زندگی عقلانی درحکمت های لقمانی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

لقمان (ع) در قرآن به عنوان حکیمی الهی معرفی شده است. خداوند در سوره لقمان بخشی از مواعظ حکیمانه لقمان(ع) را بیان کرده است. این مواعظ فلسفه و سبک زندگی الهی و قرآنی را تبیین می کند؛ اما بخشی دیگر از مواعظ لقمانی در احادیث و روایات بیان شده که نویسنده با مراجعه به آن ها بر آن است تا زندگی خردمندانه را بر اساس آن تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

حکمت های لقمان حکیم

خداوند در قرآن سوره ای را به لقمان(ع) اختصاص داده است. البته در این که آن بزرگوار پیامبر است تشکیک و تردید شده است ولی شکی نیست که ایشان از اولیای الهی است به طوری که خداوند فلسفه و سبک زندگی او را به عنوان سرمشقی برای انسان ها بیان کرده است.

حکمت هایی که لقمان در چارچوب تربیت فرزند خویش بیان کرده، آموزه هایی است که می تواند انسان را در مسیر کمالی قرار داده و به فرجام نیک برساند. البته آن چه از حکمت های لقمانی می توان دریافت فلسفه و سبک زندگی به ویژه اجتماعی و در تعاملات با مردم است. در حقیقت لقمان (ع) به ما می آموزد که چگونه فکر و عمل کنیم تا زندگی سعادتمندی در دنیا و آخرت برای خویش و دیگران رقم زنیم.

سوره لقمان ۳۴ آیه دارد. آیات ۱۲ تا ۱۹ سوره مستقیم به آن حضرت(ص) و سخنان و مواعظ حکیمانه اش اشاره دارد. خداوند در آیه ۱۲ سوره بیان می کند که به لقمان(ع) حکمت داده است و سپس به مواعظ حکیمانه آن حضرت(ع) با فرزندش می پردازد. این مواعظ ناظر به مباحث توحید و رفتارهای اجتماعی است.

از جمله مواعظ ایشان می توان به شکرگزاری، اجتناب از شرک، اهتمام به والدین به ویژه مادر و تعامل پسندیده حتی با والدین مشرک، توجه و اهتمام به معاد در رفتارها و زندگی دنیوی، اقامه نماز، امر به معروف و نهی از منکر، صبر در مصیبت، ترک نخوت در رفتار با مردم، پرهیز از تکبر و رفتارهای متکبرانه، پرهیز از خیال بافی و خودبزرگ بینی و تفاخر، اعتدال و میانه روی در رفتار، کاستن از صوت و صدا و آهسته سخن گفتن و مانند آن ها اشاره کرد.

اما این همه پندهای حکیمانه حضرت لقمان(ع) نیست؛ زیرا بخشی دیگر از آن ها در روایات معصومان(ع) آمده است که توجه به آن ها می تواند فلسفه و سبک زندگی اسلامی را تحت تاثیر قرار دهد و ما را با بهترین های فکری و رفتاری آشنا سازد.

مواعظ لقمان(ع) در کلام امام باقر(ع)

از جمله امامان معصوم(ع) که به مواعظ لقمان توجه داشته، حضرت امام محمد باقر(ع) است. ایشان همانند دیگر پیشوایان معصوم (ع) در چارچوب تبیین آموزه های وحیانی قرآن و بیان مصادیق و جزئیات بیش تر و توجه به فروعات جوامع الکلم قرآنی بر آن شد تا پندهای حکیمانه لقمان را بیان کند و این گونه مردم را با فلسفه و سبک زندگی اسلامی و قرآنی در چارچوب مواعظ لقمانی آشنا سازد.

  1. شتاب در توبه : امام باقر(ع) در بیانی می فرماید: کانَ فیما وَعَظَ بِهِ لُقمانُ ابنَهُ : جَدِّدِ التَّوبَهَ فی قَلبِکَ ، وَاکمَش فی فَراغِکَ قَبلَ أن یُقصَدَ قَصدُکَ ، ویُقضى قَضاؤُکَ ، ویُحالَ بَینَکَ وبَینَ ما تُریدُ ؛ در نصایح لقمان به پسرش این بود که: «توبه را در دلت تازه کن ، و پیش از آن که کارَت فرا رسد و قضایت قطعى شود و بین تو و آنچه مى خواهى ، فاصله بیفتد ، در ایّام فراغت خویش، براى توبه شتاب کن».(الکافی، ج ۲ ،ص ۱۳۵ ، ح ۲۰ ؛ بحار الأنوار، ج ۱۳، ص ۴۲۶ ، ح ۱۹)خداوند به بندگانش فرصت می دهد تا پیش از احتضار و آمدن مرگ و یا پیش از عذاب های استیصالی توبه کنند(نساء، ایه ۱۸؛ زمر، ایات ۵۳ و ۵۵)، اما وقتی مرگ فرا رسید یا عذاب استیصال در دنیا دامن گیر فرد یا قومی شد، دیگر فرصت توبه برداشته می شود(همان)؛ چرا که در این زمان ها، دیگر توبه و ایمان آوری سودی ندارد.(یونس، آیات ۵۱ و ۹۱)حضرت لقمان(ع) بر اساس این آموزه های الهی است که از فرزندش می خواهد تا در دام وسوسه های ابلیس گرفتار نشود و توبه را به تاخیر نیاندازد؛ زیرا عمر آدمی تضمین نشده و هر لحظه ممکن است جان آدمی به توفی کامل گرفته شود و اجلش سر آید. البته باید به این نکته توجه داشت که ارتکاب گناهان و به ویژه تکرار و اصرار بر آن، موجب سنگدلی و دفن شدن فطرت سالم و عقل و علم آدمی می شود(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ بقره، آیات ۸ تا ۱۲) و آدمی به سبب بی تقوایی، ‌قدرت تشخیص خود را از دست می دهد(کافی، ج ۲،ص ۲۱۴) و گاه امور را منکوس و وارونه می ببیند و چون واژگونه است، مسایل را واژگونه می نگرد و تحلیل می کند و بد و زشت برای او خوب و زیبا جلوه گری کرده(ملک، آیه ۱۲) و او را از انتخاب درست و نیز توبه باز می دارد و این گونه است که توفیق توبه از وی سلب می شود؛ چنان که دشمنان اهل بیت(ع) به ویژه جنایتکاران کربلا توفیق توبه نیافتند. از همین روست که خداوند در آیات ۱۷ و ۱۸ سوره نساء بر فوریت توبه از گناه تاکید می کند و پذیرش حتمى توبه را مشروط به تأخیر نینداختن آن تا دم مرگ و احتضار از سوى گناهکاران می کند؛ زیرا در صورت تاخیر ممکن است که توفیق توبه فراهم نیاید و دل وارونه و سیاه علاقه ای به توبه نداشته باشد. در آیات قرآنی به موضوع توبه بسیار توجه داده شده است؛ زیرا توبه فرصتی برای بازگشت به سوی خدا و صراط مستقیم است. از آن جایی که دشمن سوگند خورده، انسان را به گناه سوق می دهد و می کوشد تا مردمان را به دوزخ بکشاند، با وعده های دروغین می کوشد تا تسویف و تاخیر در توبه صورت گیرد تا این گونه فرصت بازگشت از انسان را سلب کند. توبه پیش از نزول عذاب استیصال الهی و پیش از احتضار ممکن است؛ اما پس از آن توبه ای پذیرفته نمی شود.(بقره، ایه ۵۴؛ انعام، آیه ۱۵۸؛ یونس، آیات ۹۰ و ۹۱)
  2. ایمان به معاد: یکی از مهم ترین موضوعاتی که نقش کلیدی در فلسفه و سبک زندگی انسان به جا می گذارد، مساله معاد و رستاخیز است. ایمان و عدم ایمان نسبت به رستاخیز دو نوع فلسفه و سبک زندگی متفاوت ایجاد می کند. از همین روست که خداوند درباره کسانی که نسبت به معاد تردید و تشکیک می کنند و با شبهه آفرینی می کوشند آن را ابطال کنند، می فرماید که آنان با این کار خویش می خواهند راه فجور را بر روی خویش بگشایند تا پاسخ گویی نسبت به افکار و رفتار معنا و مفهومی نداشته باشد. یعنی با شبهه علمی می کوشند تا شهوت عملی خود را تثبیت و خود را از گناه و احساس آن برهانند.(قیامت، آیات ۱ تا ۵)امام باقر(ع) از لقمان (ع ) نقل می کند که ایشان فرموده است: کانَ فیما وَعَظَ بِهِ لُقمانُ ابنَهُ أن قالَ : یا بُنَیَّ ، إن تَکُ فی شَکٍّ مِنَ المَوتِ فَارفَع عَن نَفسِکَ النَّومَ ولَن تَستَطیعَ ذلِکَ ، وإن کُنتَ فی شَکٍّ مِنَ البَعثِ فَادفَع عَن نَفسِکَ الاِنتِباهَ ولَن تَستَطیعَ ذلِکَ ، فَإِنَّکَ إذا فَکَّرتَ عَلِمتَ أنَّ نَفسَکَ بِیَدِ غَیرِکَ ، وإنَّمَا النَّومُ بِمَنزِلَهِ المَوتِ ، وإنَّمَا الیَقَظَهُ بَعدَ النَّومِ بِمَنزِلَهِ البَعثِ بَعدَ المَوتِ؛ در نصایح لقمان به پسرش است که گفت : «اى پسرم! اگر درباره مرگْ تردید دارى، خواب را از خود، دور کن ـ که نخواهى توانست ـ و اگر درباره رستاخیزْ تردید دارى، بیدار شدن از خواب را از خود دور کن ـ که نخواهى توانست ـ ؛ زیرا اگر اندیشه کنى، مى‏دانى که جان تو در دست دیگرى است و همانا خواب، به منزله مرگ است و بیدارى پس از خواب ، به منزله بر انگیخته شدن پس از مرگ». (قصص الأنبیاء ، ص ۱۹۰ ح ۲۳۹ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۳ ، ص ۴۱۷ ، ح ۱۱)  در جایی دیگر نیز آمده است: أوصى لُقمانُ علیه السلام ابنَهُ فَقالَ : … اِعلَم ـ یا بُنَیَّ ـ أنَّ المَوتَ عَلَى المُؤمِنِ کَنَومَهٍ نامَها ، وبَعثَهُ کَانتِباهِهِ مِنها ، فَاقبَل وَصِیَّتی هذِهِ ، وَاجعَلها نُصبَ عَینَیکَ ، وَاللّه‏ُ خَلیفَتی عَلَیکَ ، وهُوَ حَسبُنا ونِعمَ الوَکیلُ ؛ لقمان به پسرش سفارش کرد و گفت : « اى پسرم! بدان که مرگ براى مؤمن، مانند یک لحظه خوابیدن است و بر انگیخته شدن او ، مانند بیدارى از همان خواب است. پس این سفارش را از من بپذیر و آن را پیش چشمان خود قرار بده . خداوند ، جانشین من بر توست و او براى ما کافى است و وکیل خوبى است».(أعلام الدین ، ص ۹۳ ؛ بحار الأنوار ، ج ۸۲ ص ۱۷۹ ح ۲۲ ) طبرانی نیز نقل می کند: قالَ لُقمانُ علیه السلام لاِبنِهِ : … یا بُنَیَّ ، إن کُنتَ لا توقِنُ بِالبَعثِ فَإِذا نِمتَ فَلا تَستَیقِظ ، فَإِنَّکَ کَما تَستَیقِظُ فَکَذلِکَ تُبعَثُ ؛ لقمان علیه السلام به پسرش گفت ـ: اى پسرم! اگر به رستاخیز یقین ندارى، پس هر گاه خوابیدى ، بیدار نشو ؛ زیرا تو همان گونه که بیدار مى‏شوى ، بر انگیخته خواهى شد.(الدعاء للطبرانی : ص ۴۹۳ ح ۱۷۳۷ ) همین مطلب از لقمان در جایی دیگر این گونه نقل شده است: ـ فیما قالَ لُقمانُ علیه السلام لاِبنِهِ ـ: یا بُنَیَّ ، کَما تَنامُ کَذلِکَ تَموتُ ، وکَما تَستَیقِظُ کَذلِکَ تُبعَثُ ؛ در آنچه لقمان علیه السلام به پسرش گفت ـ: اى پسرم! تو همان گونه که مى‏خوابى، مى‏میرى و همان گونه که بیدار مى‏شوى، بر انگیخته مى‏گردى .(تنبیه الخواطر : ج ۱ ص ۸۰ ؛ بحار الأنوار : ج ۱۳ ص ۴۲۱ ح ۱۷ )  لقمان با بیان مثالی بر آن است تا رستاخیز را بیان کند و تردیدها و تشکیک ها در این مورد را از میان بردارد. البته خداوند در آیه ۴۲ سوره زمر ارتباط میان مرگ و خواب را بیان کرده است و در روایات نیز از خواب به اخ الموت و برادر مرگ تعبیر شده است. پس هر خوابیدن ما نوعی توفی و گرفتن روح و نفس آدمی است، با این تفاوت که در اجل مسمی و مرگ، توفی کامل انجام می گیرد و ارتباط میان جسم و روح قطع می شود اما در هنگام خواب هنوز نوعی ارتباط ضعیف باقی و برقرار است. در مواعظی که خداوند از لقمان(ع) نقل می کند توجه به مساله معاد است. لقمان می فرماید: یَا بُنَیَّ إِنَّهَا إِن تَکُ مِثْقَالَ حَبَّهٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَکُن فِی صَخْرَهٍ أَوْ فِی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ؛ «اى پسرک من، اگر عملِ تو هموزن دانه خَردلى و در تخته‏سنگى یا در آسمانها یا در زمین باشد، خدا آن را مى‏آورد، که خدا بس دقیق و آگاه است.(لقمان، آیه ۱۶)
  3. امانت داری: از دیگر مواعظ حکیمانه ای که امام باقر(ع) از لقمان نقل می کند، مساله مهم امانت داری است. امانت در آیات قرآنی اختصاص به حوزه اقتصادی و مادی ندارد، بلکه شامل امانت های معنوی چون امانت های الهی نیز می شود. (احزاب، آیه ۷۲) ولایت و امامت و قرآن و مانند آن ها امانت های الهی در دست بشر است که باید آن را به خوبی حفاظت نمایند و بدون هیچ خیانتی به صاحب آن بازگردانند.(روایات تفسیری ذیل آیه)امام باقر (ع) از جمله مواعظ حکیمانه لقمان را تشویق به امانت داری دانسته و می فرماید: کانَ فیما وَعَظَ بِهِ لُقمانُ علیه السلام ابنَهُ : یا بُنَیَّ ، عَلَیکَ بِأَداءِ الأَمانَهِ تَسلَم دُنیاکَ وآخِرَتُکَ ، وکُن أمیناً ؛ فَإِنَّ اللّه‏َ تَعالى لا یُحِبُّ الخائِنینَ ؛ اى پسرم ! امانت را ادا کن ، تا دنیا و آخرتت سالم بماند ، و امین باش ؛ زیرا خداى تعالى خیانتکاران را دوست ندارد. (قصص الأنبیاء : ص ۱۹۰ ح ۲۳۹، بحار الأنوار : ج ۱۳ ص ۴۱۷ ح ۱۱ ) اما در عمل اجتماعی امانت نیز نقش بسیار حیاتی دارد. امانت در حقیقت بیانگر عدالت خواهی انسان است. ریشه بسیاری از فضلیت های انسانی به عدالت باز می گردد. میوه عدالت صداقت و میوه صداقت امانت داری است. انسانی که عادل و صادق است، امین مال و جان و عرض مردمان است. بر اساس آموزه های وحیانی قرآن انسان می بایست تلاش کند هر آن چه را که به امانت در نزد اوست محافظت نموده و به صاحب آن بازگرداند. خداوند در آیه ۵۸ سوره نساء می فرماید: إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا؛ به راستی خداوند شما را امر می کند تا امانت ها را به صاحبان آن بازگردانید و ادای امانت کنید.
  4. تظاهر به خشیت الهی: بر اساس آموزه های قرآنی انسان نمی بایست تظاهر به فسق و فجور داشته باشد؛ بلکه تظاهر به پاکی و طهارت امری پسندیده است؛ زیرا اگر انسان حتی گناهکار باشد، با تظاهر به طهارت و تقوا می تواند کم کم خودش را دگرگون کند؛ زیرا مردم از او توقع و انتظار طهارت و تقوا دارند؛ همین مساله موجب می شود که سنت و سیره اش تغییر کند و رفتار ظاهری اش در نهایت قلبش را دگرگون سازد. انسان حتی اگر گناهکار است باید خشیت از خدا را در دل داشته باشد و اگر نتوانست باید بکوشد تا این خشیت را در رفتارش در جامعه نشان دهد تا زمینه بازسازی قلب فراهم آید؛ جرات و تجری در رفتار و بی مبالاتی و اقدام به تظاهر به گناه و و مانند آن موجب می شود که فرصت توبه از دست برود؛ زیرا کسی که جرات یافته و در میان مردم نیز بی مبالات و تظاهر به فسق و فجور می کند، دیگر قلب نیز سیاه می شود؛ اما حتی ترس اجتماعی خود زمینه ای می شود تا این خشیت به قلب بازگردد و انسان زمینه توبه و بازگشت به سوی خدا را بیابد. از جمله پندهایی که لقمان به فرزندش داده و امام باقر(ع) آن را نقل می کند، توجه به این رفتار اجتماعی برای بازسازی قلب و رسیدن به مقام خشیت است که خداوند آن را جزو امور بسیار مهم و صفت عالمان می داند.(نور، آیه ۵۲؛ احزاب، آیه ۳۹؛ فاطر، آیه ۲۸) لقمان(ع) در این باره می فرماید::کانَ فیما وَعَظَ بِهِ لُقمانُ ابنَهُ أن قالَ : … یا بُنَیَّ ، لا تُرِ النّاسَ أنَّکَ تَخشَى اللّهَ وقَلبُکَ فاجِرٌ ؛ در موعظه هاى لقمان به پسرش هست که گفت: « . . . اى پسرم! به مردم ، چنین نشان نده که از خدا مى ترسى ، در حالى که دلت گنهکار است» .
  5. حدود ارتباطات اجتماعی: انسان ها در زندگی چاره ای ندارند که با دیگران ارتباطات اجتماعی داشته باشند تا بتوانند نیازهای عاطفی و مادی و دنیوی و اخروی خویش را برآورده کنند؛ اما این ارتباطات می بایست در چارچوب اموری چون حقوق، تکالیف، معروف و مانند آن ها سامان داده شود. امام باقر(ع) از لقمان(ع) در این باره نقل می کند که او می فرماید: قالَ لُقمانُ علیه السلام : یا بُنَیَّ ، لا تَقتَرِب فَیَکونَ أبعَدَ لَکَ ولا تَبعُد فَتُهانَ . کُلُّ دابَّهٍ تُحِبُّ مِثلَها ، وَابنُ آدَمَ لا یُحِبُّ مِثلَهُ . لا تَنشُر بِرَّکَ (بَزَّکَ) إلا عِندَ باغیهِ، وکَما لَیسَ بَینَ الکَبشِ وَالذِّئبِ خُلَّهٌ ، کَذلِکَ لَیسَ بَینَ البارِّ وَالفاجِرِ خُلَّهٌ، مَن یَقتَرِب مِنَ الرَّفثِ (الزِّفتِ) یَعلَق بِهِ بَعضُهُ کَذلِکَ مَن یُشارِکِ الفاجِرَ یَتَعَلَّم مِن طُرُقِهِ ، مَن یُحِبَّ المِراءَ یُشتَم ، ومَن یَدخُل مَدخَلَ السَّوءِ یُتَّهَم ، ومَن یُقارِن قَرینَ السَّوءِ لا یَسلَم ومَن لا یَملِک لِسانَهُ یَندَم . وقالَ : یا بُنَیَّ ، صاحِب مِئَهً ولا تُعادِ واحِداً . یا بُنَیَّ ، إنَّما هُوَ خَلاقُکَ وخُلُقُکَ ، فَخَلاقُکَ دینُکَ ، وخُلُقُکَ بَینَکَ وبَینَ النّاسِ ، فَلا تَبَغَّضَنَّ إلَیهِم حدیث ، وتَعَلَّم مَحاسِنَ الأَخلاقِ . یا بُنَیَّ ، کُن عَبداً لِلأَخیارِ ولا تَکُن وَلَداً لِلأَشرار.ِ  لقمان همچنین گفت: «اى پسرم! آن چنان به مردمْ نزدیک نشو که از دل هاى آنان دور شوى؛ و آن چنان دور نشو که خوار شوى. هر موجودى، همنوع خود را دوست مى دارد و همانا آدمیزاد نیز همنوع خود را دوست مى دارد. خوبى یا متاع خود را جز در برابر مشترىِ آن، نگستران. چنان که میان قوچ و گرگ، دوستى و رفاقتى نیست، میان نیکوکار و بدکار نیز دوستى و رفاقتى نیست. هر که به زشتى [یا قیر ]نزدیک شود ، پاره اى از آن به تنش مى چسبد. همچنین ، هر که با بدکارْ همدستى کند، بعضى از روش هاى او را مى آموزد. هر که جدال را دوست بدارد، دشنام مى شنود، و هر که وارد جاهاى بد شود، متّهم مى شود و هر که با رفیقِ بد همراهى کند، سالم نمى ماند ، و هر که زبانش را در اختیار نگیرد ، پشیمان مى گردد» . و هم چنین لقمان گفت : «اى پسرم ! با صد نفر رفاقت کن ؛ ولى حتّى با یک نفر هم دشمنى نکن . اى پسرم ! تو هستى و بهره و اخلاق تو ! بهره تو دین توست ، و اخلاق تو [رابطه] بین تو و مردم است . پس به آنان کینه نورز ، و اخلاق نیکو را بیاموز . اى پسرم ! غلام نیکان باش ؛ ولى فرزند بدان نباش . اى پسرم ! امانت را ادا کن ، تا دنیا و آخرتت سالم بماند ، و امین باش ؛ زیرا خداى تعالى خیانتکاران را دوست ندارد . اى پسرم ! خود را به مردم چنان نشان نده که از خدا مى ترسى ، در حالى که دلِ تو گنهکار است». (قصص الأنبیاء، ص ۱۹۰ ، ح ۲۳۹؛ بحار الأنوار، ج ۱۳ ، ص ۴۱۷ ، ح ۱۱ )
  6. ترک رنج کسب و ترک تضییع مسئولیت: انسان نسبت به خود و دیگران در اجتماع مسئولیت های را دارد که باید انجام دهد. تامین معاش خود و خانواده از وظایف اوست. اما بر اساس آموزه های قرآنی رزق و روزی هر کسی تقدیر و اندازه شده است و کم و زیادی نشود. بنابراین انسان نمی بایست حریصانه تلاش کند و خود را به مشقت اندازد تا بیش از مقدرات خویش به دست آورد که به دست آوردنی نیست(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳) و آن چیزی که به دست آورد نمی بایست بدان دلبستگی یابد و گمان کند که برای او ارزشی است؛ زیرا ارزشی برای او نیست بلکه در نهایت زینت دنیاست(آل عمران، آیه ۱۴) و آن چه را به دست می آورد به تفاخر و تکاثر و مانند آن تباه نکند.(حدید، آیه ۲۰) اگر انسان بداند که باید به مسئولیت های خود عمل کند و بیش از آن تلاش نکند به آرامش و آسایش دست می یابد و وقتی چیزی از دست رفت اندوهگین و محزون نشود و هنگامی که به نعمتی رسید مست نشود و به فرح نمی پردازد(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳) پس انسان می بایست نقش اجتماعی خود را به درستی ایفا کند و مسئولیت های خود را انجام دهد و تنبلی نکند ولی هم چنین باید توجه داشته باشد که مسئولیت او در حد توان و استطاعت است(بقره، آیات ۲۳۳ و ۲۸۶؛ انعام، آیه ۱۵۲؛ اعراف، آیه ۴۲؛ مومنون، آیه ۶۲) و از او بیش از آن انتظار و توقع نمی رود. اما نمی بایست مسئولیتی که به عهده گرفته با بی مبالاتی تضییع و تباه سازد. این گونه است که هم مسئولیت خود را انجام داده و هم خود را به رنج نیانداخته و در آسایش و ارامش زندگی می کند. لقمان بر اساس همین اصل در پاسخ از حکمت جامع و کامل چنان که امام باقر(ع) نقل کرده است، می فرماید:قیلَ لِلُقمانَ : مَا الَّذی أجمَعتَ عَلَیهِ مِن حِکمَتِکَ ؟ قالَ : لا أتَکَلَّفُ ما قَد کُفیتُهُ ، ولا اُضَیِّعُ ما وُلّیتُهُ ؛:به لقمان گفته شد : حکمت خود را در چه چیزْ گرد آوردى [و خلاصه کردى]؟ گفت: «براى چیزى که کفایت (تضمین) شده ام ، خود را به زحمت نمى اندازم و کارى را که در آن سرپرستى شده ام ، ضایع نمى کنم» . (قرب الإسناد، ص ۷۲ ح ۲۳۲ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۳ ص ۴۱۵ ح ۶ )