روش های تبلیغ در قرآن و روایات

بسم الله الرحمن الرحیم

تبلیغ در اسلام برای رساندن مهم ترین پیام های الهی است تا مردم را نسبت به وظیفه دنیوی در قبال ابدیت اخروی آماده کند. آموزه های اسلامی به ما می آموزد؛ چه شیوه ای را در پیش گیریم که مردم گرفتار تزیینات و تدلیس شیطانی نشده و دنیا برای آنان همه چیز نشود و شکوفه بی ثمر دنیا را بر میوه آخرت ترجیح ندهند. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی و اسلامی بر آن است تا راه ها رساندن پیام اسلام را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

روش های تلبیغ در قرآن

خداوند در آیات بسیاری به روش های تبلیغی پیامبران اشاره کرده است؛ زیرا مهم ترین مسئولیت پیامبران همان پیام رسانی از طرف خداوند به خلق است. بر این اساس با توجه به خصوصیات متنوع انسان ها و فهم و درک و دیگر شرایط و موانع پیام رسانی لازم است تا همه روش های شناخته و به کار گرفته شود. ازاین روست که می توان در آیات قرآنی روش های تبلیغی متفاوت و متنوعی را شناسایی کرد.

  1. تشویق به خردورزی و تعقل: در اسلام تعقل در جایگاه بسیار بلند مرتبه ای قرار گرفته است؛ زیرا اثبات وحی و معارف آن پیش شرط تعقل را می طلبد؛ زیرا اگر تعقل نباشد، نمی توان صحت و حقانیت وحی و امور مربوط به آن را اثبات کرد. در حقیقت عقل یک سیستم عاملی است که هم خود را پیشتبانی می کند و هم امکان بهره برداری از نرم افزارهای دیگر چون وحی و الهام و شهود و مانند آن را فراهم می آورد. البته عقل داشتن مانند داشتن یک سیستم عامل بسیار مناسب و کارآست، اما مهم تر از آن، تعقل یعنی به کار گیری درست این نظام عامل است. از این روست که در آیات قرآنی هماره از واژه عقل در هیات فعلی آن استفاده شده تا این گونه بهره گیری از عقل یعنی همان تعقل به عنوان ارزش مطرح شده باشد. در آیات قرآنی، یکی از اهداف و فلسفه های تبلیغ ، تشویق و ترغیب مردم به تعقل و تفکر برای فهم فلسفه وجودی آفرینش و مانند آن است. این گونه است که خداوند در آیات قرآنی از جمله ۱۷ و ۱۸ سوره زمر می فرماید: «پس بشارت ده به آن بندگان من که به سخن ، گوش فرا مى دهند و بهترینِ آن را پیروى مى کنند . اینان ، کسانى هستند که خدا آنان را راه نموده و اینان اند همان خردمندان» . هم چنین در آیه ۲۴۲ سوره بقره می فرماید: کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ ءَایَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ؛ «خداوند ، آیات [ خود ] را این گونه براى شما بیان مى کند . امید که بیندیشید» . بنابراین تشویق و ترغیب مردم به تعقل و خردآورزی برای کسب حکمت و فلسفه آفرینش و مانند آن از روش هایی است که قرآن برای رساندن پیام های خود بهره می گیرد. خداوند در آیه ۱۰ سوره انبیاء در خصوص نزول کتب آسمانی و پیام های آن به مردم می فرماید: لَقَدْ أنزَلْنَا إلَیْکُمْ کِتَابًا فِیهِ ذِکْرُکُمْ أفَلَا تَعْقِلُونَ؛ در حقیقت ، ما کتابى به سوى شما نازل کردیم که یادِ شما در آن است . آیا نمى اندیشید؟» البته همین مطلب را می توان از آیات دیگر قرآن از جمله آیه ۷۲ سوره بقره و ۸۰ سوره مومنون به دست آورد. امام کاظم (ع) ضمن یک حدیث طولانی می به هشام فرماید: اى هشام! خداوند ، پیامبران و فرستادگانش را به سوى بندگان خود نفرستاد ، مگر براى این که در باره خدا تعقّل کنند . بنا بر این ، آنان که پذیرششان [از دعوت پیامبران] بهتر است ، شناختشان بهتر است ، و آنان که خداشناس ترند ، خردشان نیکوتر است ، و آنان که خردشان کامل تر است ، مقام و درجه شان در دنیا و آخرت ، بالاتر است . «أیُّکُمْ أحْسَنُ عَمَلًا» (بحار الأنوار : ج ۱ ص ۱۳۲ ح ۳۰ ) هم چنین قتاده می گوید در باره آیه از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله پرسیدم . فرمود : «مى گوید : کدام یک از شما خردش نیکوتر است ؟» . سپس فرمود : «آن که از شما خردش کامل تر است ، از خدا پروادارتر است ، و در مواردى که خداوند ، امر یا نهى کرده ، نیکونظرترینِ شماست»(مجمع البیان : ج ۱۰ ص ۴۸).
  2. تشویق به آوردن دلیل روشن و برهان: از دیگر روش هایی که در قرآن و روایات بیان شده، تشویق به آوردن بینات و ادله است. به این معنا که در چارچوب رویکرد عقلانی، می بایست هر مطلبی مبتنی بر دلیل روشن و برهان قاطع باشد. چنان که خداوند خود در آیات قرآنی بلکه در تمام کتب آسمانی این گونه عمل کرده است؛ زیرا در آیات قرآنی هماره سخن و پیام مبتنی بر بینات و ادله است. خداوند خود در آیاتی از جمله ۱۳۸ سوره آل عمران می فرماید: هَذَا بَیَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَهٌ لِّلْمُتَّقِینَ؛ این [ قرآن ] براى مردم ، بیانى ، و براى پرهیزگاران ، ره نمود و اندرزى است. و هم چنین در آیه ۴۲ سوره انفال می فرماید: تا کسى که [ باید ] هلاک شود ، با دلیلى روشن ، هلاک گردد و کسى که [ باید ] زنده شود ، با دلیلى روشن ، زنده بماند ، و خداست که در حقیقت ، شنواى داناست» .و در آیات ۴۳ و ۴۴ سوره نحل نیز فرموده است: «و پیش از تو [ هم ] جز مردانى را که بدیشان وحى مى کردیم ، گسیل نداشتیم . پس اگر نمى دانید، از پژوهندگان کتاب هاى آسمانى جویا شوید ؛ [ زیرا آنان را ] با دلایل آشکار و نوشته ها [ فرستادیم ] و این قرآن را به سوى تو فرود آوردیم ، تا براى مردم ، آنچه را به سوى ایشان نازل شده است ، توضیح دهى . و امید که آنان بیندیشند» . آیات دیگری چون ۵۷ و ۱۵۷سوره انعام و ۱۴ سوره محمد (ص) و ۱۵۹ سوره بقره و ۶۶ سوره غافر و ۶۳ سوره زخرف و ده ها آیه دیگر نیز همین مطلب را تایید می کند. امیرمومنان علی(ع) می فرماید: پس بترسید از خدایى که با اندرز خود ، شما را سود بخشید و با پیام خویش به شما اندرز داد و با نعمتش شما را نواخت . پس جان هاى خود را به عبادت و بندگىِ او در آورید و حقّ اطاعت او را بگزارید .( نهج البلاغه : الخطبه ۱۹۸)
  3. جدال احسن: کمک گرفتن از مجادله پسندیده، از دیگر روش های پیام رسانی است؛ زیرا برخی از مردم اهل دلیل و برهان نیستند و باید در یک درجه پایین تر با آنان سخن گفت تا مطلب برای آنان قابل پذیرش باشد. خداوند در آیاتی از جمله ۱۲۵ سوره نحل می فرماید: با حکمت و اندرزِ نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به آن [ شیوه اى ] که نیکوتر است ، مجادله نما . در حقیقت ، پروردگار تو به [ حال ] کسى که از راه او منحرف شده ، داناتر ، و او به [ حال ] راه یافتگان [ نیز ] داناتر است» . هم چنین در آیه ۴۶ سوره عنکبوت می فرماید: «و با اهل کتاب ، جز به آن [ شیوه اى ] که بهتر است ، مجادله مکنید ـ مگر [ با ] کسانى از آنان که ستم کرده اند ـ و بگویید : به آنچه به سوى ما نازل شده و [ آنچه ] به سوى شما نازل گردیده ، ایمان آوردیم و خداى ما و خداى شما یکى است و ما تسلیم اوییم» امیرمومنان علی(ع) نیز می فرماید: جوانانتان را به بحث و مجادله کردن ، و میان سالانتان را به اندیشیدن ، و پیرانتان را به خاموشى گزیدن ، سفارش کنید .( شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید : ج ۲۰ ص ۲۸۵ ح ۲۶۰ ) پس توجه به شخصیت و نیز سن و سال افراد و درک و فهم ایشان باید از روش های گوناگون تبلیغ بهره گرفت و با همه به یک روش سخن نگفت. امام صادق علیه السلام به عبد الرحمان مى فرمود : «اى عبد الرحمان! با مردم مدینه بحث هاى کلامى کن ؛ زیرا من دوست دارم که در میان شیعه ، مانند تو دیده شود» .( بحارالأنوار : ج ۲ ص ۱۳۶ ح ۴۲ )
  4. استفاده از مثل ها: با توجه به تفاوت ادارک و فهم مردم و نیز تبیین امور عقلانی لازم است تا از تمثیل و مثل استفاده کرد. از این روست که در قرآن و روایات یکی از مهم ترین روش های تبلیغی را تشویق به اندیشیدن در مَثَل هاى قرآن ومراجعه به اهل بیت علیهم السلام در باره آنها معرفی کرده است. خداوند از ضرب المثل و مثل برای بیان مطالب استفاده کرده و آن را شیوه و روشی موثر می داند. خداوند در آیه ۵۸ سوره روم می فرماید: و به راستى در این قرآن براى مردم ، از هر گونه مَثَلى آوردیم ، و چون براى ایشان آیه اى بیاورى ، آنان که کفر ورزیده اند ، حتماً خواهند گفت : شما جز بر باطل نیستید» امام باقر(ع) در تاثیر مثل می فرماید: در قرآن براى مردم ، مَثَل ها زده شده و خداوند با آنها ، پیامبرش و ما را مخاطب ساخته است . بنا بر این ، جز ما کسى آن را نمى داند . (تفسیر القمّی : ج ۲ ص ۴۲۵) امام صادق(ع) نیز می فرماید: مَثَل هاى قرآن ، فوایدى دارند . پس ، در آنها دقّت نظر کنید ، و در معانى آنها بسیار اندیشه و تدبّر نمایید ، و از کنارشان نگذرید.( ریاض السالکین : ج ۵ ص ۴۶۱) خداوند در آیه ۸۹ سوره اسراء از نیندیشیدن در مَثَل هاى قرآن نهی کرده و فرموده است: «و به راستى ، در این قرآن ، از هر گونه مَثَلى ، گوناگون آوردیم ؛ ولى بیشتر مردم ، جز سرِ انکار ندارند» . از جمله مثل های قرآنی می توان به آیه ۳۵ سوره نور اشاره کرد که درباره خداوند می فرماید: خدا نور آسمان ها و زمین است . مَثَلِ نور او ، چون چراغدانى است که در آن ، چراغى ، و آن چراغ ، در شیشه اى است . آن شیشه ، گویى اخترى درخشان است که از درخت خجسته زیتونى که نه شرقى است و نه غربى ، افروخته مى شود . نزدیک است که روغنش ـ هر چند بِدان آتشى نرسیده باشد ـ روشنى بخشد . روشنى بر روى روشنى است . خدا هر که را بخواهد ، با نور خویش هدایت مى کند ، و این مَثَل ها را خدا براى مردم مى زند و خدا به هر چیزى داناست» . یا در آیه ۱۷ سوره رعد درباره حق و باطل این گونه مثل آورده است: خدا نور آسمان ها و زمین است . مَثَلِ نور او ، چون چراغدانى است که در آن ، چراغى ، و آن چراغ ، در شیشه اى است . آن شیشه ، گویى اخترى درخشان است که از درخت خجسته زیتونى که نه شرقى است و نه غربى ، افروخته مى شود . نزدیک است که روغنش ـ هر چند بِدان آتشى نرسیده باشد ـ روشنى بخشد . روشنى بر روى روشنى است . خدا هر که را بخواهد ، با نور خویش هدایت مى کند ، و این مَثَل ها را خدا براى مردم مى زند و خدا به هر چیزى داناست» . در آیات قرآنی برای بسیاری از مسایل عقلانی و معارف بلند عرفانی از مثل استفاده شده تا این گونه مطلب به ذهن آید و تقریب گردد.
  5. استفاده از سوگند و قسم: در برخی از امور مهم است که خداوند به روش سوگند استفاده کرده است. به عنوان نمونه پس از چندین سوگند درباره ماهیت نفس انسانی و این گونه معتدل و مستوی آفریده شده و الهامات تقوایی و فجوری دریافت می کند اشاره کرده است.(شمس،آیات ۷ تا ۱۰) خداوند در آیات ۱ تا ۸ سوره ذاریات در تبیین ارزش قرآن به سوگند متوسل می شود و می فرماید: «سوگند به بادهاى ذرّه افشان ، و ابرهاى گرانبار ، و سَبُک سِیران ، و تقسیم کنندگان کار[ ها] ، که آنچه وعده داده شده اید ، راست است و [ روز ] پاداش ، واقعیت دارد . سوگند به آسمان مشبّک ، که شما [ در باره قرآن ] در سخنى گوناگونید» . و در آیات ۷۵ تا ۷۹ سوره واقعه نیز می فرماید: «نه[ چنین است که مى پندارید ]! سوگند به جایگاه هاى [ ویژه و فواصل معیّن ] ستارگان ـ و اگر بدانید ، آن سوگندى سخت بزرگ است ـ که این [ پیام ] ، قطعاً قرآنى است ارجمند ، در کتابى نهفته ، که جز پاک شدگان ، به آن دست نمى زنند» . و در آیات ۱ تا ۹ سوره نازعات نیز می فرماید: «سوگند به آسمانِ آکنده از برج ، و به روزِ موعود ، و به گواه و موردِ گواهى . مرگ بر گروه [آتش افروز در ]خندق ؛ همان آتش مایه دار [ و انبوه] ، آن گاه که آنان بالاى آن [ خندق به تماشا ]نشسته بودند ، و خود بر آنچه بر [ سرِ ] مؤمنان مى آوردند ، گواه بودند ، و بر آنان عیبى نگرفته بودند ، جز این که به خداى ارجمند ستوده ، ایمان آورده بودند!» .

این ها نمونه هایی از روش هایی است که خداوند برای تبلیغ اسلام به خلق استفاده کرده است. جالب این که با توجه به این که مردم معادن مختلفی از زر و سیم و مس و مانند آن هستند برای بیان هر مطلبی و برای هر مخاطبی از روش هایی گوناگون استفاده کرده است. مبلغ آن است که از همه روش ها با توجه به متقضیات و مکان و شرایط و مخاطب عمل کند. پس مخاطب شناسی و موقعیت شناسی و مانند آن بسیار با اهمیت است. سخن درباره روش های قرآنی برای پیام رسانی و ابلاغ کامل یک پیام به مخاطب بسیار است ولی به همین اصول اساسی و بنیادین بسنده می شود و بقیه مطالب به وقتی دیگر سپرده می شود. به امید این که بتوانیم پیام اسلام را به خوبی درک کرده و در چارچوب اهداف خداوند و خلق عمل و رفتار کنیم و مسئولیت خودرا به خوبی شناخته و بدان عمل نماییم.