سبک زندگی اسلامی، مهارت همدلی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

همدلی به معنای درک دیگران و هم احساسی و احساس مشترک با آنان است؛ این وقتی کسی درد می کشد و رنجی می برد، شرایط او را درک کنیم هر چند خودمان مثلا به درد دندان یا مصیبت از دست دادن عزیزی گرفتار نیستیم. همدلی همانند دیگر عواطف انسانی قابل یادگیری، افزایش و تقویت است و به عنوان یک مهارت قابل تعلیم و تربیت است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا آموزه های اسلامی را در باره همدلی تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

چیستی، چرایی و چگونگی همدلی

وقتی به تحلیل برخی از حالات و عواطف انسانی می پردازیم، نخست این پرسش مطرح می شود که مثلا همدلی به عنوان یک حالت عاطفی چیست؟ دیگر آن که چرا به همدلی نیاز داریم و چه کمکی به ما و دیگران می کند و چه اهدافی را بر آورده می سازد؟ یعنی فلسفه همدلی چیست؟ دیگر آن که چگونه می توان آن را ایجاد، تقویت و یا به کار بست؟

در یک جمله اگر بخواهیم به این سه پرسش اساسی پاسخ دهیم باید در پاسخ پرسش نخست بگوییم همدلی یعنی این که فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد، درک کند. به معنای دیگر؛ مهارت هم‌احساسی و توانایی همدلی با دیگران به معنای توانایی درک و اشتراک احساس دیگران با مشاهده وضع حال و هیجان‌های آنان است. پس ابراز و اظهار احساس مشترک با دیگران و نشان دادن آن به معنای همدلی است.

در پاسخ به چرایی و فلسفه همدلی و هم احساسی نیز باید گفت همدلی به فرد کمک می کند تا بتواند انسانهای دیگر را حتی وقتی با آنها متفاوت است بپذیرد و به آنها احترام گذارد. همدلی روابط اجتماعی را بهبود می بخشد و به ایجاد رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده ، نسبت به انسان های دیگر منجر می شود.

و درپاسخ به پرسش «چگونگی» نیز باید گفت، وقتی خودمان را جایی دیگری قرار دادیم و بر اساس قاعده طلایی «هر چه را برای خود می پسندی برای دیگران بپسند و هر آن چه را برای خود نمی پسندی برای دیگران نیز مپسند»، عمل کنیم، آن موقع هر کاری را که دوست داریم دیگران برای ما انجام دهند، باید برای دیگران انجام دهیم.

فلسفه و اهداف و آثار همدلی

شاید پس از درک چیستی همدلی این پرسش اساسی ترین پرسش باشد که فلسفه و اهداف و آثار همدلی چیست؟ چرا باید با دیگران همدلی داشته باشیم و احساس مشترکی را ارایه دهیم؟

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن و اسلام، انسان موجودی اجتماعی است و نمی تواند بدون دیگری نیازهای خود را برآورده کند. به سخن دیگر، انسان همان طوری که به جمع نیاز دارد تا در جمع باشد، فراتر از آن به اجتماع نیاز دارد تا نیازهایش را به کمک دیگران برآورده سازد؛ زیرا ممکن است یک نفر در جمع باشد ولی هیچ گونه احساس تعلق و نیازی به دیگری نداشته باشد و به سخن دیگر: من در جمع و دلم جای دیگر است، این شاید تنها در محدوده زمانی و مکانی کوتاهی باشد؛ زیرا انسان فراتر از آن که در جمع باید باشد و با جمعیت و دیگری بودن را دوست می دارد، اصولا نمی تواند بدو اجتماع نیازهای مادی و عاطفی خویش را برآورده سازد.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، انسان در آخرت ممکن است تنها در جمع محشوران باشد، و در بهشت و دوزخ نیز در جمع قرار گیرد، ولی در آن جا هیچ اجتماعی با انسان ها و یا جنیان شکل نمی گیرد بلکه تنها جمعی هستند که با هم خواهند بود؛ زیرا نیازهای هر کسی به طوری برآورده می شود که نیازی به دیگری از جنس انسان و جن نیست. از همین روست که در آخرت خویش و خویشاوندی معنایی ندارد؛(مومنون، آیه ۱۰۱) اما در دنیا وضعیت به طور کامل فرق می کند؛ زیرا انسان نمی تواند بدون اجتماع زندگی کند و نیازهای عاطفی و مادی خویش را برآورده سازد. از این روست که انسان به عنوان یک موجود اجتماعی در دنیا مطرح است و نیازمند دیگران است تا به عواطف خویش پاسخ درست و مناسبی بدهد یا دیگری را برای کارهای خویش به کار گیرد و نیازهایش را برآورده سازد و به شکلی آنان را به استخدام و تسخیر خویش در آورد؛ حال این تسخیر و استخدام به قدرت و ثروت است یا به محبت و عوامل دیگری عاطفی.(انعام، آیه ۱۶۵ ؛ روم، آیه ۲۱؛ و آیات دیگر)

از آن جایی که انسان موجودی اجتماعی است نمی تواند بدون دیگری نیازهای مادی و عاطفی خود را برآورده سازد. بنابراین به طور طبیعی ما انسان ها به عواطف و احساسات و نیز همدلی دیگران نیاز داریم؛ زیرا بدون همدلی دیگران احساس تنهایی می کنیم و ادامه زندگی در چنین شرایطی برایمان دشوار می شود .

به سخن دیگر، ما انسان ها در حالات عادی و طبیعی و حتی عدم وجود مشکلی، نیاز به دیگران داریم تا از راه عواطف و احساسات به نیازهای عاطفی و روحی و روانی خود پاسخ مثبت و سازنده ای بدهیم؛ پس در شرایط بحرانی و مشکلات روحی و روانی به طور طبیعی نیازمندی ما به دیگران بیش تر خواهد شد و خواهان همدردی و همدلی و حس مشترک هستیم تا بتوانیم از مشکل و بحران روحی و روانی و عاطفی عبور کنیم.

در جوامع کوچک گذشته، انسان ها برای حل مشکلات خود در یک محدوده خانواده و قبیله و مانند آن ها با هم همدلی می کردند و مشکلات را به کمک یکدیگر بر طرف می کردند . خانواده های همسایه ، خویشان و دوستان و اهالی محله و مسجد نقش اساسی را در همدلی و همدردی و پاسخ گویی به احساسات و عواطف ایفا می کردند و نقش مهمی داشتند. هر گاه مصیبتی خاص یا عام از جمله مرگ خویشان یا در حوادثی مانند زلزله، سیل، جنگ و مانند آن ها انسان ها باید با یکدیگر همدردی و هـــمـــدلــــی می کردند. این همدردی و همدلی با حضور مستقیم و حتی کمک های مادی فراتر از عاطفی انجام می شد. امروز به یک معنا همدردی محدوده ها و محدودیت ها خارج شده و به سبب ابزارها و وسایل ارتباطی از قبیل تلفن ، رادیو ، تلویزیون، ماهواره، مردم یک کشور و حتی جهان به سرعت از حال و وضع هم وطنان خود و دیگران در مناطق دیگر با خبر می شوند و شرایط به گونه ای شده که هر کس می تواند به اندازه ی توان خود به افراد مصیبت زده از نظر عاطفی و کلامی و حتی مادی کمک کند.

همدلی که گاه با همدردی نیز همراه خواهد شد، آثاری را به دنبال دارد که می تواند اهمیت و ارزش همدلی را نیز تبیین نماید. در قرآن و روایات برای همدلی آثاری بیان شده که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. برطرف شدن حزن و اندوه: وقتی کسی با دیگری همدلی می کند، از نظر عاطفی حزن و اندوه اش کاهش می یابد؛ زیرا کسی را می یابد که او را درک می کند و می تواند به یاری و کمک او در حل مساله و مشکل تکیه کند. وقتی انسان احساس کند که مثلا خدایی است که او را همه جا و همه حال همراهی می کند و مشکلات او را برطرف می نماید، و همه هستی را بسیج می کند تا مشکل او را برطرف کند، دیگر حزن و اندوهی به دل راه نخواهد داد.(نگاه کنید: قصص، آیات ۷ تا ۱۰)
  2. برطرف شدن ترس و خوف: همان طوری که از دست دادن چیزی موجب اندوه و حزن است؛ ترس و خوف از دست دادن نیز خود مشکلی را در آدمی ایجاد می کند و دلش به کار نمی رود. در این حالت همدلی می تواند موجب ثبات قدم شخص شود و او را برای انجام کار و تلاش تشویق و تقویت نماید. در آیه ۱۰۲ سوره صافات بیان می شود که چگونه همدلی حضرت اسماعیل(ع) با پدرش حضرت ابراهیم(ع) موجب می شود تا ترس و خوف او پایان یابد و به کاری که مامور بوده اقدام نماید.
  3. خداوند در آیات بسیاری از قرآن به همدلی و آثار آن اشاره کرده است. (نگاه کنید: توبه، آیه ۴۰ سوره توبه؛ ابراهیم، آیات ۱۳ و ۱۴؛ طه، آیات ۴۳ تا ۴۶؛ و ۶۶ تا ۶۹ و مانند آن ها)
  4. ایجاد آرامش و اطمینان: همدلی موجب آرامش و اطمینان در شخصی می شود که احساس ناخوشایندی در او وجود دارد. همدلی حضرت یوسف(ع) موجب آرامش برادرش می شود(یوسف، آیه ۶۹)هم چنین همدلی حضرت موسی(ع) با مردم موجب آرامش آنان و اطمینان از فرار می شود(شعراء، آیات ۶۱ و ۶۲) چنان که همدلی آن حضرت(ع) موجب آرامش خاطر همسرش شده است. (نمل، آیه ۷)
  5. ارایه راهکار: از دیگر آثار و برکات همدلی ، برخورداری از راهکارهایی است که همدلان ارایه می دهند؛ زیرا وقتی همدلی وجود داشته باشد، شخص خود را در جای دیگری قرار می دهد و این گونه می تواند راهکارهایی برای حل مشکل ارایه دهد.(نمل، آیات ۲۹ و ۳۰)
  6. ترحم و دلسوزی: از دیگر آثار همدلی ، ترحم و دلسوزی است. این گونه است که دیگر تنها به خودش توجه نمی کند بلکه با حس همدلی بر آن است تا دیگری را نیز نجات بخشد. این گونه است که دعاها ونیایش هایش نیز رنگ و رویی دیگر می یابد و نه تنها خواهان نجات و رهایی خود از مشکلات است بلکه برای دیگران نیز دعا و نیایش می کند. هر چه حس همدلی گسترده تر باشد دامنه ترحم و دلسوزی و دعا و نیایش گسترده تر می شود. در دعاها و نیایش های ماه مبارک رمضان این همدلی تا جایی گسترش می یابد که شخص برای هر گرسنه و تشنه و لختی درخواست غذا و آب و لباس می کند و برای رهایی از گرفتاری دعا می کند. این نحوه نگاه به زندگی خود و دیگران موجب می شود تا برای رهایی دیگران نیز تلاش کند و راهکارهایی را ارایه دهد. در آیات قرآنی مثلا از باب ترحم و دلسوزی این دعا نقل شده است: قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلأَخِی وَأَدْخِلْنَا فِی رَحْمَتِکَ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ ؛ گفت : ای پروردگار من ، مرا و برادرم را بیامرز و ما را در رحمت ، خویش داخل کن که تو مهربان ترین مهربانانی(اعراف، آیه ۱۵۶)
  7. بهره مندی از همدلی دیگران: کسی که نسبت به دیگران همدلی می کند به طور طبیعی خودش نیز از همدلی و همدردی دیگران نیز بهره مند خواهد شد؛ چنان که گفته شد: ارحم ترحم؛ رحم کن تا مورد رحمت قرار گیری. امیرالمؤمنین على علیه السلام به نوف بکالى فرمود: اى نوف ! به مخلوقات خدا رحم و دلسوزى کن تا مورد رحم واقع شوى و مورد شفقت و مهربانى دیگران قرار گیرى (بحار، ج ۷۴ – ۳۹۶؛ قال امیرالمؤمنین على علیه السلام : یا نوف ارحم ترحم). و در بعضى از روایات حضرت على علیه السلام از پیامبر خدا نقل کرده که آن بزرگوار فرمود: خداوند به مخلوقات و بندگان خویش شفیق و مهربان است و کسانى که دلشان براى آنان مى سوزد مورد توجه خدا قرار گرفته و ایشان را دوست مى دارد(بحار، ج ۷۴، ص ۳۹۴، حدیث ۱۶؛ قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم : ان الله عزوجل رحیم یحب کل رحیم). از فضیل بن عثمان منقول است که گفت : از حضرت صادق علیه السلام شنیدم فرمود: هر که واجد نرم خوئى و ملایمت بوده و با مردم خوش رفتارى نماید، هر هدفى که داشته باشد، مى تواند فراهم کرده و به دست آورد(بحار، ج ۷۵، ص ۶۴ – یقول الامام الصادق علیه السلام : من کان رفیقا فى اءمره نال ما یرید من الناس کافى ، ج ۲، ص ۱۲۰.).
  8. محبوب دل ها: کسی که همدلی می کند خودش محبوب می شود؛ چنان که درباره پیامبر(ص) خداوند می فرماید بسیار نسبت به دیگران خودش را به رنج می افکند (کهف، آیه ۶؛ شعراء، آیه ۳) و این گونه با دیگران همدلی می کرد؛ از همین روست که محبوب مردم شد. چنانچه خداوند متعال درباره خاتم پیامبران(ص) مى فرماید: اگر تندخوى و بى رحم و سنگدل بودى ، از اطراف و پیرامونت متفرق و پراکنده مى شدند(آل عمران ، آیه ۱۵۹، ولو کنت فظا غلیظ القلب لا نفضوا من حولک). مهر و محبت آن بزرگوار مخصوص مسلمین نبود، بلکه همه مردم و سکنه روى زمین از دلسوزى هاى او برخوردار بودند. زیرا حضرت احدیت ، آن سرور کائنات و پیامبر رحمت و انسانیت را براى هدایت و دستگیرى همه جهانیان فرستاده بود(انبیاء، آیه ۱۰۷؛ و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین). حضرت باقر علیه السلام از پدر بزرگوارش امیرالمؤمنین على علیه السلام نقل کرده است که : آن حضرت فرمود: براى متقین و پرهیزگاران و دین داران علائم و آثارى است که به وسیله آنها معلوم و شناخته مى شوند. حضرت(ع) پس از شمردن چند نشانه یکى را هم دلسوزى و غمخوارى ضعفا و ناتوانان و بیچارگان نام برد(بحار، ج ۷۰، ص ۲۸۲، حدیث ۲).

فرق و تفاوت میان همدردی و همدلی

انسان ها نیازهای عاطفی گوناگونی دارند که باید بدان پاسخ های مناسب و درستی داده شود. بر اساس روان شناسی و تحلیل حالات و هیجانات انسانی می توان تفاوت هایی میان همدلی و همدردی به دست آورد.

اصطلاح همدلی (Empathy)، به معنای قابلیت یا توانایی تجربه کردن احساسات مشابه در دیگر اشخاص است. همدلی به‌طور دقیق‌تر یعنی از دریچه چشم دیگران به‌مسائل نگاه گردن است. اگر بتوانیم به توانایی برسیم که شرایط سخت دیگران را درک کنیم تلاش خواهیم کرد تا نه تنها توبیخ و سرزنش نکنیم، بلکه برای حل مساله و مشکلات او اقدامی کنیم.

این حس از حس همدردی (Sympathy) که صرفاً توجه نشان دادن به احساسات اشخاص است، فراتر می‌رود. به عنوان نمونه وقتی شخص دچار مصیبتی شده و او در حال گریستن است با او همدردی کرده و حتی ما نیز گریه می کنیم، ولی با این کار ما کمک اساسی به او نخواهد شد و تنها احساس همدردی با او داشتیم. البته هر دو واژه و اصطلاح همدردی و همدلی گاه کاربردی مشابه دارند، اما دلالت معنایی و احساسی آنها کاملاً متفاوت است.(http://www.migna.ir/vdcc4sq1.2bqxs8laa2.html)

همدردی درواقع‌‌ همان هیجانی رفتار کردن در شرایط سخت است. مثلا وقتی فردی که برایمان مهم است در موقعیتی شکست خورده باشد و ناراحتی خود را با گریه کردن نشان دهد، اگر ما هم همراه او گریه کنیم، در این صورت با او همدردی کرده‌ایم. همدلی‌کردن در بیشتر مواقع راهگشاست، اما با همدردی کاری از پیش نخواهیم برد، شاید تنها تسکین کوتاه‌مدتی در پی داشته باشد. قضاوت‌کردن درباره طرف مقابل، سرزنش یا تحقیرکردن، نصیحت‌کردن، راهکار دادن، احساس ترحم داشتن، بزرگنمایی یا کوچک‌شمردن مشکل، از موانع دیگر همدلی‌کردن هستند. درحقیقت همدلی‌کردن کاری سخت و نیازمند آگاهی از احساسات و ارزش‌های خودمان است.

گاهی اوقات بدون آن‌که خودتان بخواهید با دوستان و نزدیکان‌تان همدردی می‌کنید، گاهی هم احساس می‌کنید در حال همدردی با او هستید اما در واقع عمل شما نوعی همدلی محسوب می‌شود. درست است که مهم احساسات خوشایندی است که انتقال می‌دهید اما دانستن جزئیات این احساسات به شما کمک می‌کند، بهتر از همیشه عمل کنید. اگر بدانید هر کدام از این دو احساس چه ویژگی‌هایی دارند، سعی می‌کنید از این پس به شیوه بهتری با دیگران ارتباط برقرار کنید.

ما زمانی که با یکدیگر ارتباط برقرار می کنیم همواره افکار، آرزوها ، تمایلات، نگرانیها و ترسهای خود را آشکار می سازیم. بدین جهت نیاز داریم که دیگران نخست درک درستی از ما داشته باشند و دیگر اینکه” با ما در زمینه نگرانی ها، ترسها و مشکلاتمان همدلی و همدردی کنند.

همدردی نوعی همراهی با حالات خوشایند و ناخوشایند دیگران است، اگر دوستی غم دارد، شما غمگین می‌شوید و لبخند می‌زنید اگر شاد و خوشحال باشد. تمام این همراهی‌ها و احساسات مشترک باعث می‌شود طرف مقابل نیز احساس کند از طرف شما درک می‌شود و در صورتی که مشکل و یا مصیبتی داشته باشد، حس سبکی به او دست می‌دهد. همین که شما بتوانید خودتان را به جای طرف مقابل بگذارید و دنیا را از زاویه دید او تماشا کنید، یعنی توانسته‌اید همدرد باشید. صرفاً لازم نیست که عقاید و باورهای او را قبول داشته باشید، زیرا می‌توان با وجود مخالفت در نظرات وی، باز هم وضعیت و شرایطش را درک کنید. درک متقابل در این حالت به نزدیکی و صمیمیت‌تان با یکدیگر می‌انجامد و حالات دفاعی و یا حتی تهاجمی را از بین می‌برد.

اما برای همدلی نیاز به نزدیکی بیشتری دارید. باید در ابتدا بتوانید با چهارچوب ذهنی دیگران آشنا شوید و به طور نسبتی آن را درک کنید. از آن‌جایی که درک هر فردی نسبت به یک وضعیت مشخص و ثابت متفاوت از دیگری است، آشنایی با ذهن دیگری نیازمند تلاش بیشتری است. مسائل خانوادگی و تربیتی، استعدادهای فردی و اجتماعی می‌توانند در ایجاد تفاوت بین افراد نقش داشته باشند اما می‌توانید با قبول این تفاوت‌ها به نوعی وحدت و یگانگی برسید و رابطه خوب و سازنده‌ای را آغاز کنید. با وجود این‌که تعاریف زیادی برای همدلی و همدردی مطرح شده است اما هرگز نمی‌توان گفت کدام یک بر دیگری برتری دارد؛ زیرا در هر رابطه‌ای به مقدار مشخصی از هر دوی این احساسات نیاز است تا طرفین رابطه بتوانند ارتباط خویش را ادامه دهند. بنابراین در صورتی که می‌خواهید دوستی‌تان را با دیگران حفظ کنید و یا صمیمی‌تر از این که هستید با آنها رفتار کنید، همدلی و همدردی را بسته به شرایطی که در آن قرار دارید، به کار گیرید. آن وقت است که می‌توانید طعم واقعی رفاقت و رابطه با دیگران را بچشید.

به هر حال، همدردی تلاشی است برای درک و فهم دنیای ذهنی طرف مقابل. برای همدلی باید بتوانیم خود را جای دیگران بگذاریم و از دریچه چشم آنها نگاه و احساس کنیم. در همدلی شما می توانید سخن طرف مقابل را تکرار کنید تا بداند که شما منظور او را دریافته اید.

در همدلی ما در ۳ سطح قرار می گیریم: ۱- ابتدا خود را در جایگاه و دیدگاه طرف مقابل قرار می دهیم؛ ۲- آنگاه احساسات و هیجانات او را از دیدگاه و جایگاه او مورد بررسی قرار می دهیم؛ ۳-سپس اقدام به ارایه راه حل های ممکن برای او می کنیم.

به تعبیر راجرز (۱۹۸۰) همدلی یعنی درک احساسات دیگران آن چنان که گویی احساسات خود ماست ، با تأکید در معنای واژه «گویی» . ولی درمانگر در مشکلات مراجع درگیر نمی شود فقط به صورت موقت شرایط او را درک می کند همدلی از اساسی ترین مفاهیم درمان است بدون وجود آن درمان با مشکل مواجحه می شود همدلی با همدردی تفاوت دارد .

همدردی به معنای «احساس برای همدلی»، بر درک چرایی حس یا انگیزه کار دلالت دارد، اما همدردی بر شریک شدن در حالت یا اقدامی که فرد انجام می دهد.

کسی» (همدردی هیچ گاه درمان بخش نیست چون باعث تاسف خوردن و دلسوزی می شود چیزی که به مراجع کمکی نمی کند) و همدلی به معنای «احساس با کسی» است . بالتون (۱۹۷۹) در توضیح خود ، همدلی را به عنوان داشتن درک دقیق احساسات و افکار شخصی دیگر ضمن حفظ جدایی از او ذکر کرده است .

او همدلی را مهمترین ویژگی در غنی سازی ارتباط میان فردی و افزایش رشد شخصی می داند . انعکاس احساس : فنی است که در دهه ۱۹۵۰ برای نشان دادن درک همدلانه درمانگر ابداع شد. انعکاس ها معمولاً اینگونه می شوند «بنظر می رسد ، احساس می کنید ، یا می خواهید بگویید . . .»

همدلی و انعکاس احساس به دلایل زیر درمان بخش هستند : ۱- همدلی توأم با گرمی، اعتماد ساز است ؛ ۲- معمولاً احساس درک شدن به خودی خود درمانبخش است؛ ۳- همدلی و انعکاس ، باعث متمرکز شدن حواس مراجعان بر تجارب درونی شان می شود .

اما در همدردی یا sympathy ما فقط به طرف مقابل تسکین می دهیم و از او می خواهیم باصبر و بردباری با مشکلاتش کنار بیاید و آنها را بپذیرد و برایش دلسوزی می کنیم! جالب است بدانیم اکثر انسانها همدردی را به همدلی ترجیح می دهند.

مثال: دوستتان به شما می گوید: هم اتاقی‌ام اعصاب من را خرد کرده است به هیچ وجه نمی توانم او را تحمل کنم، با استفاده از طرز رفتار همدلانه می توانید به او بگویید: ( مثل اینکه از دست او خیلی عصبانی هستی، این طور نیست؟ ) به خاطر داشته باشید که در برخورد همدلانه مجبور نیستید در جهت موافقت با طرف مقابل خود حرف بزنید؛ بلکه به جای آن با تکرار صحبت او احساساتش را تصدیق کنید. در ضمن لازم نیست در مقابل حرفهای طرف مقابل قضاوت و نتیجه گیری کنید.

همدردی یا ترحم، توجه، درک و واکنش انسانی نسبت به پریشانی یا نیاز انسان یا موجود دیگری است. همدردی با همدلی تفاوت دارد. همدلی، درک و اشتراک احساسی با شخص دیگری است اما همدردی نیازی به اشتراک احساس یکسان ندارد و در حکم اهمیت دادن به خوشی یا ناخوشی دیگران است که ممکن است تا داشتن احساسی یگانه گسترش یابد.

همدلی، بیشتر بر درک دلالت دارد، یعنی این که بفهمیم طرف مقابل چرا چنین کاری را می کند یا چرا چنین حسی دارد، منشاء این حس چیست، انگیزه این کار کدام است؟ در همدلی هدف و آنچه رخ می دهد، این درک و شناخت است. پس همدلی تلاشی است برای درک و فهم دنیای ذهنی طرف مقابل. برای همدلی باید بتوانیم خود را جای دیگران بگذاریم و از دریچه چشم آنها نگاه و احساس کنیم.

اما همدردی، بر شریک شدن در حالت فرد دلالت دارد؛ یعنی با او بمانید و برای حس یا باور یا حالت او، مبارزه کنید و در کنارش باشید.

پس میان همدلی و همدردی تفاوت وجود دارد، در همدردی شنونده سعی می کند با احساسات و عواطف گوینده همنوایی داشته باشد. بدین معنی که خوشحال شدن به خوشحالی او و متاسف شدن به ناراحتی او منجر می شود ولی همانطور که اشاره شد در همدلی، شما الزاما” درصدد تایید و موافقت با طرف مقابل خود نمی باشید. همدلی و همدردی هر دو در تداوم ارتباط نقش بازی می کنند، با این تفاوت که در همدلی نقش منطق قوی‌تر از احساس است و شنونده با همدلی به خوبی به حرفهای گوینده گوش میدهد تا بتواند برای حل مسئله به او کمک کند، ولی در همدردی صرفا” با تخلیه هیجانات و عواطف به او کمک می کند.

اگر درک مشترکی از این دولغت یافته باشیم، می توانیم در مورد مزایا و معایب آنها صحبت کنیم. وقتی شما با افراد سر و کار دارید، حتما لازم است که به احساسات و عوامل انگیزشی آنها توجه کنید. باید بتوانید بفهمید که این فرد چرا چنین حسی دارد و چرا چنین کاری را انجام داده است. بنابراین، همدلی یک ضرورت است. اگر شما همدلی نداشته باشید، کسی با شما همکاری نمی کند و در انجام کارها دست تنها خواهید بود و مهمتر از آن شما در بهترین حالت یک رئیس خواهید بود، نه یک رهبر سازمانی. اما وقتی حالات فرد را درک کردید، و علل آن را هم در حد معقول دانستید، حالا وارد شدن به موضوع از باب همدردی گاه فراتر از وظایف کاری شماست، و حتی برای شما ‌ مضر است؛ چرا همدردی تقریباً همیشه در محیط های کاری عواقب نامطلوب دارد. شما آن چنان درگیر احساسات و مشکلات افراد می شوید که نه به کارتان می رسید، نه می توانید به فرد مورد نظر کمک کنید، و از همه مهم تر،‌شما نمی توانید برای تمام افراد سازمان سنگ صبور باشید،‌بنابراین عده ای از شما خواهند رنجید. شاید بهترین کمک شما به فرد، بعد از درک وضعیت و احساساتش،‌این باشد که حالا با نگاهی دیگر، از زاویه ای دیگر، به مشکلات او نگاه کنید و راه حلی به او ارائه دهید که خودش به علت درگیری شدید با مسئله و جنبه های عاطفی و احساسی آن، قادر به دیدنش نبوده است. این کمک حتما بهتر و مفید تر است.

در آخر باید تاکید کنم،‌که در کار تیمی، برای مدیریت و به خصوص رهبری سازمانها، همدلی لازم است، اما همدردی گاهی میتواند خطرناک باشد. راستی حالا شما از مدیرتان،‌توقع همدلی دارید یا هم دردی؟

“همدلی” حالت و احساسی است که به طرف مقابل این پیام را می رساند:«من شرایط تو را درک می کنم.»، ترحم و دلسوزی و حتی تحقیری در کار نیست. معنای همدلی از همدردی جداست، و هیچ برتری نسبت به هم ندارند. هر یک در جای خود لازم و ضروری است. ولی در همدلی فقط در محدوده‌ی موضوع، درک و فهم صورت می گیرد و فرد احساسات و شرایط طرف مقابل را به خوبی درک نموده و برای آن ارزش و احترام قائل است. در همدلی هیچ قضاوت و نتیجه گیری انجام نمی شود.

“همدردی”نوعی دلسوزی است که اگر بیش از حد به آن توجه شود تبدیل به تحقیر شده و طرف مقابل تأسف و اندوه بیشتری را احساس نموده و شرایط بیش از اندازه برایش سخت می شود.

چگونه همدلی کنیم؟

همدلی ایجاد حس مشترک در خود است. وقتی این احساس را در خود ایجاد کردیم، همان طوری که اگر خود در موقعیتی همانند آن شخص قرار داشتیم دنبال راه حل و چارجویی می رویم، باید برای حل مشکل آن شخص چاره جویی کنیم. پس همدلی موجب می شود تا با فکر راه کاری برای مشکل باشیم و تنها به همدردی اکتفا نمی کنیم.

  1. علاقه داشتن به دیگران: باید به دیگران علاقه داشته باشیم تا بتوانیم احساس همدلی کنیم. علاقه خونی و خویشی به طور طبیعی احساس همدلی را بر می انگیزد. این مطلب را بر اساس آیاتی از قرآن از جمله ۷ و ۱۰ سوره قصص و ۱۰۲ سوره صافات می توان به دست آورد.
  2. گوش دادن و شنیدن دیگران : مهارت گوش کردن ، بسیار به ارتقای همدلی کمک می کند، این که شما مرتب صحبت طرف مقابل را قطع کنید، یا در حالی که با شما صحبت می کند، ایمیل را کنترل کنید، اصلاً به درک احساسات و انگیزه های طرف مقابل کمک نمی کند. بنابراین با آموختن برخی مهارتها می توانید همدلی خود را به عنوان یک همکار،‌ مدیر یا رهبر سازمان ارتقا دهید. این مهارت هم آموختنی است. وقتی مشکل طرف را درک کردید، لازم نیست همان لحظه نسخه بدهید، اصلاً لازم نیست که نسخه بدهید. شما می توانید برای فکر کردن وقت بخواهید، می تواند بگوئید که درک می کنم اما نمی توانم کمکی بکنم،‌ می توانید وضعیت طرف را بعداً هم بپرسید، اما یادتان باشد که اگر خود را موظف به کمک بدانید،‌ ممکن است کاری بکنید که بعداً هر دو پشیمان شوید. در آیات و روایات بیان شده که پیامبر(ص) خیلی به سخنان دیگران گوش می داد تا جایی که به ایشان «اذن» یعنی حرف شنو می گفتند.(توبه، آیه ۶۱) پس برای همدلی‌کردن باید سعی کنیم شنونده خوبی باشیم و با شنیدن حرف‌های طرف مقابل احساس پذیرفته‌شدن را در او ایجاد کنیم. برای گوش‌دادن‌فعال لازم است که به حرف‌های طرف مقابل دقت داشته باشیم و بر آن‌ها متمرکز شویم.
  3. تحمل افراد مختلف: انسان در جامعه با افرادی متفاوت و مخلتفی سرو کار دارد. باید آستانه تحمل خود را بالا بریم و زود از کوره در نرویم. پیامبر(ص) و امامان(ع) این گونه بودند. این گونه است که در برابر دشنام ها صبور و حلیم بودند و سپس با همدلی برای مشکلات آنان چاره جویی می کردند. داستان حضرت امام حسن(ع) با شامی که بسیار معروف است.
  4. رفتار بین فردی همراه با فقدان پرخاشگری یا پرخاشگری کمتر: پرهیز از تندخویی و پرخاشگری در ایجاد همدلی بسیار مهم است. باید این مهارت را بیاموزیم که صبر و حلم را در خود تقویت کنیم. با افزایش این صفت دیگر پرخاشگر نخواهیم بود و وقتی خطایی از دیگری دیدیم، واکنش منفی نشان نمی دادیم؛ چنان که وقتی خدمه ای آبی را روی امام سجاد(ع) ریخت ، به جای پرخاشگری با او همراهی کرد و در نهایت موجبات آزادی او را فراهم آورد.
  5. دوست داشتنی تر شدن ؛ از راه های دیگر تقویت این عنصر تقویت رابطه دوستی و دوستانه است. اگر هر چه دایره محبت ودوستی ما گسترده شود، احساس همدلی بیش تری نسبت به دیگران خواهیم داشت. انسان باید به عنوان خلیفه الهی دایره محبوبان خود را به همه هستی حتی گیاه و جانور گسترش دهد؛ چنان که نگاه آیات و روایات این گونه است و نمونه ای از آن همان دعای ماه رمضان است.
  6. احترام قائل شدن برای دیگران: با احترام قایل شدن به دیگران و پرهیزاز خودبرتربینی و خودپسندی می توان به همدلی دست یافت. این مطلب را نیز در آیات و روایات می توان یافت.
  7. صداقت: صداقت یا درواقع اصیل بودن در رابطه نیز از ضروریات همدلی‌کردن است. خودمان باشیم و واقعی رفتار کنیم و ریاکار نباشیم. به‌طورکلی همدلی‌کردن یک مهارت است که می‌توانیم با تمرین‌کردن آن را در خود پرورش دهیم.

موانع همدلی

اگر دانشجویی که به‌خاطر نگهداری از پدر یا مادر پیرش تا دیروقت بیدار بوده و صبح در اتوبوس یا مترو خوابش برده و با قدری تأخیر به کلاس رسیده، اگر استادش می‌توانست خودش را جای او بگذارد، آیا بازهم او را از کلاس محروم می‌کرد؟ اما چرا ما این توانایی را نداریم که در شرایط سخت، دیگران را درک کنیم یا بهتر است این‌گونه مطرح کنیم که چه موانعی برای همدلی‌کردن وجود دارد؟

پاسخ این است که گاهی عدم‌توانایی ما در مهار هیجان‌ها، رفتار مناسب داشتن را از ما سلب می‌کند. برای مثال، خوشحالی، غمگین‌بودن، خشمگین‌شدن و سایر هیجانات وقتی بر ما غالب شوند، سطح شناختی ما که‌‌ همان قدرت فکر کردن است را مغلوب می‌سازند. در آن صورت دیگر ما نمی‌توانیم به دیگران و موقعیتی که دارند فکر کنیم.

احساس خودبرتربینی یکی دیگر از موانع برای همدلی‌کردن است، وقتی که خودمان را بر‌تر از دیگران بدانیم برای احساسات دیگران ارزش قایل نخواهیم بود و حق را به خودمان می‌دهیم که هر طور بخواهیم رفتار کنیم.

در برخی مواقع عدم آگاهی از نحوه درست همدلی کردن و این‌که همدلی چیست، خود یک مانع است. اکثر افراد به‌جای ابراز همدلی با فرد آسیب‌دیده همدردی می‌کنند.

همدردی یا همدلی؟

سوال این است که همدردی بهتر است یا همدلی ؟ همدردی درواقع‌‌ همان هیجانی رفتار کردن در شرایط سخت است. مثلا وقتی فردی که برایمان مهم است در موقعیتی شکست خورده باشد و ناراحتی خود را با گریه کردن نشان دهد، اگر ما هم همراه او گریه کنیم، در این صورت با او همدردی کرده‌ایم. همدلی‌کردن در بیشتر مواقع راهگشاست، اما با همدردی کاری از پیش نخواهیم برد، شاید تنها تسکین کوتاه‌مدتی در پی داشته باشد. قضاوت‌کردن درباره طرف مقابل، سرزنش یا تحقیرکردن، نصیحت‌کردن، راهکار دادن، احساس ترحم داشتن، بزرگنمایی یا کوچک‌شمردن مشکل، از موانع دیگر همدلی‌کردن هستند. درحقیقت همدلی‌کردن کاری سخت و نیازمند آگاهی از احساسات و ارزش‌های خودمان است. هرچه بیشتر از احساسات و ارزش‌های خودمان آگاه باشیم بهتر می‌توانیم با افراد در موقعیت‌های مختلف همدلی نشان دهیم. با همدلی‌کردن می‌توانیم رفتارهای کمک‌رسانی و جامعه‌پسند داشته باشیم. وقتی افراد در جامعه‌ای مهارت همدلی‌کردن داشته باشند، مشکلات آن جامعه به‌نحو چشمگیری کاهش خواهد یافت. اگر موقع انجام‌دادن هر کاری یا هرگونه تصمیم‌گیری که بقیه افراد را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد دیگران را در نظر بگیریم و با آن‌ها همدلی کنیم، هرگز تصمیمی نخواهیم گرفت که موجبات نارضایتی دیگران را فراهم کند.

همدلی‌کردن در دین ما مسلمانان هم سفارش شده است. فرمایش مولایمان حضرت علی (ع) است که: آنچه برای خود می‌پسندی برای دیگران هم بپسند و هر چه را که برای خود نمی‌پسندی برای دیگران نیز نپسند. این فرموده گواهی بر داشتن همدلی در روابط است. پیش از هر اقدامی لحظه‌ای تأمل کنیم و خودمان را در شرایطی قرار دهیم که با عمل ما برای دیگران ایجاد می‌شود. با همدلی‌کردن می‌توانیم روابط موثری برقرار کنیم که در آن هم خودمان راضی و احساس امنیت و شادی داشته باشیم و هم دیگران.

همدلی در روابط زناشویی و خانوادگی

در روابط سالمی که قرار است بین زن و شوهر وجود داشته باشد بیشتر از همدردی، همدلی تقویت کننده‌ی رابطه است. اثرات مفید همدلی عبارت است از:

۱- ایجاد احساس خوشایند و مثبت و پیشگیری از رفتارهای منفی و ناخوشایند.

۲- از بین رفتن تعارضات و تصمیم‌گیری صحیح در حل مسائل

۳- بالابردن اعتماد به نفس و رهایی از احساس تنهایی

۴- بهبود روابط خانوادگی و اجتماعی

۵- تمایل به شرکت در فعالیت‌های اجتماعی و گروهی

گاهی زوجین جوان به جای همدلی، با همسر خود همدردی می نمایند. با شادی همسر خود شاد و با اندوه او غمگین می شوند و هر نوع احساس و هیجان را متقابلاً دریافت و ابراز می‌دارند. ابراز همدردی با همسر گاهی فقط قلبی و احساسی است و فرد با احساس طرف مقابل عجین می شود ولی گاهی در عمل و برای رفع مشکل و مسأله‌ی طرف مقابل او را یاری می‌رساند که ممکن است با پول یا صرف وقت این کار انجام شود. ولی در همدلی تصدیق و موافقتی صورت نمی‌گیرد و فرد، همسرش را تکیه گاهی می بیند که کاملاً شرایط روحی او را درک می‌کند. رفتاری که از روی همدلی و همدردی است مانند بیشتر رفتارها و احساسات باید قبلاً در فرد زمینه سازی شده باشد.

۱) همدلی و همدردی از ویژگی‌های ذاتی انسان است و هر انسانی ناخودآگاه نسبت به هم نوع خود احساس نگرانی نموده و رفتار همدلانه و دلسوزانه از خود نشان می دهد. نمی توان ادعا نمود که فردی از این احساس دور است.

۲) همدلی در برابر عمل و عکس العمل اطرافیان شکل می‌گیرد و هر چه این تجربه بیشتر باشد و تشویق شود این رفتار نیز تقویت می گردد. فردی که در روابط خانوادگی به راحتی همدلی و همدردی را آموخته است در روابط زناشویی نیز آن را به کار می‌برد.

۳) همدلی و همدردی با توجه به جنسیت افراد ممکن است متفاوت باشد و معمولاً افراد همجنس رفتارهای همدلانه و دلسوزانه ی بیشتری نسبت به یکدیگر از خود نشان می‌دهند؛ ولی در روابط زناشویی به دلیل نزدیک بودن روابط و عمیق بودن عواطف این مهم به شکل دیگری است.

۴) همدلی و همدردی بیش از حد از طرف اطرافیان، امکان سوءاستفاده را فراهم می نماید. بیان احساس بین روابط زن و شوهر باید آن قدر صمیمانه و صادقانه باشد که احتمال هیچ گونه سوء استفاده‌ای از سوی همسر وجود نداشته باشد. مخصوصاً از نظر احساسی و عاطفی که برای فرد آسیب زاست.

۵) همدلی و همدردی بیان احساسات فرد و درک احساسات دیگران را آسان می‌کند.

همان طور که گفته شد صداقت و صمیمت در رفتار و بیان احساسات موجب ایجاد رابطه‌ی سالم زناشویی می‌گردد. تظاهر و رفع مسؤولیت عاطفی از طرف یکی از زوجین موجب سرکوب بیان صحیح و صریح احساسات می‌شود. همدلی و همدردی صادقانه، شاید ظاهراً ساده باشد ولی اثرات آن در بلندمدت بر روابط زناشویی پایدار است.