روش های تبلیغ سازنده

تبلیغ به معنای رساندن پیام به دیگران با ابزارهای گوناگون، به عنوان یکی از مهم ترین رسالت های پیامبران معرفی شده است؛ از این روست که از آنان به نام های چون پیامبران، فرستادگان، رسولان و انبیاء یاد می شود که در همه آن ها پیام نقش اساسی را بازی می کند.

با این همه روش های تبلیغ همانند ابزارهای آن متنوع و متعدد است، چرا که مخاطبان پیام ها نیز از هر لحاظ در سطوح مختلف ادراکی و قدرت فهم می باشند و هم چنین تنوع پیام ها و اختلاف در محتوا نیز می طلبد تا در روش ها نیز از تنوع سود برده شود. اگر این تنوع مراعات نشود چه بسا برخی از پیام ها غیر قابل انتقال و یا غیر قابل ادراک و فهم مخاطبان آن ها باشد و حتی گاه تاثیر سوء و واکنش منفی مخاطبان را بر انگیزد و تاثیر منفی و غیرسازنده ای از خود به جا گذارد. ازاین رو لازم است تا برای هر نوعی پیامی از روش ها و ابزارهای مناسب آن بهره گرفته شود تا تاثیر مثبت، سازنده و مطلوبی در مخاطبان پیام بگذارد و واکنش های مثبت آنان را بر انگیزاند.

قرآن به عنوان کتاب رسالت و پیام وحیانی و الهی، به این امور مهم توجه داشته است. از این روست که به مسایلی چون محتوای پیام، ابزارها، روش ها، پیام رسان وویژگی های آنان و مانند آن پرداخته است.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا به برخی از این مطالب بر اساس آموزه های وحیانی قرآن اشاره داشته باشد و تحلیل و تبیین قرآن را از تبلیغ موثر و سازنده به دست دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

سطوح پیام و مقاومت ها

هر پیامی همان گونه که موافقانی دارد، مخالفانی را نیز دارد که گاه به شکل دشمنان پیام از خود واکنش های گوناگون نشان می دهند. بنابراین می بایست در مساله پیام رسانی نه تنها به روش های جلب مخاطبان به پیام توجه داشت بلکه می بایست به روش هایی نیز توجه یافت که کم ترین واکنش و یا کم تاثیرگذارترین واکنش را در مخاطبان با گرایش ها و علایق گوناگون بر انگیزاند.

اصولا واکنش های تند و احساسی نسبت به پیام ها ، بستگی بسیاری به نوع پیام ها و محتوای آن دارد؛ هر چه پیام ها به اصول و مبانی توجه یابد و در صدد تاثیرگذاری نسبت به بینش ها و نگرش های مخاطب بر آید، مقاومت و مخالفت بیش تری را بر می انگیزاند و هر چه پیام ها به سطوح بالاتر و مسایل جزیی و ساده تر گرایش یابد، واکنش ها کم تر و از شدت مقاومت ها کاسته می شود.

بنابراین ، سطوح مقاومت های مخاطبان را می بایست در سطوح پیام ها جست و جو کرد و برای هر سطحی از روش های خاص بهره جست تا مقاومت ها کاسته و از تاثیر مخالفت ها و مخالفان نیز کاسته شود. هم چنین با توجه به سطح پیام و محتوای آن می بایست از ابزارها و پیام رسانان خاصی بهره برد و این گونه نیست که همگان با همه ابزارها و هر روشی بتوانند همه سطوح گوناگون پیام ها را به دیگران برسانند. بنابراین ، لازم است تا هر پیامی به طور جدی از سوی خبرگان و کارشناسان بررسی شده و ابزارها و روش ها و پیام رسانان خاص آن برگزیده و انتخاب شود.

از آن جایی که پیام های وحیانی از نظر سطح پیام و محتوای آن در عالی ترین سطح قرار می گیرد و از عمق و شدت بیش تری برخوردار می باشد، سخت ترین شرایط یک پیام می بایست در نظر گرفته شود و از بهترین ابزارها و روش ها و شیوه ها در کنار بهترین پیام رسانان و کارآزموده ترین آنان بهره برده شود؛ چرا که پیام های وحیانی، بینش ها و نگرش های مخاطبان را هدف پیام خود قرار داده و تغییر در مبانی و ریشه های تفکری و رفتارهای مخاطبان را مورد توجه قرار می دهد.

مخالفان پیام های بینشی و نگرشی

پیام های بینشی و نگرشی تلاش دارد تا بینش و نگرش موجود را تغییر و یا اصلاح نماید که در نتیجه آن تغییر در رفتارها به شدت بروز می کند. کسی که بر این باور است که مدار هستی بر محوریت عدالت می گردد، همواره در رفتارها بر این اصل حرکت می کند. این در حالی است که با محوریت یافتن آزادی، حتی در بسیاری از موارد عدالت زیر پا گذاشته می شود. این که باور داشته باشیم که خداوند نه تنها آفریدگار بلکه پروردگار جهانیان است به این معنا که همه هستی را مدیریت می کند و چیزی از دایره ربوبیت او بیرون نیست. خدای پروردگار دیگر گوشه ای ننشسته است تا انسان خود هر آن چه می خواهد انجام دهد؛ بلکه خداوند در متن هر کاری قرار می گیرد؛ این گونه است که مساله تکالیف در کنار حقوق مطرح می شود و از بطن هر حقی تکلیفی می روید و از بطن هر تکلیفی حقی ثابت می شود. بنابراین انسان در چارچوب تکالیف و حقوق می بایست رفتارهای خویش را سامان دهد. در این صورت انسان ها تنها صاحبان حق نیستند بلکه مکلفانی هستند که حقوقی در کنار تکالیف دارند و یا در کنار تکالیف حقوقی برای آنان ثابت می شود.

در حقیقت پیام های که بینش ها و نگرش های آدمی را هدف خود قرار داده است، همه زندگی بشر را تحت تاثیر مستقیم خود قرار می دهد و همین مساله است که مقاومت ها را تشدید می کند و مخالفان را بر می انگیزاند. همین مساله در گذشته و حال نسبت به پیام های وحیانی صورت می گرفت و می گیرد. اگر بینش و نگرش انسان محوری و فردگرایی و جامعه گرایی افراطی غربی یعنی همان اومانیسم، لیبرالیسم و سوسیالیسم در برابر بینش و نگرش اسلامی قرار می گیرد، از آن روست که تاثیرات شگرفی را در فلسفه وجودی انسان و اهداف آفرینش و زندگی و مانند آن به جا می گذارد و رفتارهای انسانی را به شکل دیگر سامان می دهد.

تفاوت دو دیدگاه همانند تفاوت سلب و ایجابی و متناقضان است. اگر تفکر انسان محور پذیرفته شود در حقیقت تفکر خدامحوری نفی می شود و با نفی آن، تکالیف، حساب و عقاب آخرت، حقوق متقابل ، مبانی و اصول اخلاقی، هنجارها و ارزش های عقلانی و وحیانی و مانند آن نیز نفی می شود و اموری دیگر ارزش و اعتبار می یابد و رفتارها بر اساس اهداف جدید سامان پیدا می کند.

همین مساله است که در طول تاریخ اشرافیت را نسبت به پیام های وحیانی بر می انگیخت و کارشکنی و ممانعت آنان را سبب می شد(اعراف ، آیات ۵۹ تا ۶۳ و هود ، آیات ۲۵ تا۲۷ و آیات بسیار دیگر) چرا که اشراف پیام های وحیانی را موجب رهایی مردمان از نفوذ و سیطره خود می دانستند و عدالت خواهی و مبارزه با ستمگران چیزی جز از دست رفتن ثروت نامشروع آنان نمی بود. لزوم انفاق و احسان و ایثار و مفاهیم دیگری از این دست و یا تاکید بر حساب و کتاب اخروی و بازخواست نسبت به چگونگی استفاده از مال حلال و مجازات نسبت به مال حرام و اموری مانند این، به معنای نفی اشرافی گری است.

پیام های وحیانی، زنجیرهای بندگی فکری و بردگی جسمانی را از اندیشه و عمل توده های مردم باز می کرد که تحت استثمار و بهره کشی اشراف قرار داشتند. از این روست که با اتهام زنی چون سحر و جادوگری می کوشیدند تا از عقلانیت پیام فرو کاهند و مقاومت را در توده ها نسبت به پیام ها بیافزایند.

مستکبران و طاغوت نیز در همین راستا نسبت به پیام های وحیانی واکنش نشان می داند و در برابر پیامبران و پیام های آنان مانع ایجاد می کردند و با هزینه کردن اموال بسیار می کوشیدند تا توده ها مردم را بفریبند و با خریدن راهبران فکری و اجتماعی آنان هم چنان به استثمار و بهره کشی خود تداوم بخشند.(یونس ، ایات ۷۵ و ۷۶ و ۸۸ )

با نگاهی گذرا به مخالفان پیام های وحیانی و رهایی بخش می توان دریافت که کسانی نسبت به آن پیام ها مخالفت می ورزیدند که مناسبات و ارتباطات ظالمانه و ستمگرانه ایشان با پذیرش این پیام ها از سوی توده ها تغییر می کرد و دیگر نمی توانستند بر سریر قدرت تکیه زنند و به غارت و چپاول مال و منال مردم و استثمار ادامه دهند. از این روست که فرعونیان به عنوان نمادهای قدرت های استکباری و ستمگرانه ،(همان آیات و نیز مدثر، ایات ۱۱ و ۲۳ و ۲۵ و اعراف ، آیات ۷۳ تا ۷۶ و آیات دیگر)، مترفان و خوش نشینان رفاه زده (سبا، آیات ۳۴ و۳۵ و زخرف، ایات ۲۳ و ۲۴) و کافران و مقلدان کورکورانه و ناآگاه (ابراهیم ، ایات ۹ و ۱۰ و انبیاء ، آیات ۵۱ تا ۵۵) مهم ترین دشمنان و مخالفان پیام های وحیانی بودند و با هزینه کردن اموالی مقاومت توده های ناآگاه را نیز بر می انگیختند و همراه و همدل خود می ساختند. در این میان بهره مندی از گروه های مورد قبول توده ها از جمله روحانیون درباری و طاغوتی و استحمار کردن آنان از این راه، شیوه ای بود که اقشار مترف، مستکبر و اشراف قدرتمند در پیش می گرفتند تا دست کم مقاومت در توده های مردم نسبت به پیام های وحیانی هم چنان تداوم یابد.

البته نمی بایست در همه این موارد، از نقش شیطان فرو کاست، چرا که آن دشمنی سوگند خورده ای است که هیچ کس حضور مستقیم او را نمی بیند، این در حالی است که شیطان همگان را می بیند و از نقاط ضعف انسان آگاه است. عناد و دشمنی شیطان ابدی است و او هرگز دست از این عناد و دشمنی نسبت به انسان و پیام های وحیانی و رهایی بخش خداوند دست بر نمی دارد. شیطان با القای شبهه و سخنان به ظاهر آراسته و فریبنده از راه شیاطین انسانی و جنی می کوشد تا به هدف خود دست یابد که جلوگیری از رسالت تبلیغی پیامبران و گمراه سازی توده های بشر از راه هدایت الهی است.

روش هایی سازنده و مفید در تبلیغ

برای این که توده های مردم با پیام های عدالت محور و رهایی بخش آسمانی و وحیانی آشنا شوند و با کم ترین مقاومت به اصلاح و تصحیح و تغییر بینش و نگرش برسند، روش هایی را قرآن بیان کرده که از سوی پیامبران نیز عمل شده است.

ارایه نمونه های عینی و توجه و استفاده از ضروری ترین ، ملموس ترس نیازهای بشری (شعراء، ایه ۷۷ تا ۸۱)، بهره گیری از حکمت و بیان فلسفه هر چیزی در حد امکان و توان مخاطبان(نحل ،ایه ۱۲۵) بهره گیری از فطرت انسان در راستای جلب منفعت اطاعت از خدا و آموزه های وحیانی و گریز از ضررهای واقعی و احتمالی در دنیا و آخرت(مائده، آیه ۷۶ و انعام ، آیه ۷۱ و عنکبوت ، آیات ۱۷ و ۱۸) ، استفاده از محسوسات برای توده های مردم جهت آشنایی با حقایق غیر ملموس و امور غیب(انعام ، آیات ۷۶ و ۷۷) بهره گیری از موعظه و ایجاد فضای احساسی همذات پنداری(نساء ، آیه ۶۳ و نحل ، ایه ۱۲۵ و سبا، آیه ۴۶) استفاده از انذار و ترسانیدن مردم از آینده خطرناک و وحشتناک دردنیا و آخرت(بقره ، آیات ۱۱۹ و ۲۱۳ و نساء ،ایه ۱۶۵ و آیات دیگر)، برخورد محبت آمیز(طه، ایات ۴۳ و ۴۴)، بشارت و مژده دهی و ایجاد امید در مردم(انعام ، آیه ۵۴ و بقره ، آیات ۱۱۹ و ۲۱۳ و دیگر)، تاکید بر مشترکات پذیرفته شده و مقبولات دو طرف(ال عمران، آیه ۶۴ و عنکبوت، آیه ۴۶) بهره گیری از فرهنگ و زبان و رسوم و آداب هر قوم در پیام رسانی (ابراهیم، آیه ۴) ، بهره گیری از همه فرصت ها در نهان و آشکار(نوح، آیه ۹) تمسک به استدلال و برهان برای اهل آن(بقره ، ایه ۱۰۷ و مائده ، آیه ۱۰۴ و آیات دیگر)تهییج عواطف و احساسات مخاطبان پیام(بقره ، ایه ۵۴ و مائده ، آیات ۲۰ و ۲۱ و آیات دیگر)، ساده گویی و ساده سازی مفاهیم پیچیده (مریم ، ایه ۹۷ و دخان ، آیه ۵۸) روان شناسی مخاطبان و لزوم شناخت استعدادها و قابلیت های افراد در استفاده از فرصت ها و امکانات تبلیغی(نجم، آیات ۲۹ و ۳۰ و نحل، آیه ۱۲۵) طرح سوال و پرسش های مناسب به جهت بیدار کردن فطرت خفته (هود ،آیه ۶۳ و یوسف ، آیه ۳۹ و آیات دیگر) و پرهیز از تبعیض و تفاوت در دعوت مردم و ارزش گذاری یکسان نسبت به همه اقشار مختلف مردم(انبیا، آیه ۱۰۹ و شوری،آیه ۱۵) از جمله مهم ترین شیوه ها و روش هایی است که می بایست در تبلیغ و تغییر نگرش و بینش ها استفاده کرد.

صبر و پایداری در تبلیغ و تکرار پیام و ارسال فرستادگان متعدد برای تواتر سازی (یونس ،آیه ۱۰۹ و و آیات دیگر) صراحت در تبلیغ پیام ها به دور از هر گونه شائبه دروغ و نیرنگ (مائده ، ایه ۹۲ و آیات دیگر) عمل به گفته ها و باورها و دعوت مردمان با اعمال و رفتار صادقانه و راست خود(بقره ، آیه ۴۴ و صف ،آیات ۲ و ۳) از دیگر روش هایی است که می بایست همواره مورد توجه قرار گیرد.

اوصاف مبلغان

مبلغان نیز می بایست دارای ویژگی هایی باشند که با محتوا و سطح پیام هماهنگ و سازگار باشند. بر این اساس با توجه به سطح عالی پیام های وحیانی و محتوای بلند و سنگین آن می بایست پیام رسان کسانی باشند که خود اهل عمل به گفته ها و باورهای خویش باشند و هر آن چه را می گویند عمل کنند و یا در صدد انجام آن باشند (بقره ، آیه ۴۴ و صف ،آیات ۲ و ۳)، چنان که می بایست دعوت ها بر پایه دلایل روشن و به دور از هرگونه اکراه و اجباری باشد(هود، آیه ۲۸) چرا که هدف تغییر در بینش و عقاید آدمی است که این مهم تنها از طریق شکستن مقاومت ها و ایجاد همدلی شدنی است. این جاست که نقش اخلاص در تبلیغ نیز خودنمایی می کند چرا که بی اخلاص اصولا نمی تواند عواطف و احساسات دیگران را تحت تاثیر قرار داد و همدلی ایشان را بر انگیخت؛ حتی در پیام های باطل نیز اخلاص در پیام رسانان است که آن پیام را در جان و دل مخاطب قرار می دهد.

ادب از دیگر ویژگی های پیام رسان است. از این روست که خداووند در آیاتی از جمله آیات ۴۲ تا ۴۵ سوره مریم از ادب پیام رسان سخن به میان می آورد. در این آیات به خوبی از عطوفت و مهربانی برای رساندن پیام سود جسته شده است. هم چنین خوش خلقی در پیام رسان بر اساس همین تاثیر گذاری بر عواطف و احساسات مخاطب است که مورد توجه قرار گرفته و به عنوان یکی از مهم ترین ملاک های پیام رسانان بیان شده است.(آل عمران، آیه ۱۵۹)

مبلغ و پیام رسانان می بایست دارای بصیرت باشند تا بتوانند به درستی از موقعیت خویش بهره گیرند و مخاطبان را با حجت روشن و کنار زدن پرده های ظاهری به عمق پیام آشنا سازند.(یوسف ،آیه ۱۰۸)

سعه صدر در برخورد با افراد مخالف(اعراف ، آیات ۶۰ تا ۶۲) ، شجاعت در پیام رسانی (احزاب، آیه ۳۹) خیرخواهی (اعراف ، آیات ۶۲ و ۶۸ و ۷۹ و ۹۳) ، خداترسی و نهراسیدن از دشمنان و مخالفان(احزاب ، آیه ۳۹) داشتن فصاحت در گفتار و بلاغت در آن(قصص ، آیه ۳۴) احسان و کردار نیک و رفتار درست(فصلت ، آیه ۳۳) و علم و دانش مناسب(توبه ،ایه ۱۲۲) و توکل بر خدا (ابراهیم ،ایه ۱۲) از مهم ترین ویژگی ها پیام رسانان است.

آن چه قرآن در باره تبلیغ موثر و سازنده بیان می کند نشان می دهد که پیام رسان و مبلغ می بایست نخست خود به آن چه می گوید باور داشته و عمل نمایند تا تبلیغ تاثیرگذار بوده و مقاومت ها را کاهش دهد و حتی مخالفان را نومید سازد. بهره گیری از ابزارها و روش ها نیز می بایست به گونه ای باشد که انسان را از دایره حق و حقیقت بیرون نراند. به این معنا که هرگز هدف وسایل را توجیه نمی کند و مبلغ راستین نمی تواند برای دست یابی به هدف از هر ابزار و روش نادرست و باطلی بهره گیرد.