رویکرد اسلامی به علم و صنعت

samamosاز نظر آموزه‌های قرآنی هیچ علم و صنعتی در محتوا و روش نمی‌تواند اسلامی نباشد، زیرا اگر توحید را از هستی حذف کنید، چیزی نمی‌ماند که آن را علم و صنعت بنامید.از دیدگاه قرآن، همه هستی آیات خداوند هستند. پس این آفریده‌ها که در خارج است همه مخلوق و آیت خداوندی هستند.

دانش و علم انسان به خود و خارج که همان علم انسان نسبت به آفریده‌ها و آیات الهی است، به طور طبیعی ناظر به خدا و توحید خواهد بود، چرا که شناخت معلول بی‌شناخت علت آن یعنی خدا، اصولا امکان‌پذیر نیست، چنانکه شناخت مظهر (به فتح اول و سوم) بدون مظهر (به ضم اول و کسر سوم) شدنی نیست. اگر بخواهیم سایه را بشناسیم باید منبع نور را بشناسیم.البته برخی گمان می‌کنند می‌توان علم سکولار و به تبع آن صنعت سکولار داشت. اینان توجه ندارند که صنعتی که با اختراع و ابتکار ایجاد می‌شود، یک شبیه‌سازی از طبیعتی است که آن ‌آیت الهی است، چرا که صنعت‌گر با شناخت قوانین و خواص اشیاء و آگاهی از عوارض ذاتی آنها و بهره‌گیری از عقل به عنوان چراغ راهنما، از همین مواد طبیعت استفاده می‌کند و چیزی را می‌سازد.
در همه این موارد این خدا به عنوان خالق و علت‌العلل و مظهر مطرح است. از آنجایی که در خارج چیزی جز آیات الهی و آفریده‌های خداوندی نیست، هیچ علم و صنعتی نمی‌تواند بدون خدا معنا یابد. از این رو اول و آخر همه چیز خداست و خداوند بر همه آن‌ها احاطه دارد. در حقیقت هر کسی که طبیعت و آیات الهی را مطالعه می‌کند و بدان علم می‌یابد و اختراعی را انجام می‌دهد، به شکلی می‌گوید خدا چنین کرد وخدا چنان کرد، زیرا معلوم در این علم چیزی جز آیات و مخلوقات الهی نیست، حالا این علوم تجربی، تجریدی یا تلفیقی باشد. یعنی، چه از علم تجربی باشد چنانکه در علوم طبیعی است  یا تجریدی محض باشد که در فلسفه و کلام است یا تلفیق هر دو باشد که در علوم ریاضی است.
علم سکولار نداریم
به هر حال، مهمترین مبادی و مبانی که علوم به آنها نیازمند است مسئله علیت و معلولیت از منظر فلسفی و یا مظهر و مظهر از نظر عرفانی است. از آنجایی که هر ممکنی به الله متکی است و هر سایه‌ای به خورشید یا منبع نور، که الله نورالسموات و الارض است، پس همه علوم به طور طبیعی اسلامی است، و ما علم سکولار نداریم.البته انسان سکولار و دانشمند سکولار داریم که به زور می‌خواهد خدا را از طبیعت و صنعت حذف کند، ولی این حذف، دروغین و نشدنی است؛ زیرا هر جا برود در نهایت باید خدا را در نظر گیرد؛ چون این خداست که با همه وجودش در هستی تجلی یافته و قوانین و اشیاء و اصول حاکم بر طبیعت را به عنوان حق، حاکم و مسلط ساخته است.