شاخصه های سلامت روانی از دیدگاه قرآن

واژه سلامت روانی معمولا زمانی به کار می رود که فرد با مشکلی روبه رو گردد نتواند رفتار متعادل و مناسبی را از خود بروز دهد.

کسی که در برخوردهای عادی روزمره از خود رفتار مناسبی بروز ندهد می گوییم که او روان رنجور و یا بیمار روانی است و از سلامت روانی برخوردار نیست. در حقیقت با توجه به ناهنجاری رفتاری، او را محکوم به روان رنجوری می کنند.
سلامت رفتار انسان معمولا به معنای هماهنگی با محیطی است که فرد در آن زندگی می کند و این که در برابر چیزهایی که سلامت جسم و جانش را تهدید می کند موضع گیری مناسبی از خود بروز می دهد، مثلا وقتی با حیوان درنده ای مواجه می شود حالت انفعالی و تدافعی گرفته از آن می ترسد و آماده حمله یا مقابله با آن خطر می شود. این گونه رفتار نشان دهنده سلامت روانی فرد است؛ اما اگر فردی در برابر خطر از خود واکنش مناسبی بروز ندهد و یا در برابر یک حیوان اهلی و بی خطر چون گربه خانگی واکنش های انفعالی یا تدافعی تندی از خود ظاهر سازد آن را یکی از نشانه های اختلال روانی و روان رنجوری به شمار آورده و متهم به عدم تعادل و سلامت روانی می کنیم.

در حقیقت واکنش و رفتار مناسب دربرابر محرک های درونی و بیرونی و برخوردهای معمولی چنان چه دیگران از خود به طور طبیعی بروز می دهند نشانگر سلامت روانی از نظر مردم است.
چنین نگرشی نیز از سوی روان شناسان تجربی درباره مفهوم و معنا سلامت روانی بیان شده است که در نتیجه شاخصه های سلامت روانی نیز از اینمنظر مورد توجه ایشان قرار می گیرد. روان شناسان با نگرش رفتارشناسی و با توجه به روش های علم تجربی سلامت روانی به سلامت رفتاری بازگردانده اند. در حقیقت آنان هرگز نتوانسته اند تعریفی جامع و مانع به دست دهند. تعریف های از این دست در حقیقت از زاویه بسته رفتارشناسی انجام شده است نه روان شناسی.
به نظر می رسد این نگرش نادرست است و روان شناس را در جایگاه واقعی نمی نشاند بلکه او را به یک رفتارشناس فرو می کاهد. امری که شاید روان شناسان تجربی گرا از این نسبت خرسند شوند، زیرا علوم انسانی به جهتمفهوم علم بودن و گرایش های روش تجربی توجه خاص و ویژه ای به کارکردهای علم دارند.
روان شناسان تجربه گرا آن چه را در دانش روان شناسی مورد تحلیل و بررسی قرار می دهند سلامت رفتاری است. هر چند که سلامت و بیماری در سلوک و رفتار خود نشان دهنده سلامت و بیماری روان است ولی توجه بهمعلول جهت تبیین علت ناکافی و نادرست است؛ از این رو باید توجه را بهسلامت روانی مبذول داشت نه به سلامت رفتاری که بخشی از معلول است.
تعریف سلامت رفتار
پیش از بیان سلامت روانی تعریفی از سلامت رفتار چنانچه روانشناسان به دست داده اند خواهیم پرداخت. روانشناسان برای سلامت رفتاری دومعنای عمده به دست داده اند که یکی از معانی اثباتی و دیگری سلبی است. دومعنای عمده برای سلامت رفتاری که ازسوی آنان بیان شده است عبارت است از: ۱- سلامت رفتاری، سلامت از نشانه های بیماری عقلی و روانی است. این تعریف، که ازسوی بسیاری از روانشناسان پذیرفته شده است از اشکال و نواقص چندی رنج می برد؛ زیرا درحالی که تعریف، مفهوم سلامتی را در فقدان بیماری بر می شمارد؛ در حالی که بسیاری ازافراد فاقد بیماری های روانی و عقلانی وجود دارند که در رفتار خویش ناتوان از واکنش های مناسب و متعادل روحی و روانی می باشند. بی گمان این افراد از سلامت روانی و رفتاری برخوردار نیستند هرچند که نشانه های آن در رفتار آنان بروز نمی کند. (۱)
۲- معنای دیگر «سلامت رفتاری» را سلامت رفتار، برخورد با محیط و اجتماع دانسته به طوری که فرد اگر رفتاری مناسب و تعامل درستی با خود و جامعه از خود بروز دهد ازسلامت روانی برخوردار است. در حقیقت «سلامت روانی» عبارت از توازن و اعتدال در رفتار درهمه شرایط و اوضاع و واکنش های مناسب در مواجهه با محرک های درونی و برونی.
بنابراین «سلامت رفتاری» حالت به نسبت همیشگی است که فرد میکوشد تا با توازن وتعادل با خود و جامعه کنار بیاید و احساس خوشبختی نماید و بتواند خواسته های خویش را برآورده ساخته و درحد امکان از توانایی ها و امکانات بهره گرفته و دربرابر مشکلات زندگی بایستد و در راه رشد و تعالی شخصیت خود بکوشد.
سلامت روان در قرآن
قرآن فردی را سالم و سلیم النفس می داند که با تکیه بر فطرت توحیدی از ایمان درقلب برخوردار بوده و در رفتار با ایجاد تعادل میان قوای متضاد درونی و نیز تقابلات بیرونی و درونی برخاسته از غرایز و محیط، بهترین شیوه را در دستیابی به خوشبختی و قرب الی الله برگزیند. ازنظر قرآن کسانی که درعقیده کفر و درعمل نفاق را برگزیدند ازسلامت روانی برخوردار نبوده و دچار بیماری روانی هستند. «فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا» (بقره/ ۱۰) روان رنجوری تنها در رفتار نیست بلکه درعقیده و ایمان نیز راه می یابد. از آنجایی که تعادل شخصیت یعنی تعادل فرد در ایمان به خدا و عمل صالح پس عدم تعادل درهریک از آن دو موجب «روان رنجوری» فرد بوده و فرد از سلامت روانی برخوردار نخواهدبود.
نشانه های سلامت روان
«سلامت روان» آن چنان که پیش از این گفته شد، تنها سلامت در رفتار نیست بلکه یکی از نشانه های سلامتی روانی سلامتی رفتاری است. بنابراین کسانی که از توحید و ایمان درستی برخوردار نیستند همانند کافران و منافقان و حتی مؤمنان ضعیف الایمان، از رنجوری روان برخوردارند. این رنجوری خود را در مظاهر بیرونی و رفتاری و واکنش های عملی به خوبی نشان می دهند. وجود اضطراب، ترس، نگرانی، وسوسه و افسردگی همه نشانه ای از روان رنجوری فرد دارد. این نشانه ها خود را در دوصورت فردی و اجتماعی بازتاب می دهد. ما در اینجا به برخی از نشانه های سلامت روانی از منظر قرآن اشاره می کنیم تا افزون بر یافتن نشانه های منفی به نشانه های اثباتی سلامت روانی دربرابر رنجوری آن اشاره ای داشته باشیم.
الف- آرامش روحی: آرامش زمانی درانسان پدید می آید که به واجب دینی؛ نفسی و اجتماعی خود عمل کرده باشد. در صورتی که انسان هریک از اینموارد را نادیده گیرد دچار بیماری های روحی گشته و روان رنجور می گردد.اعراض از یاد خدا و دستورهای او یا عدم ایمان به خدا می تواند فرد را دچاربیماری نماید و سلامت روانی اش را درمعرض خطر قرار دهد؛ چنان که یاد خداموجب آرامش دل ها و آرامش روحی می گردد. (رعد/ ۲۸) و همراهی و پذیرش ولایت او، ترس، خوف، غم واندوه را از دلها می زداید. (یونس/ ۶۲-۶۴) و به آینده امیدوار می سازد؛ چون ترس از آینده همواره هرگونه آرامش و آسایش را از انسان سلب می نماید. وقتی انسان همواره از آینده مبهم و نامعلومی دررنج باشد آسایش و آرامش کنونی براو سخت و دشوار می گردد و از وی سلب می-شود درحالی که ایمان به آینده او را امیدوار و توانایی بهره گیری از لذت های حال را در او افزایش می دهد. (فصلت/ ۳۰)
آرامش روحی درسه چیز نمودار می شود: ۱- توانایی دربرخورد با بحران ها؛ و این به توانایی فرد در استواری و بردباری و مقاومت دربرابر رنج ها، مصیبت ها، سختی ها و شکست های گوناگون برمی گردد، بدون آن که تعادل روانی سلامت روحی خود را از دست دهد. این حالت جز با این باور تحقق نخواهد یافت که هرچه انسان بدان دچار می شود به قضای الهی و از باب آزمایش و ابتلا اوست؛ و این که تنها او قادر به دفع شر وضرر است و باید به خداوند اتکا نماید؛ چه بسا آن شر و مصیبت دریچه ای به سوی خیر وسعادت ابدی او باشد.(بقره/ ۱۵۶و ۲۱۶). .۲توانایی برشکیبایی و سختی ها؛ زیرا صبر و شکیبایی دربرابرسختی ها نشان دهنده سلامت روانی انسان است. انسان صابر به این درجه از کمال دست یافته است که همه این سختی ها برای رهایی و آزاد سازی توانایی های بالقوه ای است که دراو نهاده شده است؛ و این توان و قدرت نهان جز به هنگام بروز شداید و سختی ها آشکار نمی شود.پس سختی ها را ابزاری برای خروج توانمندی ها از قوه به فعلیت می بیند واین که با این شیوه توان و تعقل و خردش فزونی یافته و استعدادهای نهفته اش آشکار می شود (بقره /۱۵۵) درحقیقت صبر و شکیبایی دربرابر شداید و سختی ها نشان دهنده سلامتی ایمان و تعادل شخصیتی اوست که با به کارگیری از توان وقدرت نهفته می تواند راه کار مناسبی برای برون رفت ازآنها یافته و عمل صالح و درستکاری نیم دیگر از ایمان خویش را آشکار سازد؛ زیرا ایمان کامل درسلامت عقیده و عمل صالح است که صبر و شکیبایی نشانگر بخش نخست یعنی سلامت عقیده و نیز عمل صالح و درست درحل مشکل نشان دهنده کمال ایمان اوست. ۳- توانایی و درک درست آینده و خوش بینی به آن؛ زیرا کسی که از سلامت روان برخوردار است و آینده امیدوار است و هدف از زندگی را تلاش برای درک محبوب و لقاء الله می بیند؛ از این روسختی ها را ابزاری برای رسیدن به آینده ای روشن می یابد که «ان مع العسر یسرا» (انشراح /۴) با هر رنجی آسانی است و پایان شبه سیه سپید است.
ب- خودکفایی و استقلال درفعالیتها و بهره گیری از نتایج: یکی دیگر از نشانه های اثباتی سلامت و روح و روان آدمی، خودکفایی و استقلال درکارها و بهره گیری از نتایج درست آن است، به این معنا که برپایه آنچه تواناییهای فرد و امکانات و مهارت هایش اجازه می دهد در کار خویش استقلال را حفظ نماید. از راه کار و استقلال درعمل فرد می تواند به اهداف حیاتی خویش دست یابد.(یس/ ۳۵).
ج- خشنودی از خود و دیگران: یکی دیگر از نشانه های سلامت روان آن است که انسان از خود، استعداد، امکانات و توانایی های خدادادش خرسند و خشنود باشد و شکر و سپاس آن را به جای آورد. سپاس و خرسندی ازاین نعمت ها بهره گیری درست و کامل از آنهاست. کسی که از خود و نعمت هایش خرسند وخشنود نباشد همواره در آرزوی چیزی خواهد بود که گاه برون از توان اوست، از این رو دچار حسد، افسردگی و مانند آن می گردد. کسی که از خود و نعمت های خود خشنود و خرسند است نه تنها سپاس گزار آن می شود بلکه اعتماد و عزت نفس در او افزایش می یابد که این مسایل موجب آرامش وی می شود. اعتماد و عزت نفس موجب این می شود که همکاری و تعامل با دیگران نیز در او شدت یافته و از دیگران بیش از آنچه هستند متوقع نباشد.
د- توانایی بر کنترل نفس: کسی که از تعادل روانی و سلامت روحی برخوردار است، می تواند بر کشش ها و گرایش های شهوانی کنترل داشته باشد و آنها را در جهت اهداف عالی خود بکار گیرد. نه تنها غرایز خویش را سرکوب نمی کند بلکه با کنترل و هدایت آنها به بهترین شیوه آن قوا و غرایز را به خدمت خود درمی آورد. و غرایز نفسانی را نعمت های دنیایی برای تکامل و رشد خود می یابد.(آل عمران/ ۱۴)
هـ- توانایی بر پذیرش مسئولیت: توانایی برای پذیرش مسئولیت ها یکی از مهمترین نشانه های سلامت روانی فرد از دیدگاه قرآن است. (حجر/ ۹۲ و ۹۳؛ نحل/ ۹۳) پس هر فردی که مسئولیت اندیشه، عقیده، رفتار و گفتارش را بپذیرد، دارای سلامت رفتار است.
و – توانایی بر فداکاری و ایثار: از آنجایی که انسان متعادل در ایمان و عمل ازسلامت روانی برخوردار است و به اصول توحید در همه امور اعتقاد دارد و به آن پایبند می باشد؛ در مقام عمل این توان و قدرت را دارا می باشد تا با بذل و بخشش به دیگران کمک نماید و نیزاز جان و مال خود برای تکامل فردی واجتماعی جامعه ایمانی اش بکوشد و در این راه جانفشانی نماید. (توبه/ ۱۱۱؛ صف ۱۰).
ز- توانایی بر ایجاد ارتباط درست با دیگران: کسی که از سلامت روان برخوردار است به راحتی و آسانی می تواند با دیگران ارتباط برقرار نماید و در رفع نیازهای خود و دیگران با آنان همکاری کند. (مائده/ ۲ و حجرات ۱۰)، زیرا انسان همواره نیازمند به دیگران است. این ارتباط و تعامل وهمکاری باید بر پایه دوستی و اعتماد متقابل باشد.
ح- گزینش اهداف واقعی: یکی از شرایط سلامت روانی آن است که فرد بتواند هدف واقعی و حقیقی را تشخیص داده و انتخاب نماید و در انتخاب هدف دچار گمراهی نگردد از این رو هدف های زودگذر را اصل قرار می دهد. «انما الحیوه الدنیا لعب و لهو» (محمد/ ۳۶)
ط- احساس به خوشبختی و سعادت: یکی از نشانه های بارز صحت و سلامت روان آن است که فرد احساس خوشبختی و سعادت نماید. (رک: علم النفس المعاصر فی ضوءالاسلام، دکتر محمد محمود محمد، دارالشروق، جده، ۱۴۱۶، چاپ سوم؛ و نیز علم النفس الاسلامی العام و التربوی، دراسهمقارنه، دکتر محمد رشاد خلیل، دارالقلم، کویت، ۱۴۰۷، چاپ اول)
پی نوشت:
۱-اصول کلی بهداشت روان در اسلام، سیدابوالقاسم حسینی، ۱۳۷۴؛ بهداشت روان؛ جعفر بوالهری، نشر بشری، .۱۳۷۳