَالضَّرّاءِ مُواساهً؛ راستگوترین برادران در مودت کسی که در خوشی و ناخوشی بهترین برداران در همدلی و همدردی باشد.(غرر الحکم : ۳۲۳۸ ، راجع المحبّه ، الحقوق ـ المواساه.)
هم چنین امام علیه السّلام می فرماید: فِی الضّیقِ وَالشِّدَّهِ یَظهَرُ حُسنُ المَوَدَّهِ؛ در تنگی و سختی است که دوستی نیکو خودش را نشان می دهد.(غرر الحکم : ۶۵۱۱.)
حارث می گوید : إنَّ عَلِیّاً علیه السّلام سَأَلَ ابنَهُ الحَسَنَ بنَ عَلیٍّ علیه السّلام عَن أشیاءَ مِن أمرِ المُروءَ هِ… قالَ : فَمَا الإِخاءُ ؟ قالَ : المُواساهُ فِی الشِّدَّهِ وَالرَّخاءِ؛ امام علی(ع) از پسرش حسن بن علی (ع) از اموری از جمله مساله مروت پرسید. امام علی(ع) فرمود: برادری چیست؟ امام حسن(ع) فرمود: همدلی و همدردی در سختی و آسایش.( المعجم الکبیر : ۳ ، ۶۸ ، ۲۶۸۸ ، حلیه الأولیاء : ۲ ، ۳۵ ، تاریخ دمشق : ۱۳ ، ۲۵۵ ، البدایه والنهایه : ۸ ، ۳۹ وفیهما «الوفاء» بدل «المواساه».)
از إمام الحسن علیه السّلام درباره برداری سوال شد: لَمّا سُئلَ عَنِ الإِخاءِ: الإِخاءُ فِی الشِّدَّهِ وَالرَّخاءِ؛ ایشان فرمود: برادری در سختی و آسایش است. (تحف العقول : ۲۲۵ ، بحار الأنوار : ۷۸ ، ۱۰۳ ، ۲.)
سوم شاخص شناختی برای انسان در محبت و مودت دیگران، یادکرد محبوب است. از رسول الله صلّى الله علیه و آله روایت است که فرمود : مَن أحَبَّ شَیئاً أکثَرَ ذِکرَهُ؛ هر کسی چیزی را دوست می دارد، بسیار از آن یاد می کند.( کنز العمّال : ۱ ، ۴۲۵ ، ۱۸۲۹ نقلاً عن الفردوس ، إتحاف الساده : ۵ ، ۲۰ ، کشف الخفاء : ۲ ، ۲۲۲ ، ۲۳۵۲ کلاهما نقلاً عن أبی نعیم والدیلمی وکلّها عن عائشه.)
إمام علیّ علیه السّلام نیز فرموده است : مَن أحَبَّ شَیئاً لَهِجَ بِذِکرِهِ؛ هر کسی چیزی را دوست بدارد با شیفتگی به یادش می پردازد.( غرر الحکم : ۷۸۵۱ )
شاخص چهارمی که در روایات برای کشف حقیقت صداقت مودت و محبت بیان شده ، ترک تملق و چاپلوسی است؛ زیرا تملق را کسی می گوید که نیازمند به شخص است و با مدیحه سرایی و غلو می کوشد تا دلش را به دست آورد و از این راه امرار معاش کند و خورشتی برای سفره اش فراهم آورد. از این روست که در روایات تَرکُ التَّمَلُّقِ به عنوان یکی از شاخص ها مطرح شده است. امیرمومنان إمام علیّ علیه السّلام می فرماید: إنَّما یُحِبُّکَ مَن لا یَتَمَلَّقُکَ ، ویُثنی عَلَیکَ مَن لا یُسمِعُکَ؛ کسی تو را دوست می دارد که تملق تو نگوید و کسى تو را مى ستاید که ستایش خود را به گوش تو نرساند . (غرر الحکم : ۳۸۷۵.)
محبت در زندگی و سرنوشت انسان نقش بسیار مهم و کلیدی دارد و نباید آن را نادیده گرفت؛ زیرا محبت و مودت به کسی یا چیزی موجب می شود که  انسان خواسته و ناخواسته به اطاعت از آن فرد بپردازد و او را سرمشق و الگوی خود قرار دهد و برای رضایت خاطرش هر کاری را انجام دهد و هم چنین موجب می شود که انسان در مسیری گام بردارد که او را به خوشبختی یا بدبختی برساند. بنابراین، نباید به مساله محبت و مودت در زندگی به عنوان یک امر عاطفی و احساسی نگاه کرد و پاسخ به آن را همانند پاسخگویی به دیگر احساسات و عواطف قلمداد نمود؛ زیرا هر گونه پاسخگویی به این امر عاطفی به معنای تعیین سرنوشت و تقدیری است که به دنبال آن رقم خواهد خورد.
رسول الله صلّى الله علیه و آله می فرماید : حُبُّکَ لِلشَّی ءِ یُعمی ویُصِمُّ؛ محبت چیزی آدمی را کور و کر می کند.(الفقیه : ۴ ، ۳۸۰ ، ۵۸۱۴ ، المجازات النبویّه : ۱۷۵ ، ۱۳۶ ، السرائر : ۲ ، ۴۶۰ و ج ۳ ، ۲۹۵ ، عوالی اللآلی : ۱، ۱۲۴ ، ۵۷ عن أبی الدرداء و ص ۲۹۰، ۱۴۹، بحار الأنوار : ۷۷، ۱۶۵، ۲ ؛ سنن أبی داود: ۴، ۳۳۴، ۵۱۳۰ ، مسند ابن حنبل:۸،۱۶۳،۲۱۷۵۲، تاریخ بغداد :۳،۱۱۷ کلّها عن أبی الدرداء، کنزالعمّال:۱۶،۱۱۵،۴۴۱۰۴.)
امام علیّ علیه السّلام نیز می فرماید : عَینُ المُحِبِّ عَمِیَهٌ عَن مَعایِبِ المَحبوبِ ، واُذُنُهُ صَمّاءُ عَن قُبحِ مَساویهِ؛ چشم محب از عیوب محبوب کور و گوشش سنگین از شنیدن بدی هایش است.(  غرر الحکم : ۶۳۱۴.)
از این روست که امام رضا علیه السّلام هشدار می دهد و می فرماید : الحُبُّ داعِی المَکارِهِ؛ محبت انگیزانده به مکاره و زشتی ها است.(العدد القویّه : ۲۹۹ ، ۳۵ ، أعلام الدین : ۳۰۸ ، بحار الأنوار : ۷۸ ، ۳۵۵ ، ۹.)
هم چنین از امام رضا علیه السّلام روایت است که فرمود: قالَ السَّجّانُ لِیوسُفَ : إنّی لَاُحِبُّکَ ، فَقالَ یوسُفُ : ما أصابَنی بَلاءٌ إلّا مِنَ الحُبِّ ؛ إن کانَت عَمَّتی أحَبَّتنی فَسَرَّقَتنی، وإن کانَ أبی أحَبَّنی فَحَسَدونی إخوَتی ، وإن کانَتِ امرَأَهُ العَزیزِ أحَبَّتنی فَحَبَسَتنی؛ یکی از زندانی های همبند یوسف گفت: من دوستت دارم. حضرت (ع) فرمود: هر چه بلا به من رسیده از همین محبت است. عمه ام مرا دوست می داشت مرا از پدر و مادرم دزدید و به من نسبت سرقت داد؛ پدرم دوستم می داشت برادرانم بر من حسد کردند و زن عزیز مرا دوست می داشت پس مرا به زندان افکند.( تفسیر القمّی : ۱ ، ۳۵۴ ، تفسیر العیّاشی : ۲ ، ۱۷۵ ، ۲۱ کلاهما عن العبّاس بن هلال نحوه وفیه «لا تقل هکذا» بدل «ما أصابنی بلاء إلّا من الحبّ» ، بحار الأنوار : ۱۲ ، ۲۴۷ ، ۱۲.)
در روایات به آدمی هشدار داده می شود که انسان با محبوب خودش محشور می شود و این محبت دامنه اش به قیامت کشیده می شود به گونه ای که اگر کسی چیزی را محبوب بداند تعلق خاطری به او پیدا می کند که افکار و رفتارش را الگو و سرمشق قرار داده و بی چون و چرا از او اطاعت می کند و همین امر موجب می شود که دوزخی یا بهشتی شود. از نظر اسلام ایمان نیز چیزی جز حب و بغض نیست. بر این اساس هر کسی با محبوب خود روبه رو خواهد شد ؛ زیرا نیات به عنوان اصل در اعمال در همین ایمان و حب و بغض خودش را نشان می دهد.
رسول الله صلّى الله علیه و آله به آدمی هشدار می دهد و می فرماید: مَن أحَبَّ قَوماً حُشِرَ مَعَهُم؛ هر کسی قوم و گروهی را دوست بدارد با آنان محشور می شود.( المستدرک على الصحیحین : ۳ ، ۲۰ ، ۴۲۹۴ ، المعجم الکبیر : ۳ ، ۱۹ ، ۲۵۱۹ عن أبی قرصافه نحوه ، کنز العمّال : ۹ ، ۲۱ ، ۲۴۷۳۰ نقلاً عن الخطیب عن جابر ؛ بشاره المصطفى : ۷۵ عن جابر ، غرر الحکم : ۲۷۰۳ ، بحار الأنوار : ۶۸ ، ۱۳۱ ، ۶۲.)
پس اگر انسان نیکوکاران را دوست بدارد با آنان محشور می شود و اگر بدکاران و مستکبران و ستمگران را دوست بدارد با آنان در دوزخ محشور خواهد شد.
آن حضرت صلّى الله علیه و آله در جایی دیگر می فرماید: مَن أحَبَّ قَوماً عَلى أعمالِهِم حُشِرَ یَومَ القِیامَهِ فی زُمرَتِهِم ، فَحوسِبَ بِحِسابِهِم وإن لَم یَعمَل أعمالَهُم؛ هر کسی مردمی را بر اعمالشان دوست بدارد در روز قیامت در گروه آنان محشور می شود و اعمال آنان به حساب این شخص نیز نوشته می شود هر چند که اعمال آنان را انجام نداده باشد.( تاریخ بغداد: ۵،۱۹۶، الفردوس: ۳،۵۹۵،۵۸۷۰ کلاهما عن جابر بن عبدالله ، کنز العمّال : ۹،۲۱،۲۴۷۳۰.)
این امر در قرآن نیز بیان شده است.  خداوند در آیات ۶۵ سوره هود، ۱۵۷ سوره شعراء و ۱۴ سوره شمس قوم ثمود را به سبب این که دوست داشتند ناقه الله و شتر صالح کشته شود، به عنوان کشندگان آورده و مجازات نموده است؛ در حالی تنها یکی از ایشان به این امر قیام کرده و شتر را پی نموده و به قتل رسانیده بود؛ چنان که خداون در آیه ۱۲ سوره شمس می فرماید: اذ انبعث اشقیها؛ آن گاه که شقی ترین ایشان برخاست. با این همه می گوید: فَعَقَرُوهَا؛ آنان شتر را پی کردند و کشتند.
از این بدتر آن که خداوند سکوت در برابر بدکاری را نیز نادرست شمرده و ساکتین را جزو بدکاران قرار داده است. خداوند در آیات ۱۶۴ تا ۱۶۶ سوره اعراف بیان می کند که ترک کنندگان امر به معروف و نهی از منکر را مجازات کرده و بوزینه نموده به سبب آن که بی خیالی روا داشته و به مسئولیت خودشان عمل نکرده اند.
به هر حال، انسان با محبوب خویش محشور می شود و خوش گمانی و بدگمانی اش در دل در تحولات و سرنوشت و مقدرات او نقش اساسی ایفا می کند ؛ چنان که پیامبر صلّى الله علیه و آله می فرماید: العَبدُ عِندَ ظَنِّهِ بِاللهِ عَزَّوجَلَّ ، وهُوَ مَعَ أحبابِهِ یَومَ القِیامَهِ؛ با بند بر اساس همان گمانش به خدا برخورد می شود و او با دوستانش در روز قیامت خواهد بود.( کنز العمّال : ۳ ، ۱۳۶ ، ۵۸۵۶ و ج ۹ ، ۸ ، ۲۴۶۶۸ وفیه «وهو مع من أحبّ» بدل «وهو مع أحبابه یوم القیامه» وکلاهما نقلاً عن أبی الشیخ عن أبی هریره.)
هم چنین پیامبر گرامی صلّى الله علیه و آله  می فرماید: یَابنَ مَسعودٍ ، أحِبَّ الصّالِحینَ ؛ فَإِنَّ المَرءَ مَعَ مَن أحَبَّ ، فَإِن لَم تَقدِر عَلى أعمالِ البِرِّ فَأحِبَّ العُلَماءَ ، فَإِنَّهُ یَقولُ : وَمَن یُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئـِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَآءِ وَالصَّــالِحِینَ وَحَسُنَ أُوْلَـئـِکَ رَفِیقًا ؛ ای بن مسعور! صالحان را دوست بدار! زیرا مرد با محبوبش است؛ پس اگر توانایی انجام کارهای بر و نیک را نداری علما را دوست بدار؛ زیرا خداوند می فرماید: و کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند، (در روز رستاخیز،) همنشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده؛ از پیامبران و صدّیقان و شهدا و صالحان؛ و آنها رفیقهای خوبی هستند! (نساء، آیه ۶۹؛ مکارم الأخلاق : ۲ ، ۳۵۷ ، ۲۶۶۰ ، جامع الأخبار : ۵۱۸ ، ۱۴۶۷ عن الإمام علیّ علیه السّلام ، بحارالأنوار : ۷۷ ، ۱۰۷ ، ۱.
عبدالله بن مسعود می گوید: جاءَ رَجُلٌ إلى رَسولِ اللهِ صلّى الله علیه و آله فَقالَ : یا رَسولَ اللهِ ، کَیفَ تَقولُ فی رَجُلٍ أحَبَّ قَوماً ولَم یَلحَق بِهِم ؟ فَقالَ رَسولُ اللهِ صلّى الله علیه و آله : المَرءُ مَعَ مَن أحَبَّ؛ مردی نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: ای پیامبر خدا! درباره مردی که قومی را دوست می دارد ولی به آنان محلق نشده است چه می فرمایی؟ پیامبر(ص) پاسخ داد: مرد با هر کسی است که دوست می دارد.( صحیح البخاری : ۵،۲۲۸۳،۵۸۱۷ و ح ۵۸۱۸ عن أبی موسى ، صحیح مسلم : ۴ ، ۲۰۳۴ ، ۱۶۵ عن عبدالله، سنن الترمذی : ۴،۵۹۶،۲۳۸۷ و ج ۵ ، ۵۴۵ ، ۳۵۳۵ ، مسند ابن حنبل : ۶ ، ۳۱۵ ، ۱۸۱۱۳ کلّها عن صفوان بن عسّال نحوه و ج.  ۴ ، ۳۱۹ ، ۱۲۶۲۵ و ص ۵۳۳ ، ۱۳۸۲۹ کلاهما عن أنس بن مالک نحوه وفیهما «ولا یبلغ عملهم» بدل «ولم یلحق بهم» ؛ الأمالی للمفید : ۱۵۱ ، ۲ نحوه وفیه «لا یعمل بأعمالهم» بدل «ولم یلحق بهم».)
ثابت البنانیّ  از أنس بن مالک نقل می کند : جاءَ رَجُلٌ إلى رَسولِ اللهِ صلّى الله علیه و آله فَقالَ : یا رَسولَ اللهِ ، الرَّجُلُ یُحِبُّ الرَّجُلَ ولا یَستَطیعُ أن یَعمَلَ کَعَمَلِهِ ؟ فَقالَ رَسولُ اللهِ صلّى الله علیه و آله : المَرءُ مَعَ مَن أحَبَّ.  فَقالَ أنَسٌ : فَما رَأَیتُ أصحابَ رَسولِ اللهِ صلّى الله علیه و آله فَرِحوا بِشَی ءٍ قَطُّ إلّا أن یَکونَ الإِسلامَ ما فَرِحوا بِهذا مِن قَولِ رَسولِ اللهِ صلّى الله علیه و آله ؛ مرد نزد پیامبر(ص)آمد و گفت: مردی مردی را دوست م یدارد ولی نمی تواند مانند او کاری را انجام دهد؟ پیامبر(ص) فرمود: هر کسی با محبوبش است. پس انس گفت: ندیدم که یاران پیامبر(ص) به چیزی در اسلام به این اندازه سرخوش و فرحناک شوند مگر سخنی پیامبر(ص) که در این باره فرموده بود.( مسند ابن حنبل : ۴ ، ۴۴۲ ، ۱۳۳۱۵ ، کنز العمّال : ۹ ، ۱۶۶ ، ۲۵۵۵۲ عن الإمام علیّ علیه السّلام وفیه إلى «المرء مع من أحبّ».)
بر اساس این روایات باید گفت که عمل هر چند که نقش اساسی دارد، ولی آن چه مهم است عواطف و احساساتی است که نسبت در قالب مودت و محبت به کسی یا چیزی ابراز می کند. از این روست که محبت که نیت بر اساس آن شکل می گیرد از خود عمل مهم تر دانسته شده است .
در همین رابطه محبت و مودت نسبت به پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) به عنوان شاخص اصلی برای سعادت و شقاوت بشر در دنیا و آخرت مطرح شده است. رسول الله (ص) می فرماید : مَن أحَبَّنا کانَ مَعَنا یَومَ القِیامَهِ ، ولَو أنَّ رَجُلاً أحَبَّ حَجَراً لَحَشَرَهُ اللهُ مَعَهُ؛ هر کسی ما را دوست بدارد در روز قیامت با ما محشور می شود و اگر کسی سنگی را دوست بدارد با آن سنگ محشور می شود.( مشکاه الأنوار : ۸۴ و ص ۱۲۳ ، الأمالی للصدوق : ۲۷۸ ، ۳۰۸ ، تنبیه الخواطر : ۲ ، ۱۶۴ کلاهما عن نوف البکالی عن الإمام علیّ علیه السّلام ، عیون أخبار الرضا علیه السّلام : ۱ ، ۳۰۰ ، ۵۸ عن الریّان بن شبیب عن الإمام الرضا علیه السّلام ، کفایه الأثر : ۱۵۱ وفیهما من «لو أنّ رجلاً…» ، بحار الأنوار : ۷۷ ، ۳۸۳ ، ۹.)