سیاست دفاعی نظام ولایی در برابر دشمن

بسم الله الرحمن الرحیم

حق و باطل در دو نظام سیاسی ولایی و طاغوتی هماره در برابر هم قرار دارند؛ ازاین رو، دشمنی میان آن دو گریز ناپذیر است و این دشمنی آثاری دارد که لازم است شناخته و دانسته شود و برای مقابله و دفاع از تعدیات و آثار آن چاره اندیشی شده و آمادگی لازم و کافی به دست آید. هر چند که سیاست های دفاعی نظام ولایی در برابر دشمنان، سیاست های خردمندانه و انسان دوستانه ای است و هرگز از مدار عدالت و حق بیرون نخواهد رفت؛ زیرا هدف در نظام سیاسی ولایی وسیله را توجیه نمی کند؛ بلکه باید تنها باید از ابزارها و وسایل حق و عادلانه بهره برد؛ اما دشمن چنین رویه ای در پیش نمی گیرد و از هر ابزاری سود می برد. بنابراین، لازم است تا هوشیاری تمام در امت و امام و نظام سیاسی وجود داشته باشد تا دشمن ضربات کارسازی را وارد نسازد و نظام و امت را دچار بحران یا حتی سقوط سازد.

سیاست دفاعی، سیاست بازدارندگی

اصولا دفاع به معنای دفع و راندن و دور کردن است؛ بنابراین بازدارندگی از مولفه ها و عناصر اصلی آن است. هدف در سیاست های دفاعی ، سلطه و غلبه نیست، بلکه دفع و دور کردن دشمن از هر گونه تعرض است. از همین رو، باید سیاست دفاعی بر مبنای سیاست بازدارندگی باشد که دشمن را مرعوب کرده و می ترساند و از رعب و رهب به خود جرات تعرض و هجوم نمی دهد. بر همین اساس، تقویت بنیه نظامی و بهره گیری از همه توان در حد استطاعت از تجهیزات و نفرات در راستای جنگ نرم و جنگ روانی از ضروریات و بایسته های دفاع است.(انفال، آیه ۶۰ و ۱۲ و ۱۳؛ حشر، آیات ۲ تا ۴)

به سخن دیگر، دفاع از مادّه «دفْع» به معناى دور نمودن چیزى است. اگر این واژه با کلمه «اِلى» متعدّى شود به معناى رساندن و پرداختن آمده است؛ و در صورتى که با کلمه «عن» متعدّى شود به معناى حمایت است.( مفردات، ص ۳۱۶، «دفع».)

دفع غیر از رفع است؛ زیرا دفع به معنای پیشگیری و اجازه ندادن تحقق چیزی است؛ در حالی که رفع نسبت به چیزی به کار می رود که تحقق یافته و باید برداشته شود.

واژه دفع، در اصطلاح فقهی، تکلیفى است براى پیشگیرى از آسیبهایى که اساس اسلام ، نظام سیاسی و امت اسلام را تهدید مى کند و یا جان و مال و آبروى انسان را هدف قرار دهد.(نگاه کنید: تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۴۸۵.)

هم چنین دفاع، در اصطلاح حقوقی، همان جوابى است که اصحاب دعوى به یکدیگر مى دهند. این پاسخ و جواب به معناى اعم آن می تواند شامل ایرادات هم باشد که به طرف مقابل در دعوا داده می شود.(نگاه کنید: ترمینولوژى حقوق، جعفرى لنگرودى، ص ۳۰۳، «دفاع».)

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، . دفاع انسانها، در برابر متجاوزان امری فطرى است و بر همین اساس اسلام که دین فطرت است(روم، آیه ۳۰) آن را تجویز کرده و بلکه گاه واجب دانسته است. گزارش های قرآن حاکی از این است که دفاع، حقّى مشروع در شریعتهاى آسمانى براى انسان بوده و اسلام در تمام شرایع آن را مشروع و بلکه در شرایطی واجب دانسته است.(بقره، آیات ۱۹۱ تا ۱۹۴؛ و ۲۴۶ تا ۲۵۱؛ توبه، آیه ۳۶؛ نحل، آیه ۶۰؛ حج، آیات ۳۹ و ۴۰)

در فلسفه و هدف دفاع قرآن اجازه پیکار به مسلمانان از سوى خداوند را به منظور دفع تهاجم دشمن و جلوگیرى از ظلم ایشان دانسته (حج، آیات ۳۹ و ۴۰) و در آیه ۲۵۱ سوره بقره نیز دفع فساد از زمین را، دلیل تشریع و جواز دفاع می داند. بنابراین مهم ترین فلسفه دفاع را باید دفع ظلم و تامین امنیت برای مظلوم دانست.(حج، آیات ۳۹ و ۴۰؛ شعراء، آیه ۲۲۷)

از نظر قرآن دفاع از نظام سیاسی به ویژه رهبران امت بر عهده همه امت اسلام است.(توبه، آیه ۱۳) خدا می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید! صبر کنید و ایستادگى ورزید! و مرزها را نگهبانى کنید و از خدا پروا نمایید! امید است که رستگار شوید.(آل عمران، آیه ۲۰۰) امام صادق(علیه السلام) در معناى «رابطوا» فرموده اند: رباط ادنى ما هستیم، پس هر کس در دفاع از ما جهاد کند، از پیامبر صلى الله علیه وآله دفاع کرده است.(تفسیر عیّاشى، ج ۱، ص ۲۱۲، ح ۱۷۹)

هم چنین بر امت و نظام سیاسی لازم است تا از همه سرزمین های اسلام و اماکن مقدس دفاع کرده و امنیت آن را تامین کنند. خدا می فرماید: الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ ؛ همان کسانى که بناحق از خانه ‏هایشان بیرون رانده شدند آنها گناهى نداشتند جز این که مى گفتند: پروردگار ما خداست و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض دیگر دفع نمی کرد، صومعه ‏ها و کلیساها و کنیسه ‏ها و مساجدى که نام خدا در آنها بسیار برده مى ‏شود، سخت ویران مى ‏شد؛ و قطعا خدا به کسى که او را یارى مى ‏کند، یارى مى‏ دهد؛ چرا که خدا سخت نیرومند شکست‏ ناپذیر است. (حج، آیه ۴۰)

آیات بسیاری در باره دفاع از وطن و سرزمین اسلامی و مسلمانان وارد شده که از جمله آن ها می توان به دفاع مسلمانان یهودی در عصر اشموئیل اشاره کرد.(بقره، آیه ۲۴۶؛ و نیز نگاه کنید: بقره، آیات ۱۹۰ و ۱۹۱) خداوند در آیات ۳۹ و ۴۰ سوره حج ضمن بیان جواز و مشروعیّت دفاع از وطن، براى اخراج شدگان به ظلم و ستم و ترغیب ایشان به نصرت و یارى مدافعان از وطن خویش، آن را حافظ عدالت فراگیر و تامین امنیت عمومی دانسته است.

نظام سیاسی ولایی و امام امت باید هم چنین از یکایک امت و پیروان خویش دفاع کند و حقوق ایشان را استیفا و دشمن را سر جایش نشاند؛ چنان که حضرت موسی(ع) انجام داد.(قصص، آیات ۱۵ و ۱۹)

این دفاع هم چنین باید نسبت به مهم ترین امر حیاتی انسان یعنی توحید و اسلام و مبانی آن باشد و امت و امام و مومنان افزون بر دفاع نظامی باید در جهاد کبیر علمی به دفاع از مبانی و معارف اسلام پرداخته و شبهات دشمنان را دفع کنند.(فرقان، آیه ۵۲؛ بقره، آیه ۲۵۸؛ کهف، آیات ۱۴ و ۱۵؛ اعراف، آیات ۸۵ تا ۸۹؛ هود، آیه ۶۱؛ مائده، آیه ۷۶ و آیات بسیار دیگر)

اصول سیاست دفاعی نظام ولایی

دشمنی مقابل دوستى و محبّت، به معناى کراهت، نفرت، عداوت و خصومت آمده است.( فرهنگ فارسى، ج ۲، ص ۱۵۳۸، «دشمنى».) برخی از دشمنی ها ریشه در جهالت دارد، اما برخی از آن ها از روی علم و دانش است. خصم در زبان عربی به چنین دشمنی اطلاق می شود؛ زیرا «خَصِمْ» به کسى گفته مى شود که به شدّت در پى دشمنى است با اینکه حق نزد او آشکار است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج ۱۲، جزء ۲۵، ص ۲۴۰)

بنابراین، چنین دشمنی چیزی جز دشمنی باطل علیه حق نیست و از آن جایی که باطل هیچ معیاری را مراعات نمی کند و تنها در صدد دست یابی به نتیجه و هدف از هر راهی است، دشمنی های خصمانه و آگاهانه بسیار خطرناک و زیانبار است. از این رو، دشمن شناسی و آگاهی نسبت به چنین دشمنانی لازم و ضروری است تا بتوان ابزارهای دفاعی مناسب و حق مدارانه و عدالت گرایانه ای فراهم آورد.

دشمنان باطل در برابر اهل حق، کارهایی می کنند که آثار زیانباری بر حق و اهل آن به جا می گذارد. از جمله این آثار می توان به مواردی چون: آزار و اذیّت رساندن به آنان در صورت سلطه بر مومنان(ممتحنه، آیه ۲)، گمراهی و ضلالت از راه حق(قصص، آیه ۱۵)، ظلم و بی عدالتی(مائده، آیه ۸)، تعدی و تجاوز(مائده، آیه ۲)، تحقیر و توهین(ممتحنه، آیه ۲)، مجادله (زخرف، آیات ۵۷ و۵۸)، جنگ ویرانگر و قتل(آل عمران، آیه ۱۰۳)، فریب کاری(اعراف، آیه ۲۲)، مکر و حیله(یوسف، آیه ۵)، نابودی جوامع(آل عمران، آیه ۱۰۳) و مانند آن ها می شود.

ریشه دشمنی اهل باطل از کفار و مشرکان و منافقان نسبت به اهل ایمان و حق، اموری چون استکبار(بقره، آیات ۳۴ و ۳۶؛ مائده، آیه ۸۵)، انکار ربوبیت الهی(حج، آیه ۱۹)، تضاد اعتقادی(قصص، آیه ۱۵؛ ممتحنه، آیه ۴)، شیطنت ابلیس و شیطان(مائده، آیه ۱۹ ؛ اسراء، آیه ۵۳)، غرور(یس، آیه ۷۷)، فراموشی معارف الهی و فطرت پاک(مائده، آیه ۱۴) و مانند آن ها است.

با آن که دشمنان باطل هر گونه ابزاری را در برخورد استفاده می کنند، اسلام در حوزه برخورد با ایشان و دفاع از حق و حقانیت ، رویه ای در پیش گرفته که بر اساس حق و عدالت است.

از مهم ترین اصول در حوزه دفاعی نسبت به دشمنان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اخلاق مداری: رعایت اخلاق نیک و برخورد مناسب با دشمنان در اوج درگیری و جهاد، از اصول اساسی در سیاست دفاعی نظام سیاسی ولایی است؛ زیرا هرگز حق و عدالت و اخلاق فدای سلطه و یا دفاع نمی شود و اصل حاکم بر همه رفتارها و گفتار است؛ چرا که هرگز هدف وسیله را توجیه نمی کند؛ افزون بر این که هدف اصلی اسلام و آموزه های آن، انسان موحدی است که همه زندگی خود را بر عدل و احسان و اکرام سامان می دهد؛ بنابراین، هرگز این اهداف متعالی نباید نادیده و کنار گذاشته شود. از نظر قرآن، هدف انسان سازی است و رفتارها و کردارهای امت و امام باید به گونه ای باشد که موجب تغییر رفتار در مردم و امت های دیگر شود. خدا می فرماید: وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَهُ وَلَا السَّیِّئَهُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَهٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ ؛ و نیکى با بدى یکسان نیست بدى را آنچه خود بهتر است، دفع کن! آنگاه کسى که میان تو و میان او دشمنى است، گویى دوستى یکدل مى‏ گردد.﴿فصلت، آیه ۳۴﴾
  2. تنش زدایی: اسلام خواهان صلح و دوستی است و هرگز به جنگ آغاز نمی کند و جهاد مقدس را پیش نمی گیرد، مگر آن که برای دفاع از خود یا مظلوم و مستضعفی باشد.(نساء، آیه ۷۵) بنابراین، اصل تنش زدایی در سیاست خارجی و حوزه دفاعی یک اصل اساسی و حاکم بر همه اصول دیگر است. از آیات قرآنی به دست می آید هم چنین باید اجتناب از تنش زایی به عنوان یک اصل مد نظر قرار گیرد. این بدان معنا است که اسلام نه تنها نظام سیاسی ولایی تنش های موجود را می زداید و کاهش می دهد، بلکه از هر گونه رفتاری که موجب تنش باشد اجتناب می کند؛ زیرا حمایت از صلح به عنوان وضعیت مطلوب بر می شمارد و جهاد را آخرین راهکار می داند. پس در سیاست خارجی کاری نمی کند که موجب رفتارهای خصمانه از سوی دشمن شود.(انعام، آیه ۱۰۸)
  3. تقوای الهی: تقوای الهی به معنای مراعات هر آن چیزی است که رضایت خداوندی را موجب می شود و از خشم و غضبش جلوگیری می کند. از آیات قرآنی به دست می آید که تقوای الهی دارای مراتب سه گانه عمل به واجبات و ترک محرمات، عمل به واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات و در مرتبه سوم افزون بر این امور، ترک برخی از مباحات مانند خوردن و خوابیدن و گفتن و مانند آن ها مگر در ضرورت است. برای کسب این تقوای الهی عمل به هر آن چه در شریعت آمده واجب و لازم است. خداترسی موجب می شود که انسان هر کاری را نکند. این رویه و رفتار باید نسبت به دشمنان نیز مد نظر قرار گیرد و رفتاری نداشته باشیم که به عنوان سیئات و بدی ها و زشتی ها و عامل خشم و غضب الهی شود. این از اصول اساسی در سیاست دفاعی نظام سیاسی ولایی است که باید مد نظر قرار گیرد. خدا می فرماید: وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ؛ و البته نباید دشمنی و کینه‏ توزى گروهى که شما را از مسجد الحرام باز داشتند، شما را به تعدى وادارد و در نیکوکارى و پرهیزگارى با یکدیگر همکارى کنید و در گناه و تعدى دستیار هم نشوید و از خدا پروا کنید که خدا سخت ‏کیفر است.(مائده، آیه ۲) از نظر قرآن، هر گونه تعدی نسبت به دشمنان ، خود نشانه بی تقوای افراد است.(همان) بنابراین باید گفت: جواز تجاوز به دشمن و دفاع از خویشتن، در حدّ تجاوز انجام شده از سوى دشمن است نه بیش تر.(بقره، آیات ۱۹۰ و ۱۹۴؛ مائده، آیه ۲؛ نحل، آیه ۱۲۶)
  4. نیکی در برابر بدی: برای تغییر رفتار دیگران و ایجاد فضای سازنده در حد امکان باید در مقابل بدی دشمن مقابله به مثل نکرد ، هر چند که مقابله به مثل به عنوان یک رویه در قالب عدالت جایز و روا است؛ ولی اگر این دشمنی به حدی نرسیده که باید مقابله به مثل کرد، باید به جای مقابله به مثل و بدی در برابر بدی، نیکی را در برابر بدی جایگزین کرد. البته این که این سیاست در چه زمانی و نسبت به چه کسانی باشد، به اختیار رهبری و نظام سیاسی ولایی است. هم چنان که امیرمومنان امام علی(ع) نسبت به خوارج نهروان و حتی ناکثین در جنگ جمل انجام دادند و به دشمنان نیکی کردند و صبوری ورزیدند.(فصلت، آیه ۳۴ و ۳۵)
  5. احترام به حقوق دشمن: از نظر اسلام دشمنان نیز حقوقی دارند که از حقوق طبیعی و انسانی آنان برخاسته و شرافت انسانی موجب می شود تا این حقوق شناخته و بر اساس آن عمل و رفتار شود. خدا در قرآن بر لزوم احترام به حقوق دشمنان و پرهیز از تعدّى به آنان، به سبب دشمنى تاکید دارد و خواهان عمل به چنین رویه ای از سوی امت و نظام سیاسی ولایی است به طوری که رفتار امت از مسیر عدالت به عنوان اصل حاکم خارج نشود.(مائده، آیات ۲ و ۸)
  6. عدالت قسطی: چنان که گفته شد، مراعات اصول اخلاقی نسبت به دشمن و احترام حقوق ایشان لازم و بایسته است. در همین راستای بر عدالت محوری به عنوان بنیاد روابط انسانی در حوزه اخلاق اجتماعی تاکید شده است. البته این عدالت محوری در حوزه عمل سیاسی باید به گونه ای باشد که سهم و قسط هر کسی به عنوان یک انسان از مواهب طبیعی زندگی داده شود. از آن جایی که اجرای عدالتی قسط در میان دشمن سخت تر از اجرای آن در میان خودی ها و دوستان است؛ خداوند به مومنان هشدار می دهد که باید نه تنها قیام به عدالت قسطی داشته باشند، بلکه باید عدالت قسطی جزو ملکه بلکه مقوم ذات هر مومنی شود تا هرگز خواسته و ناخواسته از آن عدول نکند و هماره و در همه حال بدان قیام کند. از همین روست که بر «قوامین بالقسط» تاکید می شود و خدا می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید! براى خدا به عدالت قسطی بسیار استوار و محکم برخیزید و به عدالت‏ شهادت دهید؛ و البته نباید دشمنى گروهى شما را بر آن دارد که عدالت نکنید. عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است و از خدا پروا دارید که خدا به آنچه انجام مى‏ دهید، آگاه و خبیر است. (مائده، آیه ۸)
  7. دشمن شناسی: از مهم ترین سیاست های دفاعی در قبال دشمنان، دشمن شناسی است. از همین روست که قرآن به روش های گوناگون اطلاعاتی را از دشمنان و شیوه های آنان ارایه می دهد تا فریب سیاست های دروغین دشمنان را نخورند و موجبات شکست فراهم نشود. خدا از تبلیغات فریبنده دشمنان در جنگ نرم و روانی برای افزایش یاران و اهداف دیگر(انعام، آیه ۱۱۲)، روابط مرموز پنهانی و کنایی و اشاری میان دشمنان(همان)، دروغ پردازی و افترا به رهبران (همان)، رفتارهای مجرمانه ضد قانونی و اخلاقی(فرقان، آیه ۳۱)، مجادله پردازی در حقایق آشکار(غافر، آیه ۳۵) و مانند آن ها به عنوان سیاست ها و سازوکارهای دشمن در تقابل با اسلام و نظام سیاسی ولایی سخن به میان آورده است. از آن جایی که دشمن در کمین امت است تا به هر شکلی نفوذ کرده و به اهداف پلید سلطه خویش برسد، امت و نظام سیاسی باید هوشیار باشد تا جاسوسانی از شهروندان اهل کتاب، منافقان و مسلمانان سست ایمان، در خدمت دشمنان قرار نگیرند و یا ارتباط دوستی و علاقه پنهانی و ولایت مدار میان امت و دشمن ایجاد نشود؛ زیرا این امور ممنوعیت داشته و حتی جرم تلقی می شود و دشمن از این روش ها و سازکارهای برای رسیدن به اهداف خویش سود می برد.(ممتحنه، آیات ۱ تا ۳؛ مجادله، آیه ۲۲)
  8. سرکوبی دشمن: از مهم ترین سیاست های دفاعی نظام سیاسی در برابر دشمن، سرکوب آنان پیش از ضربه زدن است. سیاست های دفاعی باید به گونه ای باشد که دشمن از هر گونه رفتار خطرناک پرهیز کند و حتی گرفتار رعبی شود که خود از جنگ دست بر دارد. البته دست یابی به این مهم ، تنها در سایه ایمان و توکل و تفویض امور به خدا با فراهم آوری همه ابزارهای پیشگیری شدنی است.(انفال، آیات ۱۲ و ۱۳؛ حشر، آیات ۲ تا ۴) این سرکوبی باید تا جایی ادامه یابد که فتنه گری وجود نداشته باشد. خداوند می فرماید: وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَکُونَ فِتْنَهٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِینَ ؛ با آنان بجنگید تا دیگر فتنه‏ اى نباشد و دین مخصوص خدا شود. پس اگر دست برداشتند تجاوز جز بر ستمکاران روا نیست.﴿بقره، آیه ۱۹۳﴾ هم چنین سرکوبی باید به گونه ای باشد که عزت از ایشان برداشته و خوار و ذلیل در برابر اسلام و نظام سیاسی شوند و جرات و جسارت حمله نداشته باشند.(نحل، آیه ۲۷)
  9. سیاست ارهاب و ارعاب: از مهم ترین سیاست های دفاعی که سیاست بازدارندگی نیز است، تقویت بنیه دفاعی نظام سیاسی و کشور در برابر دشمنان با بهره گیری از هر نوع امکانات و تجهیزات و نفراتی است که برای نظام سیاسی و امت، استطاعت و توان فراهم آوری آن وجود دارد. از همین روست که خدا تقویت بنیه نظامى با تمام توان تا حدّ ترسانیدن دشمنان خدا و مؤمنان راوظیفه اى برعهده مسلمانان و نظام سیاسی ولایی دانسته و هر گونه تامین و پرداخت هزینه در این راه را از مصادیق انفاق در راه خدا شمرده است. خدا می فرماید: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ؛ و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهاى آماده بسیج کنید تا با این تدارکات دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنان دیگرى را جز ایشان که شما نمى ‏شناسیدشان و خدا آنان را مى ‏شناسد بترسانید؛ و هر چیزى در راه خدا خرج کنید، پاداشش به خود شما بازگردانیده مى ‏شود، و بر شما ستم نخواهد رفت.(انفال، آیه ۶۰)
  10. افشاگری: در حوزه دفاعی از مظلوم باید از روش افشاگری در مجامع عمومی و بین المللی بهره گرفت تا ظالم در موضع ضعف قرار گیرد و نتواند برای خود پشتیبانی و حمایتی کسب و فراهم آورد. در حقیقت استفاده از روش جنگ نرم و جنگ روانی علیه ظالم و ستمگر از سیاست های دفاعی در نظام سیاسی ولایی است.(نساء، آیه ۱۴۸)
  11. احقاق حق: احقاق حقوق مظلومان و تأمین آزادى آنان براى ابراز عقیده خود و تامین حقوق از دست رفته در برابر ظالمان متجاوز از هر آیین و مسلک و جغرافیایی لازم است و سیاست دفاعی نظام ولایی باید در این راستا ساماندهی و جهت گیری شود.(نساء، آیه ۷۵؛ حج، آیات ۳۹ و ۴۰) در همین راستا، بازپس گیرى وطن از متجاوزان و بازگشت به وطن از سوی آوارگان، از برکات دفاع نظامى است که از سوی امت و نظام سیاسی اعمال می شود.(بقره، آیات ۲۴۶ و ۲۵۱)

آثار و برکات دفاعی

دفاع از نظام سیاسی ولایی و امت اسلام و سرزمین های اسلامی، برکاتی دارد که برخی از آن ها عبارتند از: احقاق حقوق مظلومان و تأمین آزادى آنان(حج، آیات ۳۹ و ۴۰)، بازپس گیرى وطن از متجاوزان و بازگشت به وطن(بقره، آیات ۲۴۶ و ۲۵۱)، تامین امنیت از جمله تأمین آزادى عقیده براى مؤمنان(حج، آیات ۳۹ و ۴۰)، حفظ جامعه از فساد و تباهى(بقره، آیه ۲۵۱)، حفظ مظاهر دینى و اماکن مقدّس(حج، آیه ۴۰) و مانند آن ها که در جاهای دیگر به تفصیل به آن اشاره شده است.