سبک زندگی اسلامی در سیره امام کاظم(ع) 1

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

یکی از تکالیف و وظایف واجب هر مسلمانی آگاهی از فلسفه و سبک زندگی اسلامی است؛ از این روست که دانستن اصول دین به عنوان تبیین کننده فلسفه زندگی اسلامی از واجبات عینی هر مسلمان است و حتی تقلید در آن جایز نیست و باید به نوعی از اجتهاد در این زمینه دست یابد؛ یعنی مسموعات خویش را تعقل کند تا به عنوان جزم اندیشه ای او در آید. از دیگر واجبات دانستن احکام خمسه واجب و حرام و مستحب و مکروه و مباح است تا سبک زندگی خود را بر اساس آن بنیاد گذاری کند.

پیشوایان دین به عنوان اسوه های حسنه علمی و عملی از سوی خداوند مطرح شده که باید از سنت و سیره آنان درس بگیریم و بر اساس آن رفتار نماییم. یکی از پیشوایان دین امام موسی کاظم(ع) است که نویسنده در این مطلب به برخی از سنت و سیره آن حضرت(ع) در این زمینه پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

بهشت، بهـاى انسان

امام موسی کاظم(ع) بر اساس فلسفه وحیانی اسلام که خود متقبل بیان و تبیین آن است، فلسفه زندگی انسان در دنیا را کسب بهشت می داند و بر این باور است که در بازار خرید و فروش بده و بستان چه دهیم و چه بستانیم؟ انسان باید زندگی و عمر خویش در دنیا را به کم تر از بهشت نفروشد. این ارزشی است که ایشان تنها برای بدن انسان مطرح می کند و گرنه انسان جان خویش را جز به بهای رضوان الله و لقاء الله نمی بایست بفروشد و هر گونه معامله دیگری که بهایی کم تر این باشد باید خود را مغبون شمارد و حاضر به چنین معامله و خسارت و زیانی نشود. امام مُوسَى بنُ جَعفَر الکاظم علیه السلام در این باره می فرماید: اِنَّ اَبْدانَکم لَیْسَ لَها ثَمَنٌ اِلاَّ الْجَنَّهُ، فَـلاتَبیعُـوها بِغَیْـرِها؛همانا بدنهاى شما را بهایى جز بهشت نیست. پس آنـرا به غـیر بهشت نفـروشـید.( تحف العقول، ص ۳۸۹)

خداوند در آیات قرآنی بیان می کند که انسان باید در برابر چیزی که می دهد چیزی بگیرد و این از اصول طبیعی است که بده و بستان ها باید به گونه ای باشد که ارزش معامله را داشته باشد و رضایت دو طرف جلب شود.(نساء، آیه ۲۹)

از نظر قرآن، انسان زندگی دنیوی خویش را باید به بهای گزاف و ارزشمندی بفروشد و این عمر و سرمایه را در جایی سرمایه گذاری نکند که نه تنها سودی نداشته باشد بلکه اصل سرمایه از دست برود و خسران و زیان بکند. از نظر قرآن بیش تری مردم در زندگی دنیوی خود زیان و خسران کرده و پا از ضرر فراتر می نهد(سوره عصر)

از این رو، به انسان ها پیشنهاد یک معامله ای را می دهد که به جای ضرر و زیان ، سودی عظیم و بزرگ و مانا و پایا نصیب آدمی شود. خداوند به صراحت در آیه ۱۰ سوره صف می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى تِجَارَهٍ تُنجِیکُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، آیا شما را بر تجارتى راه نمایم که شما را از عذابى دردناک مى‏رهاند؟

آن گاه شروط معامله و بهای آن را بیان کرده و در آیه ۱۱ همین سوره می فرماید: تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ؛ به خدا و فرستاده او بگروید و در راه خدا با مال و جانتان جهاد کنید. این [گذشت و فداکارى‏] اگر بدانید، براى شما بهتر است.

پس معامله و تجارت سودمندی که خداوند پیشنهاد می کند دارای این شروط است که در آیات دیگر هم چون سوره عصر به گونه ای دیگر تبیین شده است.

از نظر قرآن مومنانی که با خداوند معامله می کنند و در تجارتی که با خدا دارند سودی می برند که بهشت ابدی و سعادت مانا و پایا در آخرت است. خداوند این مطلب را در آیاتی از جمله در آیه ۲۹ سوره فاطر بیان کرده و فرموده است: إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاهَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِیَهً یَرْجُونَ تِجَارَهً لَّن تَبُورَ؛ در حقیقت، کسانى که کتاب خدا را مى‏خوانند و نماز برپا مى‏دارند و از آنچه بدیشان روزى داده‏ایم، نهان و آشکارا انفاق مى‏کنند، امید به تجارتى بسته‏اند که هرگز زوال نمى‏پذیرد.

اما چنان که گفته شد بیش تری مردم عمر خود را در دنیا به جای معامله با خدا با شیطان معامله می کنند و خسـارت زده و زیانکار از دنیا به سوی ابدیتی می روند که جز شقاوت و رنج و بدبختی دوزخ برای آنان نیست. خداوند درباره این افراد در آیه ۱۶ سوره بقره می فرماید: أُوْلَـئِکَ الَّذِینَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَهَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا کَانُواْ مُهْتَدِینَ؛ اینانند که گمراهى را به بهاى ره‏یابى خریده‏اند، از این رو بازرگانیشان سود نکرد و راه‏یافتگان نبودند.

پس کسانی که هدایت های الهی را کنار گذاشته و فلسفه و سبک زندگی خود را بر اساس دین اسلام قرار نداده اند و گمراهی را بر هدایت برگزیده و گمراهى را به بهاى‏ هدایت خریده اند، نتیجه این داد و ستدشان سودى برای آنان به بار نیاورده است و مغبون گشته اند؛ چنان که امام کاظم علیه السلام در باره این تجار و بازرگانان فرموده اند: اَلْمَغْبُونُ مَن غَبَنَ مِنْ عُمْرِهِ ساعَهً؛ زیـانـکار، کسى است کـه ساعتى از عمر خویش را باخته است. (حیاه الامام موسى بن جعفر علیه السلام ، ج ۱ ص ۲۸۰)

پس از نظر امام موسی کاظم(ع) بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، مغبون کسی است که در تجارت دنیا و آخرت، عمرش را به بهای اندک متاع دنیوی فروخته(بقره، آیه ۱۲۶؛ آل عمران، آیات ۱۴ و ۱۹۷؛ نساء، آیه ۷۷) و سعادت و خوشبختی ابدی اخروی را نادیده گرفته و معامله را بر اساس آن انجام نداده است.

دین شـناسى، راه رهایی

اینک که دانسته شده، بهای زندگی دنیوی، بهشت ابدی و رضوان الهی است و انسان باید تن و روان خویش را به بهایی گزاف فروشد تا مغبون و زیان کار نشود، باید گام نخست را برای رهایی از خسران و زیان در این معامله بردارد که همان دین شناسی و شناخت فلسفه زندگی و سبک زندگی بر اساس معیارهای اسلامی و وحیانی است که در قالب آموزه های معرفتی و دستوری اسلام بیان شده است.

خداوند در آیات نخست سوره بقره و آیات دیگر به این اصول توجه داده که راه سعادت و خوشبختی ابدی انسان، ایمان به غیب غیر از عالم شهادت است که شامل خدا و فرشتگان و آخرت و معاد و مانند آن می شود. پس انسان باید بپذیرد که زندگی در همین زندگی مادی دنیوی خلاصه نمی شود و هستی فراتر و بزرگ تر و گسترده از آن چیزی است که می بیند و انسان باید خودش را برای آینده ابدی در عالم دیگر آماده کند و برای این کار باید تقوای الهی پیشه کند و به عبادت خداوند پرداخته و حقوق و واجبات مالی خود را نسبت به دیگران ادا نماید و با احسان و محاسن و مکارم اخلاقی ابدیت خود را بسازد تا این گونه رستگار شود.

پس نخستین گام در زندگی شناخت از هستی فراتر از عالم شهادت و جهان مادی و درک حکمت و فلسفه زندگی و اهداف آن و برنامه ریزی در چارچوب این هدف متعالی و بزرگ است. از همین روست که امام مُوسَى بنِ جَعفَر علیه السلام می فرماید: تَفَـقَّـهُوا فى دیـنِ اللّهِ، فَإنَّ الْفِقْهَ مِفْتاحُ الْبَصیرَهِ وَتَمامُ الْعِبادَهِ؛ در دین خـدا با ژرف نگری دانا شوید، چرا که دین شـناسى و فـقه، کلید بصیرت و کمال عبادت است.( مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۳ ص ۲۴۹)

پس کسی که در دین اسلام تفقه می کند و با ژرف نگری فلسفه زندگی و سبک آن را به دست می آورد می تواند به عبادتی تمام دست یابد به عنوان هدف متعالی در آیات قرآنی مطرح شده (ذاریات ، ایه ۵۶) تا این گونه به یقین سه گانه دست یافته و آخرت را برای خود تضمین کند.(حجر، آیه ۹۹؛ تکاثر، آیات ۵ و ۷؛ واقعه، آیه ۹۵)

امـام کاظـم علیه السلام در جایی دیگر خواهان دانش آموزی می شود و بهترین دانش ها را در چهار چیز می داند که ارتباط تنگاتنگی با خوشبختی ابدی آدمی دارد و فلسفه و سبک زندگی انسان را تحت تاثیر مستقیم و غیر مستقیم خود قرار می دهد. ایشان می فرماید: وَجَدْتُ عِلْمَ النّاسِ فى اَرْبَـعٍ: اَوَّلُــها اَنْ تَعْرِفَ رَبَّکَ، وَالثّانِیَهُ اَنْ تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِکَ، وَالثّـالِثَهُ اَنْ تَعْـرِفَ مـا اَرادَ مِنْکَ، وَالرّابِعَهُ اَنْ تَعْرِفَ ما یُخْرِجُکَ مِنْ دینِکَ؛ دانش مردم را در چهار چیز یافتم: اوّل: آنکه پروردگارت را بشناسى، دوم: آنکه بدانى با تو و براى تو چه کرده است، سوم: آنکه بدانى از تو چه خواسته است، چهارم: آنکه بدانى چه چیز تو را از دینت بیرون مى کند. (کشف الغمّه، ج ۳ ص ۴۵)

در حقیقت یادگیری و دانش از لوازم زندگی بشر است و انسان باید بیاموزد و تعلم و تعلیم داشته باشد، ولی این آموزش و دانش باید در راستای هدف بزرگ زندگی و تجارت عظیم باشد و عمر خویش را به هر دانش و آموزشی صرف نکند؛ زیرا گاه هزینه سنگین و زیاد است، ولی بهره بسیار کم یا ناچیز یا حتی هیچ است. آدمی عمر گرانبهایی خویش را برای چیزهایی کم ارزش و بی ارزش هزینه نمی کند بلکه آن را در جایی هزینه می کند که سودی بزرگ و تجارتی عظیم باشد.

مدیریت اقتصادی و پرهیز از ولخــرجى

شاید یکی از مهم ترین وظایف هر انسانی پس از شناخت خدا و شکرگزاری از وجود و نعمت های وجود در قالب نماز، عمران و آبادانی زمین است(هود، آیه ۶۱) تا این گونه به وظیفه خلافت از خدا و پرورش موجودات پرداخته باشد، و هم ضمن برطرف نیازهای مادی و دنیوی خویش، دستگیر مردمان بوده و با احسان و انفاق خویش زمینه را به ویژه برای ناتوان عقلی از سفیهان از کودک و مانند آن ها و ناتوانان جسمی و مادی از مساکین و فقیران فراهم آورده تا آنان نیز بتوانند پس از برطرف کردن نیازهای طبیعی و مادی و دنیوی خویش فرصت عبادت و بندگی پیدا کنند و قدرت عبادت بیابند و زمینه رشد و بالندگی را به دست آورند. از همین روست که در همین آیات ۲ و ۳ سوره بقره در کنار عبادتی چون نماز از انفاق سخن به میان می آورد تا نشان دهد که لازمه انفاق، تولید و کسب در آمد است؛ زیرا اگر کسی نداشته باشد نمی تواند انفاقی داشته باشد؛ پس این که می گوید انفاق کنید یعنی بروید تولیدی داشته باشید و از تولیداتی که دارید هم خودتان استفاده کنید و هم به دیگران انفاق نماید.

از آیات وحیانی قرآنی به دست می آید که اقتصاد به عنوان برطرف کننده نیازهای طبیعی و غریزی و ابتدایی آدمی یک امر ضروری است. از این روست که خداوند در آیه ۵ سوره نساء اقتصاد را به عنوان مقوم جامعه معرفی می کند که قیام و ایستادگی جامعه انسانی بر اساس آن است. در حقیقت ستون میانی و برپاکننده جامعه همان اقتصاد است به طوری که اگر آن نباشد چادر و خیمه جامعه فرو می ریزد و کسی نمی تواند در زیر آن استقرار یابد.

بر همین اساس هر گونه رفتار ضد اقتصادی در سبک زندگی اسلامی حرام و مکروه دانسته شده و رفتارهای اقتصادی مناسب و درست به عنوان محبوب الهی یا واجب یا مستحب قلمداد می شود.

خداوند همان طوری که بر تولید تاکید دارد بر چگونه حفظ و نگه داشت (نساء، آیه ۵) و مصرف درست و مناسب آن نیز تاکید دارد. پس همان طوری که می فرماید تولید کنید (هود، آیه ۶۱ و آیات دیگر) می فرماید که چگونه هزینه و مصرف کنیم که مطابق مقوم بودن اقتصاد باشد. به عنوان نمونه در آیه ۶۷ سوره فرقان در بیان خصوصیات بندگان خدای رحمن می فرماید: وَالَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَامًا؛ و کسانى‏اند که چون انفاق کنند، نه ولخرجى مى‏کنند و نه تنگ مى‏گیرند، و میان این دو روش‏ حد وسط را برمى‏گزینند.

این مطلب درباره انفاق و هزینه برای دیگران است، اما درباره هزینه و مصرف در زندگی شخصی و خانوادگی خود نیز می فرماید: وکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ و بخورید و بیاشامید، ولى‏ زیاده‏روى مکنید که او اسرافکاران را دوست نمى‏دارد.(اعراف، آیه ۳۱)

هم چنین در آیه ۱۴۱ سوره انعام با اشاره به حقوق مالی چون انفاق به مصرف شخصی و خانوادگی نیز اشاره داشته و می فرماید: کُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ از میوه آن- چون ثمر داد- بخورید، و حق بینوایان از آن را روز بهره‏بردارى از آن بدهید، ولى‏ زیاده‏روى مکنید که او اسرافکاران را دوست ندارد.

از امام کاظم علیه السلام روایت است که ایشان با اشاره به آثار زیانبار روش اسرافی در زندگی می فرماید: مَنْ بـَذَّرَ وَاَسـْرَفَ زالَـتْ عَنْهُ النـِّعْمَهُ؛ هرکس ولخرجى و اسراف کند، نعـمت از دسـتش مـى رود. (بحارالانوار، ج ۷۵ ص ۳۲۷)

زندگی دنیا هر چند بسیار مهم است؛ چرا که مهم ترین ابزار و بستر برای ساخت ابدیت است؛ زیرا که انسان در دنیا با اعمال و نیات صالح خویش است که آخرتش را می سازد، ولی باید این را هم بداند که متاع و زینت های آن برای دنیا است، نه برای آخرت؛ و اگر آدمی گرفتار محبت دنیا و شهوات دنیوی و متاع های آن شود،(انسان، آیه ۲۷) همانند تشنه ای است که از آب شور دریا می خورد که هر چه بیش تر می نوشد بیش تر تشنه خواهد شد تا جایی که موجب مرگش می شود. در وصایاى امام کاظم علیه السلام به هشام آمده است: مَثَلُ الدُّنْیا مَثَلُ ماءِ الْبَحْرِ کُلَّما شَرِبَ مِنْهُ الْعَطْشـانُ ازْدادَ عَطَشا حَتّى یَقْتـُلَهُ؛ مَثَل دنیا، همچون آب دریاست (که شور است). تشنه هر چه از آن بنوشد، تشنه تر مى شود، تا آنکه او را مى کشد. (بحارالانوار، ج ۷۵ ص ۳۱۱)

یا رب مباد آن که گدا معتبر شود

البته برخی از مردم به دلایلی گرایش به تبذیر و اسراف پیدا می کنند و ریخت و پاش برای آنان عادی می شود. برخی از افراد نیز کم ظرفیت هستند. شاید شما نیز با نوکیسه ها مواجه شده باشید که به اتراف رو آورده و سرخوش از باده مستی و نعمت هستند.

خداوند در آیات قرآنی به افرادی اشاره می کند که وضعیت سخت و دشواری دارند و به اخلاص دست نیاز به سوی خدای بی نیاز دراز می کنند و خداوند به حکم مضطر و مخلص بودن دعای آنان را اجابت می کند ولی همین که از آن رهایی یافتند و به نعمتی رسیدند خدا را فراموش می کنند و سر به عصیان گذاشته و بد مستی می کنند. خداوند در آیات ۲۱ تا ۲۳ سوره یونس به وضعیت این افراد اشاره می کند که باید گفت انسان های کم ظرفیت یا بی ظرفیتی هستند. خداوند می فرماید: هنگامى که به مردم، پس از ناراحتى که به آنها رسیده است، رحمتى بچشانیم، در آیات ما نیرنگ مى‏کنند (،و براى آن نعمت و رحمت توجیهات ناروا مى‏کنند)؛ بگو: «خداوند سریعتر از شما مکر ( چاره‏جویى) مى‏کند؛ و رسولان ( فرشتگان ) ما، آن چه نیرنگ مى‏کنید (و نقشه مى‏کشید)، مى‏نویسند!» او کسى است که شما را در خشکى و دریا سیر مى‏دهد؛ زمانى که در کشتى قرارمى‏گیرید، و بادهاى موافق آنان را (بسوى مقصد) حرکت میدهد و خوشحال مى‏شوند، ناگهان طوفان شدیدى مى‏وزد؛ و امواج از هر سو به سراغ آنها مى‏آید؛ و گمان مى‏کنند هلاک خواهند شد؛ در آن هنگام، خدا را از روى اخلاص مى‏خوانند که: «اگر ما را از این گرفتارى نجات دهى، حتما از سپاسگزاران خواهیم بود!»؛ اما هنگامى که خدا آنها را رهایى بخشید، (باز) به ناحق، در زمین ستم میکنند. اى مردم! ستمهاى شما، به زیان خود شماست! از زندگى دنیا بهره (می برید)، سپس بازگشت شما به سوى ماست؛ و ما، شما را به آنچه عمل میکردید، خبر می دهیم!

امام موسى بن جعفر علیه السلام با اشاره به تغییر وضعیت افراد و کم ظرفیتی آنان به ویژه گدایی که معتبر می شود فرموده است: مَـنْ وَلـَّدَهُ الْفـَقْرُ اَبْطـَرَهُ الْغـِنى؛ کسـى که زاده فـقر بـاشـد، ثروتمندى او را به طغیان و سرمستى مى کشد. (مسندالامام الکاظم علیه السلام ، ۲ ص ۳۵۷)

به سخن دیگر: وای به روزی که گدا معتبر شود / گرمعتبر شود زخدا بی خبر شود.

لسان الغیب حافظ شیرازی چه خوش در باره این افراد سروده است:

از کیمیای مهر تو زر گشت روی من

آری به یمن لطف شما خاک زر شود

در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب

یا رب مباد آن که گدا معتبر شود

موجـبات قـرب خــدا

چنان که گفته شد انسان باید دنبال رضا و رضوان خداوند باشد. بهترین راه دست یابی به آن ها همانا عمل به آموزه های وحیانی اسلام است. در میان اعمال عبادی و اخلاقی برخی از امور نقش مهم تر و کلیدی تری دارند.

امام کاظم علیه السلام با اشاره به برخی از اعمال که برتر از دیگر اعمال هستند فرموده است: اَفْضَلُ ما یَتَقَرَّبُ بِهِ الْعَبْدُ اِلَى اللّهِ بَعْـدَ المَعْـرِفَهِ بِهِ الَصَّـلاهُ وِ بِرُّ الْوالِدَیْنِ وَ تَرْکُ الْحَسَدِ وَالُعْجبِ وَالفَخْرِ؛ پس ازخداشناسى، برترین کارى که بنده به وسیله آن به خداوند نزدیک مى شود عبارت است از: نمــاز، نیـکى به پـدر و مـادر، و ترک حسد و خودپسندى و فخرفروشى.(تحف العقول، ص ۳۹۱)

با نگاهی به این اعمال متوجه می شویم که از نظر امام(ع) پس از حوزه معرفت شناسی و هستی شناسی که جهان بینی و نگرش های انسان و فلسفه زندگی او را تبیین و توصیه می کند، مهم ترین اعمال عبادی نماز دانسته شده است. خداوند در آیات قرآنی از جمله آیه ۳ سوره بقره نیز این مطلب را بیان کرده است. هر چند در همین آیه انفاق به طور مطلق بیان می شود، ولی با توجه برخی دیگر از آیات از جمله ۸۳ سوره بقره و ۳۶ سوره نساء و ۱۵۱ سوره انعام می توان دریافت که انفاق به والدین در قالب احسان و بر و نیکی برتر از دیگر مصادیق انفاق است ؛ چرا که خداوند پس فرمان بندگی ، فرمان می دهد که به والدین توجه شود و آن را در کنار عبادت خویش قرار می دهد. امام موسی کاظم(ع) با توجه به این آموزه های وحیانی قرآن است که نیکی به والدین را افضل اعمال عبادی دانسته است.

آن حضرت(ع) همان طوری که به مساله فضایل و اعمال نیک و صالح اشاره می دهد به برخی از رذایل اخلاقی که بسیار زیانبار هستند و می توان گفت که جزو رذایل اخلاقی هستند که خاستگاه و ریشه بسیاری از اعمال زشت و تباه و گناه و خطای آدمی است، فرمان می دهد که از اموری چون حسادت و خودبرتربینی و فخر فروشی اجتناب شود؛ زیرا این ها گناهان کبیره و بزرگی هستند که خود منشای گناهان بزرگ دیگری نیز می شوند.

پایان قسمت اول