زمینه های دست یابی به تزکیه

samamosمفهوم شناسی تزکیه

تزکیه که از ریشه زکو گرفته شده به معنای پاکی، نمو، رشد، صلاح، شایستگی و مدح آمده است. (لسان العرب؛ ابن منظور؛ ج۶؛ ص ۶۴)

این واژه در فرهنگ قرآنی اسلامی به معنای خودسازی و تلاش آدمی برای دست یابی به تزکیه نفس به کار می رود. تزکیه نفس در حقیقت تلاش برای دست یابی به سبب هایی است که به پاکی، رشد، شایستگی و مدح نفس می انجامد.

راغب اصفهانی در کتاب نفیس و ارزنده خود، مفردات الفاظ قرآن کریم تزکیه نفس را دو گونه می داند. به نظر وی آدمی گاه با عمل شایسته خویش به تزکیه نفس اقدام می کند و شایستگی خویش را نشان می دهد و گاه دیگر تنها با گفتار خویش می کوشد تا خود را تزکیه نماید. در حقیقت گاه تزکیه نفس با عمل شایسته و نیک انجام می پذیرد و گاه دیگر تنها با گفتار و سخن شخص می کوشد تا خویشتن را تزکیه نماید. راه نخست همان تزکیه واقعی و درستی است که مراد و منظور خداوند در آیات بسیاری است ولی راه دوم که از راه خودستایی انجام می گیرد نه تنها پسندیده نیست بلکه امری زشت و ناپسند شمرده می شود و کسانی که خود را با خودستایی تزکیه و به عبارتی تطهیر می کنند مورد نکوهش مردم و خداوند قرار می گیرند. از این رو تزکیه به معنای خودستایی و تطهیر خود امری مذموم شمرده می شود و کسی افراد خودستا را دوست نمی دارد و به آنان اعتنایی نمی کند. (مفردات راغب اصفهانی ص ۳۸۰ واژه زکو)

تزکیه نفس به معنای نخست آن که امری در راستای تحول و تغییر در وجود حقیقی انسان و دست یابی به رشد و صلاح و شایستگی است، از خواسته های همگانی بشر است و حتی کسانی که به دام خودستایی می افتند به سبب علاقه مندی به شایستگی ذاتی و تزکیه واقعی است که این گونه به بیراهه می روند.

هر کسی دوست می دارد تا شایستگی ذاتی خویش را بنمایاند و ظرفیت های وجودی خود را آشکار سازد و به فعلیت درآورد. تزکیه نفس به معنای آشکارسازی و فعلیت سازی نهفته ها و دست یابی به صلاح و خیر و رهایی از شر و نقص و فساد، محبوب همه است و هر کسی که به تزکیه نفس واقعی دست یافت همواره از سوی همگان از سوی دوست و دشمن مورد توجه و ستایش قرار می گیرد از این رو مردم، عارفان و پارسایان را می ستایند و در برابر آنان سر تعطیم و تکریم فرود می آورند.

اما در مقابل، کسانی که خودنمایی و خودستایی می کنند و چیزی را که ندارند و در خود تحقق نداده اند آشکار می سازند نه تنها مردم به آنان احترام و تکریمی نمی کنند بلکه آنان را مورد سرزنش قرار داده و به ناداشته ها نکوهش می کنند و حتی خودستایان را خوار کرده و از ایشان کناره می گیرند و حاضر به مصاحبت و همنشینی با آنها نمی شوند.

گرایش آدمی به خیر و صلاح و تزکیه نفس واقعی که به معنای گرایش به هر چیز کمالی و زیباست، گرایش فطری و طبیعی است و حتی کسانی که خود از تزکیه نفس و دست یابی به شایستگی ها و صلاح و رشد کمالی ناتوان هستند و یا به هر دلیلی به کمالیات تزکیه نفس نرسیده اند کسانی را می ستایند که به پارسایی و خودسازی رسیده و در آن مسیر کمالی قرار گرفته اند.

زمینه ها و بسترهای تزکیه نفس

با نگاهی به آیات قرآنی می توان دریافت که تزکیه نفس و خودسازی از مهمترین و بلکه اساسی ترین اهداف بعثت پیامبران است که از سوی خداوند ماموریت یافته اند تا مردم را افزون بر شناخت خود و هستی و جایگاه و موقعیت خود و خدا و دیگران (تعلیم) به سوی تزکیه نفس و خودسازی رهنمون سازند. آموزه های وحیانی که به شکل کتاب و سنت به دست بشر رسیده و ایجاد دولت و حکومت و قانون به شکل قانون های اخلاقی و اجتماعی و حقوقی و مانند آن، چیزی جز فراهم کردن بستر و زمینه های خودسازی و رشد فردی و جمعی بشر نیست. بر این اساس می توان گفت که همه هستی از مقام الوهیت تا ربوبیت و از تعلیم و قانون و کتاب و دولت چیزی جز تزکیه نفس و خودسازی بشر هدف و منظور دیگری ندارد. همه هستی دست به دست هم داده تا زمینه ای فراهم آورد که بشر به صورت فردی و جمعی خود و خدا و هدف آفرینش را بشناسد و در مسیر شدن کمال قرار گیرد و به خودسازی رشدی و اصلاحی اقدام کند.

براین اساس همگان هدف از آفرینش را در نهایت، خودسازی و تزکیه نفس برمی شمارند که مفهوم دیگری از تقرب الی الله و دست یابی به کمال مطلق و لقاء الهی است که در آیات دیگر قرآن بیان شده است.

اگر امام خمینی(ره) و یا دیگرانی از قرآن شناسان و دین شناسان بر این نکته تاکید می ورزند که فلسفه عملی فقه، حکومت اسلامی است، با این همه هم ایشان اذعان دارند که هدف از حکومت فراهم آوری بستر مناسب برای رشد و کمال یابی همه بشر و تزکیه نفس و خودسازی اوست.

بنابراین می توان گفت خودسازی به مفهوم واقعی که عبارت دیگری از دست یابی به کمال مطلق و لقای الهی است همان هدف غایی و نهایی نه تنها آموزه های وحیانی بلکه هدف آفرینش و خلقت بشر است تا آدمی به کمال شایسته با تقرب الی الله و لقای او برسد و به عنوان ربوبیت طولی در مقام خلافت الهی، دیگران را نیز تزکیه کند و آنان را به سوی کمال شایسته و لایق ایشان برساند.

براین اساس همه اموری که آدمی را به سوی کمال رشدی هدایت می کند از امور مادی و معنوی و آموزه های وحیانی و امور دیگر از این دست، از علل و عوامل و ابزارهای رشدی بشر بوده و زمینه ساز دست یابی بشر به تزکیه نفس می باشد.

از این رو خداوند در آیه ۶ سوره مائده با اشاره به آموزه های وحیانی و تشریع احکام و واجبات، بر این نکته تصریح و تاکید می کند که هدف از تشریع قوانین و احکام چیزی جز راهنمایی بشر به سوی تزکیه نفس و زمینه سازی برای دست یابی به کمال رشدی و خودسازی نیست. آیات ۱۲۹ سوره بقره که تعلیم حکمت و آیات الهی را به مردم بیان می کند بر این هدف نهایی نیز اشاره دارد که هدف از همه این امور چیزی جز زمینه سازی و بسترسازی برای تزکیه انسان و فرصت بخشی به بشر برای دستیابی به شایستگی ها و کمالات نمی باشد.

براین اساس بعثت پیامبر(ص) و نزول قرآن و تشریع احکام و شریعت اسلامی به عنوان مصداقی از کلی بیان می گردد که آیات چندی چون آیه ۱۲۹ و ۱۵۱ سوره بقره و آیه۲ سوره جمعه بر تزکیه نفس و خودسازی به عنوان هدف بعثت پیامبر(ص) همانند دیگر پیامبران تأکید کند.

اگر در آیات قرآنی از اعمال صالح و رفتارهای هنجاری و اخلاقی و وجوب انجام آن سخن به میان می آید، در راستای بیان مصداقی حکم کلی است که پیش از این در آیات پیش گفته بیان شده است. به این معنا که بقیه آیات در حقیقت به مصادیق حکم کلی اشاره می کند.

بنابراین اگر از عمل صالح و یا انفاق و زکات و مانند آن به عنوان علل و عوامل بسترساز دستیابی به تزکیه سخن به میان می آید چیزی جز بیان مصادیقی از همان کلی آموزه های وحیانی تزکیه نیست.

پس می توان گفت که هرچیزی که آدمی را در مسیر کمالی قرار می دهد و موجبات شکوفایی استعدادها و بروز و ظهور کمالات بشری می شود، از ابزارها و علل و عوامل تزکیه نفس به شمار می آید.

با این همه برخی از امور، مورد تأکید بیشتر قرار گرفته است تا ضمن بیان اهمیت آن، به آدمی یادآور شود که این علل و عوامل نقش ابزاری بهتری دارند و در راستای دستیابی به کمال بهتر می توانند مفید و سازنده باشند.

بنابراین هرگاه از ازدواج به عنوان زمینه ساز تزکیه و تطهیر انسان سخن به میان می آید (هود آیه ۷۸) و به مردم هشدار داده می شود تا جلوی ازدواج زنان مطلقه را نگیرند تا زمینه طهارت اجتماعی فراهم آید (بقره آیه ۲۳۲) و یا در آیه ۳۰ سوره نور سخن از عفت گزینی اهل ایمان می شود که به نظر قرآن عاملی مهم برای بسترسازی پاکی و بالندگی و خودسازی بشر است، به معنای بیان نمونه های تأثیرگذاری است که نقش مهم و جدی در بالندگی و خودسازی بشر ایفا می کنند. در حقیقت این آیات بر نمونه هایی از حکم کلی اشاره دارد که در کلی عمل صالح و یا آموزه های وحیانی از آن سخن به میان آمده است ولی از آن جایی که این امور از نقش حساستری برخوردار است، از آن به عنوان نمونه و مصادیق بارز یاد شده است.

از آن جایی که نفس آدمی بیشترین آسیب را از سوی هواهای نفسانی و خواهش های آن تحمل می کند و هواهای نفس آدمی در حقیقت گرایش های تشدیدی آدمی به سوی امور طبیعی همراه با زیاده خواهی نفس می باشد، خداوند از انسان ها می خواهد تا خواهش ها و گرایش های طبیعی نفس را مهار و مدیریت کرده و اجازه ندهند که بخشی از وجود و خواسته های آدمی بر همه بخش های دیگر چیره شود و او را به سوی تباهی و فساد بکشاند.

از این رو آیات قرآن و آموزه وحیانی و سنت نبوی، بیشترین توجه و تأکید را بر اموری دارد که خواسته ها و خواهش نفسانی به آن سو متمایل می شود و نفس می کوشد تا آدمی را بدان سو بکشاند و از دیگر امور غافل سازد.

از آن جایی که مهمترین خواهش های نفسانی و زیاده خواهی آن در حوزه اموری چون خوردن و خوابیدن و خواهش های جنسی و عاطفی و مانند آن است خداوند برای مهار و کنترل این بخش از وجود آدمی دستورها و آموزه های خاصی را فرو فرستاده تا انسان با راهنمایی این دستورها بتواند خواهش نفسانی را مدیریت و کنترل کند و آن را در مسیر کمالی قرار دهد.

این گونه است که خداوند برای مبارزه با خواهش های نفسانی جنسی و زیاده طلبی های آن، به مسئله ازدواج در چارچوب های قانونی برای ارضای شهوت جنسی (هود، آیه ۷۸) و عفت گزینی (نور، آیه ۳۰) تاکید می کند و برای جلوگیری و مهار نفس از خواهش های مادی و ثروت (آسایش و رفاه زیادی) به مسئله زکات (توبه آیه ۱۰۳) و انفاق در راه رضای خدا (لیل، آیات ۱۸ و ۲۰) اشاره کرده و آن را عاملی از عوامل تزکیه نفس بر می شمارد.

رهایی بشر از خواهش ها و خواسته های زیادی نفس و مهار و مدیریت آن از راه ازدواج و انفاق و صدقه و زکات موجب می شود تا آدمی بتواند در مسیر کمالی و بهره گیری از همه استعدادها و ظرفیت های خویش قرار گیرد.

کسانی دراین مسیر قرار می گیرند که نخست به خداوند و هدف خلقت و آفریدگاری و پروردگاری او ایمان آورده (طه آیه ۷۵ و ۷۶) و به تعالیم و آموزه های پیامبران در حوزه شناختی و عملی باور داشته باشند (بقره آیه ۱۲۹ و ۱۵۱ و جمعه آیه ۲)، در این صورت است که به رعایت حقوق دیگران اقدام کرده و عمل صالح را پیشه خویش می سازند (طه آیات ۷۵ و ۷۶) و در برخورد با دیگران از جمله مومنان، آداب معاشرت اجتماعی را به دقت مراعات می کنند.(نور آیه ۲۷ و ۲۸)

ضرورت تعادل میان خواسته های نفس و روح

برای اینکه فرصت های بیشتری به دیگر بخش های نفس داده شود و تنها مسائل نفسانی چون زن و شهوت غذایی و جنسی و مادی آدمی را به این سو و آن سو نکشاند قرآن پیشنهاد می کند که انسان به تلاوت قرآن و آموزه های وحیانی بپردازد تا نسبت به حقایق هستی و روش های کنترل و مدیریت نفس آگاه شود. (بقره آیه ۱۲۹ و آل عمران آیه ۱۶۴ و جمعه آیه ۲) و با حضور در مسجد (توبه آیه ۱۰۸) این فرصت را به روح و روان خویش بدهد تا در محیط مناسبی قرار گیرد و هراز گاهی خود را هشدار باش دهد و اجازه ندهد که محیط های دیگر اجتماعی او را به سوی غفلت از خودسازی بکشانند. به این معنا که محیط اجتماعی اگر به گونه ای باشد که آدمی را به سوی شهوات و افزایش خواسته های آن می کشاند می بایست هراز گاهی با حضور در محیط های مناسب، روح و روان این بخش از وجود خویش را نیز تقویت کند.

از این رو تلاوت آیاتی قرآنی، هم می تواند به قصد آگاهی و شناخت به خود و خدا و هستی و آگاهی از برنامه های سازنده خودسازی و هم عاملی در جهت قرار گرفتن در محیطی غیراز محیط هواهای نفسانی باشد. اگر برای ارضای خواهش ها و نیازهای نفسانی، سبح طویل در روز و تلاش و کوشش در اجتماع و زمین است، برای پاسخ گویی به نیازهای روحی و روانی نیز می بایست در هنگامه شب و سحر و در مسجد و کنار قرآن و تلاوت آن کوشید تا تعادل میان خواسته هایی نفس و روح، یعنی جسم از سویی و روان از سوی دیگر فراهم آید.

به سخن دیگر آدمی می بایست هم به خواسته های نفسانی و روانی و بدنی (مادی) خویش پاسخ دهد و هم می بایست به خواسته های جانی و روحی و معنوی خویش توجه داشته باشد.

انسان در صورت ایجاد تعادل میان بخش های مختلف خود، می تواند از رحمت خاص الهی بر خوردار گردد که فرآیند تزکیه نفس و خودسازی را سرعتی بیشتر می بخشد. (تور آیه ۲۱) این گونه است که از فضل الهی و توجهات و عنایات خاص خداوندی نیز بهره مند می شود و در حالتی قرار می گیرد که همه هستی برای کمک به او بسیج می شوند و مایه های تزکیه و پیراستگی سریع تر و شتاب آمیزتر نفس او را فراهم می آورند. (نور آیه ۲۱)

بدین ترتیب انسان نجات یافته، دیگر از دام شیاطین تعادل شکن می رهد و از عوامل محرومیت از تزکیه چون تحریف کتب و آموزه های وحیانی (مائده آیه ۴) و سوداگری با عهد و پیمان الهی (آل عمران آیه ۷۷) و کتمان حقایق و معارف الهی (بقره آیه ۱۷۴) و هرگونه علل و عوامل دیگر گمراه کننده و زیانبار می گریزد و خود را در مسیر کمالی قرار می دهد.

آثار تزکیه

در این حالت است که شخص تزکیه شده و خودسازی کرده، در مقام رضا قرار می گیرد (لیل آیه ۱۸ و ۲۱) و در برابر پاکیزه ها تسلیم محض می شود (بقره آیه ۱۲۸ و ۱۲۹) و حقایق هستی از آیات تکوین و تشریع را چنان که هست درمی یابد (واقعه آیه ۷۷ و ۷۹) و محبت خداوندی را به سوی خود جلب می کند (بقره آیه ۲۲۲ و نیز توبه آیه ۱۰۸) و به مقام رستگاری و فلاح می رسد که مقام کمالی و رشدی بشر و لقای کمال الهی است (شمس آیات ۷ و ۹ و اعلی آیه ۱۴) پس هم خود را از گناهان و نواقص و زشتی ها پاک می گرداند و هم در زدودن آلودگی ها و زشتی ها و ناپاکی ها از جامعه اقدام می کند؛ زیرا انسانی که خودسازی کرده و به پاکی ها رسیده، از هر زشتی می گریزد و می کوشد تا همگان به آنچه او از کمالات رسیده، نیز برسند و از فواید آن بهره مند گردند. از این رو هر انسان خودساخته ای در اندیشه دیگرسازی و جامعه سازی برمی آید و اندیشه جامعه برتر و نیک، او را دربر می گیرد و از قرار داشتن مردم در زشتی و ناپاکی رنج می برد. (بقره آیه ۱۵۱ و آل عمران آیه ۱۶۴ و جمعه آیه ۲ و بقره آیات ۱۲۷ و ۱۲۹ و آیات دیگر)

به هر حال اندیشه پاکی و تلاش برای آن، امری اساسی و مهم برای کسانی است که خود را ساخته و به مقام رضا و تسلیم و محبت الهی رسیده اند و اکنون در مقام ربوبیت و نبوت تکوینی می کوشند تا دیگران را نیز به راه آورند و در مسیر کمالی قرار دهند. آنان در خود احساس مسئولیت شگفتی می کنند که امیرمؤمنان(ع) در این باره می فرماید: اگر پیمان الهی از عالمان نبود جامعه را به حال خویش رها می ساختم، همین مسئولیت پذیری است که آنان را به رنج می افکند به گونه ای که خداوند از آن همه رنجی که پیامبران و معصومان(ع) برای تزکیه جامعه می برند به سخن آمده و از آنان می خواهد تا چنان خود را به سختی نیفکنند که هلاک شوند.