شاخصه های قدرت های الهی و شیطانی

سرباز

بسم الله الرحمن الرحیم

قدرت، به کار گیری قوت و نیرو در قالب توانایی انجام یا ترک کاری است. بنابراین، قدرت و توانایی تنها درباره کسانی معنا و مفهوم می یابد که دارای اراده و حق اختیار و انتخاب باشند. انسان ها به دنبال قوت و نیرو هستند تا بتوانند قدرت و توانایی یابند؛ زیرا قوت و نیرو، موتور محرکه قدرت است. خداوند به عنوان منشا و خاستگاه قوت و نیروی باطنی انسان است؛ ولی انسان به سبب اراده و اختیار، آن نیرو و قوت الهی را در خدمت قدرت شیطانی قرار می دهد. نویسنده در این مطلب بر آن است تا شاخصه های قدرت شیطانی را از قدرت مثبت و سازنده بر اساس آموزه های قرآنی بازشناسد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

قوت پایه قدرت

قوت که در فارسی از آن به نیرو یاد می شود، یک حالت درونی و باطنی است. در ادبیات کهن از نیروانا به عنوان قوت باطنی انسان سخن گفته شده است. این قوت و نیرو باطنی است که به انسان توانایی و قدرتی می بخشد تا زورمند شود و بالا دست دیگران قرار گیرد. در فرهنگ اوستایی برای کسب نیروانا و رسیدن به برتری و زبری باطنی و حتی ظاهری از مایعی مثل آب و شیر در مراسم استفاده می کردند که به آن زور می گفتند.(لغت نامه دهخدا، ذیل واژه زور)

خداوند در آیات قرآنی، قوت و نیرو را به خود نسبت داده و می فرماید خاستگاه و منشاء و ریشه هر توانی اوست: اَنَّ القُوَّهَ لِلّهِ جَمیعـًا؛ به راستی که همه قوت برای خداوند است. (بقره، آیه ۱۶۵ ) پس هر کسی قوت و نیروی دارد از خداست.(بقره، آیه ۲۴۷؛ انعام، آیه ۶؛ اعراف، آیات ۱۰ و ۶۹ و آیات دیگر)

اما قدرت که در فارسی از آن به توان و توانایی یاد می شود، حالتی است که انسان را قادر به انجام کاری یا ترک آن می کند.(التحقیق، ج ۹، ص ۲۰۵، «قدر»)

در حقیقت قدرت، خروجی همان قوت است؛ زیرا زمانی که انسان بتوانند از نیرو و قوت خویش بهره گیرد و آن را در جهت تحقق خواسته خود به کار گیرد، به چنین شخصی توانمند و قدرتمند اطلاق می شود.

هم چنین از تعریف دانسته می شود که ترک کاری نیز قدرت است؛ زیرا اگر کسی نتواند به اراده و اختیار کاری را ترک کند، مجبور است و دیگر نمی توان او را قدرتمند و توانمند دانست؛ چرا که با اعمال زور و زبری دیگری است که کاری را ترک کرده است نه به اراده و اختیار خود. هم چنین قدرت در جایی به کار می رود که امکان ترک و انجام کاری فراهم باشد و در جایی که اصولا امری تک وجهی است و بیش تر از یک وجه و حالت ندارد، اطلاق قدرت و توان معنا ندارد.

اعمال قدرت در حوزه عمل اجتماعی و سیاسی

شاید مهم ترین وجه از وجوه ظهور و بروز قوت در حوزه قدرت سیاسی و اجتماعی باشد؛ زیرا یکی از تاثیرگذارترین حوزه های ظهور قوت و اعمال قدرت، حوزه اجتماعی است؛ چرا که سرنوشت آدمی و بدبختی و خوشبختی بشر به این حوزه بستگی دارد.

وقتی از قدرت در حوزه عمل اجتماعی و سیاسی سخن گفته می شود، مراد توانایى اجراى کار خاصّ در عرصه اجتمایی، یا توانایى شخص براى وادار کردن دیگران به تسلیم در برابر خواست خود به هر صورتى، یا توانایى یک طبقه براى تحقّق منافعش در برابر طبقات دیگر است. قدرت سیاسی و اجتماعی در جوامع بشری، ناشى از داراییهاى محسوس و غیر محسوس است.(فرهنگ علوم سیاسى، ص ۳۳۴ – ۳۳۵، «قدرت».)

باید توجه داشت، قدرت در اصطلاح فلسفى، حالتى در موجود زنده است که به سبب آن مى تواند کارى را انجام دهد یا ترک کند. از این منظر، توانا و قادر کسى است که هرگاه اراده کند فعل از او صادر شود، و الاّ نه.( فرهنگ معارف اسلامى، ج ۳، ص ۱۴۷۰، «قدرت»؛ ج ۲، ص ۴۶۹؛ اسفار اربعه، ملاصدرا، ج ۳، ص ۶۷ و ۸۷ ؛ کشف المراد، ص ۱۳۵.) بنابراین، می توان گفت که ارتباط تنگاتنگی میان معنای لغوی و اصطلاحی قدرت و توانایی است؛ هر چند که در مفهوم و اصطلاح سیاسی آن ویژگی ها و شرایطی برای تحقق قدرت ذکر شده ، ولی عنصر اصلی آن همان، توانایی بر انجام کار یا ترک آن است با این تفاوت که این توان و قدرت به شکل زور و زبری بر دیگران اعمال می شود و شخص قادر و توانمند سیاسی نیرو و قوت خویش را در باره دیگری از افراد یا گروه ها و یا ملت یا حتی ملل به کار می گیرد و افراد بشری را وادار به انجام کار یا ترک آن می کند. پس در قدرت سیاسی، متعلق اعمال قوت و موضوع آن دیگری است از افراد جامعه است.

اهمیت و ارزش قدرت

بر اساس آموزه های قرآنی، خداوند قادر مطلق است و او تنها کسی است که دارای قدرت مطلق انجام یا ترک کاری بر می آید و هر کسی اگر قدرتی دارد با قوت و نیروی است که خداوند به او ارزانی داشته و او را مظهر قوت و قدرت خود قرار داده است.

خداوند در آیه ۷۵ سوره نحل با بیان مثالی از انسان آزاده و انسان برده نشان می دهد که از نظر عقلانی و فطری، قدرت یک ارزش است. از این روست که هر کسی بر آن است تا به قدرت دست یابد.(اسراء، آیه ۸۰؛ ص، آیه ۳۵؛ زخرف، آیات ۵۱ و ۵۲)

از آیه ۵۲ سوره هود به دست می آید که قدرتمندى و تلاش براى افزایش آن یک ارزش است. هم چنین از نظر خداوند، قوت و قدرت علمی و عملی و جسمی و مانند آن یک ارزش و دارای اهمیت است و انسان می بایست در اندیشه کسب آن باشد.(بقره، آیه ۲۴۷؛ اعراف، آیه ۶۹؛ نحل، آیه ۷۶)

راه های کسب قدرت

بر اساس آموزه های الهی قوت و نیرو است که به انسان یا هر موجود زنده دارای اراده و اختیار این امکان را می دهد تا قدرت داشته کاری را انجام یا ترک نماید. از آن جایی که خداوند منشا و خاستگاه قوت است؛ پس باید گفت تنها راه کسب قدرت همانا بهره مندی از عنایت و فضل الهی است.

با این همه خداوند در آیات قرآنی بیان داشته که در میان آفریده ها دو آفریده است که از اراده و اختیار برخوردارند و خداوند انسان و جن را دارای اراده و اختیار آفریده است و به همین سبب به این دو موجود قوتی را بخشیده تا بتوانند با اراده و اختیار خویش کاری را انجام یا ترک کنند. پس مشیت الهی بر این قرار گرفته تا انسان و جن از قدرت برخوردار باشند.

اما اگر انسان بخواهد قوت و نیروی خویش را افزایش دهد و از این راه به کسب قدرت فزونی تر بپردازد؛ راه هایی را بیان کرده است که از جمله آن ها عبارتند از:

  1. استغفار و توبه : خداوند در آیه ۵۲ سوره هود برای افزایش قوت و به تبع آن قدرت به اصل استغفار و توبه عنوان یکی از مهم ترین راه های کسب قوت و قدرت و افزایش آن اشاره می کند و می فرماید: ویـا قَومِ استَغفِروا رَبَّکُم ثُمَّ توبوا اِلَیهِ یُرسِلِ السَّماءَ عَلَیکُم مِدرارًا ویَزِدکُم قُوَّهً اِلى قُوَّتِکُم؛ و ای قوم! طلب غفران از پروردگارتان بکنید و سپس به سوی او توبه و بازگشت نمایید تا خداوند از آسمان به سوی شما پیاپی باران و برکت فرستد و نیرو و قوت بر قوت شما شما بیافزاید.
  2. اتصال به خداوند: خداوند منشا و خاستگاه هر قوت و نیروی است و اگر کسی بخواهد نیرو و قوتی کسب کند تا بتواند اعمال قدرتی نماید باید به خداوند متصل شود. باید از هر گونه توهمی پرهیز کرد و حتی دانست پیامبرانی چون عیسی(ع) و موسی(ع) به قوت الهی کارهای خارق عادت و معجزه داشته اند نه به قوت و قدرت استقلالی خود(مائده، آیات ۷۳ تا ۷۶).
  3. دعا و نیایش: از آیات قرآنی به دست می آید که دعا و نیایش برای کسب قوت و قدرت یکی از راه هایی است که از سوی خداوند مورد تاکید قرار گرفته است(اسراء، آیه ۸۰؛ ص، آیه ۳۵)
  4. حفظ وحدت و اتحاد: خداوند می فرماید اگر قوت و نیروی به شما داده می شود در صورتی می تواند شما را قادر و توانا سازد که وحدت خویش را حفظ کرده و از هر گونه تفرقه و تشتت خودداری ورزید(انفال، آیه ۴۶)
  5. احسان ونیکوکاری: از جمله راه های کسب قوت و قدرت الهی است که در آیات قرآنی بیان شده است(یوسف، ایه ۵۶)
  6. انابه: انابه به درگاه خداوند، زمینه ساز قدرت و توانمندى انسان است.(ص، ایات ۱۷ و ۲۰)
  7. ایمان قوی: قوّت ایمان، عامل قدرت مضاعف است.(انفال، آیات ۶۵ و ۶۶)
  8. توکل: توکّل به خداوند، عامل قدرت و توانمندى است(انفال، آیه ۴۹)
  9. شناخت صحیح : شناخت صحیح، عامل دستیابى به قدرت مضاعف و فوق العاده است(انفال، آیه ۶۵)
  10. صبر و شکیبایی: برای تقویت قدرت و قوت باید صبور بود و این صبر قدرت مرد را به چند برابر افزایش می دهد(انفال، آیه ۶۵)
  11. نصرت الهی: قدرت و سلطنت بر امور با نصرت الهی شدنی است.(اسراء، آیه ۸۰)

شاخصه های قدرت الهی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، کسانی که دارای قوت الهی بوده و می خواهند مظهر قدرت الهی باشند، باید قوت خویش را برای انجام یا ترک کارهایی به خدمت گیرند که موجب رشد و کمال خودشان و افراد جامعه می شود. اگر خداوند قوتی را در قالب نعمتی به انسان داد، انسان باید از این قوت و نیرو، برای اعمال و انجام کارهای خیر بهره گیرد.

شاخصه هایی که قرآن برای شکرگزاری از قوت و نیروی الهی در قالب قدرت بیان کرده عبارتند از:

  1. ترک و اجتناب از حمایت مجرمان: پس کسی که از نعمت و قوتی الهی برخوردار است و قادر به کاری است باید هرگز این قوت و نعمت را در خدمت مجرمان به کار نیاندازد و پشتیبان و ظهیر آنان نباشد(قصص، آیه ۱۷)؛
  2. اقامه نماز: انسان باید قوت و به ویژه قدرت سیاسی خویش را برای اقامه و برپایی نماز به کار گیرد و جامعه را به طوری سامان دهد که نماز جماعت با عنوان یک پدیده در آن به اجرا در آید(حج، آیه ۴۱)؛
  3. امر به معروف: از دیگر شاخصه های قدرت سیاسی الهی ، اجرای فریضه امر به معروف است(حج، آیه ۴۱)؛
  4. نهی از منکر: خداوند در آیه ۴۱ سوره حج بیان می کند دارندگان قوت و قدرت الهی می بایست قوت خویش را برای اعمال نهی از منکر به کار گیرند؛
  5. پرداخت زکات: هم چنین قدرت سیاسی باید برای گردآوری زکات و پرداخت آن به مستمندان و مستحقان به کار گرفته شود( حج، آیه ۴۱)؛
  6. ارائه خدمات رایگان به خلق: قوت و قدرت خدادادی می بایست در راستای ارآیه خدمات رایگان به خلق به کار گرفته شود(کهف، آیه ۸۳ تا ۹۵)؛
  7. دفع فساد از زمین و جامعه: بر اساس آیات ۸۳ تا ۹۵ سوره کهف، هر قوت الهی در هر قالبی که به انسان بخشیده می شود می بایست در خدمت خلق و برای دفع فساد از زمین و جامعه بشری به کار گرفته شود؛
  8. جهاد در راه خدا و دفاع از مظلومان: هم چنین خداوند بیان می کند قوت و قدرت الهی باید در مسیر جهاد در راه خدا و دفاع از مظلومان مورد استفاده قرار گیرد(بقره، آیات ۲۴۶ و ۲۴۷)؛
  9. اصلاح مفاسد: از دیگر شاخصه های قوت و قدرت الهی ، استفاده آن برای اصلاح مفاسد است که در جان و جامعه و جهان رخ می دهد(کهف، آیه ۸۳ تا ۹۵)؛
  10. زندگی سالم: قوت و قدرت الهی باید صرف ایجاد زندگی سالم برای خود و دیگران شود(اعراف، آیه ۱۰)؛
  11. معیشت مردم: بر اساس همین آیه توجه به معیشت مردم به عنوان یک شاخصه برای قوت و قدرت الهی مطرح شده است؛
  12. مبارزه با طغیانگری: از آیات ۲۴ تا ۳۱ سوره طه به دست می آید که قوت و قدرت الهی می بایست در راستای مبارزه با طغیانگران و مستکبرانی چون فرعون به کار گرفته شود؛
  13. امانت داری: انسانی که از قوت الهی برخوردار و قادر به کارهایی است که از دیگران بر نمی آید، باید امین باشد و از قوت و قدرت خویش سوء استفاده نکند(نمل، آیات ۳۸ و ۳۹)؛
  14. اجرای عدالت قسطی: انسان باید از قوت و قدرت در چارچوب کتاب و قوانین و بر پآیه موازین و مدیریت رهبران الهی برای اجرای عدالت قسطی بهره گیرد(حدید، آیه ۲۵)؛
  15. حفظ و صیانت از تعالیم الهی: قدرت های الهی بر آن هستند تا آموزه های وحیانی اسلام را بشناسند و آن را حفظ و صیانت نمایند(بقره، آیات ۶۳ و ۹۳؛ اعراف، آیات ۱۴۵ و ۱۷۱؛ مریم، آیه ۱۲)؛
  16. حفظ حقوق ملت ها: از دیگر شاخص های قدرت های الهی حفظ و صیانت از حقوق ملت ها و حمایت از آنان برای قیام عدالت قسطی است(آل عمران، آیه ۷۵؛ حدید، آیه ۲۵)؛

شاخصه های قدرت شیطانی

اگر قوت و قدرت الهی باید در امور پیش گفته صرف شود، باید گفت کسی که قوت الهی را به دست دارد ولی آن را به سوء اختیار و بدکرداری صرف اموری غیر از آن می کند، گرفتار قدرت شیطانی و رفتار ابلیسی شده است.

در آیات قرآنی مواردی بیان شده که بیانگر قدرت شیطانی است؛ یعنی شخص اگر قوت خویش را در راستای مخالفت با اهداف و فلسفه آفرینش به کار گیرد، به طور طبیعی او را باید کسی دانست که از قدرت شیطانی برخوردار است و باید از او اجتناب کرد یا با او مبارزه کرد. از جمله شاخصه هایی که می توان به وسیله آن قدرت های شیطانی را شناخت و با آنان مخالفت و مبارزه و یا اجتناب کرد، عبارتند از:

  1. خیانت: کسی که از نعمت و قوت و قدرتی برخوردار است نباید آن را بر خلاف اهداف الهی به کار گیرد؛ زیرا مصداق کفران و کفر نعمت است. بر اساس آیات ۳۸ و ۳۹ سوره نمل ، قوی و قادر باید از قوت و قدرت خویش به نفع فلسفه آفرینش و کارهای خیر بهره برد. پس اگر خیانت ورزید باید او را مصداق قدرت شیطانی دانست؛
  2. ولایت شیطانی: خداوند در آیات ۵۰ تا ۵۲ سوره هود به مردم هشدار می دهد تا از قوت و قدرت الهی برای مقاصد شیطانی استفاده نکنند؛
  3. حمایت از مجرم: حمایت از مجرمان و یا پذیرش ولایت آنان به اراده و اختیار یعنی در زمان وجود قدرت، جایز نیست و کسی که این کار را می کند ، گرفتار شیطان است(هود، آیات ۵۰ تا ۵۲؛ قصص، آیه ۱۷)؛
  4. ارتکاب جرم و گناه: خداوند در آیه ۶ سوره انعام بیان می کند که ارتکاب جرم و گناه از مصادیق سوء استفاده از قوت و قدرت الهی است که در اختیار بشر قرار داده شده است؛
  5. ادعای ربوبیت: کسانی که از قوت و قدرت الهی برای ادعای پروردگاری و ربوبیت خود سخن می گویند، در حقیقت گرفتار شیطان هستند(بقره، آیه ۲۸۵)؛
  6. استکبار: از شاخصه های قدرت شیطانی می بایست به تکبر ورزی عملی و اجرایی افراد اشاره کرد که از آن به استکبار یاد می شود(قصص، آیات ۷۶ تا ۷۸؛ فصلت، آیه ۱۵)؛
  7. استهزاء دین و پیامبران: قدرت های شیطانی به استهزاء دین و پیامبران می پردازند(غافر، آیات ۸۲ و ۸۳)؛
  8. انکار آیات الهی: هم چنین قدرت های شیطانی به انکار آیات بین و روشن خداوند می پردازند و به آن ایمان نمی آورند(فصلت، آیه ۱۵)؛
  9. انکار قدرت برتر: قدرت های شیطانی بیش از اندازه متکبر و مغرور هستند و قدرت برتر از خود را منکر می شوند و این گونه طغیان می ورزد(بلد، آیات ۵ و ۶)؛
  10. انکار معاد: انکار معاد و رستاخیز و حساب وکتاب اخروی از تبعات قدرت های شیطانی است(کهف، آیات ۳۴ تا ۳۶)؛
  11. باطل گرایی : قدرتمندى باطل و شیطانی، زمینه فرو رفتن در گرداب باطل و باطل گرایی است که در آیات قرآنی از جمله ۶۹ سوره توبه به آن توجه داده شده است؛
  12. بروز خصلت های درونی: قدرت ظاهری در عرصه اجتماعی موجب می شود تا انسان خصلت های زشت خویش را آشکار کند؛ زیرا هیچ محدودیتی برای اعمال نظرات و خواسته ها و امیال شخصی خود نمی یابد و این گونه است که بی محابا خصلت های درونی خود را آشکار می سازد(توبه، آیه ۶۹)؛
  13. تحقیر دیگران: قدرت های شیطانی به تحقیر دیگران عادت دارند و کسی را برتر از خود نمی شناسند و نمی پذیرند و دیگران را حقیر می دانند(کهف، آیات ۳۴ و ۳۹)؛
  14. ظلم و ستم: از جمله ویژگی ها و شاخص های قدرت شیطانی، ظلم و ستم در زمین ، جان و جامعه و جهان و مردمان است(روم، آیه ۹؛ ق، آیه ۳۶؛ توبه، آیات ۶۹ و ۷۰؛ کهف، آیات ۳۴ و ۳۵ و آیات بسیار دیگر)؛
  15. تفاخر: فخرفروشی از شاخص های قدرت های شیطانی است؛ قدرت های شیطانی جز خود کسی را نمی پذیرند و بر رفتار خویش فخر می فروشند و خود را برتر از همگان می دانند(کهف، آیه ۳۴؛ فصلت، آیه ۱۵؛ زخرف، آیات ۵۱ و ۵۲)؛
  16. تکذیب پیامبران: از دیگر شاخص های قدرت های شیطانی تکذیب پیامبرانی است که به حق و عدالت دعوت می کنند(روم، آیه ۹)؛
  17. دوستی بتان و امور خرافی: محبت امور خرافی و بت پرستی و هر رویه ای که خلاف عقل و منطق و خداپرستی باشد ، در میان قدرتمند به گرایش شیطانی وجود دارد(بقره، آیه ۱۶۵)؛
  18. طغیان: طغیانگری از شاخص های قدرت های شیطانی است(فجر، آیات ۶ تا ۱۱)؛
  19. عجب: عجب و خودبینی از شاخص های قدرت های شیطانی است(کهف، آیات ۳۴ و ۳۶)؛
  20. غرور: از دیگر شاخص های قدرت های شیطانی گرفتاری آنان به غرور است(کهف، آیات ۳۳ تا ۳۶؛ قصص، ایات ۷۶ و ۷۸؛ سبا، ایات ۳۴ و ۳۵)؛
  21. غفلت : قدرت شیطانی چنان سرگرم دنیا است که از آخرت غافل می شود چنان که از خداوند حی و حاضر نیز غافل است. این غفلت را می توان از دیگر رفتارهای شیطانی و توجه به دنیا و مادیات آن به دست آورد(قصص، ایات ۷۶ و ۷۸؛ فصلت، آیه ۱۵)؛
  22. فسادگری: از دیگر شاخص های مهم قدرت های شیطانی فسادگرایی به جای اصلاح گرایی است(بقره، آیه ۲۰۵؛ محمد، آیه ۲۲؛ فجر، ایات ۶ تا ۱۲)؛
  23. کفر: کفرگرایی و حق گریزی از شاخص های قدرت های شیطانی است(کهف، آیات ۳۴ تا ۳۷؛ مریم، آیه ۷۷؛ غافر، آیات ۲۱ و ۲۲)؛
  24. تغییر معیارها: از مهم ترین شاخص هایی که برای قدرت شیطانی می توان در نظر گرفت، تغییر معیارها و شاخص ها است؛ زیرا شاخص های فطری و حق کنار گذاشته می شود و به جای آن شاخص های باطل رونمایی می شود. همین رویه در یهودیان و مشرکان وجود داشته است(بقره، آیه ۲۴۷؛ زخرف، آیه ۳۲)؛
  25. زیانکاری: از شاخص های مهم قدرت شیطانی عدم موفقیت آنان در بلند مدت و گرفتار شدن به زیان و خسران است(توبه، ایه ۶۹).
  26. توهم قوت: از دیگر شاخص های قدرت شیطانی آن است که قوت و نیروی که در اختیار دارند از خود می دانند در حالی که قوت از خداوند است و این خداوند است که به آنان به مشیت و حکمت خویش قوتی بخشیده تا قدرت ترک یا انجام کاری را داشته باشند(بلد، آیات ۴ و ۵؛ عنکبوت، ایه ۴؛ فصلت، ایه ۱۵)