سجده، نهایت تذلل در پیشگاه خدا

توفیق

بسم الله الرحمن الرحیم

نماز در شرایع اسلامی بلکه حتی شرایع غیر اسلامی، یکی از راه های نزدیکی و تقرب به معبود است. البته نماز در همه آنها به یک شکل و شیوه انجام نمی شود. با این همه، کامل ترین و برترین حالتی که نمازگزاران در برابر معبود خویش می گیرند، حالت سجده است؛ از همین روست که خورشیدپرستان و بت پرستان نیز در برابر معبودهای خویش به سجده می افتند؛ چرا که آن را نهایت تذلل و خضوع و خشوع در برابر معبود خویش می دانند.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، نماز مجموعه ای از اعمال و اذکار است که باز رکوع و سجده در آن از ارکان اصلی نماز دانسته شده است.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، جایگاه سجده و آثار و برکات آن را در انسان و اجتماع تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

نماز در شرایع اسلامی و ادیان غیر اسلامی

یکی از اعمال عبادی که در همه شرایع اسلامی مطرح است، نماز است که به عربی از آن به «صلاه» تعبیر می شود. بررسی ها نشان می دهد که اصل این واژه سریانی است که به زبان عربی نیز راه یافته است. چنان که از آیات قرآنی به دست می آید، واژه صلاه به معنای نیایش و دعا و نیز معابد مخصوص نیایش آمده است.(حج، آیه ۴۰)

از نظر قرآن، نماز در همه شرایع اسلامی وجود داشته و همه پیامبران به ویژه پیامبران اولوا العزم بدان دعوت کرده اند(ابراهیم، آیات ۳۷ و ۴۰؛ مریم، آیات ۳۰ و ۳۱ و ۵۵)

بر اساس نوشته های تلمود، «علاوه بر عبادت‌ها و نمازهای فردی و خصوصی که انسان به وسیله آن حاجات خود را از خدا می‌طلبد نمازهای جماعتی نیز هستند که افراد موظّف هستند در آن شرکت جویند. اهمیّت نماز جماعت در گفته‌هایی مورد تایید قرار گرفته است.که در اینجا برای نمونه مطلبی را به نقل از براخوت ـ ۶ الف آورده: «دعا و نماز انسان فقط در صورتی مورد اجابت قرار می‌گیرد که در کنیسه خوانده شود.»( آبراهام کهن، گنجینه تلمود، ص۱۰۳)

و درباره برگزاری نماز جماعت در کنیسه گفته شده است: «هر آن کس که در شهر او کنیسه‌ای وجود دارد و برای خواندن نماز بدانجا نمی‌رود وی را همسایه بد می‌خوانند و با شدّت، این همسایگان بد را مورد نکوهش و مذمت قرار می‌دهد.» همان)

در مورد چگونگی اقامه نماز در میان بنی اسرائیل، در کتاب اشعیا فصل چهل و پنجم آیه ۲۴ معیّن شده، در بنی اسرائیل معمول بوده است که رکوع و سجود و تشهد و خم کردن زانویی نداشته و ندارند و جمیعاً عباداتشان قاعدا، مربّع نشسته و می‌نشینند و بسیار دو زانو نشستن را بد دارند و اعراض کرده و می‌کنند و بچّه‌ها را از ابتدا از نشستن دو زانو منع می‌کنند، زیرا که مشتبه به صورت عبادت ما مسلمانان بوده است. (ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۲۷.)

خدا در قرآن درباره نماز در شریعت مسیحی از زبان حضرت عیسی(ع) می فرماید: «انّی عبداللّه آتانی الکتاب و جعلنی نبیّا و جعلنی مبارکا این ما کنت و اوصانی بالصلاه و الزکاه ما دمت حیّاً؛ به درستی که من بنده خدایم به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر قرار داده است، مرا هر کجا باشم مایه برکت گردانید و تا زنده‌ام به زکات و نماز سفارش کرد.(مریم، آیه ۳۰)

از جمله پندهای حضرت عیسی (علیه‌السلام) در انجیل است: «به حقّ برایتان می‌گویم، چیزی بالاتر از نظر شرافت اخروی و یاری کننده تر بر حوادث دنیوی از نماز همیشگی نیست و چیزی نزدیک تر از آن به خداوند رحمان نیست، پس مداومت بر آن نمایید و آن را زیاد بشمرید. و هر کار شایسته‌ای نزدیک می‌کند (ما را) به خدا پس نماز به سوی او نزدیک کننده تر است و برگزیده تر در نزد اوست.» (ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۵۰۸)

در قاموس کتاب مقدّس در بخشی تحت عنوان نماز آمده است که : نماز از جمله واجبات دینیّه همه روز تمام ملل و مذاهب است چه به صورت منفرد و چه به صورت جماعت، و مقصود از نماز، گفتگو کردن و صحبت داشتن با خدا و خواستن احتیاجات و اظهار تشکّر و امتنان برای الطاف و مراحم حق تعالی است.» (هاکس، جیمز، قاموس کتاب مقدّس، ص۸۸۷.)

پس اصل نماز در همه شرایع اسلامی به عنوان واجب مطرح است؛ اما درباره شکل و چگونگی ادای نماز اختلاف است؛ زیرا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، برای هر شریعتی از شرایع اسلامی مناسک و مناهج خاصی است.(مائده، آیه ۴۸) از همین روست که نماز در شریعت های اسلامی از نظر شکلی متفاوت است.

در قاموس کتاب مقّدس آمده است: «روح القدس وضع و طور و طرز نماز را به ما می‌آموزد و جمیع انبیاء و مؤمنین و مقدّسین سلف برای نماز و دعا مشهور بوده‌اند.از جمله حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) و موسی و یوشع و سموئیل و داود، چنانچه از تمام مزامیز، آن چنان واضح می‌گردد و بسیاری از اوقات، منجی ما منفردا برای دعا و نماز در صحراها می‌رفت.» (کتاب مقدّس، عهد جدید، ص۳۸۴)

همچنین در قاموس کتاب مقدّس در مورد فایده نماز آمده است.«فایده دعا و نماز متنّبه ساختن قوی و منوّر نمودن قلوب و ضمایر و سبب ترغیب و استحکام اعتماد و توکّل بر حضرت خالق و قادر کلّ می‌باشد به طوری که از آن پس امکان دارد و استدعاها و در خواست‌ها و تضرعات ما را مرحمت فرماید.امّا نماز خانگی که عبارت از نماز جماعتی اهل خانه باشد، سبب استحکام و تقویت و تسلّط والدین و حفظ نظامات خانوادگی شده حقایق دینی را در قلوب اطفال غرس می‌نماید.» (همان، ص۳۸۵.)

مسیحیان در کنیسه‌هاشان کتاب مخصوص برای نماز دارند و بر حسب آن چه در آن مکتوب است نماز باید بخوانند و امّا درباره نماز ارتجالی (فرادی) که شخص مصلّی به خودی خود نماز کند این است که افکار و استدعاهای مخصوص خود را به نوع مخصوص در حضور خالق خود می‌آورد و البتّه در این صورت با اختلاف ظروف و حرارت نفس مصلّی، تفاوت کلّی خواهد داشت و به هیچ وجه مقیّد به قیود مخصوصه نخواهد بود. طبق معتقدات اینان، مراعات اوقات معینّه برای نماز خالی از اهمیّت نخواهد بود، چنان که یهود در ساعت سوم و ششم و نهم روز و ساعت اوّل شب و آخر شب و وقت تناول طعام نماز می‌گزارد.(هاکس، جیمز، قاموس کتاب مقدّس، ص۸۸۹)

سجده از مهم ترین ارکان نماز در اسلام

در آموزه های وحیانی قرآن، برخی از ارکان نماز بیان شده است؛ اما چگونگی و شرایط آن را پیامبر(ص) در سنت و سیره خویش به طور قولی و عملی بیان کرده است. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، ارکان نماز همان «قنترس»؛ یعنی: قیام، نیت، تکبیره الاحرام، رکوع و سجود است.

چنان که گفته شد رکوع در شرایع اسلامی بود تا جایی که اهل کتاب براساس آموزه های وحیانی اهل رکوع بوده و در معابد خویش برای نماز خم می شدند و تعظیم می کردند. از همین روست که خدا به حضرت مریم(س) که از اهل تورات بوده و به عبادت با یهودیان می پرداخت می فرماید: یَا مَرْیَمُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَاسْجُدِی وَارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ ؛ اى مریم فرمانبر پروردگار خود باش و سجده کن و با رکوع ‏کنندگان رکوع نما. (مریم، آیه ۴۳)

در این آیه به صراحت بیان شده که ایشان مامور است تا فراتر از نمازی که یهود می خوانند، به سجده در آید که اختصاصی ایشان است؛ اما در همان حال بیان شده که ایشان موظف است تا همراه نمازگزاران به رکوع بپردازد و تعظیم خدا را در نماز جماعت با یهودیان به جا آورد.

به سخن دیگر، رکوع و تعظیم در برابر معبود سنت یهودی در نماز جماعت است که حضرت مریم(س) مامور می شود که با آنان نماز جماعت را به این گونه به جا آورد، اما سجده خاص ایشان است؛ زیرا یهود در نماز به سجده نمی رفتند.

به نظر می رسد که سجده که نهایت خضوع و خشوع در برابر خالق و معبود است، از ویژگی های نماز عبادی پیامبران و اولیای الهی است. از همین روست که سجده به عنوان اوج تذلل در همه مردمانی که خواهان نمایش ذلت دربرابر کسی بودند، مطرح است. به عنوان مثال قرآن کریم در مورد سجده برای غیر خدا به سجده مردم جاهلیت به خورشید و ماه در زمان پیامبران قبل از حضرت محمد صلوات الله علیه اشاره دارد:« وَ مِنْ آیاتِهِ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لا لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذی خَلَقَهُنَّ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ؛ و از نشانه‏ هاى حضور او شب و روز و خورشید و ماه است نه براى خورشید سجده کنید و نه براى ماه و اگر تنها او را مى ‏پرستید آن خدایى را سجده کنید که آنها را خلق کرده است.(فصلت، آیه ۳۷)

خداوند در این آیه خطاب به مشرکانی که به سجده بر ماه و خورشید مشغول بوده اند دستور سجده بر خالق ماه و خورشید را صادر می کند و اجازه نمی دهد تا به آیات خالق از خورشید و دیگران سجده برند. بر اساس گزارش های قطعی و یقینی قرآن،  در زمان حضرت سلیمان که مردم کشور یمن که تابع حکومت ملکه سبا بودند، همگی بر خورشید سجده می کردند: وَجَدْتُها وَ قَوْمَها یَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبیلِ فَهُمْ لا یَهْتَدُونَ ؛ او و قومش را دیدم که براى غیر خدا- خورشید- سجده مى کنند و شیطان اعمالشان را در نظرشان جلوه داده، و آنها را از راه بازداشته و از این رو هدایت نمى شوند!»(نمل، آیه ۲۴)

به نظر می رسد که تفسیر سجده به معنای فروتنی و تواضع معنای حقیقی کلمه نیست، بلکه معنای لازم و مجازی آن است؛ چرا که سجده از واژه «سجد» به معنای ورم و تورم کردن به ویژه پا است. البته زمانی که با سر گذاشتن بر خاک، پیشانی شخص ورم کند و نشانه ای از آن به جا ماند، به آن موضع و مکان متورم در پیشانی، مسجد می گویند. بنابراین، اطلاق مسجد به مکانی چون مساجد عبادی اهل اسلام به دلیل آن است که شخص در آن مکان به سجده می رود و نشانه ای آن در پیشانی اش به جا می ماند. خدا در این باره نقش افتادن پیشانی در چهره به دنبال سجده  یاران پیامبر(ص) می فرماید: مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاهِ؛ محمد [ص] پیامبر خداست و کسانى که با اویند بر کافران سختگیر [و] با همدیگر مهربانند آنان را در رکوع و سجود مى ‏بینى فضل و خشنودى خدا را خواستارند علامت [مشخصه] آنان بر اثر سجود در چهره ‏هایشان است این صفت ایشان است در تورات.(فتح، آیه ۲۹)

در این آیه بیان شده که نشانه های سجده در چهره یاران پیامبر(ص) به سبب تکرار سجده به جا مانده است. بنابراین، اهل سجده کسانی هستند بتوان نشانه های تورم سجده بر خاک را در چهره ایشان دید. این افراد به سبب همین سجده در شرایطی قرار می گیرند که آنان را بهره مند از رضوان الله و فضل خاص الهی می کند.(همان)

به سخن دیگر، اگر رکوع بیانگر تعظیم در برابرعظمت خدا است؛ سجده تکریم در برابر خدای «اعلی» است که علو او انسان را به خاک افتادن و سجده برآن می کشاند. از  این روست که در ذکر رکوع می گوییم: سبحان ربی العظیم و بحمده، که بیانگر تعظیم در برابر جلال الهی است؛ اما در ذکر سجده می گوییم: سبحان ربی الاعلی و بحمده؛ که بیانگر تکریم خدا در مقام اکرام و جمال است.

باید توجه داشت احتمال این که سجده در شریعت یهودی و مسیحی باشد، قوی است؛ چرا که خدا در قرآن  به سجده حضرت مریم (س) اشاره کرده و فرموده است: «یا مَرْیَمُ اقْنُتی لِرَبِّکِ وَ اسْجُدی وَ ارْکَعی مَعَ الرَّاکِعینَ ؛اى مریم! (به شکرانه این نعمت) براى پروردگار خود، فرمانبری و خضوع کن و سجده بجا آور! و با رکوع کنندگان، رکوع کن! »(آل عمران ، آیه  ۴۳) پس اگر همه یهودیان یا مسیحیان به سجده اقدام نمی کردند، ولی برخی از آنان سجده را واجب می دانستند. شاید سجده در شرایع دیگر برای عموم مستحب بوده ، ولی برای اولیای الهی به شکلی مستحب موکد یا واجب بوده است؛ از همین روست که خدا درقرَآن از سجده برخی ازاهل کتاب سخن به میان می آورد و می فرماید: لَیْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ أُمَّهٌ قائِمَهٌ یَتْلُونَ آیاتِ اللَّهِ آناءَ اللَّیْلِ وَ هُمْ یَسْجُدُونَ ؛ اهل کتاب همگی یکسان نیستند، جمعیّتى هستند که (به حق و ایمان) قیام مى کنند و پیوسته در اوقات شب، آیات خدا را مى خوانند در حالى که سجده مى نمایند.(آل عمران، آیه ۱۱۳)

خدا به صراحت در قرآن می فرماید که رهبران و پیامبران الهی و اولیای خاص اهل سجده بودند: أُولئِکَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ مِنْ ذُرِّیَّهِ آدَمَ وَ مِمَّنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ وَ مِنْ ذُرِّیَّهِ إِبْراهیمَ وَ إِسْرائیلَ وَ مِمَّنْ هَدَیْنا وَ اجْتَبَیْنا إِذا تُتْلى عَلَیْهِمْ آیاتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُکِیًّا ؛ آنها پیامبرانى بودند که خداوند مشمول نعمتشان قرار داده بود، از فرزندان آدم، و از کسانى که با نوح بر کشتى سوار کردیم، و از دودمان ابراهیم و یعقوب، و از کسانى که هدایت کردیم و برگزیدیم. آنها کسانى بودند که وقتى آیات خداوند رحمان بر آنان خوانده مى شد به خاک مى افتادند، در حالى که سجده مى کردند و گریان بودند.»(مریم، آیه ۵۸)

از نظر قرآن، فرشتگان الهی نیز اهل سجده به خدا هستند؛ چنان که خدا می فرماید: إِنَّ الَّذینَ عِنْدَ رَبِّکَ لا یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ یُسَبِّحُونَهُ وَ لَهُ یَسْجُدُونَ ؛ آنها که (در مقام قرب) نزد پروردگار تو هستند، (هیچ گاه) از عبادتش تکبر نمى ورزند، و او را تسبیح مى گویند، و برایش سجده مى کنند.».(اعراف، آیه ۲۰۶)

اصولا از نظر قرآن، انسان با سجده که نهایت تذلل در حالات انسانی و رفتار اوست، به خدا تقرب می جوید: وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ(علق، آیه ۱۹) و این گونه جزو مُکرمان شده واز سوی خدا تکریم می شود.(حج، آیه ۱۸)

خدا تبدیل کننده نقمت به نعمت

براساس آموزه های وحیانی قرآن، خداوند تبدیل کننده است؛ یعنی می تواند چیزی را جایگزین چیزی دیگر نماید.(واقعه، آیه ۶۱؛ معارج، آیه ۴۱؛ ابراهیم، آیه ۴۸)

از نظر قرآن، انسان با رفتارهای بد خویش فطرت خویش را تغییر می دهد که آثار آن در همه ابعاد زندگی اش بروز و ظهور می کند(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳)؛ اما با همه کارهایی که انجام می دهد، نمی تواند نفس خویش را تبدیل به چیزی دیگر کند؛ چرا که نفس الهی به عنوان سنت الهی تبدیل ناپذیر است.(روم، آیه ۳۰)

از نظر قرآن، انسان می بایست با عبودیت خود را بسازد و حتی اگر در ام الکتاب و لوح محفوظ جزو اهل شقاوت قرارداده شده، به اهل سعادت تبدیل شود؛ چرا که خدای قدیر می تواند شقاوت را به سعادت یا برعکس تبدیل کند؛ چرا که قوانین برخدا حاکم نیست، بلکه خدا بر قوانین حاکم است: یَمْحُو اللَّهُ مَا یَشَاءُ وَیُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْکِتَابِ؛ خدا آنچه را بخواهد محو یا اثبات مى ‏کند و اصل کتاب نزد اوست.(رعد، آیه ۳۹)

بر این اساس، انسان می بایست در همه حال امیدوار به خدا باشد، چنان که اهل بوستان سوخته، با سبحان الله گفتن، بر آن شدند تا رفتارخویش را اصلاح کنند و سپس ازخدا خواستند تا برای آنان بوستانی دیگر را جایگزین سازد: عَسَى رَبُّنَا أَنْ یُبْدِلَنَا خَیْرًا مِنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ ؛ امید است که پروردگار ما بهتر از آن را به ما عوض دهد؛ زیرا ما به پروردگارمان مشتاقیم.(قلم، آیه ۳۲)

هم چنین حضرت یونس(ع) که گرفتار خشم الهی شده بود، به سبب توبه و استغفار توانست، شرایط شقاوت را به سعادت تبدیل کند.(قلم، آیات ۴۹ و ۵۰)

بی گمان یکی از بهترین شرایط برای تبدیل وضعیت آن است که انسان در سجده به استغفار بپردازد و توبه و انابه کند و تضرع و گریه نماید؛ چرا که این حالت بهترین حالت در سجده و نهایت خشوع و خضوع در برابر خدا و تذلل و خواری به درگاه اوست؛ چنان که خدا می فرماید: قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا یُتْلَى عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا وَیَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ کَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا وَیَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ یَبْکُونَ وَیَزِیدُهُمْ خُشُوعًا؛  بگو :چه به آن ایمان بیاورید یا نیاورید بى‏ گمان کسانى که پیش از [نزول] آن دانش یافته‏ اند چون [این کتاب] بر آنان خوانده شود سجده‏ کنان به روى درمى‏ افتند و مى‏ گویند: منزه است پروردگار ما که وعده پروردگار ما قطعا انجام‏شدنى است و بر روى زمین مى‏ افتند و مى‏ گریند و بر فروتنى آنها مى‏ افزاید.(اسراء، آیات ۱۰۷ تا ۱۰۹)

خدا در قرآن درباره شیوه اولیای الهی از پیامبران می فرماید: أُولَئِکَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ مِنْ ذُرِّیَّهِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِنْ ذُرِّیَّهِ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْرَائِیلَ وَمِمَّنْ هَدَیْنَا وَاجْتَبَیْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُکِیًّا ؛آنان کسانى از پیامبران بودند که خداوند بر ایشان نعمت ارزانى داشت از فرزندان آدم بودند و از کسانى که همراه نوح [بر کشتى] سوار کردیم و از فرزندان ابراهیم و اسرائیل و از کسانى که [آنان را] هدایت نمودیم و برگزیدیم [و] هر گاه آیات [خداى] رحمان بر ایشان خوانده مى ‏شد سجده‏ کنان و گریان به خاک مى‏ افتادند.(مریم، آیه ۵۸)

در جایی دیگر نیز درباره ویژگی خاص اولیای الهی می فرماید: إِنَّمَا یُؤْمِنُ بِآیَاتِنَا الَّذِینَ إِذَا ذُکِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا یَسْتَکْبِرُونَ تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْیُنٍ جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ؛ تنها کسانى به آیات ما مى‏ گروند که چون آن [آیات] را به ایشان یادآورى کنند سجده‏ کنان به روى درمى‏ افتند و به ستایش پروردگارشان تسبیح مى‏ گویند و آنان بزرگى نمى‏ فروشند، پهلوهایشان از خوابگاهها جدا مى‏ گردد [و] پروردگارشان را از روى بیم و طمع مى‏ خوانند و از آنچه روزیشان داده‏ ایم انفاق مى کنند ،هیچ کس نمى‏ داند چه چیز از آنچه روشنى‏ بخش دیدگان است به [پاداش] آنچه انجام مى‏ دادند براى آنان پنهان کرده‏ ام.(سجده، آیات ۱۵ تا ۱۷)