سنت ها و قوانین الهی حاکم بر جان و جهان

کهکشان

بسم الله الرحمن الرحیم

قانون جاذبه برای همه آشنا است. این یک سنت الهی حاکم بر ماده و طبیعت است. سنت های الهی قوانین حاکم بر جهان هستند؛ البته برخی از آن ها از کلیت و عمومیتی برخوردارند، و برخی از این سنت ها و قوانین دارای محدوده کم تری و به یک معنا اختصاصی مثلا جان یا جامعه هستند. بی گمان شناخت این قوانین و سنت ها به ما کمک می کند تا کنش ها و واکنش های ما به گونه ای باشد که بتوانیم هم از این سنت ها و قوانین بهره گیریم و هم نخواهیم کاری کنیم که سنت ها علیه ما عمل کنند؛ زیرا اگر بخواهیم این سنت ها را دور بزنیم و قانون گریز باشیم، برای خودمان و دیگران مشکل درست کرده ایم و اگر بخواهیم به تقابل با آن برخیزیم خودمان را تباه کرده ایم.

نویسنده در این مطلب با نگاهی به سنت ها و قوانین عام و خاص الهی بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، بر آن است تا اهمیت و ارزش این سنت ها و نیز آثار و نقش آن ها را در زندگی انسان تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

سنت های تکوین، قوانین حاکم بر جهان و جان و جامعه

واژه «سنت» در لغت به معنای طریقه ( لسان العرب، ج ۶ ، ص ۳۹۹، «سنن») و عادت مستمر(مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۶۶۷ ) است. از همین رو، سنت خدا را همان عادت خدا دانسته اند.(همان ج ۷ – ۸ ، ص ۶۴۵) البته برخی، سنت خدا را جریانى از فرمان، حکم و قضاى او گفته اند(التحقیق، ج ۵ – ۶ ، ص ۲۳۷، «سنَّ»)؛ زیرا «سنّ» را به معنای جریان‌یافتن، ریختن و متمایزساختن دانسته است.

به هر حال، سنت همان طریقت، سیره، راه و روش و جریانی است که در کسی یا چیزی وجود دارد. بر همین اساس، سنت را در برگیرنده رسم، قانون و خصلت‌های انسانی خوب و بد گفته اند.

سنت در فرهنگ اسلامی دو کاربرد دارد: ۱. سنت تشریعی یعنی رویه‌ای رفتاری که فردی یا مکتبی آن را در جامعه تثبیت می‌کند؛ مانند آنچه در حدیث شریف نبوی آمده است که فرمودند: «ایما عبد من عبادالله سن سنهً هدی کان له اجر مثل اجر من عمل بذلک من غیر ان ینقص من اجورهم شیء، و ایما عبد من عبادالله سن سنهً ضلاله کان علیه مثل ورز من فعل ذلک من غیر ان ینقص من اوزارهم شیء؛ هر بنده ای از بندگان خدا که سنت هدایت را پایه گذاری کند، پاداش عمل کنندگان به آن را خواهد داشت، بدون این که از پاداش عاملان به آن کم شود؛ و کسی که سنت گمراهی را بنا نماید، وزر و بدبختی عاملان به آن را خواهد داشت، بدون این که از آنان چیزی کم شود.»( شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ص ۱۳۲؛ شیخ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۷۴.)

  1. سنت تکوینی و آن رویه‌ای است که نظام آفرینش بر اساس آن سامان و مدیریت می شود. در حقیقت قوانین حاکم بر تکوین و جهان است که خداوند متعال در نظام آفرینش مقرر داشته است. این سنت های الهی حاکم بر جهان و جان و جامعه است و چنان که تبیین می شود، سنت های تغییر ناپذیر و تبدیل ناپذیر است؛ زیرا جریان اعتدالی جهان بر این قوانین و سنت ها است و هر گونه تغییر و تبدیل و تحویلی به معنای فروپاشی نظام تکوین است.

مقصود از سنت در این مقاله کاربرد دوم سنت، یعنی آن بخش از تدبیر و ساماندهی خداوند در نظام آفرینش است که دارای دوام، کلیت و ضرورت است و می‌توان آن را طریقت و روش خدا در نظام آفرینش نامید.

ویژگی های سنت های الهی در تکوین

سنت های الهی که در تکوین جاری است، ویژگی هایی دارد. این ویژگی ها عبارتند از:

  1. تبدیل ناپذیری: بدل به معنای عوض و جایگزین کردن است؛ یعنی یک چیزی جای دیگر قرار داده شود. خداوند درباره تبدیل آیه ای به آیه دیگر می فرماید: وَإذَا بَدَّلْنا آیَهً مَکانَ آیَهٍ.(نحل، آیه ۱۱۰) از نظر قرآن سنت های الهی تبدیل ناپذیر هستند. از همین رو، می فرماید: ولَن تَجِدَ لِسُنَّهِ اللّهِ تَبدیلا؛ و هرگز در سنت الهی تبدیلی نمی یابی.(احزاب آیه ۶۲؛ و نیز : فاطر، آیه ۴۳؛ فتح، آیه ۲۳؛ انعام، آیه ۳۴)
  2. تحویل ناپذیری: حول به انحراف ، گرایش به غیر محور و پیرامون و نیز تغییر احوال را می گویند. از نظر قرآن، سنت های الهی قوانینی است که انحراف و گرایش به پیرامون و تغییر احوال در آن راه نمی یابد. از همین رو، می فرماید: ولَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللّهِ تَحویلا.(اسراء، آیه ۷۷؛ فاطر، آیه ۴۳

لزوم شناخت سنت های الهی و فلسفه آن

چرایی شناخت سنت های الهی پرسشی است که برای بسیاری مطرح است. در پاسخ باید گفت شناخت این سنت ها که در زندگی و سرنوشت بشر نقش دارد، یکی از مهم ترین دانش ها و علوم بشر است. با شناختی که انسان نسبت به آن ها پیدا می کند، با فلسفه و اهداف هر یک از سنت ها نیز آشنا می شود. هم چنین نوع کارکرد هر سنت و میزان دایره تاثیر آن را دانسته و ابزارهای اعمال هر سنت را می شناسد و برای پیشگیری از تاثیر برخی می تواند رویه هایی را انتخاب کند.

آثار شناخت سنت های الهی اموری چند است که از جمله آن ها عبارتند از:

  1. انتخاب درست: خداوند در قرآن از انسان خواسته تا سنت های الهی را بشناسد؛ زیرا شناخت این سنت ها در زندگی انسان نقش به سزایی دارد و انسان را از انتخاب نادرست و حرکت بر خلاف سنت های الهی باز می دارد و در جهت درست قرار می دهد. از همین روست که بر لزوم توجّه به سنّتهاى الهى در آیات قرآنی تاکید شده است.(آل عمران، آیات ۱۳۷ و۱۳۸ ؛ طه، آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰) اهمیت آگاهی و شناخت نسبت به تاثیر سنت های در زندگی آن چنان است که پیامبر(صلى الله علیه وآله) در مورد ابلاغ سنّت الهى هلاکت کافران حق ستیز، به کفّار عصر بعثت از سوی خدا مأموریّت می یابد.(انفال، آیه ۳۸) از نظر قرآن، توجّه به سنّتهاى خدا درباره هلاکت کافران حق ستیز، مانع آگاهان به این سنت از مبارزه با پیامبراکرم صلى الله علیه وآله می شود.(همان) هم چنین شناخت و نیز توجّه به سنّتهاى جارى خداوند درباره هلاکت کفرپیشگان، زمینه ساز ایمان به رهنمودهاى الهى و طلب آمرزش از لغزشها خواهد شد.(کهف، آیه ۵۵)
  2. پیشگیری در سایه عبرت گیری: خداوند درباره فلسفه وجوب شناخت سنت ها می فرماید که این شناخت موجب می شود تا خود انسان گرفتار سنت هایی نشود که موجب نابودی یا مشکلاتی برای بشر می شود؛ چنان که این شناخت عبرت آموز برای بشر است و انسان را از امتحان و آزمون مجدد باز می دارد تا از آن جایی که دیگر گزیده شده و آسیب دیده اند، خود آسیب نبیند.(آل عمران، آیات ۱۳۷ و۱۳۸ ؛ طه، آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰) از نظر قرآن، نزول عذاب الهى بر تکذیب کنندگان معاد و ابقاى آثار آنان براى عبرت آیندگان، بر اساس سنّت خداوند انجام می گیرد تا دیگران وقتی این آثار را ببیند از سنت الهی آگاه شده و راه آنان را نروند.(همان)
  3. حرکت در مسیر سنت ها: هم چنین شناخت سنت ها این توان به بشر می دهد که از این سنت ها برای کمال و سعادت خویش بهره گیرد و به جنگ و تغییر و تبدیل آن نرود و در مسیر هدایت قرار گیرد.(آل عمران، آیات ۱۳۷ و۱۳۸ ؛ طه، آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰)
  4. تحلیل درست از وقایع و رخدادها: هم چنین شناخت این سنت ها این امکان را به انسان می دهد تا تحلیل درست و واقعی بینانه از امور جاری در جهان و جان و جامعه به دست دهد و به دور از شک و تردید، حوادث و رخدادها و مسایل را تحلیل کند و راهکارهای حقیقی و واقعی برای برونرفت یا رفع یا دفع ارایه دهد.(آل عمران، آیات ۱۳۷ و۱۳۸ ؛ طه، آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰) جالب این که برخی از رخدادها به ظاهر طبیعی می نماید، در حالی خود از مصادیق سنت های الهی نسبت به حرکت درست یا نادرست است؛ به عنوان نمونه افزایش بارندگی مناسب و به هنگام و برکت، به سبب ایمان و تقوا (اعراف، آیه ۹۶) یا کاهش و قحطی در صورت گناه و عدم پرداخت زکات، یا ایجاد سیل و زلزله و مانند آن در صورت گناه و فسق، به ظاهر امری طبیعی است، در حالی در چارچوب سنت های الهی باید تفسیر شود؛ زیرا خداوند جهان را با اسباب طبیعی اداره و تدبیر می کند و خداوند ابا دارد که امور جز از مسیر جریان طبیعی و اسباب تحقق یابد. قرآن در آیات ۶۰ تا ۶۲ سوره احزاب توجّه به سنّت خداوند درباره هلاکت فسادگران را زمینه ساز دورى از فسادگرى در جامعه اسلامى می داند؛ در حقیقت آگاهی نسبت به این سنت ها از جمله سنت هلاکت فسادگر همانند ظالم ، کافر و مانند آنها، به عنوان عامل بازدارنده و پیشگیری عمل می کند. از نظر قرآن هر چند تبعید و کشتن فسادگران جامعه اسلامی، سنّت جارى خداوندى در میان امّتها و شرایع پیشین بوده است؛ اما باید توجه داشت که سنت های الهی تبدیل و تحویلی در آن راه نمی یابد و ممکن است به اشکال دیگر این سنت خودنمایی کند. این ترس باید عامل پیشگیری از جرم و فساد در جوامع اسلامی شود. از نظر قرآن وقتی انسان نسبت به سنت های الهی شناخت نداشته و جهل داشته باشد، تحلیلی نادرست ارایه می دهد؛ چنان که جهل به سنّتهاى خدا در نحوه گزینش پیامبران از میان خود انسانها، موجب تکذیب پیامبران از جمله پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله از سوى مشرکان شده است.(یوسف، آیه ۱۰۹) در حقیقت اگر مشرکان می دانستند که سنت الهی در انتخاب پیامبر این است که اشخاصی از جنس بشر را برای این امر انتخاب کند، دیگر به تکذیب پیامبران به بهانه آن که بشری از جنس خودشان است، نمی پرداختند.
  5. پیش بینی تحولات آینده: پیش بینى تحوّلات اجتماعى و واکنشهاى تاریخى، بر اساس شناسایى سنّتهاى الهى حاکم بر آنها از دیگر فلسفه های شناخت سنت ها است.(آل عمران، آیه ۱۳۷)
  6. بازدارندگی: یکی از رسالت های پیامبران ایجاد چنین شناختی نسبت به سنت های الهی در میان مسلمانان و کافران و دوستان و دشمنان است تا هم اتمام حجتی شده باشد و هم به عنوان یک بازدارنده عمل کند. از همین رو، تذکّر خداوند به هلاکت مشرکان، در صورت اخراج پیامبر صلى الله علیه وآله از مکّه، بر اساس سنّت الهى در همین راستا انجام گرفته است.(اسراء، آیات ۷۶ و ۷۷) از نظر قرآن، شناخت و توجّه به سنّت خداوند درباره عذاب مکّاران مشرکان، زمینه ساز دورى آنان از مکر و عذاب خدا می شود.(فاطر، آیات ۴۳ و ۴۴)
  7. آرامش خاطر: شناخت سنّتهاى خداوند درباره کافران، موجب رفع اندوه از عملکرد آنان می شود(آل عمران، آیه ۱۷۶) چنان که شناخت سنت ابتلاء و امتحان، یا سنت پذیرش توبه، یا سنت امهال و استدارج، یا سنت های دیگر، موجب می شود که شخص به آرامش و اطمینانی برسد که از راه دیگر به دست نمی آید. از نظر قرآن، شناخت سنّت الهى مبنى بر خنثى شدن مکر خائنان در نقشه هاى باطل خود انگیزه یوسف علیه السلام از درخواست اعاده حیثیّت خویش می شود.(یوسف، آیات ۵۰ تا ۵۲) در حقیقت سنّت تبدیل ناپذیر خداوند در میان بندگانش، ناکامى خائنان در نقشه هاى باطل خود، به فرجام نرسیدن خیانت و رسوا شدن آنان است. (المیزان، ج ۱۱، ص ۱۹۷) همین سنت موجب آرامش خاطر و انجام برخی از فعالیت ها و تلاش ها می شود چنان حضرت یوسف(ع) انجام داد تا مقصود برآورده شود.

البته باید توجه داشت که خداوند از راه های گوناگون سنت های خود را اجرایی می کند و از همه اسباب بهره می برد. اما برای انسان نیز راه های گوناگونی برای شناخت قرار داده است.

خداوند به انسان فرمان می دهد برای شناخت برخی از سنت ها به مناطق دیگر سفر کنند. از همین رو، سیر در زمین، براى شناخت سنّتهاى خداوند لازم دانسته شده است.(آل عمران، آیه ۱۳۷؛ فاطر، آیات ۴۳ و ۴۴) از نظر قرآن، تاریخ نیز، از منابع شناخت سنّتهاى خداوند الهی است(بقره، آیه ۲۱۴)

سنت های اجتماعی

سنت‌های اجتماعی از جمله موضوعات مهم و نقش‌آفرین در عرصه اندیشه و عمل در جامعه اسلامی است که می‌توان در شناخت بهتر جوامع و مهندسی جامعه مطلوب از آن بهره گرفت. این سنت‌ها که بیانگر رویه‌های خداوند در زندگی اجتماعی است، به لحاظ قلمرو و قالب و محتوا اقسامی دارد. سنت‌های اجتماعی را می‌توان با رویکردهای مختلفی مانند کلامی، تفسیری، روان‌شناختی و جامعه‌شناختی بررسی کرد.

در آیات قرآنی از سنت‌های اجتماعی چون نابودشدن جوامع تکذیب‌کننده پیامبران پس از رساندن پیام، ارائه معجزات و فراهم آمدن زمینه‌های محیطی برای توجه به خدا سخن به میان آمده است. هم چنین از سنت کشمکش اجتماعی و نقش آن در از بین رفتن اقتدار اجتماعی به علت از بین رفتن وفاق اجتماعی و بی‌اعتباری ارزش‌های مشترک، سنت دیگری است که در قرآن بیان شده است. سنت نقش الزام‌های حیاتی در تقسیم کار اجتماعی و رابطه مثبتِ معنادار میان جرم و بزهکاری یا سنت نپذیرفتن حقایق و از جمله آموزه‌های انبیا، و نیز سنت پیدایش فرقه‌های انحرافی بر اثر فزون‌طلبی عالمان دینی، از دیگر سنت اجتماعی در قرآن است.

چنان که گفته شد سنت‌های اجتماعی در قرآن یکی از موضوعات مهم، سرنوشت‌ساز و اثرگذار در زندگی دنیایی و آخرتی و فردی و اجتماعی انسان است؛ از همین روست که در قرآن به این سنت ها توجه خاص و ویژه ای مبذول شده و مردم را به شناخت نسبت به آن ها و توجه و اهتمام بدان ها در زندگی دعوت و تشویق و ترغیب شده اند.

البته چنان که برخی از نویسندگان از جمله محمود رجبی در مقاله اش با عنوان «تبیین جامعه‌شناختی برخی از سنت‌های اجتماعی قرآن» بیان کرده، سنت‌های اجتماعی مطرح شده در قرآن را می‌توان با رویکردهای مختلف بررسی کرد:

  1. رویکرد کلامی: در این رویکرد سنت‌ها به مثابه بخشی از افعال الهی و چگونگی رفتار خدا با مردم بررسی می‌شود و در قلمرو توحید افعالی قرار دارد.
  2. رویکرد تفسیری: در این رویکرد سنت‌ها در قالب آیات قرآنی، تفسیر تربیتی می‌شوند یا در قالب تفسیر موضوعی، نظریه قرآن در قلمرو قانون‌مندی جامعه و پدیده‌های اجتماعی عرضه می‌گردد.
  3. رویکرد روان‌شناختی: سنت‌های اجتماعی در مواردی به صورت مصرح مشتمل بر ابعاد و موضوعات روان‌شناختی است و در همه موارد به دلیل آنکه در بینش قرآنی پدیده‌های اجتماعی دارای ابعاد روان‌شناختی است، عناصر روان‌شناختی وجود دارد و قابل بررسی و تبیین‌های روان‌شناختی است؛ از این‌رو، سنت‌های اجتماعی با رویکرد روان‌شناختی نیز قابل بررسی است.
  4. رویکرد جامعه‌شناختی: در رویکرد جامعه‌شناختی به سنت‌ها، سه نوع بررسی و تحلیل مطرح است: نخست استخراج سنت‌های اجتماعی قرآن و نظم و نسق بخشیدن به آنها به عنوان مجموعه قوانین جامعه‌شناختی (پویاشناختی و ایستاشناختی) دوم تبیین پدیده‌های اجتماعی بر اساس سنت‌های اجتماعی مطرح شده در قرآن، و سوم تحلیل جامعه‌شناختی سنت‌های اجتماعی قرآن. موضوع مورد بررسی در این مقاله، نگاه به سنت‌ها از منظر سوم است.

بحث از سنت‌های اجتماعی در قرآن دارای گذشته ادبیاتی و مواد اولیه طولانی است و می‌توان همه متون تفسیری را به دلیل پرداختن به آیات اجتماعی قرآن و ازجمله آیات دربردارنده سنت‌های اجتماعی پیشینه این مسئله به‌شمار آورد. ولی توجه آگاهانه و فنی و مستقل به سنت‌های اجتماعی، سابقه بسیاری ندارد. شاید بتوان برخی تفاسیر اجتماعی مانند فی ظلال القرآن و من وحی‌القرآن و تفسیر گران‌سنگ المیزان فی تفسیر القرآن را نقطه شروع این رویکرد دانست. آثار شایان توجه دیگری در این زمینه نگارش یافته است، اما برجسته‌ترین نگاه‌های استقلالی به مسئله را در اثر ارزشمند آیت‌الله شهید سیدمحمدباقر صدر با عنوان «المدرسه القرانیه» و اثر سترگ آیت‌الله محمد‌تقی مصباح با عنوان «جامعه و تاریخ در قرآن» می‌توان یافت.

بررسی سنت‌های اجتماعی در قرآن به دلایل مختلف دارای اهمیت ویژه است: ۱. نخست آنکه کشف این سنت‌ها برای تحلیل وقایع گذشته امت اسلامی و امت‌های پیشین بسیار نقش‌آفرین است و مصداق «قل سیروا فی‌الارض»( انعام، آیه ۱۱؛ نمل؛ آیه ۶۹؛ عنکبوت، آیه ۲۰؛ روم، آیه ۴۲.) و زمینه عبرت‌آموزی از سرگذشت پیشینیان است که قرآن کریم بر آن تأکید و سفارش کرده است. ۲. دوم آن که شناخت دقیق این سنت‌ها برای پیش‌بینی پدیده‌ها و تحولات اجتماعی آینده امت اسلامی ضرورت دارد و مهندسی اجتماعی جامعه اسلامی در گرو آن است؛ ۳. سوم آن که بازسازی علوم انسانی و اجتماعی در پرتو آموزه‌های قرآنی، منوط به آن است.

سنت‏های اجتماعی قرآن به لحاظ قلمرو به دو دسته کلی تقسیم می‏شوند: ۱. سنت‏های مربوط به کل جامعه و ساختارهای کلی آن؛ ۲. سنت‏های مرتبط با پدیده‏های خاص.

هم چنین سنت‏های اجتماعی از جهت صورت و شکل به سه دسته تقسیم می شود:

  1. گاه به صورت قضیه شرطیه بیان می‏شوند؛ یعنی آن‏طور که شکل رایج بیان قوانین علمی است، مانند آیه شریفه «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ؛ اگر اهل آبادی‌ها (اجتماعات بشری) ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‏کردند، بی‌گمان درهای برکات آسمان و زمین را به رویشان می‏گشودیم. »(اعراف، آیه ۹۶)؛
  2. گاه در قالب یک قضیه توصیفی و خبری حتمی‏الوقوع، از تحقق مورد مشخصی از یک سنت بیان می‏شود، مانند «وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ اْلأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصّالِحُونَ»؛ و هر آینه در زبور پس از ذکر تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته‏ام به ارث خواهند برد.(انبیاء، آیه ۱۰۵)؛
  3. گاهی نیز از جریان و تحقق موارد بسیار یک سنت در متن خارج سخن به میان آورده است، مانند: «کَمْ مِنْ فِئَهً قَلیلَهً غَلَبَتْ فِئَهً کَثیرَهً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصّابِرینَ»؛ چه بسیار گروه اندکی که به اذن خدا بر گروهی انبوه چیره شدند و خداوند با شکیبایان است. (بقره، آیه ۲۴۹)

سنت‌ها از نظر محتوی نیز به سه دسته تقسیم می شود :

  1. گاه بیانگر روابط محسوس و ملموسی هستند که از طریق روش تجربی قابل بررسی است، مانند «إِنَّما یریدُ الشَّیطانُ أَنْ یوقِعَ بَینَکُمُ الْعَداوَهً وَالْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیسِرِ وَیصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللّهِ و عن الصلوه»؛ همانا شیطان می‏خواهد در خصوص شراب و قمار بین شما دشمنی و کینه بیفکند و شما را از یاد خدا و نماز بازدارد.(مائده، آیه ۹۱)؛
  2. گاهی نیز رابطه بین عامل غیرتجربی و پدیده‏ای تجربی را بیان می‏کند، مانند: «یا قوم اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفّاراً، یرْسِلِ السَّماءَ عَلَیکُمْ مِدْراراً، وَیمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَبَنینَ وَیجْعَلْ لَکُمْ جَنّاتٍ وَیجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً»نوح(ع) به قوم خویش فرمود: ای قوم من! از خداوندگارتان آمرزش بخواهید؛ همانا او بسیار آمرزنده است. در این‏صورت ابرها را در حالی که پرباران‌اند بر شما بفرستد و شما را با اموال و پسران مدد رساند و برایتان باغ‏ها و نهرهای روان قرار دهد. (نوح، آیات ۱۰ ـ ۱۳)؛ استغفار و طلب آمرزش حقیقی قابل تجربه علمی نیست و با تجربه نمی‏توان از تحقق آن خبر داد، ولی فراوانی باران رحمت الهی ثروت و نیروی انسانی و باغ‏ها و نهرهای روان قابل تأیید یا اثبات با روش تجربی است؛
  3. گاه نیز سنت مذکور در آیات حاکی از ارتباط دو عامل غیرتجربی با یکدیگر است مانند: «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً»؛ اگر تقوا پیشه کنید برای شما فرقان نیروی تمیزدهنده حق از باطل قرار می‌دهیم. (انفال، آیه ۲۹) جهاد در راه خدا از جهت شناخت اخلاص و در راه خدابودن برای غیر جهاد کننده و نیز هدایت به راه‏های خدا دو پدیده غیرقابل تجربه بشری به مفهوم رایج آن است.

از نظر قرآن جوامع انسانى، مقهور سنن قاطع و خلل ناپذیر الهى است.(اعراف، آیه ۳۴؛ یونس، آیه ۴۹؛ حجر، آیات ۴ و ۵؛ مومنون، آیه ۴۳) از جمله سنت های الهی در حوزه اجتماعی می توان به این سنت های الهی اشاره کرد:

  1. سنت آسانی پس از سختی: خداوند به صراحت در آیاتی به این سنت توجه می دهد؛ زیرا نقش بسیاری در کنش ها و واکنش هایی ما نسبت به مشکلات و مصیبت هایی وارده دارد؛ وقتی انسان بداند که «پایان شب سیه ، سپید است» و به هر حال، پس از مشکلات و مصیبت ها و سختی ها، به قله آرامش و آسایش می رسد و این گونه نیست که مصیبت ها ابدی و تا پایان عمر باشد، بلکه می آید و می رود. خداوند می فرماید: فَاِنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا اِنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا؛ پس به راستی با هر سختی آسانی است؛ به راستی با هر سختی آسانی است.(انشراح ، آیات ۵ و ۶) جالب این که خداوند در این آیه با آوردن «لام» بر سر «عسر» بر آن است تا بگوید که سختی یکی بیش تر نیست؛ چرا که با هر سختی دو آسانی است که او را از دو سو در بر گرفته است.
  2. سنت آسانی احکام الهی: از نظر قرآن، از جمله سنت های اجتماعی، سنت آسانی قوانین و احکام و مقررات الهی است که در قالب شرایع از جمله شریعت پیامبر(ص) وضع شده است. این سنت حاکم بر جان و جامعه انسانی است که با آسانی و سهولت بتوانند قوانین و احکام الهی را که مطابق فطرت است(روم، آیه ۲۱) انجام دهند و به کار گیرند. خداوند می فرماید: ما کانَ عَلَى النَّبىِّ مِن حَرَج فیما فَرَضَ اللّهُ لَهُ سُنَّهَ اللّهِ فِى الَّذینَ خَلَوا مِن قَبلُ وَکَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَقْدُورًا؛ بر پیامبر در آنچه خدا براى او فرض گردانیده گناهى نیست. این سنت‏ خداست که از دیرباز در میان گذشتگان معمول بوده و فرمان خدا همواره به اندازه مقرر و متناسب با توانایى است.(احزاب، آیه ۳۸)
  3. سنت اتمام حجت: اتمام حجّت بر مردم، قبل از کیفر آنان، از سنّت های اجتماعی الهی است. پس هرگز خداوند پیش از آن که حجت را بر کسی یا قوم و اجتماعی تمام کند، آنان را مجازات نمی کند.(انعام، آیات ۱۳۰ و ۱۳۱؛ یونس، آیه ۱۳؛ اسراء، آیات ۱۵ و ۱۶؛ شعراء، آیه ۲۰۸؛ قصص، آیه ۵۹) قرآن در آیه ۵۹ سوره قصص ، سنّت خدا درباره نابودى جوامع را بیان مى کند، بدین معنا که خداوند آنان را بعد از اتمام حجّت نابود مى کند.(الکشاف، ج ۳، ص ۴۲۴؛ المیزان، ج ۱۶، ص ۶۲) پس از نظر قرآن، اتمام حجّت بر کافران از اهل کتاب و مشرکان، با رساندن برهان آشکار به آنان، سنّتى الهى است که تبدیل و تحویلی در آن راه ندارد(بینه، آیه ۱)؛ چرا که مراد از جمله «منفکّین» بنا بر آنچه از «حتّى تأتیهم البیّنه» استفاده مى شود، جدا شدن کافران اهل کتاب از مقتضاى سنّت هدایت بود. گویا آنان همواره مشمول سنّت هدایت الهى بودند، امّا پس از آمدن بیّنه و اتمام حجّت، به خود واگذار شدند.(المیزان، ج ۲۰، ص ۳۳۷)
  4. سنت اجل امت: از نظر قرآن همان طوری که هر نفس انسانی دارای اجل مسمی و اجل معلق است؛ امت ها و اجتماعات بشری دارای اجل است. اجل، زمان بندی مشخصی برای پایان هر چیزی است. این زمان بندی به گونه ای است که تقدیم و تاخیری در آن راه نمی یابد. امت ها و اجتماعات بشری دارای اجل خاص خودشان است که در آن تقدیم و تأخیر رخ نمی دهد و عدم این امر در اجل امّتها، از سنّت حاکم خداوند است. پس امت ها هم اجل دارد که تقدیم و تاخیری در آن راه نمی یابد.(اعراف، آیه ۳۴؛ یونس، آیه ۴۹؛ حجر، آیات ۴ و ۵؛ شوری، آیه ۱۴)
  5. سنت تفاوت و اختلاف: اختلاف انسانها در افکار و عقاید و افعال از روى اختیار، سنّتى الهى حاکم بر اجتماعات بشری است.(بقره، آیه ۲۵۳؛ هود، آیه ۱۱۸؛ المیزان، ج ۲، ص ۳۲۲)
  6. سنت استدراج: «استدراج» در لغت به معناى نزدیک کردن تدریجى و گرفتن آرام آرام است (مفردات، ص ۳۱۱، «درج») و در قرآن کریم به قرینه مقام در آیه ۱۸۲ اعراف، مراد نزدیک کردن تدریجى و مهلت دادن براى نابود ساختن است. (الکشاف، ج ۲، ص ۱۸۲؛ مفردات، ص ۳۱۱، «درج») در حقیقت گام به گام و پله پله چنان به شخص فرصت داده می شود که دیگر هیچ گونه عذر و بهانه ای نداشته باشد. از قرآن بر می آید که سنت استدارج حاکم بر جان و جامعه است و خداوند این سنت را درباره کافران و مخالفان دین اسلام و جوامع بشری به کار می گیرد.(آل عمران، آیه ۱۷۸؛ انعام، آیات ۴۴ و ۱۲۳ و۱۲۴؛ اعراف، آیات ۱۸۲ و ۱۸۳؛ رعد، آیه ۳۲؛ اسراء، آیه ۱۶) در سنّت استدراج به فرمان خداوند سختیها و بلاها به آسایش و رفاه تبدیل می شود و شخص گمان می کند که مشکلی ندارد و بلایا و مصیبت ها از او دور شده است. وقتی کسی به آن شخص یا جامعه می نگرد رفاه و آسایش آن فریبنده و گول زننده است؛ اما ناگهان و بی آن که احساسی کنند، نابود می شوند و جانشان گرفته و امت تباه می شود.(اعراف، آیه ۹۵) در حقیقت ، تبدیل «سیّئه» به «حسنه»، بر اساس سنّت استدراج است.(المیزان، ج ۸ ، ص ۱۹۵)
  7. سنت هدایت ابتدایی و تشویقی: از مهم ترین سنت های الهی حاکم بر جان و جامعه سنت هدایت ابتدایی و تشویقی است؛ زیرا خداوند انسان را مختار و دارای اراده آفریده است؛ ولی برای او هدایت فطری و تشریعی قرار داده تا از دو طریق او را به سمت کمال هدایت کند. کسی که هدایت ابتدایی فطری را پذیرا باشد، از هدایت تشویقی سود می برد.(بقره، آیات ۲ تا ۵) از نظر قرآن، هدایت به سوى کمال مطلوب، از سنّتهاى خداوند است(انسان، آیه ۳) چنان که پذیرش توبه و هدایت توبه کنندگان به سوى خداوند، از سنّتهاى اوست(رعد، آیه ۲۷) از نظر قرآن، استمرار هدایت انسانها، از سنّتهاى خداوند است و هرگز تا زمانی که انسان در زمین است از این سنت خارج نخواهد شد.(توبه، آیه ۱۱۵) پس بهره مند ساختن امّتها از هدایتگران و پیامبران، سنّتى الهى است(فاطر، ایه ۲۴؛ زخرف، آیات ۵ و ۶) و خداوند زمینه را برای این امر فراهم کرده و می کند؛ چنان که فطرت از بسترهای ذاتی و شرح صدر دادن از دیگر زمینه سازی خداوند برای این مهم است؛ ازهمین روست که در قرآن از دادن شرح صدر براى پذیرش اسلام، سنّت خداوند در هدایت انسانها دانسته و معرفی شده است.(انعام، آیات ۱۲۵ و ۱۲۶) بنابراین، خداوند هرگز بشر را رها نکرده و شیاطین را بر آنان مسلط نکرده است تا موجبات گمراهی باشند، بلکه اصل را بر هدایت قرار داده است. بر همین اساس، سپردن هدایت صاحبان عقل از سوى خدا به شیاطین، مغایر با سنّت هدایت عامّه الهى است و هرگز خداوند چنین نمی کند.(کهف، آیات ۵۰ و ۵۱) به نظر علامه طباطبایی، با توجّه به فطرت کمال جویى موجودات و لزوم بهره مندى آنها از هدایت عامّه، سپردن آن به شیاطین شرّ و مفسد، متناقض با سنّت الهى در هدایت عامّه مخلوقات است. (المیزان، ج ۱۳، ص ۳۲۷)
  8. سنت اضلال تنبیهی و کیفری: در آیات قرآنی بیان شده که اضلال و گمراهی ابتدایی نیست؛ زیرا سنت الهی بر جان و جامعه، سنت هدایت ابتدایی است؛ اما اگر جان و جامعه ای به سنت هدایت ابتدایی و فطری پشت کرد، گرفتار سمت اضلال تنبیهی و کیفری می شود. در حقیقت سنت اجتماعی دیگری که بر جان و جامعه حاکم است، سنت اضلال کیفری و تنبیهی است که پس از ضلالت ابتدایی از سوی جان و جامعه بر جان و جامعه حاکم می شود. پس تا ضلالت ابتدایی از سوی شخص یا جامعه انتخاب نشود، اضلال کیفری و تنبیهی نخواهد بود. از همین روست که خداوند می فرماید که سنت اضلال و گمراه ساختن اعراض کنندگان از توبه، از سنّت جارى الهى در باره این افراد و جوامع است(رعد، آیه ۲۷)؛ چرا که آوردن جمله «یهدى إلیه من أناب» به جاى «یهدى إلیه من یشاء» براى بیان این نکته است که مشیّت خداى متعال بر سنّت دایمى و نظام متقن همیشگى استوار است؛ بدین معنا که خداوند، هدایت توبه کنندگان و گمراهى اعراض کنندگان از توبه را مى خواهد. (المیزان، ج ۱۱، ص ۳۵۲ – ۳۵۳) پس محروم کردن از شرح صدر براى پذیرش اسلام، سنّت همیشگى خدا در گمراه کردن افرادی است که خواهان گمراهى هستند و از هدایت الهی و فطری سرباز می زنند.(انعام، آیات ۱۲۵ و ۱۲۶)
  9. سنت امتحان: آزمایش انسانها، از سنّتهاى فراگیر الهى در هر زمان است(آل عمران، آیه ۱۸۶؛ مائده، آیه ۴۸؛ توبه، آیه ۱۲۶؛ یونس، آیه ۱۴؛ کهف، آیه ۷ و آیات دیگر) قرآن در آیه ۱۵۵ سوره بقره می فرماید که آزمایش مردم با مصائب و مشکلات، از سنّتهاى کلّى و همیشگى خداوند است. در این آیه شریفه، بر دوام امتحان و جریان آن در این امّت اسلام همانند جریان آن در امّتهاى گذشته سخن به میان آورده است. (المیزان، ج ۲، ص ۱۶۰) در آیات دیگری هم چون آیه ۲۱۴ سوره بقره و ۴۲ سوره انعام و ۹۴ سوره اعراف نیز بر این نکته توجه داده شده است. البته این سنت امتحان، اختصاص به مومن یا کافر ندارد، هر چند که مومنان بیش تر به سبب ادعای خودشان مورد آزمایش بیش تر و سخت تر قرار می گیرند(بقره، آیات ۱۵۳ و ۱۵۵؛ توبه، آیه ۱۶؛ عنکبوت، آیات ۲ و ۳؛ محمد، آیه ۳۱)؛ زیرا منافقان را کم تر می آزماید و ممکن است این آزمون در هر سال یک یا دو بار اتفاق بیافتد.() قرآن در تبیین فلسفه و چرایی این سنت می فرماید: توجّه به سنّت خدا درباره ابتلاى مؤمنان براى جداسازى پاکان از ناپاکان، زمینه ساز ایمان به خداوند و انبیاى او می شود (آل عمران، آیه ۱۷۹)؛ چنان که جریان سنّت ابتلا، مشخص کننده صفوف مؤمنان از غیر مؤمنان و اشخاص پاک از ناپاک نیز می شود (همان)؛ زیرا در این آیه شریفه، خداوند، کلام خود را متوجّه مؤمنان کرده است؛ به این بیان که سنّت ابتلا در میان آنان جارى است تا مؤمن خالص از غیر او و عنصر ناپاک از شخص پاک جدا شود.(الکشاف، ج ۱، ص ۴۴۵؛ المیزان، ج ۴، ص ۷۹) در همین راستای سنت امتحان، ابتلاى همه پیامبران به دشمنانى از شیطانهاى جنّ و انس، نیز از سنّتهاى خدا است.(انعام، آیه ۱۱۲)
  10. سنت اغواگری ابلیس: ابلیس توانایی اغوای آدمی را دارد؛ زیرا سنت الهی بر اساس سنت امتحان، بر این قرار گرفته تا ابزارهایی از خیر و شر برای امتحان به کار گرفته شود که ابلیس و اغواگری او یکی از این ابزارها است. بر همین اساس سلطه و سیطره ابلیس برای گمراهی به عنوان ابزار الهی، یک سنت الهی دانسته شده است؛ زیرا کسی که از پذیرش هدایت الهی سرباز می زند، گرفتار اغوای ابلیس و اضلال او می شود که بازتابی از واگذاری و سنت اضلال کیفری الهی و سنت امتحان و آزمون الهی است. به سخن دیگر، توانایى شیطان به اغواى اکثریّت مردم در صورتی است که آنان از هدایت الهی سرباز زنند.(حجر، آیات ۳۲ تا ۴۲)
  11. سنت عصمت بندگان خاص: از سنت های حاکم بر جان و جامعه سنت عصمت بندگان خاص الهی است تا به عنوان سرمشق و راهنمایی بشر قرار گیرند. این سنت موجب می شود تا انسان ها سرمشقی معصوم از خطا و اشتباه وگناه داشته باشند و بتوانند در زندگی آنان را سرمشق قرار دهند. خداوند از سنت ناتوانى ابلیس از اغوای بندگان خالص و خاص خود خبر داده است آن را سنّت های الهى دانسته است.(حجر، آیات ۳۲ تا ۴۲؛ ممتحنه، آیات ۴ و ۶؛ احزاب، آیات ۲۱ و ۳۳)
  12. سنت ولایت : از دیگر سنت های اجتماعی خدا که در قرآن به آن اشاره شده، سنت ولایت است. از نظر قرآن، انسان یا تحت ولایت الهی است یا تحت ولایت طاغوت. پس اگر تحت ولایت الهی نباشد، به تبع تحت ولایت طاغوت خواهد رفت. بر همین اساس، مسلّط کردن برخى ظالمان بر برخى دیگر، از سنّتهاى خدا دانسته شده است.(انعام، آیه ۱۲۹) پس حاکمیّت یافتن ستمگران بر مردم ستم پیشه، از سنّتهاى خدا در جوامع انسانى است.(همان)
  13. سنت خدا درباره ظالمان و کافران: چنان که گفته شد برخی از سنت ها مخصوص گروه یا طائفه ای اقشار بشر است؛ از جمله سنت های الهی که اختصاصی است، سنت خدا نسبت به ظالمان است. در قرآن، از محرومیّت ظالمان کافر از هدایت تشویقی و ثانوی، به عنوان از سنّتهاى الهى یاد شده است. (آل عمران، آیه ۸۶؛ نساء، آیات ۱۳۷ و ۱۶۸) در حقیقت کسی که از هدایت ابتدایی و فطری سرباز زند، شایسته هدایت تشویقی و ثانوی نیست؛ بلکه چنان که گفته شد گرفتار اضلال کیفری می شود. هم چنین محروم ماندن ظالمان کافر از مغفرت الهى، از سنّتهاى خدا نسبت به این گروه از افراد جامعه است.(نساء، آیات ۱۳۷ و ۱۶۸؛ انعام، آیات ۱۲۵ و ۱۲۶) چنان که گذشت، مسلّط کردن برخى ظالمان بر برخى دیگر در قالب ولایت، از سنّتهاى خدا نسبت به این افراد اجتماع است؛ زیرا حاضر به ولایت الهی نشده و گرفتار ولایت ظالمانه دیگران می شوند که طاغوتی است.(انعام، آیه ۱۲۹ و آیات دیگر) هم چنین از نظر قرآن، از سنّتهاى خداوند سست و بى اثر کردن مکر و حیله کافران است.(انفال، آیه ۱۱۸) از آیات قرآنی، سنت نابودی جوامع تکذیب‏کننده پیامبران به عنوان یک سنت دایمی به دست می آید. در حقیقت، یکی از سنت‏های اجتماعی مطرح شده در قرآن و روایات که بیان قرآنی آن متضمن برخی قوانین جامعه‏شناختی نیز است، سنت نابودی امت‏ها و جوامعی است که در برابر دعوت پیامبران الهی مقاومت و ایشان را تکذیب کرده و با اینان به مبارزه پرداخته‏اند.
  14. سنت حاکمیت مستضعفان: نابودى ستمگران و مستکبران و حاکمیّت مستضعفان از سنّتهاى اجتماعی است.(اعراف، آیه ۱۳۷؛ قصص، آیات ۴ و ۵)
  15. سنت حاکمیت صالحان بر زمین: از دیگر سنت های اجتماعی قرآن، سنت حاکمیت صالحان بر زمین به عنوان وارثان آن است.(انبیاء، آیه ۱۰۵؛ نور، آیه ۵۵) خداوند هم چنین در آیه ۱۱۷ سوره هود از حفظ اجتماعات انسانی در صورت رفتارهای مصلحانه و اصلاحی اهل آن سخن گفته است. پس تا زمانی که جامعه و امتی مصلح هستند نابودی برای آن ها رقم نخواهد خورد. این بدان معناست که علت نابودی امت ها، دوری اکثریت جامعه از اصلاح گری بوده و مصلحان در آن قدرت و حاکمیتی نداشتند.
  16. سنت حاکمان مجرم و بدکار: از نظر قرآن، پدیدار گشتن سردمدارانى بدکار و مکّار در هر جامعه، در راستای سنت امتحان از سنّتهاى الهى است. (انعام، آیه ۲۳) باید توجه داشت که جمله «کذلک جعلنا فى کلّ قریه…» بر سنّت ثابت خداوند در میان انسانها و امت ها دلالت دارد.(التّفسیر المنیر، ج ۸ ، ص ۳۰ – ۳۱)
  17. سنت استمرار نعمت و تغییر آن: سنّت خدا در تداوم نعمتهاى ارزانى شده به جوامع یا تغییر آنها، دایر مدار نوع عملکرد اقوام و ملتها است.(انفال، آیه ۵۳) جمله «ذلک بانّ اللّه…» از قبیل تعلیل بر امر عام و تطبیق آن بر مورد خاصّ است؛ یعنى مجازات مشرکان قریش، به سبب گناهان شان و تبدیل نعمتهاى خدادادى آنان به عذاب شدید، مصداقى از این سنّت کلّى خدا است.(المیزان، ج ۹، ص ۱۰۱ ؛ نیز رعد، آیه ۱۱)
  18. سنت دگرگونی دولت ها: دگرگونی دولت ها و گردش شکست و پیروزى در جوامع بشرى، از سنّتهاى همیشگى خداوند است.(آل عمران، آیه ۱۴۰)
  19. سنت دفاع از مومنان: از سنت های اجتماعی الهی، سنت دفاع از مومنان و دفع مفسدان است. از نظر قرآن، حتی دفاع خداپرستان مؤمن در برابر تجاوز و ظلم کافران را در راستاى سنّت خدا مبنى بر دفع مفسدان، به وسیله عابدان موحّد دانسته و بر اساس آن تحلیل کرده است.(بقره، آیات ۲۴۹ و ۲۵۱؛ حج، آیات ۳۸ تا ۴۰)
  20. سنت مطابق اسلام با فطرت: آمیختگى توجّه به خدا و توأم بودن دین توحید اسلام با سرشت و فطرت انسان، از سنّتهاى تغییرناپذیر الهى است.(روم، آیه ۳۰) پس دین توحید اسلامی، چیزى جز سنّت زندگى و راه سعادت نیست که پیمودن آن نداى فطرت هر آدمى است. (المیزان، ج ۱۶، ص ۱۷۸) در این آیه سنت مطابقت اسلام و فطرت، و فطرت و اسلام به خوبی مورد تاکید قرار گرفته است. پس هر گاه در نقل مطلبی بر خلاف فطرت سالم و قلب سلیم باشد، باید آن را تاویل برد.
  21. سنت رسالت: در راستای اتمام حجت خدا به بندگان، یکی از سنت های اجتماعی خداوند، سنت رسالت پیامبران مطرح می شود. بر اساس این سنت، فرستادن پیامبران، سنّت جارى خداوند در میان امّتها است و هرگز اجتماعی بشری بدون پیامبر نبوده است(انعام، آیه ۳۴؛ یونس، آیه ۴۷؛ دخان، آیه ۵ و آیات دیگر) هم چنین سنت بشر بودن رسولان الهى و نداشتن قدرت غیبى مستقلّ، از سنّتهاى خداوند خواهد بود(رعد، آیه ۳۸)؛ زیرا جمله . «و لقد أرسلنا» اشاره به سنّت جارى الهى درباره انبیا است که آنان نیز همانند انسانهاى عادى، بشرى بیش نیستند که آوردن معجزه از سوى آنان تنها به اذن خدا است و قدرت غیبى مستقلّى نیز ندارند؛ بلکه هر چاره از علم غیب دارند به تعلیم الهی است.(المیزان، ج ۱۱، ص ۳۷۴) بر اساس این رویه، گزینش پیامبران از میان خود انسانها، به عنوان یک سنّت جارى الهى امری است که نمی توان در آن تشکیک کرد.(یوسف، آیه ۱۰۹) علامه طباطبایی می نویسد: برخاستن انبیا از میان خود انسانها، سنّت جارى خداوند در تبلیغ دین است. (المیزان، ج ۱۱، ص ۲۷۸) این مطلب در آیات دیگری از جمله ۳۸ سوره رعد و ۴۳ سوره نحل و ۷ سوره انبیاء مورد تاکید قرار گرفته است.
  22. سنت کیفر: یکی از سنت های اجتماعی خداوند سنت کیفر است که نسبت به فرد و اجتماع انجام می شود. قرآن هلاکت و نابودى مجرمان کافر به آیات الهى را از سنّتهاى جارى خداوند دانسته (انفال، آیه ۵۲)، و عذاب استیصال را که ریشه کن و بینان برانداز است، سنّت همیشگى خداوند درباره کافران حق ستیز معرفی کرده (یونس، آیات ۹۹ و ۱۰۲) و گرفتار شدن تحریفگران و تبدیل کنندگان دین خدا به عذاب شدید الهى در همین دنیا را از سنّتهاى خداوند دانسته است.(بقره، آیه ۲۱۱) از نظر قرآن، نزول عذاب استیصال پس از اتمام حجّت، سنّت خدا درباره جوامع حق ناپذیر است(انعام، آیات ۱۳۰ و ۱۳۱؛ قصص، آیه ۵۹) پس وقتی اتمام حجت شد و حق بیان و آشکار، سنت نابودى جوامع حق ناپذیر، از سنّتهاى الهى است(زخرف، آیه ۸) و مجازات و هلاکت جوامع ظالم و گناهکاران، سنّت الهى است که از آن گریزی نیست؛ زیرا ظالم و گناهکار حق ناپذیر است و علیه حق قرار گرفته است.(اعراف، آیات ۴۰ و ۴۱؛ یوسف، ایه ۷۵؛ ابراهیم، آیه ۱۳؛ کهف، آیه ۵۹؛ انبیاء، آیه ۲۹) البته سنت امهال ممکن است تا زمانی آن را تاخیر بیاندازد(یونس، آیه ۱۱؛ هود، آیه ۱۱۰؛ ابراهیم، آیه ۴۲؛ حجر، آیه ۵؛ طه، ایات ۱۲۸ و ۱۲۹؛ شوری، آیه ۱۴)؛ اما هنگامی که مشاهده شود دیگر تاخیر بردار نیست ؛ چنان که ایمان به خدا، هنگام مشاهده عذاب او بى تأثیر خواهد بود؛ زیرا این بی تاثیری خود نیز سنّت خداوند در میان بندگان و جوامع است.(انعام، آیه ۱۵۸؛ غافر، آیات ۸۴ و ۸۵) از نظر قرآن سنت کیفر نسبت به افراد و جوامعی است که تحریف گر و تبدیل کننده آیات الهی(بقره، آیه ۲۱۱) بوده یا مجرمانی کافر(انفال، آیه ۵۲)، کافرانی حق ستیز(یونس، آیات ۹۹ و ۱۰۲)، منافقانی متمرّد(احزاب، آیات ۶۰ و ۶۲)، بیماردلانی عصیانگر(همان)، شایعه پراکنانی لرزه افکن در امنیت روانی اجتماع(همان)، مکارانی کافر(فاطر، آیه ۴۳) و مانند آن ها بوده اند. هم چنین از نظر قرآن، کیفر اعراض کنندگان از آیات الهى، با ختم قلب آنان بر اساس سنّت الهى انجام می شود(اعراف، آیات ۹۹ و ۱۰۰) چنان که ابتلاى افترازنندگان بر خدا، به خشم او و گرفتار شدن آنان به خوارى و ذلّت، از سنّتهاى الهى دیگر الهی است.(اعراف، آیه ۱۵۲) پس کیفر در قالب اشکال و انواع گوناگون نسبت به این افراد خواهد بود و این کیفر و مجازات هرگز یکسان و یک نوع نخواهد بود.
  23. سنت نجات مومنان از کیفر کافران: از سنت های اجتماعی می توان به سنت نجات مومنان در هنگام کیفر جوامع کافر اشاره کرد. از نظر قرآن، نجات مؤمنان از عذاب استیصال، سنّت تخلّف ناپذیر خداوند است(یونس، آیه ۱۰۳؛ روم، آیه ۴۷) پس این گونه نیست که تر و خشک با هم بسوزند. نجات حضرت لوط(ع) و خانواده اش نمونه ای از این سنت الهی است.
  24. سنت نجات مومن با توبه: نجات مؤمنان از گرفتارى و غم، در پى توبه، ذکر خدا و دعا به درگاه او، از سنّتهاى الهی است که می تواند عامل مهمی در ایجاد روحیه و بازیافت آن باشد.(انبیاء، آیات ۸۷ و ۸۸) آوردن جمله «یهدى إلیه من أناب» به جاى «یهدى إلیه من یشاء» براى بیان این نکته است که مشیّت خداوند متعال مبتنى بر سنّت دایمى هدایت توبه کننده استوار است. «انابه» به معناى بازگشت به سوى حق با توبه کردن است. (المیزان، ج ۱۱، ص ۳۵۲ و ۳۵۳)
  25. سنت برکت برای مومن متقی: از سنت های الهی بهره مندی مومنان متقی و جوامع مومن و متقی از برکات الهی و برخورداری از نعمت ها است.(اعراف، آیه ۹۶)
  26. سنت فراوانی نعمت در شکر: فراوانى نعمتها براثر شکرگزارى، از سنّتهاى خدا است (نحل، آیه ۱۱۲)؛ زیرا عبارت «بما کانوا یصنعون» در آخر آیه براى دلالت بر این امر است که سنّت مجازات در شکر و ناسپاسى یکسان است.(المیزان، ج ۱۲، ص ۳۶۳) البته در همین آیه از سنت دیگری به عنوان، سنت کفران نیز یاد کرده است. از نظر قرآن، سلب نعمتها براثر ناسپاسى نیز از سنّتهاى الهى است که باید به آن توجه داشت. در همین رابطه خداوند به سنت دیگری نیز اشاره می کند. از نظر قرآن، استمراربخشى به نعمتهاى ارزانى شده به جوامع و عدم تغییر در آنها در صورت عدم تغییر در رفتار، از سنّتهاى خدا است.(انفال، آیه ۵۳؛ رعد، آیه ۱۱) به هر حال، استمرار نعمت و هدایت بر بنده از سنّت خدا است، مگر اینکه خود بنده با ناسپاسى و تجاوز، موجب سلب نعمت و هدایت خویش شود. (المیزان، ج ۹، ص ۳۹۸)
  27. سنت شرح صدر در شکر: انسانی که شکر گزار باشد خداوند به او سعه وجودی و شرح صدر می دهد و بر میزان ظرفیت وجودی او می افزاید. این سنت الهی است. خداوند می فرماید: وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ؛ و آنگاه که پروردگارتان اعلام کرد که اگر واقعا سپاسگزارى کنید شما را افزون خواهم کرد و اگر ناسپاسى نمایید. قطعا عذاب من سخت‏ خواهد بود. (ابراهیم، آیه ۷)
  28. سنت کشمکش اجتماعی و از بین رفتن اقتدار اجتماعی: سنت اجتماعی دیگری که در آیات بر آن تأکید شده کارکرد منفی کشمکش اجتماعی است. کشمکش اجتماعی را می‌توان نقطه مقابل همبستگی و وفاق اجتماعی دانست. وفاق اجتماعی یا عام به معنای وحدت جمعی در عقاید و ارزش‌های دامنه‌دار و ریشه‌دار است. همبستگی اجتماعی نظم خاصی است که بر یک گروه بر اثر سازگاری فراوان گروهی حاکم می‌شود. جوامعی که گرفتار اختلاف بینش‌ها، ارزش‌ها و اهداف می‌شوند و در مرحله عمل به ستیزه و تنازع روی می‌آورند، دچار کشمکش اجتماعی می‌گردند. اعضای چنین جامعه‌ای نسبت به وظایفی که جامعه به دوش آنها گذارده و نقشی که از ایشان انتظار دارد سُست می‌شوند و نیروهای اجتماعی به‌جای آنکه صَرفِ رشد و توسعه جامعه و پاسداری از ارزش‌های آن در برابر تهاجمات خارجی شود، در مسیر واداشتن گروه‌های رقیب به پذیرش مدعیات گروه خود و درگیری و ستیزه با گروه‌های دیگر، ضربه‌زدن به آنها و از صحنه خارج ساختن رقبا صرف می‌شود. در چنین وضعیتی جامعه دچار وقفه و رکود و حتی بحران‌های اجتماعی می‌شود و راه برای متلاشی شدن جامعه از درون یا تسلط بیگانگان از برون باز می‌شود و در واقع سرآمد آن جامعه فرا می‌رسد. از این‌روست که ایادی استعمار برای تحقق اهداف شوم خویش از قانون معروف و مشهور «تفرقه بینداز و حکومت کن» سود می‌جویند. قرآن مجید در مقام بیان این سنت خطاب به مسلمانان می‌فرماید: «وَلا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ ریحُکُمْ»؛ و با یکدیگر نزاع مکنید تا سست شوید و نیرو، شکوه و دولتتان از بین برود.(انفال: ۴۶) در این آیه شریفه از دو پیامد و اثر نامطلوب ستیزه‌جویی و کشمکش اجتماعی یاد شده است: نخست اثر روانی آن که سُستی، بی‌رغبتی، احساس مسئولیت نداشتن در برابر اجرای وظایف اجتماعی و ایفای نقش‌های اجتماعی است و دوم پیامد اجتماعی آن که از بین رفتن اقتدار جامعه است. از بین رفتن وفاق اجتماعی مایه بی‌اعتباری ارزش‌های مشترک می‌شود و کنترل‌های اجتماعی قوت خود را از دست می‌دهد. در چنین شرایطی ساخت جامعه درهم فرو می‌ریزد. حیات اجتماعی از هم می‌پاشد و جامعه دچار بی‌سازمانی می‌گردد. یکپارچگی و انتظام جامعه از بین می‌رود و جامعه از حالت اعتدال خارج و بحران‌زده می‌شود و بحران اجتماعی زمینه زوال جامعه از درون یا اضمحلال آن به دست نیروهای بیرونی را به همراه خواهد داشت. قرآن مجید از این حقیقت دوم با تعبیر «از بین رفتن اقتدار اجتماعی: تَذهَبَ رِیحُکُم» یاد می‌کند.(انفال، آیه ۴۶)
  29. سنت مخالفت مجرمان از دعوت پیامبران: رابطه بین ارتکاب جرائم و گردن‌فرازی در برابر دعوت انبیا و هدایت‌های الهی یکی دیگر از سنت‌های اجتماعی است که در آیات متعددی مطرح شده است. قرآن کریم در این آیات بر این نکته تأکید دارد که گروه‌ها و اقوامی که در طول زندگی به انواع جرائم آلوده شده‌اند، در برابر دعوت حق و درست انبیا ـ که با دلیل‌های روشن و رسایی همراه است ـ مقاومت کرده، استکبار می‌ورزند و حاضر به پذیرش و عمل به مقتضای آن نمی‌شوند. در آیات ۱۳و۱۴ سوره حجر به عنوان یک سنت کلی و عام از این رابطه یاد می‌کند و می‌فرماید: «کَذلِکَ نَسْلُکُهُ فی قُلُوبِ الْمُجْرِمینَ لا یؤْمِنُونَ بِهِ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّهُ اْلأَوَّلینَ»؛ چنان‌که مجرمان در امت‌های گذشته دعوت پیامبران را نپذیرفتند و ایشان را استهزا کردند و ایمان نیاوردند قرآن را در دل‌های مجرمان امت تو ای پیامبر وارد می‌کنیم ولی به آن ایمان نمی‌آورند؛ زیرا این یک سنت و رویه پیشینیان است؛ یعنی ایمان نیاوردن و در برابر انبیا گردن‌فرازی کردن؛ زیرا سنت الهی بر آن است که جرم مانع پذیرفتن حقایق می‌شود. مشابه همین مضمون در آیات ۲۰۰و۲۰۱ سوره شعراء آمده است: «کَذلِکَ سَلَکْناهُ فی قُلُوبِ الْمُجْرِمینَ لا یؤْمِنُونَ بِهِ حَتّى یرَوُا الْعَذابَ اْلأَلیمَ»؛ این‌چنین ما قرآن را در دل مجرمان گذراندیم ولی به قرآن ایمان نیاورند تا آنگاه که عذاب دردناک جهنم را مشاهده کنند.
  30. سنت الزام‌های حیاتی و تقسیم کار اجتماعی: سومین سنت مطرح شده در آیات و روایات، وجود تفاوت‌های طبیعی و تفاوت‌های اجتماعی برخاسته از تفاوت‌های طبیعی به‌عنوان یکی از الزام‌های حیاتی در زندگی اجتماعی است. جامعه‌شناسان در تعیین موارد الزام‌های حیاتی جامعه اختلاف‌نظر دارند و حتی برخی این نظریه را به سبب دشواری‌هایش در کانون انتقاد قرار داده‌اند، ولی در پاره‌ای از الزام‌های حیاتی که برخاسته از ویژگی‌های انسان و خصیصه‌های زندگی اجتماعی انسان است تردید نیست. قرآن مجید به موارد مختلف و متعددی از این نوع الزام‌های حیاتی پرداخته و در برخی موارد نیز در یک بیان کلی از اصل وجود چنین الزام‌ها و راز آفرینش آنها سخن به میان آورده است. برای مثال، در آیه شریفه ۳۲ سوره زخرف می‌فرماید: «نَحْنُ قَسَمْنا بَینَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیا»؛ ماییم که وسیله زندگی‌شان را در این جهان میان‌شان تقسیم کرده‌ایم و برخی را بر بعضی به مراتب برتری داده‌ایم تا یکدیگر را به کار گیرند. در این آیه از تفاوت‌های طبیعی فردی و گروهی که پایه در سرشت انسان دارند و به‌طور قهری زمینه‌ساز نوعی تفاوت اجتماعی نیز می‌باشند سخن به میان آمده است و از آن به مثابه اهرمی برای ضرورت تقسیم کار اجتماعی ـ که زندگی اجتماعی بلکه فردی انسان در گرو آن است ـ یاد شده است. همین مفاد در آیه دیگر مطرح شده و راز وجود این نوع تفاوت‌ها را آزمودن انسان‌ها ذکر کرده است. در مورد این بیانات دو نکته شایان توجه است: نخست آنکه مقصود از به‌کار گماردن برخی انسان‌ها از سوی برخی دیگر نیازمندی افراد و قشرهای مختلف جامعه به یکدیگر است به‌طوری که تقسیم کار اجتماعی صورت پذیرد و مدنی‌بالطبع بودن انسان جامه عمل پوشد؛ هرچند این تعبیر با تسخیر یک‌طرفه و استثمار هم سازگار است. روایات شریفه نیز مؤید همین معناست. دوم آنکه نباید این خواست تکوینی خدا را با خواست تشریعی آن یکی دانست و از وجود این تفاوت‌های طبیعی نتیجه گرفت که: نباید در جهت رفع سوء استفاده از تفاوت‌های اجتماعی برخاسته از این تفاوت‌های طبیعی، تلاش کرد. خدا هرگز نخواسته است که جمعی از انسان‌ها در فقر و جمعی در غنی باشند؛ جمعی آقا و جمعی برده باشند. جمعی از همه امکانات استفاده کنند و جمعی محروم باشند. چنین برداشتی یکی از موارد خلط بین اراده تکوینی و تشریعی و استنباط نادرست تشریع از تکوین است. نه وجود تفاوت‌های تکوینی به معنی نفی لزوم تلاش برای رفع تفاوت‌های اجتماعی و کاهش اختلافات طبقاتی است و نه وجود آن دستورالعمل‌ها به معنی مطلوب نبودن آن تفاوت‌های طبیعی تکوینی است؛ چه آنکه فقدان آن تفاوت‌های طبیعی، تقسیم کار اجتماعی و به‌طور کلی زندگی اجتماعی بلکه زندگی فردی مطلوب قرآنی را غیرممکن و حداقل بسیار مشکل می‌سازد. به بیان دیگر این آیات از وجود چنین تفاوت‌هایی برای فراهم آمدن زمینه تقسیم کار و پیدایش و ادامه یافتن زندگی اجتماعی سخن می‌گوید، اما درباره اینکه این تقسیم کار و تسخیر به چه شکل و شیوه‌ای انجام گیرد ساکت است و باید با استناد به دستورالعمل‌های دیگر شرعی آن را مشخص ساخت و وجود چنین زمینه‌ای به معنی تأیید یا تثبیت کلیه شیوه‌های تسخیر یا نوع خاصی از آن نیست.
  31. سنت پیدایش فرقه‌های انحرافی بر اثر فزون‌خواهی عالمان: یکی از مسائل مهم اجتماعی، چگونگی شکل‌گیری فرقه‌های انحرافی در ادیان آسمانی است که دیدگاه‌های مختلفی درباره آن مطرح است. برخی آن را معلول ابهام در متن دین شمرده و شماری آن را به طبیعت انسانی و ناتوانی در فهم واحد از متون دینی مرتبط دانسته‌اند. دیدگاه سومی پایین بودن سطح فرهنگی پیروان ادیان را علت پیدایش فرقه‌های انحرافی دانسته است. ولی قرآن کریم این اختلافات را برخاسته از فزون‌خواهی برخی عالمان دین می‌داند. در آیه ۲۱۳ سوره بقره ابتدا از امت واحده و یکسان بودن انسان‌ها در مقطعی از تاریخ بشر سخن می‌گوید و سپس از اختلاف و نزاع ایشان و بعثت پیامبران به منظور هدایت و حل اختلاف ایشان سخن به میان می‌آورد، آنگاه درباره اختلاف در دین و پیدایش فرقه‌های انحرافی و بدعت‌گذار چنین می‌فرماید: «وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیناتُ بَغْیاً بَینَهُمْ»؛ تنها آنان که کتاب‌های آسمانی به آنان داده شده بود در آیین و تعالیم پیامبران اختلاف کردند و علت آن هم تجاوزطلبی و افزون‌خواهی است. (بقره: ۲۱۳) این قسمت از آیه شریفه به سه عنصر اساسی در پیدایش فرق‌های انحرافی اشاره دارد: نخست آنکه انحراف در ادیان و پیدایش فرقه‌های ساختگی توسط رهبران و آگاهان از دین پس از پیامبران رخ می‌دهد نه آنکه توده مردم دست به چنین فرقه‌سازی بزنند. دوم آنکه پیدایش چنین فرقه‌هایی را نباید معلول ابهام در تعالیم انبیا و دعوت دینی دانست، بلکه این انحراف‌ها پس از روشن شدن و روشن بودن حقایق دینی برای بدعت‌گذاران رخ داده است؛ هرچند ممکن و معمولاً چنین است که بدعت‌گذاران ابهام در بیانات دینی را دستاویز قرار می‌دهند یا با سوءاستفاده از بیانات دینی و تفسیرهای نادرست از آن، این گونه فرقه‌های انحرافی را پایه می‌گذارند. سوم آنکه ریشه پیدایش چنین انحرافی در دین افزون‌طلبی و تجاوزگری است و آنان که درصدد دستیابی هرچه بیشتر به موقعیت‌های اجتماعی هستند، فرقه‌‌گرایی را به منظور دستیابی به چنین مقاصدی پدید می‌آورند و با تحریف ادیان الهی در پی حفظ مقام و منزلت اجتماعی خویش یا دستیابی به موقعیت و مقام یا ثروتی بیشتر از دیگران هستند. البته انتساب پیدایش چنین فرقه‌هایی به برخی عالمان دینی هیچ منافاتی با نقش قدرت‌های استعماری در پایه‌ریزی برخی از فرقه‌های استعماری ندارند؛ چه آنکه استعمارگران نیز اهداف شوم خود را از طریق همین رهبران آلوده عملی می‌سازند و جز با پشتوانه چنین عناصر ناپاکی به اهداف خود در این خصوص دست نمی‌یابند. در آیات دیگر به پیدایش فرقه‌های مختلف و اختلاف در تعالیم دینی اهل کتاب، خاصه بنی‌اسرائیل، می‌پردازد و به عنوان نمونه‌های سنت عام به وابستگی این اختلاف و نزاع به تجاوزطلبی یا حب ریاست اشاره می‌کند؛ همچنین در برخی آیات این فرقه‌گرایی و اختلاف را مایه ایجاد تردید برای نسل‌های بعدی می‌داند.

سنت الهی حاکم بر جان

برخی از سنت های الهی اختصاص به جان آدمی دارد، چنان که برخی به اجتماع آدمی اختصاص دارد. در این جا به سنت های الهی حاکم بر جان و نفس آدمی اشاره می شود.

  1. سنت اجل: از سنت هایی الهی که حاکم بر جان آدمی است، سنت اجل است. از نظر قرآن، عدم تأخیر و تقدیم اجل انسانها، سنّت حاکم الهى بر جان است.(آل عمران، آیه ۱۴۵؛ نحل، آیه ۶۱؛ عنکبوت، آیه ۵۳؛ سبا، آیات ۲۹ و ۳۰؛ زمر، آیه ۴۲؛ منافقون، آیه ۱۱) بر اساس این سنت، استمرار زندگى بشر بر روى زمین تا مدّتى مشخص، سنّت خدا است؛ پس این سنت مانع نابودى فورى و مرگ گناهکاران ، از سوى خداوند خواهد شد که از آن به سنت امهال یاد می شود.(فاطر، آیه ۴۷)
  2. سنت استدراج: چنان که گفته شد، این سنت حاکم بر جان و جامعه است.
  3. سنت تفاوت و اختلاف: از دیگر سنت های حاکم بر جان و نفوس آدمی، اختلاف و تفاوت هایی است که هر انسانی با دیگری دارد. این تفاوت ها و اختلافات شامل تفاوت جنسیتی استعداد، رنگ و مانند آن ها است.
  4. سنت تقسیم روزی: البته این سنت اختصاص به انسان ندارد، بلکه برای هر جانداری است. خداوند روزی هر کسی را تقسیم کرده و به او می رساند.(زخرف، آیه ۳۲) بر اساس سنت الهی ، رزق بر اساس مشیت و حکمت الهی کم و زیاد می شود و هماره یکسان نیست.(اسراء، آیه ۳۰؛ شوری، آیه ۲۷) علامه طباطبایی می نویسد : سنّت جارى خداوند این است که براى هر کسى بخواهد روزى را توسعه مى دهد و براى هر کسى بخواهد تنگ مى کند، امّا به سبب رعایت مصلحت بندگان، نه به روزى تمام آنان توسعه کامل مى دهد و نه منع کامل مى کند. (المیزان، ج ۱۳، ص ۸۴)

سنت های حاکم بر جهان

سنت های الهی حاکم بر جان و جامعه و جهان است. برخی از این سنت ها اختصاص به انسان ندارد، بلکه همه هستی از جمله موجودات زمینی را در برمی گیرد.

  1. سنت استمرار زندگی در جهان مادی: از سنت های الهی این است که زندگی بر زمین تا اجل مسمای آن ادامه می یابد، هر چند که باید به سبب ظلم آدمی از میان برود، ولی استمرار می یابد تا زمان خودش. خداوند در آیه ۴۵ سوره فاطر، از استمرار زندگى از جمله زندگی بشر بر روى زمین تا مدّتى مشخص به عنوان سنّت خویش یاد کرده و اجل مسمی را مانع نابودى فورى و مرگ گناهکاران، از سوى خداوند و نیز نابودی زندگی در آن دانسته است.
  2. سنت حاکمیت حق بر باطل: پیروزى نهایى حق بر باطل و محو و نابودی باطل، از سنّتهاى خدا حاکم بر کل جهان است(انفال، آیه ۸؛ یونس، آیه ۸۲؛ رعد، آیه ۱۷؛ اسراء، آیه ۸۱؛ انبیاء، آیه ۱۸؛ شوری، آیه ۲۴)؛ زیرا سنّت خداوند بر درگیرى حق و باطل در نظام هستى است که در این درگیرى، باطل از بین رفته، حق باقى مى ماند. (المیزان، ج ۱۰، ص ۱۱۱) از نظر قرآن، سنّت الهى درباره پیروزى حق بر باطل تبدیل ناپذیر است(فتح، آیات ۲۲ و ۲۳) و در همین راستا، پیروزى و غلبه پیامبران به عنوان نماد حق بر دشمنان خود به عنوان نماد باطل، سنّت قطعى خدا است.(انعام، آیه ۳۴؛ یوسف، آیه ۱۱۰؛ مومنون، آیه ۴۴؛ روم، آیه ۴۷؛ مجادله، آیه ۲۱؛ صافات، آیات ۱۷۱ تا ۱۷۳) چنان که در سایه همین سنت الهی، پیروزى مؤمنان بر مجرمان و کافران، از سنّتهاى الهى در طول تاریخ شمرده شده است(روم، آیه ۴۷؛ فتح، آیات ۲۲ و ۲۳) از همین رو، قرآن بر پیروزى انبیا در سایه صبر و مقاومت، به عنوان سنّت تغییرناپذیر الهى یاد کرده (انعام، آیه ۳۴) و از مومنان می خواهد که همین مسیر اولیای الهی را ادامه دهند تا نصرت و پیروزی برای آنان رقم بخورد.(غافر، آیه ۵۱ و آیات دیگر)
  3. سنت تحول در امور: هیچ گاه امور دنیوی بر یک حال نمی ماند، بلکه تحول احوالات از سنت های جهان طبیعت است. پس تحوّل امور و حوادث و آسانى بعد از سختى و گرفتارى و نیز سختی پس از آسانی، از سنّتهاى خدا است.(انشراح، آیات ۵ و ۶) علامه می نویسد، آوردن آسانى در پى سختیها، از سنّتهاى خدا در نظام هستى است و شاید مراد از سنّت، سنّت تحوّل حوادث و تغییر احوال و عدم دوام آنها باشد.(المیزان، ج ۲۰، ص ۳۱۵ – ۳۱۶)