زمینه ها و آثار قناعت در زندگی

samamosقناعت به معنای مصرف به اندازه نیاز، یکی از کلیدی ترین مفاهیم در حوزه اقتصاد اسلامی است. از آن جایی که اقتصاد به معنای میانه روی در مصرف است، به طور طبیعی مفاهیمی که در زیر مجموعه این حوزه قرار می گیرند، می بایست ارتباط تنگاتنگی با اصل آن داشته باشند. از این روست که در شبکه مفاهیم اقتصاد اسلامی با واژگانی چون قناعت، صرفه جویی، اعتدال، عدالت، پرهیز از اسراف و تبذیر، دوری از رفاه زندگی و اتراف و مانند آن مواجه ایم.

در تحلیل و تبیین اسلامی، اصولا دست یابی به هر گونه کمال ، رشد و بالندگی در هر حوزه ای جز به اعتدال و عدالت شدنی نیست. ازاین روست که میانه روی و مراعات حد وسط به عنوان یک اصل اساسی و کلیدی در همه حوزه های زندگی بشر مطرح می باشد. شاید بارها با این تعبیر مواجه شده باشد که " خیر الامور اوسطها؛ بهترین حالت هر امری، میانه آن است." بنابراین میانه روی به عنوان شکل و مصادیقی از عدالت و اعتدال مطرح می شود، تا این بار مفهومی القا شود که زندگی سالم جز به آن تحقق نمی یابد.

نویسنده بر پایه این فرضیه به سراغ آموزه های وحیانی از قرآن و روایت رفته است تا تحلیل و تبیین و توصیه های آن ها را در این زمینه به دست دهد. آن چه در پی می آید ، نتیجه این مراجعه به آموزه های وحیانی است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

قناعت ، فضلیتی اخلاقی

قناعت که درلغت به معنای بسنده کردن به اندک از امور دنیایی است که مورد نیاز انسان است(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۶۸۵ ذیل واژه قنع) در اصطلاح اخلاقی، ملکه ای نفسان یاست که موجب بسنده کردن به میزان نیاز و ضرور از مال می شود، بدون این که تلاش و رنج برای به دست آوردن بیش از میزان نیاز به کار گرفته شود.(جامع السعادات ، نراقی، ج ۲ ، ص ۱۰۲)

به نظر می رسد که فرهنگ قرآنی به سبب آن که هدف آفرینش را در دست یابی بشر به کمالات می داند که با فعلیت یافتن اسما و صفات سرشته در ذات انسانی از طریق عبودیت و اطاعت و بهره مندی از آموزه های وحیانی و عقلانی شدنی می باشد، بیش از هر چیزی به اصول معنوی توجه و اهتمام دارد. بر این اساس، همه امور مادی زندگی بشر، تنها به عنوان ابزار و مقدماتی برای دست یابی به این هدف مطرح می شوند و از اصالت فرو می افتند و در جایگاه مقدمی و ابزاری قرار می گیرند. این بدان معنا خواهد بود که فراهم آوری هر امر مادی در زندگی فردی و جمعی می بایست، به قصد پاسخ گویی به نیازی باشد که فرآیند شدن های کمالی آدمی را تسریع می بخشد و یا تکمیل می کند.

این در حالی است که در تفکر غیر وحیانی و مادیگرایی افراطی بلکه عادی و معمولی توده های مردم، به نوعی، دنیا و مادیات اصالت می یابد و با یک پله یا چند پله ارتقاء، به سطح و جایگاهی فراتر از ابزار در می آید و نگاه ارزشی به آن ها داده می شود. این گونه است که جا به جایی ارزشی در بینش و نگرش مردمان ایجاد می شود و امری ابزاری تبدیل به امری ارزشی شده و امر ارزشی جایگاه خود را تا سطح ابزاری از دست می دهد و حتی گاه به کلیت نادیده گرفته می شود.

بینش و نگرش درست، اقتضای این را دارد که به جهان به عنوان مقدمه و ابزار بنگرد و از هر چیزی برای دست یابی به کمالات و زیبایی های روحی و معنوی بهره برد؛ زیرا پایداری زیبایی ها و کمالات معنوی و روحی بیش تر از امور مادی است. در سطح عالی تر نیز دنیا نسبت به آخرت چنین می باشد. به این معنا که انسان سالم و عاقل به اقتضای فطرت و عقل سلیم خویش ، آخرت را بر دنیا برتری می دهد و می کوشد تا به گونه ای شود که آخرت وی آبادان باشد.

اصولا در این بینش و نگرش، تعلق خاطر به دنیا و مادیات به معنای تعلق به موانع کمالی و زیبایی های واقعی است. ازاین روست که در امور مادی و دنیوی تنها به همان اندازه ای بسنده می کند که ظرفیت های وی را افزایش دهد و صفات و کمالات سرشته به شکل قوه و نیرو را به فعلیت در آورد. از این روست که قناعت به معنای بسنده کردن از مادیات به مقدار نیاز و ضرورت را به عنوان یک اصل اخلاقی پذیرفته و خود را بر اساس آن تربیت می کند.

ارزش قناعت در آموزه های قرآنی

خداوند در آیه ۳۶ سوره حج ، روحیه قناعت را می ستاید و از آن به عنوان یک امر ارزشی سخن می گوید. خداوند در این آیه با اشاره به مساله اطعام حاجیان می فرماید که حاجیان لازم است تا از گوشت قربانی خود، افزون بر این خود می خورند به دیگرانی چون افراد قانع و معتر نیز بخورانند.

از امام صادق(ع) درباره اطعام قانع در آیه پرسش شد: آن حضرت در پاسخ فرمود: قانع کسی است که به آن چه به او می دهی خشنود و راضی باشد و نسبت به آن ناراحتی نورزد و ترش رویی نکند و دهن کجی ننماید.(کافی ، کلینی ، ج ۴ ، ص ۴۹۹ ، حدیث ۲ و نیز تفسیر نورالثقلین ، ج ۳ ، ص ۴۹۸ ، حدیث ۱۳۴)

از این که خداوند از حاجیان می خواهد افراد قانع را به عنوان یکی از اطعام شوندگان قرار دهند، تاکید بر این نکته است که ایشان با آن که از مال دنیا بی بهره هستند ولی به خود اجازه نمی دهند تا دست تکدی گری و گدایی به سوی دیگران دراز کنند و عفت و حیا نمی گذارد درخواستی نمایند. از این رو، بر حاجی است تا ایشان را مهمان به گوشت قربانی کند و با درست کردن طعام ایشان را بر سر سفره بخواند و از خوراک قربانی بخوراند.

خداوند در آیه ۹۷ سوره نحل در بیان زندگی پاکیزه و حیات طیب به عنوان یک ارزش، داشتن روحیه قناعت در آدمی را مصداقی از آن بر می شمارد. به این معنا که یکی از مصادیق حیات طیب ، داشتن روحیه قناعت است. پیامبر اکرم (ص) درباره " حیاه طیبه " در آیه می فرماید: مقصود قناعت و رضایت به تقسیم روزی از جانب خداوند است.(مجمع البیان ، طبرسی، ج ۵ و ۶ ، ص ۵۹۳)

آثار و کارکردهای قناعت

قناعت افزون بر این که امری ارزشی و هنجاری است، توانمندی است که موجبات حفظ عزت نفس آدمی را نیز فراهم می آورد؛ زیرا انسان قانع کسی است که جز به ضرورت ا ز مال بهره نمی برد و به هر آن چه دارد بسنده کرده و دست نیاز به سوی خلق دراز نمی کند. این گونه است که شان و منزلت خویش را در جامعه حفظ کرده و به دور از تکدی گری و سوال و پرسش از خلق به زندگی خود بر اساس داشته ها سامان می دهد.

خداوند در آیه ۴۷ سوره یوسف ، بر ضرورت صرفه جویی و قناعت در مصرف تاکید می کند و آن را عاملی مهم در حفظ آمادگی برای دوران های سخت بر می شمارد. به این معنا که آدمی اگر در هنگام دارایی ، به مقدار ضرورت و پاسخ گویی به نیازهای لازم و ضروری بسنده کند، از این ظرفیت برخوردار می شود تا در شرایط سخت و دشوار به سادگی از آن بگذرد بی آن که دچار ریزش های اخلاقی شود و برای لقمه ای نان عرض و آبرو و حیثیت خود را بریزد و عزت خویش را در هم شکند.

جامعه ای که در شرایط عادی و معمولی، بر اساس قناعت و صرفه جویی رفتار کند ، از این توانمندی برخوردار خواهد بود که در شرایط سخت قحطی و تحریم بتواند به مقابله برخیزد و سربلند از آن بیرون آید. اما اگر در رفاه به سوی اسراف و تبذیر و اتراف رود و به جای صرفه جویی ، مصرف گرایی را اصالت بخشد، در شرایط سخت به سادگی تسلیم شده و استقلال و آزادی و عزت خویش را می فروشد.

خداوند در این آیه از مهم ترین تاثیرات فردی و اجتماعی، قناعت را کاهش مشکلات در هنگام قحطی و تحریم اقتصادی بر می شمارد . از این روست که حضرت یوسف(ع) به مردم مصر پیشنهاد می کند که در زمان افزایش تولیدات و فراوانی ، آن را انبار کرده و تنها به مقدار مورد نیاز بسنده کرده و از مصرف زیاد خودداری کرده تا در شرایط کاهش تولیدات و فراورده ها بتوان به سادگی و اسانی با مشکلات کنار آمد. در حقیقت ، تحقق روحیه صرفه جویی و قناعت در ملتی به معنای کاهش مشکلات اقتصادی در هنگام سختی ها و قحطی ها و تحریم ها خواهد بود.

در همین آیه و نیز آیه ۴۸ ، قناعت و صرفه جویی راهی درست برای گرفتار نشدن به گرسنگی و کمبودهای مادی در هنگام پیشامدهای ناگوار مطرح شده است. به این معنا که آدمی با ایجاد روحیه قناعت در خود می تواند به سادگی به نوعی مصونیت از گرسنگی و کمبودها دست یابد که هیچ عامل بیرونی نتواند وی را شکست داده ، عزت و آزادگی و استقلال و کرامت وی را در هم شکند.

در حکایت است که روزی دو نفر را در شهری به جرمی ناکرده به زندان افکندند. یکی از ایشان چاق و فربه بود و بسیار می خورد و آن دیگری کم می خورد و قناعت می کرد. در آن ایام در شهر شورش شد و همگان را از احوال زندانیان باز داشت. چون هفته ای بگذشت و شورش ها بخوابید، به زندان رفتند. دو بی گناه را در زندان یافتند. چاق از گرسنگی مرده و لاغر زنده و از مرگ به قناعت رسته بود.

زمینه های قناعت و صرفه جویی

چنان که بارها گفته شد از مهم ترین علل و عوامل در هر رفتاری می بایست به بینش ها و نگرش های شخص توجه کرد؛ زیرا رفتارهای آدمی ریشه در طرز تفکر و بینش و نگرش وی نسبت به هستی و امور دنیا و آخرت دارد. ازاین روست که خداوند همواره به مساله ایمان به عنوان مهم ترین عامل تصحیح و اصلاح رفتاری توجه می دهد؛ زیرا ایمان ترکیبی از شناخت و عاطفه است. به این معنا که آدمی هنگامی که مساله ای را شناخت و با آن از جهت روحی و عاطفی مرتبط شد، علاقه ای نسبت به آن می یابد که این عقد و علاقه را ایمان می گویند. این علاقه و عقد که همان معتقدات شخص می باشد، در رفتارهای آدمی تاثیر به سزایی به جا می گذارد. از این روست که خداوند در آیه ۹۷ سوره نحل ، مهم ترین عامل در قناعت ورزی بشر را ایمان همراه عمل صالح شخص معرفی می کند که موجب می شود تا شخص به مسایل مادی و مالی به گونه ای دیگر بنگرد و رفتار خویش را سامان دهد. بر این اساس، از آن جایی که حقیقت زندگی طیب و پاکیزه را حرکت در مسیر کمالات الهی می داند، به مسایل مادی در حد برآورد نیازها بسنده کرده و قناعت ورزی می کند و به آن چه خداوند روزی اش کرده رضایت می دهد و خشنود می باشد. از این روست که پیامبر(ص) حیات طیب را همان قناعت و رضایت مندی به روزی تقسیم شده از سوی خداوند می داند.(مجمع البیان ، ج ۵ و۶ ، ص ۵۹۳ و نیز کشاف ، زمخشری، ج ۲ ، ص ۶۳۳)

در همین رابطه امیرمومنان علی (ع) به نقش شناخت و معرفت در ایجاد و افزایش روحیه قناعت در آدمی می فرماید: علی(ع) می فرمایند: قناعت ناشی از معرفت نفس است.( غررالحکم، ۲ جلدی، ج۲، ص ۳۳۳)

در همین آیه هم چنین به عمل صالح به عنوان عامل دیگر زمینه ساز برای قناعت در آدمی و ایجاد چنین روحیه در وی توجه داده شده است. از این رو، می توان گفت که بینش و نگرش صحیح مهم ترین عامل در ایجاد روحیه قناعت در انسان و فرهنگ صرفه جویی در جامعه است.

قناعت در روایات

امیرمومنان علی (ع) که سرآمد زاهدان و اهل قناعت است آن را گنج بی پایان می داند؛ زیرا کسی که به آن چه دارد بسنده می کند و به اندازه نیاز و ضرورت از امور مادی بهره می برد، هیچ گاه فقیر و نیازمند به دیگری نمی شود تا از کسی وام گیرد و دست گدایی و نیاز به سوی غیر دراز کند. از این روست که می فرماید: لاکنز اغنی من القناعه ؛ هیچ گنجی بی نیازکننده تر از قناعت نیست. (نهج البلاغه، محمد دشتی حکمت ۱۳۷) ؛ زیرا انسان حتی گنجی عظیم بیابد اگر اهل قناعت و صرفه جویی نباشد ، به اسراف و تبذیر و اتراف آن را از دست می دهد و در نتیجه نیازمند می شود ، ولی گنج قناعت ، روحیه و منش دایمی اوست و هرگز از دست نخواهد رفت.

مولوی بلخی این حدیث را به پیامبر(ص) نسبت می دهد و از آن جایی که نفس پیامبر(ص) و علی (ع) به حکم آیه مباهله یکی است و نور همه اهل بیت (ع) از نورانیت وجودی پیامبر(ص) می باشد می توان گفت که همه از یک منشای وجودی هستند و تفاوتی در این انتساب نیست؛ زیرا " کلامنا واحد" همه یک سخن می گویند هر چند که از حلقوم عبدالله های متفاوت به ظاهر باشد.

گفت پیغمبر: قناعت چیست؟ گنج

گنج را تو وانمی دانی ز رنج

این قناعت نیست جز گنج روان

تو مزن لاف ای غم و رنج روان (مثنوی معنوی دفتر اول، ۲۳۲۲-۲۳۲۱)

سعدی شیرازی این عارف ادیب و فرزانه بر اساس فرهنگ قرآنی این معنا را این گونه در شعری سروده است:

که بر بخت و روزی قناعت نکرد

قناعت توانگر کند مرد را

خبر کن حریص جهانگرد را

قناعت کن ای نفس بر اندکی

که سلطان و درویش بینی یکی(کلیات سعدی، بوستان سعدی، ص ۲۵۴- ۵۵۲)

از نظر پیامبر گرامی اسلام (ص) قناعت رضایت به قسمت و بسندگی به آن است . از این روست که از زبان جبرئیل آن را این گونه نقل می کند تا این معنا به مردمان فهمانده شود که در نگاه قدس الهی قناعت چیزی جز بسندگی به رضای و خشنودی خداوند نیست. در روایت است که پیامبراکرم(ص) از جبرئیل درباره معنای قناعت می پرسند. جبرئیل می فرماید: آن است که انسان به آنچه از دنیا (از راه حلال) نصیبش می شود هرچند مقدارش کم باشد، آن را کافی دانسته و از خدای خویش سپاسگزاری نماید. (طرائف الحکم، آیه الله احمد آشتیانی، جلد۲، ص ۲۹۸)

از نظر سعدی، قناعت در برابر حرص و آز قرار می گیرد. به این معنا که انسان اگر قانع به داشته هایش نباشد، گرایش به حرص می یابد و اگر روحیه قناعت در شخص پدید نیاید به جای آن حرص و آز می نشیند. از آن جایی که دو آزمند را هرگز سیری نیست ، حریص علم و مال، در نتیجه حریص مال تمام عمرش را صرف اندوختن و گردآوری مال می کند و بی آن که از فرصت کوتاه عمر برای شدن های تعالی و کمالی بهره مند شود، با خاک گور این چشمان آزمند پر خواهد شد.

آن شنیدستی که وقتی تاجری

در بیابانی بیفتاد از ستور

گفت چشم تنگ دنیا دوست را

یا قناعت پرکند یا خاک گور

مردی به امام صادق(ع) شکایت برد که مرتب در پی روزی رفته و به خواسته هایم می رسم اما قانع نمی شوم و همیشه بر حرص و طمع من افزوده می شود. سپس از امام(ع) خواست او را راهنمایی کند. حضرت فرمود:اگر توانستی به حداقل مالی که زندگیت را می گذراند راضی شده و درخود احساس بی نیازی کنی، واقعا از همه دنیا احساس بی نیازی خواهی کرد. در غیراین صورت، اگر همه دنیا را هم به تو بدهند بازهم احساس بی نیازی نخواهی کرد. (اصول کافی، کلینی، ترجمه سیدجواد مصطفوی ج۳ ص ۹۰۲)

روزی پیامبر گرامی(ص) به شترچرانی گذر کرد. شخصی را برای گرفتن مقداری شیر نزد او روانه کرد. شتربان گفت: آنچه در پستان شتران است صبحانه قبیله است و آنچه در ظرفهاست شام ایشان می باشد. رسولخدا(ص) فرمود: خدایا مال و فرزندانش را زیاد کن.

سپس به گوسفندچرانی گذر کرد. حضرت یک نفر را برای گرفتن مقداری شیر نزد او فرستاد. چوپان گوسفندها را دوشید و هرچه داشت در ظرف پیامبر(ص) ریخت و گوسفندی هم برای حضرت فرستاد و عرض کرد همین اندازه نزد ما بود، اگر بیشتر هم بخواهید به شما می دهیم. رسول خدا(ص) فرمود: خدایا او را به قدر کفاف روزی ده.

یکی از اصحاب عرض کرد: یا رسول الله(ص) برای شترچران که شما را پاسخ مثبت نداد دعایی فرمودی که همه ما آن را آرزو می کنیم و برای گوسفندچران که حاجت شما را روا کرد دعایی فرمودید که هیچ یکی از ما آن را نمی خواهیم. حضرت فرمودند: آنچه کم باشد و کفایت کند بهتر است از آنچه که زیاد باشد اما دل را مشغول دارد. آنگاه فرمودند: بار خدایا به محمد و آل محمد(ص) به اندازه کفاف روزی فرما. (اصول کافی، ص ۱۲۰)

شیخ صدوق از ابوهاشم جعفری روایت کرده که گفت: وقتی فقر و نداری برمن شدت یافت، خدمت امام علی النقی(ع) مشرف شدم. چون در محضر ایشان نشستم فرمود: ابوهاشم، کدام یک از نعمت های خدا را که به تو عطا کرده می توانی سپاسگزار باشی؟

ابوهاشم گفت: جواب درستی نداشتم که بدهم. سپس خود حضرت هادی(ع) فرمودند: خداوند ایمان را روزی تو کرد که به واسطه آن بدن ترا بر آتش جهنم حرام کرد، ترا عافیت بخشید تا بتوانی اطاعت کنی و قناعت را روزی تو کرد تا آبرویت حفظ شود. ای ابوهاشم من این کلمات را بتو گفتم زیرا گمان کردم که تو قصد شکایت داری از خدایی که این همه نعمت به تو ارزانی داشته است. سپس امام دستور دادند که به او صد دینار زرسرخ پرداخت نمایند. مرحوم شیخ عباس قمی در تفسیر این حدیث چنین می گوید: از این حدیث شریف استفاده می شود که ایمان از عظیم ترین نعمت های الهی است زیرا که قبول شدن تمام اعمال منوط به آن است و بعداز آن نعمت عافیت است و پس از عافیت نعمت قناعت است. روایت شده در ذیل آیه «من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مومن فلنحینیه حیاه طیبه » یعنی هر کس عمل صالحی انجام دهد اعم از اینکه مرد باشد یا زن او را به حیات طیب (زندگی خوش) زنده نماییم. (سوره نحل، آیه ۷۹) از امام معصوم سوال شد که منظور از حیات طیب چیست؟ فرمودند: حیات طیب همان قناعت است.( مجموعه آثار شیخ عباس قمی، ولی فاطمی ص ۵۱۴ و ۶۰۵ همچنین المیزان ج ۱۲ ص ۴۱۵ و نهج البلاغه، دشتی ص ۳۸۴)