زمینه ها، عوامل و موانع وسوسه

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

وسوسه، هر چند که صدای پنهان و مخفی برخاسته از باد گفته می شود، ولی یکی از معضلات و مشکلات اساسی بشر در مسیر شدن های کمالی اوست؛ زیرا این صدای مخفی که در جان و نفس آدمی شنیده می شود، انسان را به سمت دیگری هدایت می کند که از آن به گمراهی، فجور و غفلت و در نهایت شقاوت یاد می کنند.

صداهای پنهانی که در جان آدمی شنیده می شود، صداهای شیطانی است که خواطر نفسانی آدمی را بیدار و خواسته های بی پایان نفس را تحریک می کند. این گونه است که غفلت از حضور و فراموشی و نسیان از هدف و مقصد نهایی آدمی را چنان به خود مشغول می سازد که بیداریش همزمان به دیدن شعله های فروزان دوزخ است.

نویسنده در این مطلب، تحلیل قرآن درباره بسترها و زمینه های شنیدن و استماع وسوسه و عوامل پذیرش آن را تبیین نموده و در نهایت موانع در برابر وسوسه ها و راهکارهای برونرفت را با اشاره ای به مساله استعاذه به خدا بیان می کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

نواهای ناساز در گوش جان

یکی از شگفتی های انسانی، ارتباط این اشرف آفریده های الهی با باد است. واژگانی چون روح،‌ ریح، ریحان، نفخ و مانند آن بارها در قرآن برای تبیین حقیقت انسانی به کار رفته است. بر اساس نگره قرآنی به حقیقت انسان، موجودی است که در کالبدش، روح الهی دمیده شده است. این که روح اساسا، چیست؟ پرسش مکرر آدمی در طول تاریخ بوده است که خداوند در قرآن نیز به اجمالی از کنار آن گذشته و آن را به امر الهی نسبت می دهد: وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَمَا أُوتِیتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلاً؛ از تو درباره از روح می پرسند؟ بگو روح از امر پروردگار من است و جز اندکی دانیش درباره آن به شما داده نشده است.(اسراء، آیه ۵۸)

کاربرد واژه امر در آموزه های قرآنی، این معنا را روشن می سازد که امر حقیقتی بیرون از دایره خلق است. خداوند در آیه ۵۴ سوره اعراف می فرماید: ألا له الأمر و الخلق؛آگاه باشید که امر و خلق برای اوست.

این امر الهی که از آن به روح الهی نیز یاد می شود، در کالبدی که از خاک آفریده و خلق شده، دمیده می شود: اذ قال ربک للملائکه انی خالق بشرا من صلصال من حماء مسنون فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوآ له ساجدین؛ یاد کن هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشری را از خاک خشک ریخته شده از لایه بد بو آفریدم، پس هنگامی که آن را به استوا و اعتدال آراستم و در آن از روح خود دیدم، پس برایش بر زمین سجده کنندگان بیافتید.(حجر، آیات ۲۸ و ۲۹)

به نظر می رسد که همین دمیدن روح لوازمی از جمله جعل همه اسما و صفات الهی در ذات انسانی داشته باشد(بقره، آیه ۳۱) و انسان این توانایی را یافته که در یک مسیر شدن کمالی از طریق هدایت های عقلانی درونی و وحیانی بیرونی، بتواند همه اسما و صفات الهی را در خود فعلیت بخشیده و متاله و خدایی شود و در نهایت در مقام مظهریت ربوبیت، خلافت الهی را به عهده گیرد.(بقره، آیه ۳۰)

اما حسادت و کینه توزی برخی از افراد نالایق در مقام قدس، موجب می شود تا این خلافت را بر نتابند و نوعی دیگر از ریح را در جان آدمی بدمند که خداوند از آن به وسوسه یاد کرده است: فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ الشَّیْطَانُ قَالَ یَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّکَ عَلَى شَجَرَهِ الْخُلْدِ وَ مُلْکٍ لَّا یَبْلَى؛ پس شیطان او را وسوسه کرد ، گفت : اى آدم ! آیا تو را به درخت جاودان و سلطنتى که کهنه نمی شود ، راهنمایى کنم ؟(طه، آیه ۱۲۰)

این گونه بود که وسوسه و وزوز باد شیطانی در گوش جان آدمی، موجب شد تا انسان در زمین هبوط کند.

خداوند به انسان ها هشدار می دهد که ابلیس و شیاطین جنی در کمین آدمی نشسته اند تا او را همانند پدرشان به وزوز و وسوسه از راه به در کنند. (اعراف؛ آیات ۱۱ تا ۱۷ و ۲۷ ؛حجر، آیات ۳۲ تا ۳۹ ؛ اسراء، آیات ۶۱ تا ۶۵ ؛ ص، آیات ۷۴ تا ۸۱)

کار اینان وسوسه کردن است. وسوسه یا وسواس به معنای صدای پنهان و مخفی برخاسته از باد است.(لسان العرب، ابن منظور، ج ۱۵، ص ۲۹۳) بنابراین کسانی هستند که چون باد در گوش جان آدمی وزوز می کنند.

در ادبیات و فرهنگ قرآنی، وسواس و وسوسه به شیطان و دیو نسبت داده شده است؛ زیرا آنان سوگند خورده اند تا انسان را گمراه سازند و به لغزش افکنند و تنها کاری که می توانند انجام دهند، همین وسوسه کردن است.

البته به همه خواطر نفسانی انسان چه جسمانی ، چه عقلانی؛ و چه شرعی و چه حسی یا غیر حسی، و در یک کلمه، به هر آن چیزی که انسان را از حق دور می سازد، وسوسه گفته می شود.(کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج ۲،‌ص ۱۷۸۴)

این خواطر نیز همان وزوز شیطانی و الهامات فجوری(شمس، آیه ۸) است که آدمی را به شقاوت می کشاند و قلب سلیم و فطرت پاک آدمی را در زیر زنگار و غبار دفن و دسیسه می کند.(شمس، آیه ۱۰)

زمینه ها و بسترهای وسوسه

پرسش این است که چگونه انسان از مسیر فطرت باز می ماند و آن روح و ریحان الهی که بر کالبد خاکی اش دمیده و وزیده شده، به وزوز شیطان در گوش جان آدمی، گرفتار می شود و در نهایت جانش آلوده می گردد و از همه کمالات باز می ماند یا آن را دفن و دسیسه می کند و گرفتار شقاوت ابدی اخروی می گردد؟

خداوند در تبیین این گرفتاری آدمی و دچار شدن به وسوسه شیطانی و وزوز ابلیسی به مواردی اشاره می کند که دل را می میراند و قلب را از کار می اندازد و گرفتار هوهوی ابلیس می سازد.

از جمله این عوامل که بسترساز نفوذ وزوزهای ابلیسی در جان آدمی است، آرزوها و آمال انسانی است. ابلیس آدم (ع) را در بهشت خویش این گونه فریفت و او را دچار هبوط کرد. آرزوی انسان برای رسیدن به جاودانگی و شاهی پاینده(طه ، آیه ۱۲۰) موجب شد تا او را به وسوسه این آرزوها به دام استفاده از میوه درخت ممنوع افکند و گرفتار هبوط نماید.(اعراف، ایه ۲۰ ؛ بقره، آیه ۳۶)

ابلیس و شیاطین برای دست یابی به این مهم خود را به عنوان دوست و هم نشین و همدم مهربان و صادق جا می زنند و از این طریق در گوش جان آدمی وزوز و زمزمه می کنند تا او را بفریبند و آرزوها و آمال دروغین وی را از طریق باطل شدنی جلوه دهند.

بنابراین، آمال و آرزوهای انسانی، زمینه ساز این است که برخی به عنوان هم نشین و همدم در کنار گوش جان آدمی جا خوش کنند و او را وسوسه نمایند.(فصلت، ایه ۲۵)

علامه طباطبایی در این باره می فرماید: مقصود از ما بین ایدیهم در آیه، وضعیت موجود و مقصود از ما خلفهم ،‌ وضعیت آینده ای است که شخص در پیش دارد و قیضنا به معنای تبدیل می باشد؛ یعنی تبدیل همدمان بد به جای دوستان خوب(المیزان، ج ۱۷، ص ۳۵۸) به این معنا که اگر انسان مسیر حق را انتخاب نکند،‌ به جای همدمان خوب، هم نشینان بدی قرار می دهیم که آرزوهای دور و درازی را برایشان در گوش جان زمزمه کنند و ایشان را گمراه نمایند.

از دیگر عوامل بسترساز می توان به گناه اشاره کرد. گناه آدمی، زمینه تاثیرگذاری وسوسه های شیطان در انسان می باشد. این معنا در آیه ۱۵۵ سوره آل عمران بیان شده است. کسانی که گناهان را انجام می دهند و دستاوردشان گناه است، چون به خدا و حق پشت کرده اند، در دام ابلیس گرفتار می آیند و ابلیس و شیاطین در گوش جانشان زمزمه می کنند تا گرفتارتر از پیش شوند.( تفسیر کبیر، ج ۱۳، ص ۱۲۰)

از دیگر اموری که بسترساز وسوسه های شیطانی است، ابتلائات و مصیبت ها است. انسانی که گرفتار مصیبت یا آزمونی است، زمینه مناسبی برای تاثیرپذیری وسوسه های وسوسه گران دارد.(ص، ایه ۴۱)

عدم طهارت ظاهری نیز از اموری است که زمینه ساز تاثیرگذاری وسوسه های شیطانی می باشد. خداوند در داستان غزوه بدر به مساله جنابت مجاهدان اشاره می کند و می فرماید که اگر آب باران نبود ایشان نمی توانستند غسل کنند و همین بقای بر جنابت ظاهری موجب می شود تا ابلیس فرصت وسوسه پیدا کند.(انفال،‌آیه ۱۱ ؛ مجمع البیان، ج ۳ و ۴، ص ۸۰۷)

از این داستان و گزارش قرآنی بر می آید که انسان می بایست هر گونه عامل درونی و یا بیرونی را که بسترساز وسوسه گری وسوسه گران می شود، از خود دور سازد که از آن جمله نجاست ظاهری و باطنی است.

عوامل وسوسه

عوامل وسوسه را می توان به دو دسته عوامل درونی و بیرونی و نیز ظاهری و باطنی بخش کرد. از عوامل درونی و باطنی که موجب وسوسه می شود، می توان به حسادت (یوسف، آیات ۸ و ۹)،‌آرزوها و آمال طولانی و بیهوده(نساء، آیات ۱۱۹ و ۱۲۰؛ ابراهیم، ایه ۲۲؛ محمد،‌ آیات ۲۵ و ۲۶)، احساس جاودانگی(اعراف، آیات ۲۰ و ۲۲) ، ترس از شکست و عدم موفقیت در کارها(انفال، ایه ۱۱) و هواها و خواسته های نفسانی(مائده، آیه ۳۰؛ یوسف، آیات ۱۸ و ۸۳؛ طه، ایه ۹۶؛ ق، ایه ۱۶) اشاره کرد.

از عوامل ظاهری بیرونی، رفتارهای نابهنجار چون خوشگذرانی و اسراف و تبذیر(اسراء، ایه ۲۷)، زینت و آرامش پیدا کردن امور(آل عمران، ایات ۱۳ و ۱۴ و نیز حجر، آیات ۳۹ و ۴۲)، آهنگ باطل از جمله غنا و مزامیر(اسراء، آیات ۶۴ و ۶۵؛ منهج الصادقین، ج ۵، ص ۲۸۸، تفسیر کبیر، فخررازی، ج ۲۱، ص ۳۶۸) از عوامل موثر در ایجاد وسوسه در انسان است.

غیر از امور یاد شده می توان از عوامل ظاهری بیرونی دیگر، چون ابلیس و شیاطین(نساء، آیات ۶۰، ۱۱۹ و ۱۲۰ ؛ انعام، آیات ۱۱۲ و ۱۱۳ و ۱۲۱ ؛ اعراف، آیات ۲۰۰ و ۲۰۱ و آیات دیگر)، جنیان وسوسه گر(ناس، ایات ۴ تا ۶) و آدمیان شیطان صفت(همان) اشاره کرد.

خداوند هم چنین در آیه ۱۱۲ سوره انعام توضیح می دهد که چگونه حتی انسان های شیطان صفت برخی از جنیان را با گفتارهای مزین و فریبنده خود، وسوسه و گمراه می سازند. به این معنا که وسوسه گری انسان و جن دو سویه است ؛ چرا که گاه جنیان شیطان صفت، انسان ها را گمراه می سازند و گاه دیگر این انسان های شیطان صفت هستند که جنیان را گمراه می کنند و با وسوسه های فریبنده خویش گول می زنند؛ چرا که خداوند از وسوسه جن و انس نسبت به همدیگر در آیه خبر می دهد.(تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص ۴۴ و نیز تفسیر کبیر، ج ۱۳، ص ۱۲۰)

به هر حال، این ها مهم ترین عوامل در وسوسه گری است که موجبات گمراهی و تباهی انسان و حتی جن می شود.

انسان ها می بایست بسیار هوشیار و بیدار باشند؛ زیرا دشمن سوگند خورده ای به نام ابلیس با یاران شیطان صفت خویش از جن و انس در کمین است تا سخن خویش را راست کرده و انسان را گمراه و از خلافت الهی باز دارد.

خطر وسوسه گران جن و انس بس بزرگ است و انسان می بایست همواره در اندیشه چاره اندیشی نسبت به آنان باشد.(ناس، ایات ۱ تا ۶)

آنان در کمین همگان هستند و حتی پیامبران(ع) از شر شیاطین انس و جن به خداوند پناه می برند و حضرت ایوب(ع) از خطر وسوسه گران وابتلاء به سختی ها و رنج هایش به درگاه خداوند شکوه وگلایه می کند.(ص، ایه ۴۱) چرا که شیاطین وسوسه گر در کمین انسان ها نشسته اند تا با زیباسازی ظاهر و گفتارهای فریبکارانه و دلپسند(انعام، آیه ۱۱۲) و نیز دعوت و وعده های خلاف واقع و دروغین(ابراهیم، ایه ۲۲) مردمان را به تباهی کشانند.

انسان در هیچ زمان و مکانی در امنیت از وسوسه های ابلیسی و شیطانی نیست و به اشکال گوناگون می کوشد تا انسان را به خطا و اشتباه و گناه افکند و با در آمیختن حق و باطل و خوب و بد و زشت و زیبا مردم را فریب دهد.(فصلت،‌آیات ۳۴ و ۳۶)

موانع و راه رهایی از وسوسه ها

از این روست که خداوند تنها راه رهایی از وسوسه های ابلیس و شیاطین جن و انس را توجه به ربوبیت الهی (مومنون، آیه ۹۷ و ناس، ایات ۱ تا ۶) و پناه بردن به او (همان) از طریق یاد کرد و ذکر دایمی خداوند می داند(همان و نیز اعراف، ایه ۲۰۱)

از آن جایی که تاثیر وسوسه به تکرار آن و وزوز کردن در گوش جان هم چنان باد دایمی است(ناس، آیا ۴ و ۵) از این رو خداوند وسوسه را به شکل فعل مضارع به کار می برد(یوسوس)، راه رهایی نیز ذکر دایمی و استعاذه همیشگی به خداوند است.

بر همین اساس است که خداوند در آیه ۲۰۰ سوره اعراف به پیامبر(ص) این رهنمود را ارایه می دهد که با پناه بردن و استعاذه به خداوند،‌خود را از وسوسه های شیطانی در امان نگه دارد.

انسانی که به ربوبیت، سلطنت و الوهیت خداوند پناه می برد در پناهگاه و دژی استوار وارد می شود که هیچ گونه وزوز وسوسه گری در گوش جان وی نمی وزد.(ناس، ایات ۱ تا ۶) از این روست که خداوند به پیامبرش فرمان می دهد تا این کار را انجام داده و به جای شنیدن وزوز شیطان، آیات رحمن را بر جانش بخواند و با صدای بلند بگوید.(همان)

از نظر قرآن،‌راه مصونیت از شر وسوسه های وسوسه گران و وزوزهای آنان، پناه بردن به خداوند است. این پناه جویی حتی با خواندن و گفتن کلماتی چون معاذ الله یا خواندن سوره ناس نیز شدنی است. از این روست که خداوند فرمان خوانش و گفتن این واژگان و جملات رهایی بخش سوره ناس را می دهد؛ زیرا این کلمات گوش جان را همانند قطره آبی که به گوش زده می شود تا آب بیرون در گوش نرود، مانع از نفوذ کلمات وسوسه گران شیطانی می شود.

خداوند بارها از انسان و پیامبرانش خواسته است تا از وسوسه های شیطانی به خداوند پناه برد و استعاذه بجویند.(آل عمران، ایه ۳۶؛ اعراف، ایه ۲۰۰ ؛ نحل ، ایات ۹۸ و ۹۹؛ مومنون ،‌آیات ۹۷ و ۹۸؛‌ فصلت، آیه ۳۶ و ناس، آیات ۱ تا ۶)

کسی که به خداوند پناه برد خداوند ابزارها و عواملی را برای آرامش و آسایش وی فراهم می آورد تا حتی بسترهای مناسب وسوسه گری نیز از میان برود و ابلیس راهی برای نفوذ و رخنه نتوانتد بیابد. این گونه است که خداوند با مصونیت سازی مومنان و مجاهدان بدر، ایشان را با آب باران، شست و شو داد تا نجاست های ظاهری و باطنی ایشان از میان برود و حدث اکبر و اصغر ایشان به آب باران شسته شود و ایشان طاهر گردند تا ابلیس رخنه ای برای نفوذ در قلب ها و جان هایشان نیابد و این گونه در دژ استوار الهی مصون از هر گونه تعرض ابلیس و شیاطین باشند.(انفال،‌آیه ۱۱ و فصلت، ایات ۳۴ و ۳۶)

کیفیت استعاذه

از نظر قرآن،‌ کاربرد جملات و کلماتی چون اعوذ بالله من الشیطان الرجیم(نحل، ایات ۹۸ و ۹۹)، معاذ الله (یوسف، آیه ۲۳) و نیز خواندن سوره ناس می تواند به عنوان مایه مصونیت انسان از وسوسه های شیطانی عمل کند و وسوسه های جنیان و انسان های شیطان صفت تاثیری در گوش جان ایشان نداشته باشد.

حضرت امیرالمؤمنین على (ع ) فرمود: وقتى که زید بن ارقم مورد اذیّت و آزار منافقین قرار گرفت و بعد به محضر مقدس حضرت رسول اکرم (ص ) شرفیاب شد، آن حضرت(ص) به او فرمود: هر روز صبح بگو: اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم ، تا خداى مهربان تو را از شرّ منافقین که شیطان (انسى) هستند، وبعضى از آنها با بعض دیگرشان با حرفهاى باطل و زشت خبر مى دهند، حفظ کند.

یکى از اصحاب پیغمبر اسلام (ص) گفت : یک روز با ارسول اکرم (ص ) می رفتم که در بین راه دیدیم دو نفر به یک دیگر ناسزا مى گویند.

حضرت فرمود: اگر یکى از آنها استعاذه بگوید، این حالت شیطانى از آنها دور مى شود.( تفسیر جامع ، ج ۱، ص ۸۱)

رسول اکرم (ص ) فرمود: هر کس هر روز ده مرتبه استعاذه را بگوید: خداى متعال فرشته اى را بر او مؤ کّل مى کند تا شیطان را از او دور سازد؛ و هر کس از خلوص قلب استعاذه را گوید، خداوند مهربان میان او و شیطان هفتاد پرده قرار مى دهد، که فاصله هر پرده با پرده دیگر به مسافت زمین تا آسمان است .(تفسیر جامع، ج ۱، ص ۸۳)

ابن مسعود مى گوید: من در محضر مقدس پیغمبر خدا (ص ) بودم ، و استعاذه را بدین نحو گفتم: اَعُوذُ بِاللّهِ السَّمیعِ الْعلیمِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم. یک وقت حضرت به من عنایت فرمود، و فرمود: اى پسر ام عبد، استعاذه را به این کیفیت بگو: اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ چون برادرم جبرئیل (ع ) استعاذه را از قلم و قلم را از لوح محفوظ یاد گرفت و به این عبارت به من یاد داد.( تفسیر آسان ، ج ۱، ص۱۰)

در مفاتیح الجنان در کیفیت استعاذه آمده است که این گونه استعاذه بجوید: «أُعِیذُ نَفْسِی وَ دِینِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی وَ وَلَدِی وَ إِخْوَانِی فِی دِینِی وَ مَا رَزَقَنِی رَبِّی وَ خَوَاتِیمَ عَمَلِی وَ مَنْ یَعْنِینِی أَمْرُهُ بِاللَّهِ الْوَاحِدِ الأَحَدِ الصَّمَدِ الَّذِی لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ وَ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ وَ مِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ وَ مِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ وَ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِکِ النَّاسِ إِلَهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّهِ وَ النَّاسِ: در پناه خدا مى‏فرستم خود را و دین و اهل بیت و مال و فرزند و برادران خود را و آنچه را که خدا روزیم کرده و خاتمه عملم را و هر که را به من مربوط است همه را به خداى یکتاى فرد بى‏نیازى که او را پدر و فرزند نیست و بى‏کفو و مانند است مى‏سپارم و به خداى صبحگاه از شر هر چه خلق فرموده و از شر هر تاریکى هرگاه شدت یافت و از شر زنان ساحره که به سحر در گره‏ها مى‏دمند و از شر هر حسودى که به حسد برخیزد و به رب آدمیان و پادشاه آدمیان و خداى آدمیان از شر وسوسه‏هاى شیطان خناسى که در دلهاى مردم وسوسه مى‏کند چه شیطان انسى و چه شیطان جن باشد».