سبک زندگی اسلامی، مهارت نقدپذیری

سبک زندگی اسلامی، مهارت نقدپذیریمهارت‌های زندگی، توانایی‌هایی هستند که با تمرین مداوم پرورش می‌یابند و شخص را برای روبه‌رو شدن با مسایل روزانه زندگی، افزایش توانایی‌های روانی، اجتماعی و بهداشتی آماده می‌کنند.  در حقیقت مهارت های زندگی توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه ای است که فرد بتواند با چالشها و ضروریات زندگی روزمره خود کنار بیاید. یکی از مهارت های زندگی نقدپذیری و در ادامه عذر طلبی و پوزش خواهی است. این مهارت ها باید در زندگی هر کسی فراهم آید تا بتواند زندگی خوش و خرمی را در کنار دیگران داشته باشد. نویسنده در این مطلب بر اساس آموزه های قرآنی به این مهارت  پرداخته است.

چیستی مهارت

مهارت نقدپذیری، به معنای وجود یا ایجاد ظرفیت پذیرش سخنانی است که عمل انسانی را سنجیده و بد و خوب را آن جدا کرده و گوشزد می کند. در حقیقت هر عملی از سوی انسان دارای کارکردهای مثبت و منفی و سازنده و غیر سازنده برای خود عامل و دیگران است. دیگران خواسته و ناخواسته عمل یک دیگر را به ویژه در حوزه عمل اجتماعی چه در قالب فعل یا قول نقد می کنند و به داوری و ارزیابی می نشیند ، حال این نقد را برزبان برانند یا نرانند ولی قضاوت و داوری بر اساس ارزش های شخصی یا اجتماعی خواهند داشت. بنابراین ، ظرفیت شنیدن قضاوت و داوری دیگران درباره عمل خویش، و پذیرش خطاهای که مبتنی بر مبانی عقلی و عرفی و شرعی است، یکی از مهم ترین مهارت هایی است که هر کسی باید بیاموزد تا بتواند در جامعه به عنوان یک فرد و عضو اجتماعی مورد قبول قرار گرفته و از امکانات عضویت شهروندی جامعه یا گروه برخوردار گردد.

البته ممکن است از نظر شما شاخص های ارزیابی دیگران غلط و نادرست باشد و با فلسفه زندگی و آموزه های مبتنی بر آن همخوانی و هماهنگی نداشته باشد؛ اما اگر می خواهید در جامعه ای به عنوان یک عضو مطلوب و هنجاری پذیرفته شود و طرد اجتماعی نسبت به شما صورت نگیرد می بایست هنجارهای اجتماعی آنان را شناخته و بدان عمل کرده و پای بند باشید. پس باید گفت برخی از مهارت های زندگی از جمله انتقاد پذیری و نقدپذیری از جمله مهارت های جامعه پذیری است تا این گونه جامعه بتواند شما را به عنوان عضو هنجاری بشناسد. وقتی شما نقدپذیر باشید، در حقیقت به دیگران اعلام می کنید که شنوای شاخص هایی اجتماعی آنان در قالب های آداب و اخلاق و قانون و هنجارهای ثابت و مثبت هستید و هنجارشکنی عمدی و عامدانه و عالمانه ای را انجام نمی دهید؛ بلکه آن چه از اعمال دیده می شود که به نظر دیگران نابهنجار و غیر سازنده است، به دلیل خطا و اشتباه یا فقدان علم  بوده است نه از روی علم و عمد.

ممکن است شما بر اساس فلسفه زندگی خودتان سبکی را در زندگی پیش گیرید که با سبک زندگی دیگران از جامعه فرق داشته و متفاوت باشد؛ در این صورت شما بیرون از امت قرار می گیرد و به عنوان هنجارشکن معرفی و طرد خواهی شد. این اتفاق برای پیامبران افتاده است؛ زیرا آنان بر اساس فلسفه زندگی توحیدی سبک خاصی را در پیش گرفتند که مثلا عدالت محور و قسط محور بوده است؛ از این رو با آنان به دلیل هنجارشکنی مخالفت می شد و چون به عمد و علم این هنجارشکنی را انجام می دادند ، نشان می دادند که نقد دیگران را در این حوزه نمی پذیرند ؛ زیرا شاخص های نقد آنان را نمی پذیرفتند و آن را غیر عقلانی می دانستند که دلیل و برهانی قاطع عقلی بر اصل و فرع آن وجود ندارد. به عنوان نمونه قوم شعیب به آن حضرت (ع) می فرمودند که این آیین و رفتاری که در پیش گرفته اید، ناهنجار است و اگر به آیین ما باز نگردی تو را از جامعه طرد و اخراج می کنیم. پس دو راه بیش تر نداری: یا پذیرش هنجارهای ما یا طرد اجتماعی و اخراج از جامعه.(اعراف، آیه ۸۸)

البته از آیاتی از جمله آیه ۱۳ سوره ابراهیم بر می آید که این واکنش اختصاصی به آن حضرت(ع) نداشته بلکه همه پیامبران با چنین واکنشی رو به رو بودند. خداوند می فرماید: وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّـکُم مِّنْ أَرْضِنَآ أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنَا؛ و کسانى که کافر شدند، به پیامبرانشان گفتند: «شما را از سرزمین خودمان بیرون خواهیم کرد مگر اینکه به کیش ما بازگردید.»

این واکنش های کافران یک واکنش طبیعی در برابر هر هنجارشکنی و هنجارشکنان است؛ زیرا جامعه بر اساس یک فلسفه و هستی شناسی و جهان بینی و بینش  و نگرش خاصی شکل می گیرد و اهداف خاصی را در قالب سبک زندگی پی می گیرد؛ هر گونه هنجارشکنی بیرون از دایره فلسفه و سبک زندگی به معنای عبور از خط قرمزها و موجب بحران در مشروعیت نظام سیاسی و اجتماعی و فروپاشی جامعه خواهد بود؛ بنابراین، هر جامعه از خرد و کلان یعنی از جامعه خانواده گرفته تا جامعه جهانی، یک فلسفه و سبک زندگی را پذیرفته و آن را به عنوان شاخص و ملاک و معیار در نظر می گیرد و هر کسی را که از آن عبور کند ضمن هشدار، تنبیه یا مجازات می کند. تنبیه به معنای آگاه سازی کسی است که احتمال غیر علمی و غیر عمدی در عملش می رود، و مجازات نسبت به کسانی است که احتمال علم و عمد در عمل اوست.

ما به کودکان خود در خانه و جامعه می آموزیم که شاخص ها و معیارهای فکری و رفتاری ما چیست و آموزش جامعه پذیری می دهیم. از جمله به آنان می آموزیم که چگونه با دیگران ارتباط اجتماعی داشته باشند و در قالب اخلاق، آداب و قانون عمل نمایند. هر گاه بر خلاف این شاخص ها فکر و رفتار کردند به آنان هشدار می دهیم یا مجازات می کنیم.

البته ممکن است شاخص های شما بر اساس فلسفه زندگی در سبک زندگی با آن چه جامعه دارد، متفاوت باشد؛ ولی شما باید دو کار برای تغییر رفتار دیگران انجام بدهید:۱٫ نقد شاخص ها؛ ۲٫ آمادگی پذیرش مجازات در قالب طرد اجتماعی، خروج از جامعه و در صورت مقاومت، اخراج.

به این معنا که اگر بتوانید شاخص هایی که آنان تعیین کرده با عقل و علم نقد کرده و آنان را قانع کنید، می توانید دست کم خودتان بر اساس آن شاخص هایی عمل کنید که از نظر دیگران هنجارشکنی است؛ اما اگر به هر دلیلی نتوانستید شاخص های آنان را نقد کنید یا نقد کردید ولی آنان به هر دلیلی آن را نمی پذیرند و بر همان شاخص های غیر عقلانی و سفیهانه خود پافشاری می کنند، باید آمادگی خروج یا اخراج از جامعه یا هر تنبیه و مجازاتی را داشته باشید.

پیامبران تلاش داشتند که با بهره گیری از آموزه های وحیانی اسلام تغییر رفتار را با تغییر جهان بینی و فلسفه زندگی ایجاد کنند که البته در بسیاری از اوقات با شکست مواجه می شدند.

به هر حال، نقد پذیری به معنای پذیرش خطا و اشتباه از سوی شخص بر اساس شاخص ها و معیارهای پذیرفته شده معقول و مقبول است که می تواند حتی مقبول غیر معقول باشد.

البته باید توجه داشت که نقدپذیری هماره به معنای پذیرش شاخص ها و معیارهای آن نقد نیست؛ زیرا شما می توانید نقد را بشنوید ولی شاخص های نقد را نپذیرید و با گفت و گو بخواهید آن را حل کنید و صورت مساله را تغییر دهید یا به دلیل مصالح اهم از این عمل و رفتار چشم بپوشید تا مصالح با اهمیت تر خود را تحقق بخشید.

پس به نظر می رسد در مهارت زندگی نقد پذیری لازم است تا چند مرحله و مرتبه تحقق یابد: ۱٫ شنیدن نقد؛ ۲٫ پذیرش نقد بر اساس شاخص های خود و دیگران بر اساس همراهی یا مقبولیت که می تواند این همراهی کوتاه مدت و در شرایط خاص باشد چنان که حضرت ابراهیم (ع) همراهی کوتاه مدتی با خورشید پرستان و ماه پرستان انجام داد(انعام، آیه ۷۶)، یا می تواند به سبب مصالح اهم تر دایم یا بلند مدت باشد، چنان که امیرمومنان (ع) یا هارون (ع) با امت طاغی و باغی به قصد قتل انجام دادند.(اعراف، آیه ۱۵۰؛ روایات تفسیری)؛ ۳٫ پذیرش نقد و تغییر رفتار خود؛ ۴٫ عذر خواهی و پوزش طلبی در قالب توبه و استغفار و مانند آن ها.

آثار مهارت نقدپذیری

با توجه به آن چه بیان شده می توان دریافت که مراد از مهارت نقدپذیری تنها مهارت شنیدن نیست ؛ زیرا مهارت شنیدن یک مرتبه از مراتب نقدپذیری است. مهارت شنیدن به ویژه خوب شنیدن به شخص کمک می کند تا درک درستی از نقد دیگران و شاخص های آنان داشته باشد و در همین مرتبه به دیگران این را می فهماند که آماده پذیرش و جبران خطا و اشتباه است و دست کم نوعی همراهی و همدلی را انتقال می دهد. این گونه است که مخالفان گمان به همکاری و همراهی و همدلی کرده و برخورد تند خود را کاهش خواهند داد. (توبه، آیه ۶۱)

به سخن دیگر نباید میان مهارت شنیدن و مهارت نقدپذیری خلط و اشتباه کرد؛ زیرا بسیاری از مردم ممکن است خوب بشنوند  و بله و چشم بگویند، ولی دوباره کارخودشان را بکنند. مهارت شنیدن مقدمه ای برای مهارت نقدپذیری است؛ زیرا وقتی شخص نقدی را شنید و براساس معیارها و شاخص آن را معقول و مقبول یافت باید آن را انجام دهد و تغییر رفتار را به شکل محسوس در فرآیند یا یک دفعه ایجاد کند.

نکته دیگر آن که مراد از نقد پذیری در این جا همان نقد پذیری مثبت است؛ یعنی مراد آن است که بر اساس فلسفه و سبک زندگی که آن را پذیرفته باید خطاها و اشتباهات خود را بپذیرد و تغییر رفتار را ایجاد کند.

بر این اساس مراد ما آن مورد و فرضی نیست که اصولا فلسفه زندگی و معیارها و شاخص های آن متفاوت است ، چنان که میان پیامبران و قوم ایشان بود.

پس اگر در جامعه ای زندگی می کنیم که فلسفه و سبک زندگی آن را پذیرفته ایم، باید نقد را در این چارچوب بپذیریم؛ مگر آن که نقد بیرون از این چارچوب یا حتی بر خلاف شاخص های شناخته این فلسفه و سبک زندگی باشد، که در این صورت می توانیم نقد را رد کرده و بر اساس همان شاخص ها و معیارها نپذیریم و دیگری یا دیگران را به تغییر رفتار وادار کنیم؛ چنان که برخی از سنت ها در میان متشرع وجود دارد که برخلاف سنت های معتبر و مقبول و مشهور شریعت است و چون متشرع به آن عادت کرده گمان می کند که هنجار و خلاف آن نابهنجار است. (نگاه کنید: مکاسب محرمه ، شیخ انصاری)

پذیرش انتقاد و کسب این مهارت نقدپذیری به انسان کمک می کند تا رفتارهای خویش را اصلاح کند و مقبول جامعه شده و بتواند از آثار آن بهره مند شود. کسی که نقدپذیر است قدرت تغییر را در خود فراهم می آورد و از لجاجت دور خواهد شد و زمینه رشد و تزکیه و تغییر را برای خود فراهم می آورد. با نقد پذیری می تواند رشد و بالنده شود و از جهت درونی تغییر یابد و از نظر اجتماعی مقبول مردم شود. اصولا زمینه توبه و استغفار در حوزه عبادی در صورتی فراهم می آید که انسان نقد پذیر باشد. اگر کسی نقد را نپذیرد نمی تواند در خود تغییر ایجاد کند ؛ چرا که تغییر بر اساس پذیرش اشتباه است.

از سوی دیگر، نقدپذیری آدمی را از تکبر و استکبار رها می سازد. کسانی که نقدپذیر نیستند به خودستایی و تزکیه کلامی خویش می پردازند که خود گناهی است(نجم، آیه ۳۲)، هم چنین این افراد در درون، خودپسند و خودبرتربین هستند و نیز از نظر رفتار اجتماعی بر خلاف تواضع با تکبر و استکبار با دیگران برخورد می کنند؛ چنان که کافران بر اساس همین روحیه استکبار می ورزیدند.(  بقره، آیه ۳۴؛ اعراف، آیه ۱۲)

راه های کسب مهارت

کسب مهارت نقد پذیری در زندگی نیازمند ظرفیت بخشی  و نیز آموزش و پرورش است. اگر بتوانیم در کودکی ، افراد را بر این جهت آموزش و پرورش دهیم در بزرگسالی با مشکلی به عنوان فرار از نقد مواجه نخواهیم شد. خداوند در آیه ۸۹ سوره یوسف بیان می کند که ایجاد این مهارت با عذرخواهی کردن در کودکی می تواند به دست آید.

اصولا نقد پذیری و کسب این مهارت نیازمند پذیرش اموری است که شامل پذیرش فلسفه و سبک زندگی است که در یک جامعه مقبول است؛ زیرا اگر فلسفه و سبک زندگی  و شاخص های آن را نپذیریم نمی توانیم در برابر نقد دیگران واکنش مثبت نشان دهیم؛ چرا وقتی که آن را نپذیرفته ایم به طور طبیعی با آن مخالفت خواهیم کرد.

دیگر آن که دست از عذر و بهانه تراشی برداریم و وقتی شاخص ها را می شناسیم و پذیرفته ایم، نقد در این چارچوب بپذیریم و بهانه برای کار و گفتار خود نیاوریم. بسیاری از مردم دنبال عذر و بهانه بوده و از نقد می گریزند و همین موجب طرد و بحرانی شدن وضعیت می شود.(قیامت، آیات ۱۳ و ۱۵؛ فتح، آیه ۱۱؛ توبه، آیات ۸۶ و ۹۰ و آیات دیگر)

البته اگر توجیه برای رفتار خود داشته باشید باید بیان کنید تا دیگران از موقعیت شما آگاه شده و به همدلی و یا همدردی بپردازند. در حقیقت مهارت نقد پذیری به شما این امکان را می دهد تا اگر توجیه منطقی و مقبولی داشته باشید ارایه داده و از مهارت همدلی دیگران بهره مند شده  و به سادگی از مشکل عبور کرده و از رضایت دیگران و حل مساله خود را از کمک آن به دست آورید.

از مواردی که عذر و بهانه شما با توجه به موقعیت و شرایط پذیرفته می شود و هنجارشکنی شما نادیده گرفته خواهد شد، مواردی چون اضطرار(انعام، آیه ۱۱۹؛ مائده، آیه ۳؛ بقره، آیه ۱۷۳؛ نحل، آیه ۱۱۵)، اکراه و اجبار(نحل، آیه ۱۰۶؛ نور، آیه ۳۴) ، بیماری(بقره، آیات ۱۸۳ و ۱۸۴؛ توبه، آیات ۸۶ و ۹۱؛ مزمل، آیه ۲۰)، تقیه (آل عمران، آیه ۲۸) ، خطا(بقره، آیه ۲۸۶؛ نساء، آیات ۹۲ و ۹۳)، سفر و موقعیت هایی از این دست(نساء، آیه ۱۰۱؛ بقره، آیات ۱۸۳ و ۱۸۴)، ضعف و سستی و عدم استطاعت(انفال، آیات ۶۵و ۶۶؛ توبه، آیات ۸۶ و ۹۱)، عجز و ناتوانی(بقره، آیات ۱۸۴ و ۲۳۳ و ۲۸۶)، غفلت(انعام، آیه ۱۵۶)، فراموشی و نسیان(بقره، آیه ۲۸۶؛ انعام، آیه ۸۶) و فقر و دیگر علل مقبول و معقولی که عذر و بهانه شما را مقبول می کند و خطا و گناه شما را از حالت عمدی و علمی خارج می کند و از معنای سرکشی و طغیان و مانند آن ها بیرون می برد.

به هر حال، هر چند که معمولاً قبول کردن حرف‎های کسی که اشتباهاتتان را به شما گوشزد می‎کند امر خوشایندی نخواهد بود، ولی باید این مهارت را در خود ایجاد کنیم که نقدپذیر باشیم و با نقد دیگران از کوره در نرویم  و احساس نکنیم که معصوم هستیم و دیگران با ما دشمن هستند؛  البته بهتر است هر نقدی را پذیرا نشویم و در مقابل هر چیزی که به ما می‎گویند سوال چرا را مطرح کنیم تا بتوانیم نقد را بر اساس معیارها و شاخص هایی بپذیریم که مقبول و معقول خودمان و جامعه است. در روایات در این زمینه مطالب بسیاری است که در جایی دیگر به آن ها خواهیم پرداخت.ان شاء الله.