ساماندهی فقر اقتصادی با زکات

بسم الله الرحمن الرحیم

از آن جایی که توانایی افراد اجتماع در یک سطح نیست، به طور طبیعی برخی از افراد آن هماره ضعیف تر از دیگران هستند و توانایی بهره گیری یا بهره مندی از امکانات از جمله امکانات اقتصادی و رفاهی را ندارند. این در صورتی است که عدالت قسطی فراگیر در اجتماع برقرار شده باشد و هیچ کسی به دیگری ظلم و ستمی روا نداشته باشد؛ اما اگر افزون بر ضعف طبیعی برخی و فضلیت برخی دیگر، ظلم و ستم اقتصادی نیز روا داشته شود، گروهی از مردم گرفتار فقر و فاقه شده و از کم ترین امکانات مادی زندگی محروم می شوند.

راهبردهای اقتصادی اسلام، سیاست گذاری و برنامه ریزی برای دست یابی همه مردم به سهم و قسط خویش در چارچوب عدالت قسطی است. از همین روست که در قالب احکام شرعی و آموزه های دستوری، نه تنها علیه قاسطین و سهم خوران قیام را تجویز کرده و مسئولیت مومنان را «قوامین بالقسط» دانسته است تا برای ایجاد عدالت قسطی در همه جوامع بشری با ثبات و استقامت تمام قیام کنند(نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸؛ حدید، آیه ۲۵)، بلکه راهکارهایی را برای بهره مندی اقشار ضعیف و فقیر اجتماع از نعمت ها و مواهب الهی بیان کرده که شامل صدقات و انفاقات از جمله زکات و خمس است. به این معنا که برای توزیع نعمت های الهی در میان همه اقشار اجتماع، پرداخت بخشی از اموال و درآمدها و نعمت ها را بر دارندگان آن واجب و فرض کرده است؛ زیرا از نظر قرآن همه هستی از جمله خود انسان و اموالش جزو ما یملک و مملوکات خداوندی است و آن چه در اختیار انسان قرار داده می شود، جز امانت نیست و انسان مالک حقیقی آن نمی شود، بلکه تنها از مالکیت اعتباری برخوردار است که مشروط به پرداخت بخشی از آن به نظام ولایی و امت نیازمند و محروم است.(حشر، آیه ۷؛ معارج، آیات ۲۴ و ۲۵؛ ذاریات، آیه ۱۹؛ آل عمران، آیه ۱۸۰؛ مومنون، آیه ۶۰) از همین روست که به صراحت می فرماید: وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِی آتَاکُمْ؛ و از آن مالى که خدا به شما داده است به ایشان بدهید.(نور، آیه ۳۳)

سیاست محرومیت زدایی با زکات

چنان که گفته شد انسان ها از نظر توانایی فکری و عملی بسیار متفاوت هستند. خدا در قرآن می فرماید: أَهُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِیًّا وَرَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ؛ آیا آنانند که رحمت پروردگارت را تقسیم مى کنند؟! ما وسایل معاش آنان را در زندگى دنیا میانشان تقسیم کرده‏ ایم؛ و برخى از آنان را از نظر درجات بالاتر از بعضى دیگر قرار داده‏ ایم تا بعضى از آنها بعضى دیگر را در خدمت گیرفته و به تسخیر و استخدام خویش در آورند؛ و البته رحمت پروردگار تو از آنچه آنان مى‏ اندوزند، بهتر است.(زخرف، آیه ۳۲)

همین تفاوت و فرق های طبیعی میان افراد انسانی موجب می شود تا برخی دیگر در عرصه های تولید، توزیع و خدمات اقتصادی موفق تر از دیگران عمل کرده و از رفاه و آسایش بیش تر و بهتری برخوردار شوند. در این میان برخی به سبب ناتوانی فکری چون سفاهت و سبک مغزی نمی توانند از اموال خویش بهره گیرند و به افزایش آن بپردازند و فعالیت سودآور اقتصادی داشته باشند؛ از همین رو، اموال ایشان که پایه قوام بخش اجتماع است در اختیار اولیای آنان قرار داده می شود تا به مقدار نیاز برای آنان هزینه کنند.(نساء، آیه ۵) هم چنین برخی دیگر، به سبب ناتوانی جسمی و بیماری نمی توانند در فعالیت های اقتصادی مشارکت فعال داشته و بر سرمایه خویش بیافزایند و خود را از فقر و تنگدستی نجات دهند.

از نظر قرآن، لازم است تا همه بشریت از سطح از رفاه و آسایش بهره مند شوند؛ زیرا خدا برای همگان رزق و روزی مشخص و معینی را قرار داده است. بر همین اساس، با توجه به فرق های موجود طبیعی لازم است تا کسانی که از توانایی و فرصت بهتر و بیش تری برخوردار هستند به یاری ناتوان های فکری و عملی بشتابند و آن سطح از نیازهای طبیعی آنان را برآورده سازند؛ زیرا انسان همان طوری که در قبال نفس خویش مسئولیت دارد، هم چنین نسبت به دیگران دارای مسئولیت است و باید آن را به درستی انجام داده و شانه از بار مسئولیت خالی نکند. از همین روست که فرمان داده تا در اشکال گوناگون به محرومیت زدایی از اجتماع بشری پرداخته و دستگیر نیازمندان، فقیران و مسکینان اجتماع باشند.

از جمله آموزه های دستوری قرآن در قالب محرومیت زدایی از اجتماع، پرداخت زکات اموال به عنوان یک واجب شرعی در حوزه رفتار اقتصادی است.

زکات از «زکو» و «زکى» در اصل به معناى رشد و زیادت است.(معجم مقاییس اللّغه، ج ۳، ص ۱۷، «زکى») این واژه هم چنین به معناى طهارت، پاکی، رشد، برکت، مدح و ستایش آمده است.( لسان العرب، ج ۶ ، ص ۶۵ ، «زکا».)

در آیات قرآنی، یکی از واجبات در کنار اقامه نماز، پرداخت زکات اموال است.(بقره، آیه ۳) «زکات مال» به معنای تطهیر(مجمع البیان، طبرسی، ج ۱ – ۲، ص ۲۱۲.) و افزایش حقیقی آن یک اصطلاح قرآنی در فقه اسلامی است.

زکات مال، در اصطلاح شرعی و فقهی، عنوان و اسم براى حقی واجب است که در مال انسان به شرط تحقق شرایط از جمله نصاب آن است.(جواهرالکلام، نجفی، ج ۱۵، ص ۲.) از همین روست که با دیگر بخشش های مالی از جمله صدقات، انفاقات، قرض الحسنه، خمس، هبه و مانند آن ها فرق دارد؛ زیرا زکات تنها نسبت به برخی از اموال واجب است و در وجوبش نیز تحقق حدّ نصاب معتبر است.(همان) وقتی شرایط وجوب زکات تحقق یافت، تنها مقدار معین از همان اموال از سوی نظام ولایی گرفته و در مصارف خاص خودش هزینه می شود.

برخی از مفسران فقیه گفته اند: واژه «اموالهم» در آیه ۱۰۳ سوره توبه بر اشتراط مالکیّت نسبت به حدّ نصاب در پرداخت زکات دلالت دارد. (کنزالعرفان، ج۱، ص ۲۲۸) چنان که از نظر قرآن، بر اساس همین آیه ، تعلّق زکات به عین مال است، نه به ذمّه شخص. هم چنان که گرفتن زکات از داراییها و اموال مردم، از سوى امام مسلمانان، امری واجب و فرض است؛ زیرا در صورت قائل شدن به وجوب یا استحباب اخذ زکات بر پیامبر صلى الله علیه وآله این حکم در جانشین او و مأمور جمع آورى زکات و فقیه جارى خواهد بود.(کنزالعرفان، ج۱، ص ۲۲۸ – ۲۲۹) از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: امام حق دارد که مردم را به پرداخت زکات مجبور کند، زیرا خداوند فرموده است: زکات مال شان را از آنها بگیر. (دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۲۵۳؛ بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۸۶ ، ح ۷)

از نظر قرآن، پرداخت زکات و اخراج مقدار معینی از برخی از اموال و صرف آن در مستحقان، نه تنها موجب کاهش مال نیست، بلکه موجب افزایش حقیقی اموال شخص می شود؛ این در حالی است که به ظاهر فعالیت های ربوی موجب افزایش مال است، که از نظر قرآن، نه تنها موجب افزایش مال نمی شود، بلکه موجب نابودی شخص و مال در نهایت می شود (روم، آیه ۳۹)؛ زیرا فعالیت ربوی بر خلاف پرداخت زکات، اعلان جنگ رسمی با خدا است.(بقره، آیه ۲۷۹)

به هر حال، نامیدن پرداخت برخی از اجناس مالى به عنوان و اسم زکات، بدین سبب است که دهنده آن به برکت در مال خود یا پاک شدن نفسش از گناه یا هر دو امید دارد.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۳۸۱، «زکا».)

از نظر قرآن کسی که به زکات واجب اقدام می کند، در حقیقت دنبال خیر است؛ زیرا یکی از مصادیق مهم خیر، پرداخت زکات واجب از سوی صاحبان اموال در صورت تحقق شرایط است.(بقره، آیه ۱۱۰؛ مزمل، آیه ۲۰) خیر هر آن چیزی است که برای شخص و یا اجتماع مناسب و مفید است بی آن که ضرر و شری را موجب شود. پس در حقیقت، پرداخت زکات امول موجب می شود تا انسان از خیری مهم بهره مند شود.

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن می توان برای پرداخت زکات از سوی افراد جامعه، آثار فردی و اجتماعی و نیز آثار دنیوی و اخروی را برای شخص پرداخت کننده ردگیری کرد.

البته از نظر قرآن، پرداخت زکات آثاری نیز برای شخص گیرنده و اجتماع دارد که از مهم ترین آنها می توان به استواری اجتماع اشاره کرد؛ چرا که پرداخت زکات از سوی صاحبان ثروت ، مایه قوام و سامان دهنده امور اجتماعى است(بینه، آیات ۴ و ۵) ؛ زیرا اقتصاد مایه قوام اجتماع است(نساء، آیه ۵) و وقتی همه افراد اجتماع به شکلی از آسایش برخوردار می شوند، نوعی انسجام اجتماعی میان افراد اجتماع پدیدار می شود. این گونه است که اجتماع از واگرایی و درگیری به وحدت و انسجام دست می یابد و افراد اجتماع با کمک یک دیگر خیمه و چادر اجتماع را چنان استوار و محکم می سازند که دیگر خللی در میان افراد آن وجود نخواهد داشت. اصولا از نظر قرآن، آموزه های وحیانی دین اسلام، آموزه های قوام بخش نسبت به انسان و اجتماع است؛ زیرا مجموعه آموزه های آن به گونه ای است که انسان و اجتماعی با قوام و با استقامت را تربیت و پرورش می دهد. از همین بنا بر قولى، مقصود از «دین القیّمه» در آیات سوره بینه همان احکام و دستورهایى است که پیامبر صلى الله علیه وآله آورده است؛ زیرا این آموزه های وحیانی حافظ مصالح اجتماع انسانى و قوام بخش آن است. (المیزان، ج ۲۰، ص ۴۸۰) از جمله آموزه های وحیانی قرآن، پرداخت زکات است که موجب می شود تا اجتماع به قوام و استواری دست یابد و از تفرقه رهایی پیدا کند و از انسجام و وحدت بهره مند شود.(بینه، آیات ۴ و ۵)

اصولا انسان هایی که به کمک مالی دیگران می شتابند و با انفاقات مالی از جمله پرداخت زکات، دستگیر نیازمندان هستند، محبت دیگران را به خود جذب می کنند و هر گونه کینه و حسادت و دشمنی را می زدایند. این گونه است که نیکوکاری در قالب پرداخت زکات و احسان به دیگران، موجب می شود تا انسجام اجتماعی در اجتماع افزایش یابد و اجتماع به استواری بیش تری دست یابد.(بقره، آیه ۱۷۷)

اصولا محرومیت زدایی از دیگران از طرق کمک های مالی، خود عامل مهم جذب و جلب مردم به یک دیگر و افزایش انسجام اجتماعی است. از همین روست که باید کمک های مالی به نیازمندان به عنوان یک عامل وحدت آفرین اجتماعی در دستور کار قرار گیرد.

از آن جایی که با پرداخت زکات، عدالت قسطی تحقق می یابد، می توان امید داشت که اجتماع با چنین مایه قوام بخش به انسجام و وحدتی دست می یابد که امکان تحقق آن از طرق دیگر سخت یا دست نیافتنی است. هدف از زکات و مانند آن به عنوان راهبردهای اقتصادی در اجتماع اسلامی، توزیع عادلانه مواهب و نعمت های الهی و بهره مندی همگانی از توانا و ناتوان و دارا و ندار است.(حشر، آیه ۷)

از نظر قرآن، از اهداف حاکمیت اسلامی و ارزش های اسلامی، ایجاد عدالت قسطی از راه های گوناگون از جمله پرداخت زکات و توزیع آن در مستحقان است. بنابراین نظام ولایی باید در راستای عدالت قسطی و ایجاد نظام اجتماعی نمونه و کامل قوامین بالقسط باشد و با بهره گیری از زکات به محرومیت زدایی از اجتماع بپردازد.(حج، آیه ۴۱؛ توبه، آیه ۶۰؛ نگاه کنید: التبیان، ج ۵، ص ۲۴۳؛ ج ۷، ص ۳۲۳؛ مجمع البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۱۴۰)

با نگاهی به مصارف زکات و مستحقان آن می توان دریافت که هدف اصلی از پرداخت زکات، ایجاد تعادل و عدالت قسطی در اجتماع است به طوری که ثروت در دست افرادی خاص انباشت نشود. از همین روست که خدا با توجه به علم و آگاهی کامل نسبت به وضعیت بشر و اجتماع راهکاری برای عدالت قسطی و توزیع ثروت و مواهب الهی در نظر گرفته است که از جمله آن ها پرداخت زکات است.(توبه، آیه ۶۰)

مصارف زکات و حد نصاب و تعیین مقدار آن، همه بر اساس علم و حکمت الهی است و نباید به هیچ وجه تغییری در آن ها داده شود.(همان) بر اساس همین آیه، زکات باید در موارد هشتگانه ای چون فقیران، مساکین، درراه ماندگان، غرامت زدگان بدهکار، در راه خدا و فعالیت های تبلیغی اسلام، آزادی بردگان، تالیف قلوب و مانند آن ها صرف شود که در آیات و روایات بیان شده است.(همان)

باید توجه داشت که فرق میان فقیر و مسکین آن است که فقیر بخشی از مخارج خود را می تواند تامین کند، ولی دخل و خرج وی به گونه ای نیست که بتواند به تنهایی سر پا بیایستد؛ در حالی که مسکین اصولا ناتوان از کسب درآمد است.

البته برخی بر باورند که میان این افراد مستحق زکات فرق هایی است که موجب اولویت بندی است. زمخشری بر این باور است که تکرار «فى» در مورد «فى سبیل اللّه» و «ابن السّبیل» براى بیان این است که این دو گروه، استحقاق بیشترى نسبت به «رقاب» و «غارمین» دارند. (الکشّاف، ج ۲، ص ۲۸۳)

هم چنین علامه طباطبایی بر این باور است که «فى سبیل اللّه» هر کار عامّ المنفعه اى است که به سود اسلام و مسلمانان بوده، و مصالح دین در سایه آن حفظ شود. از نظر وی از روشن ترین مصادیق آن، جهاد در راه خدا است. (المیزان، ج ۹، ص ۳۱۱)

برخى از مفسران نیز «ان تبدوا الصّدقات» را مربوط به زکات واجب دانسته اند. (مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۶۶۲ ؛ روح المعانى، ج ۳، جزء ۳، ص ۷۱؛ التفسیر المنیر، ج ۳، ص ۷۰)

از نظر قرآن، پرداخت زکات با شرایطی که بیان شده همانند نماز واجب است؛ اما هر کسی نمی تواند زکات را دریافت کند، بلکه پیامبر(ص) به عنوان حاکم اسلامی از این حق برخوردار است. از همین روست که این حق در نظام ولایی سیاسی به دیگر حاکمان دارای ولایت الهی می رسد، به گونه ای که گرفتن زکات حتّى با اجبار از مردم، وظیفه امام مسلمین دانسته شده است.(توبه، آیه ۱۰۳)

از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: امام حق دارد که مردم را به پرداخت زکات مجبور کند، زیرا خداوند فرموده است: زکات مال شان را از آنها بگیر. (دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۲۵۳؛ بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۸۶ ، ح ۷)

با توجه به تاثیرات بسیار مهم و اساسی زکات در ایجاد عدالت قسطی و استواری و انسجام اجتماعی و آثار فردی و اجتماعی بسیار زیاد آن، خداوند پرداخت زکات را در کنار اقامه نماز به عنوان ارکان دین قیم خویش در همه شرایع الهی دانسته و بر آن تاکید کرده است.(بنیه، آیات ۴ و ۵)

عوامل و آثار پرداخت زکات

از نظر قرآن کسانی به پرداخت زکات گرایش دارند که به مالکیت خدا برهستی ایمان داشته (آل عمران، آیه ۱۸۰)، نسبت به علم و آگاهی خدا به بندگان(بقره، آیه ۱۱۰)، فضل الهی (آل عمران، آیه ۱۸۰) ، پاداش مضاعف الهی توجه داشته(بقره، آیه ۱۱۰؛ روم، آیه ۳۹) و از خدا و قیامت ترس دارند.(نور، آیه ۳۷؛ مومنون، آیات ۵۷ و ۶۰)

چنین افرادی با پرداخت زکات از آثاری چون رحمت خدا(توبه، آیات ۵ و ۷۱)، تقوای الهی(بقره، آیه ۱۷۷)، آرامش و امنیت(بقره، آیه ۲۷۷)، مقام ابرار(بقره، ایه ۱۷۷)، مقام صالحین(توبه، آیه ۷۵)، مقام محسنین(لقمان، آیات ۳ و ۴)، امداد الهی(مائده، آیه ۱۲)، برکت و خیر(روم، آیه ۳۹)، دعای پاک کننده و تطهیر کننده و تزکیه گر پیامبر(توبه، آیه ۱۰۳) و مانند آن ها برخوردار خواهد شد.