سنت های اقتصادی از منظر قرآن

عدالت

بسم الله الرحمن الرحیم

سنت ها، طریقت و قوانینی است که به مستمر و عادت به کار گرفته می شود.( لسان العرب، ج ۶ ، ص ۳۹۹، «سنن»؛ مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۶۶۷ ؛ ج ۷ – ۸ ، ص ۶۴۵ ) وقتی از سنت های الهی سخن به میان می آید، مراد قوانین حاکم بر جان و جهان و جامعه است. از همین رو، فرمان، حکم و قضای الهی در هر شکل و صورتی به عنوان سنت و طریقت الهی دانسته شده است.(التحقیق، ج ۵ – ۶ ، ص ۲۳۷، «سنَّ»)

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن، می توان سنت های الهی را در حوزه اقتصادی و مسایل آن شناسایی کرد. سنت هایی که با توجه به اصول سنت های الهی، هرگز تحویل، تبدیل و تغییری در آن راه نمی یابد و ثابت و پایدار و به شکل عادت طبیعت و قوانین حاکم بر آن عمل می کند.

ویژگی های سنت های الهی

پیش از آن که سنت های الهی حاکم بر اقتصاد تبیین شود، لازم است تا اصول و ویژگی های خاص سنت های الهی دانسته شود؛ زیرا شناخت این اصول و صفات موجب می شود تا درک بهتری از قوانین حاکم بر اقتصاد و روابط اقتصادی جامعه و شکوفایی و تباهی اقتصادی جوامع بشری داشته باشیم.

از مهم ترین ویژگی هایی که قرآن برای سنت های الهی و قوانین جاری بر هستی و جهان و جان و جامعه بیان کرده است، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. حاکمیت سنت های بر هستی: از نظر قرآن سنت های الهی بر همه هستی یعنی ما سوی الله حاکمیت دارد. این بدان معنا است که هر چیزی در هستی بر اساس یک قانون ثابت الهی ساخته و مهار و مدیریت می شود، به گونه ای که هیچ تخلف و خلافی در آن راه نمی یابد و هماره ثابت و ابدی خواهد بود. البته سنت های الهی بر خود خدا حاکم نیست؛ زیرا خدا خالق و جاعل قوانین و سنت ها است؛ از این رو گفته می شود که سنت ها از او بر می آید ؛ چنان که هر حقی از اوست و حق به خدا معنا و مفهوم می یابد(بقره، آیه ۱۴۷)؛ هم چنین سنت ها از او است نه علیه او؛ چنان که در عربی گفته می شود: یجب عنه لا یجب علیه. این سنت های الهی که بر هستی حاکمیت دارد شامل سنت هایی است که بر جهان یا جان یا جامعه حاکمیت دارد؛ به عنوان نمونه مرگ سنتی الهی است که حاکم بر هستی و ما سوی الله است؛ زیرا بر هستی از جمله جان آدمی و جامعه اجل مسمای است که از آن فراری ندارد.(آل عمران، آیه ۱۴۵؛ نحل، آیه ۶۱) اعراف، آیه ۳۴؛ یونس، آیه ۴۹) هم چنین سنت های الهی چون سنت ابتلاء، سنت آسانی(انشراء، آیات ۵ و ۶)، سنت اتمام حجت(قصص، آیه ۵۹)، سنت تغییرات اجتماعی(رعد، آیه ۱۱)سنت های حاکم و قوانین ثابتی است که تبدیل و تحویلی در آن راه نمی یابد.
  2. تحویل ناپذیری: تحویل از واژه حال است؛ چیزی که تحویل بردار است، می تواند از حالتی به حالتی دیگر در آید؛ اما تحویل ناپذیری به معنایی فقدان هر گونه تغییر در احوالات چیزی است. از نظر قرآن، سنت های الهی حاکم بر هستی، قوانین ثابتی است که هیچ گونه تحویلی را نمی پذیرد.(اسراء، آیه ۷۷؛ فاطر، آیه ۴۳) علامه طباطبایی درباره سنت الهی حاکم بر عذاب جوامع بشری می فرماید: مراد از «تحویل سنّت» برگرداندن عذاب به غیر آن عذاب از قومى است که مستحقّ عذاب هستند؛ اما در سنّت خدا چنین تغییرى راه نخواهد یافت و امت بدکار به عذاب مستحق خویش می رسد بی آن که تحویلی رخ دهد و عذاب به غیر عذاب تحویل یابد. (نگاه کنید: المیزان، ج ۱۷، ص ۵۸) پس سنت های الهی ثابت است و از حالی به حالی دیگر نمی رود.
  3. تبدیل ناپذیری: بدل به معنای جایگزین است؛ پس تبدیل ناپذیری در سنت های الهی آن است که سنتی جایگزین سنتی دیگر یا عذابی به عذابی دیگر بدل نمی شود.(احزاب، آیه ۶۲؛ فتح، آیه ۲۳؛ انعام، آیه ۳۴)

این ها مهم ترین اصول و ویژگی های سنت ها و قوانین حاکم بر هستی است که از سوی خدا وضع و جعل و به کار گرفته می شود و هیچ گونه تبدیل و تحویلی در آن ها را نمی یابد.

لزوم شناخت و توجه به سنت های الهی

از نظر قرآن، شناخت این سنت ها و قوانین حاکم بر هستی لازم و ضروری است؛ زیرا انسان ها به عنوان آفریده های دارای اراده و اختیار باید این سنت ها را بشناسند و در مقام خلافت الهی و مظهریت در ربوبیت آن ها را به کار گیرند و برای دست یابی به اهداف آفرینش مطابق آن ها حرکت کرده و بر خلاف آن ها حرکت نکنند تا آسیب نبینند.

از نظر قرآن عدم شناخت این سنت ها و قوانین الهی حاکم بر هستی از سوی انسان بسیار آسیب زا و خطرناک است و بسیاری از امت ها به سبب همین عدم شناخت و آگاهی و حرکت بر خلاف آن موجبات تباهی و نیستی خود را فراهم آورده و در زمین فساد و تباهی ایجاد کرده و نتوانسته اند از فرصت عمر و زندگی در دنیا به خوبی بهره گیرند.(روم، آیه ۴۱) اصولا از نظر قرآن، جهل به سنّتهاى خدا در گزینش پیامبران از میان خود انسانها، موجب تکذیب پیامبران از جمله پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله از سوى مشرکان شده است(یوسف، آیه ۳۹)؛ اما اگر مردم نسبت به این سنت الهی شناخت و توجه داشتند، هرگز به تکذیب نمی پرداختند؛ زیرا سنت حاکم در این موضوع چنان که در آیات دیگر بیان شده است، ارسال رسولان از جنس همان موجودات و مخاطبان است. خدا در باره این سنت الهی می فرماید: وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَنْ یُؤْمِنُوا إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَى إِلَّا أَنْ قَالُوا أَبَعَثَ اللَّهُ بَشَرًا رَسُولًا ؛ قُلْ لَوْ کَانَ فِی الْأَرْضِ مَلَائِکَهٌ یَمْشُونَ مُطْمَئِنِّینَ لَنَزَّلْنَا عَلَیْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ مَلَکًا رَسُولًا؛ و چیزى مردم را از ایمان آوردن باز نداشت آنگاه که هدایت برایشان آمد، جز اینکه گفتند: آیا خدا بشرى را به سمت رسول مبعوث کرده است؟! بگو: اگر در روى زمین فرشتگانى بودند که با اطمینان راه مى ‏رفتند، البته بر آنان نیز فرشته‏ اى را به عنوان پیامبر از آسمان نازل می کردیم.(اسراء، آیات ۹۴ و ۹۵)

بنابراین، لازم است انسان ها نه تنها نسبت به سنت ها و قوانین حاکم بر هستی آگاهی یابند بلکه به آن توجه و اهتمام داشته و خلاف آن حرکت و رفتار نکنند؛ زیرا کسانی که نسبت به آن جهالت داشته یا اهتمام کافی و وافی مبذول نداشته اند، آسیب دیده اند.(آل عمران، آیات ۱۳۷ و ۱۳۸؛ طه، آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰)

خدا از انسان می خواهد تا به این سنت ها از طرق وحی و تفکر تعقلی در هستی آگاهی یابند. از همین روست که خواهان نظر و دقت علمی کامل نسبت به آیات الهی در هستی می شود تا نسبت به ملکوت آن ها از جمله ملکوت قوانین و سنت های الهی حاکم بر سازه ها و آفریده ها آگاهی و شناخت کامل یافته و از آن برای پرهیز از مخالفت و استفاده درست از آن ها بهره گیرند.

خدا می فرماید: أَفَلَمْ یَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ کَیْفَ بَنَیْنَاهَا وَزَیَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ… تَبْصِرَهً وَذِکْرَى لِکُلِّ عَبْدٍ مُنِیبٍ؛ مگر به آسمان بالاى سرشان با دقت نظر ننگریسته‏ اند که چگونه آن را ساخته و زینتش داده‏ ایم و براى آن هیچ گونه شکافتگى نیست؛ و زمین را گستردیم و در آن لنگرآسا کوهها فرو افکندیم و در آن از هر گونه جفت دل‏ انگیز رویانیدیم تا براى هر بنده توبه‏ کارى بصیرت بخش و بینش‏افزا و پندآموز باشد.(ق، آیات ۶ تا۸)

یا درباره سنت مجازات بدکاران می فرماید: أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَانُوا أَکْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّهً وَآثَارًا فِی الْأَرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا کَانُوا یَکْسِبُونَ ؛ آیا در زمین نگشته‏ اند تا ببینند فرجام کسانى که پیش از آنان بودند چگونه بوده است آنها به مراتب از حیث تعداد بیشتر از آنان و از حیث نیرو و آثار در روى زمین استوارتر بودند؛ ولى آنچه به دست مى ‏آوردند به حالشان سودى نبخشید. (غافر، آیه ۸۲؛ یوسف، آیه ۱۰۹)

خدا در آیاتی از قرآن، به صراحت به سنت های الهی حاکم بر جامعه بشری اشاره می کند و به عنوان نمونه درباره سنت مجازات مستکبران می فرماید: اسْتِکْبَارًا فِی الْأَرْضِ وَمَکْرَ السَّیِّئِ وَلَا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِینَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلًا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِیلًا؛ أَوَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَکَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّهً وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُعْجِزَهُ مِنْ شَیْءٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَلَا فِی الْأَرْضِ إِنَّهُ کَانَ عَلِیمًا قَدِیرًا؛ انگیزه این کارشان فقط گردنکشى در روى زمین و نیرنگ زشت بود و نیرنگ زشت جز دامن صاحبش را نگیرد. پس آیا جز سنت و سرنوشت‏ شوم پیشینیان را انتظار مى ‏برند و هرگز براى سنت‏ خدا تبدیل و تحویلی نخواهى یافت. آیا در زمین نگردیده‏ اند تا فرجام کار کسانى را که پیش از ایشان زیسته و نیرومندتر از ایشان بودند بنگرند و هیچ چیز نه در آسمانها و نه در زمین خدا را درمانده نکرده است چرا که او همواره داناى تواناست. (فاطر، آیات ۴۳ و ۴۴)

از نظر قرآن، شناخت سنت ها و قوانین الهی حاکم بر هستی این امکان را به انسان می دهد تا نسبت به هستی و مسایل و رخدادهای آنان نگاهی دیگر داشته باشد. بنابراین، نسبت به امتحانات و ابتلائات الهی صبوری می کند و با حلم و بردباری با آنها مواجه می شود؛ زیرا می داند که زندگی دنیوی برای دست یابی به کمالات در همه ابعاد مادی و معنوی بر سنت فتنه سامان یافته و شخص باید با همه هستی و وجودش در این فتنه در آید و از کوره ذوب فلزات به گونه ای بیرون آید که جسمش نورانی و هم چون زر می درخشد و چون مرجان و لولو چشم را می نوازد.(عنکبوت، آیات ۲ و ۳؛ حدید، آیات ۲۲ و۲۳ ؛ طه، آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰؛ و آیات دیگر) این گونه است که با جسم نورانی به قیامت در می آید.(حدید، آیه ۱۳)

هم چنین شناخت و آگاهی نسبت به سنت های الهی موجب می شود تا انسان بتواند کنش ها و واکنش های درست و به هنگامی نسبت به مسایل و رخدادهای هستی داشته باشد.

به نظر می رسد که پیش بینی تحولات و تغییرات در هستی از جمله آب و هوا و یا مسایل و تغییرات اجتماعی بر اساس شناخت از سنت های الهی امکان پذیر باشد؛ زیرا علم به قوانین فیزیک می تواند در استفاده و نیز تغییر امور در راستای اهداف بشری مفید و سازنده باشد. این علم چیزی جز آگاهی و شناخت نسبت به سنت ها و قوانین حاکم بر هستی نیست.

بر همین اساس می توان در حوزه های دیگر از جمله جان آدمی یا جامعه انسانی از سنت های الهی حاکم بر آن ها استفاده کرد و نه تنها به تحلیل رخدادهای اجتماعی پرداخت بلکه توصیه هایی نیز برای بهتر شدن اوضاع یا تغییر آن ارایه کرد. خدا در آیات قرآنی بر پیش بینى تحوّلات اجتماعى و واکنشهاى تاریخى، براساس شناسایى قوانین و سنّتهاى الهى حاکم بر آنها تاکید دارد(آل عمران، آیه ۱۳۷؛ انعام، آیه ۱۱؛ اعراف، آیه ۸۶؛ نحل، آیه ۳۶)

سنت های الهی حاکم بر اقتصاد

از نظر قرآن، بخشی از سنت های الهی ناظر به مسایل اقتصادی و فعالیت های آن است. از جمله مهم ترین سنت های الهی در حوزه اقتصادی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. سنت قسمت در رزق و روزی: بر اساس این سنت، هر کسی چیزی را به دست می آورد که خدا به او بخشیده است. خدا درباره این سنت الهی می فرماید: أَهُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِیًّا وَرَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ؛ آیا آنانند که رحمت پروردگارت را تقسیم مى کنند. ما وسایل معاش آنان را در زندگى دنیا میانشان تقسیم کرده‏ ایم و برخى از آنان را از نظر درجات بالاتر از بعضى دیگر قرار داده‏ ایم تا بعضى از آنها بعضى دیگر را به تسخیر درآورند و در خدمت گیرند و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان مى‏ اندوزند، بهتر است. (زخرف، آیه ۳۲) بر همین اساس، دانش اقتصادی و یا فعالیت های اقتصادی تنها یک ابزار است که در صورت مطابقت با مشیت و حکمت الهی تاثیرگذار خواهد بود و این گونه نیست که هر وسیله و اسبابی حتی اگر مخصوص آن چیز باشد به معنای وصول و تحقق صد درصد مقصد و مقصود خواهد بود؛ زیرا اگر چه اذن الهی بر این قرارگرفته تا هر سببی به مسببی برساند؛ اما این گونه نیست که این قانون حاکم بر خدا باشد، بلکه خدا می تواند تاثیر اسباب را از آنها سلب کند؛ چنان که تاثیر اذنی آتش را بر سوختن سلب می کند و این قانون و سنت در مواردی خاص عمل نمی کند، چنان که بر حضرت ابراهیم اثری نداشت.(انبیاء، آیه ۶۹) از همین روست که امام سجاد (ع) می فرماید: مَنْ لَا تُبَدِّلُ حِکْمَتَهُ الْوَسَائِلُ؛ ای کسی که حکمتش را وسیله ای تبدیل نمی کند.(صحیفه سجادیه، دعای۱۳) پس اگر مشیت و حکمت الهی بر این تعلق یافته که چیزی به کسی برسد همه عالم بخواهند سد راه شوند، نمی توانند؛ و بر عکس اگر حکمت به عدم تعلق گرفته هیچ نمی تواند آن را به شخص برساند.(زمر، آیه ۳۸؛ فاطر، آیه ۲) پس باید توجه داشت اگر چیزی به انسان می رسد یا از وی گرفته می شود، بر اساس سنت های الهی و حکمت هایی است که خدا برای جهان و جان و جامعه آمده کرده است. خدا می فرماید: مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ ؛ هیچ مصیبتى نه در زمین و نه در نفسهاى شما به شما نرسد مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم در کتابى است. این کار بر خدا آسان است تا بر آنچه از دست‏ شما رفته اندوهگین نشوید و به سبب آنچه به شما داده است‏ فرحناک و شادمانى نکنید؛ و خدا هیچ خیال باف خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد. (حدید، آیات ۲۲ و ۲۳) پس در مسایل اقتصادی هر داشته و نداشته ای به قسمت و مشیت الهی است. این بدان معنا است که علم اقتصاد هر چند به عنوان اسباب به اذن و قانون الهی عمل می کند، اما در چارچوب حکمت و مشیت الهی است. از همین روست که درباره ثروت قارونی که مدعی کسب آن به علم اقتصاد و مدیریت بود، خدا می فرماید: قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِی أَوَلَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّهً وَأَکْثَرُ جَمْعًا وَلَا یُسْأَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ ؛ قارون گفت: من اینها را در نتیجه دانش خود یافته‏ ام. آیا وى ندانست که خدا نسلهایى را پیش از او نابود کرد که از او نیرومندتر و مال‏ اندوزتر بودند، ولى این گونه مجرمان را نیازى به پرسیده شدن از گناهانشان نیست. (قصص، آیه ۷۸)
  2. سنت عدالت پاداشی در دنیا : از سنت های الهی حاکم بر هستی از جمله جامعه انسانی، سنت عدالت پاداشی و بهره مندی از اقتصاد و ثروت بر اساس پاداش کارهای نیک و صالح است. از نظر قرآن، هر کسی عمل صالح و نیکی را انجام دهد، برخوردار از پاداش است. از آن جایی که مومنان به آخرت ایمان دارند، بخش اعظم پاداش های آنان در آخرت داده می شود، هر چند که از حسنات دنیوی نیز برخوردار خواهند بود(بقره، آیه ۲۰۱)؛ اما کافران چون اعتقاد و ایمانی به آخرت ندارند، پاداش کارهای شایسته و نیک خویش را در دنیا می گیرند و برای آنان در آخرت هیچ نصیب و بهره ای نیست.(بقره، آیه ۲۰۰) از آن جایی که خدا هیچ گونه ای ظلمی را روا نمی دارد(آل عمران، آیه ۱۸۲)، لازم است تا پاداش هر کسی به فراخور کارشان داده شود. بر همین اساس، خداوند پاداش کارهای نیک کافران را در همین دنیا در امور اقتصادی می دهد. از همین روست که کافران از نظر ثروت و دارایی بسیار داراتر از هر مسلمان و مومنی است. خدا می فرماید: وَلَوْلَا أَنْ یَکُونَ النَّاسُ أُمَّهً وَاحِدَهً لَجَعَلْنَا لِمَنْ یَکْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّهٍ وَمَعَارِجَ عَلَیْهَا یَظْهَرُونَ وَلِبُیُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَیْهَا یَتَّکِئُونَ وَزُخْرُفًا وَإِنْ کُلُّ ذَلِکَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَالْآخِرَهُ عِنْدَ رَبِّکَ لِلْمُتَّقِینَ؛ و اگر نه آن بود که همه مردم در انکار خدا امتى واحد گردند، قطعا براى خانه ‏هاى آنان که به خداى رحمان کفر مى ‏ورزیدند سقفها و نردبانهایى از نقره که بر آنها بالا روند قرار مى‏ دادیم و براى خانه ‏هایشان نیز درها و تختهایى که بر آنها تکیه زنند و زر و زیورهاى دیگر نیز و همه اینها جز متاع زندگى دنیا نیست و آخرت پیش پروردگار تو براى پرهیزگاران است.(زخرف، آیات ۳۳ تا ۳۵) پس اگر نبود کفر همه مردمان، خدا باید چنین عمل می کرد؛ ولی این کار را نکرد و به جای آن ثروت ایشان را به نسبت به کارشان افزایش داد تا عدالت پاداشی نسبت به عملکرد کافران مراعات شود و آنان پاداش عمل خویش را در دنیا به دست آورند. پس از نظر قرآن، اقتصاد کافران هماره شکوفاتر و پر رونق تر از مومنان است؛ زیرا آنان باید پاداش اعمال صالح نیک خویش را در همین دنیا بگیرند. این در حالی است که مومنان که در همین سطح کافران عمل می کنند، نمی توانند از چنین سطحی از رفاه اقتصادی و آسایشی برخوردار شوند؛ زیرا خدا پاداش اعمال صالح و نیک ایشان را برای آخرت ذخیره کرده و تنها بخشی اندک را به آنان می دهد تا زندگی روزمره را بگذرانند. آگاهی نسبت به این سنت الهی موجب می شود تا درک درستی از وضعیت اقتصادی جامعه ایمانی و جامعه کافران داشته باشیم.
  3. سنت افزایش رفاه اقتصادی با افزایش ایمان و تقوای الهی: البته از نظر قرآن، اگر مومنان در سطحی بالاتر از کافران عمل کنند و ایمان خویش را به درجه دوم و سوم و تقوای خود را نیز به این مرتبه افزایش دهند و در رفتار اجتماعی به جای عدالت مقابله به مثلی اهل احسان عفوی و احسان اکرامی و ایثاری باشند، به طور طبیعی از افزایش رشد اقتصادی برخوردار خواهند بود، چنان که خدا می فرماید: وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ ؛ و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند قطعا برکاتى از آسمان و زمین برایشان مى‏ گشودیم؛ ولى تکذیب کردند پس به کیفر دستاوردشان گریبان آنان را گرفتیم و به جای برکت گرفتار نقمت شدند.(اعراف، آیه ۹۶) خدا در آیه ۹۳ سوره مائده توضیح می دهد که تقوا و ایمان دارای سه مرتبه است که دست یابی به مراتب بالاتر به طور طبیعی برکات بیش تری را برای آن افراد و جامعه خواهد داشت.
  4. سنت استدراج اقتصادی: تبدیل سختیها و بلاها به آسایش و رفاه، به فرمان خداوند، بر اساس سنّت استدراج از دیگر سنت های اقتصادی الهی است. از نظر قرآن، این گونه نیست که افزایش رفاه اقتصادی به معنای حقانیت باشد؛ زیرا جوامع بشری هم چنان که در سنت عدالت پاداشی بیان شده است، ممکن است با آن که کافر هستند، از رفاه برخوردار باشند. سنت استدراج به معنای آن است که شخص یا جامعه درجه درجه از خدا دور می شود تا ناگهان به دوزخ در آید.(اعراف، آیه ۹۵)در این آیه از تبدیل «سیّئه» به «حسنه» سخن به میان آمده، که همان سنّت استدراج است. (المیزان، ج ۸ ، ص ۱۹۵)
  5. سنت امتحان به مال و ثروت: از سنت های الهی نسبت به جان و جامعه، سنت امتحان و آزمون به نعمت و نقمت است. (بقره، آیات ۱۵۵ و ۲۱۴؛ انعام، آیه ۴۲؛ حدید، آیه ۲۰) البته ممکن است برخی از افراد و جوامع به ثروت و نعمت آزموده شوند و از نظر قرآن، افزایش رفاه اقتصادی و نعمت به معنای اکرام الهی نیست چنان که کاهش ثروت به معنای اهانت نیست. خدا می فرماید: فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ ؛ اما انسان هنگامى که پروردگارش وى را مى ‏آزماید و عزیزش مى دارد و نعمت فراوان به او مى‏ دهد مى‏ گوید پروردگارم مرا گرامى داشته است؛ و اما چون وى را مى ‏آزماید و روزى‏ اش را بر او تنگ مى‏ گرداند مى‏ گوید پروردگارم مرا خوار کرده است. (فجر، آیات ۱۵ و ۱۶)
  6. سنت تبدیل سختی اقتصادی به آسانی و رفاه: از سنت های حاکم بر هستی و از جمله اقتصاد این است که خداوند همان سختی را میان دو آسایش قرار می دهد. از این رو، هر سختی از پیش و پس به آسانی محدود شده است. به سخن دیگر، با هر سختی دو آسایش و رفاه و آسانی وجود دارد. بر این اساس، باید توجه داشت که هر مشکل اقتصادی در نهایت به آسانی تبدیل می شود و این امر نسبت به مومنان اهل تقوا مورد تاکید و توجه است.(انشراح، آیات ۵ و ۶؛ طلاق ، آیات ۲ و ۳)
  7. سنت تداوم نعمت ها: سنّت خدا در تداوم نعمتهاى ارزانى شده به جوامع یا تغییر آنها، دایر مدار نوع عملکرد اقوام و ملتها است.(انفال، آیه ۵۳؛ رعد، آیه ۱۱) بنابراین، با شکر نعمت هم نعمت افزایش می یابد و هم خود انسان به کمالاتی دست می یابد.(ابراهیم، آیه ۷؛ نحل، آیه ۱۱۲) با کفر نعمت آن نعمت از دست خواهد رفت.(نحل، آیه ۱۱۲)
  8. سنت اعتدال در روزی و مشیت: از نظر قرآن، وضعیت اقتصادی افراد و جوامع بر اساس حکمت و مشیت کلان الهی ساماندهی شده است و روزی بر اساس موازین به شکل معتدل به جوامع داده می شود(اسراء، آیه ۳۰؛ شوری، ایه ۲۷؛ حدید، آیات ۲۳ و ۲۴) تا احساس استغنا نکرده و گرفتار طغیان و عصیان نشوند.(علق، آیات ۶ و ۷)