شاخص های تمدن اسلامی از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

گفتمان انقلاب اسلامی به رهبری امامان خمینی(ره) و خامنه ای (مدظله العالی) به هدف بسترسازی تمدن اسلامی در دوره معاصر و حکومت جهانی مصلح عادل حضرت مهدی(عج) آغاز و استمرار یافته است. بنابراین، شناخت شاخص های تمدن اسلامی از منظر قرآن، کمک می کند تا درک واقع بینانه و حقیقت گرایانه ای از اهداف و راهبردها و سیاست های نظام جمهوری اسلامی داشته باشیم.

ویژگی های تمدنی

واژه تمدن از «مدن» به معنای اجتماعی است که دارای ویژگی ها و شاخص های اساسی در قالب نظام های عقیدتی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، نظامی، اقتصادی و مانند آن ها است. این بدان معناست که در ذات «مدنیت و تمدن» قوانین مکتوب نه شفاهی اصالت دارد و بدون نظام های گوناگون و قوانین مدون و مکتوب در همه زمینه ها و امور و مسایل به ویژه اجتماعی، نمی توان از مدنیت و تمدن سخن به میان آورد.

بر همین اساس، وقتی پیامبر(ص) به شهر «یثرب» هجرت می کند، نام شهر به «مدینه النبی» تغییر می یابد تا بر جنبه تمدنی آن تاکید شده باشد؛ زیرا دین اسلام، تامین کننده هر آن چیزی است که یک تمدن به آن نیاز دارد؛ چرا که تمدن و مدنیت، به عنوان یک نوع خاص از فلسفه و سبک زندگی، شامل مجموعه پیچیده‌اى از پدیده‌هاى اجتماعى قابل انتقال، حاوى جهات مذهبى، اخلاقى، زیباشناختى، فنّى یا علمى و مشترک در همه اجزاى یک جامعه وسیع و یا چندین جامعه مرتبط با یکدیگر است( فرهنگ علوم اجتماعى، ص‌۴۷، «تمدّن») و این همان چیزی است که دین اسلام تامین کننده آن بوده است.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، بادیه نشینان(توبه، آیه ۹۷) و مردمان فاقد زبان و فرهنگ مشترک(کهف، آیات ۹۰ و ۹۳) به عنوان نمونه برخی از مردمان بی تمدنی هستند که از اهداف آفرینش بی بهره یا کم بهره هستند؛ زیرا هدف آفرینش، خلافت الهی انسان بر زمین و استعمار و آبادانی و عمران آن بر اساس مظهریت در ربوبیت است.(هود، آیه ۶۱) این مظهریت تنها در سایه تمدنی شکل می گیرد که مبتنی بر قوانین مدون و فلسفه و سبک زندگی خاصی باشد که نمونه آن را تمدن های الهی به رهبری پیامبران تحقق بخشیده اند.(حدید، آیه ۲۵؛ بقره، آیه ۱۴۳؛ ص، آیات ۳۴ تا ۳۸ و آیات دیگر)

در اصطلاح قرآن، به اجتماع تمدنی افزون بر واژه «مدن و مدینه»، اصطلاح خاص «امت» اطلاق می شود که دارای بار معنای فراتر و عمیق تر از واژه تمدن است؛ زیرا در واژه امت بر جنبه های فلسفی و عقیدتی بیش تر از جنبه های مادی و ظاهری آن توجه داده می شود؛ چرا که هر تمدنی دارای دو دسته از ویژگی های مادی و معنوی است که در اصطلاح تمدن، به جنبه مادی و ظاهری بیشتر توجه شده در حالی که در اصطلاح امت بر جنبه ها و ویژگی های معنوی آن اهتمام بیش تری مبذول می شود.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اجتماعات انسانی می بایست به مساله تمدن و مدنیت به عنوان یک ارزش و شاخص توجه و اهتمام داشته و آن را هدف از اجتماع بشری قرار دهند و به عنوان یک نعمت قدردان و شاکر آن باشند؛(اعراف، آیه ۷۴) زیرا از نظر آیات قرآنی، تمدن ها از جمله نعمت های الهی است که به بشریت هدیه شده است(انعام، آیه ۶؛ اعراف، آیات ۷۳ و ۷۴؛ کهف، آیات ۸۳ و ۸۴؛ نمل، آیه ۱۶؛ سباء، آیه ۱۲؛ ص، آیات ۳۴ تا ۳۸) و انسان متمدن، انسانی است که در چارچوب اهداف خلقت آفرینش انسان و فلسفه وجودی و نیز خلافت الهی گام بر می دارد و با تمدن خویش مسئولیت خلافت الهی را به درستی انجام می دهد و به استعمار زمین و آبادانی آن در راستای همین مسئولیت اقدام می کند.(هود، آیه ۶۱)

از نظر قرآن، ویژگی ها و شاخص های ظاهری و مادی یک تمدن می تواند اموری چون موارد زیر باشد:

  1. ارتباطات فرهنگی و زبانی: از نظر قرآن، یکی از مهم ترین نشانه های تمدنی، وجود ارتباطات فرهنگی و زبانی است که موجب تسهیل در ارتباط اجتماعی و تبادلات و انسجام اجتماعی است. پس اگر اجتماعی فاقد چنین خصیصه ارتباطی به ویژه زبانی باشد، نمی تواند در تمدن سازی موفقیت یابد؛ زیرا فقه و فهم ژرف و عمیق نیاز طبیعی یک ارتباط اجتماعی و تعاملی میان افراد و اعضا یک اجتماع است که می خواهد تمدنی را بیافریند.(کهف، آیه ۹۳) اگر اجتماعی دارای یک زبان مشترک و فرهنگ مشترک نباشد، نمی تواند در تحقق هدف تمدنی خویش موفق باشد. از همین روست که در ایجاد تمدن های بزرگ هماره زبان و فرهنگ مشترک نقش اساسی داشته است؛ چنان که زبان رومی و عربی و فارسی و انگلیسی در میان اقوام گوناگون بستری برای تمدن های بزرگ بوده است.
  2. حکومت و دولت: اجتماعی به سطح تمدنی دست می یابد که دارای حکومت و برخوردار از دولت باشد؛ زیرا اوج یک نظام اجتماعی که در کانون خانواده بنیاد گذاشته می شود، در نظام سیاسی است که در ساختار دولت و حکومت به نتیجه می رسد. بنابراین، هر تمدنی دارای یک حکومت و دولتی است که برترین و عالی ترین نهاد اجتماعی آن اجتماع است؛ زیرا بدون دولت و حکومت نمی توان از تمدن سخنی به میان آورد و آن را ایجاد و تحقق بخشید.(یوسف، آیه ۴۳؛ کهف، آیات ۸۳ و ۸۴؛ نمل، آیات ۲۲ و ۲۳ و ۳۴ و ۳۷ و ۳۸ و ۴۲؛ قصص، آیه ۳۸؛ ص، آیات ۱۷ و ۲۰) باید توجه داشت که حاکمیت قوی و مقتدر تامین کننده عنصر اصلی سعادت و خوشبختی و فلسفه وجودی هر اجتماع و نظام سیاسی یعنی امنیت است. از همین روست که حکومت های قوی و مقتدر در تحقق یک تمدن نقش اساسی دارد و وجود امنیت در سایه حکومت و دولت نشانه ای از وجود یا امکان تحقق تمدن است.
  3. قوت و توان کامل و مفید: از نظر قرآن، اجتماعی می تواند به تمدن دست یابد که از قوت و توان در همه ابعاد برخوردار باشد و بتواند آن قوت و توان را به اقتدار نظامی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مانند آن ها تبدیل کند و در هر زمینه به اراده و اختیار خویش کاری را انجام یا ترک کند و از استقلال کامل برخوردار باشد و تحت اکراه و اجبار دیگران قرار نگیرد. بنابراین، تمکن، مکنت، امکانات، قوای گوناگون برای انجام و ترک که همان قدرت و اقتدار یک نظام تمدنی است، از مهم ترین ویژگی های ظاهری تمدن ها است. اگر تمدنی فاقد قوت و توان باشد به همان میزان در هر عرصه ای فاقد قدرت واقتدار و استقلال در عمل است و نمی تواند تمدنی کامل و جامع را تحقق بخشد. بنابراین نمی توان قوت و توان را تنها محدود به عرصه نظامی و اقتدار نظامی خلاصه و محدود کرد، بلکه در هر امری از امور اجتماعی می بایست این قوت و توان و امکانات فراهم باشد تا اقتدار در آن عرصه خودنمایی و توان واکنش و کنش وجود داشته باشد.(توبه، آیه ۶۹؛ کهف، ایات ۸۳ و ۸۴؛ نمل، آیات ۱۷ تا ۳۷؛ روم، آیه ۹؛ غافر، آیات ۲۱ و ۸۲)
  4. امنیت غذایی: از دیگر ویژگی هایی که یک تمدن از آن برخوردار است و می توان آن را نشانه ای برای تمدن برشمرد، امنیت غذایی است؛ زیرا فلسفه وجودی هر اجتماع و نهادهای آن از جمله نهاد دولت و حکومت، تامین آسایش و رفاه به عنوان دومین مولفه و عنصر اصلی سعادت است. از نشانه های تمدن می توان به توسعه و پیشرفت کشاورزی برای تامین امنیت غذایی و رفاه و آسایش اجتماع اشاره کرد. از همین روست که در آیات قرآنی از نشانه های تمدن، توسعه و پیشرفت کشاورزی و امنیت غذایی و آسایش و رفاه مردم دانسته شده است.(یوسف، آیات ۴۶ تا ۴۹؛ شعراء، آیات ۵۷ و ۵۸ و ۱۴۱؛ روم، آیه ۹؛ دخان، آیات ۲۵ و ۲۶)
  5. عمران و سازه های عظیم ساختمانی: از مهم ترین نشانه های ظاهری و مادی تمدن، وجود اقتصاد پیشرفته است که تامین کننده آسایش و رفاه است. همه تمدن ها از نظر عمران و آبادانی و سازه های گوناگون در اوج پیشرفت قرار می گیرند. ساختمان سازی(اعراف، آیات ۷۳ و ۷۴؛ حجر، آیات ۸۰ و ۸۲؛ شعراء، آیات ۱۲۴ و۱۲۸ و ۱۲۹ و ۱۴۱؛ نمل، آیات ۴۵ تا ۵۲)، سدسازی جهت کشاورزی و امور دیگر(سباء، آیات ۱۵ و ۱۶)، افزایش سازه های دفاعی(کهف، آیات ۸۳ تا ۹۶)، وجود صنایع پیشرفته(کهف، آیات ۹۴ تا ۹۶؛ قصص، آیه ۳۸؛ سباء، آیات ۱۲ و ۱۳)، وجود سازه عظیم(سباء، آیات ۱۲ و ۱۳؛ قصص، آیه ۳۸؛ غافر، آیه ۳۶) از جمله نشانه های ظاهری و مادی تمدن ها است که گواهی بر نظم و نظام اجتماعی و قوت و قدرت و اقتدار آن اجتماع و تمدن دارد. از نظر قرآن، اجتماعات بشری که فاقد این نشانه باشد، مردمان غیر متمدن هستند(کهف، آیات ۹۰ و ۹۳)؛ زیرا در برخى روایات آمده که این مردمان حتّى صنعت‌خانه‌سازى بلد نبودند (تفسیر عیّاشى، ج‌۲، ص‌۳۵۰) و لذا آفتاب چنان آنان را سیاه نموده بود که مثل پاره‌اى از تاریکى شده بودند. (تفسیر عیّاشى، ج‌۲، ص‌۳۴۲)
  6. هنر: از دیگر نشانه های ظاهری و مادی تمدن ها، وجود هنر و گسترش آن در این نوع اجتماعات بشری است. البته هنرهای تجسمی از جمله ساخت تندیس و تمثال (سباء، آیات ۱۲ و ۱۳) و بهره گیری از هنر در سازه ها و صنایع گوناگون و توجه به ابعاد زیباشناختی فراتر از ابعاد سودمندی در تولید کالا و خدمات، از دیگر جلوه ها و نشانه های تمدنی است که قرآن به آن اشاره دارد.(نمل، آیه ۴۴)

شاخص های ویژه تمدن اسلامی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر تمدنی می بایست دارای شاخص های پیش گفته به عنوان نشانه های تمدن بشری باشد؛ اما این همه آن چیزی نیست که تحقق بخش تمدن اسلامی باشد؛ زیرا از نظر آموزه های قرآنی، تمدن اسلامی بر فلسفه ای خاص شکل می گیرد که جنبه های معنوی و غیر مادی در آن از اولویت بیش تری برخوردار است و تمدن اسلامی می بایست آن را دارا باشد تا بتواند عنوان تمدن اسلامی را تصاحب کند. بر این اساس، افزون بر شاخص های پیش گفته که شاخص ها و نشانه های ظاهری و مادی تمدن است، تمدن اسلامی می بایست شاخص های دیگری را داشته باشد.

  1. حاکمیت دین اسلام و شرایع آن: از مهم ترین ویژگی های تمدن اسلامی، حاکمیت دین اسلام و شرایع آن به عنوان فلسفه و سبک زندگی است. بر اساس، فرهنگ تمدنی اسلام زمانی شکل می گیرد که عقاید و اخلاق و قوانین اسلامی بر فکر و عمل امت حاکمیت یابد و چیزی دیگر جایگزین آن نشده باشد یا به شکل التقاطی مورد اهتمام نباشد؛ زیرا تمدن اسلام در قالب امت شکل می گیرد که از نظر معرفت شناسی، هستی شناسی، انسان شناسی، جهان بینی و هم چنین هدف و روش بر اساس آموزه های وحیانی اسلام باشد. بر این اساس، آن چه فلسفه و سبک زندگی امت را شکل می دهد، اسلام است ، به طوری که هیچ گونه عقیده یا قانونی دیگر جایگزین آن نشده باشد. هر گونه فلسفه و سبک زندگی غیر اسلامی حتی به شکل التقاطی موجب می شود تا تمدن اسلامی شکل نگیرد. تعطیلی قوانین اسلامی و شریعت به معنای عدم تحقق تمدن اسلامی خواهد بود.
  2. ایمان برتر: امت اسلام زمانی می تواند تمدن ساز باشد که دارای ایمان برتری نسبت به دیگران از جمله اهل کتاب باشد؛ زیرا اگر در همان سطح از ایمان باشد، ناتوان از تحقق امتی است که بتواند شاهد تمدنی برای امت های دیگر باشد.(آل عمران، آیه ۱۱۰) پس اگر فرض شود که ایمان اهل کتاب در سطحی است که از نظر اخلاقی عدالت محور هستند، امت اسلام می بایست در سطح محاسن و مکارم اخلاقی باشند و اهل عفو و نیز ایثار بوده و با چنین شیوه ای با دیگران تعامل داشته باشند. چنین امری موجب می شود تا نظام های اجتماعی منسجم شود. به سخن دیگر، نسبت به یک دیگر بسیار رحیم و نسبت به دشمنان سخت گیر باشند و اجازه تعرض به دشمنان ندهند.(فتح، آیه ۲۹)
  3. تحقق نظام های الهی: در راستای تحقق تمدن اسلامی و حاکمیت بخشی به اسلام می بایست همه نظام های فکری و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و مانند آن ها باید بر اساس فلسفه و سبک زندگی اسلامی باشد و هیچ نظام دیگری جایگزین آن نشود. شناخت نظام های گوناگون اسلامی برای جامعه پذیری و فرهنگ پذیری می بایست بر اساس آموزه های اسلامی باشد و از هر گونه التقاط پرهیز شود. بنابراین، عدم نظریه پردازی حوزه نظام های اسلامی و عدم تحقق و اجرای آن در میان امت مانع جدی برسر راه تمدن اسلامی خواهد بود. بر همین اساس می بایست همان طوری که نظام سیاسی ولایی پذیرفته شود، بلکه نظام های اقتصاد اسلامی، جامعه شناسی اسلامی، فلسفه اسلامی، هنر اسلامی و مانند آن ها شناسایی و به کار گرفته شود.
  4. اجرای حدود و قوانین الهی: هر چند که در ویژگی نخست به این امر اشاره شده است، اما قرآن تاکید ویژه و خاصی به این امر دارد؛ زیرا هر گونه تعدی یا تعطیل قوانین الهی به معنای خروج از اهداف الهی در تحقق بخشی تمدن اسلامی در قالب امت است. (ال عمران، آیه ۱۱۰؛ بقره، آیات ۲۲۹ و ۲۳۰؛ حج، آیه ۴۱؛ نساء، آیه ۱۳ و آیات دیگر)
  5. اعتدال گرایی: از مهم ترین ویژگی های تمدن اسلامی، اعتدال گرایی است. به این معنا که در همه امور وسط را به عنوان بهترین شیوه عمل اهتمام می ورزند و از هر گونه افراط و تفریط گریزان هستند.(بقره، آیه ۱۴۳) پس همان طوری که در امور اقتصادی اهل تبذیر و اسراف نیستند، هم چنین بخل و خساست نمی ورزند و با میانه روی و قوامیت به گونه ای عمل می کنند که هم خود و هم دیگران از اقتصاد و آسایش مناسب بهره مند شوند.(فرقان، آیه ۶۷)
  6. امر به معروف و نهی از منکر: تمدن اسلامی در شرایطی شکل می گیرد و استمرار و تداوم می یابد که ولایت متقابل مومنان در امت اسلام نهادینه شده باشد و هر کسی نه تنها خود به مسئولیت اجتماعی خویش عمل کرده و بر اساس معروف رفتار می کند و از منکرات و زشتی ها پرهیز می نماید، بلکه دیگران را نیز به معروف امر و فرمان می دهد و از هر گونه منکر باز می دارد. هنجارگرایی و هنجارسازی از جمله وظایف اجتماعی امت است و اگر امت به این مسئولیت و فریضه اساسی عمل نکند، ممکن است هرگز به تمدن اسلامی دست نیابد؛ زیرا در هر اجتماعی شماری هنجارشکن و قانون گریز و قانون شکن هستند که می بایست آنان را مهار و مدیریت کرد؛ چرا که همین اندک افراد ممکن است فتنه ای را به پا کنند که اکثریت مردم به آن بسوزند و آسیب ببیند. یک زن فاسق و فاجر می تواند یک اجتماعی را به انحراف و فساد و فحشاء بکشاند و منکری را در اجتماع ایجاد یا گسترش دهد. بنابراین، مبارزه با قانون شکنی و قانون شکنان و هنجارشکنان از جمله وظایف امتی است که دنبال تمدن اسلامی هستند؛ و اگر این گونه عمل نکنند نمی بایست توقع و انتظار برپایی تمدن اسلامی را داشته باشند.(آل عمران، آیه ۱۱۰؛ بقره، آیات ۲۲۹ و ۲۳۰؛ نساء، آیه ۱۳)
  7. قسط گرایی: امت و تمدن اسلامی در سایه سار عدالت که نزدیک ترین راه به تقوای الهی است، شکل می گیرد.(مائده، آیه ۸؛ اعراف، آیه ۱۸۱؛ نحل، آیه ۹۰) از همین روست که در آیات قرآنی، پیامبران (ع) مامور می شوند تا به عنوان خلیفه الله برای اقامه حق و عدل در اجتماع به هر شکلی حتی از طریق قوه قضایی اقدام کنند.(ص، آیه ۲۶) پس حکومت و حاکمیت تمدنی اسلام برای اقامه قسط و عدالت در اجتماعات بشری است. البته این عدالت در حوزه عمل به ویژه عمل اقتصادی به شکل قسط خودنمایی می کند. به این معنا که هر کسی از مواهب الهی سهم و قسطی دارد که در کتاب الله مشخص است و می بایست به آن دست یابد. اصولا تمدن اسلامی که در سایه سار فلسفه و قوانین مکتوب الهی به رهبری و ولایت پیامبران و معصومان(ع) شکل می گیرد در راستای تحقق قسط و اقامه آن است.(حدید، آیه ۲۵) بنابراین، هر گونه قسط خوری به معنای نادیده گرفتن سهم دیگران است که شخص را از دایره اسلام و مسلمانی خارج می کند(جن، آیات ۱۵ و۱۶) و اگر کسی مدعی اسلام و تمدن اسلامی است، می بایست نه تنها به اقامه قسط اقدام کند، بلکه همه وجودش برپایی این امر باشد تا هر کسی به سهم خویش دست یابد. از همین روست که خدا مسلمانان را «قوامین بالقسط» معرفی می کند تا با بهره مندی همگان حتی دشمنان از سهم و قسط خویش بتوانند زندگی همراه با آسایش و آرامشی را تجربه کنند.(مائده، آیه ۸؛ نساء، آیه ۱۳۵) این شاخص قسط گرایی در چارچوب همان اعتدال گرایی و وسطیت امت اسلام تحقق می یابد که مهم ترین شاخص در تحقق تمدن اسلامی و بقا و استمرار آن است.(بقره، آیه ۱۴۳)
  8. حق گرایی: از ویژگی ها و شاخص های امت اسلامی که تمدن اسلامی را رقم می زنند، حق گرایی است. بنابراین، هرگز گرایش به باطل نداشته و کمکی به آن نمی کنند، بلکه هر آن چه حق است و با منشای حق تعالی بدان گرایش داشته و آن را تحقق می بخشند. بر همین اساس، گرایش به صداقت، عدالت و امانت و وفا دارند.(اعراف، آیه ۱۸۱؛ نورالثقلین، ذیل‌آیه)
  9. هدایت گری: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، از شاخص های امت اسلامی تمدن ساز، این است که نه تنها اهل هدایت هستند و از ضلالت دوری می کنند، بلکه اهل هدایت گری هستند و کمک می کنند تا دیگران به هدایت برسند و در مسیر درست قرار گیرند.(اعراف، آیه ۱۸۱)