سحر و جادو از منظر اسلام

samamosیکی از پاسخ هایی که بسیاری از مردم در هنگام گرفتاری ها و مصیبت ها آن را به عنوان علت یابی مشکلات مطرح می کنند، علت جادو و سحر است. بارها دیده و شنیده شده کسانی از فرار خواستگاران گلایه و شکایت دارند، یا وقتی با همسرش اختلاف پیدا می کند یا بچه دار نمی شود یا برکت از مال و زندگی اش بیرون می رود، در بیان علت این مشکلات به سحر و جادویی اشاره می کنند که توسط دیگران صورت گرفته و خواهان راهنمایی برای دفع سحر و جادو می شوند.

نویسنده در این نوشتار بر آن شد تا در ضمن پرسش هایی چون سحر، خرافه یا حقیقت، ماهیت سحر، تفاوت سحر و معجزه، اقسام و انواع سحر، تاثیر سحر در زندگی، حکم سحر و ساحری، دفع سحر و مانند آن بر شده تا بر اساس آیات وروایات معتبر و مفسران بدان پاسخ دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ماهیت سحر و جادو

سحر در لغت به معنی خدعه کردن، نیرنگ و شعبده و تردستی است. به آنچه عوامل آن نامرئی و مرموز(کل ما لطف ودق) باشد، نیز سحر گفته می شود.(ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱، ص۳۷۷) و در کتب لغت فارسی سحر به معنی جادو آمده است.(محمود اختریان،فرهنگ فارسی به فارسی پیام، ص۲۷۵)

در کتب لغت عربی چون المحیط سحر به هر چیزی که منشا و سبب آن دقیق و ظریف باشد معنا شده است. برخی سحر را به معنای نشان دادن باطل به صورت حق معنا کرده اند ، از همین روست که به خدعه و نیرنگ نیز سحر گفته شده است. (معجم مقاییس اللّغه، ج ۳، ص ۱۳۸، «سحر») ابن اثیر در کتاب نهایه، سحر را به معنای «هر چیزی که حقیقت اشیاء را دگرگون نشان دهد» گرفته است. صحاح اللغه سحر را به خدعه و نیرنگ و چیزهای باطل تفسیر کرده است؛ و سرانجام ابن فارس در کتاب المجمل آن را به چیزی که «حق را باطل نشان دهد» دانسته است.( نگاه کنید: شیخ مرتضی انصاری، المکاسب، ج ۱، ص ۹۷، ۹۸، انتشارات دهقانی، چ اول، ۱۳۷۲)

واژه سحر در اصطلاح شرعی به هر کار و عملى گفته می شود که سبب آن مخفى بوده و بر خلاف حقیقت خود خیال پردازى شود.( التّفسیر الکبیر، فخر رازی، ج ۳، ص ۱۸۷)

حسن مصطفوی درباره سحر گفته که آن در اصل، برگرداندن و نشان دادن واقع و حق به صورت خلاف است، همانند تصرّف در دید ظاهرى اشخاص یا تأثیر بر فکر و قلب انسانها و تصرّف در ادراکات صحیح آنان. او می افزاید که سحر، یا با توسّل جستن به اسباب و وسایل خاصّى که در کتابهاى مربوط آمده و یا با تردستى و حیله هاى پنهان از چشمها انجام مى گیرد.( التحقیق، ج ۵، ص ۶۷ – ۶۸ ، «سحر»)

مفردات راغب به سه معنا برای سحر اشاره کرده است: الف. خدعه و خیالات بدون حقیقت و واقعیت; همانند شعبده و تردستی؛ ب. جلب شیطان ها از راه های خاص و کمک گرفتن از آنان؛ ج. معنای دیگری است که بعضی پنداشته اند این که ممکن است با وسایلی ماهیت و شکل اشخاص و موجودات را تغییر داد؛ مثلا، انسان را به وسیله آن به صورت حیوانی درآورند ولی این نوع خیال و پنداری بیش نیست و واقعیت ندارد.( نگاه کنید: ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه،۱۳۷۳، ج ۱، ص ۳۷۸

مفسران تفسیر نمونه نیز گفته اند که سحر در اصطلاح دارای معانی متعددی است. از جمله این که سحر نیرنگ وخیال پردازی هایی است که حقیقتی ندارد نظیر شعبده بازی وتردستی ویا جلب معاونت شیطانها از راههای خاصی و کمک گرفتن از آنان(ناصر مکارم شیرازی،همان،ص۳۷۷) آیت الله جوادی آملی نیز می نویسد که سحر، حق را به صورت باطل در آوردن است ومنصرف ساختن دیده یا قلب از حق وواقعیت است به خلاف آن که باطل است وحقیقت ندارد.( عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۵، ص۶۵۱)

سحر واقعیت یا خرافه ؟ حق یا باطل؟

آیا سحر امری واقعی است یا خرافه ای بیش نیست؟ آیا واقعا کسانی هستند که دارای قدرت های خارق عادتی باشند و بتوانند تصرفاتی در زندگی خود و دیگران بکنند که موجب اختلال در شخصیت یا رفتار آنان شده و ایشان را از مسیر طبیعی خارج نمایند؟

در پاسخ به این پرسش باید گفت که سحر دارای اقسامی چند است که از جمله آن ها می توان به سیمیا، لیمیا ، هیمیا، ریمیا، کیمیا، علوم غریبه چون علم اعداد، جفر، رمل، علم حروف ، علم اوفاق و مانند آن اشاره کرد.

از آیات قرآنی به دست می آید که سحر و جادو واقعیتی انکار ناپذیر است؛ هر چند که برخی از اقسام آن هر چند امری واقعی هستند، ولی از حق بیرون بوده و نمی توان آن ها را مصداقی از حقیقت دانست؛ زیرا برخی از اقسام سحر و جادو که موجب فساد در اخلاق و رفتار دیگری می شود بی هیچ شک و تردیدی از امور باطلی است که از حقیقت طرفی نبرده است.

خداوند در آیاتی از جمله آیه ۱۰۲ سوره بقره از دو فرشته ای به نام هاروت و ماروت یاد می کند که به مردم بابل سحر می آموختند. این دو فرشته از سوی خداوند به عنوان آزمون و فتنه در میان ایشان آمده بودند. اما مردم بابل به جایی آن که از سحر برای درک حقایق و پیشرفت و تعالی روحی و روانی خود و بهتر شدن زندگی اجتماعی بهره برند، از آن برای کارهای باطلی چون اختلاف میان زن و شوهر بهره می گرفتند که موجبات خشم الهی را فراهم آورند.

هم چنین خداوند در آیه ۴ سوره فلق به صراحت از زنان ساحری سخن به میان می آورد که بر گره ها می دمند. در این آیه از نفاثات سخن به میان آمده است. «نفّاثات» زنان ساحره اند که با گره زدن و قرار دادن آب دهان بر آن سحر مى کردند.(مفردات، ص ۸۱۶ ، «نفث»؛ مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۸۶۶ ؛ الکشاف، ج ۴، ص ۸۲۱)

در اخبار و روایاتی که در کتب اهل سنت آمده، از عمل جاهلی به عنوان رقیه سخن به میان آمده که شباهت بسیاری در همین عمل نفاثات دارد.

در قرآن و روایات با سحر باطل و سحر حق روبه رو می‌شویم. مقصود از سحر باطل در برابر حق آن است که این دسته سحر از مصادیق گناه و حرام است و می بایست به سبب آثار مخرب و زیانبار ترک شود. اما گاه مراد از باطل همان امر خرافی است که در برابر واقعیت قرار می گیرد. شکی نیست که برخی از اقسام و انواع سحر، از اموری خرافی است که واقعیتی ندارد. به این معنا که هم امری غیر واقعی و خرافی هستند و هم این که از حقیقت بهره ای نبرده است. مقصود از سحر باطل گاه همین نوع از اموری است که از خود واقعیتی ندارد. از جمله این سحرها می توان به همین شعبده ها و تردستی ها اشاره کرد که تنها توهم است و بیشتر با استفاده از نیرنگها و تر دستی انجام می گیرد.

به نظر می رسد که سحری که ساحران علیه معجزه حضرت موسی(ع) آوردند از همین نوع بوده است. البته با توجه به خوف و ترس حضرت موسی(ع) این معنا به دست می آید که برخی از آنان توانایی تاثیرگذاری در چشم مردم داشته اند که این تاثیرگذاری می تواند از باب سحر واقعی نه خرافی باشد. خداوند در آیه ۶۶ سوره طه می فرماید: فاذا حبالهم و عصیهم یخیل الیه من سحرهم انها تسعی؛ ناگهان طنابها و عصاهایشان در چشم او چنان وانمود کردند، بر اثر سحر، که راه می‌روند. » هم چنین در آیه ۱۱۶ سوره اعراف نیز آمده است: «فلما القو سحروا اعین الناس و استرهبوهم؛ آنگاه که طنابهای خود را افکندند چشم مردم را جادو کردند و آنان را ترساندند. »

در این آیات بر تاثیر سحر ساحران با ایجاد خیال باطل و جادو کردن «چشم» تاکید شده است که مبین این نکته است که این عمل ایشان تاثیرگذار بوده است هر چند که این تاثیر در چشم و قوه خیال دیگران انجام شده است. البته ممکن است که گفته شود که این تاثیر تصرف در تکوین و امور وجودی نبوده تا واقعیت باشد، در پاسخ باید گفت که تاثیر چه در قوه خیال دیگری و چه در ماده خارجی امری واقعی است و جزو خرافات به شمار نمی آید.

خداوند در آیه ۲۴ سوره مدثر از تاثیر سحر به شکل واقعی سخن به میان آورده و می فرماید: «ان هذا الا سحر یوثر؛ این نیست مگر سحر موثر. این تعبیر می‌رساند که گونه ای از سحر می‌تواند واقعی و تاثیرگذار در دیگری و خارج باشد.

از داستان هاروت و ماروت نیز این معنا به دست می آید که سحر می تواند امری واقعی و غیر خرافی باشد هر چند که در حقانیت آن آن تردید شود و آن را امری باطل به معنای ضد حق بدانیم؛ زیرا از سحر برای کارهای نادرست و فسادآمیز استفاده می شود که از این رو باطل خواهد بود.

بر اساس روایات و سخن اکثر مفسرین وجه نزول دو سوره فلق و ناس حادثه ای بود که در آن شخصی به نام «لبید ابن اعصم» یهودی پیامبر (ص) را جادو کرد و این دو سوره نازل گردید. بعد از آنکه حضرت علی _ علیه السلام _ این دو را بر سر چاهی که گره ها در آن بود خواند و گره ها را باز کردند حضرت پیامبر _ صلی الله علیه و آله _ که احساس مریضی می‌کردند بهبود یافتند.( مراجعه کنید به ترجمه المیزان، ج ۲۰، ص ۶۸۱، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، به دفتر تبلیغات ۱۳۶۸ قم، ایران و نیز: مستدرک الوسائل، کتاب اشجاره، باب ۲۲ از ابواب ما یکستب به حدیث ۷. در احادیث ام عبدالله نیز شریک لبید ابن اعصم آمده است.

بنابراین در پاسخ به سؤال شما چنین نتیجه می‌گیریم که سحر تنها شامل سحر خرافی و نیز باطل نمی شود، بلکه سحرهای به دو شکل سحر واقعی و تاثیرگذار و نیز سحر حق و خوب در برابر سحر بد و باطل نیز وجود دارد.

البته بسیاری از سحرها از جمله چشم زخم( قلم، آیه ۵۱) در عالم تکوین و واقع در همان عالم روح و روان تاثیر می گذارد و مانند معجزات نیست که در تکوین مادی و خارجی تاثیرگذار باشد؛ هر چند که نمی توان منکر این نوع از سحر نیز شد.

مرحوم مجلسی از علمای برجسته و محقق شیعی درباره واقعیت سحر می گوید: بیش تر علما بر این عقیده اند که سحر از خرافات است؛ اما از آن جایی که هیچکس منکر اثر سحر نیست، در پاسخ به این که چرا سحر اثر می کند ، در مقام توجیه اثر سحر گفته اند: اگر مسحور بداند که درباره او سحر کرده اند، توهم مسحور شدن باعث می شود که اثر سحر در او ظاهر شود؛ مثل تلقین به مریض که موجب تاثیر در بیمار می شود. اما اگر شخص اصلا نداند که درباره او سحر کرده اند، در این خصوص با آن که هیچ یک از علما منکر این نوع اثر نشده اند، ولی هیچ گونه توجیهی برای آن ندارند، مگر آن که بگوییم این اعمال بر اثر استخدام جن و شیاطین علیه شخص مسحور انجام می شود.

علامه طباطبایی در واقعی بودن سحر و وجود داشتن چنین اموری می نویسد: در این میان افعال خارق العاده دیگری است که مستند به هیچ کدام از سبب از اسباب طبیعی و عادی نیست، مانند خبر دادن از پنهانی ها و مانند ایجاد محبت یا دشمنی و گشودن گره ها و گره زدن ها و خواب کردن و احضار و حرکت دادن اشیاء با اراده و از این قبیل کارهایی که مرتاض ها انجام می دهند که به هیچ وجه قابل انکار نیست، یا خودمان بعضی از آنها را دیده ایم و یا برایمان آن قدر نقل کرده اند که دیگر قابل انکار نیست». این امور در واقع سوءاستفاده از علم است، یعنی از بعد از کشف روابط بین اشیاء وتأثیرات علت بر معلول ،آن را در مسیر انحرافی به کار می برند وخداوند هم خواسته که اسباب در عالم مؤثر باشند وجلوی تأثیر اسباب گرفته نشود؛ لذا سحر در بعضی مواقع به اذن الهی مؤثر واقع می شود.(المیزان)

به هر حال،‌ما در این بخش به دو پرسش اساسی درباره سحر پاسخ داده ایم: نخست این که سحر می تواند واقعیت باشد و این گونه نیست که امری خرافی باشد؛ دیگر آن که برخی از سحرها می تواند حق باشد ؛ چنان که آموزش سحر جهت ابطال سحر، یا آموزش های سحر توسط هاروت و ماروت هر چند فتنه و آزمون الهی بود، هم چنین حق بود، ولی بابلی ها آن را برای امور باطلی به کار بردند که از جمله آن ها جدایی افکندن میان زن و شوهر بود. البته ساحر با داشتن علم سحر، از دایره قدرت الهی خارج نیست وبدون اراده خدا قادر به انجام کاری نیست وبه کسی نمی تواند ضرری برساند؛ چنان که خداوند در آیه ۱۰۲ سوره بقره به صراحت بر این نکته تاکید دارد. پس ساحر هر چند با سحر خویش در واقعیت تصرفاتی را انجام می دهد ولی این تصرفات هرگز از دایره مشیت الهی نمی تواند بیرون باشد.( عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم،ج۵،ص۶۷۷)

آیه ۱۰۲ در مقام بیان دوچیز است: یکی اصل تأثیر تکوینی سحر ودیگری عدم استقلال ذاتی آن؛ بدین معنا که سحر تأثیر آن از قانون سببیت خارج نیست وقانون سببیت از مقدرات الهی است. تأثیر تکوینی وخارجی سحر بدین معنا نیست که ساحر بر مقدمات الهی وقضا وقدر پیشی گرفته ودر صنع الهی خللی ایجاد کرده و بر قوانین جاری در نظام هستی حاکم شده است؛ بلکه عمل او مانند سایر اعمال از قانون اسباب ومسببات جدانیست، اسبابی که سببیتش را از قضای الهی گرفته است واگر خدا بین سبب ومسببی حایل شود، سبب سببیت خود را از دست می دهد.(محمد حسین طباطبایی، المیزان ، ترجمه محمد باقر موسوی همدانی، ج۱ ، ص۳۵۵)

تمایز سحر و معجزه

مرحوم مجلسی رحمه الله به نقل از مازری آورده است: فرق بین سحر و معجزه و کرامت در این است که سحر به کمک اقوال و افعال ساحر انجام می شود، ولی کرامت غالبا به صورت غیر منتظره انجام می گیرد. معجزه هم در مقام تحدی برای پیامبر صورت می پذیرد. ( محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۰، ص ۳۷)

امام الحرمین می گوید: سحر از فرد فاسق ظاهر می شود، ولی کرامت و معجزه هرگز از فاسق ظاهر نمی شود. شارح المقاصد گفته است: سحر اظهار امر خارق العاده از فرد خبیث و پلید در انجام اعمال مخصوصی است که نیازمند یادگیری می باشد و از این دو نظر، از معجزه و کرامت جدا می شود و به زمان و مکان و شرایط خاصی اختصاص می یابد و چه بسا ساحر فردی فاسق و فاجر باشد، در حالی که معجزه و کرامت به زمان و مکان خاصی بستگی ندارد.

سحر، حرام یا حلال؟

پرسش دیگری که مطرح است که آیا سحر حلال و جایز است یا آن که حرام و ممنوع است؟ از نظر قرآن و سنت اسلامی استفاده از سحر و رو آوردن به این وسیله کار نادرستی است. از این روست که در اسلام در نهایت غلظت و شدت از انجام اعمال ساحری باز داشته شده و حکم تحریم و حرمت درباره آن صادر شده است و حتی در برخی از موارد آن را همسان کفر دانسته اند. . در روایتی آمده است که زنی خدمت حضرت پیامبر (ص) آمد و گفت: شوهرم با من بد اخلاقی می‌کند من برای آرام کردنش از سحر استفاده کرده ام. پیامبر (ص) فرمود: از این جادو و سحر دور شو!، خداوند و ملائکه آسمان همه تو را لعنت می‌کنند. آبهای زمین را آلوده کردی. بعد شنیده شد که آن زن لباس خشن پوشیده و توبه کرده و خود را بسته است. پیامبر(ص) فرمود: او آمرزیده نخواهد شد.( مستدرک الوسائل، کتاب اشجاره، باب ۲۲ از ابواب ما یکستب به حدیث ۷)

پیامبر (ص) فرمود: ثلاثه لا یدخلون الجنه:مدمن خمر مدمن سحر و قاطع رحم؛ سه گروه وارد بهشت نخواهند شد، کسی که زیاد شراب بنوشد، کسی که زیاد جادو کند، و کسی که صله رحم را قطع کند. (وسایل الشیعه، حرّ عاملی، کتاب التجاره، باب ۲۵ از ابواب ما یکتسب به.)

امام صادق (ع) فرمود: من تعلم شیئا من السحر قلیلا او کثیرا فقد کفر و کان آخر عهده بربه و حده ان یقتل الا ان یتوب؛ هر کس چیزی از سحر بیاموزد، زیاد باشد یا کم، کافر شده است و سرانجام کارش با خدایش هست. و حدش این است که کشته شود مگر اینکه توبه کند.(همان)

فقهیان شیعی نیز درباره حرمت آن اتفاق نظر دارند. مرحوم فخر المحققین در کتاب ایضاح ادعا کرده که حرمت سحر و جادو از ضروریات دین اسلام است و هر که جادو را حلال بداند کافر است. شهید اول و شهید ثانی رحمه الله در کتاب های دروس و مسالک خود ادعا کرده اند که هر کس سحر و جادو را حلال بداند باید کشته شود. شیخ انصاری رحمه الله در کتاب مکاسب گفته است که هر چند ما مطمئن به اجماع علما در این خصوص نیستیم، ولی ادعای ضروری دین از چیزهایی است که ما مطمئن به حرمت این عمل می شویم و علما در همه اعصار بر حرمت جادو و جادوگری اتفاق داشته اند. شهید اول در کتاب دروس همچنین گفته است: طلسم نیز مانند سحر حرام است. (سید محمد کلانتر، کتاب المکاسب للشیخ الاعظم الشیخ مرتضی انصاری، بیروت، منشورات مؤسسه النور للمطبوعات، ۱۴۱۰ ق.، ج ۳، ص ۳۶ و نیز ۹۴ تا ۹۶)

تا این جا مسلم شد که سحر در اسلام حرام است. اما این که آیا به طور مطلق حرام است یا بعضی جاها استثنا شده، ظاهرا آن گونه سحر که برای مقاصد درست به کار گرفته می شود مثل پیدا کردن گم شده یا بقای عمارت یا فتح سرزمین کفر جایز است، به خصوص باطل کردن سحر با سحر جایز می باشد. (همان)

کلینی نقل می کند که عیسی بن شقفی نزد امام صادق علیه السلام آمد و عرض کرد: حرفه من سحر بود و در برابر آن مزد می گرفته ام و مخارج زندگی ام نیز از همین راه تامین می شده است. با همین درآمد حج نیز گزارده ام، ولی اکنون آن را ترک کرده و توبه نموده ام. آیا برای من راه نجاتی هست؟ امام علیه السلام فرمودند: عقده سحر را بگشا، ولی گره جادوگری مزن. (شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه ال البیت، ج ۱۷، باب ۱۵، حدیث ۱) این حدیث و امثال آن به روشنی دلالت می کند بر این که یاد گرفتن سحر یا عمل سحر برای باطل کردن آن بدون اشکال بوده و جایزاست.

درباره جادو، حدیث معتبری از امام صادق علیه السلام در کتاب احتجاج طبرسی وارد شده که بسیار جامع و نافع است. زندیق مصری در بحثی طولانی که با امام صادق علیه السلام داشت، از ایشان پرسید: اصل جادو چیست و چگونه جادوگر می تواند کارهایی عجیب و غریب انجام دهد؟ امام علیه السلام فرمود: سحر بر چند وجه است:

یک نوع آن به منزله پزشکی است; یعنی همان گونه که پزشکان برای هر مریضی راه علاجی می یابند جادوگران نیز برای هر صحتی، راهی برای از بین بردن آن می یابند و برای هر عافیتی راهی برای رفع آن می جویند.

نوع دوم شعبده و سرعت دست و اعمال فوق عادت است. نوع سوم آن که شیاطین را به خدمت می گیرند.

زندیق گفت: شیاطین جادو را از کجا آموخته اند؟

فرمود: از همان جا که پزشکان پزشکی را می آموزند; بعضی را به تجربه و بعضی را به علاج.

زندیق گفت: درباره ماجرای هاروت و ماروت… چه می گویی؟

فرمود: آن ها برای امتحان انسان ها آمده بودند و تسبیحشان این گونه بود که اگر بنی آدم فلان کار و فلان کار را بکنند یا فلان ورد را بخوانند فلان اتفاق روی می دهد…. به این طریق، مردم انواع سحر را از آن ها فرا گرفتند. پس آن ها به مردم می گفتند که ما برای امتحان شما آمده ایم. چیزی را که ضرر می رساند و فایده ای برای شما ندارد از ما فرا نگیرید.

زندیق پرسید: آیا ساحر می تواند با سحر خود، انسان را به صورت سگی یا الاغی یا مثل این ها درآورد؟

امام علیه السلام فرمودند: ساحر عاجزتر از آن است که بتواند خلق خدا را تغییر دهد و… اگر می توانست هر آینه از خودش پیری و فقر و مریضی را دور می کرد… پس بهترین سخن ها درباره سحر آن است که بگوییم: سحر به منزله پزشکی است; ساحر کاری می کند که مرد نتواند با زن خود هم بستر شود. او نیز نزد پزشک می رود و خود را معالجه می کند و خوب می شود.( طبرسی،الاحتجاج،ص ۸۱ و ۸۲ ؛ نیز محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۰، ص ۲۱)

آثار سحر از منظر قرآن

از نظر قرآن، سحر می تواند آثاری چون افساد در جامعه(یونس، ایه ۸۱)، جدایی میان همسران(بقره، ایه ۱۰۲)، خسران و از دست دادن سرمایه های وجودی(همان)، ایجاد خوف وترس در مردم(اعراف، ایات ۱۱۳ و ۱۱۶)، شرآفرینی(فلق، آیه ۴)، ضرر و زیان(بقره، ایه ۱۰۲)، کفر و بی ایمانی(همان)، محرومیت از رستگاری و موفقیت در زندگی دنیوی و اخروی(یونس، ایه ۷۷؛ طه، ایه ۶۹؛ قصص، ایات ۳۶ و ۳۷) و محرومیت از نعمت های اخروی (بقره، ایه ۱۰۲) و مانند آن به دنبال داشته باشد.

سحر ساحران می تواند بر قوه بینایی (اعراف، ایه ۱۱۶) و قوای ادراکی و خیال انسان(طه، آیه ۶۶) و نیز جان مردمان(مدثر، ایه ۲۴) تاثیرگذارد و موجبات ترس و دلهره مردم (اعراف، ایه ۱۱۶) را فراهم آورد.

آموزش های سحر در بسیاری از موارد از طریق شیاطین است(بقره، ایه ۱۰۲) هر چند که گاه فرشتگان نیز برای آزمون مردم مامور می شوند تا سحر بیاموزند. ولی باید توجه داشت که بیش تر شیاطین به سمت سحر و جادو گرایش دارند و با ابزارهای گوناگون می کوشند تا مسیر رشد و پیشرفت مردم را سد کنند و ایشان را به گمراهی و فساد بکشانند.

راه های درمان و ابطال سحر

گرچه سحر و جادو واقعیت دارد ولی غالب آنچه امروزه در میان مردم در این باره شایع است بى‏اساس و بی پایه است و اکثر کسانى که به این امور مى‏پردازند کلاه بردارانى هستند که از این طریق قصد اخاذى و پر کردن جیب خود را دارند. ولى اگر بر فرض موردى پیدا شد که سحرى در کار بود راه‏هایى براى بطلان آن وجود دارد:

۱- استعاذه به خداوند و خواندن سوره‏هاى فلق و ناس.

۲- خواندن و نوشتن آیات ۷۵ تا ۸۲ سوره یونس.

۳-آیه ۱۰۲ سوره بقره «واتبعوا ما تتلوا الشیاطین…» تا آخر آیه با آب زعفران روی طشت مسی نوشته شود و در هنگام نوشتن، کندر را بخور دهند. بعد طشت را پر از آب باران و یا آب چشمه می کنند بعد مسحور با استفاده از آن آب غسل می کند و از آن آب می نوشد. بقیه آب را در پارچ شیشه ای بریزد و برای غسل استفاده کند. بهترین روز هم روز چهارشنبه است.

۴- آیه ۱۰۰ سوره نسا «و من یهاجر فی سبیل الله…» تا آخر آیه با جوهر زعفران با کره گاو روی کف دست نوشته شود.

۵- دعا وتضرع به درگاه خداوند.

۶- درخواست دعا از اولیاى واقعى خداوند.

۷- صدقه دادن.

ایت الله العظمی محمد تقی بهجت در بیان راه باطل ساختن سحر و جادو و چشم زخم در پاسخ این سوال که : کسی که سحر شده باشد یا دچار چشم زخم شده باشد برای بطلان سحر و دفع چشم زخم باید چه کند ؟ می نویسد: موارد ذیل را رعایت و عمل نمائید:۱- قران کوچک همیشه همراه داشته باشد؛ ۲- معوذتین را بخوانید و تکرار نمائید ؛ ۳- ایه الکرسی را بخوانید و در منزل نصب نمائید؛ ۴- چهار قل را بخوانید و تکرار نمائید خصوصا وقت خواب ؛ ۵- در مواقع اذان با صدای بلند اذان بگوئید.

در برخی از موارد نیز براین موارد تاکید شده است: نمازها، مخصوصاً نماز صبح را اوّل وقت بخوانید، و بعد از نماز صبح دست راست را روى سینه بگذراید، و هفتاد مرتبه «یا فتّاح» بگویید. سپس ۱۱۰ مرتبه صلوات بفرستید. در هر شبانه روز پنج مرتبه آیه الکرسى بخوانید، و به خود بدمید. و هر وقت گرفتار ناراحتى فکرى شدید، ذکر «لا حول و لا قوّه الاّ باللّه» را بگوئید. این برنامه را تا چهل روز ادامه دهید، ان شاء اللّه مشکل شما برطرف خواهد شد.