سخاوت و جود الهی

samamosیکی از فضایل اخلاقی که هر انسان پاکی آن را می ستاید ، جود و سخاوت است که در ادبیات پارسی از آن به بخشش بی منت یاد می شود. این که انسانی کاری برای دیگری انجام دهد و توقع و انتظاری در برابرش نداشته باشد و یا احسان و کمک مالی و یا مانند آن انجام دهد و تنها وجه الهی را در نظر گیرد، یکی از زیباترین رفتارهای انسانی است.

بی گمان سرآمد این گونه رفتار اهل بیت (ع) می باشند که خداوند در سوره ها و آیاتی چند ایشان را به این رفتار ستوده و از مردمان خواسته است تا رفتارشان را سرمشق قرار دهند و در مسیر متاله شدن و تخلق به صفات و اسمای الهی از آنان پیروی کنند.

نویسنده با توجه به تحلیل قرآنی از سخاوت و بخشش بر آن است تا نگاهی به این خلق نیک و فضلیت برتر انسانی داشته باشد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اهل بیت سخاوت و بخشش

خداوند در قرآن کریم ، اهل بیت عصمت و طهارت را به سخاوت و جود می ستاید و سوره ای در فضلیت ایشان فرو می فرستد، زیرا آنان با همه تنگدستی خویش ، از افطاری خود می گذرند و آن را به فقیر و یتیم و اسیر در راه خشنودی و رضای الهی ایثار می کنند: و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا-انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لا شکورا (سوره دهر یا انسان، آیات ۸ و ۹) این گونه است که خداوند بدان ها بر همه آفریده هایش مباهات و افتخار می کند و به عمل ایشان ، علت و سبب خلافت یابی انسان بر هستی را توجیه و تبیین می کند.

انسان تنها موجود دارای اختیار و اراده ای است که خود بی هیچ اجبار و اکراهی به بندگی خدا رو می آورد ودر مسیر متاله شدن گام بر می دارد. از این روست که خداوند ، هنگامی که اهل بیت عصمت وطهارت(ع) در مسیرکمالی با اراده خویش در برابر همه وسوسه های هستی می ایستند و از خود می گذرند و تنها وجه الهی را در نظر می گیرند، علت مسجود شدن آدم(ع) را تبیین می کند؛ زیرا در باطن آدم(ع) انوار نورانی و کلمات وجودی اهل بیت (ع) بودند که خلافت را به معنای واقعی اش معنا کردند وتا جایی پیش رفتند که مصداق یحبهم و یحبونه شدند. به این معنا که خداوند ایشان را به بندگی (عبادی) و دوستی (احبایی) برگزید.

در روایات تنها گوشه ای از این سخاوت و جود اهل بیت (ع) که نشانه ای از جود و کرم الهی می باشد، به نمایش گذاشته شده است؛ زیرا همان گونه که خداوند به جود و کرم خویش هستی را آفرید و به آفریده هایش از خزانه بی پایان خویش روزی داد، اهل بیت (ع) نیز در مسیر فیض و بخشش الهی ، بستر این جود و کرم شدند و همه هستی از بستر آنان از زندگی و روزی بهره مند شدند. بنابراین اگر در برخی از روایات سخن از بخشش همه ثروت و یا تقسیم نیمی از آن در میان نیازمندان به میان می آید و یا در سوره انسان از گذشت اهل بیت و ایثار آنان از خوراک روزانه و افطاری خویش در مدت سه شبانه روز سخنی گفته می شود، تنها نمایش بخشی کوچک و خرد از این همه جود و سخاوت اهل بیت عصمت و طهارت (ع) است.

با این همه برای این که دانسته شود که جود و سخاوت ایشان در هر مرتبه ای جلوه ای دارد و حتی مردمان عادی و معمولی در شکل مادی و ظاهری نیز از بخشش و سخاوت ایشان آگاه شوند، به این مرتبه از سخاوت آنان نیز توجه و اشارتی می شود تا دانسته شود که آنان در همه حضرات وجودی و عوالم هستی ، اهل سخاوت و جود هستند. در روایات بسیاری است که امام حسن علیه السلام دوبار تمام اموالش را به فقرا بخشید و سه مرتبه دارایی خود را با مستمندان تقسیم کرد. (اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۵۶۵، بیروت.)

همچنین در روایات گزارش شده که آن حضرت سوار بر اسب زیبای خود از جایی می گذشت؛ ناگاه متوجه شد که کسی در پی او می آید و اسبش را نگاه می کند. امام فرمود: آیا حاجتی داری؟ مرد گفت چه اسب خوبی داری! امام علیه السلام از اسب پیاده شد و اسب را به وی داد و پیاده به منزل برگشت. (بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۴۴.)

این سخاوت در خاندان رسول الله (ص) امری عادی و معمولی بوده است. می گویند که امام حسین علیه السلام در مسجد، مشغول نماز بود. مردی داخل مسجد شد و در فضیلت و مدح آن حضرت اشعاری سرود. حضرت پس از نماز به قنبر گفت که چهار هزار دینار به آن مرد عطا کن. (منتهی الامال، ج ۱، ص ۲۸۶.)

سلمی، کنیز امام باقر علیه السلام نقل می کند: «هرکس از برادران و مؤمنین بر امام (ع) وارد می شد حضرت آنها را غذا و لباس و پوشاک نیکو عطا می کرد و مبلغ زیادی پول هم به آنها می بخشید» (بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۹۰.)

درباره کرم و بخشش امام صادق (ع) نیز آمده که مردی در مسجد خوابیده بود، یکباره با وحشت از خواب برخاست و فریاد زد پولهایم را دزدیدند! ناگهان به امام صادق علیه السلام بدگمان شد و فریاد زد: ای مردم! این مرد پولهای مرا دزدیده است. امام پرسید چقدر گم کرده ای؟

مرد گفت: هزار دینار، حضرت هزار دینار به او عطا کرد. آن مرد به خانه رفت و پولهای خود را یافت؛ برگشت و با شرمندگی از آن حضرت، عذر خواست و پولهای امام را پس داد ولی آن حضرت پولها را نگرفت. (همان مدرک، ج ۴۷، ص ۲۳.)

صدیقه ی کبری سلام الله علیها نیز در بذل مال و سخاوت از پدر بزرگوارش ارث برده بود. می گویند که فقیری به مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و اظهار تنگدستی کرد. حضرت گفت: تو را به جایی حواله می دهم که دست خالی بر نمی گردی سپس او را به خانه ی دخترش فاطمه (س) فرستاد، حضرت فاطمه گردنبندی داشت آن را آورد و به مرد فقیر بخشید. (بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۵۶.)

ابن جوزی می نویسد: «پیامبر (ص) برای فاطمه (س) پیراهنی نو خرید تا در شب عروسی خود، به تن کند و به خانه ی شوهر رود حضرت زهرا (س) پیراهن کهنه و وصله دار دیگری نیز داشت؛ در این میان، فقیری به در خانه آمد و پیراهن کهنه ای را طلب کرد. فاطمه خواست تا پیراهن وصله دار را به او ببخشد، ولی به خاطر آورد که خداوند می فرماید: «لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون»؛ هرگز به نیکی دست نمی یابید تا آنچه را که دوست دارید، در راه خدا انفاق کنید. » (آل عمران، آیه ی ۹۲.) به همین سبب لباس نو را به فقیر بخشید و لباس وصله دار را برای خود گذاشت، و چون شب زفاف رسید، جبرئیل علیه السلام لباسی از سندس سبز برایش هدیه آورد. (فاطمه زهرا (س)، ترجمه اکبر صادقی، ص ۱۳۴، انتشارات امیرکبیر.)

این ها تنها نمونه های اندک و کوچکی از بخشش و سخاوت اهل بیت (ع) است که در شکل ظاهری ارایه می شود، زیرا چنان که از آیات و روایات بر می آید آن خاندان در مسیر جود الهی، محل فیض و گذرگاه جود و سخاوت الهی هستند و هر کسی و چیزی که نامی از وجود می برد از جود ایشان نصیب و بهره می گیرد و هر کسی و چیزی که در بقای خویش باقی است از کرم و سخاوت ایشان است که از دام فنا گریخته است.

چرا اهل سخاوت باشیم؟

سخاوت، که به معنای جود و بخشش کردن است ، یکی از صفات الهی و فضایل اخلاقی دانسته شده است . البته واژه سخاوت و مشتقّات آن در قرآن کریم نیامده، امّا مفهوم آن را مى توان با استناد به آیاتى که واژه هاى چون «من أعطى»، «یؤتى ماله» و… در آنها به کار رفته است، به دست آورد.

برخی از محققان و مفسران درباره این واژه و اصطلاح اخلاقی می نویسند: واژه های جود و سخاوت که در مقابل «بخل »است، غالبا در یک معنی استعمال می شود، ولی گاه از بعضی کلمات استفاده می شود که «جود»مرحله بالاتر از«سخاوت »است،زیرا درتعریف «جود»گفته اند:«بخشش بدون درخواست است که در عین حال، بخشش خود راکوچک بشمارد.»گاه گفته اند:«جود،خوشحال شدن از درخواست مردم و شادگشتن به هنگام بخشش است. » بعضی نیز گفته اند:«جود بخششی است که مال را،مال خدا بشمرد و سائل رابنده خدا بداند و خودش را در این میان واسطه ببیند»،در حالی که «سخاوت »معنی وسیع تری دارد و هرگونه بذل و بخشش را شامل می شود.

بعضی نیز گفته اند:«کسی که بخشی از اموال خود را ببخشد و بخش دیگر را برای خودبگذارد،صاحب سخاوت است و کسی که اکثر آن را ببخشد و مقدار کمی را برای خود بگذارد،دارای جود است ».مطابق تمام این تعریفها«جود»مرحله بالاتر از«سخاوت »است.

به هر حال «جود»و«سخاوت »از فضایل مهم اخلاقی است،هر اندازه «بخل » نشانه پستی و حقارت و ضعف ایمان و فقدان شخصیت است،«جود»و«سخاوت » نشانه ایمان و شخصیت والای انسان است.

با این همه پرسش بسیاری این است که چرا و به چه هدفی می بایست اهل سخاوت و جود باشیم و از خود بگذریم و به دیگران توجه کنیم به ویژه آن که گاه خود بیش تر نیازمندیم و گذشت از خود و ایثارگری می تواند ما را از نعمتی محروم سازد و یا حتی در شرایط بحرانی قرار دهد ، چنان که با ایثار تنها خوراکی که بدان افطار می کنیم، در شرایط عذاب و شکنجه آوری قرار می گیریم؟

از آیات قرآنی می توان پاسخ این پرسش را به دست آورد؛ زیرا خداوند در آیاتی از قرآن به این موضوع توجه داده و به آثار و کارکردهای سخاوت و جود بشری اشاره کرده است.

از جمله آثار و کارکردهایی که خداوند برای سخاوت و بخشش آدمی بر می شمارد ، امنیّت از عذاب و فراهم شدن شرایط آرامش برای انسان در مهم ترین و سخت ترین شرایط آن یعنی در روز قیامت و رستاخیز است که دست انسان جز به اعمال و نیات خویش به جایی بند نیست. خداوند در آیات ۸ تا ۱۱ سوره انسان به این کارکرد سخاوت مندی بشر اشاره می کند و می فرماید که انسان برای در امان ماندن از شرور روز قیامت، می بایست دست به دامن سخاوت خالصانه ای شود که در آن تنها وجه الله منظور باشد: ویُطعِمونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسکینـًا ویَتیمـًا واَسیرا * اِنَّما نُطعِمُکُم لِوَجهِ اللّهِ لا نُریدُ مِنکُم جَزاءً ولا شُکورا * اِنّا نَخافُ مِن رَبِّنا یَومـًا عَبوسـًا قَمطَریرا * فَوَقـهُمُ اللّهُ شَرَّ ذلِکَ الیَومِ.

از دیگر کارکردها و آثاری که برای سخاوت در آیات قرآنی بیان شده است مساله حق شناسى نسبت به دیگران است. خداوند در آیات ۵۸ و ۶۲ به سیره و روش حضرت یوسف (ع) اشاره می کند که آن حضرت (ع) برای این که برادران خویش را متوجه مساله حق شناسى و سپاس گزارى کند، فرمان می دهد تا سرمایه ای که برادران با آن گندم خریداری کرده اند به ایشان بازگردانده شود به گونه ای که خود آنان تا هنگام مراجعت و باز کردن گونی های گندم ، از بازگشت سرمایه شان آگاه نشوند. این عمل از آن رو انجام می شود تا برادران نسبت به حضرت یوسف(ع) و حق گرایی وی آگاه شوند و اندک اندک به سوی حق گرایش یابند و سپاسگزار خداوند شوند و زمینه بازگشت آنان به سوی آن حضرت (ع) و حق فراهم گردد.

در حقیقت حضرت یوسف (ع) با سخاوت مندی خویش می کوشد تا گرایش به حق را در برادران بر انگیزد. مفسران بر این باورند که این مطلب را می توان از کلمه «لعلّ» به دست آورد؛ زیرا مقصود از شناخت «بضاعت» شناختن حق است؛ یعنى شاید حق آن را بشناسند و قدردانى کنند. (الکشاف، ج ۲، ص ۳۳۰؛ المیزان، ج ۱۱، ص ۲۱۰)

از دیگر کارکردها و آثار حق می توان به دست یابی به مقامات عالی انسانیت چون مقام صدیقین اشاره کرد. کسانی که اهل سخاوت وبخشش می باشند، در مسیر الهی و متاله شدن چنان گام بر می دارند که می توان گفت آنان آن چه را از حق یافته اند در عمل و زندگی خویش تصدیق می کنند. این گونه است که راستی و صداقت تمام و کمال را به نمایش می گذارند و در مسیر صدیقین گام های بلندی بر می دارند. خداوند در آیه ۱۷۷ سوره بقره می فرماید : وءاتَى المالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِى القُربى و…اُولـئِکَ الَّذینَ صَدَقوا.

در این آیه تبیین شده است که سخاوت و بخشش مال مورد علاقه، زمینه اى براى رسیدن و وصول انسان به مقام صدیقین و راستگویان می باشد که آن چه را دانسته و یافته اند به صداقت و در عمل انجام و نشان می دهند؛ زیرا انسان هایی که از بهترین ها تنها به سبب دوستی و محبت خداوندی، بذل و بخشش می کنند در چنان جایگاه معرفتی و شناختی قرار گرفته اند که خود را مجرای فیض الهی می یابند و متاله شدن را در خود جست و جو می کنند. این گونه است که با تمام میل و رغبت سخاوتمندانه از بهترین و عزیزترین مال خویش می گذرند و در این بخشش و سخاوت طیب خاطر دارند.

از آیات قرآنی چون ۱۷۷ سوره بقره و ۸ سوره انسان می توان این معنا را به دست آورد که اهل سخاوت و جود، تنها بر پایه محبت الهی است که می بخشند و گذشت دارند. این بدان معناست که آنان انسان هایی هستند که فراتر از رنگ خدایی گرفتن ، متاله شده و به صفات و اسمای الهی متخلق گشته اند، زیرا خداوند نیز به بندگان از در مهر و محبت می بخشد و جان می دهد و روزی می رساند.

اگر در برخی از روایات سخن از اخلاص در سخاوت آمده و به آیاتی چند از جمله آیه ۹ سوره انسان استدلال می شود، در حقیقت وجه دیگری از متاله شدن و متخلق به صفات الهی گشتن ایشان است؛ زیرا انسانی که در این درجه از اخلاص قرار دارد که تنها برای وجه الله کاری انجام می دهد، در حقیقت وجودش را وجه جمالی الهی فراگرفته است و اثری از وجه خلقی در وی باقی نمانده است. به این معنا که چیزی جز وجه الله را نمی بیند و خود را نیز وجه الله می داند و امری بیرون از دایره وجه الله نمی بیند. این گونه است که همه هستی را وجه الله می یابد و بخشش و سخاوت از خود و همه چیزش را ماموریتی جز در مقام خلافت الهی نمی داند.

این که خداوند در آیه ۴ سوره قلم حضرت پیامبر(ص) را به خلق عظیم می ستاید، از آن روست که آن حضرت(ع) اهل سخاوتی این گونه بوده است. (در روایتى از امام صادق(علیه السلام) آمده است: «خلق عظیم» سخاوتمندى و خوش خلقى است. (الامالى، طوسى، مجلس ۱۱، ص ۳۰۲، ح ۴۶؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۵، ص ۳۹۱، ح ۲۳))همین سخاوت آن حضرت است که وی را مصداق وجه الله کامل و اتم قرار داده و تا مقام قاب قوسین او ادنی (نجم آیه ۹) بالا برده است. خلق عظیم وی خلق قرآنی است ؛ زیرا قرآن تجلی واژگانی وجود آن حضرت (ص) می باشد.

اهل بیت پیامبر(ص) که همان نفس و نور وی می باشند، آنان نیز این گونه هستند و آنان نیز مصداق خلق عظیمی می باشند که خداوند پیامبرش را بدان ستوده است.

بنابراین هر کسی که حتی مدعی دوستی و محبت اهل بیت (ع) می باشد و بر این باور است که خداوند ولایت محبت ایشان را فر همگان فرض کرده است می بایست در مسیر چنین شدنی گام بردارند و مانند آنان با سخاوت و جودش خویش گام هایی برای متاله شدن بر دارند. این مساله برای شیعیان و پیروان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) وجوب عینی می یابد؛ زیرا کسانی که بر باور ولایت اطاعت هستند نمی توانند گام بیرون از دایره اطاعت بگذارند و گام بر گام آنان بر ندارند. باشد تا با بهره گیری از شیوه وسیره عملی آن حضرات(ع) ولایت محبت و اطاعت خویش را به ویژه در فصل هایی چون فصل رمضان و گلریزان به نمایش بگذاریم و کودکان یتیم و بینوا و اسیری را خوشحال سازیم.