زیانکاران در آزمون های اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

سنت های الهی حاکم بر اجتماع، قوانین تبدیل ناپذیر و تحول ناپذیری است که می توان از آن ها برای تبیین و تحلیل تغییرات اجتماعی بهره برد و توصیه های مفید و سازنده ای بر اساس همین سنت ها برای تغییرات مثبت و مقابله با تغییرات منفی اجتماعی ارایه داد.

یکی از سنت های الهی حاکم بر اجتماع، سنت های ابتلاء و فتنه است. ابتلاء از واژه «بلی» به آزمون هایی گفته می شود که در فرآیند آن، هر چیزی دچار اندراس و کهنگی می شود و در مورد انسان و اجتماع، شخص در این آزمون ها به پختگی می رسد و شخصیت فردی و جمعی شکل می گیرد؛ چنان که فتنه نیز کوره ذوب فلزاتی است که سنگ آهن مثلا در آن ریخته می شود تا آهن از خاک جدا شود و سره از ناسره جداسازی شود. بنابراین، در فتنه های اجتماعی، ریزش ها و رویش ها انجام می شود و خطوط افراد از هم باز شناخته می شود و به تعبیر قرآنی در این ابتلائات و فتنه ها، طیب از خبیث جدا می گردد، به طوری که منافقان در میان امت رسوا و شناخته شده و فرصت نهانکاری را از دست می دهند. از همین روست که در برخی از روایات بیان شده که از فتنه ها فرار نکنید؛ زیرا اگر این فتنه های الهی بر اساس سنت های الهی حاکم بر اجتماع نباشد، قدرت تشخیص و جداسازی از میان می رود و اجتماع نمی تواند به غربالگری بپردازد و آفات و آسیب ها را بشناسند و به درمان آن بپردازد. افزون بر این که نمی توان از اصل فتنه رهایی یافت؛ زیرا سنت الهی بر «فتنه» در مسایل اجتماعی است؛ چنان که خدا به صراحت در قرآن می فرماید: أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ؛ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ ؛ آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم رها مى ‏شوند و مورد فتنه و آزمایش قرار نمى‏ گیرند ؛ و به یقین کسانى را که پیش از اینان بودند آزمودیم تا خدا آنان را که راست گفته‏ اند معلوم دارد و دروغگویان را نیز معلوم دارد.(عنکبوت، آیات ۲ و ۳)

در این آیات افزون بر این که فتنه های الهی را به عنوان یک سنت و قانون اجتماعی معرفی می کند، بلکه به فلسفه و اهداف این سنت الهی نیز اشاره شده که همانا جداسازی راستگویان از دروغگویان است؛ زیرا نمی توان بدون آزمون و فتنه، مدعیان راستین در کاری را از دروغگویان آن بازشناخت؛ بنابراین، لازم است تا شرایطی پدید آید که حق و باطل، خیر و شر، خوب و بد در هم آمیخته باشد و امکان تمییز و تشخیص فراهم نباشد تا هر کسی بر اساس شخصیت خویش به کدام سمت متمایل و گرایش می یابد. از آن جایی که مومنان و مدعیان واقعی ایمان، از تقوای الهی برخوردار هستند، از توانایی تشخیص حق و باطل و خیر و شر به الهامات الهی برخوردارند و می توانند حق را بشناسند و به سمت آن گرایش یابند؛ زیرا خدا می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید اگر از خدا پروا دارید براى شما نیروى تشخیص و جداسازی حق از باطل قرار مى‏ دهد.(انفال، آیه ۲۹) و نیز می فرماید: مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا؛ و هر کس از خدا پروا کند، خدا براى او راه بیرون‏شدنى قرار مى‏ دهد.(طلاق، آیه ۲)

بنابراین، فتنه های اجتماعی، برای امت مومن و اهل ایمان بسیار مفید و سازنده است و این امکان برایشان فراهم می آید که دوست از دشمن و منافق را از مومن بازشناسند و بتوانند با این فرقان و جداسازی راه های برونرفت از مشکلات اجتماعی را نیز به دست آورند و به منافقان و مدعیان اسلام و ایمان اعتماد نکنند؛ زیرا چنین اعتمادی می تواند بسیار خطرناک باشد؛ چرا که این جاسوسان و خائنان در هر زمانی می توانند به امت اسلام و نظام سیاسی ضربه وارد سازند.(مائده، آیات ۴۱ و ۴۲)

در همین رابطه پیامبر(ص) با اشاره به آثار مثبت و سازنده فتنه های الهی به جداسازی مومن از منافق می فرماید: لا تَکرَهُوا الفِتنَهَ فی آخِرِ الزمانِ ؛ فإنّها تُبِیرُ المُنافِقینَ ؛ در آخر الزمان فتنه را ناخوش نداشته باشید؛ زیرا آن فتنه ها منافقان را نابود مى سازد.(کنز العمّال ، هندی، حدیث شماره ۳۱۱۷۰ )

امام صادق(ع) نیز می فرماید: تَمَنَّوُا الفِتنَهَ ؛ ففیها هَلاکُ الجَبابِرَهِ و طَهارَهُ الأرضِ مِن الفَسَقَهِ ؛ آرزومند فتنه باشید؛ زیرا فتنه موجب نابودى ستمگران و پاک شدن زمین از لوث وجود فاسقان است.( تنبیه الخواطر ، ج ۲، ص۸۷ )

زیانکاران در فتنه های اجتماعی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، فتنه از سنت های الهی است. بنابراین تنها کاری که انسان می تواند در قبال فتنه در پیش گیرد، بهره گیری از ایمان و تقوای الهی برای شناخت حق و باطل در آزمون فتنه و بهره گیری از تقوای الهی برای خروج و راه برونرفت از آن است؛ زیرا اگر چنین کنش و واکنشی در زمان فتنه ها نداشته باشد، خود به آتش فتنه می سوزد و گرفتار خسران و زیان ابدی می شود. از همین روست که امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: لا تَقتَحِمُوا ، ما استَقبَلتُم مِن فَورِ الفِتنَهِ ،   و أمِیطُوا عن سَنَنِها   و خَلُّوا قَصدَ السَّبیلِ لَها ؛ هرگاه فتنه رو به شما آورد ، خود را در آن میفکنید و از سر راه آن کنار روید و وسط راه را برایش خالى کنید.( غرر الحکم ، شماره حدیث ۱۰۳۷۹ )

هم چنین آن حضرت(ع) در جایی دیگر می فرماید: کُنْ فی الفتنَهِ کَابنِ اللَّبونِ ؛ لا ظَهرٌ فَیُرکَبَ و لا ضَرعٌ فیُحلَبَ (فَیُحتَلَبَ) ؛ به گاهِ فتنه همچون شتر نر دو ساله باش ؛ که نه پشت و نیرویى دارد که بر او سوار شوند، و نه پستانى که از آن شیر دوشند.(نهج البلاغه : الحکمه ۱ )

از نظر قرآن، منافقان از جمله کسانی هستند که در فتنه ها رسوا می شوند و چون خود در بسیاری از موارد آتش بیار معرکه هستند، بیش ترین آسیب و زیان را ایشان می بینند؛ زیرا امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: مَن شَبَّ نارَ الفِتنَهِ ، کانَ وَقودا لها؛ هر کس آتش فتنه را برافروزد، خود آتشگیره آن شود.(غرر الحکم ، شماره حدیث ۹۱۶۳ )

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، سنت الهی بر این قرار گرفته تا منافقان هر سال مورد آزمون فتنه قرار گیرند؛ زیرا در شرایط فتنه است که هم سره از ناسره جداسازی می شود و هم ممکن است متذکر شود و از مسیر نفاق دست بر دارد؛ چنان که خدا می فرماید: أَوَلَا یَرَوْنَ أَنَّهُمْ یُفْتَنُونَ فِی کُلِّ عَامٍ مَرَّهً أَوْ مَرَّتَیْنِ ثُمَّ لَا یَتُوبُونَ وَلَا هُمْ یَذَّکَّرُونَ؛ آیا نمى ‏بینند که آنان = منافقان در هر سال یک یا دو بار آزموده مى ‏شوند، باز هم توبه نمى کنند و متذکر نمی شوند و عبرت نمى‏ گیرند.(توبه، آیه ۱۲۶)

منافقان به سبب فقدان ایمان گرفتار خسران مبین هستند، به طوری که بخشی یا تمام سرمایه های خویش را از دست می دهند؛ زیرا از نظر قرآن، کسانی که اهل ایمان و عمل صالح و توصیه به حق و توصیه به صبر نباشند، گرفتار خسران و زیان هستند(عصر، آیات ۱ تا ۳)؛ پس منافقان با سبب فقدان چنین حالت های چهارگانه هرگز از خسران و زیان سرمایه های وجودی خارج نشده اند؛ زیرا نتوانسته اند از فرصت کوتاه عمر خویش برای رهایی از حالت خسران و زیان ابدی بهره گیرند؛ چرا که نفاق اجازه نمی دهد تا به این چهار حالت دست یابند و اهل آن شوند.

از نظر قرآن، همان طوری که انسان ممکن است با کاهش یا کم شدن یا از دست رفتن سرمایه، گرفتار زیان و خسران شود، هم چنین ممکن است با از دست دادن فرصت عمر کوتاه در دنیا و سرگرم شدن به زینت هایی آن چون مال و زن و فرزند(آل عمران، آیه ۱۴؛ انفال، آیه ۲۸) گرفتار فتنه هایی شود که اصل سرمایه عمرش از دست برود و چیزی از تقوای الهی به عنوان ره توشه آخرت برنگیرد(بقره، آیه ۱۹۷) و عقل و ایمان و صحت و کرامت و شرافت انسانی اش از دست برود.

منافقان اصولا دنبال مال و فرزند هستند و همین زینت های دنیوی آنان را به خسران می کشاند؛ زیرا دنیادوستی موجب می شود تا گرفتار فتنه هایی شوند که از اسلام و ایمان گریزان می شوند و در خدمت منافع کافران و شیاطین قرار می گیرند.

با نگاهی به حرکت های اجتماعی منافقان در فتنه ها می توان دریافت که ایشان چگونه در خدمت کافران و مستکبران جهانی بوده و این گونه سرمایه های وجودی خویش را برای دشمنان هزینه می کنند و چیزی برای خویش جز درک اسفل از دوزخ به جا نمی گذارند.

منافقان به تعبیر امیرمومنان امام علی(ع) در فتنه ها این گونه عمل می کنند: إِذَا أَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ نَبَّهَتْ؛ هنگامی که فتنه ها روی آورند، خود را به لباس حق در می آورند؛ و هنگامی که پشت کنند، مردم را از ماهیّت خود آگاه می سازند»(نهج البلاغه، خطبه ۹۳)

با نگاهی به مدعیان اصلاحات که به تعبیر قرآن همان منافقان کوردل هستند(بقره، آیات ۷ تا ۱۵)، می توان دریافت که چرا اینان در خدمت نقشه های دشمنان استکباری و شیطان بزرگ آمریکا هستند؛ آنان با استفاده از هنرمندان و با ترفندهای مختلف و با استفاده از ابزارهای تبلیغی و رسانه ای از ماهواره ها و شبکه های اجتماعی و نیز با بهره برداری از نفوذی که در افکار عمومی دارند و هم چنین با استخدام چهره های موجّه و مقبول اجتماعی، سیاسی و دینی تلاش می کنند تا امور باطل را حق، جلوه دهند. به همین دلیل، امام علی(ع) یکی از ویژگی های فتنه را چنین معرفی می کند که بر بستر شبهه و ابهام می روید و فتنه انگیزان از فضاهای شبهه آلود و مبهم بیشترین بهره را می برند.

از نظر امیرمومنان امام علی(ع) فتنه با تابلوی فتنه نمی آید، از همین رو، غیر قابل تشخیص برای کسانی است که در فتنه قرار می گیرند؛ چنان که امام می فرماید: یُنْکَرْنَ مُقْبِلاتٍ وَ یُعْرَفْنَ مُدْبِرَاتٍ؛ وقتی که می آیند ناشناخته هستند و مردم نمی دانند که در فتنه افتاده اند، اما وقتی پشت می کنند تا بروند، تازه معلوم می شود که در فتنه بوده اند. (نهج البلاغه، خطبه ۹۳)

البته تاثیر فتنه بر همگان یکسان نیست، بلکه همان طوری که مومنان با سلامت از طریق تقوای الهی از آن می گذرند، منافقان گرفتار فتنه می شوند و سست ایمان ها ممکن است به سبب فقدان قدرت تشخیص مسیر درست را نشناسند. امیر مومنان امام علی(ع) می فرماید: یحُمْنَ حَوْمَ الرِّیَاحِ یُصِبْنَ بَلَداً وَ یُخْطِئْنَ بَلَداً؛ این فتنه ها مانند بادها و طوفان ها هستند که به شهر یا کشوری اصابت کرده و ایجاد نابسامانی می کنند و از شهر یا کشورهای دیگر عبور می کنند و ضرری به آن ها نمی زنند.(همان)

در حقیقت اگر مردم شهر یا کشوری تقوای الهی داشته باشند، از این فتنه ها به سادگی بگذرند؛ چنان که ایران اسلامی در فتنه های اخیر این گونه بود و کم تر از عراق و لبنان آسیب دید و به سرعت با هوشیاری رهبری و امت بصیر از آتش فتنه به ظاهر بنزینی عبور کردند که نظام سیاسی و اسلام سیاسی را هدف قرار داده بود و با تروریسم اقتصادی سعی داشت تا جمهوری اسلامی را ساقط کند؛ خدا در قرآن می فرماید: وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ؛ اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند قطعا برکاتى از آسمان و زمین برایشان مى‏ گشودیم.(مائده، آیه ۹۶)

اگر امت بصیر ایران در پشت سر رهبری قرار نمی گرفتند، فتنه گران با بهره گیری از منافقان مدعی اصلاحات از جمله گروه ۷۷ نفره و اوباش اجاره ای و مزدوران داعشی، امنیت ایران را از میان می بردند و نظام جمهوری اسلامی را ساقط می کردند؛ چنان که در بسیاری از جوامع به حکم سنت الهی حاکم بر اجتماع این اتفاق افتاده است و امت های بسیاری پس از امنیت و آسایش و آرامش گرفتار ناامنی و فقر اقتصادی و حتی غذایی شده و گرسنگی بر آنان حاکم شده است؛ چنان که خدا می فرماید: وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْیَهً کَانَتْ آمِنَهً مُطْمَئِنَّهً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ کُلِّ مَکَانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ ؛ و خدا شهرى را مثل زده است که امن و امان بود و روزیش از هر سو فراوان مى ‏رسید؛ پس ساکنانش نعمتهاى خدا را ناسپاسى کردند و خدا هم به سزاى آنچه انجام مى‏ دادند، طعم گرسنگى و ناامنی و هراس را به مردم آن چشانید. (نحل، آیه ۱۱۲)

منافقان و جریان هایی که به جای پیروی از عقل سلیم و نقل وحیانی یعنی فطرت و شریعت اسلام، به دنبال هواهای نفسانی هستند و در دین بدعت گذاری می کنند و به تحریف شریعت می پردازند و در خدمت کافران و شیاطین استکبار جهانی هستند و ولایت ایشان را بر ولایت الهی ترجیح می دهند ، بی گمان از کسانی هستند که به سبب این اعمال در همین دنیا گرفتار خسران و زیان و در آخرت گرفتار دوزخ می شوند.(نگاه کنید: الکافی ، ج ۸، ص ۵۸، حدیث ۲۱)