روش های تربیتی از منظر قرآن(1)

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

تربیت به معنای پرورش چیزی به صورت تدریجی در راستای افزایش و رشد مادی و معنوی و رسیدن آن به کمال، یکی از مهم ترین افعال الهی است. خداوند بارها در آیات قرآنی بر توحید ربوبی خود تاکید کرده است. این بدان معناست که دیگران هیچ گونه نقش تربیتی مگر در طول ربوبیت الهی به عنوان مظاهر نخواهند داشت. پس اگر سخن از تعلیم و تربیت و تزکیه دیگران از جمله پیامبران به میان می آید، به معنای ابزار الهی در ربوبیت و تربیت خواهد بود.

البته میان ربوبیت و تربیت تفاوت ماهوی وجود دارد که نویسنده بدان اشاره کرده است؛ اما آن چه در این مطلب مورد توجه قرار گرفته روش های تربیتی است که در آموزه های قرآنی بیان شده است. نویسنده در این مطلب به آن ها اشاره دارد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

تربیت، پرورش استعدادها و فعلیت بخشی به قوا

واژه تربیت از ریشه «ربو» به معناى فزونى و نموّ است.( لسان‌العرب، ج ۵، ص ۱۲۶ – ۱۲۸، «ربا») راغب اصفهانی فرهنگ شناس و قرآن شناس معروف مى‌نویسد: «رَبیت‌الولد» از واژه «ربو» است(مفردات الفاظ قرآن کریم، ص‌۳۴۰، «ربو») هر چند که برخى از لغویون و فرهنگ شناسان زبان عربی گفته‌اند: اصل «ربو» از مضاعف (رب – ربب) بوده است. بدین جهت در معناى رب مى‌نویسد: رب، در اصل به معناى تربیت و آن ایجاد شىء به صورت تدریجى تا حدّ رسیدن به کمال است.( همان، ص‌۳۳۶)

در زبان عربی این تبدیل و تغییر و ابدال در واژگان بسیار اتفاق می افتد که مضاعف به معتل یا به مهموز یا بر عکس هر یک به دیگری ابدال شود. مثلا آمده است که «دسس» مضاعف به «دسی» معتل ( سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ج ۲۰، ص ۴۲۹، ذیل آیه ۱۰ سوره شمس) و هم چنین «ملل» به «ملی» ابدال شده است (مفردات الفاظ قرآن کریم،‌ راغب اصفهانی ، ماده«ملی»)

اگر بپذیریم که دو اصل «ربو» و «ربب» در معنا و مفهوم یکی است، هر چند که از نظر لفظی یکی معتل و آن دیگر مضاعف است، باید بر این اساس، تربیت را به معنای پرورش دادن استعدادهاى درونى و به‌فعلیّت‌رساندن امور بالقوّه بدانیم.( تعلیم و تربیت در اسلام، شهید مطهرى، ص‌۵۷)

اما شکی نیست که این دو واژه هم از نظر اصل و ریشه و هم در معنا تفاوت های ظریفی دارد. همین تفاوت های لطیف و ظریف است که کاربرد آن را متفاوت کرده است. در آیات قرآن می توان گفت که واژه ربو به معنای رشد و افزایش و نمو (روم، آیه ۳۹) و ربوه به معنای تپه به کار رفته است.(بقره، آیه ۲۶۵؛ مومنون، آیه ۵۰) اما به معنای پرورش و تربیتی که اصطلاح خاص است در آیات قرآنی به کار نرفته است؛‌ بلکه در هر جایی که سخن از پرورش و تربیت به معنای خاص است، از واژه «ربب» و مشتقات آن استفاده شده است.

البته کسانی که ریشه ربو معتل را به ربب مضاعف باز می گردانند و آن را یک اصل و یک معنا با تفاوت بسیار جزیی می دانند، بر این باورند که معنا و مفهوم هر دو یکی است، با این تفاوت که ربو معتل در اشیایى همانند فرزند و زراعت نیز کاربرد دارد که قابلیّت رشد و نموّ داشته باشد.( لسان العرب، ج‌۵، ص‌۱۲۸، «ربو») اما واژه «ربّ» مضاعف که در اصل به معناى تربیت است وقتی به صورت مطلق به کار می رود تنها به خداوند متعال اطلاق مى‌شود که عهده‌دار مصلحت موجودات است. (مفردات، ص‌۳۳۶، «ربّ»)

پس از نظر لغت شناسان و فرهنگ شناسان زبان عربی، تفاوت هایی در استعمال دو واژه وجود دارد؛‌ چرا که واژه رب مضاعف به طور مطلق تنها اختصاص به خدا دارد و اطلاق آن مگر با یای نسبت جایز نیست. از این روست که در آیات قرآنی از ربیون(آل عمران، آیه ۱۴۶) و یا ربانیون(آل عمران، آیه ۷۹) سخن به میان آمده که با یای نسبت و یا نون و یای نسبت، به کار رفته است. اما واژه تربیت را به غیر خدا نیز می توان نسبت داد و بر انسانی عنوان مربی و تربیت کننده را اطلاق کرد.

به هر حال، کلمه تربیت مصدر باب تفعیل است که به دلیل معتل و ناقص بودن ریشه لغوی آن، مصدرش همانند «تزکیه» بر وزن «تفعله» آمده و عرب در تصریف آن می گوید: «ربّی یربی تربیه» مانند «زکّی یزکّی تزکیه». این واژه تربیت با واژه ربوبیت در اصل معنای پرورش نزدیک هستند؛ از این روست که راغب اصفهانی در تعریف واژه رب می نویسد: الربّ فی الاصل التربیه…، ربیّت الولد من هذا (ربو)، قیل: اصله من المضاعف فقلب تخفیفا؛ رب در اصل به معنای تربیت است… فرزند را تربیت کردم از همین واژه ربو گرفته شده است، هر چند که گفته اند که اصل ربو از ربب مضاعف است که برای تخفیف و سبکی در بیان باء به واو قلب شده است.

از ظاهر این کلام راغب استفاده می شود که واژه «تربیت» از ربو مشتق شده است، نه از «ربب» مضاعف؛ بنابراین، از نظر ایشان «ربو» ریشه اصلی و اوّلی واژه تربیت است، گرچه بسیاری از کتاب های تعلیم و تربیت هنگام بحث از ریشه واژه «تربیت» آن را از ماده «ربو» ذکر می کنند، اما همان معنای ربوبیت را برای آن بیان می کنند که پرورش و پروردگاری است.

از آن چه گذشت می توان گفت که تربیت و ربوبیت به معنای پرورش به کار رفته است،‌ با این تفاوت که واژه مضاعف تنها در خدا و معتل در غیر خدا نیز به کار می رود و دیگر آن که ربوبیت فرآیندی پیچیده تر و پرورش خاص است که جز به اتصال به منشای الهی برای هیچ شخصی امکان پذیر نیست. به این معنا که شخص می بایست نخست خدایی و متاله شود تا به عنوان مظهر الوهیت الهی بتواند عناوینی نسبت ربوبیت چون ربی و ربانی را کسب کند.

تربیت به معنای پرورش استعدادها و فعلیت بخشی به قوای موجود در ذات هر چیزی است؛ در حالی که ربوبیت نه تنها بهره گیری از قوای موجود و پرورش آن بلکه ایجاد استعداد و قوه در چیزی و سپس پرورش آن است.

هم چنین در تربیت بیش تر جنبه آشکارسازی و اظهار و برجسته سازی هم چون کاری که در تپه صورت می گیرد و فزون بخشی مطرح است در حالی که در ربوبیت افزون بر این امور ایجاد ظرفیت و قوه و استعداد نیز مطرح است. البته می توان تفاوت های دیگری نیز بر اساس کاربردهای قرآنی دو واژه مضاعف و معتل به دست آورد که این مقاله مجال بسط آن را نمی دهد.

نکته دیگری که باید در این جا مورد تاکید قرار گیرد آن که میان ربوبیت به معنای پروردگاری، تربیت، تعلیم و تزکیه ارتباط تنگاتنگی است. از این رو، اگر بخواهیم به مسایل تربیتی اشاره کنیم می بایست به این واژگان که در قرآن مورد تاکید قرار گرفته نیز توجه پیدا کنیم؛ چرا که هرگز تربیت و پرورش استعدادها و فعلیت بخشی به قوای موجود در چیزی به ویژه در انسان جز به تعلیم و آگاهی بخشی و پاک کردن نفس انسانی از موانع شدنی نیست. از این روست که در آیات قرآنی تربیت به مفهوم اصطلاحی آن تنها در سایه سار تعلیم و تزکیه شدنی است.(آل عمران، آیه ۱۴۶؛ جمعه، آیه ۲؛‌کهف ، آیه ۶۶)

خداوند در آیه ۶۶ سوره کهف روشن می کند که دست یابی به رشد علمی تنها در سایه سار تعلیم علمی و عملی (تبعیت از استاد در سیر و سلوک علمی و رفتاری) شدنی است.

اهمیت و ارزش تربیت

تربیت به معنای رشد و فزونی و نمو استعدادها و فعلیت بخشی به استعدادهای انسان در راستای دست یابی به کمالات بایسته و شایسته، از اهمیت و ارزش بسیاری در آموزه های قرآنی برخوردار است؛ چرا که تربیت و پرورش نفوس انسانی از اهداف مهم و اساسی بعثت پیامبران به ویژه پیامبر گرامی اسلام است.(بقره، آیات ۱۲۹ و ۱۵۱؛ آل عمران، آیه ۱۶۴؛ جمعه، آیه ۲)

سوگندهای مکرر خداوند در آیات قرآنی پیش از بیان مساله تربیت و تزکیه نفوس نشان می دهد که از نظر خداوند و آموزه های وحیانی قرآن، اهمیت و ارزش تربیت چنان بسیار است که لازم است تا سوگندهای متعدد توجه مخاطب به مساله ای مهمی چون تربیت جلب و جذب شود.

خداوند هم چنین در آیه ۶ سوره تحریم یکی از مهم ترین تکالیف خانوادگی را خیرخواهی نسبت به آنان در قالب تربیت آنان می داند که موجب جلوگیری آنان به دوزخ از طریق تربیت و تعلیم و تزکیه آموزه های وحیانی اسلام می داند.

اصولا خداوند خود را در بیش ترین آیات قرآنی به عنوان رب معرفی می کند و چنان که گذشت ربوبیت الهی ارتباط تنگاتنگی با تربیت انسانی دارد؛ چرا که خداوند در مقام ربوبیت است که نقش پروردگاری را به عهده گرفته و بر آن است تا با ایجاد استعداد و نیز پرورش آن زمینه ساز ورود و دسترسی و دست یابی هر کس و هر چیزی به کمالات بایسته و شایسته آنان باشد.

خداوند در آیاتی از جمله ۱۲۲ سوره طه به این نکته اشاره می کند که خداوند خود مسئولیت مستقیم ربوبیت و پروردگاری را به عهده گرفته و حتی پس از خطا و اشتباه بشر او را در طریقی قرار می دهد تا به اظهار استعدادها و قوای خود بپردازد و کمالات بایسته و شایسته اش را به دست آورد. این که خداوند در آیاتی از جمله آیه دوم سوره حمد خود را رب العالمین معرفی می کند، توجه بخشی به مساله پروردگاری و پرورش و تربیت موجودات به ویژه انسان و جنیان است.

خداوند هم چنین در آیاتی یاد آور می شود که پیامبران در کنف عنایت خاص الهی قرار گرفته و تربیت و پرورش یافته اند.(یوسف،‌ایه ۶؛ انبیاء، آیه ۵۱؛ بقره، آیات ۱۲۴ و ۱۳۶؛ آل عمران، آیه ۸۴)

به هر حال خداوند از نقش پروردگاری خود برای تربیت انسان ها در آیات بسیاری از جمله ۲۱ و ۴۹ و ۷۶ و ۱۰۵ و ۱۳۹ سوره بقره و آیات دیگر سخن به میان آورده تا این گونه بر نقش کلیدی و اساسی تربیت در زندگی بشر تاکید کرده و مردمان را بدان توجه دهد.

روش های تربیتی قرآن

در آموزه های قرآنی بیش از سی روش تربیتی بیان شده است. تبیین و تشریح همه آن ها در یک مقاله کوتاه شدنی و امکان پذیر نیست. از این رو در این جا تنها به برخی از آن ها اشاره می شود.

۱. ارایه الگو و سرمشق تربیتی: یکی از بهترین روش های تربیتی آن است که برای تربیت شونده، سرمشق عینی و ملموس تربیتی معرفی کنیم تا بتواند با نگاه به شیوه و سبک زندگی اسوه، خود به اصلاح رفتار و افکار خود بپردازد؛ چرا که انسان پیش از آن که تحت تاثیر سخن دیگری باشد، متاثر از رفتار دیگری است. بهترین راه در تحقق این معنا آن است که تربیت شونده با سرمشق خود باشد و دست کم مدتی را در کنار هم باشند تا بتواند در عمل از او بیاموزد. اگر معرفی الگوهای عینی از طریق کتاب و فیلم و داستان و رمان می تواند موثر باشد، حضور الگوی عینی در زندگی و همزیستی با آن بی هیچ شک و تردیدی تاثیر بیش تری خواهد گذاشت. در گذشته عالمان اسلامی با گزینش چند شاگرد آنان را به خلوت زندگی خود راه می دادند و آنان با نشست و برخاست می توانستند رفتار و کردار مناسب را بیاموزند و آداب جزیی و لطایف رفتاری را بشناسند و تقلید کنند. همراهی و مصاحبت با الگو در زندگی تربیتی بسیار مهم است. از این روست که پیامبران همواره دارای صحابی و بلکه حواریونی بودند که در همه جا با ایشان بودند. خداوند در آیاتی به این روش تربیتی اشاره کرده است. البته این روش تربیتی خود حاوی چند روش تربیتی است که به شکلی یک مجموعه منسجم را می سازند؛ چرا که روش سرمشق عینی و ارایه الگو شامل روش مصاحبت و روش تعلیم عینی و مانند آن نیز است که در آیات قرآنی به آن اشاره شده است. به هر حال ارایه قدوه و اسوه(احزاب، آیه ۲۱؛ انعام، آیه ۹۰؛ ممتحنه، آیات ۴ و ۶؛ تحریم، آیه ۱۱) اگر همراه با مصاحبت و همراهی الگو با تربیت شونده باشد آثار تربیتی آن سریع تر و بهتر و تاثیرگذارتر خواهد بود. از این روست که حضرت موسی(ع) خواهان مصاحبت و همراهی با عالم ربانی می شود که دارای علم لدنی و شهودی است و می خواهد از او چیزهایی را بیاموزد که ویژه سیر و سلوک متعالی و کامل است.(کهف، آیه ۶۶) هم چنین حواریون حضرت عیسی(ع) شبانه روز با آن حضرت بودند تا از او علوم و تربیت و تزکیه و رفتار صحیح را بیاموزند.(آل عمران، آیه ۶۲؛ مائده، آیه ۱۱۲؛ صف، آیه ۱۴)

۲. بیان تدریجی: از مهم ترین شیوه های تربیتی، تعلیم مسایل تربیتی در قالب تدریجی و فرآیندی است؛ چرا که انبوه اطلاعات و موضوعات معرفتی و نیز باید و نبایدهای عملی می تواند تربیت شونده را با مشکل مواجه کند. بهترین روش تربیتی آن است که مجموعه معارف علمی و عملی در شکل فرآیند بیان شود و گام به گام او را به سوی رفتارها و افکار صحیح هدایت کرد. در گام نخست می بایست معارف اساسی و اصیل ارایه شود که از آن به جوامع الکلم یاد می شود. این گزاره های کلیدی و اساسی که اصول دین است می بایست به گونه ای بیان شود که شخص به برهانی قاطع به حقانیت آن دست یابد. از این اصول است که فروعات دیگر حتی فروعات مربوط و مرتبط به رفتار به دست می آید. در فروعات نیز به احکام کلیدی تاکید شود. به عنوان نمونه به جای پرداختن به مسایل حاشیه ای و غیر ضروری در حوزه معرفت شناسی بر توحید، عدالت، نبوت، امامت و معاد و در حوزه رفتاری و احکام بر بایدهایی چون عدالت،‌ صداقت، امانت ، وفاداری و حسن خلق تاکید شود. اصولا انسان وقتی به حجم انبوهی از آموزه های معرفتی و دستوری مواجه می شود خود را ناتوان و عاجز از درک و عمل به آن می یابد و همین وحشت و خوف است که او را از حرکت در مسیر درست باز می دارد. از این روست که از مهم ترین شیوه های تربیتی تاکید بر بیان تدریجی است. خداوند در آیات قرآنی بیان می کند که اگر همه قرآن بر پیامبر یک دفعه انزال شده ولی برای این که مردم بتوانند با آن آموزه های قرآنی در حوزه معرفتی و رفتاری آشنا شوند و خو بگیرند، آن را به شکل تنزیل و ترتیل و تفصیل دوباره فروفرستاده و در یک زمان بندی مشخص و معینی به پیامبر (ص) فرمان می دهد که آیه را تلاوت و یا حکمی را بیان و اجرا نماید.(فرقان، آیه ۳۲؛ شعراء، آیه ۱۹۲؛ واقعه، آیه ۸۰؛ حاقه، آیه ۴۳) بی گمان تغییر در فکر و رفتار چنان که در روان شناسی نیز اثبات شده خیلی سخت و فرآیندی است.

۳. آسان گیری: یکی دیگر از مهم ترین روش های تربیتی، آسان گیری است. همان گونه که در روش پیشین بیان شد، باید تدریج را به جهت همان آسان گیری مورد توجه قرار داد. از لحاظ بلکه ملاحظات دیگری نیز می بایست آسان گیری صورت گیرد. این که به گونه ای آموزش و تغییر را انجام داد که همواره از آسان به سمت سخت باشد و این گونه نباشد که در همان مرحله نخست از اصول سخت یا احکام سخت شروع کرد. بلکه حتی گاهی لازم است که اصلا به سمت و سویی نرفت که کار بر تربیت شونده سخت شود و بلکه همواره احساس کند که ساده ترین و آسان ترین کار را انجام می دهد. این نیز با تربیت فرآیندی امکان پذیر است. از نظر اسلام هر چند که اصل پذیرش احکام وقوانین تکلیف و سخت گیری است؛ چرا که انسان به طور طبیعی گرایش به آزادی از هر چیزی دارد و طبیعت انسان به ویژه غرایز انسانی گرایش دارد تا آزاد باشد و هر گونه محدودی به معنای تکلیف بر انسان سخت و دشوار است. از این رو، دین اسلام بر آن است که این تکالیف را تا جایی که امکان پذیر است ساده و اسان سازد تا انسان بیش از توان و وسعت خود محدود نشود. خداوند بارها بر این نکته تاکید می کند که تکالیف اسلامی هر چند سخت است و موجب محدویتی می شود ولی به گونه ای نیست که بیرون از طاقت بشر باشد. (بقره، آیات ۲۳۳و ۲۸۶؛ انعام، آیه ۱۵۲؛ اعراف، ایه ۴۲؛ مومنون، آیه ۶۲) بنابراین،‌در روش تربیتی می بایست به توان و طاقت شخص نیز توجه شود و بیش از توان و ظرفیت او، توقع و انتظاری نداشته باشیم و کاری نکنیم که او به سبب فشار ناگهانی همانند فنری که بیش از طاقت به آن فشار آورده باشیم در رود و دیگر باز نگردد. خداوند در آیاتی چند از جمله ۱۷۸ و ۲۸۶ سوره بقره و نیز ۷۷ و ۷۸ سوره حج و آیه ۲۰ سوره مزمل به این اصل تربیتی در روش شناسی تربیت اشاره کرده است.

۴. اعتدال: در همین راستا می توان به روش تربیتی دیگر که همان اعتدال است اشاره کرد. خداوند در آیات بسیاری از جمله آیات ۲۹ و ۳۸ سوره اسراء‌و آیه ۶۷ سوره فرقان و نیز آیات ۱۷ و ۱۹ سوره لقمان به پرهیز از هر گونه افراط و تفریط در زندگی و کارها و رفتار تاکید کرده و اعتدال را به عنوان سالم و بهترین روش تربیتی یاد آور می شود.

۵. استمرار رهنمودها: همان گونه که تغییر نگرش ها و رفتارها نیازمند بیان تدریجی و فرآیندی است، نیاز به استمرار در رهنمودها و راهنمایی ها لازم است. از این روست که گفته شد: الدرس حرف و التکرار الف؛ درس یک کلمه و تکرار آن هزار بار است تا این گونه آن درس در جان و روح شخص جا گیرد و فراموش نشود و به شکل عادت و رفتار ثانوی در آید. خداوند خود از این روش تربیتی بسیار استفاده کرده و به یک معنا آیات قرآنی با تکرار بسیار موضوعاتی بر آن است تا این امر در جان و روح و رفتار آدمی نهادینه شود. تذکر به معنای استمرار یک امر و درس بارها در قرآن مورد توجه و تاکید بوده است. خداوند خود به صراحت در آیه ۵۱ سوره قصص به این روش تربیتی اشاره دارد.

سخن درباره روش های تربیتی قرآن بسیار است ولی در این مجال به همین مقدار بسنده می شود.