سنت های اجتماعی خدا

کهکشان

بسم الله الرحمن الرحیم

سنت های الهی حاکم بر جان، جهان و جامعه، سنت های تکوینی است که نظام هستی بر اساس آن سامان یافته است. اگر سنت جاذبه به عنوان یک قانون بر طبیعت مادی حاکم است، هم چنین سنت و قوانینی بر جان و جامعه آدمی حاکم است که از آن به سنت های اجتماعی یاد می شود. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن در صدد تبیین سنت های حاکم الهی بر جامعه در قالب سنت های تکوینی است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ویژگی های سنت های الهی

سنت در لغت عربی به معناى طریقه(لسان العرب، ج ۶ ، ص ۳۹۹، «سنن».) و عادت مستمرّ (مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۶۶۷ .) تیز کردن، صیقل دادن، راندن و راه بردن یک چیز در مسیر مشخص است.( المنجد، ماده سَنَّ.) پس سنّت خدا، عادت خدا(همان، ج ۷ – ۸ ، ص ۶۴۵ .) و جریانى از فرمان، حکم و قضاى او است.(التحقیق، ج ۵ – ۶ ، ص ۲۳۷، «سنَّ».)

سنت به معنای حکم و قضای قطعی، شامل قوانین کلی و تخلف‏ناپذیر است که تبیین روابط پدیده‏ها در نظام آفرینش و شرح و تبیین قانون‏مندی هستی و هم‏چنین چگونگی عملکرد آن قوانین در جهان هستی را به عهده دارد.

بنابراین، سنت در این معنا، شامل قوانین علّی و معلولی حاکم بر نظام عالم و آدم و پدیده‏ها، مانند قوانین حاکم بر جامعه، تاریخ و تحولات آن‏هاست. برهمین اساس، از دیدگاه قرآن، سنّت خدا در راستای محو و نابودی شرک و استکبار و وراثت مؤمنان بر جهان در حرکت است. و یا سنّت «امداد» که «کلی‏ترین سنّتی است که خدای متعال در پی اعمال انسان‏ها اعمال می‏کند؛ بدین معنی که خدای متعال هم کسانی را که طالب دنیا و کمالات مادّی و این جهانی باشند و در راه باطل و شرّ گام گذارند، یاری و کمک می‏کند و هم کسانی را که جویا و خواستار آخرت و کمالات معنوی و آخرتی باشند و در طریق حقّ و خیر نهند؛ یعنی وسایل پیشرفت و نیل به هدف را برای هر دو دسته فراهم می‏سازد.»( محمد تقى مصباح یزدى، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، تهران، سازمان تبلیغات اسلامى، ۱۳۶۷، ص ۴۳۵.)

سنت های الهی به دو دسته سنت های تکوینی و تشریعی تقسیم می شود. سنت های تکوینی، همان قوانین حاکم بر هستی است. قوانین تشریعی نیز قوانینی است که خداوند در قالب امر و نهی بیان کرده و مطابق با سنت های تکوینی است.(روم، آیه ۳۰)

به سخن دیگر، سنّت تکوینی خدا، قوانین ثابت و کلی است که در دل کائنات و ذرات هستی جریان دارد. یکی از بارزترین نمونه‏های سنّت تکوینی، سنّت هدایت عمومی موجودات است که آیه زیر به آن تصریح دارد: رَبُّنَا الَّذی أَعْطی کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی ؛ پروردگار ما کسی است که به هر چیزی آفرینش آن را داد و سپس آن را هدایت کرد.(طه، آیه ۵۰)

البته این سنّت، معنای گسترده‏تری نیز دارد و افزون بر سنّت هدایت تکوینی، شامل هدایت مردم توسط انبیا نیز می‏شود. در این نوع سنّت تکوینی، یعنی سنّت هدایت و راهیابی که در دل هر موجودی هست، خداوند هر موجودی را به کمال شایسته خویش می‏رساند و از درون، آن را شکوفا می‏کند. دانه گندمی که در دل خاک قرار می‏گیرد، به برکت هدایت تکوینی، مسیر رشد و شکوفایی را طی می‏کند و به خوشه و سنبل تبدیل می‏شود. این نوع از هدایت، لازمه رحمت گسترده پروردگار است که شامل همه موجودات اوست.

هم‏چنین قوانین علّی و معلّولی حاکم بر جهان که هم در حیطه جان موجودات و هم در بیرون از جان آن‏ها یعنی در شئون ظاهری آن‏ها جریان دارد، نمونه دیگری از سنّت تکوینی است. «طغیان به هنگام رفاه و آسایش» از سنت‏هایی است که در شئون ظاهری بشر جریان دارد، یعنی احساس بی‏نیازی در اثر داشتن مال و ثروت فراوان، موجب سرپیچی از حدود الهی می‏شود. خداوند در قرآن می‏فرماید: کَلاّ إِنَّ اْلإِنْسانَ لَیَطْغی أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی؛ انسان طغیان می‏کند، وقتی که خود را بی‏نیاز ببیند.(علق، آیات ۶ و ۷)

از جمله سنت های تکوینی الهی می توان به سنت اجتماعی تغییر در نعمت ها اشاره کرد. سنت تکوینی خداوند در باره اجتماعات بشری بر این جاری است که سرنوشت هیچ ملتی تغییر نمی‏کند، مگر این‏که خودشان براساس میل و اراده و اختیار خود، آن را تغییر دهند. خداوند در قرآن می‏فرماید: إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ؛ خدا سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‏دهد، مگر آن‏که خودشان دست به تغییر زنند. (رعد، آیه ۱۱)

هم‏چنین سنّت تکوینی الهی در اجتماع بر این جاری است که رفاه اجتماعی و برکت در اموال در پرتو ایمان و تقوای الهی و در برابر کمبود و قحطی و خشکسالی به سبب بی ایمانی و بی تقوایی پدید می آید: وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ ؛ و اگر اهل شهرها و آبادی‏ها، ایمان می‏آوردند و تقوا پیشه می‏کردند، برکات آسمان و زمین را بر آن‏ها می‏گشودیم، ولی آن‏ها حق را تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم. (اعراف، آیه ۹۶)

از مهم ترین ویژگی های سنت های الهی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. تبدیل ناپذیری: از مهم ترین ویژگی های سنت های الهی ثبات و داوم آن است. پس تبدیلی در سنت های الهی راه نمی یابد. خدا می فرماید: و لن تجد لسنهِ اللّه‏ تبدیلاً؛ و هرگز سنّت خدای متعال را دگرگون نخواهی یافت». پس «بدل» و جایگزینی برای آن سنت نیست. پس این گونه نیست که این سنت برود و سنتی ضد یا نقیض آن جایگزین آن شود؛ بلکه اگر سنت الهی بر عدالت قرار گرفته هماره بر آن سامان می یابد و هرگز سنت الهی بر اساس ظلم سامان نخواهد یافت. باید توجه داشت که واژه «بدل» به معنای جایگزین و جانشین است؛ چنان که گفته می شود: « بَدَّلَ اللّهُ الْخَوْفَ امْناً؛ خداوند ترس را به امن و آرامش تبدیل کرد.
  2. تحویل ناپذیری: از دیگر ویژگی های نست های الهی آن است که حول و تحولی در آن راه نمی یابد. خدا می فرماید: سُنَّهَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَکَ مِنْ رُسُلِنَا وَلَا تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِیلًا ؛ سنتى که همواره در میان امتهاى فرستادگانى که پیش از تو گسیل داشته‏ ایم، جارى بوده است؛ و براى سنت و قانون ما تحویلی نخواهى یافت. (اسراء، آیه ۷۷؛ نیز : احزاب، آیه ۶۲؛ فتح، آیه ۲۳) واژه «حول» به معنای جا به جایی است. پس مراد از «تحویل سنّت» برگرداندن عذاب از قومى است که مستحقّ عذاب هستند به سمت دیگرانی که مستحق آن نیستند. خدا در این آیه بیان کرده که در سنّت خدا چنین تغییر و تحویلی نخواهد بود. (المیزان، ج ۱۷، ص ۵۸) پس از خصوصیات سنت های الهی آن است که جا به جایی در آن راه ندارد که خود دلیلی بر ثبات و عدم تغییر سنت های الهی است. هم چنین خدا می فرماید: فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ سُنَّتَ الْأَوَّلینَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدیلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْویلاً؛ آیا آن ها چیزى جز سنّت پیشینیان و عذاب هاى دردناک آنان را انتظار دارند؟! هرگز براى سنّت خدا تبدیلی نخواهى یافت، و هرگز براى سنّت الهى تحویلی نمى‏ یابى‏.(فاطر، آیه ۴۳) از این آیه به دست می آید که دو نوع احتمال تبدیل و تحویل در سنت های الهی راه نمی یابد؛ پس نه سنتی جایگزین سنتی دیگر می شود و نه این که جا به جایی در میان سنت های الهی صورت می گیرد؛ چرا که «تبدیل سنت خدا» به این است که عذاب خدا را بردارند و به جایش عافیت و نعمت بگذارند. «تحویل سنت» نیز عبارت از این است که عذاب فلان قوم را که مستحق آن هستند، به سوى قومى دیگر برگردانند. خدا در این آیه هر گونه تبدیل و تحویل در سنت را نفی می کند و می فرماید که هیچ گونه تبدیل و تحویلی در کار نیست. (المیزان، ج ۱۷، ص ۵۸)
  3. تقدیرپذیری: سنت های الهی تقدیرپذیر هستند؛ یعنی اندازه مشخص و معین دارد و این گونه نیست که بیرون از میزان و مقدرات باشد. خدا درباره این ویژگی سنت ها می فرماید: سُنَّهَ اللَّهِ فِی الَّذینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ کانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً؛ سنّت الهى در مورد کسانى که پیش از این بوده‏ اند نیز جارى بوده و فرمان خدا روى حساب و برنامه دقیقى است‏.(احزاب، آیه ۳۸)
  4. عمومیت: فراگیر بودن سنت‏ های الهی از دیگر ویژگی های سنت های الهی است. بنابراین، سنت های الهی عمومیت دارد و از نظر زمانی و مکانی تخصیص نمی خورد.(نساء، آیه ۲۶؛ آل عمران، آیه ۱۳۷)
  5. اطلاق: هم چنین سنت های الهی در هر چیزی مطلق است و مقید به چیزی نیست.(همان، فاطر، آیه ۴۳)
  6. ثبات و دوام: چنان که گفته شد سنت های الهی وقتی بدون تبدیل و تحویل است، از ثبات برخوردار بوده و داوم آن به داوم چیز است؛ زیرا سنت هر چیزی جز جوهر ذات آن چیز است؛ چنان که سنت اسباب و علت و معلولی برای طبیعت جزو جوهر ذات آن است؛ این گونه نیست که خداوند اول چیزی را بیافریند و سپس قوانینی را بر آن حاکم کند؛ اصول خلق چیزی جعل قوانین آن است؛ پس وقتی خداوند آسمان و زمین را آفریده قوانین و سنت های حاکم در ذات هر چیزی با همان خلقت قرار داده شده است؛ شناخت خلقت هر چیزی به معنای شناخت سنت ها و قوانین آن چیز است. از این روست که حتی سنت های تشریعی خداوند سنت های تبدیل ناپذیر است؛ زیرا مطابق فطرت هر چیزی است(روم، آیه ۳۰)؛ پس چون فطرت چیزی تبدیل نمی یابد، به طور طبیعی قوانین تکوینی و تشریعی آن نیز تبدیل نمی یابد. در این موارد جایی برای تحویل نیز نیست؛ از این روست که اصلا به مساله تحویل در این موارد اشاره ای نمی شود.

سنت های الهی در جاری در اجتماع

در آیات قرآنی به سنت های الهی در اجتماع توجه خاصی شده است. آگاهی از این سنت های الهی بسیار مهم و اساسی است؛ زیرا در تحلیل تغییرات اجتماعی و نیز توصیه های بهبود اوضاع اجتماعی نقش اساسی داشته و سعادت و شقاوت انسان در گرو این سنت های اجتماعی الهی است. از این روست که در آیات قرآنی توجه و اهتمام خاص و بسیاری به سنت های الهی حاکم بر اجتماع شده است.

از نظر قرآن، کافرانی که به قوانین و سنت های اجتماعی توجه پیدا نمی کنند و در زندگی به آن اهتمام نمی ورزند، دچار آسیب جدی از همین ناحیه می شوند و زیان و خسران در دنیا و آخرت جزا و مکافات نادیده گرفتن این سنت ها و عدم توجه به آن ها در زندگی است. خدا در این زمینه چنین هشدار می دهد و می فرماید: سُنَّتَ اللَّهِ الَّتی‏ قَدْ خَلَتْ فی‏ عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْکافِرُونَ؛ این سنّت خداوند است که همواره در میان بندگانش اجرا شده، و آن جا کافران زیانکار شدند.(غافر، آیه ۸۳)

هم چنین خداوند آگاهی و شناخت نسبت به سنت های اجتماعی را عامل مهم در استقامت و صبر در برابر دشمنان دانسته است.(طه، آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰؛ انعام، آیه ۳۴)

از دیگر آثار شناخت نسبت به سنت های اجتماعی ، می توان هدایتگری تقواپیشگان و مایه پند براى آنان(آل عمران، آیات ۱۳۷ و ۱۳۸)، پیش بینى تحوّلات اجتماعى و واکنشهاى تاریخى، براساس شناسایى قوانین و سنّتهاى الهى حاکم بر آنها(همان؛ انعام، آیه ۱۱؛ اعراف، آیه ۸۶؛ نحل، آیه ۳۶) و رهایی از غم و اندوه فشارهای ظالمان (آل عمران، آیه ۱۷۶) و مانند آن ها اشاره کرد. از همین روست که خداوند به گزارش های تاریخی از امت ها بر اساس تحلیل رفتار و عملکرد آنان و توصیه به دیگر امت توجه خاصی مبذول داشته است؛ زیرا تاریخ حقیقی و گزارشهای درست از وقایع آن می تواند در فهم و درک سنت های الهی به عنوان یک منبع اصلی عمل کند.(بقره، آیه ۲۱۴)

به هر حال، جوامع انسانى، مقهور سنن قاطع و خلل ناپذیر الهى هستند (اعراف، آیه ۳۴؛ یونس، آیه ۴۹؛ حجر، آیات ۴ و ۵؛ طه، آیات ۱۲۸ و ۱۲۹ و آیات دیگر) چنان که مثلا پدیدار گشتن سردمدارانى بدکار و مکّار در هر جامعه(انعام، آیه ۱۲۳) یا گردش شکست و پیروزى در جوامع بشرى(آل عمران، آیه ۱۴۰) یا ابتلاى همه پیامبران به دشمنانى از شیطانهاى جنّ و انس(انعام، آیه ۱۱۵)، یا حاکمیّت یافتن ستمگران بر مردم ستم پیشه(انعام، آیه ۱۲۹) از سنّتهاى همیشگى خداوند است و نمی توان امید داشت که این سنت ها و گروه های اجتماعی در جامعه خودنمایی نکند و اتفاقی در این حوزه نیافتد.

البته این سنت های الهی ارتباط تنگاتنگی با اعمال و رفتار آدمی دارد و اعمال انسانی نقش تعیین کننده و تغییر دهنده در جابه جایی سنت ها و جایگزین شدن یکی به جای دیگر دارد. البته هیچ ربطی به تبدیل و تحویل خود سنت ندارد، بلکه آن چه اتفاق می افتد تغییر سنت به تغییر رفتار آدمی و جوامع است. به سخن دیگر، سنّت خدا در تداوم نعمتهاى ارزانى شده به جوامع یا تغییر آنها، دایر مدار نوع عملکرد اقوام و ملتها است.(انفال، آیه ۵۳؛ رعد، آیه ۱۱)

سنت های اجتماعی الهی چون هدایت عمومی(انسان، آیه ۳؛ طه، آیه ۵۰)، بی نتیجه بودن مکر ماکران(یوسف، آیات ۵۰ تا ۵۲)، دفاع خداپرستان مؤمن در برابر تجاوز و ظلم کافران، در راستاى سنّت خدا مبنى بر دفع مفسدان، به وسیله عابدان موحّد(بقره، آیات ۲۴۹ و ۲۵۱؛ حج، آیات ۳۸ تا ۴۰) و آمیختگى توجّه به خدا و توأم بودن دین توحید با سرشت و فطرت انسان و مطابق شریعت و طریقت باطنی(روم، آیه ۳۰)، گزینش پیامبران از میان خود انسانها(رعد، آیه ۳۸؛ نحل، آیه ۴۳)، اعتدال در روزى انسانها(اسراء، آیه ۳۰؛ شوری، آیه ۲۷) ، افزایش و کاهش و گرفتن و دادن روزی به سبب شکر و کفران نعمت(نحل، آیه ۱۱۲) از جمله سنت هایی است که آگاهی نسبت به آنان می تواند روند رفتاری فردی و اجتماعی را تغییر دهد و انسان در مسیر دیگر قرار دهد و اجتماعات انسانی را متحول سازد.

مهم ترین و اساسی ترین این سنت های اجتماعی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. سنت استیصال: از مهم ترین سنت های الهی آن است که ریشه ظلم و کفر را در اجتماعی که حاکمیت پیدا کرده با نابودی کافران و ظالمان بر کند. استیصال از واژه اصل به معنای ریشه یعنی کندن ریشه های چیزی. بر این اساس، بر اساس سنت استیصال خداوند همان طوری که در قیامت این افراد را عذاب می کند، در دنیا نیز کاری می کند که به دست خود ریشه خود بر کنند و نابودی و نیستی را برای خود رقم زنند. خدا می فرماید: أَ فَلَمْ یَهْدِ لَهُمْ کَمْ أَهْلَکْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ یَمْشُونَ فی‏ مَساکِنِهِمْ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِأُولِی النُّهى‏؛ آیا براى هدایت آنان کافى نیست که بسیارى از نسل هاى پیشین را که طغیان و فساد کردند، هلاک نمودیم، و این ها در مسکن هاى ویران شده آنان راه مى‏ روند! مسلّماً در این امر، نشانه ‏هاى روشنى براى خردمندان است.(طه، آیه ۱۲۸)
  2. سنت انتقام از مجرمین: از دیگر سنت های الهی بر اجتماع، سنت انتقام از مجرمان است. مجرمان کسانی هستند که نه تنها گناه می کنند بلکه جرم هایی مانند زنا و قتل و سرقت انجام می دهند که مجازات و کیفری دنیوی بر اساس حدود برای آن اثبات شده است. خدا در باره این سنت حاکم بر اجتماع می فرماید: إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمینَ مُنْتَقِمُونَ»؛ مسلّماً ما از مجرمان انتقام خواهیم گرفت‏.(سجده، آیه ۲۲) خدا در قرآن گاه از انتقام با واژه «انتصار» یاد می کند: إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَکَرُوا اللَّهَ کَثِیرًا وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ؛ مگر کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده و خدا را بسیار به یاد آورده و پس از آنکه مورد ستم قرار گرفته‏ اند، از خدا یارى خواسته و انتقام می طلبند و کسانى که ستم کرده‏ اند به زودى خواهند دانست به کدام بازگشتگاه برخواهند گشت. (شعراء، آیه ۲۲۷)
  3. یاری و نصرت مؤمنین: از سنت های دیگر الهی در اجتماع ، سنت یاری و نصرت است. خدا می فرماید: وَ کانَ حَقًّا عَلَیْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنین‏»؛ و یارى مؤمنان، همواره حقّى است بر عهده ما.(روم، آیه ۴۷)
  4. اجل مسمی، سنتی قطعی: همان طوری که از سنت های الهی در باره جان ، سنت اجل مسمی و اجل معلق است، هم چنین درباره اجتماع نیز سنت های اجل مسمی و معلق وجود دارد. پس هر ملت و جامعه ای روزی متولد می شود و روزی می میرد. خدا می فرماید: وَ لکِنْ یُؤَخِّرُهُمْ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَهً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ؛ ولی آنها را تا زمان معیّنى به تأخیر مى‏ اندازد. و هنگامى که اجلشان فرا رسد، نه ساعتى تأخیر مى‏ کنند، و نه ساعتى پیشى مى‏ گیرند. (نحل، آیه ۶۱) درباره اجل امت ها و اجتماعات بشری نیز می فرماید: لِکُلِّ أُمَّهٍ أَجَلٌ إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَلَا یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَهً وَلَا یَسْتَقْدِمُونَ؛ هر امتى را زمانى محدود است؛ آنگاه که زمانشان به سر رسد، پس نه ساعتى از آن تاخیر کنند و نه پیشى گیرند. (یونس، آیه ۴۹) و نیز می فرماید: مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّهٍ أَجَلَهَا وَمَا یَسْتَأْخِرُونَ ؛ هیچ امتى از اجل خویش نه پیش مى‏ افتد و نه پس مى‏ ماند. (حجر، آیه ۵؛ مومنون، آیه ۴۳) و نیز می فرماید: وَلِکُلِّ أُمَّهٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَهً وَلَا یَسْتَقْدِمُونَ ؛ و براى هر امتى اجلى است پس چون اجلشان فرا رسد نه [مى‏ توانند] ساعتى آن را پس اندازند و نه پیش. (اعراف، آیه ۳۴) پس همان طوری که سنت الهی مرگ برای هر نفس انسانی است، هم چنین سنتی قطعی مرگ برای امت ها نیز است: «کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَهُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَیْنا تُرْجَعُونَ»؛ هر انسانى مرگ را مى‏ چشد، سپس شما را بسوى ما بازمى‏ گردانند.(عنکبوت، آیه ۵۷)
  5. سنت الهی در هدایت نیکوکاران تلاشگر: از دیگر سنت های الهی حاکم بر جامعه این است که انسان در دنیا پاداش رفتار اجتماعی نیک خود را نیز ببیند. خدا می فرماید: وَ الَّذِینَ جَهَدُوا فِینَا لَنهْدِیَنهُمْ سبُلَنَا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِین؛ و آن ها که در راه ما (با خلوص نیّت) جهاد کنند، قطعاً به راه‏ هاى خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است.(ابراهیم، آیه ۶۹)
  6. سنت آسانی: از جمله سنت های الهی آن است که با هر سختی دو آسانی از قبل و بعد برای شخص و جامعه فراهم آید. پس این طور نیست که عسر و سختی دایمی باشد، بلکه سختی از دو سو با آسانی محدود می شود و اجازه طغیان به آن داده نمی شود. خدا می فرماید: فَاِنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا اِنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا؛ پس به راستی با هر سختی یک آسانی است؛ زیرا با همان سختی یک آسانی دیگر نیز است.(انشراح ، آیات ۵ و ۶)
  7. سنت آسانی قوانین تشریعی: همان طوری که قوانین و سنت های تکوینی آسانی است، هم چنین قوانین تشریعی مطابق سنت فطری و تکوینی(روم، آیه ۳۰) آسان است. خدا می فرماید: ما کانَ عَلَى النَّبىِّ مِن حَرَج فیما فَرَضَ اللّهُ لَهُ سُنَّهَ اللّهِ فِى الَّذینَ خَلَوا مِن قَبلُ؛ بر پیامبر حرجی نیست در واجب و فرضی که خدا بر او کرده است. سنت الهی در باره کسانی که پیش از او بوده اند.(احزاب، آیه ۳۸) پس همان طوری که سنت های تشریعی پیشین ، سختی و حرج نبود در سنت اسلامی پیامبر(ص) نیز سختی نیست. این بدان معناست که قوانین و مقرراتی که انسان ها به عقل خویش وضع می کنند باید از چنین خصوصیات و ویژگی هایی برخوردار باشد؛ زیرا تکلیف به میزان وسع و توان باید باشد و تکلیف مالایطاق و خارج از توان جایز نیست و اجتماعات را با بحران رفتاری و ضد هنجاری مواجه می سازد. ازاین روست که حتی خدا برای جلوگیری از هر گونه خیانت نسبت به قوانین شرعی ، برخی از قوانین نه چندان سخت چون زناشویی در شب های ماه رمضان را برای جلوگیری از خیانت آسان می کند.(بقره، آیه ۱۸۷) با آن که این قانون سخت نبود، ولی برای آسانی عمل آن را نیز حذف می کند. در این جا تبدیل و تحویلی در سنت تشریعی انجام نشده است؛ بلکه تنها نسخ صورت گرفته است و نسخ غیر از تبدیل و تحویل است.(بقره، آیه ۱۰۶)
  8. سنت اتمام حجت: اتمام حجت بر افراد و جوامع بشری از دیگر سنت های الهی جاری بر اجتماعات انسانی است. در آیات بسیاری اتمام حجّت بر مردم، قبل از کیفر آنان(انعام، آیات ۱۳۰ و ۱۳۱؛ یونس، آیه ۱۳؛ اسراء، آیات ۱۵ و ۱۶؛ شعراء، آیه ۲۰۸) و اتمام حجّت بر کافران از اهل کتاب و مشرکان، با رساندن برهان آشکار به آنان، به عنوان سنّتى الهى حاکم بر اجتماع بشری مطرح شده است.(بینه، آیه ۱) خدا در تحلیل سنت اتمام حجت برای عذاب اقوام می گوید: ذَلِکَ أَنْ لَمْ یَکُنْ رَبُّکَ مُهْلِکَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ ؛ این اتمام حجت بدان سبب است که پروردگار تو هیچ گاه شهرها را به ستم نابوده نکرده در حالى که مردم آن غافل باشند.(انعام، آیه ۱۳۱) پس خداوند هرگز بدون اتمام حجت قومی را نابود نمی کند؛ از این رو، هنگام غفلت عذاب نمی کند، بلکه می داند در حال آگاهی و علم و اتمام حجت و آگاهی به ظلم کردن خودشان این کار را می کند. خدا می مفرماید: وَمَا کَانَ رَبُّکَ مُهْلِکَ الْقُرَى حَتَّى یَبْعَثَ فِی أُمِّهَا رَسُولًا یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِنَا وَمَا کُنَّا مُهْلِکِی الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ؛ و پروردگار تو هرگز ویرانگر شهرها نبوده است تا پیشتر در مرکز آنها پیامبرى برانگیزد که آیات ما را بر ایشان بخواند و ما شهرها را تا مردمشان ستمگر نباشند ویران‏ کننده نبوده‏ ایم .(قصص، آیه ۵۹)
  9. سنت اختلاف و تفاوت ها: اختلاف انسانها در افکار و عقاید و افعال از روى اختیار از سنّت های الهى جاری بر اجتماعات انسانی است. بنابراین نباید این تفاوت ها و اختلافات نادیده گرفته شود و تلاش شود تا وحدت و همسانی رخ دهد.(بقره، آیه ۲۵۳؛ هود، آیه ۱۱۸) همین تنوع و اختلافات موجب بالندگی و رشد و ابتکارات انسانی و پیشرفت انسان و جوامع می شود.
  10. سنت در تنگنا قرار دادن مجرمین، به امید بازگشت: از دیگر سنت های اجتماعی الهی است که باید به آن توجه کرد و از آن درس گرفت. خدا می فرماید: ظهَرَ الْفَسادُ فى الْبرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا کَسبَت أَیْدِى النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعْض الَّذِى عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ»؛ فساد، در خشکى و دریا بخاطر کارهایى که مردم انجام داده‏ اند آشکار شده است؛ خدا مى‏ خواهد نتیجه بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید به سوى حق بازگردند!(روم، آیه ۴۱)
  11. سنت اضلال کیفری، مختص اهل باطل: از نظر قرآن هدایت ابتدایی برای همگان ثابت است؛ اما اضلال ابتدایی معنایی ندارد و خداوند هرگز کسی را ابتداء در مسیر اضلال قرار نمی دهد؛ زیرا خلاف حکمت و مشیت الهی است؛ اما اضلال کیفری همانند هدایت پاداشی در سنت های الهی مطرح است. پس از سنت های حاکم بر جامعه باید از اضلال کیفری سخن گفت؛ خدا می فرماید «أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فى الأَرْضِ فَیَنظرُوا کَیْف کانَ عَقِبَهُ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ کانُوا أَشدَّ مِنهُمْ قُوَّهً وَ أَثَارُوا الأَرْض وَ عَمَرُوهَا أَکثرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَ جَاءَتْهُمْ رُسلُهُم بِالْبَیِّنَتِ فَمَا کانَ اللَّهُ لِیَظلِمَهُمْ وَ لَکِن کانُوا أَنفُسهُمْ یَظلِمُونَ»؛ آیا در زمین گردش نکردند تا ببینند عاقبت کسانى که قبل از آنان بودند چگونه بود؟! آن ها نیرومندتر از اینان بودند، و زمین را براى زراعت و آبادى بیش از اینان دگرگون ساختند و آباد کردند، و پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغشان آمدند ؛امّا آنها انکار کردند و کیفر خود را دیدند؛ خداوند هرگز به آنان ستم نکرد، آن ها به خودشان ستم مى ‏کردند!(روم، آیه ۹) خدا در آیات دیگری نیز به سنت اضلال کیفری اشاره کرده است.(انعام، آیات ۱۲۵ و ۱۲۶؛ حجر، آیات ۳۲ تا ۴۲)
  12. سنت تدافع حق و باطل و حاکمیت و پیروزی حق: از نظر قرآن هماره حق و باطل در جنگ و تدافع با یک دیگر است تا زمانی که حق چیره و باطل نابود شود؛ البته هماره باطل همانند کف روی آب است که به چشم می آید و غلبه ظاهری دارد، ولی دیری نمی پاید که از میان می رود و چون حبابی می ترکد.(رعد، آیه ۱۷) خداوند باره درباره نابودی و زهاق باطل سخن گفته و آن را سنتی الهی در هستی دانسته است.(اسراء، آیه ۸۱) در نهایت این باطل است که نابود می شود: وَ یَمْحُ اللَّهُ الْباطِلَ وَ یُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ؛ و خداوند، باطل را محو مى‏ کند و حقّ را بفرمانش پابرجا مى‏ سازد.(شوری، آیه ۲۴)
  13. سنت آزمایش و ابتلا: از دیگر سنت های اجتماعی سنت آزمون و ابتلا است که بر همه جوامع بشری جاری و ساری است. خدا می فرماید: وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ؛ قطعاً همه شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، و کاهش در مال ها و جان ها و میوه ‏ها، آزمایش مى‏ کنیم و بشارت ده به استقامت‏ کنندگان!(بقره، آیه ۱۵۵) از نظر قرآن برای شناخت مسایل اجتماعی و افراد آن لازم است تا هماره این سنت جاری باشد؛ زیرا این گونه است که ریزش ها و رویش ها هماره در جامعه رخ می دهد و سیه رو شود هر که در او غش باشد.(آل عمران، آیه ۱۷۹) این سنت فراگیر در هر زمانی است و همه انسان در همه احوالات به اشکال گوناگون مبتلا به امتحان و فتنه و آزمون و بلا و ابتلا می شوند.(آل عمران، آیه ۱۸۶؛ مائده، آیه ۴۸؛ توبه، آیه ۱۲۶) پس آزمایش مردم با مصائب و مشکلات، از سنّتهاى کلّى و همیشگى خداوند است(بقره، آیه ۲۱۴؛ انعام، آیه ۴۲)
  14. سنت‏ سلطه مترفین: از سنت های الهی جاری در اجتماع سنت جواز عمل به مترفان برای فسق و فجور در جامعه و نابودی جامعه از درون است. خدا می فرماید: وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَهً أَمَرْنا مُتْرَفیها فَفَسَقُوا فیها فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمیراً؛ و هنگامى که بخواهیم شهر و دیارى را هلاک کنیم، نخست اوامر خود را براى «مترفین» و ثروتمندان مست شهوت آن جا، بیان مى‏ داریم، سپس هنگامى که به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات یافتند، آن ها را به شدّت درهم مى‏ کوبیم.(اسراء، آیه ۱۶)
  15. سنت استدراج: سنت الهی استدراج به این معنا است که خداوند به جوامع بشری فرصت می دهد تا گام به گام و درجه به درجه در مسیر سقوط و هبوط بالا روند و به درکات برسند. خدا می فرماید: وَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ؛ و آن ها که آیات ما را تکذیب کردند، به تدریج از جایى که نمى‏ دانند، گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد.(اعراف، آیه ۱۸۲) در آیات دیگر نیز بیان شده که خداوند درها را به سوی این افراد می گشاید به طوری که سرمست از شادی پیروزی شده و به اتراف و جرم گرایی رو آورده ولی ناگهان نابود شوند(انعام، آیه ۴۴؛ توبه، آیه ۵۵؛ اسراء، آیه ۱۶)
  16. سنت املاء و امهال: از دیگر سنت های الهی که ارتباطی با سنت استدراج دارد، سنت املاء و امهال است. بر اساس این سنت های الهی خداوند به سرعت خشم و غضب نمی کند و مجازات نمی کند، بلکه مهلت می دهد؛ چنان که به ابلیس مهلت داد.(ص، آیات ۷۹ و ۸۰) خدا می فرماید: فَمَهِّلِ الْکَافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْدًا ؛ پس کافران را مهلت ده و کمى آنان را به حال خود واگذار. (طارق، آیه ۱۷) هم چنین خداوند می فرماید: وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُوا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِینٌ؛ و البته نباید کسانى که کافر شده‏ اند تصور کنند اینکه به ایشان مهلت مى‏ دهیم براى آنان نیکوست ما فقط به ایشان مهلت مى‏ دهیم تا بر گناه خود بیافزایند و آنگاه عذابى خفت ‏آور خواهند داشت. (آل عمران، آیه ۱۷۸)
  17. سنت سلطه متقابل دشمنان: از نظر قرآن هر جامعه ای گرفتار سلطه متقابل ظالمان بر یک دیگر است. به سخن دیگر، مسلّط کردن برخى ظالمان بر برخى دیگر، از سنّتهاى خدا است.(انعام، آیه ۱۲۹)
  18. سنت حاکمیت مستضعفان: از دیگر سنت های الهی حاکم بر اجتماع، سنت حاکمیت مستضعفان بر مستکبران به عنوان فلسفه تاریخ و غایت سیر تاریخی بشریت است.(اعراف، آیه ۱۳۷؛ قصص، آیه ۴ و ۵)
  19. سنت حاکمیت صالحان: از دیگر سنت های اجتماعی سلطه و حاکمیت نهایی صالحان بر اجتماعات بشری است که مرتبط با همان حاکمیت مستضعفان است؛ زیرا حاکمیت صالحان موجب می شود تا مستضعفان بر حکومت تکیه زنند.(انبیاء، آیه ۱۰۵)
  20. سنت دوری از عذاب مصلحان: از نظر قرآن امت ها و جوامع ظالم گرفتار هلاکت می شوند، اما سنت الهی بر این است که ملت و امتی که مصلحان بر آن حاکم هستند، عذاب نمی شوند و این تمدن ها نابود نمی شود: وما کانَ رَبُّکَ لِیُهلِکَ القُرى بِظُـلم واَهلُها مُصلِحون. (هود ، آیه ۱۱۷)
  21. سنت دوری از عذاب مستغفران: از دیگر سنت های الهی حاکم بر جامعه آن است که اهل استغفار و مستغفرون در زمان استغفار مجازات نمی شوند. خدا می فرماید: وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِیهِمْ وَمَا کَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ ؛ ولى تا تو در میان آنان هستى خدا بر آن نیست که ایشان را عذاب کند و تا آنان طلب آمرزش مى کنند خدا عذاب ‏کننده ایشان نخواهد بود. (انفال، آیه ۳۳)