سخاوت، اقدام به عدالت قسطی

بسم الله الرحمن الرحیم

سخاوت را جود و کرم دانسته اند؛ اما واقعیت آن است که سخیّ، کسی است که حق دیگری را در مال خویش می شناسد، و به ادای آن حق اقدام می کند پیش از آن که درخواست و حرکتی از صاحب حق صورت بگیرد. این گونه است که به آرامشی می رسد که از انجام تکلیف و وظیفه تحقق می یابد. از این رو، به کودکی که از حرکت به سکون رسیده باشد، و از وَرجِه و وُرجِه افتاده و در گوشه ای آرام گرفته باشد، سخی می گویند. پس اهل سخاوت با سخاوت خویش به سکون و آرامشی می رسند به سبب حرکت افکار و اندیشه ها از آنان سلب شده بود؛ چرا که وقتی مال غیری به طور مشاع در میان مال باشد، هزار فکر به اندیشه راه می یابد که چه کند؟ وقتی حق را به حق دار داد، آرام می شود و از اضطراب و حرکت باز می ایستد. از همین، کسی که به محرومان و سائلان پیش از درخواست ایشان کمک می کند، سخیّ می گویند؛ زیرا به عدالت قسطی اقدام کرده و قسط و سهم دیگران در مال خویش را به آنان بازگردانده است.

در روایت است: قُلْتُ لَهُ: مَا حَدُّ السَّخَاءِ؟ فَقَالَ : تُخْرِجُ مِنْ مَالِکَ الْحَقَّ الَّذِی أَوْجَبَهُ اللَّهُ عَلَیْکَ فَتَضَعُهُ فِی مَوْضِعِهِ؛ به امام صادق(ع) گفتم: تعریف و مرز سخاوت چیست؟ پس ایشان فرمودند: حقوقى را که خداوند بر اموال تو واجب کرده است، خارج کنى و آن را در جاى خودش قرار دهى.(کافی، الاسلامیه، ج ۴ ، ص ۳۹ ، ح ۲)

آن چه آن حضرت(ع) در تعریف سخاوت و مرز آن با جود و کرم و مانند آن ها بیان کرده، به روشنی معلوم می دارد که سخاوت بخشش از مال خویش نیست؛ بلکه دادن کریمانه حق هر کسی به صاحب آن پیش از درخواست او از «حق معلوم» اوست؛ بنابراین، باید آن را از مصادیق عدالت دانست، نه جود و بخشش؛ زیرا دادن حق هر کسی جود نیست، بلکه وظیفه و تکلیف شرعی و اخلاقی است.

بنابراین، کسی که کریمانه پیش از درخواست صاحب هر حقی، حقش را به او می دهد، اهل سخاوت و انسانی سخیّ است. سخی با سخاوت خویش عدالت قسطی را به اجرا در آورده و اقامه کرده است؛ چنان که فرمان خداوند در آیه ۲۵ سوره حدید و بسیاری از آیات دیگر است.(نساء، آیات ۱۳۵ و ۱۲۷؛ توبه، آیه ۸۵؛ انعام، آیه ۱۵۲)

حضرت امام صادق(ع) در این تعریف بر عدالت به عنوان مقوم اصلی سخاوت تاکید می کند؛ زیرا چنان که امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: العدل، وضع کل شیء فی موضعه؛ قرار دادن هر چیز در جای خودش است.( دشتی، محمد، نهج البلاغه، ج۱، ص۳۸۲، حکمت ۴۳۷؛ تفسیرنورالثقلین، ج ۳، ص ۷۸.) و نیز فرموده است: «العدل یضع الامور مواضعها؛ عدل هر چیزی را در جایگاه ویژه خود قرار می‏دهد.»(نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ۴۳۷) آن حضرت (ع) هم چنین در تعریف ظلم که مقابل عدل است، فرموده است: وضع الشیء فی غیر موضعه؛ قرار دادن هر چیز در غیر از جایگاهش است.(علل الشرائع، ج‏۱، ص: ۱۰۱) هم چنین در تعریف عدالت فرموده است: «العدل اعطاء کل ذی حقٍ حقَّه؛ عدل بخشیدن حق هر صاحب حقی است.»( نهج البلاغه، خطبه ۳۷.)

با توجه به این که حضرت امام صادق(ع) مُقوّم سخاوت را عدالت دانسته است، می توان دریافت که «جود» نمی تواند بیانگر مفهوم سخاوت باشد؛ این در حالی است که بسیاری از اهل لغت جود را در تعریف سخاوت آورده و سخاوت را به جود تفسیر کرده اند. اما اگر عدالت مقوّم سخاوت باشد، دیگر سخاوت نمی تواند با «جود» معنا شود؛ زیرا میان عدالت و «جود» تفاوتی است که حضرت امیرمومنان امام علی (ع) به آن توجه داده و فرموده است: العدل یضع الامور مواضعها، و الجود یخرجها من جهتها و العدل سائس عام و الجود عارض خاص فالعدل أشرفهما و افضلهما؛ عدالت کارها را در جایگاه خودش قرار می دهد، و جود و بخشش کارها را از مسیر و جهت خود خارج می کند. عدل، سیاست و تدبیرگری عام و فراگیر است، در حالی که جود و بخشش، دهشگری و عارضه خاص و استثنایی است. بنابراین عدالت شریفتر و با فضیلت تر از جود و بخشش است.(نهج البلاغه، حکمت ۴۲۹؛ نهج البلاغه، صبحی صالح، ص ۵۵۳ ، ح ۴۳۷)

از نظر امام صادق(ع) سخاوت آن است که شخص پیش از آن که صاحب حق، حق خودش را بخواهد با کرامت، حق را به صاحب حق بدهد و هر چیزی را در جای خودش قرار دهد. پس از نظر آن حضرت(ع) کسی که از مال خودش به دیگری سخاوت می کند، با این کار خود، مال را در جای خودش قرار داده و عدالت ورزیده است؛ این بدان معنا خواهد بود که در مال هر کسی حقی از دیگری است که تا زمانی که به او داده نشده است، شخص باید مضطرب و در حرکت باشد تا عدالت ورزد و حق را در جای مناسب خودش قرار دهد؛ پس وقتی این کار را کرد به آرامش و سکونت می رسد که بازتاب همان سخاوت و برآیند آن است.

ریشه و خاستگاه این تفسیر امام صادق(ع) از مساله سخاوت ، آموزه های وحیانی قرآن است؛ زیرا خداوند به صراحت در آیاتی از قرآن بیان کرده است، در هر مالی از اموالی که در اختیار انسان قرار می گیرد، دو سهم برای سائل و محروم قرارداده شده و از کل هر مالی باید دو سهم را جدا کرده و به سهام داران آن ها بدهد تا این گونه عدالت قسطی نسبت به مال اجرا و اقامه شود. خداوند می فرماید: وَالَّذِینَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ؛ و همانان که در اموالشان حقى معلوم است براى سائل و محروم.(معارج، آیات ۲۴ و ۲۵﴾

از این آیه به دست می آید که در هر مالی از اموال حق معلوم و مشخصی برای دو دسته سائلان و محرومان است که باید پرداخت شود. هم چنین خداوند می فرماید: وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ ؛ و در اموالشان براى سائل و محروم حقى است.(ذاریات، آیه ۱۹)

پس اگر در هر مالی دو سهم به عنوان حق برای سائل و محروم قرار داده شده است، انسان موظف است تا آن حق را ادا نماید و تا پیش از ادا حقوق، آن سهمیه به شکل مشاع در مال فرد است. البته شخص می تواند در مال خودش تصرفاتی داشته باشد، ولی باید بداند که اگر حق سائل و محروم را ندهد، به خود و دیگران ظلم کرده و از دایره عدالت خارج شده است.

این بدان معنا است که خداوند برای همگان رزق و روزی مشخصی قرار داده و مرزوق نیز به میزان مشخصی هر روز از خزائن نازل و در اختیار بشر قرار می گیرد ؛ چنان که روزی هر جنبده ای داده می شود؛ این رزق و روزی ممکن است در کاسه دیگری قرار گیرد و شخص موظف است تا حق دیگران را که در کاسه او قرار گرفته ادا کند و در امانت خیانت نکند. به سخن دیگر، روزی و سهم روزانه سائلان و محرومان در کاسه دیگران قرار داده شده و باید آنان این سهمیه ها را جدا کرده و به دست حق داران برسانند تا این گونه عدالت قسطی اجرا و اقامه شود. اما اگر این گونه عمل نشود، و سائل و محروم از حقوق خودشان محروم شوند، این ظلم و بی عدالتی است که از سوی جامعه و مردم اعمال شود و باید در دنیا و آخرت پاسخ گوی ظلم و بی عدالتی خودشان باشند.

از نظر قرآن، اقامه عدالت قسطی از سوی همگان لازم و ضروری است(حدید، آیه ۲۵) ولی از سوی مومنان و اهل اسلام باید به شدت اعمال شود و مومنان نه تنها خود اقدام به عدالت قسطی کنند، بلکه باید دیگران را به این امر وادار کنند و قوامین بالقسط باشند.(نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸)

در سخاوت شرط آن است که به عدالت قسطی قیام شود و پیش از آن که درخواستی از سوی صاحبان حق از سائل و محروم انجام شود، شخص خود ابتدا و مبادرت به دادن سهمیه آنان کند. این همان رفتار کریمانه سخی است. پس سخیّ با کار خودش جود و بخشش نمی کند، ولی کریمانه برخورد می کند و این گونه بی آن که درخواستی انجام شود، عمل خیر و واجب خویش را انجام می دهد. از همین روست که امام صادق(ع) به این شروط توجه می دهد و می فرماید: اَلسَّخاءُ ما کانَ ابتِداءً، فَأمّا ما کانَ مِن مَسألَهٍ فَحَیاءٌ و تَذَمُّمٌ؛ سخاوت آن است که بى درخواست انجام گیرد، اما سخاوتى که در مقابل درخواست باشد ناشى از شرمندگى و براى فرار از سرزنش است.(بحارالأنوار، بیروت، ج ۶۸ ، ص۳۵۷، ح ۲۱ ؛ البته شبیه این حدیث در نهج البلاغه، صبحی صالح، ص ۴۷۸ ، ح ۵۳؛ تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۳۷۷ ، ح ۸۵۰۴ نیز آمده است.)

پس از نظر امام صادق(ع) بخشش پس از درخواست دیگر سخاوت نیست، بلکه برای حیاورزی و رهایی از سرزنش دیگران از سوی بخشنده انجام می شود. بنابراین، این عملش دیگر سخاوت نیست، بلکه بخشش از روی حیا یا رهایی از سرزنش دیگران است.

عوامل سخاوت

از آن جایی که سخاوت کردن، عمل و اقدام پیامبران و مومنان است، کسانی به این رویه و رفتار عمل می کنند که اهل یقین در مراتب عالی باشند؛ زیرا کسی که قایل به حق دیگران در مال خویش نباشد و به این باور نرسیده، هرگز سهمیه دیگران موجود در مال خویش را به آنان پیش از درخواست آنان نمی دهد. این صاحبان مقامات یقینی است که به این باور و اعتقاد رسیده و این گونه عمل سخاوتمندانه انجام می دهند و عدالت قسطی را به شدت در باره خود و جامعه به کار می بندند.

امام صادق(ع) در این باره می فرماید: السَّخَاءُ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ وَ هُوَ عِمَادُ الْإِیمَانِ وَ لَا یَکُونُ مؤمنا [مُؤمِنٌ‏] إِلَّا سَخِیّاً- وَ لَا یَکُونُ سَخِیّاً إِلَّا ذُو یَقِینٍ وَ هِمَّهٍ عَالِیَهٍ لِأَنَّ السَّخَاءَ شُعَاعُ نُورِ الْیَقِینِ- مَنْ عَرَفَ مَا قَصَدَ هَانَ عَلَیْهِ مَا بَذَلَ؛ سخاوت از اخلاق پیامبران و ستون ایمان است. هیچ مؤمنى نیست، مگر آن که سخیّ است، و تنها آن کس، سخیّ است که از یقین و همّت والا برخوردار باشد؛ زیرا که سخاوت پرتو نور یقین است. هر کس هدف را بشناسد، بذل و بخشش بر او آسان شود.(مصباح الشریعه ص ۸۲ ؛ بحارالأنوار، بیروت، ج ۶۸، ص۳۵۵، ح۱۷)

پس کسانی به سخاوت و بذل مال اقدام می کنند که اهل یقین و همت عالی باشند. به این معنا که از نظر اندیشه ای در مقام شهود باشند که در آن شکی راه نمی یابد و از نظر انگیزه ای از چنان عزم و همت برتر برخوردار باشند که چیزی آنان را به تردید نمی افکند و دست و دلشان برای ادای حق دیگران نمی لرزد و به سادگی و آسانی امانت را به صاحبان آن باز می گردانند و در امانت خیانت نمی کنند.

از نظر امام صادق(ع) دو عامل یقین و همت عالی در مرتبه اندیشه و عمل می تواند شخص را به سمت سخاوت سوق دهد و این عمل را برای ایشان آسان گرداند.

از امام علی(ع) کسانی به سخاوت اقدام می کنند که مراتب آزمون و امتحان الهی را به خوبی پشت سر گذارنده باشند و محبوب خدا باشند؛ پس هر آن چه محبوب دوست دارد انجام می دهند و رفتاری همانند خدا در پیش می گیرند؛ زیرا می خواهند با محبوب خویش همانند سازی کرده و متاله و خدایی شوند. امیرمومنان (ع) می فرماید: اَلسَّخاءُ وَالشَّجاعَهُ غَرائِزُ شَریفَهٌ، یَضَعُهَا اللّه‏ُ سُبحانَهُ فیمَن أَحَبَّهُ وَ امتَحَنَهُ؛ سخاوت و شجاعت خصلت‏ هاى والایى هستند که خداوند سبحان آن دو را در وجود هر کس که دوستش داشته و او را آزموده باشد مى‏ گذارد.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۳۷۵ ، ح ۸۴۴۳)

آثار سخاوت

برای سخاوت آثار و برکاتی است که خداوند در قرآن به آن اشاره کرده است. هر چند در قرآن واژه سخیّ به کار نرفته است ولی با توجه به مفهومی که از روایات به دست آمده می توان دریافت که کسانی که قوامین بالقسط هستند و به عدالت قسطی اقدام می کنند، اهل سخاوت هستند؛ چنان که اهل یقین شهودی و همت عالی و عزم جدی از این صفت برخوردار هستند. پس باید گفت آثاری که برای این امور در قرآن بیان شده ، شامل حال سخی و اهل سخاوت نیز خواهد شد.

امیرمومنان امام علی(ع) در بیان آثار سخاوت می فرماید: اَلسَّخاءُ یُکسِبُ المَحَبَّهَ وَیُزَیِّنُ الاخلاقَ؛ سخاوت، محبّت آور و زینت اخلاق است.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۳۷۸ ، ح ۸۵۲۳)

رسول الله (ص) نیز در بیان آثار آن می فرماید: اَلسَّخىُّ قَریبٌ مِنَ اللّه ، قَریبٌ مِنَ النّاسِ ، قَریبٌ مِنَ الجَنَّهِ؛ سخاوتمند به خدا، مردم و بهشت نزدیک است. (کافی، الاسلامیه، ج۴ ، ص ۴۰ ، ح ۹ ؛ بحارالأنوار، بیروت، ج ۷۰، ص۳۰۸، ح ۳۷ ؛ و نیز شبیه این حدیث در مصباح الشریعه ص ۸۳ آمده است.)

پس باید گفت سخاوتمند از قرب الهی و مردم و بهشت سود می برد و محبوب خدا و مردم خواهد بود.

هم چنین کسی که بخواهد اخلاق خدایی داشته باشد، اهل سخاوت باشد. پیامبر(ص) می فرماید: إِنَّ اللّه تَعالى جَمیلٌ یُحِبُّ الجَمالَ، سَخىٌّ یُحِبُّ السَّخاءَ، نَظیفٌ یُحِبُّ النَّظافَهَ؛ خداوند زیباست و زیبایى را دوست دارد، بخشنده است و بخشش را دوست دارد، پاکیزه است و پاکیزگى را دوست دارد. (نهج الفصاحه ص ۲۹۳ ، ح ۶۹۰)

آداب سخاوتمندی

هر چیزی آدابی دارد که شناخت آن در انجام بهتر عمل مفید خواهد بود. آداب همان ظرائف و لطایف رفتاری است که به عمل زیبایی و جلوه خاص می بخشد. در روایات آدابی برای سخاوت بیان شده که برخی از آن ها حدود و مرزهای آن را نیز مشخص می سازد.

پیامبر(ص) خود را متخلق به اخلاق خدایی و تادیب خداوندی دانسته و می فرماید: اَدیبُ اللّه‏ِ وَ عَلىٌّ اَدیبى ، اَمَرَنى رَبّى بِالسَّخاءِ؛ من ادب آموخته خدا هستم و على، ادب آموخته من است . پروردگارم مرا به سخاوت فرمان داده است.( مکارم الاخلاق ص ۱۷) بر اساس ادب الهی سخاوت باید به دور از اموری باشد که از مهم ترین آن ها اسراف و زیاده روی است که خداوند آن را دوست نمی دارد؛ بنابراین اگر کسی می خواهد عدالت قسطی را انجام دهد نباید به گونه ای عمل کند که سهم و قسط دیگران داده نشود یا کاری کند که خودش در شرایط سخت قرار گیرد و چیزی را برای خود باقی نگذارد، بلکه باید به دور از افراط و تفریط عمل کند؛ چنان که خدا می فرماید: وَلَا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلَى عُنُقِکَ وَلَا تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا ؛ و دستت را به گردنت زنجیر مکن و بسیار هم گشاده‏ دستى منما تا ملامت‏ شده و حسرت‏زده بر جاى مانى. (اسراء، آیه ۲۹)

خداوند در جایی دیگر می فرماید: وَالَّذِینَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَامًا؛ عبادالله کسانى‏ اند که چون انفاق کنند، نه ولخرجى مى کنند، و نه تنگ مى‏ گیرند، و میان این دو روش حد وسط را برمى‏ گزینند که قوام است.(فرقان، آیه ۶۷)

امام حسن عسکری(ع) درباره آداب و مرزهای سخاوت می فرماید: إنَّ لِلسَّخاءِ مِقدارا فَإن زادَ عَلَیهِ فَهُوَ سَرَفٌ؛ سخاوت اندازه اى دارد که اگر از آن فراتر رود اسراف است.(اعلام الدین فی صفات المؤمنین، ص ۳۱۳)

هم چنین باید توجه داشت در سخاوت نباید مسیر معصیت را برای دیگران فراهم آورد و به کسانی که اهل معصیت هستند و یا مال را برای معصیت به کار می برند، مالی را بذل کرد. پیامبر(ص) در این باره می فرماید: السَّخِیُّ بِمَا مَلَکَ وَ أَرَادَ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ تَعَالَى وَ أَمَّا السَّخِیُّ فِی مَعْصِیَهِ اللَّهِ فَحَمَّالُ سَخَطِ اللَّهِ وَ غَضَبِهِ وَ هُوَ أَبْخَلُ النَّاسِ عَلَى نَفْسِهِ فَکَیْفَ لِغَیْرِهِ؛ سخاوتمند کسى است که از اموال خود و براى رضاى خدا سخاوت داشته باشد؛ اما کسى که در راه معصیت خدا دست و دل باز باشد ، بارکش ناخشنودى و خشم خداست. چنین کسى بخیل ترین مردمان نسبت به خود است، چه رسد به دیگران .(مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل، ج ۷ ، ص ۱۷ ،ح ۱۴)

کسانی که اموال خودشان را برای فعالیت های انتخاباتی و تبلیغاتی در اختیار کسانی قرار می دهند که اهل فسق و فجور هستند یا در تلاش هستند تا مناصب قدرت و ثروت را در دست گیرند و به جای عدالت قسطی و اقامه آن، به ظلم و اختلاس دست بیازند، در حقیقت خشم خداوند را برای خود خریده و مال را برای دوزخ خود ذخیره ساخته و صرف کرده اند.