سنت های الهی در زندگی انسانی

انسان

بسم الله الرحمن الرحیم

سنت ها، قوانینی هستند که تبدیل و تحویلی در آن ها را نمی یابد. از این رو، قوانین ثابت و لایتغیر بر جان، جامعه و جهان است که با تغییر شرایط و اوضاع، تغییری نمی یابد؛ و همانند اصول حاکم باقی و پا برجا است. با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن، می توان مجموعه از این سنت ها و قوانین ثابت را یافت که نقش اساسی و تاثیرگذار در زندگی انسان دارد. بنابراین، شناخت این سنت ها و قوانین الهی به ما کمک می کند تا تفسیری روشن از واقعیت ها و حقایق جهان داشته و در زندگی خویش بر پایه آن فلسفه و سبک زندگی را ساماندهی کنیم یا به تحلیل و تفسیر امور بپرداریم و تبیین روشنی از اوضاع داشته باشیم و توصیه های سازنده ای را ارایه نماییم. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن، بر آن است تا مصادیقی از این سنت های الهی حاکم بر زندگی انسان را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ویژگی سنت های الهی

سنّت به معناى طریقه(لسان العرب، ج ۶ ، ص ۳۹۹، «سنن») و عادت مستمرّ است.( مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۶۶۷ ) سنّت خدا، عادت خدا (همان، ج ۷ – ۸ ، ص ۶۴۵ ) و جریانى از فرمان، حکم و قضاى او است .( التحقیق، ج ۵ – ۶ ، ص ۲۳۷، «سنَّ»)

سنت های خدا، یا به اصطلاح قرآنی «سنّه اللّه»(احزاب، آیات ۳۸ و ۶۲؛ فتح، آیه ۲۳) که جمع آن، به شکل «سنن» در قرآن (نساء، آیه ۲۶) به کار رفته است، قوانین الهی حاکم بر هستی از جمله جان و جامعه و جهان است. برخی از این سنت های الهی مختص انسان و جوامع بشری و برخی دیگر سنت های حاکم بر هستی است.

از نظر قرآن، سنت های الهی ثابت و لایتغیر هستند؛ از همین رو، تبدیل(فاطر، آیه ۴۳؛ احزاب، آیه ۶۲) یعنی جایگزین یا تحویل(فاطر، آیه ۴۳؛ اسراء، آیه ۷۷) یعنی حال به حالی شدن در آن راه ندارد و تحت تاثیر شرایط و اوضاع تغییر نمی یابد، بلکه هم چنان ثابت خواهد بود.(انعام، آیات ۱۱ و ۳۴؛ اعراف، آیه ۸۶؛ نحل، آیه ۳۶)

بنابراین، همان طوری که سنت الهی تبدیل نمی شود و به جای یک سنت، سنت دیگر جای آن را می گیرد، مثلا پیروزى در سایه صبر و مقاومت، سنّت حتمى خداوند است که تبدیلی در آن را نمی یابد(انعام، آیه ۳۴)، هم چنین در سنت های الهی تحویلی راه نمی یابد؛ مثلا اگر قومی مستحق عذاب الهی هستند، از آنان به قوم دیگری بر نمی گردد، بلکه همان قوم مستحق عذاب، گرفتار سنت عذاب خواهند شد؛ از همین روست که خدا درباره مستکبران به صراحت فرماید: اسْتِکْبَارًا فِی الْأَرْضِ وَمَکْرَ السَّیِّئِ وَلَا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِینَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلًا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِیلًا ؛ انگیزه این کارشان فقط استکبار و گردنکشى در روى زمین و نیرنگ زشت بود؛ و نیرنگ زشت جز دامن صاحبش را نگیرد. پس آیا جز سنت و سرنوشت‏ شوم پیشینیان را انتظار مى ‏برند؟! و هرگز براى سنت‏ خدا تبدیل و جایگزین نخواهى یافت و هرگز برای سنت الهی تحویل را نخواهی یافت.(فاطر، آیه ۴۳؛ المیزان، ج ۱۷، ص ۵۸)

از نظر قرآن، سنت های الهی حاکمیت دارند و چیزی نمی تواند حتمیت و قطعیت آن را از میان بردارد یا مانعی بر سر راه تحقق و جریان آن باشد.(آل عمران، آیه ۱۳۷؛ انعام، آیه ۱۱؛ اعراف، آیه ۸۶؛ نحل، آیه ۳۶)

همین ویژگی عدم تبدیل و تحویل سنت های الهی به ما کمک می کند تا همان طوری که آب و هوا را پیش بینی کنیم، بتوانیم به پیش بینی اوضاع و احوال اجتماعی بپردازیم و تحولات اجتماعی و کنش ها و واکنش های تاریخی را از پیش بدانیم و به چاره جویی بپردازیم و توصیه ها و سفارش هایی را برای آینده داشته باشیم.(آل عمران، آیه ۱۳۷؛ انعام، آیه ۱۱؛ اعراف، آیه ۸۶؛ نحل، آیه ۳۶)

بنابراین می بایست به این سنت های الهی به عنوان قوانین حاکم بر هستی شناخت، توجه و اهتمام داشته و نسبت به آن ها جهل نداشته باشیم؛ زیرا عدم شناخت یا جهل یا عدم توجه و اهتمام به آن ها می تواند شرایط زندگی ما در دنیا را سخت تر کند(آل عمران، آیه ۱۳۷)؛ در حالی که با شناخت نسبت به این سنت ها و توجه و اهتمام بدانها می توانیم نه تنها به پیش بینی و توصیه های لازم برسیم، بلکه می توانیم خود را از آثار بد و زشت حاکمیت برخی از سنت ها در امان نگه داریم؛ زیرا وقتی علت و چرایی مثلا عذاب یا مصیبت ها را بدانیم می توانیم نسبت به آن چاره جویی کنیم؛ چنان که اگر بدانیم با توبه و استغفار می توانیم مصیبتی را رفع کرده و برداریم یا حتی دفع کنیم، می توان از آن سنت برای بهبود زندگی و آسانی اوضاع استفاده کنیم؛ چنان که وقتی از سنت ابتلاء به شرور و خیرات آگاه باشیم، جزع و فزع نمی کنیم و با صبر و استقامت و توسل به درگاه خدا می توانیم از این فتنه ها و ابتلائات سربلند بیرون آییم.

خدا در قرآن می فرماید که شناخت سنت های الهی از جمله سنت ابتلاء به سختی و ضرر و پایداری و استقامت در کنار رسولان الهی می تواند موجب صبر شود یا شناخت سنت پیروزی مومنان در سایه استقامت خود عاملی برای صبر و رفع اندوه خواهد بود.(بقره، آیه ۲۱۴؛ آل عمران، آیه ۱۷۶)

از نظر قرآن، یکی از انگیزه های اقدام حضرت یوسف(ع) برای درخواست اعاده حیثیت، شناخت و توجه آن حضرت به سنت الهی مبنی بر خنثی سازی مکر خائنان در نقشه های باطل است؛ یعنی آن حضرت(ع) به سبب همین آگاهی به سنت الهی درباره مکر خائنان، درخواست اعاده حیثیت می دهد؛ زیرا می داند که سنت الهی بر این قرار گرفته است که خائنان رسوا شوند(فاطر، آیه ۴۳) و نقشه های آنان ناکام ماند و مکر این افراد دامن خودشان را بگیرد(یوسف، آیات ۵۰ تا ۵۲)؛ چرا که سنّت تبدیل ناپذیر خداوند در میان بندگانش، ناکامى خائنان در نقشه هاى باطل خود، به فرجام نرسیدن خیانت آنان و رسوا شدن آنان در مکر خودشان است.(المیزان، ج ۱۱، ص ۱۹۷؛ فاطر، آیه ۴۳)

خدا هم چنین می فرماید یکی از علل اصلی تکذیب رسولان و دروغگو دانستن ایشان از سوی مردمان، همین جهل و نادانی و ناآگاهی آنان نسبت به سنت های الهی است؛ زیرا یکی از سنت های الهی این است که پیامبرانش را از میان بشر انتخاب و گزینش می کند؛ اما چون برخی از مردم نسبت به این سنت الهی جاهل و ناآگاه هستند، به تکذیب پیامبران از جنس بشر می پردازند و آنان را دروغگو می دانند؛ زیرا نمی دانند که خدا پیامبرانش را از جنس انسان قرار داده است.(یوسف، آیه ۱۰۹) در حقیقت اگر افراد نسبت به این سنت ثابت الهی آگاهی داشتند، به تکذیب پیامبران از جنس انسان نمی پردازند.

اهم سنت های الهی

در آیات قرآنی سنت های بسیاری بیان شده تا مردمان با شناخت آن سنت ها، سبک زندگی خودشان را ساماندهی کنند و مسایل زندگی خویش را رفع و رجوع نمایند و پیش بینی های علمی و قطعی نسبت به آینده عمل و رفتار خود یا جامعه داشته باشند. از جمله مهم ترین سنت های الهی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. سنت آسانی: از نظر قرآن، از سنت های مهم الهی، سنت آسانی است. این بدان معناست که خدا اصل را بر آسانی گذاشته است، هر چند که هر از گاهی عسر و سختی در زندگی پیش می آید، ولی اگر به هر سختی نگاه کنیم، از دو سو، با آسانی همراه است؛ یعنی پیش و پس هر سختی، آسانی است.(شرح، آیات ۵ و۶) این بدان معناست که انسان وقتی گرفتار سختی شد، نمی بایست ناامید شود، زیرا به زودی سختی می رود و آسانی جایگزین می شود. بر اساس همین سنت الهی است که احکام و شرایع الهی به شکل آسان بیان شده تا امکان آن باشد که بتوانند مردم به آسانی آن را انجام دهند. در حقیقت دین سهل و سمحه است و آسانی در ذات آن نهادینه شده است.(احزاب، آیه ۳۸) بر همین اساس است که خداوند بر اساس استطاعت شخصی و عمومی از مردم خواسته تا تکالیف را به جا آورند و هرگز تکلیفی نمی کند که بیرون از طاقت و توان باشد.(بقره، آیه ۲۸۶) هم چنین در اوضاع و شرایطی که حرج آور باشد، اجازه می دهد تا تکلیف به جا آورده نشود(نور، آیه ۶۱؛ فتح، آیه ۱۷؛ توبه، آیه ۹۱)؛ چنان که بر مریض حرجی نیست که مثلا روزه نگیرد.(بقره، آیه ۱۸۴) خدا در قرآن می فرماید برای انسان راه پیشرفت و کمال یابی آسان شده است و این از سنت های الهی است.(عبس، آیه ۲۰)
  2. سنت اتمام حجت: خدا هر گاه بخواهد مردمی را عذاب کند، اتمام حجت می کند تا جایی که کسی مدعی این معنا نباشد که آگاهی و اطلاع نداشته است که اگر کاری را انجام دهد، گرفتار عذاب می شود. در آیات قرآنی بارها این معنا تکرار شده که از سنّتهاى خداوند اتمام حجّت بر مردم با برهان و دلایل و معجزات روشن، قبل از کیفر آنان است به طوری که کسی بی خبر و ناخبر عذاب نخواهد شد. پس اگر عذاب یا حتی نابودی و هلاکت اقوام مطرح باشد، زمانی است که حجت بر آنان تمام شده باشد.(انعام، آیات ۱۳۰ و ۱۳۱؛ یونس، آیه ۱۳؛ اسراء، آیات ۱۵ و ۱۶؛ شعراء، آیه ۲۰۸؛ قصص، آیه ۵۹؛ الکشاف، ج ۳، ص ۴۲۴؛ المیزان، ج ۱۶، ص ۶۲؛ ج ۲۰، ص ۳۳۷)
  3. سنت اجل : یکی از سنت های حاکم بر هستی، سنت اجل است که برای دارندگان نفس مطرح است؛ از نظر قرآن، هر نفسی چشنده مرگ خواهد بود و هنگام اجل مسمی از دنیا خواهد رفت. پس این گونه نیست که کسی بتواند از مرگ برهد، بلکه در نهایت در هنگام اجل مسمی، با مرگ مواجه خواهد شد. از نظر قرآن، سنت الهی بر این قرار گرفته که هنگام اجل بدون هیچ تاخیر و تقدیمی مرگ شخص را در بر گیرد و آن را بچشد.(آل عمران، آیه ۱۴۵؛ نحل، آیه ۶۱؛ عنکبوت، آیه ۵۳؛ سباء، آیات ۲۹ و ۳۰؛ زمر، آیه ۴۲) بنابراین، هیچ کسی نمی بایست امیدی به زندگی ابدی در دنیا داشته باشد و حتی اگر به همه اسباب و ابزار و وسایل توسل و تمسک جوید ، از مرگ و اجل مسمی گریزی نخواهد داشت. باید توجه داشت سنت اجل موجب می شود تا شخص مومن یا کافر تا زمان اجل خویش در دنیا زندگی کند و بقای او تضمین شده باشد؛ بنابراین با آن که کافران و گناهکاران و مجرمان مورد خشم الهی هستند، اما تا اجل مسمی زندگی آنان در دنیا استمرار می یابد.(فاطر، آیه ۴۵)
  4. سنت اجل امت: از نظر قرآن، همان طوری که انسان ها دارای اجل مسمی هستند که تاخیر و تقدیم در آن راه ندارد، هم چنین امت ها و اقوام دارای اجلی است که بقا و قدرت ایشان تا زمانی خواهد بود و سپس به پایان می رسد، بی آن که تقدیم و تاخیری در آن راه یابد.(اعراف، آیه ۳۴؛ یونس، آیه ۴۹؛ حجر، آیات ۴ و ۵؛ شوری، آیه ۱۴) این بدان معناست که هیچ دولت و ملتی تا ابد باقی نمی ماند، بلکه دولت ها و ملت ها جا به جا می شوند؛ و همان طوری که انسان ها تولد و مرگی دارند، ملت ها و دولت ها نیز این گونه هستند.
  5. سنت اختیار: خدا انسان را دارای اراده آفریده است. هر چند اراده او در دایره سنت های الهی محدودیت دارد و انسان در چارچوب حکمت و مشیت الهی دارای اختیارات و حق انتخاب هایی است، ولی همین اختیار محدود که از آن به «لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِیضَ بَلْ أَمْرٌ بَیْنَ الأَمْرَیْن یا منزله بین المنزلتین» یاد می شود(بحار الانوار، ج ۵، ص ۲ و ۸۴، باب اوّل و دوم از ابواب العدل) به انسان امکان می دهد تا با اراده و اختیار خویش کاری را انجام دهد یا ترک نماید و بر اساس همین انتخاب است که ثواب یا عقاب می بیند.(بلد، آیه ۱۰؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۰)
  6. سنت اختلاف: از آن جایی که انسان ها دارای اراده و اختیار و حق انتخاب هستند، با هم اختلاف خواهند داشت و این گونه نیست که همه یک شکل و یک گونه باشند و عمل کنند؛ یعنی همان طوری که اختلاف میان شب و روز است، هم چنین میان انسان ها نیز چنین اختلافاتی وجود دارد؛ زیرا از سنت های الهی در میان مردم وجود اختلاف است؛ و اگر خدا مشیت می کرد این اختلاف وجود نمی داشت، ولی حکمت و مشیت الهی بر وجود اختلاف میان مردمان است.(بقره، آیه ۲۵۳؛ هود، آیه ۱۱۸؛ المیزان، ج ۲، ص ۳۲۲) بنابراین، از این که بین مردم اختلاف است، نمی بایست آن را از شرور دانست، بلکه خیری در آن است که باید انسان بدان توجه یابد و از آن بهره گیرد تا برای کمالات از آن سود برد.
  7. سنت امهال و املاء: از سنت های مهم و اساسی الهی، سنت امهال است. به این معنا که به افراد و امت ها مهلت می دهد تا بر اساس افکار، اراده ها و اختیارها، انتخاب های خودشان را داشته باشند. بنابراین، خدا به سرعت افراد گناهکار را مجازات نمی کند، بلکه فرصت می دهد تا ملکه و مقوم ذات اشخاص شکل گیرد و خود را نشان دهد و جایی برای اما و اگر باقی نماند و حجت بر ایشان تمام شود. از این سنت به سنت املاء و امهال یاد می شود که مراد تاخیر در عقاب و مجازات تا «اجل» خود آن چیز است که خدا برای آن مقرر کرده است.(آل عمران، آیه ۱۷۸؛ قلم، آیه ۴۵؛ طارق، آیه ۱۷؛ رعد، آیه ۳۲)
  8. سنت استدراج: استدراج از واژه درجه بیانگر این معنا است که شخص درجه درجه به چیزی نزدیک می شود. از سنت های الهی این است که گناهکاران با مکر الهی به نام استدراج مواجه می شوند؛ به این معنا که به آنان اجازه می دهد تا درجات زشت کاری و گناهکاری و جرم و جنایت را در مراحلی حتی نهایی بپمایند. سپس در حالی که احساس امنیت می کنند، ناگهان خدا ایشان را به عذابی سخت می گیرد. از نظر قرآن، مترفان و فاسقان و مانند آن ها اکثرا گرفتار سنت استدراج هستند و این را خود نمی دانند.(اعراف، آیات ۱۸۲ و۱۸۳؛ قلم، آیات ۴۴ و ۴۵) علامه طباطبایی ذیل آیه ۹۵ سوره اعراف می نویسد که تبدیل «سیّئه» به «حسنه»، براساس سنّت استدراج است.(المیزان، ج ۸ ، ص ۱۹۵)
  9. سنت اضلال: از نظر قرآن، هدایت ابتدایی و هدایت پاداشی خاص و نیز هدایت های تکوینی و تشریعی برای بشر هماره وجود داشته و خواهد داشت.(روم، آیه ۳۰؛ بقره، آیات ۲ و ۳؛ طه، آیه ۵۰؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۰) اما چیزی به نام اضلال ابتدایی وجود نداشته و نخواهد داشت؛ بلکه هر گاه سخن از اضلال الهی نسبت به کسی یا امتی است، مراد از آن اضلال کیفری است؛ یعنی از سنت های الهی است که اگر کسی از هدایت تکوینی، فطری و ابتدایی بهره نگیرد، خدا او را به اضلال کیفرمی دهد. از همین روست که اعراض کنندگان از توبه را گرفتار اضلال کیفری می کند(رعد، آیه ۲۷)؛ زیرا آوردن «یهدى إلیه من أناب» به جاى «یهدى إلیه من یشاء» براى بیان این نکته است که مشیّت خداى متعال بر سنّت دایمى و نظام متقن همیشگى استوار است؛ بدین معنا که خداوند، هدایت توبه کنندگان و گمراهى اعراض کنندگان از توبه را مى خواهد. (المیزان، ج ۱۱، ص ۳۵۲ – ۳۵۳) یا کسانی که در برابر اسلام شرح صدر نداشته و آن را با جان و دل نپذیرند گرفتار اضلال و گمراهی می شوند.(انعام، آیات ۱۲۵ و ۱۲۶)
  10. سنت اغوا: از سنت های الهی این است که شیطان بتواند مردمان را اغوا کرده و فریب دهد و به خود دعوت کند، و بستری برای سلطه خویش و ولایت شیطانی فراهم آورد؛ اما بر سنت دیگری در این مورد حاکم است که شیطان نتواند این اغواگری را نسبت به معصومان داشته باشد.(حجر، آیات ۳۹ و ۴۰)
  11. سنت فتنه و بلاء: از دیگر سنت های الهی که بسیار مهم و اساسی است، سنت فتنه و بلاهای الهی است که همگان بدان آزموده و امتحان می شوند تا خوب و بد از هم جدا شوند و سره از ناسره باز شناخته شود، و ظرفیت های انسانی نمودار شده و توان و استعدادها شکوفا شده و رشد و تکامل برای فرد و جامعه ایجاد گردد. از نظر قرآن، فتنه ها و بلایا در قالب های خیر و شر و نعمت و نقمت بر انسان و اجتماع وارد می شود و انسان می بایست با توجه به این سنت ها واکنش مناسب نشان داده و با صبر و استقامت به دور از جزع و فزع از مشکلات به توفیق الهی سربلند بیرون آید.(بقره، ایات ۱۵۵ و ۱۵۶ و ۲۱۴؛ عنبکوت، آیات ۲ و ۳؛ آل عمران، آیات ۱۷۹ و ۱۸۶ ؛ مائده، آیه ۴۸؛ محمد، آیه ۳۱؛ انبیاء، آیه ۳۵)
  12. سنت پیروزی حق: از سنت های مهم الهی که به عنوان فلسفه تاریخ، پایان تاریخ می بایست از آن یاد کرد، سنت پیروزی حق بر باطل و سلطه بی چون و چرا و هیمنه اسلام و صالحان مصلح بر جهان است.(انفال، آیه ۸؛ انعام، آیه ۳۴؛ یونس، آیه ۸۲؛ انبیاء، آیه ۱۸؛ فتح، آیات ۲۲ و ۲۳؛ انبیاء، آیه ۱۰۵) بر این اساس پیامبران و مومنان بر کافران و مشرکان غلبه کرده و پیروز نهایی میدان جهاد خواهند بود و اسلام جهانی می شود و حاکمیت جهانی پیدا می کند هر چند که کافران و مشرکان را ناخوش آید. این پیروزی نهایی در سایه صبر و استقامت امت حزب الله و قوامین بالقسط شهداء لله به دست می آید.(همان)
  13. سنت تحول: از سنت های الهی تحول در زندگی است. بنابراین، تحوّل امور و حوادث و آسانى بعد از سختى و گرفتارى، از سنّتهاى خدا است(شرح، آیات ۵ و ۶)؛ زیرا آوردن آسانى در پى سختیها، از سنّتهاى خدا در نظام هستى است و شاید مراد از سنّت، سنّت تحوّل حوادث و تغییر احوال و عدم دوام آنها باشد. (المیزان، ج ۲۰، ص ۳۱۵ – ۳۱۶)
  14. سنت تداول حکومت ها: از سنت های اجتماعی می توان به سنت تغییر در دولت ها و تداول و دست به دست شدن آنها یاد کرد.(آل عمران، آیه ۱۴۰)؛ زیرا «دول»، انتقال پیدا کردن با حصول تحوّل در کیفیت یا حالت است.(التحقیق، ج۳، ص۲۸۱، «د و ل») مداوله و تداول از باب مفاعله و تفاعل که بر استمرار و تکرار دلالت مى‏کنند، به معنای دست به دست گرداندن است. شکست و پیروزی ملت ها و دولت ها را نیز می بایست در سایه همین سنت تحلیل و تبیین کرد.(آل عمران، آیه ۱۰۴)
  15. سنت تداول ثروت: از سنت های اقتصادی و اجتماعی می توان به سنت تداول ثروت اشاره کرد که بر اساس آن مال و ثروت هرگز در دست گروهی نمی ماند.(حشر، آیه ۷) البته خدا سیاست های تشریعی را هم چون فیء و انفال و زکات و خمس را بیان کرده تا از تداول ثروت تنها در دست یک قشر جلوگیری کند و اجازه ندهد تنها اغنیاء ثروت را دست به دست کنند، بلکه به گونه ای شود که ثروت در تمام اقشار و طبقات جامعه در حال گردش باشد.(همان؛ انفال، آیات ۱ و ۴۲)
  16. سنت تغییر: تغییر در نفوس و اجتماع شدنی است؛ به این معنا که اگر تبدیل و تحویل در نفوس انسانی شدنی نیست؛ اما تغییر مثبت و منفی شدنی است. از نظر قرآن، تغییرات اجتماعی در گرو تغییرات در نفوس جمعی امت ها است؛ یعنی اگر نفوس افراد یک اجتماع و امت تغییرات مثبت را به خود ببیند، آن اجتماع نیز از برکات آن بهره مند می شود و حتی نقمت ها به نعمت ها تبدیل می شود؛ در برابر اگر تغییر نفوس منفی باشد، نعمت ها از دست می رود.(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳؛ اعراف، آیه ۹۶؛ المیزان، ج ۹، ص ۱۰۱)
  17. سنت حاکمیت ستمگران: از سنت های الهی این است که ستمگران بر مردمان ستم پیشه مسلط شوند؛ یعنی اگر مردمی ستم پیشه باشند، ستمگرانی بر آنان مسلط می شود که بیش ترین ستم را در حق آنان روا می دارد؛ این سنت در حقیقت نوعی کیفر نسبت به ستم پیشگانی است که به یک دیگر رحم نمی کنند.(انعام، آیه ۱۲۹)
  18. سنت تقابل حق و باطل: از نظر قرآن، هماره حق و باطل در خصومت و تقابل با هم هستند. از همین روست که هماره کارزار میان پیامبران اهل حق با شیاطین جنی و انسی وجود دارد و برای هر پیامبری دشمنی از جن و انس است.(انعام، آیه ۱۱۲)
  19. سنت دفاع از حق: خدا در قرآن دفاع از مومنان و اهل حق و حقیقت را وظیفه خویش دانسته و از آن به عنوان یک سنت اجتماعی یاد کرده است. البته از آیات قرآنی به دست می آید که این دفاع به طور مستقیم و امدادهای غیبی و در بیش تر موارد از طریق مومنان است؛ هر چند که همه هستی حتی شیطان نیز جنود و لشکر الهی است و بیرون از سلطه عزیزی خدا قرار نمی گیرد. به هر حال، دفاع خداپرستان مؤمن در برابر تجاوز و ظلم کافران، در راستاى سنّت خدا مبنى بر دفع مفسدان، به وسیله عابدان موحّد از جمله مهم ترین سنت های الهی است.(بقره، آیات ۲۴۹ و ۲۵۱؛ حج، آیات ۳۸ تا ۴۰)
  20. سنت مطابقت اسلام با فطرت: برای هر موجود هدایتی فطری و تکوینی است.(طه، آیه ۵۰) از نظر قرآن، از سنت های الهی این است که اسلام را مطابق فطرت و هدایت تکوینی فطری قرار داده است .(روم، آیه ۳۰) باید توجه داشت که دین توحید و اسلام، چیزى جز سنّت زندگى و راه سعادت نیست که پیمودن آن نداى فطرت هر آدمى است.(المیزان، ج ۱۶، ص ۱۷۸)
  21. سنت رسالت: از سنت های الهی برای انس و جن این است که رسولانی برای آنان برای هدایت تشریعی می فرستد تا در دنیا در مسیر هدایت فطری و تکوینی گام بردارند.(بقره، آیه ۳۸) بر اساس این سنت الهی، پیامبران از جنس بشر خواهند بود که خلیفه خدا در زمین هستند. این افراد قدرت غیبی مستقلی ندارند، بلکه علوم ایشان به وسیله وحی و به اذن الهی و در طول علم الهی قرار دارد.(رعد، آیات ۳۰ و ۳۸؛ یوسف، آیه ۱۰۹؛ نحل، آیه ۴۳؛ انبیاء، آیه ۷ ؛ المیزان، ج ۱۱، ص ۳۷۴ و ۲۷۸ و ۳۵۸؛ ج ۱۲، ص ۲۴۲؛ ج ۱۷، ص ۳۷)
  22. سنت اعتدال در رزق: اعتدال در رزق و روزی انسان از دیگر سنت های الهی حاکم بر جهان است(اسراء، آیه ۳۰؛ شوری، آیه ۸۴)؛ زیرا سنّت جارى خداوند این است که براى هر کسى بخواهد روزى را توسعه مى دهد و براى هر کسى بخواهد تنگ مى کند، امّا به سبب رعایت مصلحت بندگان، نه به روزى تمام آنان توسعه کامل مى دهد و نه منع کامل مى کند. (المیزان، ج ۱۳، ص ۸۴)
  23. سنت عذاب استیصال: از سنت های الهی است که امت هایی که به فسادگری، تحریف گری، تبدیل دین خدا، ظلم و ستم، فسق و فجور، خوشگذرانی و اتراف، اسراف و مانند آن ها می پردازند، پس از اتمام حجت، گرفتار سنت کیفر در دنیا شده و به عذاب استیصال، اصل و ریشه آنان کنده و خشکانیده شود.(بقره، آیه ۲۱۱؛ احزاب، آیات ۶۱ و۶۲؛ شوری، ایه ۱۴؛ اسراء، آیه ۵۸؛ انعام، آیات ۱۳۰ و ۱۳۱ و آیات بسیار دیگر)
  24. سنت احقاق حق و ابطال باطل: از دیگر سنت های الهی حاکم بر هستی ، سنت احقاق حق و ابطال باطل است؛ به این معنا که در نهایت این حق است که تحقق می یابد و باطل از میان می رود و جایی برایش نیست.(انفال، آیه ۸؛ یونس، آیه ۸۱؛ رعد، آیه ۱۷؛ انبیاء، آیه ۱۸؛ المیزان، ج ۱۰، ص ۱۱۰؛ ج ۱۸، ص ۵۰)
  25. سنت نجات مومنان و مصلحان: از سنت های الهی این است که مومنان را از غم و حزن به دنبال ذکر الله و نیایش به درگاه خدا(انبیاء، آیه ۱۰۸) و از عذاب استیصال نجات می دهد(یونس، آیه ۱۰۳؛ روم، آیه ۴۷؛ المیزان، ج ۱۶، ص ۲۰۰) خدا در جایی دیگر می فرماید که ما ظالمان و مفسدان را هلاک می کنیم، اما مصلحان را نجات می دهیم و از هلاکت دور می داریم.(هود، آیه ۱۱۷)
  26. سنت ازدیاد و کاهش نعمت: از نظر قرآن، شکر نعمت موجب ازدیاد نعمت و افزایش آن و کفران و ناسپاسی موجب کاهش بلکه تغییر نعمت به نقمت می شود.(نحل، آیه ۱۱۲؛ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۶۳) در همین ارتباط خدا می فرماید که استمراربخشى به نعمتهاى ارزانى شده به جوامع و عدم تغییر در آنها، از سنّتهاى خدا است.(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳)
  27. سنت هدایت ربوبی: خدا در قرآن می فرماید که خدای خالق در مقام حکیم به ربوبیت می پردازد و بر آن است تا همه موجودات به کمالات بایسته و شایسته خویش تحت پروردگاری خدا برسند. بنابراین، هدایت تکوینی وفطری از مظاهر ربوبیت و سنت الهی است. پس خدا راه را نشان می دهد و این انسان است که خود کفر و کفران یا شکر و ایمان را انتخاب می کند.(انسان، آیه ۳) در همین رابطه سنت الهی بر این است تا هدایت انسان ها به شکل مستمری ادامه و تداوم یابد(توبه، آیه ۱۱۵)؛ زیرا ا ستمرار نعمت و هدایت بر بنده از سنّت خدا است، مگر اینکه خود بنده با ناسپاسى و تجاوز، موجب سلب نعمت و هدایت خویش شود. (المیزان، ج ۹، ص ۳۹۸) و این سنت الهی نسبت به توبه کنندگان نیز اجرا می شود؛ زیرا آوردن «یهدى إلیه من أناب» به جاى «یهدى إلیه من یشاء» براى بیان این نکته است که مشیّت خداوند متعال مبتنى بر سنّت دایمى هدایت توبه کننده استوار است. باید توجه داشت که «انابه» به معناى بازگشت به سوى حق با توبه کردن است. (المیزان، ج ۱۱، ص ۳۵۲ و ۳۵۳) خدا در جایی دیگر نیز می فرماید که سپردن هدایت صاحبان عقل از سوى خدا به شیاطین، مغایر با سنّت هدایت عامّه الهى است، بنابراین هرگز دست از هدایت تشریعی بندگان بر نمی دارد و هدایت های پرورشی خویش را در قالب های گوناگون ادامه می دهد.(کهف، آیات ۵۰ و ۵۱) به هر حال از سنت های الهی است که امت ها را از هدایت گران و انذارکنندگان الهی بهره مند می سازد(رعد، آیه ۷؛ فاطر، آیه ۲۴؛ زخرف، آیات ۵ و ۶) و به مردمان برای پذیرش اسلام ، شرح صدر می دهد.(انعام، آیات ۱۲۵ و ۱۲۶)
  28. سنت مجازات کافران: از سنت های الهی می توان به مجازات کافران در همین دنیا به اشکال گوناگون اشاره کرد. بر اساس سنت های الهی کافران ظالم از هدایت و مغفرت الهی محروم بوده (نساء، آیه ۱۶۸؛ آل عمران، آیه ۸۶) و ظالم را بر ظالمان مسلط می کند تا این گونه در همین دنیا به شکلی تنبیه و مجازات ابتدایی را تجربه کنند.(انعام، آیه ۱۲۹) البته از آن جایی که کافران برای سلطه خویش هر گونه مکری را در پیش می گیرند، خدا مکر ایشان را به خودشان باز می گرداند و آن را سست و بی تاثیر می گذارد.(انفال، آیه ۱۸؛ فاطر، آیه ۴۳)
  29. حاکمیت مستضعفان و صالحان: از نظر قرآن، مستکبران بر اساس سنت الهی نابود شده و صالحان و مستضعفان بر جهان حاکمیت می یابند.(اعراف، آیه ۱۳۷؛ قصص، آیات ۴ و ۵؛ انبیاء، آیه ۵)