سارقان بیت المال از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

حجم انبوه اموال عمومی برای بسیاری از مسئولان وسوسه انگیز است؛ به ویژه اگر خود این مسئولان به دور از نظارت عمومی یا اختصاصی از جایگاهی خاص برخوردار باشند و توبره و آخور در اختیار آنان باشد، وسوسه دست اندازی به بیت المال در ایشان بیش تر از دیگران خواهد بود.

سرقت از اموال شخصی مردم خود گناهی بزرگ است که در آیات قرآنی حتی تعزیرات و حدودی برای آن بیان شده است(مائده، آیات ۳۸ و ۳۹؛ الکافى، ج ۷، ص ۲۲۵، ح ۱۷؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۲۸ ، ح ۱۸۸)، اما دزدی و سرقت از اموال عمومی مردم از آن نیز بزرگ تر است؛ زیرا آسیبی که سارقان بیت المال ایجاد می کنند فراتر از کاهش سرمایه ها و قدرت پول ملی و منابع عمران و آبادانی، سلب اعتماد مردم از نظام سیاسی و ایجاد بحران مشروعیت سیاسی و مقبولیت زدایی از آن است که می تواند پایه های امنیت ملی را سست کند و زمینه ساز بحران های اجتماعی و شورش های اجتماعی شود.

آثار سرقت از بیت المال

سرقت به معنای دزدی و برداشتن مخفیانه و نهانی چیزى است که حق برداشتن آن را ندارد. سرقت، در اصطلاح شرع، برداشتن چیزى از محلّ مخصوص و به اندازه مخصوص است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۴۰۸، «سرق».)

همان طوری که گفته شد سرقت از مال دیگران به ویژه بیت المال آثار مخربی دارد که ازجمله مهم ترین آن سلب اعتماد اجتماعی از مسئولان نظام سیاسی و بحران مشروعیت و مقبولیت و کارآمدی آن است. در آیات قرآنی برای سرقت آثاری بیان شده که از جمله مهم ترین آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. خیانت: از نظر قرآن، سرقت در بسیاری از موارد نسبت به کسانی یا چیزهایی است که انسان با اعتماد در نزد کسی یا جایی قرار داده است. در حقیقت شخص وقتی به کسی یا جایی اعتماد می کند و شخص یا جا را امین می یابد، اقدام به قرار دادن چیز با ارزش خویش می کند؛ اما وقتی سرقتی رخ می دهد، این اعتماد از شخص یا محیط سلب می شود و به جای آن سوء ظن قرار می گیرد. این هر چند یک مشکل از مشکلات اجتماعی است؛ زیرا اعتماد مهم ترین سرمایه اجتماعی است که موجبات پیشرفت و توسعه اقتصادی و فرهنگی و تمدنی می شود؛ با از میان رفتن چنین اعتمادی، سرمایه اجتماعی نیز از میان می رود و اجتماع از پیشرفت و توسعه همه جانبه باز می ماند. از نظر قرآن این خود یک خطری عظیم است؛ اما خطر بزرگ تر این است که شخصی که سرقت را انجام می دهد، پیش از آن که به اجتماع یا اعتماد مردم خیانت کرده باشد، به خودش ضربه زده است؛ زیرا سارق در حقیقت به خودش خیانت کرده است و این سرقت پیش از آن که از دیگران باشد، نسبت به خویشتن خویش است؛ از همین روست که خدا در قرآن، سرقت و دزدی را خیانت سارق نسبت به خود دانسته است و با تعبیر «یَخْتَانُونَ أَنْفُسَهُمْ» نشان می دهد تا چه اندازه سرقت می تواند به شخصیت شخص آسیب جدی وارد سازد و او را از صفات و فضایل انسانی خودش دور سازد.(نساء ، آیات ۱۰۵ تا ۱۰۷؛ مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۱۶۰ – ۱۶۱ و ۱۶۳) رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم درباره خیانت در بیت المال می فرماید: من استعملناه منکم علی عمل، فکتمنا مخیطا فما فوقه، کان غلولا یأتی به یوم القیامه؛ هر کس از شما را، بر کاری گماردیم و او، سوزنی یا چیز مهم تری را از ما پنهان دارد، آن خیانت گر را همراه با خیانت اش روز قیامت خواهند آورد.(صحیح مسلم، ج ۲، ص ۱۲۷)
  2. ظلم: از دیگر آثار سرقت از بیت المال مردم می توان به ظلم اشاره کرد. کسی که سرقت می کند از دایره عدالت بیرون رفته و مصداق ظالم خواهد بود؛ زیرا سارق نه تنها حق دیگری را تادیه نمی کند، بلکه با تضییع حقوق دیگران، شرایطی را فراهم می آورد که به خود و دیگران آسیب می رسد. از همین روست که خدا سارقان را در دسته ظالمان دسته بندی می کند؛ زیرا چنین افرادی از دایره عدالت خارج شده اند.(مائده، آیات ۳۸ و ۳۹؛ یوسف، آیات ۷۰ و ۷۵)
  3. فساد: فساد به معنای تباهی و نابودی در چیزی است. از نظر قرآن، سرقت مایه فساد و افساد در زمین است. از همین روست که برادران یوسف با ادعای این که اهل افساد در زمین نیستند، سرقت را از خویش دور می دانند؛ زیرا سرقت را از مصادیق افساد در زمین می دانند.(یوسف، آیه ۷۳) از آن جایی که سرقت از نظر قرآن از مصادیق فساد و افساد در زمین است، در قرآن بیان شده که اگر سارق بخواهد پس از تباهی در امری، آن را جبران کند، می بایست رفتاری اصلاحی داشته باشد تا امر فاسد اصلاح شود و آثار و تبعات سرقت از میان برود.(مائده، آیات ۳۸ و ۳۹) بی گمان کسانی که از بیت المال سرقت می کنند، در این زمینه عملکرد بدتری دارند؛ زیرا فساد ایشان در عرصه اجتماعی چنان سنگین و سهمگین است که می تواند اعتماد اجتماع را از مسئولان و امانت داری آنان سلب کند و موجبات بحران مشروعیت سیاسی نظام ولایی را فراهم آورد.
  4. آلودگی به گناه: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، سرقت نه تنها گناه بلکه جرم قانونی است، بلکه خود ریشه گناهان دیگر است و انسان را به گناهان دیگر نیز آلوده می کند. سارقان از بیت المال ممکن است به گناهان دیگری نیز آلوده شوند که آنان را از پذیرش حق و حقیقت دور سازد و در مسیر سقوط و تباهی قرار گیرند.(نساء، آیات ۱۰۵ و ۱۰۷ و ۱۱۲؛ مائده، آیات ۳۸ و ۳۹؛ ممتحنه، آیه ۱۲)
  5. لعن الهی : از نظر آموزه های اسلامی ، سارقان از بیت المال ملعون درگاه الهی و همانند ابلیس رانده از آن درگاه هستند. چنان که امام باقر (ع) از پیامبر گرامی نقل می کند که فرمودند: خمسه لعنتهم و کل نبی مجاب الزائد فی کتاب الله، و التارک لسنتی، و المکذب بقدر الله و المستحل من عترتی ما حرم الله…، و المستأثر بالفی ء المستحل له؛ پنج کس اند که من و هر پیامبر مستجاب الدعوه ای، آنان را لعنت کرده است: آن کس که در کتاب خدا، آیه ای را زیاد گرداند، و کسی که سنت و روش مرا، رها کند و کسی که قضا و قدر خدا را تکذیب کند و کسی که حرمت اهل بیت مرا که خدا واجب فرموده نگه ندارد، و کسی که اموال عمومی را، به خود منحصر سازد و تصرف در آن را به نفع خود حلال شمارد.(الکافی، ج ۲، ص ۲۳۹)
  6. خواری و ذلت: از نظر آموزه های وحیانی سرقت از بیت المال و خیانت در آن آثاری دارد که از جمله آن ها خواری شخص خائن و سارق است؛ امیرمومنان امام علی علیه السلام در نامه ای به یکی از کارگزاران خود که برای جمع آوری زکات فرستاده بود، می نویسد: و من استهان بالأمانه، و رتع فی الخیانه و لم ینزه نفسه و دینه عنها، فقد أحل بنفسه الذل و الخزی فی الدنیا و هو فی الآخره أذل و أخزی. و ان أعظم الخیانه، خیانه الامه، و أفظع الغش غش الأئمه.و السلام؛ : …آن کس که امانت داری را خوار انگارد ودر اموال مردم، به خیانت چرا کند و روان و آیین خویش را از خیانت کاری، پاکیزه نگرداند، همانا در این سرا، خواری و ذلت بر خود روا داشته است و در آن سرا، خوارتر و ذلیل تر از این سرا باشد.آری، بزرگ ترین خیانت، خیانت به ملت است و زشت ترین دغل کاری، دغل کاری با پیشوایان. و السلام.(نهج البلاغه، نامه ۲۶)

اتهام زنی به مسئولان و رهبران

یکی از شیوه های دشمنان در جنگ روانی انواع اتهام زنی به رهبران و مسئولان نظام سیاسی ولایی است. از جمله اتهاماتی که از سوی دشمنان مطرح می شود، اتهام سرقت از بیت المال از سوی رهبری و مسئولان و خویشان آنان است. یهودیان که استاد در تحریف و جنگ روانی هستند، از همین شیوه برای رسیدن به اهداف شوم خویش بهره می بردند و پیامبر(ص) را به سرقت از بیت المال متهم می ساختند تا این گونه پایه های اعتماد عمومی را نسبت به آن حضرت(ص) سست کنند و از اعتبار قول و فعل آن حضرت بکاهند و این گونه نظام سیاسی را متهم به فساد و افساد کنند.(نساء، آیات ۱۰۵ تا ۱۰۸)

البته این اتهام زنی به رهبران الهی، اختصاص به پیامبر(ص) نداشت؛ زیرا برادران حضرت یوسف(ع) نیز آن حضرت را به دروغ متهم به دزدی کردند که آن حضرت برای مقاصد مهم تر نسبت به آن سخن ایشان واکنش مستقیم نشان نداد و در مقابل اتهام آنان سکوت در پیش گرفت تا در جای خود آنان را نسبت به این مهم آگاه سازد و آنان را به حق و حقیقت رهنمون سازد.(یوسف، آیه ۷۷)

از نظر آموزه های وحیانی اسلام اگر مسئولان پاک دست و پاک دامن عهده دار مسئولیت بیت المال نشوند و اجازه داده شود تا تنها به صرف اتهامات واهی برخی از مزدوران مسئولان نیک نام بدنام و از کار کناره گیری کنند، دیگرانی مسئولیت ها را به دست می گیرند که خود بزرگ ترین آسیب را به اعتماد عمومی وارد کرده و نظام سیاسی ولایی را با بحران های گوناگون مواجه می سازند. از همین روست که امیرمومنان امام علی (ع) هشدار می دهد و می فرماید: و لکننی آسی أن یلی أمر هذه الأمه سفهاؤها و فجارها فیتخذوا مال الله دولا و عباده خولا و الصالحین حربا و الفاسقین حزبا؛ لکن از این اندوهناکم که سرپرستی حکومت این امت به دست بی خردان و نابکاران افتد، بیت المال را به انحصار در آورند، آزادی بندگان خدا را سلب کنند و آنها را بنده خویش سازند، با صالحان نبرد کنند و فاسقان را هم دستان خود قرار دهند.(نهج البلاغه، نامه ی ۶۲ و ۶۷)

روش اصلاح و جبران

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، از آن جایی که سرقت آثار بسیار مخربی اجتماعی دارد، تنها با توبه و استغفار نمی توان از آثار آن در امان ماند، بلکه لازم است تا شخص برای جبران سرقت اقدامات اصلاحی انجام دهد تا این گونه تاثیر آثار آن از میان برود. بر همین اساس اصلاح رفتار و نیز جبران ضرر و زیان مالی و غیر مالی که بر شخص یا اجتماع وارد شده می بایست در دستور کار قرار گیرد؛ زیرا خدا در قرآن از مطلق اصلاح برای جبران سخن به میان آورده که تنها اصلاح مالی و مادی و جبران آن نیست، بلکه می تواند اصلاح آثار اجتماعی آن نیز مد نظر باشد.(مائده، آیات ۳۸ و ۳۹)

در همین راستا اگر مسئولانی که از بیت المال سرقت کردند، ضمن جبران ضرر و زیان مادی می بایست از رفتار خویش در اجتماع توبه و استغفار نمایند و به گونه ای رفتار کنند تا اعتماد از دست رفته اجتماعی دوباره به اجتماع باز گردد و نظام سیاسی از هر گونه اتهام سرقت از بیت المال پاک و مبرا شود. این گونه است که رحمت و مغفرت الهی نصیب سارقانی می شود که از کرده خویش پشیمان شده اند.

از آن جایی که سرقت از بیت المال به هر شکلی می تواند تاثیر مخربی بر مشروعیت نظام سیاسی ولایی بگذارد، لازم است تا به گونه ای عمل شود تا اعتماد عمومی نسبت به مسئولان نظام سیاسی بازگردانده شود و مردم نسبت به عدالت گرایی مسئولان اعتماد پیدا کنند. از همین روست که امیرمومنان امام علی(ع) برای بازسازی وجاهت نظام سیاسی اقدام به بازگرداندن بیت المال می کند و در جایی به صراحت و روشنی می فرماید: و الله لو وجدته قد تزوج به النساء و ملک به الاماء لرددته، فان فی العدل سعه.و من ضاق علیه العدل، فالجور علیه أضیق؛ به خدا سوگند! اگر ببینم آنچه را عثمان بیهوده از بیت المال، به این و آن بخشیده، به مهر زنان یا بهای کنیزان شده باشد، آن را باز می گردانم؛ زیرا، عدالت، گشایش می آورد، و آن کس که عدالت بر او گران آید، ظلم و ستم، بر او گران تر خواهد بود.(نهج البلاغه، خطبه ۱۵)