زنا، بیماری روانی و انحراف جنسی

بد حجابی

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، کسانی که از بیماردلی و بیماری روانی رنج می برند، دچار انحرافات جنسی و نیز اختلالات جنسی می شوند؛ زیرا بیماردلی، به معنای دسیسه و دفن شدن فطرت انسانی به سبب زنگارهای گناه و از دست رفتن قوه ادراکی و در نتیجه زیغ و انحراف از اسلام این آیین مبتنی بر فطرت است. زنا به معنای نزدیکى با زن چه از قُبُل و چه از دُبُر، بدون خواندن صیغه عقد و بدون شبهه با عمد و علم به حرمت آن، یکی از انحرافات جنسی است که بر اساس بیماردلی در انسان ها بروز و ظهور می یابد. بنابراین، شناخت علل و عوامل و درمان این بیماری و انحراف روانی، برای حفظ کرامت و شرافت انسانی و صیانت از پاکی و پاکیزگی جامعه ضروری است. آموزه های وحیانی اسلام راهبردهای شناختی و رفتاری برای درمان آن بیان کرده است که در این مطلب به آن ها توجه داده می شود.

چیستی انحراف جنسی

میل جنسی یک امر طبیعی و فطری و غریزی بشر است. انسان همان گونه که به غذا میل و گرایش و نیاز دارد، به جنس مخالف برای ارضای شهوت جنسی نیاز دارد. در حقیقت انسان دارای دو قوه جاذبه و دافعه در قالب شهوت و غضب است. شهوت به انسان کمک می کند تا هر آن چه نیاز طبیعی اوست را تامین و برآورده سازد؛ چنان که غضب به انسان یاری می رساند که از هر چه موجب ضرر و زیان به اوست پرهیز کرده و یا آن را از خود به خشم و خشونت براند.

در آیات قرآنی انواع و اقسامی از شهوت بیان شده که از جمله آن ها شهوت جنسی است. خداوند می فرماید: زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَٰاتِ مِنَ النِّسَآءِ وَالْبَنِینَ وَالْقَنَٰاطِیرِ ٱلْمُقَنطَرَهِ مِنَ ٱلذَّهَبِ وَالْفِضَّهِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَهِ وَالْأَنْعَٰامِ وَٱلْحَرْثِ ذَٰلِکَ مَتَٰاعُ الْحَیَاٰهِ ٱلدُّنْیَا وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسْنُ ٱلْمَئَٔابِ؛ دوستىِ خواستنیهاى گوناگون‌ از: زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سیم و اسب‌هاى نشاندار و دامها و کشتزارها براى مردم آراسته شده، لیکن این جمله، مایه تمتّع زندگى دنیاست، و حال آنکه فرجام نیکو نزد خداست.(آل عمران، آیه ۱۴)

این میل جنسی که طبیعی است، باید به شکل درست و در چارچوب شریعتی که مبتنی بر فطرت است(روم، آیه ۳۰) سامان یابد، وگرنه دچار انحراف و اختلال جنسی می شود. انحراف از واژه حرف به معنای عدول از حد و اندازه هر چیزی است(معجم مقاییس اللغه، ابن فارس، ج ۲، ص۴۲)؛ زیرا حرف به معنای لبه و کناره و جانب چیزی است(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب، ذیل واژه حرف) و منحرف یعنی از وسط به کناره و اطراف عدول کردن که نوعی خروج از حالت طبیعی است. واژه تحریف به معنای عدول از معنای حقیقی و موضوع له و آوردن معنای دیگر نادرست در آیه ۴۶ سوره نساء به کار رفته است.

انحراف جنسی از نظر جامعه شناسان، استفاده از روش های نابهنجار اجتماعی و تبهکارانه خلاف موازین اجتماعی در ارضای شهوت و لذت جنسی است. از نظر زیست شناسان، انحراف جنسی هر آمیزشی است که در آن تولید نسل نباشد. از نظر اخلاقی هر رفتار جنسی است که موجب عذاب وجدان، احساس گناه و پیشمانی شخص می شود.

از نظر روان شناسان، انحراف جنسی هر گونه رفتاری است که شخص را از حالت تعادل روانی و یکپارچکی شخصیتی خارج می سازد

از نظر آموزه های وحیانی اسلام و شریعت آن، انحراف جنسی، هر گونه رفتاری است که بر خلاف فطرت و شریعت انجام می گیرد و به عنوان گناه تلقی و حرام دانسته شده است. از این روست که خداوند در آیه ۷ سوره مومنون و نیز آیه ۷ سوره معارج، انحراف جنسی را هر گونه رفتاری دانسته که خارج از چارچوب ازدواج با همسر عقدی و شرعی یا مملوک باشد. خداوند در آیات ۵ تا ۷ سوره مومنون می فرماید: وَٱلَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَٰافِظُونَ إِلَّا عَلَىٰٓ أَزْوَاٰجِهِمْ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَٰانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ فَمَنِ ٱبْتَغَىٰ وَرَآءَ ذَٰلِکَ فَأُو۟لَٰٓئِکَ هُمُ ٱلْعَادُونَ ؛ آنانی که دامان خود را (از آلوده‌شدن به بی‌عفتی) حفظ می‌کنند و پاک دامن هستند؛ مگر آمیزش جنسی با همسرانشان یا کنیزانى دارند که به دست آورده‌اند، که در این صورت بر آنان نکوهش و ملامتی نیست؛ و کسانی که غیر از این طریق را طلب کنند، تجاوزگرند!

در این آیات به خوبی روش درست و طبیعی آمیزش جنسی که بر خلاف فطرت و طبیعت و هنجارهای عقلانی و عقلایی و شرعی نیست، مورد تایید قرار گرفته و غیر از آن به عنوان روش های نادرست و منحرف مطرح و مورد سرزنش قرار گرفته است. بر اساس آموزه های وحیانی اسلام، هر گونه کامیابی جنسی اعم از آمیزش، لذت بردن دیداری و شنیداری و حسی و غیر حسی ، لمسی و غیر لمسی در چارچوب رابطه میان همسران و مملوکان مجاز دانسته شده است. پس کامیابی های جنسی دیگر از جمله استمنا و خودارضایی، چشم چرانی و نظربازی، عریان نمایی جنسی، لمس جنس مخالف غیر از همسر، زناشویی با غیر، هم جنس گرایی در قالب لواط و مساحقه، حیوان بازی و مانند آنها به عنوان تجاوزکاری از حدود و تعدی از طبیعت، فطرت و شریعت دانسته شده است.

البته با نگاهی به این تعاریف متعدد می توان گفت در همه این تعاریف بر این نکته تاکید شده که انحراف جنسی، رفتاری خلاف طبیعت و عادت است.

انحراف جنسی، بیماری روانی

خداوند در آیه ۳۲ سوره احزاب می فرماید: یَاٰنِسَآءَ النَّبِىِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍۢ مِّنَ النِّسَآءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِٱلْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌۭ وَقُلْنَ قَوْلًۭا مَّعْرُوفًۭا؛ اى همسران پیامبر، شما مانند هیچ یک از زنان دیگر نیستید، اگر سر پروا دارید پس به ناز سخن مگویید تا آنکه در دلش بیمارى است طمع ورزد؛ و گفتارى شایسته گویید.

از این آیه به دست می آید که بیماردلان و کسانی که دچار بیماری روانی هستند، گرفتار انحراف جنسی می شوند. به این معنا که وقتی سخنی به ناز از جنس مخالف می شوند، قلب های بیمار ایشان به هیجان می آید و طمع و آزمند می شوند تا به این زنان دسترسی یافته و از آنان کامیاب شوند.

به سخن دیگر، تعبیرات تحریک کننده که گاه همراه با ادا و اطوار مخصوصى است موجب می شود تا منحرف جنسی و شهوت ران تحریک شده و زمینه تعرض فراهم آید و شرایط گناه و بستر آن آماده شود.

بی گمان تعبیر به «الذى فى قلبه مرض؛ کسى که در دل او بیمارى است»، تعبیری بسیار گویا و رسا از این حقیقت است که غریزه جنسى در حد تعادل و مشروع عین سلامت است؛ اما هنگامى که از این حد بگذرد نوعى بیمارى خواهد بود تا آنجا که گاه به سر حد جنون مى رسد. این حالت که از آن به جنون جنسى تعبیر مى کنند از انواع و اقسام بیمارى روانى است که بر اثر طغیان این غریزه و تن در دادن به انواع آلودگیهاى جنسى و محیطهاى کثیف به وجود مى آید.

بنابراین، از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انحرافات جنسی پدیده مرتبط با روان آدم بیماردلی است که از بیماری روانی رنج می برد و از تعادل روانی در حوزه جنسی و شهوانی برخوردار نیست؛ زیرا انسان متعادل از نظر شخصیت کسی است که همه امورش در چارچوب اعتدال و تعادل میان قوای نفسانی سامان یافته است و هیچ افراط و تفریطی میان قوای نفسانی نیست. پس کسی که گرایش افراطی به ارضای شهوات جنسی دارد، از تعادل روانی در این حوزه برخوردار نبوده و از بیماری روانی رنج می برد و باید درمان شود.

البته از نظر قرآن و آیه ۳۲ سوره نور این معنا به دست می آید که در تشدید این بیماری عوامل بیرونی نقش مهم و اساسی دارند؛ از این روست که بر زنان تکلیف می کند تا از سخنان تحریک برانگیز و ادا و اطوارهایی که موجب تحریک جنسی در دیگران می شود، اجتناب و پرهیز کنند که این اجتناب از جهات متعدد به نفع همگان از جمله زنان است؛ زیرا با اجتناب از رفتار تحریک آمیز می تواند امنیت خود را تامین کرده و از تعرض بیماردلان و بیماران روانی و منحرف جنسی در امان بمانند. افزون بر این که جامعه را نیز در سلامت نگه داشته و به تشدید بیماری دیگران کمکی نکرده اند.

علامه طباطبایی بیماردلی را با فقدان ایمان و تقوا پیوند زده و می فرماید: منظور از بیمارى دل، نداشتن نیروى ایمان است، آن نیرویى که آدمى را از میل به سوى شهوات باز مى‏دارد.(المیزان، ذیل آیه) شکی نیست که بیماری روانی انواع و اقسامی دارد که مهم ترین آن ها بیماری روانی فقدان ایمان و تقوا است؛ زیرا از نظر قرآن کسانی که از فطرت سالم و سلیم برخوردار نیستند، به اسلام و آموزه های آن اعتقادی پیدا نمی کنند؛ زیرا دریچه شناخت و قوه ادراکی آنان به گناه بسته و مطبوع و مختوم است و رفتارهای فاسد و فسادآمیز خود را صالح و اصلاحی دانسته و کژاندیشی و کژرفتاری خود را عین عقلانیت می دانند و بر آن تاکید می ورزند.(بقره، آیات ۷ تا ۱۲)

عوامل بیماری و انحراف جنسی زنا

با توجه به این که انحراف جنسی زنا، از مصادیق بیماری های روانی است، باید در شناخت علل و عوامل آن به ابعاد شناختی و زیستی و محیطی و رفتاری توجه داشت. در حقیقت ریشه و بستر ایجادی این گونه بیماری های روانی می تواند شناختی، یا زیستی و وراثتی یا محیطی و رفتاری باشد.

چنان که گفته شد، علامه طباطبایی، بیماردلی را به معنای نداشتن ایمان و تقوا دانسته است. از آیات قرآنی به دست می آید کافران و منافقان دچار بیماردلی و بسته شدن قوه ادراکی قلب خود هستند که به سبب گناه و دوری از تقوای فطری و ابتدایی ایجاد می شود. بر این اساس باید گفت کسانی که دچار بیماری روانی انحراف جنسی زنا هستند، مردمانی بیماردل و بی ایمانی هستند که فاقد تقوایی عملی و رفتاری هستند. اینان حقایق را وارونه دریافت و تفسیر می کنند و رفتارهای زشت خویش را نیک و کردارهای جاهلانه و سفیهانه خود را عقلانی و خردمندانه می دانند.(بقره، آیات ۷ تا ۱۲)

این بیماری افزون بر حوزه شناختی مرتبط به حوزه محیطی و رفتاری دیگران نیز است. این که خداوند زنان را از عشوه گری رفتاری و بیانی بازداشته خود بر این نکته توجه می دهد که این گونه رفتارهای دیگران می تواند در ایجاد و دست کم تشدید و بروز و ظهور این بیماری روانی خفته و نهان تاثیر گذار باشد.(احزاب، آیه ۳۲)

خداوند در آیات ۵۹ و ۶۰ سوره نور به این مطلب توجه می دهد که کودکان را پس از بلوغ جنسی و احتلام در خواب نماها، به محیط آمیزشی همسران راه ندهید؛ زیرا رفتارهای جنسی و آمیزشی همسران در این کودکان تاثیر منفی گذاشته و آنان را از حالت تعادل روانی خارج می کند. در آیات همین آیات و نیز آیات سوره احزاب از تبرج جاهلی که آشکار کردن اندام های جنسی از جمله سر و سینه و گردن بود، نهی می شود؛ زیرا این رفتار زنان، زمینه ساز بروز و ظهور انحراف و اختلال جنسی در دیگران می شود و زمینه بیماری روانی را فراهم می آورد که آثار زیانبار آن به خود زنان در قالب تعرضات و تجاوزات جنسی و مزاحمت ها و مانند آن ها نیز باز می گردد.

شخصی که در این محیط های تحریک زا قرار می گیرد، در فرآیندی گرایش های جنسی و میل شهوانی او افزایش می یابد و روان شخص را بیمار کرده و زمینه انحراف در شهوت جنسی و حتی اختلال جنسی را فراهم می آورد. گرایش به استمنا و خودارضایی و یا نظر بازی و چشم چرانی، حیوان بازی و مانند آن ها به سبب رفتارهای تحریکی است که در جامعه خانواده یا اجتماع انجام می شود و زمینه بحران های روانی انحراف جنسی را فراهم می کند.

از نظر آموزه های وحیانی اسلام اموری چون بی تقوایی(شعراء، آیات ۱۶۱ و ۱۶۵)، روابط ناسالم پیش از ازدواج(بقره، آیه ۲۳۵)، فقر مادی(نور، آیه ۳۲)، فقر عاطفی و فقدان محبت سالم، دوستان ناباب، عدم تمکین در زناشویی میان همسران عقدی، عدم مراعات حدود و شرایط زناشویی و آگاهی دیگران از مسایل زناشویی، پوشش نامناسب، رفتار نامناسب و سخنان و کردارهای تحریک آمیز، مراودات میان نامحرمان، تصاویر مستهجن و تحریک آمیز و مانند آن ها اشاره کرد که در آیات و روایات بیان شده است.

آثار و پیامدهای زیانبار انحراف جنسی زنا

انحراف جنسی زنا، آثار و پیامدهایی زشت دارد. از این روست که در اسلام حکم حرمت و گناه بر آن بار شده و به عنوان گناه کبیره در مجموعه قوانین حقوقی و کیفری حدود و تعزیرات بر آن جاری می شود.

این انحراف جنسی تاثیراتی در شخص و شخصیت و جامعه به جا می گذارد که برخی از آن ها عبارتند از:

  1. سقوط در سفاهت و سبک مغزی: کسی که گرفتار بیماری روانی انحراف جنسی زنا می شود، در مسیری قرار می گیرد که نتیجه آن از دست رفتن عقلانیت و خردورزی و قرار گرفتن در جاده سفاهت و سقوط در دامن بی خردی و سبک مغزی است. از نظر قرآن، زناکار نه تنها رفتاری ضد عقلانی دارد، بلکه زمینه از دست رفتن عقل و قرار گرفتن در جایگاه سبک مغزان و سفیهان را داراست. از این روست که زناکاری را به عنوان رفتاری که نتیجه آن جهالت است تعریف می کند.(یوسف، آیه ۳۳) باید توجه داشت که جهالت گاه در برابر علم و گاه در برابر عقل است. در این آیه مراد جهل در برابر عقل است نه علم؛
  2. زوال حکمت: زناکاری انسان را از علم و حکمت دور داشته و حکمت را از انسان زایل می سازد(همان)؛ زیرا یکی از معنای جهل ، نادانی در برابر علم و دانایی است؛
  3. ظلم و ستم: زناکار انسانی ظالم است که به خدا و خود و جامعه ظلم می کند(یوسف، آیه ۲۳)؛ ظلم به خود از این طریق است که زمینه زوال علم و عقل خود را فراهم می کند و اجازه می دهد تا شهوت بر نفس مدیریت کرده و مهار نفس را به دست گیرد و زمینه برای بیماری های دیگر روانی و انحرافات و اختلالات حتی جنسی را برای خود رقم می زند؛ زیرا زناکاری موجب انواع و اقسام بیماری های مقاربتی است؛ اما ظلم به خدا، به سبب تعدی و تجاوز از حدود الهی و عدم قدرانی از نعمت هایی است. ظلم به جامعه با ایجاد تعدی به حقوق دیگران، از میان بردن اعتماد، تعرض به دیگران و مانند آنها خودنمایی می کند؛
  4. ممنوعیت ازدواج: کسی که زناکار است مومنان حق ندارند با آنان ازدواج کنند تا این گونه حرمت ها و حریم ها و نسل ها حفظ و صیانت شود.(نور، آیه ۳) با این تعابیر قرآن می خواهد مسلمانان را از ازدواج با افراد زناکار بازدارد؛ چرا که بیماری هاى روانی و اخلاقى همچون بیماری هاى جسمى غالبا واگیردار است. افزون بر آن این رفتار جنسی انحرافی، نوعى ننگ بوده و فرزندان آنان نیز مشکوک هستند که فرزند همسر است یا دیگری؟
  5. حد و تعزیر: کسی که مرتکب گناه زنا می شود لازم است تا علیه او در مراتبی تعزیرات و حدود شرعی اجرا شود که در آیات قرآنی و روایات بیان شده است(طلاق، آیه ۱؛ نور ، آیه ۲؛ نساء، آیات ۱۵ و ۱۶)؛
  6. دوزخ: زناکار اگر توبه نکند، گرفتار دوزخ خواهد شد؛ زیرا زناکاری از جمله گناه کبیره دانسته شده است.(فرقان، آیات ۶۸ تا ۷۰)
  7. بدترین راه: از نظر آموزه های قرآنی لازم است انسان نیازهای طبیعی از جمله شهوانی خود را به درستی و سلامت پاسخ دهد. از نظر قرآن، پاسخ به نیاز جنسی از راه زنا، بدترین راه است: لا تَقْرَبُوا الزِّنی إِنَّهُ کانَ فاحِشَهً وَ ساءَ سَبِیلًا ؛ و هرگز به عمل زنا نزدیک نشوید که کارى بسیار زشت و راهى ناپسند است.» (اسراء، آیه ۳۲) در این آیه دو صفت «عمل زشت» و «راه ناپسند» را براى زنا برمی شمارد و آن را نکوهش می کند و این اولین مرحله برخورد با یک صفت ناپسند است. حضرت امام صادق(ع) می فرمایند: در روز قیامت سه طایفه اند که خداوند با ایشان سخن نمی گوید، ایشان را پاکیزه نمی فرماید و برایشان عذاب دردناکی است. از این سه طایفه زنی است که بر فِراش شوهرش زنا دهد. (وسایل الشیعه، کتاب نکاح، ج ۱۴، باب ۱۶، ص ۲۴۶)
  8. تهدید الهی : خداوند می فرماید: وَ لا یَزْنُونَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ یَلْقَ أَثاماً ؛ و زنا نمی کنند و هرکس چنین کند مجازاتش را خواهد دید.(فرقان، آیه ۶۸)
  9. فاحشه: این رفتار جنسی رفتاری نابهنجار و ضد اجتماعی و ضد اخلاقی است. از این روست که به عنوان فاحشه از آن یاد شده است.(همان) اصولا از نظر قرآن، رفتارهای جنسی انحرافی چون لواط از مصادیق فاحشه است.
  10. از میان رفتن نسب ها و ترک تربیت کودکان: امام صادق علیه السلام می فرمایند: خداوند زنا را حرام فرمود برای اینکه سبب فسادهایی مانند قتل نفس( کشتن و سقط جنین)، از بین رفتن نسب ها و ترک تربیت اطفال و به هم خوردن ارث می شود.(وسایل الشیعه، کتاب نکاح، باب ۱، ص ۳۹.)
  11. خواری: کسی که گرفتار بیماری جنسی زنا است، در دنیا و آخرت خوار و ذلیل خواهد شود و به سادگی به او اهانت می شود.(فرقان، آیات ۶۸ و ۶۹)

به هر حال، عمل زشت و شنیع زنا، یک راه طبیعی و خالی از خطر برای برطرف کردن نیاز های جنسی و شهوت نیست. جامعه ای که اینگونه نیازهای خود را از طریق زنا، برطرف می کند؛ در یک جاده ای بسیار ناهموار و خطرناک قدم گذاشته که عاقبت آن خرابی و ویرانی و دوری از کلیه مقاصد انسانی و رسیدن به عمیق ترین پرتگاه ها است. نیرو و میل جنسی و شهوت، یکی از نیاز های خدادادی است که برای بروز هیجانات روحی و عاطفی بین زن ومرد و بقای نسل انسانی است، و این نیاز و حس، ضامن تشکیل خانواده و برطرف کردن نیاز شهوت است. برطرف کردن این نوع هیجانات روحی و عاطفی و بقای نسل جدید، الفت و انسی که بین زن و مرد از طریق اینگونه روابط شکل می گیرد؛ زمانی نتیجه خود را می دهد که در چارچوب قانونی به نام شرع و خانواده باشد. در غیر این صورت نه تنها نتیجه ای نخواهد داشت، بلکه همواره نسل جدید، عواطف انسانی زن ومرد و خوی انسانی دو طرف را تهدید می کند و چیزی که شکل می گیرد؛ جامعه ای بی تمدن و دور از عواطف و حالات انسانی است که فقط مانند حیوانات از پس غریزه به این عمل نگاه می کنند.

راه درمان بیماری انحراف جنسی زنا

در آموزه های وحیانی قرآنی راهبردهای شناختی و رفتاری برای درمان این انحراف جنسی بیان شده است. در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود:

  1. توجه به ربوبیت خدا: از جمله مهم ترین راهبردهای شناختی که در آیات قرآنی به آن توجه داده شده، توجه به ربوبیت و پرودگاری خداوند است؛ زیرا انسان وقتی خود را هماره در محضر خدا و تحت پرورش او ببیند، از انجام اعمال منافی عفت و انحرافات از جمله جنسی خود داری می ورزد.(یوسف، آیه ۲۳)
  2. توجه به رحمانیت خدا: از دیگر راهبردهای شناختی، توجه بخشی به رحمانیت خدا است که در قرآن مطرح شده است.(مریم، آیه ۱۸)
  3. توجه به رحمت الهی: از جمله راهبردهای شناختی در درمان انحراف و پیشگیری توجه یابی و توجه بخشی به مساله رحمت الهی است.(همان؛ یوسف، آیات ۵۱ تا ۵۳)
  4. مشاهده برهان ربوبی: مشاهده برهان ربوبی از موانع بازدارنده این انحراف جنسی است.(یوسف، آیات ۲۳ و ۲۴)
  5. عبادت و بندگی: از راهبردهای رفتاری که خداوند بیان کرده، بهره مندی از عبادت و بندگی خدا برای رهایی از این بیماری انحراف جنسی و پیشگیری از آن است.(فرقان، آیات ۶۳ و ۶۸) خداوند در این آیات با وصف برخی از بندگان خود به عنوان عبادالرحمن بر این نکته تاکید دارد که بندگی وعبودیت انسان موجب می شود تا انسان در تعادلی قرار گیرد که از هر گونه انحرافات از جمله انحرافات جنسی باز می دارد.
  6. اخلاص: اخلاص در بندگی و عبادت خداوند زمینه ساز بازدارندگی و نیز رهایی انسان از انحراف جنسی زنا است.(یوسف، آیه ۲۳)
  7. ازدواج: یک راهبرد رفتاری که قرآن برای درمان بیماری زنا تجویز می کند، ازدواج است. از نظر قرآن ازدواج به عنوان عامل پیشگیری و نیز درمان مطرح است.(نور، آیات ۳۱ و ۳۲)
  8. استعاذه: از دیگر راهبردهای رفتاری می بایست به استعاذه و پناه جویی به خدا یاد کرد؛ زیرا کسی که به پناهگاه امن الهی وارد می شود، از هر گونه وسوسه شیطانی و هواهای نفسانی در امان خواهند ماند.(یوسف، آیه ۲۳؛ مریم، آیه ۱۸)
  9. تقوای الهی: از دیگر راهبردهای رفتاری می بایست به تقوا اشاره کرد که در آیات قرآنی به عنوان عامل بازدارنده و درمانی برای هر گونه انحراف از جمله انحراف جنسی مطرح شده است.(همان)
  10. نماز: از دیگر راهبردهای رفتاری بهره گیری از نماز برای رهایی و پیشگیری از انحرافات جنسی از جمله زنا است که در آیات قرآنی بدان توجه داده شده است.(معارج، آیات ۲۲ تا ۳۱)
  11. تشویق: از دیگر راهبردهایی که قرآن برای پیشگیری و درمان مطرح کرده است، تشویق افراد به بهره مندی از بهشت و حوری و زندگی خوب و سعادت آفرین در صورت ترک زنا است.(فرقان، آیات ۶۳ تا ۶۷)
  12. تهدید: یکی از راه های درمان افراد بیماردل، استفاده از تهدید است که موجب بازدارندگی می شود تا در فرآیندی امکان درمان فراهم آید.(فرقان، آیه ۶۸)
  13. توبه: توبه نقش بسیار کلیدی درمان بسیاری از بیماری های روانی دارد؛ زیرا به شخص امید می دهد تا از بار گناه و فشار آن که دریچه عقل و فهم را می بندد رها شود و زمینه بازسازی روانی خود را فراهم آورد.(فرقان، آیات ۶۸ تا ۷۰)
  14. آگاهی بخشی به پیامدها و آثار: از دیگر راهبردهای شناختی برای درمان، آگاهی بخشی به افراد بیمار نسبت به آثار و پیامدهای مادی و معنوی و روانی و جسمی این گونه رفتار جنسی انحرافی است. پزشکان بر این باورند که علت اصلى انتشار و شیوع بیماری هاى مقاربتى اساسا به روابط جنسى آزاد و هر چیز است که موجب برهم خوردن کانون خانوادگى گردد.
  15. جدا کردن بیمار از محیط آلوده: از جمله راهبردهایی که در قرآن بیان شده ، جدا کردن بیمار از محیط های آلوده است که در آیات قرآنی بیان شده است. قرآن برای دست یابی به یک محیط سالم و بهداشت نسبت به امور جنسی راهکارهایی را بیان کرده که شامل وجوب حجاب را براى زنان (احزاب، آیه ۵۹)، چشم فروهشتن زن و مرد (نور، آیات ۲۹ و ۳۰) و فراهم آوری شرایط ازداوج (نور، آیه ۳۲) است. امروزه روابط زنان و مردان نامحرم و مخصوصا دختران و پسران، بدون رعایت ضوابط شرعی، زمینه ای برای اعمال منافی عفت و زناست و چنان که می دانید، ایّام جوانی دوره شور و احساسات جنسی و نشاط جسمی است و با بیدار شدن قوای مختلف جسمی، توجه به مسائل عاطفی و جذابیت های ظاهری و فریفتگی جنس مخالف بیشتر می شود. چنین روابطی با وجود میل و کشش شدید جنسی که مقتضای طبیعت سنّ جوانی است، طبیعتا از نگاه های آلوده و صحبت های هوس انگیز و عشوه ها و طنازی های کلامی و رفتاری و مانند آن ها خالی نخواهد بود! به هر حال، این ارتباط هیچ جای توجیه ندارد، جز اینکه عامل گسترش فساد اخلاقی است که عواقب خطرناکی برای جامعه انسانی به همراه دارد. مسئله اختلاط و انفکاک محیط های زنانه و مردانه نیز از مسائل اجتماعی مهمی است که بسیاری از فرهنگ ها به آن توجه و آن را تحلیل کرده اند، ولی در بعضی از فرهنگ ها به زیرساخت ها و خاستگاه ها توجه خاصی مبذول شده است. حضرت زهرا (س) می فرماید: «برای زنان بهتر است که هیچ مردی را نبینند و هیچ مردی نیز آن ها را نبیند.»( حر عاملی، ج۱۴، ابواب مقدمات النکاح، باب ۱۲۹، ح۳.) یا حضرت علی(ع) در سفارش های خویش، به امام حسن مجتبی(ع) می فرمایند: «اگر می توانی کاری کن که زن تو با مردان بیگانه معاشرت نداشته باشد. هیچ چیز بهتر از خانه، زن را حفظ نمی کند. همان طور که بیرون رفتن آنان از خانه و معاشرت با مردان بیگانه در خارج از خانه، برای آنها مضر و خطرناک است، وارد کردن مرد بیگانه نزد آنان در داخل خانه و اجازه معاشرت دادن به او نیز مضر و خطرناک است. اگر بتوانی کاری کن که زنانت غیر از تو را نشناسند.»( نهج البلاغه، نامه ۳۱.)