روش های تربیتی قرآن(3)

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

روش های تربیتی قرآن از تعدد و تنوع بسیاری برخوردار است. شاخصه روش های تربیتی قرآن غیر از خدامحوری و عقلانیت محوری، عینیت گرایی و تجربه گرایی آن است. این روش ها در طول تاریخ تاثیر و سودمندی خود را نشان داده است؛ زیرا آن چه از اخلاق انسانی و الهی در جوامع بشری وجود دارد، برآیند همین روش هایی است که پیامبران(ع) به کار برده اند و جامعه انسانی را به این میزان از سطح اخلاقی متعالی رسانیده اند.

نویسنده پیش از این برخی از روش های تربیتی قرآن را بیان کرده بود. در این بخش نیز برخی از این روش ها را بیان شده که با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

۱۴. تبیین علت رفتارها: یکی دیگر از روش های تربیتی قرآن، تبیین فلسفه رفتارهاى اخلاقى براى تفهیم دقیق آن است. در آیات بسیاری این رویه از سوی پیامبران به کار گرفته شده است. لقمان حکیم در مقام تربیت فرزند با استفاده از این روش بر آن است تا نشان دهد که میان رفتارهای متفاوت کدام یک از آنان سودمند یا زیانبار است. خداوند در ایات ۱۳ تا ۱۹ سوره لقمان به برخی از آموزه های تربیتی لقمان اشاره می کند. لقمان در مقام مربی، به فرزند می آموزد که چه رفتاری مناسب و خوب و پسندیده و کدام یک زشت و ناپسند است. لقمان می فرماید: و یاد کن هنگامى را که لقمان به پسر خویش در حالى که وى او را اندرز مى‏داد گفت: «اى پسرک من به خدا شرک میاور که به راستى شرک، ستمى بزرگ است. و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش کردیم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شیر باز گرفتنش در دو سال است. آرى به او سفارش کردیم که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت همه به سوى من است! و اگر تو را وا دارند تا درباره چیزى که تو را بدان دانشى نیست به من شرک ورزى از آنان فرمان مبر، ولى در دنیا به خوبى با آنان معاشرت کن و راه کسى را پیروى کن که توبه ‏کنان به سوى من باز مى‏گردد؛ و سرانجام بازگشت ‏شما به سوى من است و از حقیقت آنچه انجام مى‏دادید شما را با خبر خواهم کرد. اى پسرک من اگر عمل تو هم وزن دانه خَردَلى و در تخته ‏سنگى یا در آسمان ها یا در زمین باشد خدا آن را مى‏آورد؛ که خدا بس دقیق و آگاه است! اى پسرک من نماز را برپا دار، و به کار پسندیده وادار و از کار ناپسند باز دار، و بر آسیبى که بر تو وارد آمده است‏، شکیبا باش این حاکى از عزم و اراده تو در امور است؛ و از مردم به نخوت رخ برمتاب و در زمین با غرور و خرامان راه مرو که خدا خود پسند لافزن را دوست نمى‏دارد؛ و در راه‏ رفتن خود میانه‏رو باش و صدایت را آهسته ‏ساز که بدترین آوازها بانگ خران است! (لقمان، آیات ۱۳ تا ۱۹) در این آیات لقمان ضمن بیان بایدها و نبایدهای اخلاقی به تبیین علل رفتارها و آثار آن می پردازد و از این طریق به فرزند می آموزد که ریشه و خاستگاه هر رفتاری چیست؟ و این که چرا برخی با غرور و تبختر راه می روند و صدا بلند می دارند.

۱۵. بیم و امید: شکی نیست که تشویق و تنبیه، بشارت و انذار، وعد و وعید از روش های تربیتی است که انسان ها در زندگی خود به کار می برند و آثار و برکات آن را نیز تجربه کرده اند. آموزه های قرآنی نیز از این روش های تربیتی سود برده و پیامبران در طول تاریخ برای تربیت انسان ها از آن بهره برده اند. خداوند در آیات بسیاری از این روش تربیتی استفاده کرده است که می توان به آیاتی چون ۱۹۴ آل عمران، ۱۴۷ و ۱۶۵ انعام ، ۱۶۷ سوره اعراف، ۲ سوره یس و آیه ۶ سوره رعد اشاره کرد. اصولا قرار دادن تربیت شونده در حالت بیم و امید به او کمک می کند تا از هر گونه افراط و تفریطی در رفتار در امان بماند؛ چرا که اگر تنها به امید بسنده شود و وعده داده شود، ممکن است تا شخص رویه بی خیالی را در پیش گیرد و از عواقب مخالفت با آموزه های دستوری و تربیتی نهراسد و اهتمامی به اصلاح رفتار و امور فساد نداشته باشد؛ اما ایجاد تعادل از طریق بیم و امید و خوف و رجا موجب می شود تا تربیت شونده ضمن امید دست یابی به پاداش ها، از هر گونه عقاب به دنبال مخالف هراسان و بیمناک باشد و به اصلاح رفتاری خود بپردازد و از فرمان ها و آموزه های معرفتی و دستوری مربی پیروی کند. در برخی اصطلاحات اخلاقی و سیاسی این واژه بسیار شنیده می شود که هویج و چماق باید با هم باشد. این سیاستی که در جامعه جهانی از آن استفاده می شود و همواره بسته های تشویقی در کنار تهدید به تنبیه وجود داشته است. البته بسته های تشویقی باید به اندازه ای باشد که موجب انگیزه تغییر و پذیرش فرمان باشد و گرنه تربیت شونده پس از سبک و سنگین کردن میان تشویق و تنبیه، شاید نخواهد بسته تشویقی را بپذیرد و مخالفت را با هزینه تنبیه آن سنگین تر ارزیابی کند و به رفتار خود ادامه دهد بی آن که تغییر اصلاحی در آن ایجاد کند.

۱۶. رفتار علمی: از دیگر روش های تربیتی که بسیار مهم و اساسی است، رفتارهای علمی و برخاسته از قطع و یقین است. به این معنا که رفتاری که ارایه می شود و از تربیت شونده خواسته می شود تا بر اساس اموری که بدان قطع و یقین دارد عمل کند و هرگز بر اساس ظن و گمان رفتاری نداشته باشد. پیروی از علم در همه زندگی می بایست اصالت پیدا کند و انسان تا زمانی که به چیزی قطع نداشته باشد، عملی را انجام ندهد و یا واکنشی نسبت به رفتار و عمل دیگران نداشته باشد. برخی از مردم عادت کرده اند که افکار و عقاید و رفتارهای خودشان را بر اساس سنت ها و آیین های نیاکان انجام دهند و بی آن که تحقیقی درباره علمی بودن یا فایده و ضرر و زیان آن بکنند، طوطی وار به بیان آن و میمون وار به تقلید از رفتارها می پردازند. چنین رویه ای بسیار خطرناک است و زندگی فردی و جمعی را به تباهی می کشاند و خرافات و عقب افتادگی را در جامعه نهادینه می کند. در اسلام همان گونه از مردم خواسته شده تا بر اساس قطع و یقین اندیشه و فکری را بپذیرند و همواره در چارچوب برهان قطعی باورهای خود از جمله اصول پنج گانه دین را سامان دهند در رفتارهای اجتماعی نیز به ظن عمل نکنند و تنها به تخمین های ظنی بسنده نکنند، بلکه با بررسی دقیق و موشکافانه علمی، بینش و نگرشی را در پیش گیرند.(اسراء، آیات ۳۶ و ۳۸ و ایات دیگر)

۱۷. تحریک عواطف و احساسات: از دیگر روش های تربیتی قرآن بهره گیری از عواطف و احساسات است. از این روست که برای انجام کارهای خیر و نیک، به بیان اموری می پردازد تا احساسات و عواطف مخاطب و تربیت شونده برانگیخته شده و تحت تاثیر هیجانات عاطفی رفتاری پسندیده در پیش گیرد و به احسان و ایثار اقدام کرده و یا نسبت به رفتار بد و زشت دیگری شیوه عفو و گذشت در پیش گیرد و عذر موجه و غیر موجه دیگران را بپذیرد و نسبت به آنان چشم پوشی و اغماض داشته باشد. در آیات قرآنی از این شیوه تربیتی برای ترغیب به رعایت حقوق یتیمان جامعه(نساء، آیه ۹) و یا جهت عفو و گذشت کریمانه از خطاهاى دیگران( نور، آیه ۲۲) استفاده شده است. البته نباید از این روش سوء استفاده کرد و برای کارهای زشت از آن سود گرفت؛ زیرا انسان ها همان اندازه که عقلانی هستند موجودات عاطفی هستند و می توان با تحریک عواطف و احساسات آنان، رفتارهای هیجانی در ایشان ایجاد کرد و آنان را به کارهای زشتی نیز سوق داد. اصولا دشمنان انسان و اسلامیت با بهره گیری از همین عامل روان شناسی است که مردمان را به انجام عملیات انتحاری علیه دیگران تحریک می کنند و با ایجاد فضایی هیجانی و تحریک عواطف و احساسات، زمینه جنایات جمعی را فراهم می آورند. امروز آن چه در کشورهای اسلامی اتفاق می افتد، سوء‌استفاده از همین عامل روان شناسی برای تحریک عواطف و احساسات جهت کشتار مسلمانان بی گناه به جرم مذهب و مانند آن است.

۱۸. تشویق و تنبیه: در روش تربیتی بیم و امید از این روش تربیتی سخن به میان آمده است. تشویق و تنبیه از جهاتی مانند ایجاد بیم و امید و بشارت و انذار یک روش تربیتی است؛ اما تفاوت های ظریف و لطیفی میان این شیوه ها و روش ها وجود دارد. در وعده اصل آن است که تخلفی صورت نمی گیرد ولی وقتی وعیدی داده شد، ممکن است مربی از آن استفاده نکند و بگذرد. هم چنین در تشویق و تنبیه میزان مشوق ها و تنبیهات بیان نمی شود و به کلی گویی می توان بسنده کرد، ولی در وعده و وعید می بایست میزان تشویق و تنبیه مشخص شود. هم چنین همواره بشارت مقدم بر انذار است(انعام، آیه ۱۴۷؛ فصلت، آیه ۴۳) و تا جایی که می توان از انذار استفاده نمی شود؛ دیگر آن که اگر بر بشارت چند بار تاکید می شود انذار از نسبت کم تری برخوردار خواهد بود. از این روست که در آیات قرآنی همواره شمار و تعداد بشارت بیش تر از انذار بوده و دیگر آن که تا با محبت و تشویق و بشارت می توان کاری را پیش برد به سراغ تنبیه و انذار نمی روند. نکته دیگر آن که درباره همان گونه به ویژه انسان هایی که از نظر فکری و رفتاری از خرد خود بهره نمی برند و بر اساس تقلید و مانند آن عقاید و رفتارهایی دارند،‌ با نگاهی کریمانه با آنان برخورد می شود و به جای تنبیه اصل تشویق مورد توجه قرار می گیرد و به جای آن که در پاسخ بدی آنان به بدی پاسخ داده شود با آنان رفتاری بهتر و پسندیده تر در پیش گرفته می شود تا شخص مسیر هدایت و اصلاح و درستی را بیابد و از مسیر غلط و نادرست بیرون آید.(فرقان، آیات ۶۳ و ۷۵)

۱۹. تمثیل : از آن جایی که بسیاری از حقایق در حوزه اموری عقلی و حکمت ها دسته بندی می شود و به سادگی از طریق ابزارهای شناختی حسی قابل درک و فهم نیست و از آن جایی که بسیاری از مردم به بلوغ عقلی نمی رسند و در مرحله رشد علمی و شدت آن (اشد) در نمی آیند و به یک معنا در وادی محسوسات و موهومات و خیالات زندگی و به سر می برند، لازم است که مباحث عقلانی و حکمت های عالی و بلند را به شکل محسوس از طریق بیان تمثیلات و تشبیهات به افراد منتقل کرد. از این روست که در روایات چندی به این نکته توجه داده شده که: نحن معاشر الانبیاء نکلم الناس بقدر عقولهم؛ ما پیامبران با مردم به اندازه عقول آنان سخن می گوییم. بنابراین با توجه به تفاوت های بسیار در سطح فهم و ادراکی انسان ها به ویژه کودکان و نوجوانانی که به بلوغ عقلی و فکری نرسیده اند، ‌بهره گیری از تمثیلات و تشبیهات بسیار مهم و اساسی است. از این روست که خداوند بسیاری از معارف و حقایق بلند را به شکل تمثیل بیان کرده است و از استفاده از تمثیل و تشبیه برای بیان مقاصد عالی هیچ ابایی ندارد.(بقره، ایات ۲۶ و ۲۶۱ و ۲۶۴ و ۲۴۵ و ۲۶۶؛ آل عمران،‌ آیه ۱۱۷ و آیات دیگر) اگر به آیات قرآنی نگاه شود به خوبی روشن می شود که تا چه اندازه از این روش تربیتی استفاده شده است. اصولا تصریف الایات و بیان امثال در قران بسیار زیاد است و خداوند خود به صراحت بر استفاده از این روش در آیات قرآنی تاکید دارد.(رعد، ایه ۱۷؛ ابراهیم، آیات ۲۵ و ۴۵؛ نحل، ایه ۷۴؛ نور، آیه ۳۵)

۲۰. حکمت: از آن جایی که انسان ها از نظر فهم و ادراک بسیار متفاوت هستند، نمی توان از یک روش تربیتی برای همه استفاده کرد. این روش هایی تربیتی که بیان شده گاهی تنها برای شماری از افراد است و باید با توجه به روحیات و شخصیت افراد و حتی سن و سال آنان از روش های متفاوت بهره برد. برای کسانی که از نظر درک و فهم در سطح بالایی قرار دارند، گاه بهره گرفتن از تمثیل و تشبیهات نه تنها مفید نیست بلکه احساس می کند که سخنی کودکان گفته شده و تحت تاثیر آموزش های تربیتی قرار نمی گیرد. از این رو،‌ لازم است تا با توجه به روحیات شخص از سخنانی بهره گرفت که که در سطح بالاتری قرار دارد و سرشار از حکمت و فرزانگی است. از این روست که پیامبران روش های تربیتی خود را با توجه به مخاطبان و سطح ادراکی و شعوری آنان سامان می دهند و به میزان ادراک آنان با آنان سخن می گویند. خداوند در آیاتی به این نکته توجه داده است که از جمله آن ها می توان به آیات ۱۲۹ و ۱۵۱ سوره بقره و نیز ۱۶۴ سوره آل عمران و ۱۲۵ سوره نحل و ۲ سوره جمعه اشاره کرد. اصولا قرآن از حکمت برای بیان احکام نیز استفاده می کند تا حکم الهی برای اهل علم و فرزانگی به گونه ای مشخص شود که انگیزه عمل در آنان تقویت شود.(بقره، آیه ۲۳۱؛ اسراء، آیات ۲۲ تا ۳۹) از این روست که در آیات قرآنی به فلسفه احکام و علل آنها اشاره شده است تا اهل حکمت از آن بهره مند شوند.

۲۱. دعوت چهره به چهره و نهان یا آشکار: از مهم ترین روش های تربیتی قرآن، دعوت مستقیم و چهره به چهره است. این شیوه کمک می کند تا مخاطب و تربیت شونده بیش تر تحت تاثیر قرار گیرد و اگر شبهه و اشکالی داشته باشد بر طرف شود. این که شخص برای گروهی پیغام و پسغام بفرستد، نمی تواند آن آثار تربیتی را امید داشته باشد؛ چرا که مردم بیش از آن که به گفتار شخص توجه داشته باشند به رفتار و سیر و سلوک شخص توجه دارند. این دعوت ها با توجه به روحیات فرد می بایست علنی و یا نهان باشد. برخی افراد دوست ندارند که در جمع به چیزی دعوت شوند و از آنان خواسته شود تا فکری یا رفتاری را تغییر دهند ولی در نهان وقتی دعوت به کاری و فکری یا رفتاری می شوند بی هیچ واکنش منفی آن را می پذیرند. برخی دیگر بیش تر دوست دارند مورد توجه قرار گیرند و در جمع مخاطب قرار گیرند و اصولا رفتارهای جمعی و آشکار را دوست دارند و از هر گونه مخفی کاری ابا دارند. این افراد دوست دارند که در یک جمع به چیزی دعوت شوند و از آنان خواسته شود که فکری یا رفتاری را بپذیرند و یا آن ها را اصلاح و تغییر دهند. بنابراین با توجه به روحیات افراد می بایست روش تربیتی خاصی در پیش گرفته شود. برخی از مردم دوست دارند به طور خصوصی و چهره به چهره به امری دعوت شوند و یا نهان باشد و برخی دیگر کاملا بر عکس هستند. پس باید از همه روش های مناسب با روحیات افراد سود برد.(نوح، آیات ۵ تا ۱۰)

۲۲. روش مشاهده: از دیگر روش های تربیتی بهره گیری از روش مشاهده است. مشاهده نمونه‌هاى عینى، از روشهاى تربیتى قرآن براى رسیدن انسانها به حقیقت است.(بقره، آیات ۷۳ و ۷۴ و ۲۵۸ و ۲۵۹ و ۲۶۰ ؛ ‌فصلت ، آیه ۵۳) در این روش تربیتی بیش تر تربیت شده را به نگاه در طبیعت و تجربه آموزی و مانند آن سوق می دهند تا با مشاهده رفتار و مانند آن روش درست زندگی و سیر و سلوک را بیاموزد. درجات شهودی انسان با توجه به مراتب فهم و درک و سطوح آن متفاوت است. حضرت ابراهیم(ع) با استفاده از همین روش مشاهده بر آن شد تا حقایق هستی را به افرادی چون نمرود نشان دهد و ایشان را به مسیر درست هدایت کند. خداوند هم چنین برخی از پیامبران از جمله حضرت ابراهیم(ع) و عزیر (ع) را با استفاده از همین روش به مسایلی آگاه ساخت و آنان را در مسیر درست قرار داد.(بقره، آیات ۲۵۸ و ۲۵۹)

۲۳. روش مقایسه: مقایسه کردن نیز از روشهاى تربیتى قرآن است. بیش ترین مقایسه در حوزه فکر و عمل نسبت به اموری انجام می شود که تضاد و تناقض در آن ها روشن است به گونه ای که شخص با کوچک ترین توجه و بهره گیری از کم ترین درجه هوش و تعقل می تواند آن را دریابد. روش مقایسه میان علم و جهل، ظلمت و نور، بد و خوب، بالا و پست، زشت و زیبا، پاک و ناپاک، و مانند آن بارها در قرآن مورد استفاده قرار گرفته است.(مائده، آیه ۱۰۰؛ زمر، آیه ۹؛ فصلت، آیه ۲۴؛ قلم، آیات ۳۴ و ۳۵؛ ملک، آیه ۲۲ و ده ها آیه دیگر)