سرمایه داری در ترازوی نقد قرآنی

samamosسرمایه داری به عنوان یک روش زندگی در سده های اخیر به عنوان برترین، کامل ترین، سازنده ترین و تمدن سازترین نظام ارزشی مورد توجه قرار گرفته است. نظام سرمایه داری به سبب پیشتبانی های همه جانبه و جلوه های وسوسه انگیزش، در سده اخیر به عنوان گفتمان غالب می کوشد تا به جهانی شدن را تجربه کند. این گونه است که تمام نظام های رقیب را به اشکال گوناگون کنار زده و می زند و اجازه نمی دهد تا چیزی سد راه گسترش و فراگیری آن شود.

جهانی سازی که اکنون به عنوان یک طرح و پروژه از سوی استکبار جهانی مورد اجرا می باشد، مبتنی بر نظام سرمایه داری است. نظام سرمایه داری تنها به عنوان یک نظام اقتصادی مطرح نمی باشد بلکه از نظر فرهنگی دارای خاستگاه و مظاهری گوناگون در عرصه های اعتقادی، اخلاقی، بینشی ، نگرشی و روشی است. این نظام ارزشی که خاستگاه آن غرب اومانیستی است، از نظر بسیاری از نظام های رقیب نه تنها یک روش نادرست و نارسا بلکه نظامی ضد ارزشی است. هر چند که در گذشته نظام سوسیالیستی تلاش کرد تا نظام سرمایه داری را از حرکت و گسترش بازدارد، ولی به سبب آن که این نظام خود دارای خاستگاه مشترک در پایه ها ، اصول و مبانی بود، نتوانست دربرابر نظام سرمایه داری مقاومت کند و در نهایت از میدان بیرون رفت. اکنون تنها نظامی که در برابر نظام سرمایه داری ایستاده است و با جهانی سازی آن مقابله و مبارزه می کند نظام اسلامی است.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا تحلیل نظام اسلامی را از نظام سرمایه داری بر اساس آموزه های قرآنی به دست داده و آن را در ترازوی نقد قرآنی قرار دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

خاستگاه و مبانی نظام سرمایه داری

نظام سرمایه داری، نظامی انسانی دنیایی است. به این معنا که مبانی و اصول اساسی آن بر محور انسان و اصالت بخشی به دنیا به عنوان تنها حقیقت هستی است. به سخن دیگر، خاستگاه نظام سرمایه داری را می بایست در این تفکر و بینش جست که حقیقتی ورای دنیای مادی وجود ندارد و آن چه که از عوالم دیگر گفته می شود یا مطالب بی معنایی است و یا آن که اگر معنایی داشته باشد هیچ ارتباطی به دنیای مادی ما ندارد. بر این اساس ماموریت و تکلیف انسان در جهان مادی آن است که درباره آن بیاندیشد و آن را بشناسد و از ظرفیت ها و توانمندی های آن هر گونه که می طلبد استفاده کند.

براین اساس، اصولا امور متافیزیک اموری بی معنا هستند و نمی توانند در زندگی انسان در دنیای مادی تاثیر به جا گذارند. اگر خدایی وجود دارد که خالق هستی است هیچ ربوبیت و پروردگاری نسبت به هستی ندارد و نقشی را در جهان مادی پس از آفرینش ایفا نمی کند. بنابراین خداوند، تنها آفریدگاری است که موجوداتی را آفریده و مسئولیت کامل را به خود ایشان واگذار نموده است و هیچ گونه تصرف و تاثیری پس آن به عنوان پروردگار در هستی ندارد. البته برخی کمی از این همه جمود بر آفریدگاری تنزل کرده و پروردگاری او را در امور کلان هستی برای بازسازی و ساماندهی برخی از نواقص و مشکلات هستی می پذیرند ولی این بدان معنا نیست که خداوند در امور خرد و ریز وارد شود و نقش پروردگاری در همه جهان هستی و همه امور ریز و درشت را به عهده گیرد.

از دیگر مبانی اساسی نظام سرمایه داری، اصالت بخشی به انسان است. بنابراین در این بینش و نگرش به هستی، انسان محوریت قرار می گیرد و خداوند به حاشیه رانده می شود و بر خلاف تصویر کلیسایی، خدای محوری جای خود را به انسان محوری می دهد.

بر این اساس است که هستی در جهان مادی و خداوند در آفریدگاری محدود و محصور می شود و انسان به جای خدا قرار می گیرد و فراتر از خلیفه و جانشین خدا می نشیند.

از دیگر اصول اساسی نظام سرمایه داری، اصالت لذت و اصالت فرد است. بر این اساس، مفاهیمی چون فضلیت، سعادت نوعی، اصول اخلاقی مطلق، جامعه و مانند آن رنگ می بازد و یا معنایی تازه پیدا می کند که بر اساس این فرهنگ جدید معنا و مفهوم یافته است. همان گونه که انسان مسخ شده به فرهنگ سرمایه داری، خدا را بازتعریف کرده ، همه مفاهیم پیشین را در فرهنگ جدید بازسازی و بازتعریف نموده است تا این گونه فضلیت ، سعادت و مانند آن معنایی تازه بیابد. ازاین روست که گفته اند نمی توان از اصطلاحات و مفاهیمی که در نظام سرمایه داری به کار می رود ، در فرهنگ اسلامی جست و جود کرد و یا به کار گرفت؛ زیرا هر واژه و اصطلاح ، دارای بار مفهومی خاص خود هستند که تحت مبانی اعتقادی ، بینشی و نگرشی فرهنگ سرمایه داری ایجاد، تعریف و به کار گرفته شده است.

به عنوان نمونه ، عقل در نظام سرمایه داری جز عقل جمعی نیست که نظام دنیایی را سامان می دهد و از هرج و مرج جلوگیری به عمل می آورد و به انسان در بهره برداری هر چه بهتر و بیش تر از جهان مادی کمک می کند. بنابراین عقل ، آن چیزی است که توانایی تسخیر و تغییر طبیعت را برای آدمی فراهم می آورد.

از نظر نظام سرمایه داری از آن جایی که اصالت تنها از آن ماده است، روش تجربی همان روش عقلانی و هم چنین تنها روشی است که آدمی را به حقیقت می رساند. بر این اساس است که روش تجربی ارزش می شود و هر روش دیگری ضد ارزش تلقی می گردد؛ زیرا نمی توان حقیقت ماده را بشناسد و آن را مسخر انسان سازد.

در این تفکر ونظام انسان می بایست تنها در اندیشه تسخیر طبیعت، بهره برداری از آن و افزایش زمینه های بهره گیری از آن باشد که همان سعادت و لذت می باشد؛ زیرا در نظام سرمایه داری لذت، به معنای پاسخ گویی بهتر و بیش تر به شهوات نفسانی و خواسته های جسمانی است.

نظام سرمایه داری نظام تفکر قارونی

یکی از شیوه های آموزشی و پرورشی قرآن ، گزارش از وقایع تاریخی و تحلیل آن برای دست یابی به بهترین شیوه زندگی است. این گونه است که بخش بزرگی از آیات قرانی به گزارش وقایع تاریخی و طرح دیدگاه و رفتارهای پیشنیان اختصاص یافته است. در این گزارش ها گروه های رقیب حضور جدی دارند و خداوند به نقد و بررسی اندیشه ها و بینش ها و نگرش های آنان اقدام می کند و الگوی درست و راست زندگی را به آدمی نشان می دهد.

در آموزه های قرآنی ، ابلیس و فرعون نمادهای انسانی و غیر انسانی استکبار می باشند، چنان که قارون نماد سرمایه داری و نظام آن است. از این روست که به نقد قارون به عنوان نقد نظام سرمایه داری می پردازد. در این نقد قرآنی از قارون، همه ابعاد نظام سرمایه داری مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته و توصیه هایی مناسب نیز برای درس آموزی و پندگیری ارایه می شود.

تحلیل خداوند از قارون همه ابعاد بینشی و نگرشی وی را در بر می گیرد. از این روست که به تفکر وی از هستی و اعتقادات و باورهای او همان اندازه توجه می شود که به صفات اخلاقی و منش زندگی او که بر اساس همین بینش و تفکر از هستی شکل گرفته است. آن گاه به نگرش ها و در نهایت رفتارهای وی اشاره می کند و در پایان ، نشان می دهد که چگونه و چرا این نظام سرمایه داری نمی تواند زندگی دنیایی شخص را تضمین کند ، چه رسد که برنامه ای برای زندگی شخص در عوالم دیگر ارایه دهد.

اعتقادات قارونی

با نگاهی به اعتقادات و باورهای قارونی می توان به سادگی از بینش همسان قارون با نظام سرمایه داری پی برد. از مهم ترین مشکلات نظام سرمایه داری، جهل نسبت به هستی و تحلیل نادرست از آن است. انحصاری کردن روش شناسی حقایق هستی به روش تجربی و تنزل بخشی عقل به عقل مادی ، موجب شد تا هستی معنایی تازه ای بیابد که همان جهان مادی است و چیزی بیرون از آن برای شخص قابل تصور نباشد. همین بسندگی به روش های مادی و حسی است که جهل را نسبت به دیگر عوالم رقم می زند.

خداوند ، در آیاتی از جمله ۷۶ تا ۸۰ سوره قصص، قارون را شخصی می داند که نسبت به حقیقت هستی جاهل و از حقیقت زندگی دنیا غافل بوده است. قارونی کسی است که از قدرت خداوند و پروردگاری او جاهل و غافل می باشد و همین غفلت و جهل است که وی را به رفتارهایی خاص سوق می دهد و غرور و خودبزرگ بینی را در وی تقویت می کند و جرم و جنایت را امری سهل و آسان جلوه می دهد.

خداوند در آیه ۷۶ همین سوره، قارون را فردی سر مست می داند. این سرمستی که برخاسته از تفکر وی نسبت به هستی و خداوند می باشد، او را در زندگی به سمت و سویی سوق می دهد که تنها به اصالت لذت می اندیشد و شادی و فرح را در سرمستی و بهره گیری از لذایذ مادی دنیا می داند.

از نظر قارون، اگر خداوندی برای هستی باشد، هرگز در نقش پروردگاری و ربوبیت ظاهر نشده و نخواهد شد. او آفریدگار و خالقی است که آفریده و انسان را گذاشته تا هر گونه که خواست زندگی کند. بنابراین آن چه موسی (ع) می گوید و از نقش پروردگاری و ربوبیت حق دم می زند، سخنانی نادرست و دروغ است که وی به خدا نسبت داده است. بنابراین قارون نیز همانند فرعون و هامان به تکذیب پیامبری حضرت موسی(ع) می پردازد؛ زیرا پذیرش پیامبری به معنای پذیرش ربوبیت و پروردگاری خداوند است. پذیرش پروردگاری خداوند به این معناست که خداوند برای زندگی بشر برنامه ای خاص دارد. بنابراین می بایست مطیع آموزه های وحیانی بود و در این چارچوب زندگی کرد و در صورت تخلف مجازات شد. این در حالی است که قارون نمی تواند و نمی خواهد چنین اموری را بپذیرد و با پذیرش ربوبیت خود را به ملزومات وملازمات آن وابسته سازد. از این روست که تکذیب آیات الهی (غافر ،آیات ۲۳ و ۲۴ ) و نیز انکار عذاب های الهی نسبت به اقوام پیشین می پردازد.(قصص ،ایات ۷۶ تا ۷۸)

قارون به انسانیت اصالت می دهد و بر اساس همین اصالت بخشی به انسان است که در برابر آیات روشن الهی ارایه شده از سوی حضرت موسی(ع) سر فرود نمی آورد و استکبار می ورزد(عنکبوت ، آیه ۳۹) و با فرعون و هامان در این زمینه همراه می شود تا نظام سرمایه داری را تثبیت کنند و رقیب جدی آن را از میدان بردر نمایند.(همان) بی گمان پیامد و نتیجه این اصالت بخشی را می توان در ادعاهای غرور افرین قارونی دید که افزایش ثروت و قدرت خویش را به خود منسوب می کند و مدعی می شود که هر آن چه دارد به سبب علم مدیریت و دانشی است که او در زمینه های گوناگون به ویژه در حوزه اقتصاد دارد.(قصص ، آیات ۷۶ تا ۷۸)

فرعون برای این که نظام سرمایه داری را تقویت کند در کنار فرعون و هامان به شیوه های تمسک می کند تا رقیب سرمایه داری و نظام فکری آن را از دایره حضور در جامعه بیرون کند. از این روست که به دامن افتراء می آویزد و آموزه های وحیانی را سحر و فسون می شمارد و حضرت موسی (ع) را دروغگو معرفی می کند.(غافر ،آیات ۲۳ تا ۲۴) این در حالی است که قارون از قوم موسی (ع) است و نسبت به حضرت موسی(ع) شناخت کافی دارد تا وی را به این امور متهم نسازد. ولی همراهی با نظام سرمایه داری و قرار گرفتن در این نظام فکری موجب می شود تا به راحتی با تبلیغات دروغین و اتهام زنی به حضرت موسی(ع) بخواهد تا آن حضرت را از دایره توجه مردمان بیرون راند.

خوی و منش سرمایه داران قارونی

بینش و نگرش وی نسبت به هستی و مخالفت با آموزه های وحیانی و انکار و تکذیب آخرت و ربوبیت الهی و اموری از این دست موجب می شود تا از نظر اخلاقی نیز صفاتی را که از راذیل است به جای فضایل بپذیرد و آن را در خود تقویت نماید. این گونه است که ضد ارزش ها و ضد اخلاقی ها به عنوان ارزش و فضلیت می نشیند و قارون در نظام سرمایه داری به این خصوصیات و خلق و خوها افتخار می کند.

خداوند قارون را فردی بی تقوای می شمارد که از هر گونه خوبی فرار می کند و به سوی هر زشتی و پلیدی گرایش می یابد و بدان عمل می کند.(قصص ، آیات ۷۶ و ۸۳)

برتری جویی، خودنمایی ، بزرگ بینی، تفاخر، سرمستی ، غرور(همان) برخی از رذایل اخلاقی قارون بود که نظام سرمایه داری آن را می طلبد. اصولا انسانی که در نظام سرمایه داری رشد می کند، تنها به خود اصالت می دهد و فردگرایی در وی تقویت می شود. این گونه است که همه چیز را برای خود می خواهد و رفتارهای ستمگرانه را در پیش می گیرد. خلق و خوی استکباری است که استضعاف دیگران را سبب می شود و بهره کشی و استحمار و استثمار دیگران در دستور کار قرار می گیرد. از این روست که خداوند قارون را فردی ظالم و ستمگر(همان) می شمارد که دست از ستمگری بر نمی دارد و همواره نسبت به دیگران ظلم و ستم روا می دارد.(عنکبوت ، آیات ۳۹ و ۴۰)

اشتهار و شهرت در نظام سرمایه داری گامی برای پاسخ گویی به خودبرتربینی و تفاخر و خودنمایی است. از این روست که ستاره شدن در نظام سرمایه به عنوان یک هدف عالی تعریف می شود و هرکسی دوست دارد تا حتی به اشکال غیر متعارف مشهور شود. قارون در همین نظام با همراه بردن ثروت و کلیدهای گنج خود و نیز پوشیدن انواع و اقسام زیور آلات می کوشد تا شهرتی کسب کند و انگشت نمای مردم شود و بدان افتخار و مباهات کند.(عنکبوت ،آیه ۳۹ و غافر ،آیات ۲۳ و ۲۵ و قصص ، آیات ۷۶ و ۷۹)

تحقیر مردم به اشکال مختلف و ابراز نفوذ از دیگر خلق و خوی های سرمایه داران قارونی است که خداوند در آیاتی از جمله ۷۶ و ۷۹ سوره قصص و ۲۳ تا ۲۵ سوره غافر به آن اشاره دارد.

از نظر قرآن، سرمایه داران فاسد همواره در کنار قدرتمندان و اشراف و عالمان مزدور قرار می گیرند و می کوشند تا با ایجاد سه گانه ای از زر و زور و تزویر ، مردمان را مزدور و برده خویش کنند و به لذت های دنیوی خویش پاسخی کامل و تمام دهند و هر گونه مخالفی را از سر راه بردارند.

نظام سرمایه داری به سبب تمرکز بر اصالت فردی ، کم ترین توجه را حتی به خانواده دارد، از این روست که خانواده در نظام سرمایه رنگ می بازد و مفهومی جز بهره کشی جنسی و مانند آن نمی یابد. اگر ارزش های اجتماعی در این نظام تا این اندازه سقوط می کند، به طور طبیعی ، سرمایه داران توجهی به خانواده بزرگ تر مانند قوم و قبیله (قصص ، آیه ۷۶) و ملت نمی کند و در حق ایشان ظلم روا می دارند و برای لذت جویی و ارضای روحیه زیاده خواهی (قصص ، ایات ۷۶ و ۷۷) و ثروت اندوزی(همان) فساد و تباهی را در دستور کار قرار می دهند و حقوق دیگران را ضایع می کنند. بنابراین روحیه تجاوزگری و طغیان گری نسبت به قوانین و حقوق دیگران در این گونه افراد امری طبیعی است.(همان)

خداوند در آیات ۷۶ و ۷۹ سوره قصص ، یکی از رفتارهای زشت سرمایه داران را تجمل گرایی بیان می کند. به این معنا که سرمایه داران ارزش ها را در جلوه های ظاهری می جویند و با مسایلی چون کاخ های بزرگ ، زر و زیور بسیار و اموری از این دست می کوشند تا برتری خویش را بر دیگران به نمایش بگذارند و خودنمایی کنند.

آسیب های نظام سرمایه داری

نظام سرمایه داری به اجتماع و طبیعت آسیب جدی وارد می سازد. از این روست که خداوند رفتار قارونی را باعث فساد و تباهی در زمین بر می شمارد.(قصص، آیات ۷۶ و ۷۷) فسادی که از نظام سرمایه داری ایجاد می شود اختصاص به انسان ندارد بلکه دامنه این فساد حتی طبیعت را در بر می گیرد و طبیعت به شدت از نظام سرمایه داری آسیب می بیند؛ زیرا دست یابی به ثروت و لذت بیش تر موجب می شود تا مسایل زیست محیطی نادیده گرفته شود و برای استخراج معادن ، محیط زیست جانوری از میان رود و یا برای خوشگذرانی جانوران نایاب شکار شوند.

نظام سرمایه داری برای محیط زیست و دیگر موجودات زمینی هیچ ارزشی را قایل نیست و حقوقی برای آنان ثابت نمی داند. اگر به جانوران و حقوق آن توجهی می شود برای آن است که لذت های خویش را ارضا کنند. ایجاد انجمن های حمایت از حیوانات و جانوران تنها برای نادیده گرفتن حقوق انسانی و یا ارضای خواسته های نفسانی خود ایشان است؛ زیرا کسی که اصالت را به انسان می بخشد و یا اصالت زندگی را در لذت و سعادت را در این مفهوم خلاصه می کند، نمی تواند برای دیگران ارزشی قایل شود چه رسد که به دفاع و حمایت صادقانه از جانوران بپردازد.

نظام سرمایه داری حقوق و آزادی زنان را برای ارضای بیش تر و بهتر تمایلات حیوانی خود می خواهد و از آن جایی که لذت های دنیوی در هر جایگاه بلند لذت آفرینی باشد، به زودی آدمی را دلزده می کند، لذت را در چیزهای دیگر می جوید. لذت جویی در کنار حیوانات و جانوران، یا لذت جویی در هم جنس بازی و مانند آن پاسخ هایی به این سیری ناپذیر لذت جویی های نفسانی و مادی است. از این روست که سرمایه داران قارونی همواره در کنار فرعون هایی هستند که مردان را به کار سخت می گیرند و می کشند و زنان را زنده نگه داشته و به بی حیایی و بی عفتی می کشانند تا بتوانند لذت های خویش را پاسخ دهند.

آن چه بیان شد تنها گوشه ای از فساد نظام سرمایه داری از نظر قرآن است. بازخوانی آیات دیگر می تواند این نقد را در حوزه های گوناگون کامل کند ولی از آن جایی که بیرون از حوصله این مقال است به فرصتی دیگر واگذار می شود.