زمینه ها و آثار عملکرد مفسدان

بسم الله الرحمن الرحیم

عملکردهای خوب و بد انسان، نه تنها در خود و دیگران تاثیر می گذارد، بلکه می تواند تاثیرات بسیار مهمی در محیط زیست بلکه کائنات بگذارد. از این روست که خدا به انسانی که خلیفه الله است، هشدار می دهد که هر عمل صالح یا فاسد وی تنها محدوده به دنیا نمی شود، بلکه در عوالم دیگر از جمله عالم آخرت تاثیرگذار است. از نظر قرآن، اعمال مفسدانه انسان محیط زیست را به هم می زند و می تواند زندگی را بر خود انسان و جانوران و گیاهان سخت دشوار و غیر قابل تحمل کند. بنابراین، شناخت آثار، عوامل و زمینه های چنین اعمال فاسد به ویژه از سوی کسانی که فسادگری ذاتی و مقوم ذات ایشان شده است، می تواند برای جلوگیری و اصلاح آن از سوی دیگران مفید و سازنده باشد. از همین روست که نویسنده با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا این مسایل را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

آثار فساد و رفتار مفسدان از نظر قرآن

فساد در برابر صلاح، حالتی است که چیزی از حالت طبیعی و کارکردهای خود خارج شود. بر همین اساس، خروج چیزی از حالت اعتدال و گرایش به افراط یا تفریط فساد دانسته شده است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۶۳۶)

از نظر قرآن، گاه انسانی به خطا یا جهالت کاری را انجام می دهد که فاسد است و تبعاتی دارد، ولی گاه شخص چنان گرفتار رفتاری فاسد می شود که گویی فساد جزو ملکه و مقوم ذات اوست. چنین افرادی را در اصطلاح «مفسد» می گویند که در برابر «مصلح» قرار می گیرد. از نظر قرآن، رفتارهای فاسد و مفسد هر دو گروه آثاری دارد که دانستن آن بسیار مهم و اساسی است؛ زیرا با شناخت از آثار آن می توان، نقش و جایگاه رفتارهای انسانی را در محیط و کائنات دانست و تلاش کرد تا در انجام فعالیت ها دقت بیش تری نمود تا پیامدها و آثار مخرب و زیانباری را نداشته باشد. از مهم ترین آثار فساد می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. تخریب محیط زیست: از مهم ترین آثار فعالیت های فاسد و مفسد این است که محیط زیست بشر به شدت تخریب می شود و دریاها و خشکی ها به گونه ای می شود که ضرر و زیان به انسان می رساند.(روم، آیه ۴۱) پس از نظر قرآن، فعالیت های انسانی محدود به خودش نیست، بلکه تاثیر مخرب عمومی به جا می گذارد که حتی حیوانات و گیاهان دریایی و خشکی نیز از این فعالیت ها آسیب می بینند و موجبات توفان، سیل، آلودگی محیط زیستی ، تغییرات آب و هوایی و مانند آن ها می شود.
  2. زیان و خسران: هر گونه فعالیت فساد آمیزی در زمین موجب می شود تا سرمایه ها از دست برود در حالی که نتیجه ای عاید انسان نمی شود.(بقره، آیه ۲۷) به عنوان نمونه قطع رابطه با خویشان به عنوان یک عمل فساد آمیز موجب می شود تا شخص از فرصت عمر و زمانی که باید از آن بهره مند شود، بی بهره می شود و عدم ملاقات و صله رحم نه تنها موجب نمی شود تا فرصت بیش تری برای کارهای دیگر به دست آورد، بلکه موجب می شود تا عمر وی کاهش یابد؛ چنان که روایات بسیاری بر این امر تاکید دارد. از نظر قرآن کسی که عهد شکنی می کند که از جمله آن ها عدم مراعات صله رحم است، نه تنها فرصتی را به دست نمی آورد، بلکه از اصل سرمایه خویش چون عمرش را این گونه تباه می کند و زیان می بیند.(همان)
  3. ظلم: مفسدان به سبب طبیعت غیر متعادل خویش، رفتارهایی را انجام می دهند که بیرون از دایره عدالت است و این گونه است که ظلم به عنوان برآیند و آثار رفتار مفسدانه هماره مطرح است.(اعراف، آیه ۱۰۳)
  4. فتنه: از دیگر آثار فعالیت های مفسدان می توان به فتنه گری اشاره کرد. اصولا چنین افرادی از مسیر عدالت و حق بیرون رفته و در ظلمت یا محیط خاکستری فعالیت می کنند و رفتارها و کارهایشان به گونه ای است که حق و باطل به هم آمیخته می شود و قدرت تشخیص حق و باطل را از دیگران سلب می کنند. بنابراین، مفسدان با فعالیت های خویش محیطی پر از فتنه و انحراف را برای خود و دیگران فراهم می آورند که قدرت تشخیص و گرایش به حق در آن فراهم نیست.(آل عمران، آیه ۷) در این آیه کلمه «زیغ» به معناى میل از استقامت است.(مفردات، ص ۳۸۷، «زیغ») این معنا شباهت زیادى به فساد دارد که خروج شىء از اعتدال است. پس کسی که گرفتار زیغ و انحراف از جاده اعتدال است، انسان فاسد و مفسدی است که به طور طبیعی خود گرفتار فتنه است و دیگران را نیز بدان مبتلا می کند.
  5. قتل بی گناه: رفتارهای مفسدانه موجب قتل بی گناهان می شود، که البته آثار آن محدود به خود مقتول یا خانواده آن نیست، بلکه آثار اجتماعی آن دامن گیر دیگران نیز می شود.(مائده، آیه ۳۲)
  6. اسراف: از نظر قرآن، همان طوری که ظلم و بی عدالتی از پیامدهای رفتارهای فاسد است، هم چنین گرایش به هر گونه اسراف و زیاده روی همانند قتل دیگران از پیامدهای فساد است.(همان)
  7. گمراهی: از دیگر آثار فساد می توان به گمراهی و حرکت از مسیر حق به سوی باطل اشاره کرد.(بقره، آیات ۲۶ و ۲۷) از نظر قرآن، کسانی که فساد و تباهی می کنند، بستری برای گمراهی از هدایت های الهی برای خویش فراهم می آورند و خدا به مجازات فساد ایشان آنان را از بهره مندی از هدایت های الهی خاص چون وحی محروم می کند.(همان) در حقیقت گمراهی از هدایت تشریعی، به عنوان مجازات و کیفر برای کسانی است که خلاف فطرت به فساد می پردازند.(همان)
  8. فسق: فسق و پوشیدن لباسی نارسا و ناقص بر تن که توانای دفاعی و حفاظتی ندارد و شخص را گرفتار بی تقوایی می کند، از دیگر پیامدهای فساد است که در قرآن به آن توجه داده شده است.(بقره، آیات ۲۶ و ۲۷)
  9. لعنت خدا: از پیامدها و آثار فساد آن است که خدا چنین افرادی را از رحمت خویش دور ساخته و ملعون می دارد.(محمد، آیات ۲۲ و۲۳)
  10. از کار افتادن ابزارهای معرفتی و شناختی: از نظر قرآن، کسانی که به فساد می گرایند، به عنوان مجازات الهی، ابزارهای شناختی و معرفتی آنان از کار می افتد و به جایی آن که توان شنوایی و بینایی داشته باشند، کور و کر می شوند.(محمد، آیات ۲۲ و ۲۳) از همین روست که مفسدان، تحلیل روشن و واقع بینانه ای از عملکرد خود و دیگران نداشته و کارهای فساد و مفسدانه خویش را مصلحانه و کارهای اصلاحی دیگران را مفسدانه تحلیل و تبیین می کنند.(بقره، آیات ۷ تا ۱۳) به هر حال، کوردلی و عدم دریافت حقایق از پیامدهای فساد و افساد است.
  11. مانع اصلاحات: مفسدان از موانع جدی در راه اصلاحات هستند؛ زیرا خودشان کارهای فاسد را انجام می دهند و هرگز با فعالیت های اصلاحی دیگران موافقت نخواهند کرد و سدی در راه اصلاحات دیگران ایجاد می کنند.(اعراف، آیه ۱۴۲)
  12. محرومیت از احترام: از نظر قرآن، برخی از اعمال مفسدانه مانند قتل بی گناهان، موجب می شود تا شخص از احترام و ارزش ساقط شود و جایگاه اصلی انسانی خودش را از دست بدهد. از همین روست که می توان قاتل را به سبب فسادش اعدام کرد و هیچ حرمت و احترامی از جهت حفظ جانش قایل نشد.(مائده، آیه ۳۲) پس احترام و حرمت جان شخص تا زمانی است که فسادی چون قتل نکرده باشد؛ زیرا با قتل بی گناه می بایست قصاص شود و هیچ احترام و حرمتی برای جانش نیست.
  13. محرومیت از خلافت الهی: خلافت الهی برای کسانی است که عمل ایشان صالح و مصلحانه باشد، اما کسانی که عملی مفسدانه و ظلم دارند، از خلافت الهی محروم می شوند.(بقره، آیه ۳۰)
  14. محرومیت از سعادت اخروی: از دیگر آثار رفتارها و فعالیت فاسد و مفسد می توان به محرومیت از سعادت اخروی این افراد اشاره کرد؛ زیرا از نظر قرآن، عاقبت برای متقین است و اهل فساد از تقوا بیگانه هستند.(قصص، آیه ۸۳)
  15. محرومیت از محبت خدا: کسانی که به جای اصلاح به افساد می پردازند محبوب خدا نیستند و مفسدان از محبت خدا محروم می شوند.(بقره، آیه ۲۰۵؛ مائده، آیه ۶۴؛ قصص، آیه ۷۷)
  16. کفر: از نظر قرآن، عدم ایمان و کفر به خدا ریشه در گرایش مفسدانه انسان دارد؛ چنان که مصلحان گرایش به ایمان دارند.(یونس، آیه ۴۰)
  17. کفران نعمت: کسانی که گرفتار فساد و افساد هستند، گرفتار کفران نعمت بوده و در قول و فعل شکرگزار خدا و نعمت های او نیستند.(اعراف، آیه ۷۴)
  18. کم فروشی و گران فروشی: کسانی که بر خلاف عدالت رفتار می کنند، گرایش به ظلم و اسراف داشته و به طور طبیعی کم فروشی و گران فروشی رویه مفسدانه آنان است.(اعراف، آیه ۸۵؛ هود، آیات ۸۴ و۸۵؛ شعراء، آیه ۱۸۳)
  19. نسل کشی: مفسدان تنها به قتل بسنده نمی کنند، بلکه به اشکال گوناگون نسل های بشر را تهدید می کنند؛ این اشکال ممکن است در قالب قتل گروهی، سقط جنین، نابودی تغذیه و مانند آن شود.(بقره، آیه ۲۰۵)
  20. نابودی کشاورزی: نابود ساختن کشاورزى، از بارزترین نوع فساد در زمین است که بسیار خطرناک است؛ زیرا امنیت غذایی اجتماع را به خطر می اندازد.(همان)
  21. نابودی دین: از مهمترین پیامدها و آثار افساد، نابودی دین است که عقاید و آرمان های مردم رادر معرض خطر می دهد(همان)؛ زیرا امام صادق(علیه السلام) فرمودند: مراد از «حرث» در این جا دین است.(مجمع البیان، ج ۱ ـ ۲، ص ۵۳۴؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۲۰۴) چرا که مهم ترین بستر برای هر عمل و رفتاری و فکری، دین است و این اسلام است که جهت گیری های فکری و عملی را تعیین می کند وبا نابودی دین، هرج و مرج در زمین ایجاد می شود.
  22. جلوگیری در راه خدا: جلوگیرى از راه خدا، مصداق فسادگرى است.(اعراف، آیه ۸۶؛ نحل، آیه ۸۸)
  23. برتری جویی: کسانی که گرفتار فساد هستند گرفتار برتری جویی در زمین هستند که عملی مفسدانه است.(اسراء، آیه ۴)
  24. جلوگیری از رواج دین: از نظر قرآن جلوگیرى از رواج دین الهى، نمودى از فساد انگیزى و نمونه از رفتار مفسدانه و آثار آن است که در جامعه خودنمایی می کند.(نحل، آیه ۸۸)
  25. ذلیل کردن مردم: فعالیت های اصلاحی در راستای حکمت و عزت است، اما فعالیت های مفسدانه جز ذلیل کردن مردم اثری را در اجتماع به جا نمی گذارد.(نمل، آیه ۳۴)

زمینه ها و عوامل فساد و افساد

پرسش اساسی این است که چه زیرساخت های فکری و رفتاری موجب می شود تا شخصی گرفتار فساد و افساد در فکر و عمل شود و خود بلکه جامعه و جهان را تحت تاثیر رفتارهای مخرب و زیانبار خویش قرار دهد؟ خدا در قرآن به این زمینه و عوامل توجه داده است. برخی از مهم ترین این امور می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اعراض اسلام توحیدی: از نظر قرآن کسانی حاضر نیستند از اسلام توحیدی و شرایع آن از جمله آموزه های وحیانی قرآن پیروی و اطاعت کنند، گرفتار فساد و افساد می شوند.(آل عمران، آیات ۶۲ و ۶۳؛ محمد، آیه ۲۲؛ الکشاف، ج ۴، ص ۳۲۵؛ مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۱۳۴)
  2. ترک امداد مسلمانان و مومنان: ترک یاری رسانی به مسلمانان و مومنانی که در راه خدا هستند، انسان را از صلاح به فساد و از اصلاح به افساد می کشاند.(انفال، آیات ۷۲ و ۷۳) امروز ترک یاری رزمندگان اسلام در فلسطین و عراق و سوریه و بحرین و یمن از مصادیق ترک امداد و یاری مسلمانان است؛ به ویژه آن که از نظر قرآن وظیفه امت اسلام است تا نه تنها به مسلمانان کمک کنند، بلکه در دفاع از هر مظلوم و مستعضفی در جهان شمشیر برداشته و به جهاد بپردازند.(نساء، آیه ۷۵)
  3. ترک جهاد: از نظر قرآن، ترک جهاد، زمینه محو ارزشها و به فساد کشیده شدن جامعه است و کسانی که تارک جهاد هستند گرفتار فساد می شوند.(محمد، آیات ۲۰ تا ۲۲)
  4. ترک امر به معروف و نهی از منکر: این فریضه مهم ترین عامل برای احقاق حق و گسترش صلاح و اصلاح در اجتماع است، ترک آن به طور طبیعی موجب گسترش فساد و افساد می شود.(هود، آیه ۱۱۶) از همین روست که از نظر قرآن، ترک فریضه به ویژخ ترک کردن نهى از منکر، موجب فساد در زمین است.(همان)
  5. حکومت طاغوت: از نظر قرآن حکومت از مصادیق ولایت الهی است و تنها کسانی مستحق حکومت بر دیگران هستند که از مظاهر ولایت الهی بهره مند باشند. بر همین اساس حکومت طاغوتیان موجب فساد و تباهی در زمین است(بقره، آیه ۲۰۵؛ محمد، آیه ۲۲)؛ زیرا در آیه مقصود از «ولّى» و «تولّیتم» در هر دو آیه به معناى سرپرستى امور مردم و امارت بر آنان باشد، و والیانی که اهل ولایت الله نیستند، در زمین فساد مى کنند. (نگاه کنید: الکشاف، ج ۱، ص ۲۵۱؛ ج ۴، ص ۳۲۵)
  6. رفاه: امکانات زیاد مادی و آسایش موجب بدمستی و گرایش به فساد در افراد می شود(اعراف، آیه ۷۴)؛ از همین روست که وقتی بنی اسرائیل با افزایش ثروت مواجه شدند بارها در زمین فساد کردند.(اسراء، آیات ۴ تا ۷)
  7. افزایش جمعیت: افزایش جمعیت موجب می شود تا گروهی از اقوام و ملت ها به جای بهره گیری از قدرت در جهت اصلاح امور زمین، گرایش به فساد وتجاوزگری کنند، چنان که بارها یهودیان چنین کردند.(همان)
  8. ثروت زیاد: از دیگر عوامل فسادگری می توان به ثروت زیاد اشاره کرد که موجب غرور و بدمستی و در نهایت رفتارهای مفسدانه می شود.(قصص، آیات ۷۶ و ۷۷)
  9. کفر و شرک: چنان که گفته شد هر گونه اعراض از اسلام موجب فساد و افساد در اشخاص می شود، بر همین اساس کفر و شرک موجب فسادگرایی در افراد است.(روم، آیات ۴۰ و ۴۱؛ المیزان، ج ۱۶، ص ۱۹۶; لباب التأویل فى معانى التنزیل، ج ۳، ص ۳۹۲)
  10. طغیان: کسانی که علیه قوانین و سنت های الهی طغیان می کند، در گرایش به فساد بسیار فعال هستند و بیش ترین فساد را موجب می شوند.(فجر، آیات ۱۱ و ۱۲)
  11. ظلم: ظلم به دیگران موجب می شود تا شخص گرفتار افسادگری در زمین شود.(توبه، آیه ۴۷) این اخلال گری حتی در میان مسلمان و صفوف مجاهدان نیز ممکن است کشیده شود.(همان)
  12. فسق و گناه: اصولا کسانی که گرفتار فسق و فجور و گناه هستند، بیش ترین ظرفیت را برای افساد در میان مردم و زمین دارند.(بقره، آیات ۲۶ و۲۷؛ نمل، آیات ۱۲ و ۱۴؛ عنکبوت، آیات ۳۰ و ۳۴)
  13. قدرت : همان طوری که ثروت عامل طغیان ورزی است، هم چنین قدرت نیز این گونه است، چنان که فرعون به سبب قدرت و قارون به سبب ثروت طغیانگری می کردند و به فساد و افساد در زمین می پرداختند.(فجر، آیات ۱۰ و ۱۱)