سوء استفاده از کمک های مردمی

samamosانفاق کردن و صدقه دادن از امور نیک و خوبی است که گاه به شکل واجب و مستحب مورد تاکید قرآن و سنت قرار گرفته است. از این روست که در آموزه های قرآنی و اسلامی، همواره در کنار نماز که عمل عبادی و معنوی است به انفاق و زکات به عنوان یک عمل عبادی دیگر توجه شده است. به گونه ای که برخی بر این باورند که شمار کاربرد آن دو در آیات یکسان و یا تقریبا یکسان است. این بدان معناست که از نظر اسلام ، کارهای عبادی در دو شکل نماز و کمک مالی به دیگران تجلی و ظهور می کند.

در برخی از آیات به صراحت و روشنی از حق نیازمندان و سائلان در هر مال و درآمدی سخن به میان آمده است که از آن جمله می توان به آیه ۱۹ سوره ذاریات و ۲۴ و ۲۵ سوره معارج اشاره کرد. به این معنا که از هر درآمدی که برای انسان هست بخشی از آن، حق و حقوق دسته از مردم یعنی نیازمندان و سائلان می باشد که می بایست پرداخت شود.

مجموعه این آیات و بسیاری از روایات که مردم را تشویق و ترغیب به صدقه کردن و اطعام و انفاق و دیگر کمک های مالی می کند، موجب شده است تا برخی از سوء استفاده کنندگان به طمع بیافتند و بخواهند تا از این کلاه نیز برای خود نمدی ببافند. این گونه است که در کنار دریافت کنندگان کمک های مردمی، گروهی به عنوان واسطه شکل گرفت تا این کمک های مالی مردم را گردآوری کرده و به دست نیازمندان آن برساند. البته در بخشی از قوانین اسلامی، گروهی به عنوان جابیه الزکاه وجود داشته است که مامور گردآوری زکات واجب و رساندن آن به دست ولی امر مسلمانان و بیت المال برای توزیع درست و مصارف حکومتی و مانند آن بوده اند. اما از آن جایی که کمک های مالی مردم، بیرون از دایره کمک های رسمی و واجب ، بخشی بزرگ از کمک ها را شکل می دهد، برخی از سوء استفاده کنندگان شکل گرفته اند که با ایجاد و نصب صندوقی ، آن ها را گردآوری کرده و با ارایه بخشی اندک به نیازمندان، بخش بزرگ و اعظم آن را برای خود بر می دارند.

البته در طول تاریخ همواره کسانی بودند که حتی از بیت المال که مرکز گردآوری حقوق مالی واجب امت مسلمان بوده ، نیز سوء استفاده کرده اند. در تاریخ است که عبدالله بن عباس پسر عموی پیامبر(ص) این مفسر و شاگرد امیرمومنان علی (ع) که از خواص امت آن حضرت (ع) بود، در وسوسه ابلیسی گرفتار آمد، از شجره خبیثه طمع و آز، میوه تلخ و زهر آگین چید و بیت المال را به کمک دایی های خویش از بصره به غارت برد و با آن برای خود کنیزکانی سفید روی ایرانی و رومی خرید. گویند مالی که از بیت المال مسلمانان به غارت برده بود شش میلیون درهم بوده است. امیرمومنان علی (ع) در نامه ای به او یاد آور می شود که تو رازدار ، خویشاوند و محرم من در امور بودی و من تو را امین می دانستم و تو در امانت خیانت کردی و اموال مردم را به غارت بردی و اموال بیوه زنان و یتیمان را ربودی: سبحان ا لله! آیا روز بازگشت را باور نداری؟ یا از روز حسابرسی در رستاخیز نمی ترسی؟ چگونه به حرام خوری و به حرام می آشامی؟!

از نظر امیرمومنان علی (ع) تنها کسانی که به آخرت و حسابرسی دقیق خداوند باور و ایمان ندارند این گونه با کمک های مالی مردم و بیت المال برای خود خانه و آشیان می سازند وگرنه اگر باور به خدا و رستاخیز و حساب و کتاب آن آخرت باشد، هرگز کسی به خود این اجازه را نمی دهد که از کمک هایی که مردم برای نیازمندان از بیوه زنان و کهنسالان و مستمندان و یتیمان می دهند برای خود بردارند و در آن تصرف کنند. اگر این مردم می دانستند که به زودی به گور می روند و در رستاخیز جان ها از آنان بازخواست می شود که راهی به سوی توبه و بازگشت و تغییر و تبدیل اعمال ندارند، هرگز این گونه با کمک های مردمی و اموالی که مردم به عنوان کمک در اختیار ایشان می گذاشت سوء استفاده نمی کردند.

بارها دیده می شود که افزون بر نهادهای رسمی و معروفی که برای جمع آوری کمک های مالی مردم صندوق ها و قبض هایی صادر می کنند، برخی از افراد و یا مراکز با سوء استفاده از خوی نیکوکارانه مردم ، کمک ها را گرد آوری می کنند و آن را در غیر موارد و مصادیق آن صرفه و هزینه می کنند. چنین رفتاری به عنوان گناه و بلکه بزه است که می بایست قانون به شدت با آنان مقابله کند تا راه هر گونه سوء استفاده از منش نیک مردم در کمک های مالی گرفته شود. بلکه به نظر می رسد که صرف کردن از اموال گردآوری شده از سوی برخی از نهادهای رسمی و مسئول نیز مصداق سوء استفاده از نیات خیرخواهانه مردم باشد؛ زیرا اموال گردآوری شده را در جاهایی خرج و هزینه می کنند که یا اصولا وظیفه ای نسبت به آن ندارند یا این که بیرون از دایره مصداق اولویت می باشد. هنگامی که مردم گرسنه هستند و از مخارج ابتدایی مانده اند صرف و هزینه کردن آن در امور دسته دوم نمی تواند مصداقی از واسطه گری درست باشد. این مراکز و نهادها به عنوان واسطه عمل می کنند و مسئول هستند که در واسطه گری خودشان مراعات کوچک ترین و ریزترین مسایل را داشته باشند و اگر این گونه عمل نکنند در پیشگاه خدا و مردم مسئول هستند.

هزینه کردن خیرات و مبرات مردم در ساختمان سازی نهادها و مراکز خودشان و توجیه کردن مصارفی که مصرف اصلی این صدقات مردمی نمی باشد ، امری است که قابل گذشت نیست و مسئولان می بایست پاسخ گو باشند. به نظر می رسد که فقدان دستگاه نظارتی بر این این نهادها و مراکز و عدم پاسخ گویی در برابر مسئولان و نهادهای نظارتی ، عامل بسیاری از سوء استفاده ها حتی در دستگاه قانونی گردآوری صدقات می باشد. برخی از افراد براین باورند که بخش بزرگی از صدقات به دست مستمندان و نیازمندان نمی رسد، زیرا هزینه های واسطه های بیش از آن اندازه است و خود واسطه ها به یک چاه ویلی تبدیل شده اند که بخش بزرگی از صدقات را تباه می سازد.

در کشور اسلامی همه چیز نیازمند دستگاه نظارتی عام و خاص است. این را قرآن به ما آموخته است؛ زیرا هر مومنی نسبت به دیگری ولایت همگانی دارد که بخشی از آن به نظارت مرتبط می باشد. بنابراین حتی در امور خیریه و صدقات و کارهای عام المنفعه نیز می بایست دستگاه نظارتی دولتی و امتی وجود داشته باشد که بر عملکرد هر کس و نهادی نظارت داشته باشد. اصولا امر به معروف و نهی از منکر مصادیق بسیاری دارد که یکی از آن ها نظارت بر این گونه تشکل ها و نهادهای واسطه است. البته نظارت هرگز با معنای نفی کار خیری نیست که این واسطه ها انجام می دهند بلکه مدیریت و هدایت عمل به سوی است که خواسته اصلی همین نیکوکاران ( چه کسانی که کمک مالی می کنند و چه کسانی که آن ها را گرد اوری به دست نیازمندان و مصارف آن می رسانند) می باشد. به نظر می رسد که ساختن ساختمان های بزرگ و شیک و ساختارهای عریض و طویل سازمانی و مصرف بخش بزرگی از کمک های مردمی و حتی دولتی که به این نهادها می شود بیرون از هدف و مقصود ایجاد این نهادهای واسطه می باشد که می بایست اصلاح و مدیریت بهینه شود.