زن ، فرزند و مال عوامل سعادت یا بدبختی

پدر و پسر

پرسش اساسی مومنان این است که چگونه به همه چیز از نیکی‌ها و حسنات و خیرات در دنیا و آخرت برسیم و سعادت دنیا و آخرت را همراه هم داشته باشیم ،چنانکه خداوند در قرآن بیان می‌کند: رَبَّنَا آتِنَا فِی‌الدُّنْیَا حَسَنَهًْ وَ فِی‌الآخِرَهًِْ حَسَنَهً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ؛ و از آنان کسانى‏اند که گویند: پرودگارا، ما را در این جهان نیکویى- نعمت- ده و در آن جهان نیز نیکویى بخش و ما را از عذاب آتش دوزخ نگاه دار. (بقره، آیه ۲۰۱)
در پاسخ باید گفت: بر اساس آیات قرآن اگر کسی دنیا دوستی و دلبستگی به دنیا را از خود دور کند، می‌تواند به همه آنها دست یابد؛ بویژه اگر چند چیز را از خود دور دارد به همه چیز دست می‌یابد. این چند چیز کارکردی دوگانه متقابل و متضاد هم دارد؛ یعنی هم می‌تواند عامل دوزخ رفتن آدمی‌شود و هم عامل بهشت رفتن او.
خداوند در آیه ۱۴ سوره آل عمران می‌فرماید: محبّت امور مادی، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسب‌های ممتاز و چهارپایان و زراعت، در نظر مردم زیبا جلوه داده شده است (تا در پرتو آن، آزمایش و تربیت شوند؛ ولی) اینها (در صورتی که هدف نهایی آدمی را تشکیل دهند،) سرمایه زندگی پست (مادی) است؛ و سرانجام نیک (و زندگیِ والا و جاویدان)، نزد خداست.)
پس اگر انسان بتواند چشم خود را از محبت شهوانی و آزمندانه نسبت به این امور بشوید ، می‌تواند همین امور را به بهترین ابزار برای عمل صالحی در آورد که بهشت را برای آدمی می‌سازد؛ زیرا مهم‌ترین سد راه آدمی محبت افراطی نسبت به این امور است؛ پس اگر محبت شهوانی نسبت به این امور را از خود دور کند می‌تواند زن را به عنوان بهترین یار و یاور برای رسیدن به بهشت و حسنات و خیرات دنیا و آخرت قرار دهد؛ چنانکه علی(ع) در توصیف فاطمه زهرا(س) فرمود: نعم العون علی طاعه‌الله، او بهترین یاور در تقرب جویی به خداست. (بحارالانوار، ج ۴۳ ، ص ۱۱۷)
همچنین دومین عامل یعنی پسران به جای آنکه عامل بدبختی و شقاوت ابدی او شود، می‌تواند عامل خوشبختی انسان شود؛ به شرطی که به خاطر پسران خویش دین و ایمان را کنار نگذارد و با تربیت و تادیب صحیح فرزند، او را به عنوان یکی از باقیات صالحات در آورد که بقای اعمال خیرش حتی پس از مرگش باشد؛ اما بسیاری از مردم توجهی ندارند که زن و فرزند مایه آزمایش آدمی است و خداوند به وسیله آنها انسان‌ها را می‌آزماید و بسیاری از مردم در این آزمون و ابتلاء و فتنه مردود می‌شوند.
سومین عامل بدبختی یا خوشبختی، زر و سیم است که اگرمحبت آنها از دل برود، همانها با انجام خیرات و نیکی و احسان و انفاق، می‌تواند عامل خوشبختی شود و انسان با ساخت‌وسازی که از پول در کارهای عام‌المنفعه انجام می‌دهد، قادر خواهد بود برای خود باقیات صالحاتی ذخیره کند و پس از مرگش از آنها بهره‌مند شود.
اسب‌های رهوار و گله‌های گاو و گوسفند و شتر و مانند آنها نیز عامل بدبختی و خوشبختی آدمی می‌شود و همچنین کشت و زرع که آدمی را به خود مشغول می‌کند و باغ و بوستانی که دل را از یاد خدا بیرون می‌برد و شخص، حاضر به انفاق از میوه و محصولات کشاورزی خود نمی‌شود.
در یک کلمه می‌توان گفت مهم‌ترین عوامل بدبختی و خوشبختی انسان سه چیز یعنی زن و فرزند و مال در همه اقسام و انواع آن است. از این رو، خداوند می‌فرماید: مال و پسران زیور زندگى دنیایند و نیکی‌هاى ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر امید [نیز] بهتر است.(کهف، آیه ۴۶)
و نیز می‌فرماید:اموال شما و فرزندانتان صرفاً [وسیله[ آزمایشى [براى شما] هستند و خداست که نزد او پاداشى بزرگ است. (التغابن، آیه ۱۵)
البته از نظر قرآن برخی از فرزندان نه تنها وسیله آزمون برای آدمی هستند، بلکه در کنار برخی از زنان بلای جان آدمی و دشمن او نیز بشمار می‌روند؛ یعنی برخی از زنان و فرزندان به عنوان دشمن شیرین مطرح هستند و انسان همانند عسل زهرآگین شیرین آن را می‌نوشد و خودش را به هلاکت می‌افکند.
خداوند در آیه ۱۴ همین سوره تغابن می‌فرماید:‌ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بعضی از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند، از آنها برحذر باشید؛ و اگر عفو کنید و چشم بپوشید و ببخشید، (خدا شما را می‌بخشد)؛ چرا که خداوند بخشنده و مهربان است!
بنابراین اگر انسان بتواند از محبت شهوانی و آزمندانه به این امور یعنی زن و فرزند و مال رهایی یابد و عاقلانه و خردمندانه رفتار کند، همین ابزارهای آزمایش و زیور و زینت زندگی دنیا برای انسان باقیات صالحات و ابزار سعادت و خوشبختی ابدی می‌شود.
پس تنها کاری که باید انسان انجام دهد، رهایی از محبت شهوانی است؛ نه اصل محبت. در این صورت است که وقتی به او می‌گویند فرزند را برای مبارزه و جهاد بفرست می‌فرستد و از زر و سیم به محرومان و سائلان و نیازمندان می‌دهد و در کارهای خیر و انفاق و زکات و خمس هزینه می‌کند.