سیاست، روش حاکمیت اخلاق الهی

بسم الله الرحمن الرحیم

سیاست، روشی عملی برای حاکمیت اخلاق الهی در عرصه اجتماع است؛ چنان که ادب، روشی برای حاکمیت اخلاق الهی در عرصه فردی است. بنابراین، همان طوری که علم اخلاق تلاش می کند تا به چرایی و چگونگی کسب فضایل و کمالات فردی و ادب ورزی اجتماعی بپردازد و هدف غایی و روش دست یابی به آن را تبیین کند، علم سیاست می بایست به چرایی و چگونگی حاکمیت بخشی اخلاق الهی در عرصه اجتماع بپردازد.

بر این اساس، آموزه های وحیانی قرآن در حوزه سیاست می بایست به عنوان یک دانش مد نظر قرار گیرد تا به عنوان منبع برای تبیین چرایی و علل غایی و فلسفه سیاست ورزی و نیز روش های دست یابی به آن حکمت و غایات مد نظر قرار گیرد. به سخن دیگر، اگر سیاست در میدان عمل از مصادیق حکمت علمی است، تبیین نظری آن می بایست از آموزه های وحیانی قرآن باشد تا بتواند به عنوان حکمت نظری، راهنمایی عمل سیاست ورزانی باشد که در میدان حکمت علمی وارد شده اند.

به سخن دیگر، اگر حکیم در علم نظری بتواند به عنوان مرد عمل در میدان سیاست ورزی وارد شود و حکمت علمی را به نمایش گذارد، چنان که پیامبران اولو العزم(ع) و هم چنین حضرت سلیمان نبی و داود نبی(علهیما السلام ) این گونه عمل کردند، دست کم باید مردان حکمت عملی برای سیاست ورزی به عالمانی مراجعه کنند که حکمت نظری را در علم سیاست تبیین می کنند و چرایی سیاست و اهداف و حکمت هایی آن را در کنار روش هایی دست یابی به اهداف، بیان می کنند؛ چنان که طالوت این گونه سیاست ورزی کرد و با حکمت نظری پیامبر هم عصر خویش حکمت عملی را به نمایش گذاشت.(بقره، آیات ۲۴۷ تا ۲۵۰)

از نظر آموزه های وحیانی اسلام،